
حکیم مهر: در این منطقه، گروهی از نیروهای محلی(قرق بان ها) نیز در کنار محیطبانان رسمی فعالیت میکنند؛ نیروهایی که ضابط قضایی نیستند، اما با حضور مستمر در منطقه، پایش، گشتزنی و شناسایی تخلفات، به محیطزیست کمک میکنند.
به گزارش حکیم مهر به نقل از روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست، یکی از آنها روی تپهای در میاندشت مشغول دوربینکشی و پایش منطقه است. میگوید از سال ۱۴۰۲ در یوزکنام فعالیت میکند و یکی از قرقبانهای قدیمی منطقه است.
مرادی از روزی میگوید که آفتاب غروب کرده بود، هوا ابری بود و باران نمنم در دشت میبارید. اردیبهشتماه بود که برای نخستین بار هلیا و سه تولهاش را در این دشت دید.
رنگهای میاندشت؛ تصویری از یک سرزمین زنده
در مسیر، چند رودخانه فصلی از کنارمان عبور میکنند؛ رودخانههایی که در این فصل خشکاند، اما ردشان هنوز روی زمین باقی مانده است.تپههای میاندشت تغییر رنگ میدهند؛ سبز، سیاه، قرمز، نارنجی و زرد و دوباره قرمز و خاکستری. گویی زمین، در هر پیچ جاده، رنگ دیگری از خود نشان میدهد.
در دوردست، نقطهای سیاهرنگ دیده میشود؛ شتری سیاه که در فاصلهای دور از یکی از آبشخورها ایستاده است.
میاندشت فقط یک نقطه روی نقشه نیست. مجموعهای است از همین رنگها، آبها، آهوهاو پرندگان؛ سرزمینی که یوز برای زنده ماندن به همه آنها نیاز دارد.
از میاندشت تا بجنورد؛ یک روز، یک سفر، یک امید
مسیر به سمت عباسآباد ادامه پیدا میکند. در پاسگاه محیطبانی، محیطبانان برای گروه ناهار آماده کردهاند. خستگی سفر حالا خودش را بیشتر نشان میدهد، اما هنوز باید راه را ادامه دهیم؛ جاجرم و مسیر چهارساعته تا بجنورد.حدود ساعت ۶ عصر به باباامان میرسیم؛ جایی که قرار است فردا چهارمین همایش ملی یوزپلنگ آسیایی برگزار شود.
۹ شهریور؛ وقتی همه نگاهها به یوز است
صبح نهم شهریورماه، همزمان با روز ملی یوزپلنگ آسیایی، جمعیت دوستداران یوز در محل برگزاری چهارمین همایش ملی یوزپلنگ آسیایی گرد هم آمدهاند. همه منتظرند تا با حضور شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، همایش رسمیت پیدا کند.
در این فاصله، روی پرده تصاویر و کلیپهایی از حیاتوحش خراسان شمالی پخش میشود؛ تصاویری که این بار، پس از یک روز حضور در دل میاندشت و یوزکنام، معنای دیگری دارند.
در همایش، باقر نظامی، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، بر این نکته تأکید میکند که حفاظت از یوز تنها وظیفه سازمان حفاظت محیطزیست نیست و برای مقابله با تهدیدهایی مانند تلفات جادهای، گسست زیستگاهها و تعارضات ناشی از فعالیتهای انسانی، همکاری دستگاههای مختلف، جوامع محلی و مردم ضروری است. توسعه حفاظت مشارکتی، استفاده از ظرفیت جوانان محلی، پایش علمی و سامانه ملی شناسایی یوزها نیز بخشی از مسیر جدید حفاظت از این گونه است.
«حمید ظهرابی»، معاون محیطزیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست نیز با اشاره به تشدید آثار تغییر اقلیم و آسیبپذیری فلات مرکزی ایران، تأکید کرد که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تنها حفاظت از یک گونه نیست، بلکه به معنای حفاظت از پایداری اکوسیستمها و تابآوری سرزمین است.
شینا انصاری نیز یوزپلنگ آسیایی را نماد تنوع زیستی کشور دانست و تأکید کرد که حفاظت از این گونه نباید به یک پروژه مقطعی محدود شود، بلکه باید به یک نظام حفاظتی مستمر و پایدار تبدیل شود. به گفته او، حضور هلیا در میاندشت و زادآوری در این زیستگاه، نشانهای از پویایی و مطلوبیت نسبی آن است و در عین حال، مسئولیت حفاظت را سنگینتر میکند.
از هلیا تا سرزمین؛ روایتی فراتر از یک یوز
سفر ما از تهران آغاز شد؛ با یک خبر درباره هلیا و امیدی که در دل خبرنگاران جوانه زد. بعد، در تاریکی ساعت ۴:۲۰ صبح، راه افتادیم و از میان روستاها و جادههای خاکی گذشتیم تا به دشتی برسیم که هنوز در آن میتوان صدای بال زدن یک هوبره، حرکت یک روباه و گلهای آهو را دید.هلیا را ندیدیم؛ بهتر است بگوییم، آنطور که انتظار داشتیم ندیدیم.
اما در عوض، چیز بزرگتری را دیدیم؛ سرزمینی که برای ماندن هلیا باید زنده بماند.برای ماندن یوز، فقط خود یوز را نباید دید؛ باید آهوها، آبشخورها، کوهها، کریدورها، محیطبانان، جوامع محلی و حتی راههایی را دید که هر کدام بخشی از خانه او هستند.
شاید راز ماندگاری هلیا نیز همین باشد؛ اینکه هنوز جایی هست که بتواند در آن، دور از نگاه ما، در دل دشت حرکت کند و زندگیاش را ادامه دهد.و شاید مهمترین تصویر این سفر، نه تصویری از یک یوز در قاب دوربین، که تصویری از یک دشت باشد؛ دشتی که اگر برای یوز بماند، برای بسیاری دیگر از ساکنانش نیز خواهد ماند.