کد خبر: ۱۸۶۲۵
تعداد نظرات: ۶ نظر
آقای دکتر از بچه ها خواست تا معاینات اولیه رو انجام بدن و یه تاریخچه هم از صاحب سگ بگیرن ...
89666

 

توی دامپزشکی برای گرفتن درجه حرارت بدن حیوانات، دماسنج رو به مخاط داخل مقعد حیوان تماس میدن!.... با گفتن این مقدمه کوتاه میرم سراغ یه خاطره از دوران دانشجویی:

سگی به کلینیک ]...[ اومده بود و حال و روز خوبی نداشت. آقای دکتر از بچه ها خواست تا معاینات اولیه رو انجام بدن و یه تاریخچه هم از صاحب سگ بگیرن! بچه ها مشغول معاینه شدن و آقای دکتر هم رفت تا مقدمات یک سری از آزمایشات رو آماده کنه. یکی از دوستان مشغول گرفتن درجه حرارت بدن سگ شد...

دکتر بعد از دقایقی برگشت و با تعجب به دوستی که داشت دمای بدن سگ رو می گرفت گفت: شما داری چه کار می کنی؟

" دارم دماشو می گیرم دیگه، استاد!"

" مطمئنی؟ "

" خب آره... چطور مگه؟ "

" آخه اونطوری که شما دماسنج رو برعکس گرفتی دستت و سروته فرو کردی توی مقعد حیوون، بیشتر به نظر میرسه اون داره دمای شما رو می گیره!!!! "

 

خاطره ای از دکتر رضا ترابی، برگرفته از وبلاگ «دامپزشکی به زبان آدمیزاد»

 

 

انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
-
|
۰۴:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۹
0
0
لطفا اینگونه خاطرات را چاپ نکنید. بخدای احد و واحد بهیار دیپلمه پزشکی بلد است چطور با دماسنج پزشکی کار کنه اما دانشجوی سال 5 یا 6 نمیتونه.خاک بر سرشان
ناشناس
|
-
|
۰۸:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۹
0
0
عزيزم شما راست ميگوييد واقعا خاك بر سر دانشجوي سال 6 دامپزشكي! البته سيستم آموزشي هم خراب است اما بازم لعنت به دانشجوياني كه دامپزشك مي شوند اما به اندازه يك تزريقاتي سر كوچه چيزي حاليشون نميشه...
ناشناس
|
-
|
۲۱:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۷/۳۰
0
0
ننجون من هم میدونست دماسنج را چگونه استفاده کنه. اما دانشجویانی که از سهمیه مازاد آنهم در دانشکده های فله ای دامپزشکی قبول می شوند نمی دانند!!!
ناشناس
|
-
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۶
0
0
حکیم مهر با این خاطره آبروی هر چی دانشجوی دامپزشکی بود را از بین بردید که!! البته خودمانی حرف بزنیم در بین دانشجویان و حتی فارغ التحصیلان از این جنس سوتی های وحشتناک کم نیست!!!
ناشناس
|
-
|
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۸
0
0
سال 78 من دانشجوی سال آخر دامپزشکی در یکی از دانشکده ها بودم.یا استاد بیماری های داخلی دام بزرگ روابط خیلی دوستانه ای داشتم و استاد راهنمای پایان نامه ام هم ایشان بودند.روزی برای مطالعه به کتابخانه دانشکده رفته بودم که این استاد بزرگوار بنده را دیدند و خواستند که در اخذ امتحان از دانشجویان دوره کاردانی کمکشان کنم.....دقیقا به یاد دارم یکی از دانشجویان که نوبت امتحانش بود از شدت اضطراب گوشی را داخل گوشش فرو نکرده و همانطور به گردنش گیر داده بود و داشت صداهای شکمبه را گوش کرده و برای استاد تشریح می نمود....بیچاره جزوه را هم آنقدر خوب خوانده بود که تمامی مراحل را مو به مو و مرحله به مرحله توصیف می کرد در حالیکه من و استاد داشتیم از خنده روده بر میشدیم و این دانشجوی بیچاره هم با تصور اینکه در توضیح مطلب دچار اشکال شده هاج و واج ما رو نگاه میکرد.
ناشناس
|
-
|
۰۲:۱۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۸
0
0
اااه بازم این پزشکا هنرنمایی کردن. تو حرفه ی پزشکی هم کم از این سوتی ها نیست
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه