کد خبر: ۴۹۶۴۴
تعداد نظرات: ۹ نظر
اختصاصی حکیم مهر:
«دکتر باربارا نترسون هوروویتز» متخصص بیماری‌های قلب دانشگاه کالیفرنیا گفت: برای من غیرقابل باور بود که این بیماری دهه‌هاست در کتاب‌ها و مقالات دامپزشکی وارد شده است ولی در پزشکی، تنها از سال ۲۰۰۰ مورد توجه قرار گرفته است ...

حکیم مهر: دامپزشکان معتقدند پزشکان، دامپزشکانی هستند که تنها به درمان یک گونه می پردازند، اما این لطیفه ممکن است درست نباشد. به اعتقاد برخی، پزشکان به عنوان متخصصینی با اطلاعات و مهارت فنی بیشتر نسبت به دامپزشکان شناخته می شوند.

به گزارش حکیم مهر، «دکتر باربارا نترسون هوروویتز» متخصص بیماریهای قلب دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس تلاش می کند تا خلاف بودن این فرضیه را اثبات کند. وی معتقد است که پزشکان بایستی بیشر از اینها از همتایان دامپزشک خود بیاموزند و طب انسانی و حیوانی به شدت به یکدیگر وابسته هستند.

او مدتی به عنوان متخصص قلب حیوانات در باغ وحش لس آنجلس مشغول به کار بود و در این مدت، به شدت مجذوب شباهت های این دو حوزه شد. حال، او خود را متعهد به ارتقاء وضعیت رشته دامپزشکی و متقاعد ساختن همکاران پزشک خود به شکستن مرزهای بین این دو رشته نموده است.

وی با همراهی «کاترین بوورز» کتابی با عنوان «Zoobiquity: آنچه حیوانات درباره سلامت و علم درمان به ما می آموزند» منتشر نموده است که در این کتاب شباهت های شگفت انگیز بین بیماریهای انسان و حیوانات را بیان نموده است.

حیوانات نیز همانند انسان مبتلا به سرطان، بیماریهای قلبی و آنفلوانزا می شوند؛ علاوه بر این، حیوانات به بیماریهایی که ما تصور می کنیم که مختص انسانها هستند نیز مبتلا می شوند؛ ماهیان دچار سنکوپ می شوند، مارموت ها چاق می شوند، اسبان نر دچار مشکلات جنسی می شوند، کوآلاها مبتلا به عفونت های کلامیدیایی می شوند و همه حیوانات بر اثر استرس، تنهایی و خستگی، به خودشان آسیب می زنند.

در عین حال که ما به تشابهات ژنتیکی بین انسان و حیوانات واقفیم، نویسندگان این کتاب معتقدند که ما از شباهت های جسمی و فیزیولوژیک بین انسان و سایر گونه ها، غافل هستیم.

دامپزشکان، از بینش لازم برای کمک به پزشکان برای کشف درمان های جدید برخوردار هستند، ولی اغلب پزشکان حتی تصور مطالعه یک ژورنال دامپزشکی و یا شرکت در یک سمینار دامپزشکی را نیز نمی کنند.

«دکتر باربارا نترسون هوروویتز» اذعان می کند که گسترش این همکاری ها، نیازمند یک انقلاب فرهنگی است و این، شروع یک گفتگو بین پزشکان و دامپزشکان است.

به همت او، نخستین کنفرانس Zoobiquity در سال 2011 برگزار شد که پزشکان و دامپزشکان در زیر یک سقف با یکدیگر به بحث پرداختند؛ مباحث پزشکی و دامپزشکی با هم به اشتراک گذاشته شد و کنفرانس بعدی نیز برنامه ریزی گردید.

در ادامه، گفتگوی «دکتر باربارا نترسون هوروویتز» با مجله IDEAS را می خوانید:

- چرا پزشکان باید به دامپزشکان گوش فرا دهند؟

پاسخ به این سؤال بر اساس تجربه شخصی خودم است؛ من چندین دهه متخصص بیماریهای قلب انسان بودم و اطلاعات اندکی در مورد رشته دامپزشکی داشتم. مانند بسیاری از دیگر پزشکان، تنها برخورد من با دامپزشکان، زمانی بود که حیوانات خانگی ام بیماری می شدند، اما فرصت جالبی برای من ایجاد شد که بتوانم در باغ وحش لس آنجلس با همکاران دامپزشکم همکاری نمایم. در این مدت، چه از طریق کمک به حیوانات بیمار و چه از طریق گفتگو با دامپزشکان، متوجه شدم که حیوانات نیز به نارسایی قلبی، سرطان، اختلالات رفتاری و بیماریهای عفونی مبتلا می شوند. این بیماریها شباهت زیادی با بیماریهای انسان دارند.

- آیا این تشابهات را حوزه تخصصی خود هم مشاهده نمودید؟

کتابم با مثال جالبی از یک تامارین (نوعی میمون) آغاز می شود که مبتلا به نارسایی قلبی می باشد. دیدن این حیوان، بینش جدیدی به من داد. دامپزشک این حیوان به من اطلاعاتی درباره بیماری «capture myopathy» داد که تا آن روز نام آن را نشنیده بودم. این بیماری بسیار شبیه یک اختلال قلبی عروقی (takotsubo cardiomyopathy) در انسان است که به تازگی شناخته شده است و «استرس» عامل اصلی مستعد کننده آن محسوب می شود. هرچه بیشتر در این باره بررسی کردم، بیشتر به این موضوع پی بردم که این دو بیماری، از نظر بالینی بسیار مانند هم هستند و یکی هستند اما آنچه که برای من غیرقابل باور بود این نکته بود که بیماری capture myopathy دهه هاست که در کتابها و مقالات دامپزشکی وارد شده است ولی بیماری takotsubo cardiomyopathy در انسان، تنها از سال 2000 در پزشکی مورد توجه قرار گرفته است!

- بسیاری از مطالعات رشته پزشکی، وابسته به مطالعات انچام شده بر روی حیوانات آزمایشگاهی است؛ در این خصوص چه نظری دارید؟

اگر از بسیاری از پزشکان سؤال نمایید که حیوانات چه کمکی به دانش پزشکی می کنند، عمده نگاه ها مربوط به فعالیت های آزمایشگاهی است، اما Zoobiquity رویکرد متفاوتی به این دیدگاه دارد. هدف ما بررسی رشد، زندگی، مرگ و کیفیت بیمار شدن حیوانات بود.

- شما می گویید که حتی بسیاری از بیماریهای مختص انسان مانند افسردگی، بیماریهای جنسی و اعتیاد، در حیوانات نیز دیده می شوند. آیا چنین چیزی شما را متعجب نکرد؟

وقتی که اولین بار این همپوشانی را در باغ وحش دیدم، تصور می کردم که این موضوع نباید چندان هم گسترده و وسیع باشد. صد درصد به این موضوع معتقد بودم که برخی بیماریها مختص انسان هستند، به همین دلیل با خودم یک بازی را آغاز کردم که پس از دیدن هر بیماری در بین بیماران انسانی، به دنبال معادل آن در کتاب های دامپزشکی می گشتم!

اولین پرسش هایی که برایم مطرح بود، این بود که آیا حیوانات هم به سرطان پستان، لنفوم هوچکین، ملانوما، تومورهای مغزی، اختلالات نعوذ و سیفلیس مبتلا می شوند؟! پاسخ تمام این سؤالات «بله» بود و پاسخ به هر یک، من را بیشتر شگفت زده می کرد.

سپس همین شیوه را برای اختلالات رفتاری استفاده کردم: آیا حیوانات هم دچار اختاتلات وسواس می شوند؟ آیا آنها هم دچار اضطراب ناشی از جدایی، اختلالات خوردن و رفتارهای خودکشی می شوند؟ آیا حیوانات به خود صدمه می زنند و یا گاهی هیجان زده می شوند؟ پاسخ به تمام این سؤالات نیز «بله» بود.

- چنین مواردی را باید چقدر جدی بگیریم؟ آیا حیوانات و انسان ها باید با یکدیگر درمان شوند؟

تصور نمی کنم که در حال حاضر ما در شرایطی باشیم که بتوانیم بخش اورژانس مشترک بین انسان و حیوانات ایجاد کنیم (با خنده).

- دامپزشکان معمولاً با حیواناتی که در اسارت هستند و همچنین حیوانات خانگی مواجه هستند. در مورد حیوانات وحشی چه نظری دارید؟

واقعیت این است که در حال حاضر بررسی پزشکی حیات وحش بسیار دشوار است. می توان حدس زد که بسیاری از این حیوانات به بیماریهای انسانی مبتلا نمی شوند ولی بیماریهایی هستند که ما نمی توانیم در مورد آنها نظری بدهیم. فسیل دایناسورها تایید می کند که آنها دچار شکستگی ناشی از فشار و نقرس می شدند.

- آیا از دید پزشکی، انسان ها دارای ویژگیهایی منحر به فرد هستند؟

بعضی بیماریها هستند که به واسطه عادات ما، سبک زندگی ما و محیط زندگی ما، در انسان ها بیشتر دیده می شوند. عامل اصلی مرگ های ناشی از بیماریهای قلبی، بیماری عروق کرونر است که انسداد این عروق، منجر به حملات قلبی می شود. این بیماری، ذاتاً در حیوانات دیده نمی شوند. بنابراین برخی بیماریها هستند که منحصر به یک گونه اند ولی چنین مواردی بسیار انگشت شمارند.

- گفته های شما حاوی نقدی به پزشکان است که چرا آنها دامپزشکی را نادیده گرفته و کوچک شمرده اند و چه اتفاقی باید رخ دهد تا منجر به این انقلاب فرهنگی شود؟

منطقی است که بگوییم معمولا پزشکان به دامپزشکان به عنوان همتایان بالینی خود نگاه نمی کنند؛ چند دلیل برای این موضوع وجود دارد: برخی از این دلایل به تاریخچه کاری آنها بر می گردد که از حدود 100 سال پیش، راه این دو رشته از یکدیگر جدا شده است. در عین حال باید از دیدگاه دیگری نیز به این موضوع نگاه کرد که در واقع، همه ما انسانها، نوعی حیوان هستیم.

پزشکی مقایسه ای بیش از 100 سال است که وجود دارد و در بین پاتولوژیست ها و علوم آزمایشگاهی بسیار اهمیت دارد، ولی آنچه که من به دنبال آن هستم، این است که باید از پزشکی مقایسه ای بر بالین انسان ها هم استفاده نمود. با استفاده از این دانش جدید، قادر خواهیم بود که تغییرات فرهنگی برای همکاری بیشتر پزشکان و دامپزشکان را ایجاد نماییم.

 

انتشار یافته: ۹
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۶
3
0
برو بابا خدا خیرت بده . خود پزشکان ختم روزگار هستند
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۶
0
0
بسیار جالب است که در ایران به دلیل اهمیت اسب در دربار قاجار، طبابت دامپزشکی در ابتدا
توسط پزشکان انسان شروع شد و بسیاری از دامپزشکان برجسته در ابتدا
پزشک بودند!

همچنین بنیان گذاری مشترک سازمان دامپزشکی و موسسه رازی تحت عنوان
"دائره دفع آفات حیوانی و سرم سازی"
در وزارت بهداشت آن زمان یعنی "اداره صحیه"
توسط یک دانشجوی سال سوم پزشکی
دانشکده طب تهران برای مبارزه با اپیدمی وحشتناک گاومیری یا همان طاعون گاوی آن دوران در سال 1303 صورت گرفت و دو سال بعد به دلیل کمبود بودجه اداره صحیه
به وزارت فوائد عامه منتقل شد.
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۴:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۶
0
0
طبق کتاب
تاریخ پزشکی و دامپزشکی ایران،
وزارت بهداشت اولیه یا اداره صحیه اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی
مسئول مبارزه با شاربن دامی بود و واکسن شاربن دامی را موسسه پاستور تولید می کرد!!!

پس از تشکیل دائره دفع آفات حیوانی و سرم سازی در اداره صحیه تعدادی از پزشکان شاغل در موسسه پاستور به دائره دفع آفات حیوانی و سرم سازی
برای راه اندازی تولید واکسن در این دائره مامور شدند که پس از انتقال دائره دفع آفات حیوانی و سرم سازی به وزارت فوائد عامه مجددا به وزارت بهداشت
یا اداره صحیه بازگشتند.

بنابراین در حقیقت موسسه پاستور
ریشه و مادر موسسه رازی فعلی است
و اینکه ایران سرافراز یکی لز قدیمی ترین و معتبرترین کشورها در زمینه واکسن سازی است ماحصل این همکاری
نزدیک و سازمانی پزشکی و دامپزشکی
در بدو تاسیس تشکیلات مدرن آنها بوده است.

متاسفانه پس از انتقال دائره دفع آفات حیوانی و سرم سازی در سال 1305
و در حقیقت جدا شدن سازمان دامپزشکی و موسسه رازی از مادر و ریشه خود یعنی وزارت بهداشت و انتقال آنها به وزارت فوائد عامه و اداره فلاحت و بعدها وزارت کشاورزی، وزارت جهاد سازندگی و وزارت جهادکشاورزی، دامپزشکی همواره درگیر کش و قوس ناشی از این جدایی بوده است.

البته در بیشترین مواقع این پزشکان متخصص
در وزارت بهداری، وزارت بهداشت و مجلس بوده اند که با تسری قوانین به دامپزشکان و به رسمیت شمردن آنها
جزو دکترای عمومی گروه پزشکی
در برهه های حساس به کمک دامپزشکی آمده اند و هم اکنون هم مطمئنا اگر
نبود جنبه های سلامت محور و بهداشتی
دامپزشکی،
از دهها سال پیش دامپزشکی
در ادارات کشاورزی بلعیده و هضم شده
بود و نام و نشانی از آن وجود نداشت!
ناشناس
|
United Kingdom
|
۲۳:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۶
0
0
مقایسه شود
وضعیت شکوفا و بالنده موسسه پاستور
در وزارت بهداشت و
وضعیت نابسامان، تاسف بار و ناراحت کننده
موسسه رازی در وزارت جهادکشاورزی
که به دلیل جولان دلالان وارد کننده
واکسن فرانسوی، هندی و ترکیه ای
با دلار ارزان قیمت یارانه ای و از طرف
دیگر اجبار به فروش واکسن های
موسسه رازی به زیر قیمت تمام شده واقعی
و جلوگیری از صادرات تولیدات آن به بهانه حمایت از تولید داخلی؟؟!
خواسته یا خواسته مانع از رشد و توسعه موسسه رازی که روزگاری
افتخار ایران بود و در حقیقت سوق دادن آن به سمت نابودی شده اند!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۷
0
0
نمیدانم در دنیا دامپزشکی حتی در امریکا دامپزشک متخص قلب حیوانات خوشحال میشود که پزشکان را بطرف کار دامپزشکان جلب کند چرا پزشکان باین فکر نمافتند که مارا بطرف خود بکشند وبگویند ما از اطلاعات شما برای پیشرفت کار خود از شما دامپزشکان مدد میجویم پس بهتر نیست از این فعالیت درسطح دنیا دست برداریم تا پزشکان فکر نکند دانش پزشکی انها بالنده تر از دامپزشکان است واز نظر روانی خدا نکرده نسبت به آنها از نظر شغلی کمبود ی دارند
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۷
0
0
مثل اینکه ...................!
این طرف،
پزشک انسان است نه دام!
و تجارب مثبت خود را در زمینه ثمربخش بودن همکاری پزشکان و دامپزشکان برای هر دو طرف مطرح کرده است. مگر ارتباط علمی اشکالی دارد.
آیا هنوز هم برخی نمی دانند که بسیاری
از راهبردهای تشخیصی و درمانی
ما دامپزشکان از بستر آماده علوم پزشکی انسان به دست آمده است و از آن طرف بسیاری از داروها و کارهای
تحقیقی انسان در ابتدا روی دام های آزمایشگاهی مانند موش و خرگوش آزمایش شده اند.
بهداشت واحد (One Health) یعنی همین!
هر کدام از پزشکان و دامپزشکان ضمن رعایت حداکثری اصل عدم تداخل در کار یکدیگر و استقلال حرفه ای بر تبادل نظر و ارتباط سازمانی واحد برای رسیدن به هدف مشترک که سلامت جامعه انسانی
بایستی تاکید داشته باشند.
تب شیر (Milk fever) گاو به عنوان یکی از مهمترین بیماری های گاو شیری صنعتی، از بیماری مشابه در زنان تازه زایمان کرده اقتباس شده است!
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۸:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۷
1
0
در اجلاس فائو که ایران با کمال افتخار
به دبیر کلی منطقه آسیا و اقیانوسیه برگزیده شد،
هوشمندی جناب آقای دکتر رفیعی پور
و هیات محترم ایرانی در استفاده از اصل One Health، به نفع ایران عزیز تمام شد!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
0
0
اعطای اینگونه پست ها جنبه تشریفاتی دارد و بدین معنی نیست که مثلا ایران عزیز در منطقه از نظر دامپزشکی سر آمد است ...................... بنابراین نباید چشم را بر اسفبار بودن وضع این رشته در مملکت بست.متاسفانه ما ایرانیها خیلی سریع جوگیر میشویم.مملکتی که میتوانست بزرگترین تولید کننده محصولات دامی باشد وضعش چنین است که خود میبیند. شما در کدام کشور آسیایی و حوزه اقیانوسیه اینهمه نیروی کار در رشته پرورش دام سراغ دارید و این میزان احتیاج به محصولات دامی و مشتقات آن به خارج از کشور؟. اگر این القاب بر اساس مهارت و استعداد یک کشور در مبارزه با بیماریها قرار بود داده شود مطمئنا به ایران داده نمیشد چرا که کشور هایی نظیر ترکیه ، نیوزلند، استرالیا، مالزی،چین و....بطور حیرت انگیزی در پرورش مکانیزه دام از ما سبقت گرفته اند و این پست به هریک از آنها میرسید. بنابراین نتیجه گرفته میشود این یک پست تشریفاتی است نه علمی و نه استحقاقی.شما حقوق یک دامپزشک را در هر یک از این کشور ها با ما مقایسه کنید و از وضع مصیبت بار این رشته آگاه میشوید. تنها مقصر این فلاکت هم دلالان وزارت جهاد اند و لا غیر. دلالانی که تولید واکسن را به صفر رساندند و تولید خوراک دام را در کشور به زیر صفر.سازمان دامپزشکی ایران آنقدر غیر علمی است که نمیتواند وقوع بیماریهایی از قبیل LSD ،تب بیدوام ،تب برفکی ، آنفلوآنزا و... را پیش بینی کند.لطفا هیجان زده نشوید.
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۰:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
0
0
اجلاس OIE صحیح است
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه