کد خبر: ۵۴۲۹۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
از آموزش دانشگاهی تا فعالیت حرفه‌ای:
دکتر تقی‌پور در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید: از دیدگاه آموزشی، وزارت علوم درک خوبی از آموزش رشته‌های علوم پزشکی و دامپزشکی ندارد و خیلی از مسائل ساده آموزشی توجیه‌پذیر نیست ...
 
 

حکیم مهر: فصلنامه ره‌آورد دامپزشکی در شماره دوم خود (پاییز ۹۸) به گفتوگو با «دکتر علی تقیپور» متخصص برجسته بیماریهای داخلی دامهای کوچک و عضو هیأت علمی دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج پرداخت.

«دکتر علی تقیپور» در سال 1353 در اهواز متولد شد. وی در سال 1372 در دانشکدهی دامپزشکی آزاد کرج شروع به آموختن دورهی دکتری عمومی خود نمود و در ادامهی مسیر تحصیلی خود، رشتهی بیماریهای داخلی دامهای کوچک را برگزید. در سال 1383 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد کرج شد و قریب به 15 سال سابقهی تدریس دانشگاهی را در رزومهی پرافتخار خود دارد. وی که از  اساتید فعال، پژوهشگر و بهنام حرفهی دامپزشکی است، بخش عمده فعالیت خود را به بخش طب حیوانات خانگی، اگزوتیک و حیات وحش اختصاص داده است و بیش از 20 سال است که به صورت حرفهای در این زمینه فعالیت میکند. این استاد گرانقدر به سبب تجربه و اطلاعات زیاد در زمینهی حیوانات و حیات وحش، به مدت چندین سال در جایگاههای شغلی متفاوت مشغول به فعالیت بودهاند که از جملهی آنها میتوان به مشاور سازمان حفاظت از محیط زیست، مشاور شهرداری تهران در امور باغ وحشها و حیات وحش، مشاور باغ پرندگان کیش و تهران، مشاور مجموعههای  پرورش آبزیان و خزندگان و همچنین دامپزشک باغ پرندگان کیش اشاره کرد. وی در تمام مدت فعالیتشان تا به امروز، با عشق سرشار به حرفهی خود در جهت سلامت حیوانات و محیط زیست قدم برداشته و از ثابتقدمترین اساتید و پیشکسوتهای نامی این رشته هستند.

سلام آقای دکتر تقیپور، ممنون از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید؛ اگر صحبت آغازینی با خوانندگان دارید بفرمایید.

به نام پروردگار دانا و توانا، بنده هم خدمت شما و خوانندگان عزیزتان سلام عرض میکنم و تشکر میکنم از این وقتی در اختیار من قرار دادید.

کودکی شما چطور گذشت؟

دوران کودکی بنده مدتی در اهواز و در ادامه در تهران گذشت. از آنجایی که پدر مادر بنده از دانشگاهیان بخش علوم پزشکی بودند، علیرغم بحث تربیتی که در آن زمان باب بود، به فرزندانشان حق انتخاب میدادند و همچینین اصرار بر آن بود که تکبعدی نباشیم، به همین دلیل من و برادر کوچکترم در زمینههای هنری و ورزشی در کنار درس و تحصیل فعالیت میکردیم.

 ارتباط شما با حیوانات چطور بود و اینکه آیا خودتان حیوان خانگی داشتید؟

بله، در دوران کودکی اولین حیوان خانگی که داشتم یک بره به اسم «مرمر» بود و بعد از آن یک گربه داشتم که چون یک پایش سیاه بود بر اساس خلاقیتهای کودکانه و تصور ذهنیای که داشتیم، اسم ان را «یه پا سیاه» گذاشته بودیم و در تمام این دوران به علت علاقهی شدید همیشه حیوان خانگی مثل ماهی آکواریومی، پرنده زینتی، سگ، همستر، خوکچه هندی و... داشتیم. زندگی بدون حیوان خانگی هیچوقت برای من ممکن نبود.

در زمان انتخاب رشتهی دانشگاهی، دامپزشکی اولویت چندم شما بود؟ اگر به عقب برگردید، انتخاب رشتهی متفاوتی خواهید داشت؟

بله، من همیشه گفتم که از سنین کودکی علاقهام به طبابت، حیوانات و معلمی بسیار زیاد بود. به خصوص این علاقه به حیوانات باعث شده بود که دامپزشکی و معلمی دو آرزوی بزرگ بنده باشد که خدا را شکر به خواست و یاری او به این دو آرزوی بزرگ دست یافتم. همانطور که قبلا گفتم، پدر من در آن زمان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بود و من هر کدام از رشتههای زیرمجموعه وزارت بهداشت را در هرجای کشور قبول میشدم، میتوانستم به راحتی و طبق قانون به دانشگاه علوم پزشکی تهران انتقالی بگیرم، با این حال دامپزشکی انتخاب اول من بود و اگر صدها بار به عقب برگردم، دامپزشک و متخصص حیوانات خانگی خواهم شد.

از دانشگاه بگویید؛ دکتر تقیپور در دوران دانشجویی چگونه از زمان استفاده میکرد ؟ (تحصیل، پژوهش، کار عملی در کلینیک یا بیمارستان)

در دوران دانشگاهی آن زمان شرایط خیلی متفاوت بود. به نظر من در زندگی دانشجویی اصل و اساس دانشگاه است، یعنی در آن زمان خانهی اول ما دانشگاه و مسائل مربوط به دانشگاه بود؛ از کتابخانهی دانشگاه گرفته و نمایشگاهها و فعالیتهای علمی و پژوهشی؛ در واقع زندگی دانشجویی یک شکل خاص از فرهنگ بود.

بنده هم در دوران دانشحویی مثل بقیه بودم، با این تفاوت که در آن زمان علاقهی کمتری به دام کوچک وجود داشت؛ بیشتر دانشجویان دامپزشکی علاقهمند به طیور و دام بزرگ بودند و این یک فرصت طلایی برای بنده بود که در زمینهی دام کوچک پیشرفت بیشتری داشته باشم.

در دوران دانشجویی بنده، پنج یا شش درمانگاه دام کوچک در کل تهران بود که من در هر کدام از اینها حضور داشتم و به دکتر درمانگاه کمک میکردم و کارآموزی میکردم و هیچ ابایی ندارم که بگویم حتی گاهی در درمانگاه نظافت میکردم و در کل، این فعالیتها باعث شد که من با محیط کار بیشتر آشنا شوم. در دوران دانشجویی، من بیشتر به مطالعه میپرداختم، بهخصوص مطالبی که کمتر در دانشگاه به آنها پرداخته میشد.

نظرتان راجع به سیستم آموزشی کشور چیست؟

به نظر بنده سیستم آموزشی کشور در بخش دامپزشکی مشکلات زیادی دارد. در هر صورت دامپزشکی رشتهی بالینی است و با توجه به اینکه تحت نظر وزارت علوم قرار دارد و وزارت علوم تجربهی چندانی در مورد اداره کردن رشتههای مدیکال و پزشکی ندارند و به همین حهت راهکارها و زیرساختهای مناسبی برای این منظور نیز ندارد و این باعث میشود دامپزشکی تا حدودی مهجور باشد و از سیستمهایی که در سایر رشتهها اعمال میشود مقداری دور بماند، به دلیل اینکه روشها و دستورالعملها، شکل اجرای دروس، سرفصلها و مسائل دیگر در رشتههای علوم پزشکی و غیر علوم پزشکی متفاوت است. نیاز به بازنگریهای فراوان وجود دارد. امسال دانشگاه تهران یک سیستم جدیدی را برای آموزش بناگذاری کرده، بدین گونه است که دانشجویان بتوانند شاخهی مورد علاقهی خودشان را در همان دورهی دانشحویی انتخاب کنند و بیشتر در آن زمینه واحد بگذرانند و در آن زمینه تبحر  بیشتری پیدا کنند؛ شاخههایی مثل داخلی دام بزرگ، داخلی دام کوچک، جراحی، بهداشت مواد غذایی، طیور، مامایی و ... امیدواریم که این سیستم در سایر دانشکدههای دامپزشکی نیز اتفاق بیفتد.      

آیا موافق این گفته هستید که دامپزشکی را باید در بالین و کلینیک یاد گرفت و در دانشگاه مسائل کاربردی آموزش داده نمیشود؟

با این گفته که دامپزشکی باید در بالین یاد گرفت، موافق هستم ولی نه این که در دانشگاه چیزی برای آموزش وجود ندارد؛ اساس دانش و اساس علم، نگرش علمی، نگرش نقادانه و دیدگاه بالینی در دانشگاه پایهگذاری میشود؛ آنچه در کتابها نوشته میشود و آن چیزی که اساتید به ما آموزش میدهند، برای همین پایهگذاری شده و ما در کلینیکها و در بخش خصوصی از همین روشها استفاده میکنیم. اگر به دلایلی مثلا کمبود امکانات نمیشود به آن شیوهها عمل کنیم، این ایراد از ما است و باید به مرور زمان امکانات را فراهم کنیم و آن چیزی که در بالین انحام میدهیم باید مو به مو مطابق کتابهای رفرنس باشد. حال در بخش خصوصی مسائل دیگری نیز هست که یاد گرفتن آن واجب است؛ طرز برخورد با مراجعهکننده و بیمار، مسائل اختصاصی روش اداره کردن کلینیک و تجربیاتی که به مرور زمان کسب میشود.

آبا با این گفته که تخصص صرفاً برای تدریس در دانشگاه کاربرد دارد، موافقید؟

خیر، من با این گفته مخالف هستم ولی از دورههای تخصصی که الان وجود دارد، راضی نیستم. یک دامپزشک عمومی باید بر تمام حوزههایی که در آن آموزش دیده است، احاطه داشته باشد و باید از پس ویزیت طیور، دام بزرگ، جراحی و مواجهه با بیماریهای داخلی دامهای کوچک و دام بزرگ بر بیاید و بتواند فعالیت کند و سپس در یک دورهی تخصصی، در آن رشتهای که علاقهی بیشتری دارد، بحث و مباحثهی بیشتری بنماید و در زمان رزیدنتیاش بتواند تجربهی بیشتری را کسب نماید ولی متاسفانه امروزه در دانشگاههای ما دانشجوی دامپزشکی عمومی در زمان فارغالتحصیلی چیز خیلی زیادی نمیداند در واقع یک سری دانستههای مبهم و پیچیده و طبقهبندی نشده در ذهنشان است و بعد وارد دورهی تخصصی میشوند که تازه یکسری اطلاعاتی را دریافت کند که باید این اطلاعات را در دورهی عمومی پیدا میکرد؛ البته تربیت متخصص خیلی خوب است، نه فقط برای تدریس در دانشگاه بلکه برای فعالیت بالینی، اگرچه که معتقدم که همکاران دامپزشک عمومی فراوانی دارم که بسیار بسیار موفقتر از برخی متخصصین در فعالبت بالینی حضور دارند. من اعتقاد دارم که هیچ چیز جای مطالعه و فعالیت را نمیگیرد.

چند نفر از اساتید مورد علاقهتان که در موفقیت شما دخیل بودند را نام ببرید.

اگر بخواهم به این سوال پاسخ بدهم، باید یک لیست بلند بالایی را در موردشان صحبت بکنم؛ اساتید بزرگ و برجستهای که حتی در بعضی مواقع دیدن شخصیت و منششان در من عشق و علاقه و انگیزه ایجاد می‌کرد که اینقدر در زندگی من فراوان بودند که خیلی مشکل هست بخواهم از همهی آنها یاد کنم ولی خب، آنهایی در ذهنم هستند، جناب آقای دکتر روحالامین، استاد ارجمند دکتر برکتین، مرحوم دکتر ستوده، مرحوم دکتر ایلخانی، جناب دکتر شریفی، جناب آقای دکتر سیامک مشهدی رفیعی، جناب آقای دکتر شیرانی، دکتر جمشیدی، استاد ارجمند دکتر ملماسی، جناب دکتر کبیر و زندهیاد استاد بزرگم دکتر هوشنگ کمیلی؛ ایشان علاوه بر آموزش علمی بنده، واقعاً بهسان یک پدر مهربان و دلسوز درس زندگی را به من دادند.

آیا در دوران دانشجویی عضو انجمن یا تشکل و مجموعه دانشجوییای بودید؟ به نظر شما این قبیل فعالیتهای دانشجویی برای آینده افراد مفیدند؟

خیر، متاسفانه در آن زمان انجمنها و تشکلات دانشجویی به این شکل نبود یا خیلی کم بود و به هر صورت فرصتی میخواست که دانشگاه دیگر بروید. بنده متاسفانه فرصت چندانی برای فعالیت در این زمینه پیدا نکردم ولی بله، کاملاً معتقدم که وجود تشکلها و انجمنها بسیار با ارزش است؛ هم برای رشد علمی، هم برای رشد و تعالی رفتارهای اجتماعی.

جایگاه دامپزشکی را چطور برآورد میکنید؟

جایگاه دامپزشکی در این زمان خیلی عالی است به خصوص با افزایش دامپزشکان در حوزهی دام کوچک که در واقع از نظر من ویترین دامپزشکی محسوب میشود، چهرهی دامپزشکی بسیار مقبولتر از گذشته نموده است. در گذشته من خاطرم هست دامپزشکی خیلی رشتهی مهجوری بود ولی در حال حاضر خیلی این رشته در جامعه از جایگاه خوبی برخوردار است. البته وجهه اجتماعی، به  منش و شخصیت هر فرد بستگی دارد و رشتهی تحصیلی و مادیات هیچ نقشی در بالا بردن شعور و وجهه اجتماعی افراد ندارد.

به نظر خودتان عامل موفقیت شما چه بوده است؟

چیزی که بنده همیشه سر لوحهی زندگی خود قرار دادم، این است که عاشقانه کارم را دوست دارم، یعنی دامپزشکی برای من یک عشق و روش زندگی است و با عشق کار کردم. توکل به خداوند همیشه در زندگی من بوده و با این دید و توکل قلبی مشکلات زیادی را پشت سر گذاشتم. یک پایهی بسیار مهم برای موفقیت در کار بالینی صداقت و تعهد است. در کنار اینها مطالعه، بسیار بسیار مهم است، مطالب جدید را همیشه باید یاد گرفت. بنده زمانی که کار بالینی را شروع کردم، بخش دامهای کوچک، ناچیزترین و بدون بازارترین قسمت دامپزشکی مربوط میشد ولی با علاقه و عشق انتخاب خودم را کرده بودم. یکی از دلایل دیگر پیشرفت من، وجود دانشگاه است زیرا زمانی که شما به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه فعالیت میکنید، ملزم به این هستید که دائما اطلاعات خود را بهروز کنید؛ به علاوه اینکه من از دانشجویان خود خیلی چیزها را میآموزم، گاهی با سؤالهایی که مطرح میشود و به طور کلی در دنیای امروز با توجه به وجود کتابهای متعدد و اینترنت، هر فرد میتواند به عنوان بازگو کنندهی مطالب علمی باشد.

اگر مجبور باشید مجدداً از صفر شروع کنید، چقدر زمان میبرد که به جایگاه فعلی برسید؟

اگر با آن شیوهای که فعالیت کردم، چه در دوران دانشجویی و چه بعد از آن، همینقدر زمان میبرد، که البته زمان کوتاهی نیست، زمانی حدود بیست سال است، شاید اندکی هم سریعتر چون یکسری اشتباهاتی که کردم را دیگر تکرار نمیکردم و همچنین دسترسی به منابع نیز خیلی آسانتر شده است، ولی از سمت دیگر بازار کاری هست که الان به دلیل پذیرش زیاد دانشجو، فعالیت سختتر  شده است اما اعتقاد من این است که اگر کسی واقعا علاقهمند باشد و با تمام توان بهدور از حاشیهها تلاش و فعالیت کند، حتما موفق خواهد بود.

اخیرا دانشگاه آزاد، آموزش دامپزشکی را به معاونت علوم پزشکی منتقل کرده است. شما این اقدام را چگونه برآورد میکنید ؟

این اقدام بسیار کارشناسی شده است و میتوان گفت دانشگاه آزاد اسلامی اولین ارگانی بود که رشتهی دامپزشکی را در معاونت علوم پزشکی قرار داد. این اقدام که معاونتهای مختلف در دانشگاه آزاد اسلامی به طور اختصاصی به بخشی از رشتههای مرتبط به خودش بپردازد، کار بسیار سنجیدهای بود. همانطور که میدانید آموزش دامپزشکی به آموزش پزشکی بسیار نزدیک است و دانستن شکل این آموزش، نیازهای این آموزش و امکاناتی که مورد نیاز هست و همچنین ارزیابیهایی که باید صورت بگیرد، کارشناسانی را میخواهد که خودشان به این شکل آموزش دیده باشند تا بتوانند برنامهریزی صحیح و درست را در پیش بگیرند.

در کل نظرتان راجع به الحاق دامپزشکی به وزارت بهداشت چیست؟

برداشت من این هست که از دیدگاه آموزشی، وزارت علوم درک خوبی از آموزش رشتههای علوم پزشکی و دامپزشکی ندارد و خیلی از مسائل ساده آموزشی توجیهپذیر نیست. گرفتن امکانات، داشتن فضای بیمارستانی، شکل آموزش دانشجویان در دورههای کارورزی، استاژری، اینترنی زیرساختهای مناسبی در وزارت علوم ندارد و شاید اگر آموزش دامپزشکی زیر نظر وزارت بهداشت بود، به علت شباهت بسیار زیاد به پزشکی میتوانست مشکلات را خیلی سریعتر حل کرد.

و اما سخن آخر...

به عنوان سخن اخر تشکر میکنم که حوصله کردید عرایض بنده را خواندید، امیدوارم همه با توکل به خداوند و  اخلاقمداری که از نظر من مهمترین بخش هر فعالیت اجتماعیای است و رعایت حقوق دیگران، بتوانیم باعث اعتلای رشتهی دامپزشکی شویم و دانشگاهها و کلینیکها و بیمارستانهای بهتر برای خدمات عالیتر بسازیم و بتوانیم در دنیا حرفهای خوبی برای گفتن داشته باشیم. امیدوارم همهی شما عزیزان سلامت باشید و روزگار شادی را سپری کنید، چرا که فعالیتها، کار و تحصیل برای این است که ما انسانهای بهتری باشیم تا جامعهای بهتر بسازیم.

 

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱۰
زمانی مقدم
|
France
|
۱۳:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۳۰
3
2
با عرض سلام
مطالب کامل این فصلنامه از کجا قابل دسترسی است؟
مسلم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۶ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۱
2
1
با سلام خدمت استاد گرانقدرم.واقعا خوشحال شدم بعد از ده سال مصاحبه شما رو خوندم. ده سالی میشه شما رو ندیده بودم.شما مثل گذشته افتخار ما والگوی ما هستید. هنوز صحبتها و نصیحتهای برادرانه شما راهگشای ما هست.استاد همیشه سلامت و پاینده باشی.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه