
حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: حتی در جنگ هم ممکن است که مرزهای معمول مدیریت بحران در برابر حس عمیق انسانی و همدردی با موجودات بیپناه محو شود. کاری که «سمیرا فرحزادی»، روانشناس متخصص بحران و سرپرست تیم سیوسهنفره امداد روانی این سازمان به خوبی آن را انجام داد. در گفتوگوی اختصاصی با حکیم مهر، او روایتی تکاندهنده و کمنظیر از روزهای پرالتهاب چهلروزه جنگ را بازگو میکند؛ روایتی از حضور فعال و بدون تعطیلی پرسنل زن سازمان در جبهههای اصابت موشک، جایی که مرز میان نجات جان انسانها و حیوانات خانگی به طور محسوسی محو شد.
فرحزادی به تشریح چالشهای روانی ناشی از جنگ، نقش حیاتی «پتدرمانی» در کاهش اضطراب و افسردگی در جامعه و تأثیر عمیق همبستگی عاطفی صاحبان حیوانات بر سلامت روان آنها میپردازد. وی با برجسته کردن جای خالی متخصصین دامپزشکی در تیمهای امدادی، از ضرورت تشکیل «اورژانس دامپزشکی» در شرایط بحران و تعیین تعرفههای دولتی برای درمان حیوانات آسیبدیده یاد میکند.
فرحزادی با تأکید بر این نکته که «جان جان است، فارغ از اینکه متعلق به انسان باشد یا حیوان»، راهکارهایی عملی برای بهبود فرهنگ رفتار با حیوانات و یکپارچهسازی حمایتهای حیوانی در ساختار مدیریت بحران کشور ارائه میدهد تا در آیندهای نه چندان دور، آرامش و امنیت برای همه موجودات زنده تضمین شود.
حکیم مهر: لطفا نگاهی کلی به حوزه فعالیتهای تخصصی خودتان و سازمانتان داشته باشیم. ماهیت کار شما در سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران دقیقاً چیست و چه خدماتی ارائه میدهید؟
در کل، شغل ما بر محور «بازتوانی روانی-اجتماعی» و همچنین «بازتوانی جسمی» استوار است. هدف اصلی ما این است که در مواجهه با هرگونه حادثه، از آسیبهایی که بر روان فرد وارد میشود، جلوگیری کنیم یا حداقل شدت و حجم آن آسیبها را کاهش دهیم. ما تلاش میکنیم با مداخلات بهموقع، ضربه روانی وارده را تا حد امکان تعدیل نماییم.
علاوه بر این محور اصلی، فعالیتهای جانبی دیگری نیز در دستور کار ماست. برای مثال، در گذشته فعالیتهایی در حوزه خیریه و حمایت از حیوانات نیز داشتیم، اما تمرکز فعلی و اصلی من، بر مباحث مشاوره و خدمات روانشناختی مستقیم متمرکز است.
حکیم مهر: با توجه به ماهیت کاری شما، زمانی که نخستین بار خبر حمله جنگی و تهدید شهر تهران را شنیدید، اولین واکنش شما و سازمان مدیریت بحران چه بود؟ آیا سناریو یا برنامهای از پیش برای چنین شرایطی ترسیم شده بود؟
باید بگویم که با توجه به جنگ دوازدهروزه پیشین، ما درسهای زیادی گرفتیم. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، در اساسنامه سازمان مدیریت بحران شهر تهران، موضوع «جنگ» به عنوان یکی از وظایف ذاتی ما ذکر نشده است؛ چرا که اساساً دستورالعملهای ما حول محور سیل، زلزله، رانش زمین و حوادث طبیعی شکل گرفته است. بنابراین، در آن جنگ دوازدهروزه، همهچیز بهطور ناگهانی، اتفاقی و بدون هیچگونه برنامهریزی پیشبینیشدهای آغاز شد.
به همین دلیل، شهرداری تهران تصمیم گرفت تا برای مدیریت بحرانهای جنگی، نهادی ویژه را وارد معادلات کند. ما نیز به صورت ناخودآگاه وارد این فعالیتهای جنگی شدیم. اما نکته مهم اینجاست که به دلیل تجربه آن دوره، در «جنگ رمضان» دیگر دست و پایمان گم نبود. ما خیلی زودتر از آن چیزی که ممکن است تصور شود، در عرض یک یا دو روز، سازماندهی را انجام دادیم و حتی سازماندهی ما از قبل هم منظمتر شد.
حکیم مهر: آیا ورود ناگهانی شما به این فضا، استرس یا اضطراب خاصی را برای پرسنل سازمان به همراه داشت؟ آیا احساس میکردید برای چنین شرایطی کاملاً آماده بودید؟
به دلیل همان تجربه قبلی، موضوع جنگ برای سازمان ما مفهومی غریب یا دور از دسترس نبود. مخصوصاً ادارهای که من در آن فعالیت میکنم، مستقیماً با این مسائل در ارتباط است، بنابراین برای ما چالشبرانگیز نبود. شاید اگر بخواهم صادقانه بگویم، اگرچه فضا ترسناک و استرسزا بود، اما برای خودِ بچههای سازمان، شوک بزرگی ایجاد نکرد.
سازمان ما یکی از معدود سازمانهایی بود که صددرصد نیروهایش در طول آن چهل روز فعال بودند. نکته جالب این است که اگرچه در شهرداری بسیاری از خانمها دورکار بودند، اما پرسنل زنِ سازمان ما، تمام آن چهل روز را به صورت حضوری و فعال در میدان بودند.
حکیم مهر: حضور فیزیکی و فعال بودن پرسنل در این شرایط دشوار، چه نوع ماموریتهایی را شامل میشد؟ آیا فقط در سطح کلان سازمان فعالیت میکردید یا به مناطق آسیبدیده نیز اعزام میشدید؟
بله، فعالیتها فقط در حد اداری نبود. برخی از همکاران در بحثهای ارتباطی و تماسهای تلفنی ۱۸۱۱ فعال بودند و برخی دیگر در تیمهای عملیاتی شرکت داشتند. خود من نیز سرپرستی یکی از این تیمها را بر عهده داشتم. ما به مناطق اصابت موشکها اعزام میشدیم. حتی پرسنل بخشهای اداری و مالی نیز برای پشتیبانی روانی و عملیاتی در صحنه حضور داشتند. بنابراین، همه ما آماده حضور در این صحنه و این «جبهه» بودیم و غیرآماده نبودیم.
حکیم مهر: با توجه به اینکه شما تخصص دامپزشکی ندارید، اما ناخواسته درگیر نجات حیوانات شدید، اولین باری که متوجه شدید حیوانی در خطر جدی است و نیاز به امداد دارد، چه اتفاقی افتاد؟
ما در سازمان یک تیم سیوسهنفره داریم که تمام اعضای آن روانشناس هستند. این سیوسه نفر آموزشهای لازم در زمینه «کمکهای اولیه روانشناختی» و «تریاژ روانی» را دیدهاند. به محض اینکه اصابتی به مناطق مسکونی در تهران رخ میداد، در آن چهل روز، تیم ما از مرکز عملیات اضطراری شهر تهران EOC به محل آسیبدیده اعزام میشد.
من به عنوان سرپرست تیم، در سیوهشت روز از آن چهل روز در صحنه حضور داشتم. اولین باری که وارد صحنه شدم، چون خودم گربه دارم و از نظر من حیوان خانگی دقیقاً مانند فرزند انسان است، به صورت ناخودآگاه احساس میکردم که حیوانات، حتی حیوانات خیابانی، اولویتدار هستند.
حکیم مهر: میفرمایید اولین تجربه دردناک شما با یک حیوان آسیبدیده در صحنه رخ داد. لطفاً جزئیات آن صحنه و اقدامی که انجام دادید را شرح دهید.
در آن زمان، من خسته بودم و در اواخر عملیات قرار داشتیم. طبق تجربهام، وقتی میخواستم استراحت کنم، به لبه جدول و داخل جوی آب میرفتم تا اگر اصابت دوم رخ داد، بتوانم پناه بگیرم. ناگهان زیر یک پل را نگاه کردم و دیدم یک گربه سیاه، خودش را جمع کرده است. وقتی خم شدم و نزدیکتر شدم، متوجه شدم که موج انفجار آن را پرتاب کرده و تمام بدنش پر از ترکش و تمام صورتش پوشیده از گچ و بتون بود. وضعیت حیوان بسیار وخیم بود.
وظیفه ما حمایت روانی از انسانها بود، اما وجدان انسانی من اجازه نمیداد این حیوان را رها کنم. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که نزدیک خانه داییام است. با پسر داییام تماس گرفتم و گفتم: «من در مأموریت هستم و نمیتوانم این حیوان را رها کنم. لطفاً بیا و آن را به کلینیک دامپزشکی ببر.» تمام هزینهها را خودم متقبل شدم.
حکیم مهر: آیا هزینههای درمانی برای این حیوان سنگین بود؟ و آیا کلینیکها در شرایط جنگی همکاری کردند؟
بله، هزینهها قابل توجه بود. من تنها چهار میلیون تومان در حسابم پول داشتم، اما هزینه دارو و درمان این گربه، هشت میلیون و دویست هزار تومان شد. ما این گربه را به دو کلینیک مختلف بردیم، اما خوشبختانه از صفر تا صد درمان آن انجام شد و زنده ماند.
پس از این تجربه، در اصابت بعدی، من گربه دیگری را دیدم که پوستش کنده شده بود. در آن لحظه به این نتیجه رسیدم که چرا ما در تیممان دامپزشک نداریم.
حکیم مهر: پس از این تجربه، چه اقدامی برای جلب کمکهای تخصصی دامپزشکی انجام دادید؟
یک استوری یا ماجرا در اپلیکیشن «بله» گذاشتم و گفتم: «من دارم به محلههای اصابت شده میروم و احساس میکنم انسانها، امدادگران، پزشکان، پرستاران و روانشناسان زیادی وجود دارند که تمام تلاششان را برای جلوگیری از آسیبهای جدیتر میکنند، اما حیوانات گناهکار نیستند. سگها، گربهها و پرندگان هم جان دارند. اگر دامپزشک جهادی یا آشنایی دارید، لطفاً به ما معرفی کنید.
با این درخواست، با آقای دکتر صالحی آشنا شدم. ایشان تماس گرفتند و گفتند که یک تیم دارند که میتوانند از این «فرشتهها» حمایت کنند. خدا را شکر کردم که ایشان حضور داشتند. من چندین کیس را در طول جنگ برای ایشان فرستادم و زحمت کشیدند.
حکیم مهر: آیا موضوع حمایت از حیوانات در جلسات رسمی سازمان نیز پیگیری شد؟ آیا نگاهی که به حیوانات به عنوان موجوداتی بیاهمیت دیده میشود، با واقعیت میدانی همخوانی دارد؟
بله، در یکی از جلسات پس از آتشبس، این موضوع را مطرح کردم. گفتم که از نظر بسیاری از افراد، حیوانات فقط حیوان هستند و جان آنها اهمیتی ندارد، اما صاحبان حیوانات خانگی یا کسانی که با آنها زندگی میکنند، درک میکنند که این موجودات چقدر ارزشمند و بیگناه هستند.
حکیم مهر: آیا نمونه دیگری از تعامل شما با صاحبان حیوانات در شرایط بحرانی وجود داشته است؟
بله. در یکی از عملیاتها، خانمی با سرعت زیادی آمد و اجازه ورود به منطقه امن را به او نمیدادند. او خود را به زمین میزد و فریاد میزد که «بچههایم در خانه هستند». امدادگران به او گفته بودند که ساختمانها تخلیه شده و خانهای خالی است. اما او اصرار داشت که بچههایش در خانه هستند. وقتی پرسیدیم، گفت: «من چهار تا گربه دارم»
تیم بحران اجازه نمیداد که او حیواناتش را بیرون بیاورد. تیم من و خودم مداخله کردیم و به حاضران گفتیم: «این حیوانات از نظر شما گربه هستند، اما از نظر این خانم، فرزند او و فرزند تنی او هستند.» در نهایت، دو نفر از اعضای تیم و خود من با آن خانم رفتیم، گربهها را در باکس گذاشتیم، وسایلشان را جمع کردیم و او را هدایت کردیم تا به مکان امن برود. به هرحال این نوع امدادرسانی نیز شکل دیگری از کمک است. به نظر من، نقش دامپزشکان در چنین مسائلی باید بسیار پررنگتر و جدیتر باشد.
حکیم مهر: به نکته خوبی اشاره کردید که با توجه به تجربه میدانی شما در تیم امدادی، جای خالی متخصصین دامپزشکی کاملاً حس میشد. با توجه به اینکه مسئولین این مصاحبه را مطالعه خواهند کرد، چه پیشنهاداتی برای مدیریت بهتر بحرانهای آینده در این زمینه دارید؟
ابتدا باید بگویم که من امیدوارم هرگز دیگر تجربه چنین شرایطی را نداشته باشیم و انشالله دیگر که هرگز جنگی را نبینیم. اما نمیتوانیم واقعیتها را انکار کنیم. جامعه ما به سمتی میرود که افراد پناه خود را در حیوانات خانگی پیدا کردهاند. اگر به یک ساختمان نگاه کنید، حداقل از ده تا دوازده واحد، هشت واحد دارای حیوان خانگی (پت) هستند؛ چه پرنده باشد، چه سگ و چه گربه. این موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
امروزه بخش بزرگی از آرامش، مقابله با تنهایی و تکیهگاه مردم در میان مشکلات، حیوانات خانگی آنها هستند. بنابراین، وقتی اتفاقی مانند آتشسوزی جنگ، سیل یا زلزله رخ میدهد، ما نیازمند تمهیدات خاصی برای این حیوانات هستیم، زیرا آنها بخش لاینفکی از زندگی ما شدهاند.
حکیم مهر: شما اشاره کردید که حیوانات خانگی برای صاحبانشان حکم فرزند را دارند. چگونه این وابستگی عاطفی بر فشار روانی ناشی از بحران تأثیر میگذارد و چرا حضور دامپزشک در تیمهای امدادی ضروری است؟
من به عنوان کسی که حیوان خانگی دارد، میدانم که اگرچه شاید من سالم بمانم یا وسایل خانهام آسیب نبیند و فرزند انسانیام در امان باشد، اما اگر حیوان خانگیام آسیب ببیند، همان فشار روانی و غم دوباره تجربه خواهد شد. همانطور که ما اورژانس داریم، اورژانس پیشبیمارستانی، هلال احمر، تیمهای امدادی و تیمهای حمایت روانی داریم، چرا نباید یک «تیم اورژانسی دامپزشکی» داشته باشیم؟ بسیاری از دامپزشکان وجدان کاری و توانایی کمک به حیوانات را دارند، اما ممکن است پول کافی برای هزینههای درمان را نداشته باشند. چه کسی باید این مسئله را پوشش دهد؟ ما نمیتوانیم این موضوع را حذف کنیم؛ این یک نیاز واقعی است.
حکیم مهر: شهرداری و نهادهای مرتبط گاهی نگاه مثبتی به موضوع دامپزشکی و حیوانات ندارند. به عنوان یک فرد ناظر بر صحنههای بحران، چه توصیهای برای تغییر رویکرد مدیریت بحران نسبت به کلینیکهای دامپزشکی و خود حیوانات دارید؟ آیا این رویکرد نیاز به بازنگری دارد؟
وقتی درباره اهمیت حیوانات صحبت میکردم، صحنههایی به ذهنم رسید که خودروهای شهرداری سگها و گربهها را جمعآوری میکنند، اما تکلیف نهایی آنها مشخص نیست. ما در حال تلاش برای پیشرفت در همه زمینهها هستیم، اما در فرهنگ رفتار با حیوانات، متأسفانه شاهد پسرفت هستیم. فیلمهای زیادی از سگکشی و گربهکشی وجود دارد که نشاندهنده این وضعیت است.
در حالی که کل دنیا به سمت عقیمسازی حیوانات و رهاسازی آنها در اکوسیستم یا پناهگاههای مشخص حرکت میکند، ما همچنان با مشکلات روبرو هستیم. این کار دشوار نیست؛ به جای کشتن حیوانات، میتوان چهار تا کلینیک دامپزشکی با وجدان را هماهنگ کرد و آنها را به عنوان مراکز مشخص برای عقیمسازی (حداقل مادهها) تعیین نمود. اما تغییر این نگاه سخت است و ممکن است آرمانی به نظر برسد، هرچند امیدواریم روز به روز بهتر شود. نگاه مردم به این موجودات معصوم بهتر شده است، اما ساختارهای رسمی هنوز نیاز به تغییر دارند.

حکیم مهر: با توجه به موانع ساختاری و هزینههای بالای درمان در کلینیکهای دامپزشکی، چه راهکار عملی و فوری برای حمایت از حیوانات در زمان بحران پیشنهاد میدهید؟
پیشنهاد اصلی من این است که حتماً دامپزشک در کنار تیمهای امدادی حضور داشته باشد. همچنین باید کلینیکهایی تعیین شوند که با قیمتهای دولتی و تعرفههای ارزانتر، خدمات ارائه دهند. این حمایتها ضروری است، زیرا خود کلینیکهای دامپزشکی نیز با هزینههای بالای مواد اولیه روبرو هستند و نمیتوانند به صورت رایگان و بدون محدودیت به همه حیوانات خدمت کنند.
بنابراین، باید یک «استثنا» یا پروتکل ویژه برای شرایط بحران در نظر گرفت. مثلاً تعیین شود که اگر حیوان خانگی در اثر آسیبهای جنگی یا بلایای طبیعی دچار مشکل شد، بتواند از یک تعرفه رایگان یا بسیار پایین استفاده کند. این راهکار ساده اما حیاتی، هم بار مالی را از دوش صاحبان حیوانات برمیدارد و هم تضمین میکند که جان این موجودات بیگناه در زمان بحران حفظ شود.
حکیم مهر: به عنوان یک روانشناس، نظر نهایی شما درباره نقش حیوانات خانگی در آرامش روانی اعضای خانواده چیست؟ آیا حضور آنها تأثیر مستقیمی بر سلامت روان دارد؟
بله، ما رویکردی به نام «پتدرمانی» داریم که راهکاری اثباتشده برای جلوگیری از افسردگی، اضطراب و بسیاری از اختلالات روانی مانند وسواس فکری-عملی (OCD) است. این موضوعی است که در سطح جهانی پذیرفته شده و نیازی به انکار ندارد. هر انسانی نیاز دارد تا عشقی بیقید و شرط را دریافت کند. این عشق میتواند نسبت به گل و گیاه باشد، اما حیوان خانگی نقش بسیار پررنگتری ایفا میکند. این موضوع را نمیتوان نادیده گرفت و بسیار حیاتی است.
حکیم مهر: آیا حضور حیوان خانگی در خانواده، به ویژه برای کودکان، تأثیرات آموزشی یا تربیتی خاصی نیز دارد؟
کاملاً. من همیشه به خانوادههایی که فرزند کوچکی دارند توصیه میکنم که حتماً یک حیوان خانگی (حتی یک ماهی قرمز) در خانه داشته باشند. این کار باعث میشود فرزند شما «احساس مسئولیت» را یاد بگیرد. او یاد میگیرد که به موجود دیگری رسیدگی کند، محبت بورزد و عاطفهورزی کند. حتی اگر اتفاقاً آن حیوان از دست برود، کودک با مفهوم «از دست دادن» و «مرگ» آشنا میشود و یاد میگیرد که چگونه با این فقدان کنار بیاید. در کل، داشتن حیوان خانگی نوعی «نرمی قلب» و لطافت روحی را در انسان ایجاد میکند.
خود من به عنوان یک روانشناس که سالهاست در این حوزه تحصیل و تجربه دارم، تأیید میکنم که بسیاری از اوقات نمیتوانم ذهنم را کنترل یا غمهایم را رها کنم. اما وقتی به خانه میآیم و چشمان حیوان خانگیام را نگاه میکنم، تمام نگرانیها از یادم میرود. نفوذ این موجودات در زندگی ما بسیار بالاست. خدا را شکر میکنم که تأثیرگذاری من بر اطرافیان آنقدر بوده که امروز تمام آنها نیز صاحب یک حیوان خانگی شدهاند.
حکیم مهر: به عنوان جمعبندی و سخن پایانی، پیام شما برای مخاطبان و مسئولین چیست؟ آیا تفاوتی بین نجات جان انسان و حیوان در شرایط بحران قائل هستید؟
در طول جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، وقتی با تیمم به محلههای اصابتشده میرفتیم، خدا به ما لطف کرد که توانستیم به انسانها و حیوانات کمک کنیم. برای من واقعاً فرقی نمیکرد؛ جان جان بود. فرقی نمیکرد که این انسان است، گربه است یا سگ؛ همه «جان» بودند. شاید این جمله به مزاج برخی خوشایند نباشد، اما از نظر من، هر جانی که خداوند میدهد، به یک اندازه ارزشمند است.
از اینکه وقت گذاشتید و قابل دانستید، سپاسگزارم. امیدوارم روزی برسد که حیوانات در کشور ما نیز با آرامش زندگی کنند و دغدغهی ما کسانی که به حیوانات علاقهمند هستیم، کمتر شود.

اگر محبت کنی محبت می بینی در مورد ارتباط با سگ صدق نمی کند . سگ در بین حیوانات استثناء است و یکطرفه به صاحب خود محبت می کند حتی اگر پاسخی نبیند و به دلیل جایگاه آن در آفرینش که نگهبانی و محافظت از جان و مال انسان هاست دارای ویژگی های وفاداری ،هوش بالا ، حس بویایی قوی و هوشیاری دائمی در تمام ساعات شبانه روز است از این رو سگ فارغ از این که عاطفه و محبتی درخور توجه از صاحب خود ببیند یا نبیند ، وظایف خود را تماماً اجرا می نماید و در صورت لزوم جان خود را فدای جان و مال صاحب خود می نماید حتی حاضر است برای دارایی صاحب خود جان دهد چه برسد به جان او . اگر حد و مرزی برای ارتباط با سگ وجود نداشته باشد این محبت یکطرفه و دائمی به صاحب خود موجب ارتباط عاطفی تقریبا ناگسستنی به سگ می شود و سبب می شود صاحب حیوان سگ خود را از فرزند و سایر اعضای خانواده بیشتر دوست داشته باشد ، سگ تنها موجودی است که آن را با پوشک می پوشانند و به آغوش صاحب خود می پرد و چون وفاداری و محبت سگ از فرزند و سایرین بیشتر است وابستگی ایجاد شده به سختی قابل گسستن است این امر موجب می شود عده ای سود جو از حیوانات توله کشی غیر طبیعی کنند و روی حیوانات قیمت گذاری و مانند برده ها بفروش رسانند آنها از شیرخوارگی از مادر جدا شده و این موجودات بیگناه مانند خواجگان دربار پادشاهان و برده ها عقیم شده و دچار درد و عوارض جراحی می شوند و با شرایط تحمیل شده توسط صاحب خود به زندگی ادامه می دهند و اعتراضی نمی کنند و دچار بیماری هایی می شوند که در اثر این نگهداری به آنها دچار می شوند کدام محبتی به حیوانات جبران این ظلم ها می شود؟ جدا شدن از مادر در شیرخوارگی و سلب حق داشتن فرزند. نگهداری حیوان خانگی بزرگترین ظلم در حق حیوانات است
|
تو روزگاری که نه می ذارید سگ تو خیایان باشه نه تو پناهگاه ،باید در خانه به سگ پناه داد ،البته با توله کشی مخالفم
این قسمت مصاحبه بیانگر این است که متاسفانه حیوانات ارزشی برای شما ندارند
ایشون دکتر روانشناس هستند؟
سلام منم حیوون خونگی گربه دارم ، وچقدر در شرایطی که من غمگین بودم کمک من کرد تا حالم بهتر بشه، در روزای جنگ منم دلم نیومد تنها ش بزارم ، حتی تویه روز گفتن ممکنه این قسمت حمله صورت بگیره ، ولی من پیش گربم موندم، خداروشکر مشکلی پیش نیومد ، کلا حیوونا رو خیلی دوست دارم ،خدا اجرتان بده خوشحالم که افرادی مثل شما هستند وبه حیوانات اهمیت میدن ، حیوونا مثل ما مسافر این کره خاکی هستن ، ووجودشون مایه آرامش انسانهاست ومحبت کردن به حیووناباعث میشه قلب انسان رئوف بشه
|
به هم نوع خودت محبت کنی چی ؟؟؟قلبت رو رئوف نمیکنه؟؟؟؟چرا هم نوع خودتون رو نه؟
کاش همهٔ آدمهای جامعه سلامت نفس تو را داشتند. متأسفانه بسیاری از آدمها وقتی میبینند به یک حیوان محبت میکنی، یاد زخمها و کمبودهای خودشان میافتند و حسادت و حقارت خاصی در وجودشان پیدا میشود.
واقعا احسنت خیلی خیلی خوشحالم که هم عقیده و هم فکر خودم هم وجود دارد خوشحالم که ادم های تا این حد بزرگ وجود دارند نظراتشون عالی ان شااله که به جایگاهی برسیم که همه این ایده های ایشان در زمینه کمک به حیوانات به مرحله عمل در بیاید .جان جان است چه انسان چه مورچه چه گربه چه سگ همه جان دارند .تازه انها بی زبان و مظلوم هم واقع شدند که در نتیجه دخالت انسان در اکوسیستم اسیب دیدند ..واقعا افرین .اورژانس دامپزشکی و نیز پلیس حیوانات همه اینها نیازههای که احساس میشود .که باید شکل بگیرد .من به شخصه کاندیدای شورای شهر شدم بخشی از این خواسته ام بخاطر کمک به حیوانات بود که کارههای برای کمک و حمایت از اینها به تصویب برسانم.ان شا اله که همه به درک واقعی از طبیعت و موجودات ان برسیم