کد خبر: ۴۴۴۲۳
تعداد نظرات: ۲۴ نظر
استاد گروه جراحی و رادیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران:
«دکتر سیدمهدی قمصری» افزود: اگر دارو صرفاً در اختیار دامپزشک درمانگر بود، خیلی از دامداری‌هایی که در حال حاضر خود درمانی می‌کنند، مجبور به استخدام دامپزشک بودند ...
 

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: در یک کلام، راه‌اندازی داروخانه‌های دامپزشکی را یکی از خطاهای استراتژیک مدیریتی این حوزه می‌داند که باعث بروز معضلات فراوان از جمله بیکاری دامپزشکان شده است. استاد گروه جراحی و رادیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، معتقد است که تقریبا در هیچ جای دنیا داروخانه دامپزشکی نداریم، بلکه دارو در اختیار دامپزشک درمانگر است. از نظر او اگر دارو صرفاً در اختیار دامپزشک درمانگر بود، خیلی از دامداری‌هایی که در حال حاضر خود درمانی می‌کنند، مجبور به استخدام دامپزشک بودند. «دکتر سید مهدی قمصری» عدم اطلاع تصمیم‌گیران از نقش دامپزشکی را نیز یکی از معضلات اساسی این حوزه می‌داند.

حکیم مهر: آقای دکتر، مهمترین چالش‌های حوزه دامپزشکی کشور را چه می‌دانید؟

اگر بخواهیم خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم، مهم‌ترین چالش عدم اطلاع تصمیم‌گیران از نقش دامپزشکی است. از نظر بنده نظام سلامت در کشور، نظام درمان است و اصلا به دنبال برقراری سلامت نیست، چون سیستم درمانی کشور در سطح کلان و بر خلاف ادعاها نقش زیادی برای سلامت قائل نیست. به بیان دیگر افراد تصمیم‌گیر در دیدگاه کلان خود، اهمیتی برای دامپزشکی که در همه جای دنیا نقش کلیدی و مهره‌ای در نظام سلامت دارد، قائل نیستند.

وقتی بحث کاهش مصرف مواد لبنی مطرح می‌شود، این مساله حساسیت زیادی برای تصمیم‌گیران بهداشتی ایجاد نمی‌کند. چون برای آنها مهم نیست و منفعت آنها در کیس بیشتر است. اگر ادعاها را کنار بگذاریم، خواهیم دادید که مساله کمبود مصرف مواد لبنی، بحث کوتاهی قد، نازایی‌ها، ناتوانی‌های اسکلتی و مجموعه‌ای از کیس‌ها را فراهم می‌کند. در صورتی که به راحتی با سیاست‌های افزایش مصرف که یک بخش آن به عهده دامپزشکی است، می‌توانیم سرانه مصرف را بالا ببریم. برای این منظور باید یک زنجیره از کارها را در نظر بگیریم که بخشی از آن به عهده دامپزشکان است ولی زمانی که چنین تصمیمی گرفته نمی‌شود، تبدیل به بزرگترین چالش می‌شود.

حکیم مهر: به نظر شما الحاق دامپزشکی به وزارت بهداشت به نفع دامپزشکان است یا به ضرر آنها؟

بر خلاف بحث‌هایی که در حاشیه می‌شود مبنی‌بر اینکه در کدام وزارتخانه باشیم، همین نگاه کلان است که باید اصلاح شود. فرض کنیم که به وزارت بهداشت هم برویم، تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود، اقتصاد دامپروری اصلاح نخواهد شد. وقتی اقتصاد دامپروری درست نشود، سیستم دامپزشکی ما اصلاح نمی‌شود. یعنی انگیزه تحصیلی دانشجویان ما بالا نمی‌رود، چون آینده شغلی ندارند. آینده شغلی برای آنها مهم نیست چون رقابت‌های خیلی زیادی وجود ندارد. همه این مسائل زنجیره‌وار به هم وصل است.

حکیم مهر: راهکار چیست؟

اگر بشود کاری کرد، باید این دیدگاه را در مقامات تصمیم‌گیر کشور جا انداخت که سلامت واقعا مهم است و بخشی از آن هم به عهده دامپزشکی است. متاسفانه الان تمام اهتمام به ساخت بیمارستان‌های مجهز است. شما یک آمار بگیرید که یک بیمارستان فوق تخصصی در طول کارکرد یک ساله خود جان چند نفر را را نجات می‌دهد؟ ۲۰۰ نفر، ۲ هزار نفر یا ۳ هزار نفر؟ در صورتی که یک بیماری می‌تواند در حد چند میلیون نفر تلفات جانی به بار آورد. ضررهای اقتصادی زیادی نیز به دنبال آن خواهد بود. الان در کشور برای ساخت بیمارستان‌های مدرن مسابقه به راه افتاده است. چون نظام سلامت و بهداشت کشور ما برخلاف آنچه در شعارها گفته می‌شود، نظام درمانگراست و اصلا به دنبال سلامت و بهداشت عمومی نیست.

این چالش اصلی ماست. اگر این چالش را اصلاح کنیم، نیاز نیست تبلیغ کنیم که در دامپزشکی چه می‌کنیم؟ اگر این نگاه اصلاح و جهت‌گیری‌ها در جهت حفظ و افزایش بهداشت عمومی باشد، سیستم دامپزشکی اصلاح و حتما سیستم آموزشی ما نیز درست خواهد شد. آن‌وقت می‌بینید که تولیدکننده به دنبال فرد دامپزشکی خواهد بود که کیفیت را بالا ببرد و ضمن حفظ سرمایه، محصول را در بازار عرضه کند. نظام استاندارد باید طوری باشد که بگوید با این شاخص‌ها، اجازه ورود محصولات به بازار را نخواهیم داد. اگر سیستم در حد زیادی متحول شده و نظارت آن دقیق باشد، می‌بینید که دیگر لازم نیست به تولید کننده بگوییم چه کاری انجام دهد. بلکه خود او به دنبال دامپزشک با کیفیت می‌گردد تا محصول او، شیر، تخم‌مرغ و ماهی او بتواند در بازاری که تحت نظارت است، محصول را عرضه کند. به این شکل، شرایط درست می‌شود.

من به مسئولین قبلی سازمان دامپزشکی هم گفته بودم که اگر واقعا توان نظارتی دارید، محصول را در بازار کنترل کنید. لازم نیست در هر مرکز تولیدی ما بگوییم که چه کنند، بلکه شما بگویید که ما به این محصول با این استاندارد اجازه عرضه نخواهیم داد. بدین شکل و در بازار رقابت، دامدار صاحب سرمایه، به دنبال دامپزشکی خواهد بود که تولید او را افزایش دهد. دانشجو نیز در این رقابت قرار می‌‌گیرد که بتواند در آن بازار کار کند. یعنی همه به شکل زنجیره‌وار به هم متصل خواهند شد.

حکیم مهر: با این روندی که شما می‌فرمایید، آیا مشکل اشتغال فارغ‌التحصیلان نیز حل خواهد شد؟

گاهی به شوخی می‌گویم دامپروری‌های ما مثل برخی مناطق کشور در اوایل انقلاب، در طول روز در اختیار جمهوری اسلامی و شب دست گروهک‌ها بود. دامپروری همین‌گونه است که در روز در کنترل دامپزشک و شب در اختیار کارگر افغانی و ... است. کارگرانی که هر اقدام درمانی را که می‌خواهند، بدون توجه به عواقب آن انجام می‌دهند. لذا بدون هیچ کنترلی دارو در اختیار دامدار است. پس چالش اصلی این است که بتوانیم آن نگاه را در سطح برنامه‌ریزان اصلاح کنیم.

حکیم مهر: برای حل مشکل تقابل بین داروخانه‌ها و کلینیک‌های دامپزشکی و فروش بدون نسخه دارو چه راهکاری به نظر شما می‌رسد؟

شاید این نظر بنده کمی افراطی باشد اما من از ابتدا این دیدگاه را داشتم که تاسیس داروخانه‌های دامپزشکی یکی از خطاهایی بود که سیستم اجرایی کشور مرتکب شد. ما تقریبا در هیچ جای دنیا داروخانه دامپزشکی نداریم بلکه دارو در اختیار دامپزشک درمانگر است. البته این اصل در مورد حیوانات خانگی فرق می‌کند. به طور کلی یک رابطه‌ بین تولیدکنندگان با سیستم‌های پخش وجود دارد که نظارت می‌شود. این رابطه آن‌قدر هم گسترده نیست که نظارت بر آن سخت باشد، بلکه داروهای تک کیسی در اختیار دامپزشک است. دامپزشک مراجعه می‌کند، اسب و سگ را ویزیت و درمان می‌کند و دارو هم می‌دهد.

در اینجا هم بحث درآمد مطرح است و هم مباحث کنترلی؛ ما تصور کردیم که با ایجاد داروخانه‌های دامپزشکی، ۱۰۰، ۲۰۰ یا ۵۰۰ فرصت شغلی ایجاد می‌کنیم، در صورتی که ۵ هزار فرصت شغلی را از دست دادیم. اگر دارو صرفا در اختیار دامپزشک درمانگر بود، خیلی از دامداری‌هایی که در حال حاضر خود درمانی می‌کنند، مجبور به استخدام دامپزشک بودند. این راهکار خیلی ساده است اما روال فعلی مانند قطاری است که شروع شده و الان نمی‌توانند حرکت آن را متوقف کنند. فروش دارو مجموعه بزرگی با یک گردش مالی سنگین است که این مجموعه اجازه راهکارهای جدید را نخواهد داد. داروخانه‌دار باید داروساز باشد. امروز داروخانه‌ها از آنجا که گردش مالی صحیحی ندارند، به کارهای حاشیه‌ای می‌پردازند. به دلیل نبودن مرزهای مشخص، دوستانی که در داروخانه تشریف دارند، نقش درمانگری و دوستان درمانگر، نقش داروفروشی را انجام می‌دهند.

حکیم مهر: از نظر شما آیا واقعاً می‌توان داروخانه دامپزشکی را حذف کرد؟

با توجه به عادت و فرهنگی که در دامداری‌ها و تولید کنندگان ما اعم از دامداری و مرغداری شکل گرفته، انجام این کار خیلی سخت است اما در خیلی از جاهای دنیا این گونه است. یعنی دارو حتی در اشل‌های بالا، صرفا با نسخه دامپزشک می‌تواند از مرکز پخش به دست مصرف کننده برسد. یعنی مصرف کننده نمی‌تواند به سوپر مارکت برود و دارو تهیه کند. این اصل در اکثر جاهای دنیا متداول است که هم درآمد دامپزشکان را افزایش می‌دهد و هم فرصت‌های شغلی بیشتری را ایجاد می‌کند.

اگر به این موضوع دقت کنید، می‌بینید که با این سیستم، هر دامپزشک باید به شکل مرتب به چند دامپروری سرکشی کند و این به منزله درآمد پایدار است. من به یک تجربه از دوره تخصص خود در کشور ژاپن اشاره می‌کنم که در آنجا هر زمان فرزندم را نزد پزشک می‌بردم، پزشک فقط برای مدت ۳ روز به او دارو می‌داد. این مساله ما را وادار می‌کرد که بعد از ۳ روز دوباره بیمار را به او ارجاع دهیم. با این روند هم پزشک می‌فهمید که مسیر درمان بیمار چگونه است و هم داروی زیاد در خانه انبار یا مصرف نمی‌شد. همه چیز تحت کنترل بود و برای خود او هم درآمد بیشتری داشت. بنابراین اگر دامپزشک در دامپروری مشغول باشد، دامپرور مجبور خواهد بود هر هفته یک بار تقاضای مراجعه از دامپزشک کند تا داروی مورد نیاز را دریافت کند. لذا تعداد زیادی از دامپزشکان مشغول به کار خواهند شد.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 
 
انتشار یافته: ۲۴
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۵
0
0
داروخانه ها خودشون درمان میکنن ودارو میفروشن
داروخونه چی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۵
0
0
جناب دکتر خیلی ایده آلیستی فکر می کنند‌.تازه براشون توفیری نداره که دامپزشک بیرون چی می کشه تا درآمد کسب کنه ....... الان اوضاع جوری شده دامپزشک داروخونه چی تو پاس کردن بدهی و چکاش مونده حالا با قیمت جدید چطوری میخاد دارو جایگزین کنه و بفروشه خدا داند.آقای دکتر ! دامدار عمومی (دام بزرگ) تا یه حدی که براش بصرفه از منظر خودش خرج می کنه نه بیشتر.تازه خیلیاشونم پول دارو رو کامل نمیدن و نسیه می برن حالا چطور میخان هفتگی پول ویزیت بدن؟ دامپزشکی رو که دو بار بیشتر ببرن سر کیس میگن چیزی بلد نیست.فیلد کاری ما خیلی پیچیده است و اعصاب میخاد توش دووم بیاری.بحث دام کوچک و اسب و زمینه های خاص جداست شاید بشه سیستم شما رو اجرا کرد.
و اما داروخونه که شما انقدر بهش گیر میدین والا بجز جاهای خاص دیگه صرفه قبلی رو نداره الان تخفیفا رو برداشتن سود سوپرمارکت با در نظر گرفتن حجم فروش و درصد از داروخونه دامپزشکی بیشتره. در ثانی اگه داروخونه و کلینیک با هم جمع بشن وضع از اینی که هست قاراشمیش تر میشه درمانگر برای سود بیشتر دارو بیشتر تجویز می کنه و تخریب علیه همکار بخاطر رقابت منفی بیشتر میشه و درآمدها پایین تر میشه و تخریب و جوسازی بیشتر.خلاصه اوضاع خرابتر میشه که بهتر نمیشه.الانم داروخونه در حد اشباع هست.خلاصه برای سازماندهی دامپزشکی عالمی دیگر بباید ساخت و ازنو آدمی !!
ناشناس
|
United Kingdom
|
۲۳:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۵
0
0
باید ب هرکی که میخاد مجوز داروخانه بدن مثل سوپر مارکت.دامپزشکی که هم پولشو داره هم علمشو چرا نباید داروخونه بزنه؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۵
0
0
جناب دکتر قمصری چرا قضیه رو پیچیده میکنید؟
در سیستم پزشکی چطور کار پزشکان و داروخانه ها جداست؟ در دامپزشکی هم فقط کافیه تا داروخانه ها، دارو بدون نسخه دامپزشک در اختیار دامدار قرار ندهند به همین سادگی. دیگه نیاز نیست داروخانه ها حذف و هزاران نفر بیکار شوند.
ناشناس
|
France
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۶
0
0
بسیار دیده ایم که همکاران کلینیسین و برخی شرکت های توزیع، واکسن که فقط باید در اختیار کلینیسین باشه رو در اختیار پرورش دهندگان و صاحبان حیوانات قرار میدن و هیچ نظارت و برخوردی هم نیست. این نشون میده که حتی اگر داروخونه هم نباشه میتونه اتفاق مشابه در مورد دارو توسط کلینیسین ها بیفته. فکر میکنم تنها چاره، پایبندی به تعهدات حرفه ای و گذشتن از اون پول برای اعتلای دامپزشکی ،چه توسط کلینیسین و چه توسط همکاران داروخانه هست و همچنین نظارت دقیق و برخورد با متخلفین
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۶
0
0
جانا سخن از زبان ما مي گويي
من وقتي كلينيك داشتم بايد پاچه خواري داروخانه بي انصاف را مي كردم تا يك كيس برام بفرستن در صورتي كه وظيفه اش بود ما ياد نداريم توي كار همديگه دخالت نكنيم پس وقتي كه داروخانه داران محترم حد خودشون را نمي دانند بايد به كلينسيني كه كار درماني انجام ميده بايد اجازه داد خودش هم دارو بياره هم درمان بكنه داروخانه دار عزيز هم زحمت بكشه يكم با مخاطرات درمان اشنا بشه تا تعادل برقرار بشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۶
0
0
اين كار توي فرانسه و همه كشوراي دنيا داره انجام ميشه و خوب هم جواب داده با اين كار انقلابي در دامپزشكي ايجاد ميشه و عملا مشكل بيكاري دكترهاي عزيز حل خواهد شد
دکتر فرهمند
|
United States
|
۱۱:۲۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۶
0
0
جناب دکتر قمصری ما سه نوع کار کلینکی داریم یک نوع کار دامپزشک در فارم های بزرگ دام وطیور که دارو توسط دامپزشک فارم نسخه وتجویز می شود، یک کار کلینیکی برای دامدارا خرده پا که موقعیکه دامشان بیمار میشود و یا نیاز بکار اورژانس دارد به دامپزشک مراجعه میکند که این افراد با دراختیار داشتن دارو خودشان ویا همسایه کاریشان اول خود درمانی میکند و بعد به دامپزشک مراجعه میکند یک کار کلینیکی هم هست منحصر به حیوانات کو چک که برحسب علاقه عاطفی صاحب حیوان که از بچه اش عزیز تر است فقط با نظر دکتر دامپزشک مورد اعتمادش کار درمانی حیوانش انجام میگیرد ولی آنچه مهم است این است که زمانیکه من وامثال بنده که اکنون تعدادی زیادی از آنها دردانشکده دامپزشک بخصوص تهران ارومیه وشیراز و جندی شاپور استاد شدن وبازنشسته شده اند در شروع کار در زمان خدمت سربازی بنقاط مختلف کشور با گردن افراشته رفتم وبعد هم چون سازمان دامپزشکی نیاز به پوشش دکتر دامپزشک در نقاط مختلف کشور داشت از طرح 1601 به استخدام سازمان دامپزشکی درآمدیم ودر قصر شیرین توسرکان در زابل ودر لرستان ودرشهر کرد وغیره شروع بکار کردیم وتجربه کار ی اندوختیم ولی اکنون دانش آموخته ها همگان دنبال کار درشهر ها بزرگ هستند ومیخواهند به تمام تفریحاتشان برسند ولی این انباشتگی کار در شهرهای بزرگ با کمی تجربه چه در دام بزرگ تبدیل به یک بیکاری مخفی حتی برای آنهاییکه پروانه دارند شده است. البته باید ایراد گرفت کسانیکه در دانشکده های دامپزشکی ذی نفوذ هستند نبایستی اجازه میدادند ومیدهند که این تعداد دکتر دامپزشک تربیت شود پس با این بیان نتیجه می گیریم خانه از پا ی بست ویران است همان طور که فرمودید لازم یک دامپزشک رشید ونترس باشد وعلاقه بکار سخت دامپزشکی باشد و بصرف دکتر شدن به دامپزشکی نیاید. دوره دامپزشکی بمانند دانشکده های معتبر امریکا بامدت کمتر برنامه ریزی شود و درنهایت باید گفت کار دامپزشکی در تمام شاخه هایش کار سختی است پس کسی که در خود توانش را دارد بیآید و گردانندگان دامپزشکی هم درتمام جهات برنامه ریزی مجدد بنماید درغیر ایصورت باید این بازار مکاره باشد وهرکس که زرنکتر بود گلیم خودش را از آب بکشد درخاتمه تمام فرمایشات شمادر مورد خود درمانی توسط غیر دامپزشک در دام بزرگ ودر دام کوچک که سگ فروشها انجام میدهند و واکسن دراختیار دارند و شناسنامه صادر میکنند وکارهای دیگر را کاملا" واقعیت دارد.
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
دکتر عزیز بجای این حرفها باید روند پذیرش دانشجو اصلاح شود دانشکده های دامپزشکی عین قارچ در حال رویش اند زیاد طول نخواهد کشید که تعداد دامپزشک بیشتر از دام شود ! وضعیت اشتغال دامپزشکی رو به نابودی کامل است .شما به فکر فروش دارو در داروخانه ها هستید .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
من بعنوان یک کلینیسین دامهای بزرگ و استاد دانشگاه با بیش از 40 سال خدمت عرض میکنم همانطور که آقای دکتر قمصری فرمودندند ما در هیچ جای دنیا چیزی به اسم داروخانه دام و طیور نداریم حالا چرا در ایران داریم چون دامپزشکی نداریم. شما به این میگوئید دامپزشکی؟.ولی چاره ای هم نیست چون برای اینکه فارغ التحصیلاان بیکار نمانند نیاز به این گونه مشاغل کاذب وجود دارد.آقای دکتر ما آنقدر دامپروری نداریم که بتواند پاسخگوی اینهمه فارغ التحصیل بشود . چون اصلا قرار نیست ما از نظر دامپزوری خود کفا شویم از بیش از 30 کشور فقط گوشت وارد میکنیم و یک کشتار گاه بزرگ هم برا کشتار دامهای زنده وارداتی در دست احداث داریم.ضمنا دانشکده های ما دانشکده های آموزشی نیستند که بتواننند فارغ التحصیل کار آمد تولید نمایند.من در سال 1352 وارد دانشکده دامپزشکی کامبریج شدم 2 سال پیش که از آن بازدید کردم 100 درصد از نظر فیزیکی و محتوای آموزش تفاوت پیدا نموده بود ولی از زمان تاسیس دانشکده دامپزشکی تهران چه چیز جدیدی شما احساس میکنید تغیر کرده باشد محتوای دروس؟ فارم های آموزشی ؟. خود شما برای آموزش درس مامایی به دانشجویان آنهار را در کدام فارم آموزش میدهید؟.دانشجوی فارغ لتحصیل شما چقدر از تغذیه گاو و گوساله و گوسفند و اسب و نوزادان آنها اطلاع دارد؟ به جرات میگویم کمتر از آن کار گر افغانی. آقای دکتر خود بهتر میدانید که چه اشتباهات درمانی و مدیریتی بر فارم های ما حاکم است. یک معضل بزرگ در فارمهای ما دوستان دامپرور اند که با استفاده از کم اطلاعی دامپزشکان دخالت های وحشتناکی مینمایند. چند هفته پیش برای مشورت به یک گاوداری که 1350 راس گوساله داشت جهت بررسی شیوع اسهال غیر قابل پاسخ بدرمان که در چند روز اول پس از تولد منجر به تلفات سنگینی شده بود رفتم. با وجود حضور چند دامپزشک در آن گاوداری که دولتی بود مسئول درمان گوساله ها یک آقای مهندس دامپروربا درجه فوق لیسانس بود. اسهال از روز 3تا 5 بعد از تولد شروع میشد به درمان پاسخ نمیداد و با تلفات بالایی همراه بود. کارهایی که توسط دوست دامپرور ما انجام میشد تزریق ceftriaxone در 3 نوبت به همه مبتلایان و قطع خوراندن شیر به مدت 24تا48 ساعت خوراندن هر دوارده ساعت یکبار ORS.چون اسهال قطع نمیشد چند روزی بود که بلافاصله بعد از تولد و خوراندن آغوز تا 2 روز به گوساله برای پیشگیری آنتیبیوتیک تزریق میشد ولی باز هم اسهال قطع نمیشد.أدر این گاوداری به گوساله ها 10 درصد وزن بدن در 6 ساعت اول بعد از تولد آغوز داده میشد یعنیی برای 1 گوساله 40 کیلویی 4 لیتر.خوب روز 24 ساعت است در 6 ساعت اول 4 لیتر در 6ساعت بعد مجددا 2 لیر 12 ساعت بعد هم 2تا3 لیتر جمعا یک گوساله 40 کیلویی در روز اول بعد از تولد 9لیتر آغوز که لاکساتیوی پر قدرت است را دریافت مینمود و از روز سوم چهارم دچار اسهالی شدید میشد با تغیر این میزان از 9لیتر کلا به 4 لیتر مشکل 2 ماهه در ظرف یک هفته حل شد.خوب اگر یک نظام دامپزشکی قوی وجود داشت اجازه درمان به غیر دامپزشک داده نمیشد و استفاده از انتی بیوتیک مورد استفاده طب انسانی را در دامپزشکی ممنوع مینمود.درست در روز اول کلاس در دانشگاه کمبریج استادی درس قوانین دامپزشکی را میداد که در آن گاو را اینگونه تعریف مینمود( گاو یک سرمایه ملی است که در اختیار دامدار برای بهره وری بنفع ملت قرار گرفته واگر در این مورد قصوری صورت گیرد میتوان آنرا از دامدار گرفت ودر اختیار کسی قرار داد که بتواند این مهم را انجام دهد.).آقای دکتر اگر دامپزشک ما آموزش دیده بودواگر کسی بقیر از دامپزشک در امر درمان دامها دخالت نمینمود صحبت شما در رابطه با حذف داروخانه که صحبتی 100 درصد صحیح است متین بود ولی چون این اینگونه نیست ونظام دامپزشکی نا کار آمد بر سر کار است بهتر است جلوی نان خوردن عده ای گرفته نشود.
همکار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
با سلام و ارادت خدمت دکتر عزیز به اطلاع می رساند که در سال 96 اینجانب مدت 4 ماه در کشور قزاقستان بودم و حداقل پنج استان را از نظر وضعیت دامپزشکی و داروخانه های دامپزشکی را بازدید کردم که وضعیتشان مشابه ایران می باشد و غالب داروخانه ها هم دست دامپزشکان خانم بود و از کار و درآمدشان نیز بسیار رضایت داشتند.
همکار
|
United States
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
نه آقای دکتر قمصری گفته ها تون منطقی نیست .
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
«ارسطو»در کتاب هفتم(سیاست)خود، نظریه ‏اى را در خصوص روابط میان اقلیم و آزادى مى‏پروراند. (5) از جمله می گوید:
"مردم سرزمینهاى سردسیر، بویژه در اروپا، بیشتر دلیر امّا کم‏ هوش و کم‏ هنرند و اگرچه بالنسبه آزادى خود را همچنان نگه داشته ‏اند، داراى سازمانهاى سیاسى نیستند و از فرمانروایى بر همسایگانشان ناتوانند.
آسیائیان هوشمندتر و هنرمندترند، امّا از دلیرى بی بهره‏ اند و از اینرو همیشه به حال بندگى و فرمانبردارى به سر می برند."
خواستم با آوردن این متن اشاره ای به این واقعیت تلخ فرهنگی و اجتماعی ایرانیان بکنم که وقتی متوجه یک نقص و ایراد جدی در امور خود میشوند ، علی رغم هوش و درک خود از خسارتهایی که این ایرادات و نواقص و اشتباهات به بار میآورد ، همچنان به بهانه های مختلف از ارتکاب و تکرار مکرر اشتباهات خود دست بر نمی دارند و یا حرکتی عملی در مخالفت با آن از خود نشان نمیدهند و به بهانه آنکه نان کسی را نبریم همچنان اجازه میدهند تا آن کار اشتباه با هر درجه ای از نادرستی و خسارتی که به بار می آورد ، ادامه پیدا کند .
علت اصلی این رفتار در میان ما نه ملاحظه کاری و نه دلسوزی و شفقت بلکه فقدان شجاعت و دلیری است و بس . ما بنده ترسهایمان هستیم و هر کس براحتی با استفاده از همین صفت ویژه ترس در میان ایرانیان براحتی بر گرده مان سوار می شود و به سواری گرفتنش هم ادامه میدهد !!!
بطور مثال در متن همکار ناشناس گرامی با بیش از چهل سال تجربه کاری و استاد دانشگاه ( متاسفانه مجبور شدم از چنین عنوانی استفاده کنم چون ایشان نام خودشان را ذکر نفرموده بودند ) میبینیم تا قبل از آخرین جمله بدرستی و حتی با جزئیات و مثالی بارز و اشاره ای به یکی دو مورد از مصیبتهای اداری و ریشه ای دامپزشکی یعنی نظام و سیستم آموزشی ، به خوبی و به روانی مطالبی درست و عینی و راهگشا را بیان میکنند . ( این یعنی داشتن هوش و درک لازم از مشکلات و ایرادات و اشتباهات ریشه ای و مکرر در مکرر دامپزشکی ) . اما در آخرین جمله همه نتایجی که می شد پایه ای برای پیگیری و ایجاد طرح و برنامه ای برای رفع معضلات ریشه ای دامپزشکی از آن استفاده کرد را ، به بهانه ناکارآمدی نظام دامپزشکی و نان خوردن عده ای که حتی این نانشان هم چندان نان نیست !! به باد فنا داد !!! (بهانه آوردن به دلیل فقدان دلیری و شجاعت برای رفع ایرادات و بازگشت از راه اشتباه )
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۷
0
0
سلام.،بعد از مدتها یک نظر کارشناسی دیدیم،این تنها راه حل درست و منطقی می باشد،متاسفانه جناب دکتر قمصری اطلاع ندارند که شرکتهای دارویی چه پورسانتهای به بخش ......... پرداخت می کنند.قدرت پول و مافیای دارو اجازه این کار را نمی دهد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۸
0
0
آقای دکتر حسین زاده بدرستی از ارسطو مثال آورده اند ولی یادشان باشد که در قران آمده است:
الذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا إنّا لله وإنّا إلیه راجعون
این آیه مصداق همین نان خوردن آخر جمله است.دوست عزیز 40 سال داد زدیم واین مصیبت را نتوانستیم از سر بگذرانیم پس ما رهایش کردیم و گفتیم ا قالوا إنّا لله وإنّا إلیه راجعون .حالا شما اگر میتوانید این گوی و این میدان. دوست عزیز دلیری در یک سیتم دمکراتیک پاسخ میدهد نه درسیستمی که همه چیزش بر اساس دلالی پایه گذاری شده است. تمام مصیبت های فعلی را ما 40 سال پیش دقیقا پیش بینی کرده بودیم ولی وقتی دلالانی بر سیستم آموزشی حاکم شدند و در سطح انبوه دانشجو بدون امکانات وارد دانشگاه نمودند ودر حد تئوری عده ای را روانه بازار کردندند شما بغیر از گفتن قالوا إنّا لله وإنّا إلیه راجعون کار دیگری میتوانستید انجام دهید. این آیه دقیقا بما میگوید وقتی کاری نمیتوانی بکنی تسلیم شو و بزارش به حال خودش.
ناشناس
|
Hungary
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۸
0
0
من مجارستانم داروخانه دامپزشکی هم داره!!! چرا حرف الکی میزنید!
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۸
0
0
در پاسخ همکار ناشناس و احتمالا" همان کلنیسین
با تجربه چهل ساله و استاد دانشگاه گرامی ، باید عرض کنم آیه مورد نظر شما در باب فردی که دستش به جایی بند نیست ، درست است . اما در باب جامعه و امور عمومی و اجتماعی مسئله زمین تا آسمان فرق میکند . در این باب نشانی میدهم شما را به سوره الرعد آیه 11 : إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (در حقيقت ‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند ) .
حتی در باب آیه ای که شما فرمودید نیز ، برداشت درست از آن ، دست روی دست گذاشتن نیست ، بلکه با اطمینان از پشتوانه الهی به مقابله مصیبت رفتن است !! که در ترکیب با آیه 11 سوره رعد نتیجه ای جزء اینکه با دلیری و با پشتوانه انا الیه الراجعون باید به اصلاح امور جامعه و سرنوشتمان بپا خیزیم و خود را به کناری نکشیم !!
یادمان باشد تا خودمان نخواهیم و دست به عمل نزنیم و با بهانه های مختلف از زیر بار مسئولیت اجتماعیمان شانه خالی نکنیم شانسی برای دریافت حمایت الهی نیز نخواهیم داشت ، تا تغییری در احوالمان رو به بهبودی ، بوجود آید . به قول مثل معروف خودمان " تا بچه گریه نکنه کسی شیرش نمیده "
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۸
0
0
همکار گرامی ناشناس که خود را با عنوان کلینیسین با تجربه چهل ساله و استاد دانشگاه معرفی فرمودید ضمن آنکه خوشحال میشوم اگر لطف فرموده با نتایجی که بحثمان در باب دلیری داشته خود را معرفی فرمایید تا فرصت بیشتری برای همفکری با جنابعالی داشته باشیم ، می خواستم از شما اجازه بگیرم تا از حکیم مهر درخواست کنم بخشی از متن کامنت اولیه شما را به مضمون زیر ، بعنوان شعار اصلی دامپزشکی ، در صفحه اول سایت حکیم مهر در مکانی مناسب و در دید همگان برای همیشه نصب نمایند :
درست در روز اول کلاس در دانشگاه کمبریج استادی درس قوانین دامپزشکی را میداد که در آن گاو را اینگونه تعریف مینمود( گاو یک سرمایه ملی است که در اختیار دامدار برای بهره وری بنفع ملت قرار گرفته واگر در این مورد قصوری صورت گیرد میتوان آنرا از دامدار گرفت ودر اختیار کسی قرار داد که بتواند این مهم را انجام دهد.).
مجید
|
Netherlands
|
۰۱:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۹
0
0
من هم به مدت سه سال در یکی از فارم های گاو شیری دانمارک کار کرده ام .نوشته های دکتر عزیز که استاد دانشگاه نیز بود را کاملا لمس کرده ام .ایشان عین حقیقت را نوشته اند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۹
0
0
در پاسخ به دوست عزیز و دلسوزیی بنام آقای دکتر حسین زاده که کامنت های متعددی را از ایشان در حکیم مهر خوانده ام ولی متاسفانه باید بگویم که ایشان واقعیت های جامعه و پیرامون خود را بدرستی نشناخته اند و از گفتار ارسطو برای سیستمهای پیچیده کنونی مثال میآورند.دکتر محترم ما تجربه کردیم نمیشه.مسئله از همفکری گذشته چرا چشم خودتان را روی واقعیتها بسته اید.بعد از سالها تلاش اکنون به این نتیجه رسیدیم با این سیستم دلالی کار به جایی نمیرسد.در قدیم دانشجو از روز اول بفکر برنامه ریزی علمی برای خود بود و اکنون از روز اول بفکر مهاجرت است .آنهائیکه بتوانند رشته را عوض میکنند و دسته دیگر مملکت را ترک میکنندو خیلیهاشان موفقیتهای چشمگیری در خارج از ایران در دامپزشکی بدست آورده اند.شما میفرمائید در قرآن آنده است:در حقيقت ‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند. خوب باز هم خدا وند میفر ماید اگر نتوانستید مهاجرت کنید:
إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیرا»
به این قسمت آیه توجه کنید:
قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها
(مگر زمین خدا فراخ نبود؟ شما را بسته بودند به همین سرزمین فاسد و همین محیط فاسد؟ آیا همه جای دنیا مانند همین محیط شما بود؟ یا بود در دنیا جائی که اگر شما به آنجا هجرت و مسافرت و کوچ می کردید، محیط صد در صد مساعد بود، چرا این کار را نکردید؟
آقای دکتر همه اینهایی که مهاجرت نمودند مجبور به این کار شدند. چندی پیش در آمریکا بودم آقایی دانشیار در دامپزشکی از ایران آمده بود و در سطح مربی داشت کار میکرد و اکنون با گرفتن یک MScدر همان دانشگاه هیت علمی است. بیک بیمارستان رفتم 4 پزشک ایرانی با تخصص های بالا داشتند طبابت میکردند و هم دلشان در ایران بود .دوست خوشبین من تغیر در این سیستم امکان ندارد پس اجازه بدهید داروخانه ها نانشان را بخورند.
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۹
0
0
دوست گرامی احتمالا" در کامنتهای بنده متوجه شده اید که دانش آموخته همین کشور یعنی ایران هستم و حداقل 27 سال تجربه کاری در دامپزشکی دارم ( خوشبختانه یا متاسفانه با بخشهای مختلف آن آشنایی دارم )و با احتساب دوران دانشجویی لااقل 34 سال تجربه نزدیک از چگونگی سیستم کشور را به همراه دارم .
شاید متوجه شده باشید که بنده بیش از آنکه منتقد سیستم اداره کشور و دامپزشکی باشم منتقد ساختار فرهنگی و اجتماعی مردم خودمان هستم و همین معضلات فرهنگی و اجتماعی تاریخی را ، ریشه مصیبتهای این کشور و مردم میدانم .
طرز تفکر و رفتار منتج از آن ، در بین ایرانیان ، عامل شرایط نامید کننده ای است که امروز شاهد آنیم . همین ذات ترسو و پشت هم انداز و تنبل ایرانیان است که مانع رفع مشکلات کشور میشود !!
بله دوست عزیز ما بجای آنکه با هم متحد شویم برای ساختن شرایط مناسب و یا حتی در پی رفع این ایرادات فرهنگی در خودمان باشیم به بهانه های مختلف شانه خالی کرده و میرویم جاهایی که لقمه آماده موجود است چرا به خودمان زحمت بدهیم تا با هم پایه ای درست برای همه درست کنیم تا همه با هم بدرستی پیشرفت کنیم و کشور را نجات دهیم !!؟؟
من در تعجبم اتفاقا" چگونه است که دوستانی که شرایط کشورهای پیشرفته را دیده اند ، بجای درس گرفتن و انتقال نقاط مثبت آنها ، برعکس خودشان اغلب سردمدار عقب افتادگی فرهنگی در کشور مان هستند !!!؟؟؟
من همیشه نگران همین مهاجرتهای بی حساب کتاب هستم که با خودش فرهنگی بس ناسالم را در جهان منتشر میکند ، که کرده است !!! همین اخیرا"داستان وزیر شیلات نروژ را خوانده اید !!؟؟
من خود ، چند هم کلاسی دارم که مثلا" در همین کشورها پیشرفته ، هیئت علمی شده اند ولی من به خوبی مسیر پیشرفت ناسالم آنها را می شناسم و در واقع تنم برای بدبختی آن کشورها می لرزد که اینچنین آدمهایی را باور کرده اند و بکار گرفته اند ، البته از باب خوش قلبی و کم تجربگی شان دچار چنین آدمهایی ابن الوقت و فرصت طلب منفی شده اند !! و تا بفهمند چی به چی است کار از کار گذشته !!
یکی دیگر از جنبه های فرهنگی ما این است که همیشه منتظر کسی هستیم تا مسائل مان را حل کند همیشه گرفتار کیش شخصیت هستیم و گاهی انقدر توهم زده میشویم و خود بزرگ بین که فکر میکنیم ما همان قهرمانی هستیم که مشکلات را حل خواهد کرد و وقتی میبینیم کار ما نیست دیگر قید هر نوع تلاش را میزنیم و نامید می نشینیم و دست روی دست می گذاریم و بقیه را هم نامید میکنیم !!!
دوست عزیز قرار نیست یک شبه تمام مشکلاتمان حل شود قدم به قدم ، ذره به ذره ، فرصت به فرصت ، فرد به فرد و بعد گروه به گروه ولی با پشتکار و امیدواری و همپیمانی و همفکری ( نه تبانی ) و تشویق هم دیگر به سوی راه درست نه آسان ، بله امکان پذیر است اگر دست از "ترسیدن" بکشیم . و اگر به همین منوال به ترسیدنهایمان ادامه دهیم ، بدون شک گرفتار وضعیتهای بسیار ترسناکتری از حال خواهیم بود .
بله ارسطو در موردمان راست گفته و گفتار شما هم همین را تایید میکند که ما مردمانی با استعداد هستیم ولی به واسطه ترسهایمان همیشه در نوعی بندگی و بدبختی گرفتار مانده ایم !!!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۰۹
0
0
اقای دکتر حسین زاده
ساختار اخلاقی یک جامعه را تک تک افراد بدون دیدن اموزش نمیسازندِ. در برخی از جوامع مثل امریکا مذهب نقش بسیار پررنگی در تربیت افراد و وظیفه شناسی و درستکاری و باز دارندگی از کار های خلاف دارد بر برخی جاها مثلا انگلیس ابن کار بیشتر بوسیله احزاب صورت میگرد .جامعه باید اموزش ببیند بدون راهنمایی توسط عقلا بطور انفرادی وبقول شما دست بدست هم دادن کاری از پیش نمیرود. در اینجا حکومت نقشی کلیدی در تعلیم و راهنمایی جامعه دارد. جامعه ما جامعه ایست که از هیچ سو حمایت اموزشی نمیشود نه از طرف مذهب نه حزب ونه دولت. دولت ها خود عامل بد اموزی میباشند و با اعمال خود راه تقلب وخیلی کارهای خلاف را پیش پای مردم میگذارند. بنا براین ما یک جامعه ول شده هستیم. جامعه ای که افرادش طوری برنامه ریزی شده اند که فقط به منافع خود فکر کنند نه به منافع کلان وکل کشور. در این جامعه هر که بفکر خویش است ودر این شرایط کسی بطور انفرادی نمیتواند کاری انجام دهدِ. یادتان هست چندی پیش در فنلاند دولت میخواست حقوق ها را بالا ببرد بالای 70 درصد حقوق بگیران رای منفی دادندِ.دوست من به این میگویند یک جامعه اموزش دیده در این جامعه همه چیز سر جایش هست ودر این جامعه با کمک تک تک افراد و تحت نظارت دولت کار ها در جهت مثبت پیش میرودِ.اقای دکتر ما به تنهایی نمیتوانیم در وضعیت موجود فرهنگ سازی کنیم.هرچقدر شما خوب باشید ولی همسایه شما میتواند خلاف کند بدون اینکه تنبیه شود. در جامعه ای با این همه اختلاس بدون مجازات وقتی یک دوزدی کوچک توسط فردی برای حفظ بقا با قطع دست همراه میشود چه انتظاری از این جامعه دارید.ارسطو زیاد درست نگفته وحرفهایش در مورد ما صدق نمیکند ما مردمی ترسو نیستیم ولی مایوس هستیم چرا که به بن بست رسیده ایمِ.بنده نه جامعه شناسم ونه علم اخلاق میدانم چرا که خود چون در این جامعه زندگی میکنم پر از اشکال میباشم و در حال حاضر. هیچ نسخه ای هم برای اصلاح امور نمی پیچمِ. چون از نظر من در شرایط فعلی با این یاسی که بر جامعه حکمفرماست بعید بنظر میرسد کاری بتوان کرد.با تشکر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۰
0
0
بنده هم داروخانه داشته ام و هم كلينيك به طور همزمان و با توجه به تخفيف هاي معمولي و جنسي دارويي به اين نتيجه رسيدم اگر اجازه خريد داروهاي دامي به دامپزشكان فعال در كلينيك داده شود در يك شهر به جاي پنج كلينيك فعال حداقل ده كلينيك مي توانيم داشته باشيم و تا حدودي مشكل اشتغال فارغ تحصيلان بخش خصوصي حل مي شود ولي مشكل اساسي و اصلي اين است كه دامدار معمولا به كسي كه تلقيح مصنوعي انجام مي دهد اعتماد بيشتري دارد تا به دكتر دامپزشك چوا تلقيح كار كه بنده به وفور ديده ام يا سيكلند يا ديپلم ردي و....بيشتر با دامدار سر و كار دارند تا دكتر دامپزشك بنده خود شاهد اين مسئله بوده ام و يا حتي بدتر از اين دامدار دلالي كه براي او علوفه مي آورد و يا شيرش را مي خرد بيشتر و بسيار بيشتر از دكتر دامپزشك قبول دارد پس ما اگر بتوانيم سيستمي را ايجاد كنيم كه كليه نيازهاي دامدار را چه در صنعت طيور چه در صنعت دام برطرف كنيم مسئله حل مي شود
پيشنهاد
1-جلوگيري از اموزش تلقيح مصنوعي به افراد كم سواد و اختصاصي شدن ان فقط براي دامپزشكي و مهندسين دامپرور
2-ايجاد شركت هاي كوچك جهت تامين مواد غذايي مورد نياز دام و طيور و خريد محصول از دامدار و مرغدار
3-جهت كاهش هزينه درمان خريد دارو توسط دامپزشكان فارم
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۰
0
0
همکار گرامی استاد عزیز
بنده دقیقا" به تمام این نکات که شما اشاره فرمودید کاملا" واقف بوده و هستم و فکر میکنم کمتر کسی است در ایران اگر اهل تعمق و تفکر باشد، به نوعی با این نکات آشنا نباشد . و در ایران تعدادکسانی که به هر حال درگیر تفکر وتعمق باشند نیز کم نیست .
و مشکل هم درست در همینجا است که چرا با وجود کم نبودن افراد آگاه و واقف به علت معضلات ، چرا همچنان در بر همان پاشنه فاسد می چرخد !!!؟؟
دوست عزیز درگیری بنده با این نوع موضوعات مربوط به این چند سال نیست و حداقل از دوران دبیرستان کم و بیش با این نوع معضلات چالش فکری و عملی داشته ام و به خوبی متوجه ریشه های این معضلات شده ام و توضیح جناب ارسطو را ، هر چند شاید ربطی به گرما یا سرما نداشته باشد و شاید هم داشته باشد ، با یافته های عمیق و جدی خودم مطابق دیدم و از آنجا که ارسطو شخصیت شناخته تری است از گفته ایشان استفاده کردم .
و به خاطر داشته باشید که بنده هنوز افتخار آشنایی با نام جنابعالی را نیافته ام !! که این خود به نوعی تایید کننده نظر جناب ارسطو میباشد !!!
خلاصه نظر بنده این است که چرا با وجود افراد آگاه و با تجربه و دلسوزی چون شما و بسیاری دیگر، هیچ نوع ارتباط و آشنایی میان این دوستان برای حتی دورهمی های دوستانه هم وجود ندارد !!!؟؟؟؟
اما در مقابل آنانکه از عوامل این بلبشوی فاسد هستند تا میتوانند سمینارهای کاسبی میگذارند !! و با هم ریاست عوض میکنند از در بیرونشان میکنند از پنجره وارد میشوند و هرگز از رو نمیروند چون سرکار گذاشتن مردم و درآمدهای کاذب ، زیر دندانهایشان بسی مزه کرده است .
بگذارید اعترافی کنم من هم به همین اندازه شما بارها نا امید شده ام و حتی هم اکنون نیز عارم میشود نام ایرانی بودن را بیاورم و حتی باورم نمیشد که افرادی هم فکر و یا همدرد خودم ، حداقل در درک ریشه ها وجود داشته باشد اما خیلی اتفاقی که در سایت حکیم مهر وارد شده بودم با کامنتهایی برخورد کردم که وقتی به اطرافیانم نشان میدادم ، میگفتند این حتما" نوشته خودم است ولی میگفتم نه خوشبختانه جای امیدواری است که هنوز افرادی پیدا میشوند که درک و نظرات مصلحانه داشته باشند !!!
اما مشکل در این است که بنظر می اید این دوستان وقت کافی برای پیدا کردن هم دیگر و در ارتباط با هم بودن را ندارند و این جای تاسف است !!!جای بسی تاسف !!!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه