کد خبر: ۴۴۷۳۰
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
سخنی با وزیر محترم جهاد کشاورزی و آنان که راه را از چاه تمیز نمی‌دهند:
موضوع بسیار جالبی که در جهاد سازندگی وقت مطرح شده بود این بود که تعداد دام بیش از ظرفیت مراتع کشور است و لازم است کاهش داده شود که به نظر می‌رسد هم‌اکنون به این مهم نایل آمده‌اند!
 
سخنی با وزیر محترم جهاد کشاورزی و آنان که راه را از چاه تمیز نمی دهند

فرصت های سوخته و آرزوهای بر باد رفته

دکتر وحید عطارد

در سالهای 61 و 62 قبل از اشتغال در سازمان دامپزشکی به کار خصوصی در فارس بخصوص شیراز و نواحی اطراف آن مشغول بودم و در اواخر سال 62 مدت کوتاهی حدود سه ماه در اداره کل دامپروری استان فارس که بعدها به معاونت امور دام تبدیل شد، مشغول خدمت شدم.

منظور از این توضیح کوتاه این است که در این مدت کوتاه مسئول دو گاوداری بزرگ زیر نظر اداره کل دامپروری بودم که یکی در شمس آباد مرودشت قرار داشت و دیگری در علی آباد کمین. کسانی که منطقه مرودشت فارس را می شناسند با این دو روستا کاملا آشنایی دارند. گاوداری شمس اباد در حدود 600 راس گاو بومی داشت که منظور از نگهداری آنها اصلاح نژاد و دو رگ گیری بود و گاوداری علی آباد کمین در حدود 250 راس گاو براون سویس (Brown Swiss) خالص داشت که مزرعه نمونه بود اما گاوها به بیماری یون مبتلا بودند. می توانم به جرأت بگویم که مشابه این گاوداری در کشور وجود نداشت و هنوز نیز وجود ندارد که نژادی کاملا خالص بود.

اما گاوداری شمس آباد مرودشت که برای دورگ گیری استفاده می شد، سابقه دیگری داشت و اینکه در قبل از انقلاب اسلامی شرکت های تعاونی روستایی وجود داشت که این شرکت ها برای توسعه دامداری با استفاده از تعاون و همکاری اهالی روستاها گاوداری مدرن ایجاد می کرد و گاوهای نژاد اصیل را وارد نموده و سود حاصله را به دامداران بر می گرداند؛ ضمن اینکه بعضا اهالی روستا خود از کارکنان آن شرکت نیز بودند. یکی از این شرکت ها، شرکت تعاونی روستای شمس آباد بود که تعداد حدود 1000 راس گاو اگر حافظه ام یاری کند از کشور کانادا وارد کرده بود و در این محل نگهداری می شدند. پس از انقلاب شرکت از بین رفت و اهالی هر یک به تناسب سهم، گاوها را بین خود تقسیم نمودند و به خانه های خود در روستا بردند که تعداد زیادی از آنها به دلیل ابتلا به تیلریوز تلف شدند و گاوداری عملا تعطیل شد تا آنکه دوباره برای اصلاح نژاد همانطور که گفته شد مورد استفاده قرار گرفت. گاوهای این گاوداری شیر زیادی نداشتند و به دلیل آنگه گاوها بومی بودند و از نظر جثه کوچک و اسپرم های گاوهای هولشتین برای تولید گوساله استفاده  می شد، اکثرا دچار سخت زایی می شدند و مشکلات بعدی را باعث می گردیدند. گاوداری علی آباد با آنکه گاوها بیماری یون داشتند اما بسیار گاوداری خوب و ارزشمندی بود و می شد به راحتی بیماری را در عرض هفت سال با مدیریت صحیح از بیماری عاری نمود و آن را نگهداری و افزایش داد؛ اما بشنوید از عاقبت کار.

چند سال بدین منوال سپری شد تا موضوع ادغام سازمان دامپزشکی کشور و اداره کل دامپروری در وزارت جهاد سازندگی مطرح و نهایتا آنچه نباید بشود، شد و دو گاوداری فوق یکی پس از دیگری به جرم نداشتن نتیجه و آلودگی که قطعا قابل کنترل بود، به کشتارگاه فرستاده شدند و تقریبا تفکر اصلاح نژاد با از بین رفتن اینگونه مراکز در کشور به فراموشی سپرده شد. بگذریم از اینکه پروژه های دیگری در عرصه افزایش بهره وری دام از جمله بهبود محل نگهداری دام بخصوصی در روستاها هم مطرح گردیدند که یکی یکی به صرف اعتبارات و هزینه هایی به باد فراموشی سپرده شدند.

اما موضوع بسیار جالبی که در جهاد سازندگی وقت مطرح شده بود نیز جلب توجه می کرد و آن اینکه تعداد دام بیش از ظرفیت مراتع کشور است و لازم است کاهش داده شود که به نظر می رسد هم اکنون به این مهم نایل آمده اند و تقریبا جمعیت دامی کشور به نصف تقلیل پیدا کرده که البته به صورت رسمی هرگز اعلام نشده است ولی دست اندرکاران صنعت دام به این مهم کاملا واقفند.

یکی دیگر از اقداماتی که ضربه های هولناکی به پیکر دام مملکت و همچنین شیوع بیماریهای دامی زد، پروژه دیگری بود به نام تشکیل دهکده های دامی و آن اینکه مجوز مجتمع های تولید دام گوشتی به دامداران اعطا گردید و با واگذاری زمین و وام، دامداران اقدام به ساحتن آلونک هایی به نام دامداری کنار هم نمودند که هیج استاندارد بهداشتی و دامداری نداشت و با وارد شدن دام به این مراکز، بیماری هم در منطقه پخش می شد و عملا از کنترل هم خارج می گردید. این پروژه  هم به نوبه خود به شکست کشید و تنها یادگار آن در صورت ادامه بعضی از آنها، شیوع بیماری ها و موضوع بسیار مهم آن جمع آوری گوساله ها از اقصی نقاط کشور و پروار کردن آنها و کشتار آنها بود که در وهله نخست به دلیل حمل و نقل بی رویه دام، بیماری های مرتبا از نقطه ای به نقطه دیگر کشانده می شدند و در وهله دوم منجر به از بین رفتن منبع دامی و کاهش جمعیت دامی گردید؛ دقیقا مانند مشکلی که در استرالیا به وقوع پیوست، با یک تفاوت که در استرالیا به سرعت موضوع پیگیری شد و از کاهش بیشتر جمعیت گوسفند جلوگیری گردید اما در کشور ما موضوع به فراموشی سپرده شد.

مهمتر از آن تشکیل شرکت پشتیبانی امور دام و انجمن وارد کنندگان گوشت است که اینان نیز به نوبه خود ضربات کاری بر پیکر دام کشور وارد نموده و همچنان ادامه می دهند؛ اولی شرکتی است دولتی که کار آن جمع آوری دام و کشتار آنهاست، بدون توجه به عواقب و تنها نفع حاصل از این کار مورد نظر است و دیگری نیز واردات را سرلوحه خود قرار داده و هیچ کاری به دام کشور ندارد.

کشور ما در منطقه ای قرار گرفته است که از نظر منابع دامی غنی ترین کشور با داشتن بیشترین دام سبک و نسبتا دام سنگین است و هیج کدام از کشورهای همسایه ما در این ارتباط نمی توانند با کشور ما در این زمینه رقابتی داشته باشند، اما کشورهای همسایه از نظر بیماری ها به دلیل نداشتن سیستم دامپزشکی منسجم بسیار غنی هستند، بخصوص همسایه های شرقی که مخزن بیماری تب برفکی، تب کریمه کنگو، شاربن و بیماریهای انگلی خونی هستند. کمتر بیماری ای هست که در این کشورها یافت نشود. اما همسایگان غربی نیز از این قایده مستثنی نیستند. هرگز وقوع بیماری طاعون گاوی در سالهای قبل از دهه هفتاد که همگی منشاء غرب کشور را داشتند، فراموش شدنی نیست و طاعون نشخوارکنندگان کوچک بلایی است که همسایگان غربی تقدیم کشورمان کرده اند و فراموش نخواهم کرد بیماری لپتوسپیروز و بابزیوز در سالهای دهه شصت که توسط گاوهایی که از شمال کشور وارد می شدند، در اقصی نقاط کشور پراکنده گردیدند.

سالهاست که از مرزهای کشور دام به شکل های مختلف وارد کشور می شود و از همه مهمتر مرز شرقی کشور است که تعداد نسبتا زیادی دام وارد می شود که البته سعی می گردد مثلا در کشتارگاه های مرزی کشتار شوند که اغلب تعداد کمی از آنها شامل این مهم می شوند و بقیه به داخل کشور وارد می گردند. از یاد نبریم که کشتار دام آلوده در کشتارگاه مرزی نیز خالی از خطر نیست و می تواند به شکل های مختلف بیماری را به کشور وارد نماید.

و ایضا دوباره با تشکیل جلسه ای مقرر گردیده است دام بخصوص از مرزهای شرقی کشور وارد شود و از سازمان دامپزشکی خواسته شده است ضوابط آن را تعیین کند که مقرراتی ندارد، جز آنکه ورود دام از کشورهای آلوده که دارای تشکیلات دامپزشکی مشخصی هم ندارند، ممنوع است.

واردات دام به هر شکل و گوشت و سایر فرآورده های دامی بدون توجه به ثروت دامی کشور، تنها از بین بردن این ثروت خداداد است. موقعی که می دانیم کشورهای همسایه آلوده به بیماری های مهلک دامی و انسانی هستند، چرا باید مجوز ورود دام را از این کشورها داشته باشیم؟ چرا معاونت امور دام بجای پرداختن به این موضوع، سعی به بهبود وضعیت دام کشور نمی کند؟ چرا بجای روش های غلط و غیر علمی و غیر منطقی، سعی نمی نماید مبادرت به اقدامات درست نماید؟ چرا بجای کوشش به واردات و صدور مجوز صادرات بی قایده، اقدام به ایجاد گله های مادر گوشتی و شیری نمی نماید؟ گاوهای بومی کشور بعضا دارای جثه بزرگی نیستند اما دارای کیفیت گوشت بسیار مطلوبی هستند و همچنین است در مورد گوسفندان و بزها و فیبر گوشت بسیار لطیف و ظریفی دارند. مگر ایجاد گله های مادر بومی برای تولید گوساله گوشتی چه مشکلی برای کشور ایجاد می نماید، بجز آنکه ذخایر ژنتیکی دامی حفظ و تولیدات افزایش و واردات کاهش پیدا می کند. چرا باید با اقدامی نسنجیده و واردات از کشورهای آلوده باز هم جمعیت دامی و انسانی را در معرض خطر قرار داد؟ شکی نیست که اکثر بیماری تب کریمه  کنگو و افزایش موارد آن ناشی از واردات دام از مرزهای شرقی است. چرا نباید به کنترل بیماری ها که نتیجه بسیار مطلوبی در افزایش تولیدات دامی دارد، توجه وافر کرد؟ و چرا سازمان دامپزشکی کشور به انواع و اقسام شکل ها تحت تاثیر عوامل غیر متخصص وزارتخانه قرار دارد؟ مگر موقعی که همکاران دامپرور در سازمان دامپزشکی کشور تعدادی اتاق در اختیار داشتند و زیر نظر سازمان دامپزشکی به فعالیت ادامه می دادند، چه مشکلی ایجاد کرده بود؟ بجز آنکه آنان که سال های قبل را دیده اند، می دانند که موفقیت در کنترل بیماری ها به مراتب از حال که امکانات بسیار پیشرفت کرده است بهتر و نتیجه بخش تر بود و همچنین است زمانی که رشته دامپزشکی رشته سوم کنکور سراسری بود و از درجه و اهمیت بسیار زیادی برخوردار. این موضوع به کجای وزارت علوم برخورده است که اکنون به این وضع اسفبار مبتلا گشته است؟

فرصت ها برای بازسازی دامداری کشور، یک به یک به فرصت های سوخته تبدیل می شوند و آرزوی داشتن تولیدات داخلی بی نیاز از واردات بر باد می رود. کشورهای ثروتمند و قدرتمند جهان نه به خاطر نیروی نظامیشان است، بلکه تکیه بر قدرت کشاورزی و دامداری کشورشان زده اند و اینکه می توانند مردمانشان را حمایت کنند و هم کشورهای دیگر را یاری رسانند و از این راه ثروت سرشاری را نصیب کشورشان نمایند و هم وسیله پر قدرتی برای به محرومیت کشاندن همان کشورها. کمی به خود بیاییم و فرصت ها را از دست ندهیم که جبران ان هر سال که می گذرد به مراتب سخت تر و مشکل تر خواهد بود.

"به کارهای گران مرد کار دیده فرست". نه هر کسی سزاوار پست است و نه هر کسی می تواند دکل کشتی سرگردان شده در دریای توفانی را در دست داشته باشد. با آرزوی توفیق برای تمامی دلسوزان کشور.

 
 
انتشار یافته: ۱۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
بهزاد رنجبران
|
United Kingdom
|
۱۷:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
0
1
دست‌های نهان (به ظاهر دوستدار محیط زیست) پس از موفقیت در وابسته کردن کشور به واردات گوشت اکنون همان سناریو را درباره "گندم" به اجرا گذاشته‌اند و با بهانهٔ کمبود آب سعی در محدود کردن این محصول استراتژیک می‌کنند.
دکتر راغب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
0
1
دکتر جان فدای اون محبت و دلسوزی برآمده از تخصص که هم دنبال حفظ ذخیره دامی کشور و هم انجام وظیفه دامپزشکی هستید!
اما استاد!
الآن ما دنبال بزرگداشت دامپزشکی با گرفتن عکسهای دسته جمعی و سلفی و سمیناهار و ... هستیم!!!!!
..............................؟!
شما هم بیا بفرما آنفلوانزا در حد صفر تب برفکی زیر صفر سقط جنین ابدا و دیگر بیماریها مدتهاست ریشه کن شده است!
والا!
کی به کیه
موفق باشید استاد
ناشناس
|
Czech Republic
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
0
0
جناب آقای دکتر عطارد بسیار ممنونم از مطلب بسیار زیباتون، اینقدر خوب مشکلات رو گفتید که دوبار این متن رو خوندم. حقیر تو همین منطقه علی آباد کمین و اطرافش مشغول به کارم، متاسفانه وضعیت دامداری منطقه اصلا رضایت بخش نیست و دامداران روز به روز دارند ورشکسته تر می شن. اگه چارتا مسئول رده بالای مملکت تفکر شما رو داشتن الان حال و روز دام و دامداری اینطور نبود.
دکتر حسین زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
0
0
دکتر عطارد عزیز آیا احساس شما و درک و تجربه شما در طی این سالها ، این است که این دوستان در تمام این سالها واقعا" راه را از چاه تشخیص نمیدادند و اکنون نیز نمی دهند !!؟؟
البته بنده هم امیدوارم مشکل در همین تشخیص ندادن شان باشد !!
ولی باور کردنش بسیار مشکل است که اینان ناتوان از تشخیص باشند و برعکس بسیار هم قدرت تشخیص خوبی دارند !! اما بنظر می آید اهداف شان بر خلاف ادعاهایشان است !!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۰
0
0
دکترعطارد عزیز شما سالها در مجموعه سازمان دامپزشکی کشور خودتون تئوریسین و سیاستگزار بودید حالا جریان چیه که ... در نقش .... منتقد ظاهر شدین واقعا ما میخواهیم پاسخ شما را بشنویم.از حکیم عزیز خواهش میکنیم سوال ما را سانسور نکنند بگذارید ایشان پاسخ دهند.
پاسخ ها
وحید عطارد
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
ناشناس گرامی : با سلام و احترام : ضمن تشکر از سوال بجای جنابعالی باید بگویم اگر که از مجموعه سازمان دامپزشکی کشور و یا سازمانهای دولتی هستید کاملا به این موضوع واقفید که همانطور که قبلا نیز بیان کرده ام اقداماتی که در سازمانها صورت می گیرد نه بر اساس کارشناس و علم محوری است که بر پایه مدیر محوری است و علیرغم کوشش فراوان در جهت علم محوری، متاسفانه به بهانه عدم مصلحت موضوعات و روشهای علمی به کنار گذاشته می شدند و می شوند . بهترین مثال ان سیستم اطلاعات جغرافیایی است که بدلیل اینکه می توانست نقاط ضعفها را مشخص نماید به راحتی به باد فراموشی سپرده شد و همانطور که مطلعید از مدیران خواسته شده بود که از وارد کردن اطلاعات صحیح بیماریها خودداری شود بخصوص در مورد بیماریهای مانند سل و بروسلوز که از وارد کردن اطلاعات مربوطه خودداری می گردید . حال انکه این سیستم از بهترین و پیشرفته ترین سیستمها در تجزیه و تحلیل داده هاست که مهمترین راه حل کنترل و ریشه کنی بیماریهاست و هم اکنون نیز انجام نمی گردد . اینجانب نیز از این قایده مستثنی نبوده ام. ضمن انکه اکنون این فرصت را دارم که نه برای انتقاد صرف بلکه به منظور بیان حقایق برای بهبود وضعیت بیانگر مشکلاتی باشم که شاهد انها بوده ام. در اینده نزدیک نیز در مورد همین سیستم مطالبی را به رشته تحریر خواهم کشید . با تشکر از شما
همکار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
اینکه صنعت دامپروری از بین می رود دلایل مختلف دارد که یکی از آنها شاید بیماریها باشد که در رده چندم اهمیت است . اونچه که مهم است اینه که اصلا سیاستهای جهاد کشاورزی اینقدر غیر کارشناسیه که برنامه هایی که اجرای می کنه خودش داره ریشه دامپروری رو خشک می کنه! ایجاد مجتمع ها اونهم در مناطقی که اصلا از نظر آمایش سرزمین جایگاهی نداره، تراکم بالای مرغداریها و عدم تناسب آنها در رده های مختلف پرورشی ، اعمال نفوذ در ضوابط صدور پروانه و عدم اجرای ضوابط صدور پروانه، عدم برنامه ریزی تولید و تناسب صنایع وابسته با آنها و ... از جمله کارهایی است که ریشه دامپروری رو داره می کنه . خوب دامپزشکی دست بسته و تحت نظر وزیر از نظر تشکیلاتی معلومه که نمی تونه کاری بکنه. دامپزشکی زمانی می تونه موثر باشه که بعنوان ناظر و کارشناس غیر وابسته به جهاد کارش رو انجام بده که این هم مستلزم درک مسؤولین رده بالای کشور از جمه هیئت دولت و مجلس است. خیلی نگران نباشید سایر بخشهای کشور هم حال و روز بهتری از دامپروری و دامپزشکی کشور ندارند. مدیران نون به نرخ روز خور به هرقیمتی ، می شود وضع کنونی کشور.
دامپزشک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
استاد گرامی جناب آقای دکتر عطارد همیشه یکی از همکاران شجاع و علمی دامپزشکی کشور بودند و انشالله خواهند بود. مطالبی هم که نوشته اند فقط از دلسوزی و خالصانه است.
ولی متاسفانه سال هاست که وزارت جهاد کشاورزی به بنگاه اقتصادی برای برخی از آقایان تبدیل شده است. کجای جهاد فردی که مسئول صدور مجور ................. است خود و اقوامش چندین شرکت واردات گوشت و نهاده های دامی دارد. در این شرایط قطعا منافع شخصی و مصالح عمومی جامع نعرض پیدا خواهد کرد و تیجه می شود آنچه که می بینیم. به عنوان مثال صدور مجوز صادرات دام برای وراد کنندگان گوشت!!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
جناب استاد دکتر عطارد عزیزبسیار ممنونم از مطلب بسیار زیباتون،دلسوزانی مثل شما جایگاهی در این کشور ندارند
بنیامین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
چی می گفتیم چی شد ؟
سازمان دامپزشکی همکاران فقط و فقط عشق اعزام به برزیل و تبدیل دلار به ریال ....
خرید شاسی بلند و ویلا در شمال ....
علی برکت الله .....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
1
0
بی عدالتی در سازمان و ادارات کل استانها کاملا واضح و مشخص است،نمونه ان در اعزام هاست که یک فرد چندین بار به کشور درجه یک اعزام میشود به دلیل ارتباطی که دارد با بعضی ها در سازمان و ادارات کل هم که بدتر هست این وضعیت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
دکتر عطارد.سپاس .مطالب شما اندازه یک دوره کارشناسی در این کشور مطلب برای یادگیری دارد.ای کاش روزی شاهد ریاست شما بر سازمان دامپزشکی و حتی وزارت خانه باشیم،نیک می دانیم که چه ظلم های در حق شما و سایر بزرگان دلسوز این مملکت روا داشتند.دکتر عطارد بعنوان یک کارشناس صادقانه بیان می دارم که تنها بر شانه های امثال شماست که می شود ،سر گذاشت و ساعتها به حال و روز کشورمان و خودمان گریست.امید که همیشه سلامت باشید.دوست دار شما .........
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
دكتر جان ......
چرا به حرف مسئولين گوش نميكني كه همه چي گل وبلبله وهمه بيماري ها ريشه كن شده
كار دست خودت ميدي ها از ماگفتن بود
نادر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
با سلام و تشکر از آقای دکتر عطارد. همانگونه که اشاره شده است پایه و اساس این مشکلات، بدنه غیر تخصصی ادارات است و در همه ادارات داستان همین است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
همین بلا و مصیبت هم بر سر موسسه تحقیقاتی رازی آمده است!
به طوری که موسسه ای که در روزگاری نه چندان دور نگین درخشان و پر افتخار ایران در جهان بود،
هم اکنون از هنگامی که به وزارت جهادکشاورزی ملحق شده است،
از حالت تحقیقات بروز و لبه تیز دانش به یک شرکت تولید کننده با توجه به ماهیت تولید و تجارت محور این وزارتخانه تبدیل شده است!
در وزارت علوم نیز برخی از افراد که پست و مقام کلان دارند، با سوء استفاده از رانت مالی و اداری خود با وجودی که شاید هفته ای چند ساعت هم در دانشکده حاضر نباشند،
تعدادی نوچه حرف گوش کن را با اعمال نفوذ در استخدام غیر آزاد وامدار خود می کنند تا در یک تقسیم کار ناپاک شرکت سهامی تولید مقاله را برای پر کردن جداول استخدامی، ترفیع و ارتقا را براه اندازند!
همکار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۱
0
0
ضمن ارج نهادن به نظرات دلسوزانه تان و ازتشکر از ارایه اطلاعات مفیدی که لطف فرمودید اگر مقدور است در باره این فراز بیشتر توضیح بدهید . چرا که هنوز هم متقاضی و فشار در باره مجتمع ها هست.

"دقیقا مانند مشکلی که در استرالیا به وقوع پیوست، با یک تفاوت که در استرالیا به سرعت موضوع پیگیری شد و از کاهش بیشتر جمعیت گوسفند جلوگیری گردید اما در کشور ما موضوع به فراموشی سپرده شد."
پاسخ ها
وحید عطارد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۶:۱۴ - ۱۳۹۷/۰۷/۲۲
استرالیا در دهه 1970 با 180میلیون راس گوسفند یکی از بزرگترین صادر کنندگان گوشت گوسفند به بیش از 100 کشور جهان بخصوص کشورهای حاشیه حوزه خلیج فارس بود.بدلیل کشتار بیش از حد به مرور با کاهش تعداد گوسفند روبرو شد بطوریکه جمعیت گوسفند به 60 میلیون رسید وعملا جمعیت گوسفند مورد تهدید جدی قرار گرفت . بسیار ساده دولت استرالیا اقدام به بازسازی جمعیت دامی کرد و اینکه از کشتار دامهای ماده و مولد بشدت جلوگیری نمود و تنها اجازه کشتار دامهای نر را داد. با این اقدام جمیعت گوسفند در حال حاضر قریب به هفتاد میلیون راس بالغ میشود . بدیهی است که جمعیت را به سرعت می توان کم کرد اما افزایش ان مستلزم سالهای زیادی است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه