کد خبر: ۸۷۰۶۷
نگاه شما:

وقتی دارو روی میز است، پیشگیری باید از انسان پشت آن آغاز شود - دکتر مصطفی قلاوند

در بخش‌هایی مانند بیهوشی، جراحی، اورژانس و مراقبت‌های ویژه دامپزشکی، کار با داروهایی که نگهداری و مصرفشان تحت کنترل دقیق قرار دارد بخشی عادی از کار حرفه‌ای است ...

وقتی دارو روی میز است، پیشگیری باید از انسان پشت آن آغاز شود

دکتر مصطفی قلاوند

در بخش‌هایی مانند بیهوشی، جراحی، اورژانس و مراقبت‌های ویژه دامپزشکی، کار با داروهایی که نگهداری و مصرفشان تحت کنترل دقیق قرار دارد بخشی عادی از کار حرفه‌ای است. دانشجو در همان سال‌های آموزش با داروهای ضددرد قوی، داروهای بیهوشی یا سایر داروهای کنترل‌شده سروکار پیدا می‌کند. این دسترسی به‌خودی‌خود هیچ نشانه‌ای از سوءمصرف نیست و نباید چنین برداشتی ایجاد کند. با این حال همین محیط می‌تواند نقطه‌ای مهم برای پیشگیری باشد، چون در آن ایمنی دارو، ایمنی بیمار و سلامت و ایمنی اعضای تیم درمان به هم نزدیک می‌شوند.

نگرانی اصلی از جایی شروع می‌شود که موضوع سوءمصرف مواد را یا کاملاً بیرون از محیط حرفه‌ای، در قالب یک آسیب اجتماعی می‌بینیم، یا فقط زمانی جدی می‌گیریم که نشانه آشکاری از مصرف یا یک تخلف دارویی دیده شده باشد. پیشگیری واقعی همان فاصله میان این دو نقطه را هدف می‌گیرد. پرسش این نیست که چه کسی ممکن است روزی سوءمصرف کند، بلکه این است که آیا محیط آموزشی و درمانی می‌تواند پیش از رسیدن یک انسان به مرحله بحران، تغییر وضعیت او را ببیند و مسیر کمک را در دسترسش بگذارد.

این زمینه روانی در آموزش دامپزشکی فقط یک بحث نظری نیست. در پیمایشی روی دانشجویان دامپزشکی اتریش، پنجاه‌وپنج درصد پاسخ‌دهندگان در پرسشنامه غربالگری افسردگی نمره‌ای معادل افسردگی متوسط یا بالاتر گرفتند، پنجاه‌ودو درصد در غربالگری اضطراب همین‌طور، و هفتاد‌ونه درصد در پرسشنامه استرس در محدوده استرس بالا قرار داشتند. این ارقام حاصل ابزارهای غربالگری‌اند، نه تشخیص قطعی یک متخصص، و مطالعه هم مقطعی بوده است. در پیمایشی روی نُهصد و سیزده دانشجوی دامپزشکی آلمان، چهل‌وشش درصد در غربالگری افسردگی مثبت شدند، نزدیک به بیست درصد افکار خودکشی گزارش کردند، و بیست‌وچهار درصد در شاخص خطر خودکشی مثبت بودند؛ نرخ پاسخ‌گویی در این پیمایش پایین بوده و باید با احتیاط خوانده شود. با همه این محدودیت‌ها، کنار هم گذاشتن این داده‌ها نشان می‌دهد سلامت روان دانشجوی دامپزشکی موضوعی حاشیه‌ای نیست و باید در طراحی نظام آموزشی و محیط بالینی دیده شود.

البته وجود فشار روانی یا مشکلات سلامت روان به معنای آن نیست که فرد به سمت سوءمصرف دارو یا مواد خواهد رفت. مسیر رسیدن افراد به سوءمصرف چندعاملی است و این عوامل در افراد مختلف متفاوت‌اند. مسئله پیشگیری، شناسایی زودهنگام آسیب‌پذیری و فراهم‌کردن مسیر کمک است، نه پیش‌بینی رفتار یک فرد مشخص.

این زمینه فقط به ویژگی‌های فردی دانشجو محدود نمی‌شود. برای دانشجوی غیربومی، بی‌ثباتی در اسکان، هزینه و زمان رفت‌وآمد و دورشدن از شبکه حمایتی می‌تواند بخشی از فشارهای روزمره زندگی دانشجویی را تشدید کند. به همین دلیل، پیشگیری مؤثر فقط به آنچه در رفتار و وضعیت روانی فرد دیده می‌شود محدود نمی‌ماند و باید شرایطی را هم که دانشجو در آن زندگی و تحصیل می‌کند در نظر بگیرد.

فشار روانی در دامپزشکی فقط از حجم درس یا ساعات کاری نمی‌آید. در یک پیمایش اکتشافی برخط روی صدوبیست‌وشش دامپزشک شاغل در آلمان، شصت‌وسه و نیم درصد اختلال خواب، سی‌ویک و هفت دهم درصد علائم فرسودگی و بیست‌وشش و دو دهم درصد اضطراب گزارش کردند؛ در همان مطالعه، حمایت روانی محل کار فقط برای سه و دو دهم درصد پاسخ‌دهندگان هم در دسترس بود و هم واقعاً مورد استفاده قرار می‌گرفت. چالش‌های عاطفی و اخلاقی مانند مواجهه با رنج حیوان، تصمیم‌های دشوار درباره درمان و تعارض با صاحب حیوان از جمله عواملی بودند که بر فشار ناشی از شرایط دشوار کاری افزوده می‌شدند. این هم یک پیمایش مقطعی با نمونه محدود است و باید با همان احتیاط خوانده شود. با این حال نشان می‌دهد محیط بالینی فقط جای انتقال مهارت فنی نیست؛ همان جایی است که دانشجو و نیروی جوان یاد می‌گیرد با خطا، فشار، شکست، مسئولیت و شرایط بحرانی چگونه رو‌به‌رو شود.

این نکته در حوزه بیهوشی اهمیت ویژه‌ای دارد. در برخی از ادبیات ایمنی بیمار، از متخصصانی که پس از یک رخداد ناخواسته خود نیز دچار پیامدهای روانی و حرفه‌ای می‌شوند با عنوان «قربانیان دوم» یاد می‌شود. در پژوهشی بین‌المللی روی سیصد و سه نفر از متخصصان بیهوشی، دستیاران و پرستاران دامپزشکی از سی‌ویک کشور، بیست‌وشش و نیم درصد پاسخ‌دهندگان احساس می‌کردند سرپرست‌شان پس از رخدادهای ایمنی بیمار بیشتر به سرزنش فرد تمایل دارد، و پنجاه‌وپنج و نه دهم درصد معتقد بودند سازمانشان منابع کافی برای بازیابی پس از چنین رخدادهایی فراهم نمی‌کند. در همین مطالعه، در میان گزینه‌های حمایتی مورد بررسی، داشتن یک همتای مورد اعتماد برای صحبت درباره جزئیات رخداد بیشترین مطلوبیت را داشت و هشتاد‌وشش و سه دهم درصد شرکت‌کنندگان آن را خواستار بودند. این یافته را باید با احتیاط خواند، چون نمونه از راه دعوت آنلاین جمع‌آوری شده و تصادفی نیست. با این حال نشان می‌دهد یک خطا یا حادثه فقط مسئله بیمار نیست؛ نحوه واکنش سرپرست و سازمان به فرد درگیر آن حادثه نیز بخشی از ایمنی حرفه‌ای است.

این ایده دیگر صرفاً یک توصیه نظری نیست. برنامه‌ای به نام RISE که در بیمارستان‌های انسانی برای حمایت همتایان پس از رخدادهای تنش‌زا ساخته شده بود، به‌تازگی برای محیط دامپزشکی تطبیق داده و به‌صورت آزمایشی اجرا شده و از نظر پذیرش و امکان اجرا مناسب ارزیابی شده است؛ هرچند این هم یک مطالعه اولیه است و اثربخشی بلندمدت آن هنوز باید سنجیده شود.

در چنین شرایطی، کار با داروهای تحت کنترل را باید با نگاهی دقیق‌تر دید. آموزش درباره این داروها معمولاً روی مقدار مصرف، نحوه نگهداری، ثبت و تحویل و الزامات ایمنی متمرکز است. همه این موارد لازم‌اند، اما یک جزء دیگر هم می‌تواند به همان آموزش اضافه شود؛ شناخت مسئولیت انسانی و سلامت فردی در محیطی که چنین داروهایی در دسترس هستند.

این نگاه با روندهای تازه آموزش دامپزشکی همخوان است. در مقاله‌ای که به‌تازگی منتشر شده، آموزش ایمنی دارویی برای دانشجویان دامپزشکی در قالب یک فعالیت شبیه‌سازی بین‌رشته‌ای طراحی شده که هدفش بالابردن آگاهی درباره انحراف دارو از مسیر مجاز و سوءمصرف برخی داروهای بیهوشی و ضددرد دامپزشکی و آماده‌کردن دانشجو برای پاسخ به مواجهه اتفاقی با این داروها بوده است. نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که چنین توانمندی‌هایی به‌صورت مشخص در آموزش شایستگی‌محور دامپزشکی گنجانده شوند؛ این هنوز یک استاندارد الزام‌آور نیست، بلکه یک پیشنهاد آموزشی است.

از همین جا می‌توان یک نقطه پیشگیرانه مهم ساخت. نخستین مواجهه دانشجو با داروی تحت کنترل می‌تواند به فرصتی آموزشی برای طرح این موضوع نیز تبدیل شود، نه اینکه فقط با دستورالعمل نگهداری و ثبت تمام شود. همان زمان می‌توان درباره این واقعیت حرفه‌ای هم صحبت کرد که گاهی یک عضو تیم درمان به دلیل خستگی شدید، فشار روانی، مشکل خانوادگی، اختلال خواب یا یک بحران شخصی در شرایط عادی همیشگی‌اش نیست. گفتن این موضوع، متهم‌کردن هیچ‌کس نیست؛ همان‌طور که آموزش کنترل عفونت به معنای متهم‌کردن فرد به انتقال عفونت نیست، آموزش ایمنی دارویی و سلامت فردی هم نباید با سوءظن به افراد یکی گرفته شود.

یکی از مهم‌ترین لحظه‌های مداخله می‌تواند همان زمانی باشد که هنوز هیچ سوءمصرفی رخ نداده است. یک خطای نزدیک به وقوع، یک مغایرت دارویی، آشفتگی غیرمعمول در کار، افت عملکرد یا حتی دیدن یک همکار که بعد از یک شیفت سنگین دیگر مثل قبل نیست، لزوماً نشانه یک مشکل مشخص نیست. در چنین موقعیتی، یک سؤال ساده و محترمانه می‌تواند آغاز گفت‌وگویی باشد که تفسیر شتاب‌زده هرگز ایجادش نمی‌کند.

اینجاست که تفاوت میان نظارت و سوءظن اهمیت پیدا می‌کند. کنترل دارو باید دقیق، مستند و قابل پیگیری باشد، اما واکنش به انسان نباید از ابتدا با برچسب‌زنی یا تحقیر همراه شود. هر مغایرتی ممکن است علت فنی، ارتباطی، آموزشی یا سازمانی داشته باشد و بررسی آن باید بر پایه شواهد پیش برود. رسیدگی به مغایرت دارویی و حمایت از فرد باید هم‌زمان انجام شوند، نه اینکه یکی جای دیگری را بگیرد. سازمان نباید به بهانه حمایت از سلامت روان، از بررسی دقیق ایمنی دارو صرف‌نظر کند؛ در طرف مقابل، نباید به بهانه بررسی مغایرت، پیش از روشن‌شدن واقعیت، فرض مجرمیت را به فرد نسبت داد. حمایت انسانی جایگزین کنترل دارو نیست و کنترل دارو نیز نباید جایگزین حمایت انسانی شود؛ هر دو باید در یک نظام ایمنی واحد کنار هم عمل کنند.

همین‌جا پیشگیری از سوءمصرف با سلامت روان پیوند می‌خورد. هدف تبدیل استاد، سرپرست یا همکار به بازرس سلامت روان نیست؛ هدف این است که همه بدانند دیدن یک تغییر نگران‌کننده نباید به سکوت کامل یا برخورد تنبیهی بینجامد، و باید مسیر روشنی برای گفت‌وگو، ارجاع، حمایت و پیگیری وجود داشته باشد. این مسیر زمانی معنا پیدا می‌کند که مسئولیت آن نیز در سازمان روشن باشد و ارجاع و پیگیری به شانس، رابطه شخصی یا شناخت قبلی از یک استاد و همکار وابسته نماند.

از سوی دیگر، اگر قرار است سلامت روان و پیشگیری از سوءمصرف جدی گرفته شود، نباید همه مسئولیت را به یک کارگاه سالانه سپرد. مروری که در پانزدهم سپتامبر دو هزار و بیست‌وشش درباره برنامه رفاه دانشجویان در دانشکده دامپزشکی ملبورن منتشر شد، از ادغام رفاه به‌عنوان یک توانمندی حرفه‌ای قابل آموزش، تمرین و ارزیابی در طول برنامه درسی حمایت می‌کند، به‌جای اینکه رفاه یک موضوع الحاقی و جدا از آموزش حرفه‌ای باقی بماند. این یافته درباره ارزیابی یک برنامه مشخص در یک دانشکده است و نباید به‌عنوان اثربخشی قطعی برای همه دانشکده‌های دامپزشکی تعمیم داده شود.

پیشگیری مؤثر از سوءمصرف در دامپزشکی احتمالاً از یک پوستر هشداردهنده یا یک سخنرانی مناسبتی آغاز نمی‌شود؛ از لحظه‌ای شروع می‌شود که محیط آموزشی و درمانی بتواند سه چیز را هم‌زمان ببیند. دارویی که باید ایمن نگهداری شود، بیماری که باید ایمن درمان شود، و انسانی که باید در شرایط سخت بتواند بدون ترس از انگ و تحقیر کمک بخواهد.

ایمنی دارو فقط به این معنا نیست که دارو در جای درست نگهداری شود و مقدار تحویل‌شده با مقدار ثبت‌شده مطابقت داشته باشد. بخشی از ایمنی دارو این است که انسانی که مسئول آن داروست نیز در شرایطی باشد که بتواند مسئولیت حرفه‌ای خود را به‌درستی انجام دهد، و اگر برای مدتی نمی‌تواند، پیش از آنکه مسئله به حادثه یا تخلف تبدیل شود، امکان کمک گرفتن داشته باشد.

منابع

1. Humer E, Neubauer V, Brühl D, Dale R, Pieh C, Probst T. Prevalence of mental health symptoms and potential risk factors among Austrian veterinary medicine students. Scientific Reports. 2023;13:13764.

2. Schunter N, Glaesmer H, Lucht L, Bahramsoltani M. Depression, suicidal ideation and suicide risk in German veterinary medical students compared to the German general population. PLOS ONE. 2022;17(8):e0270912.

3. Máté M, Jensch A, Ózsvári L. Occupational Stressors, Working Conditions and Self-Reported Mental Health Among Veterinarians in Germany: An Exploratory Cross-Sectional Survey. Healthcare. 2026;14(17):2749.

4. Santos LCP, McArthur M, Perkins N, Goodwin W. Assessment of support structures for second victims in veterinary anaesthesia: building on insights from an international survey – Part 2. Veterinary Anaesthesia and Analgesia. 2025;52(6):840-849.

5. Schortz L, Mossop L, Oxtoby C, Bergström A, Wu AW. Peer support after clinical incidents in veterinary care: Adopting the RISE (Resilience In Stressful Events) program. PLOS ONE. 2026;21(1):e0341324.

6. Anderson M, Schroeder C, Schroeder KM. Veterinary Pharmaceutical Safety Competencies for New Graduates: Description of an Interprofessional Simulated Learning Activity. Journal of Veterinary Pharmacology and Therapeutics. 2026.

7. Corrigan VK, Carter J, Colla RH, Dooley L, Mossman LH, Vella-Brodrick DA. An upstream approach to veterinary workforce wellbeing: an evaluative review of an embedded wellbeing curriculum in veterinary education. Frontiers in Veterinary Science. 2026;13:1972718.

 

※ اگر دانشکده یا بیمارستانی قصد راه‌اندازی برنامه RISE را دارد، نمونه ابزار ارزیابی پاسخ‌دهندگان را می‌توان از اینجا دریافت کرد.

 

نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه