
مسیرهای محتمل ورود سویه تب برفکی SAT1 به ایران و تحلیل جامع تهدیدات منطقهای
سویه SAT1 ویروس تب برفکی، که یکی از سویههای آفریقایی با تغییرپذیری بالا و رفتار اپیدمیولوژیک پیچیده است، طی سالهای اخیر فراتر از قلمروهای سنتی خود گسترش یافته و در چند منطقه خارج از آفریقا نیز گزارش شده است. این الگوی جدید انتشار نشان میدهد که مرزهای جغرافیایی کلاسیک بیماری دیگر قابل اتکا نیستند و کشورهایی مانند ایران باید مسیرهای بالقوه ورود این سویهها را با دقت بیشتری پایش و مدیریت کنند. همزمان، جابجایی گسترده دام و فرآوردههای دامی در منطقه خاورمیانه، آسیبپذیری برخی ساختارهای کنترل مرزی و وجود مسیرهای غیررسمی جابجایی دام، ضرورت بازبینی جامع ریسک ورود این سویه به کشور را تقویت کرده است. بررسیهای سازمانهای بینالمللی از جمله FAO و WOAH نیز نشان میدهد که ورود سویههای آفریقایی تب برفکی معمولاً ناشی از یک مسیر منفرد نیست، بلکه حاصل برهمکنش مجموعهای از عوامل مرتبط با تجارت، قاچاق، ترانزیت، محیطزیست، فومیتها و کاستیهای ساختاری در نظام پایش و قرنطینه است. این نوشتار با اتکا بر شواهد علمی و تجارب جهانی، مسیرهای اصلی و تکمیلی ورود احتمالی سویه SAT1 به کشور را بهصورت یکپارچه تحلیل میکند.
مسیرهای اصلی ورود سویه SAT1 به کشور
1-ورود رسمی دام زنده از کشورهای دارای گردش فعال ویروس، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال محسوب میشود، زیرا هرگونه ضعف در پایش پیش از حمل، ناکافی بودن قرنطینه ورودی یا استفاده از واکسنهای غیراستاندارد میتواند عبور دام آلوده را امکانپذیر کند. دامهای وارداتی که در دوره نهفتگی هستند از نظر بالینی قابل تشخیص نیستند و کوچکترین اختلاط آنها با دام داخلی یا ایجاد آلودگی محیطی میتواند کانون اولیه بیماری را شکل دهد.
2-ورود غیرقانونی دام از مرزهای شرقی، غربی و جنوبی نیز بهعنوان پرریسکترین مسیر شناخته میشود، زیرا این دامها بدون گواهی بهداشتی، بدون قرنطینه و از مسیرهایی منتقل میشوند که امکان نظارت رسمی در آنها محدود یا حتی ناموجود است. عبور از مناطق آلوده، توقفهای کنترلنشده در نقاط مرزی و فقدان سامانه ردیابی، سطح تهدید را چند برابر میکند و شناسایی منشأ اولیه بیماری را دشوار میسازد.
3-ترانزیت دام زنده از قلمرو کشورهای آلوده نیز ظرفیت انتقال را دارد، زیرا دامهای عبوری- حتی اگر مقصد نهایی ایران نباشند - میتوانند از طریق نشت آلودگی از وسایل حملونقل، آلودگی محیطی یا ضدعفونی ناکافی کامیونها، ویروس را وارد کشور کنند. نبود زیرساختهای استاندارد ضدعفونی در برخی پایانههای مرزی و توقفهای ناخواسته در مسیر، این خطر را تقویت میکند.
4-ورود فرآوردههای دامی خام از کشورهای دارای گردش ویروس، بهویژه گوشت تازه یا منجمد، جگر، زبان و سایر اجزای فاقد فرآوری حرارتی استاندارد، نیز میتواند موجب انتقال ویروس شود. ویروس تب برفکی در شرایط سرد و در محدوده pH نزدیک به خنثی از پایداری بالایی برخوردار است و قادر است برای مدت طولانی در محیط یا فرآوردههای دامی باقی بماند. ورود این محصولات بدون نظارت کافی میتواند ویروس را از طریق زنجیره غذایی یا محیط کشتارگاهها وارد جمعیت دامی کشور کند.
مسیرهای تکمیلی و تقویتکننده تهدید
5-ورود فرآوردههای خام دامی غیرفعالنشده مانند پوست تازه، روده خشکنشده، خون و شیر خام نیز میتواند ویروس را به واحدهای صنعتی یا سنتی منتقل کند، زیرا این محصولات در غیاب فرآوری استاندارد نقش مهمی در انتشار بینالمللی بیماری داشتهاند.
6-انتقال از طریق فومیتها(شامل کامیونهای حمل دام، تجهیزات قصابی، لباسها، چکمهها و مخازن سردخانه)اهمیت ویژه دارد، زیرا ویروس تب برفکی میتواند برای مدت طولانی بر روی سطوح آلوده زنده بماند. ورود یک وسیله نقلیه یا تجهیزات آلوده به پایانه مرزی یا واحد دامداری میتواند زمینهساز شکلگیری کانونهای ثانویه شود.
7-جابجایی فصلی برخی گونههای حیاتوحش مرزی مانند بز کوهی، کل، قوچ یا غزال نیز در صورت وجود ویروس در مناطق همجوار، خطر انتقال را ایجاد میکند. هرچند نقش حیاتوحش در انتقال تب برفکی در آسیا محدودتر از آفریقاست، اما در تحلیل ریسک منطقهای نمیتوان آن را نادیده گرفت.
8-ورود ضایعات غذایی آلوده ناشی از کشتیها، هواپیماها یا محمولههای بینالمللی و مصرف آنها توسط دامها، در موارد متعددی در جهان منجر به اپیدمیهای بزرگ شده است. پسماندهای غذایی بدون بیخطرسازی صحیح میتوانند ویروس را وارد زنجیره تغذیه دام کرده و زمینه ایجاد آلودگی را فراهم کنند.
9-استفاده از واکسنهای غیراستاندارد یا آنتیژنهای تولیدشده در مراکز فاقد نظارت بینالمللی نیز -اگرچه نادر- در سوابق جهانی بهعنوان یک مسیر احتمالی آلودگی مطرح شده است و در تحلیل ریسک باید مدنظر قرار گیرد.
10-ورود مواد ژنتیکی مانند اسپرم یا جنین از کشورهای آلوده، در صورت عدم رعایت استانداردهای WOAH و IETS، نیز امکان انتقال ویروس را ایجاد میکند، اگرچه احتمال آن نسبت به سایر مسیرها کمتر است.
11-جابجایی نیروی انسانی از واحدهای آلوده به واحدهای سالم میتواند خطر انتقال را افزایش دهد، زیرا آلودگی کفش، پوشش، وسایل همراه یا تجهیزات پرتابل قادر است ویروس را منتقل کند. این تهدید بهویژه زمانی جدیتر میشود که افراد بدون رعایت پروتکلهای بهداشتی وارد دامداریها یا مراکز نگهداری حیوانات شوند.
در نهایت، هرگونه نقص در قرنطینه و مدیریت بهداشتی دام در مبادی ورودی( شامل جداسازی ناکامل، تماس غیرمستقیم با دام داخلی یا کمبود تجهیزات ضدعفونی) میتواند ویروس را از دام وارداتی یا ترانزیتی به محیط منتقل کند. در شرایط وقوع اپیدمیهای بزرگ در مجاورت مرزهای کشور، انتقال محدود هوابرد نیز، هرچند با احتمال پایینتر، باید در ارزیابی ریسک لحاظ شود.
نتیجه اینکه تحلیل مسیرهای فوق نشان میدهد ورود سویه SAT1 به کشور حاصل یک مسیر منفرد نیست، بلکه برآیند منظومهای پیچیده از انتقالهای مستقیم، غیرمستقیم، ساختاری، محیطی و انسانی است که در صورت همزمانی یا بروز ضعف در کنترلهای مرزی، میتواند زمینهساز نفوذ ویروس شود. با توجه به گسترش سویههای آفریقایی تب برفکی به مناطق جدید و نوسانات اپیدمیولوژیک در کشورهای منطقه، تقویت نظام مراقبت فعال در مرزها، ارتقاء زیرساختهای قرنطینهای و ضدعفونی، نظارت مؤثر بر واردات رسمی و غیررسمی دام و فرآوردهها، توسعه سامانههای ردیابی، پایش حیاتوحش مرزی و گسترش همکاریهای بینالمللی برای مدیریت تهدیدهای فرامرزی اهمیت حیاتی دارد. استمرار و ارتقاء این اقدامات، سپری مؤثر در برابر ورود سویههای اگزوتیک مانند SAT1 ایجاد کرده و توان کشور را برای مواجهه با مخاطرات اپیدمیولوژیک آینده بهصورت پایدار تقویت خواهد کرد. در مقابل، هرگونه تعلل در تقویت زیرساختهای بهداشتی مرزی و ارتقاء نظام مراقبت فعال میتواند کشور را در برابر ورود سویههای نوظهور و اگزوتیک آسیبپذیر کرده و روند کنترل ملی تب برفکی را با چالشهای جدی روبهرو سازد.