
حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: تجربه همزمان دو حرفه دامپزشکی و پزشکی، فرصتی کمنظیر برای نگاه به پیوند میان سلامت انسان، حیوان و محیط فراهم میکند؛ مسیری که «دکتر امیر شادلو» آن را از دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه آغاز کرد، با خدمت در اداره دامپزشکی ارتش و فرماندهی پادگان سوارهنظام ایلخی مراغه ادامه داد و پس از کمرنگ شدن جایگاه دامپزشکی در ساختار ارتش، به تحصیل و فعالیت در رشته پزشکی رساند.
او که پس از بیش از دو دهه فاصله از دریافت دیپلم، همزمان با مسئولیت سنگین اداری دوباره برای کنکور آماده شد، در سال ۱۳۹۷ وارد رشته پزشکی شد و اکنون در اورژانس بیمارستان ارتش ارومیه طبابت میکند. دکتر شادلو در گفتوگو با پایگاه خبری حکیم مهر، از تأثیر عمیق آموزش دامپزشکی بر فراگیری پزشکی، گستردگی علوم پایه و بیماریهای مشترک، تجربه فعالیت در حوزه طب اسب و نظارت بهداشتی و چالشهای ناشی از ادغام اداره دامپزشکی ارتش سخن میگوید؛ دامپزشکی را «سرمایه و افتخار علمی» خود میداند و پزشکی را نه جایگزین آن، بلکه ادامه همان مسیر حرفهای و علمی توصیف میکند.
حکیم مهر: ورودی چه سالی و کدام دانشکده هستید؟
من دیپلم خود را در سال ۱۳۷۳ گرفتم و سال ۱۳۷۴ وارد دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه شدم. در آن زمان بهدلیل شغل پدرم در مراغه زندگی میکردیم، اما پس از قبولی من، ایشان به ارومیه منتقل شدند و به این ترتیب، دوران دانشجویی را در کنار خانواده و بهعنوان دانشجوی بومی گذراندم.
دوره دامپزشکی من شش سال طول کشید و در سال ۱۳۸۰ فارغالتحصیل شدم. در این مدت، دروس مختلف دامپزشکی را با همه سختیها، چالشها و البته شیرینیهای خاص این رشته پشت سر گذاشتم.
حکیم مهر: آیا دامپزشکی انتخاب اول شما بود؟
دامپزشکی انتخاب اولم نبود، اما واقعاً به این رشته علاقه داشتم. به یاد دارم هنگام انتخاب رشته، پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی را انتخاب کرده بودم و با اولویت پزشکی، دندانپزشکی و سپس دامپزشکی پیش رفتم. اعتقادم این بود که هر یک از این سه رشته را قبول شوم، میتوانم با علاقه ادامه دهم.
البته این رشتهها در کنار نقاط مشترکی که دارند، تفاوتهای قابلتوجهی نیز با یکدیگر دارند؛ اما در آن سنوسال، هر سه رشته در ذهن من قرار داشتند و احساس میکردم در هرکدام پذیرفته شوم، ظرفیت و علاقه لازم برای ادامه تحصیل را دارم.
حکیم مهر: علاقه شما به دامپزشکی از کجا شکل گرفت؟
بخش مهمی از علاقه من به دامپزشکی در همان سالهایی شکل گرفت که در پادگان مراغه زندگی میکردیم. پدرم در آنجا خدمت میکرد و من نیز دوران دبیرستان را در همان منطقه گذراندم. در آنجا با دامپزشکی به نام دکتر شعبانی آشنا بودیم که از فرماندهان دامپزشکی ارتش در پادگان سوارهنظام مراغه بود.
این پادگانها به «ایلخی» شهرت داشتند؛ ایلخی نیز به معنای محل پرورش اسب است. ما با دکتر شعبانی همسایه بودیم و از طریق ایشان اطلاعاتی درباره دامپزشکی به دست آوردم. ایشان انسانی بسیار متشخص و باشخصیت بودند و رفتار و جایگاه حرفهایشان تأثیر زیادی بر ذهنیت من گذاشت.
حکیم مهر: آشنایی با دامپزشکی ارتش نیز در انتخاب این رشته تأثیر داشت؟
بله، وقتی متوجه شدم ارتش تشکیلاتی با عنوان اداره دامپزشکی دارد، علاقهام به این رشته بیشتر شد. ازآنجاکه از کودکی در محیطهای نظامی بزرگ شده بودم، به ارتش و نظام نیز علاقه داشتم و احساس میکردم میتوانم خودم را با محیطی مبتنی بر نظم و انضباط هماهنگ کنم و در آن خدمت داشته باشم.
در مجموع، علاقه اصلی من به دامپزشکی در مراغه شکل گرفت و شخصیت دکتر شعبانی نیز تأثیر زیادی بر این انتخاب داشت. آشنایی با ایشان باعث شد دامپزشکی را بهعنوان رشتهای جدی در نظر بگیرم و با خودم بگویم که اگر در این رشته پذیرفته شوم، هم از انتخابم راضی خواهم بود و هم میتوانم با علاقه آن را ادامه دهم.
حکیم مهر: پس از فارغالتحصیلی چه مسیری را طی کردید؟
پس از فارغالتحصیلی، با علاقهای که از قبل به ارتش داشتم، پیگیر استخدام در این مجموعه شدم. جذب و استخدام در ارتش به چند روش انجام میشد و همچنان نیز سازوکارهای متفاوتی دارد. برخی افراد بهصورت بورسیه وارد دانشگاه میشوند، برخی در دانشگاه افسری تحصیل میکنند و پس از فارغالتحصیلی، بهویژه در رستههای رزمی، مشغول خدمت میشوند.
روش دیگری نیز با عنوان استخدام «ماده ۵۲» وجود داشت که براساس آن، فارغالتحصیلان دانشگاههای خارج از ارتش میتوانستند پس از پایان تحصیل و گذراندن دورههای فشرده نظامی، عقیدتی و حفاظتی، جذب ارتش شوند. طول این دوره حدود چهار تا چهار ماه و نیم بود.
همان سالی که دامپزشکی را به پایان رساندم، از طریق روزنامهها، اخبار، دوستان و آشنایان متوجه شدم ارتش قصد استخدام دامپزشک دارد. این دقیقاً همان مسیری بود که پیشتر در ذهن داشتم؛ اینکه بتوانم با مدرک دامپزشکی وارد ارتش شوم و بهعنوان افسر دامپزشک خدمت کنم.
حکیم مهر: سابقه آشنایی با دکتر شعبانی در پیگیری این مسیر نیز تأثیرگذار بود؟
بله، تصویر دکتر شعبانی همچنان در ذهنم بود. ایشان یک دامپزشک نظامی بودند و بهعنوان افسر دامپزشک در حوزههایی مانند اسبداری، رسیدگی به حیوانات، بررسی و کنترل مواد غذایی و بهداشت مجموعههای ارتش فعالیت داشتند. این سابقه ذهنی باعث شد با جدیت بیشتری موضوع استخدام در ارتش را دنبال کنم.
پدرم نیز نظامی بود و با کمک و راهنمایی ایشان مراحل اولیه را طی کردم و مدارک لازم را تحویل دادم. آن زمان به من گفتند ابتدا باید به خدمت سربازی اعزام شوم و اگر در مراحل گزینش پذیرفته شدم، برای ادامه فرایند استخدام با من تماس خواهند گرفت.
حکیم مهر: دوران خدمت سربازی را کجا گذراندید؟
پس از اعزام، دوره آموزشی را در مرکز آموزش ۰۱ تهران گذراندم. تعدادی از همکلاسیهایم نیز همزمان با من اعزام شده بودند. پس از پایان دوره آموزشی، برای ادامه خدمت به لشکر ۱۶ زرهی قزوین منتقل شدم.
در تمام آن مدت امیدوار بودم با من تماس بگیرند و بتوانم بهعنوان افسر دامپزشک ارتش استخدام شوم. حدود چهار یا پنج ماه از خدمت سربازیام گذشته بود که این اتفاق افتاد.
حکیم مهر: در همان دوره کوتاه خدمت سربازی نیز فرصت فعالیت دامپزشکی پیدا کردید؟
بله، نکته جالب این بود که لشکر ۱۶ زرهی قزوین باشگاه سوارکاری داشت. نخستین تجربه رسمی من پس از فارغالتحصیلی در زمینه کار با اسب، در همان مجموعه شکل گرفت. برایم بسیار خوشایند بود که بتوانم با اسب کار کنم و بخشی از فعالیت حرفهای خود را به این حوزه اختصاص دهم.
دامپزشکان معمولاً با دامهای بزرگ مانند گاو، گوسفند و اسب سروکار دارند، اما طب اسب تا حدودی تخصصیتر است و برای کسب تجربه در این زمینه، باید در شهرها، باشگاهها یا مجموعههایی فعالیت کرد که پرورش و نگهداری اسب در آنها رواج دارد.
علاوه بر بازدیدهای بهداشتی از آسایشگاهها، آشپزخانهها و دیگر بخشهای لشکر، فرصت پیدا کردم در زمینه اسب نیز تجربهای کوتاه اما بسیار مفید به دست آورم و مطالب زیادی از همکارانم یاد بگیرم.
حکیم مهر: فرایند استخدام رسمی شما در ارتش چگونه تکمیل شد؟
اوایل اسفندماه با من تماس گرفتند و گفتند که در گزینش پذیرفته شدهام و باید طی چند روز آینده خودم را به مرکز آموزش ۰۱ تهران معرفی کنم. ششم اسفند سال ۱۳۸۰ از خدمت سربازی تسویه کردم و با نامه مدیریت استخدام، برای گذراندن دوره ماده ۵۲ به مرکز آموزش ۰۱ رفتم.
این دوره بهصورت فشرده برگزار شد و همدورهایهای زیادی از رشتههای مختلف داشتیم. حدود ۱۲۳ نفر بودیم که همگی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی برای جذب در ارتش آمده بودند. اگر اشتباه نکنم، نزدیک به ۱۵ نفر نیز در حوزه دامپزشکی استخدام شده بودند؛ هشت نفر دارای مدرک دکترای دامپزشکی بودند و حدود هفت یا هشت نفر دیگر با مدرک فوقدیپلم وارد شده بودند. همه این افراد از همکاران خوب من هستند و از آن دوران خاطرات بسیار خوبی داریم.
حکیم مهر: پس از پایان دوره آموزشی، نخستین محل خدمت شما کجا بود؟
ازآنجاکه برای اداره دامپزشکی ارتش استخدام شده بودیم، پس از فارغالتحصیلی از دوره به اداره دامپزشکی ارتش معرفی شدیم که آن زمان به آن «الف دامپ» میگفتند. ریاست مجموعه نیز بر عهده دکتر مسعودی بود.
پس از انجام مصاحبه، حدود یک یا دو ماه در خود اداره حضور داشتیم تا با وظایف، روشهای کاری و مسائل مختلف آشنا شویم و سپس درباره محل خدمت ما تصمیمگیری شود. در نهایت، من به پادگان ایلخی مراغه، یعنی همان محل پرورش اسبی که از دوران نوجوانی با آن آشنا بودم، اعزام شدم.
حکیم مهر: چه مدت در پادگان ایلخی مراغه فعالیت کردید؟
از سال ۱۳۸۱ تا اواخر سال ۱۳۸۸ یا اوایل سال ۱۳۸۹، یعنی نزدیک به هشت یا نه سال، در پادگان ایلخی مراغه خدمت کردم و در این مدت مسئولیتهای مختلفی داشتم.
چهار سال نخست را در سمتهای مختلف فعالیت کردم و پس از آن، بهعنوان فرمانده مجموعه سوارهنظام منصوب شدم؛ همان مسئولیتی که سالها قبل دکتر شعبانی بر عهده داشتند. حدود چهار سال فرمانده پادگان بودم و در خدمت ارتش فعالیت کردم. برای من جالب بود که سالها پس از تأثیری که شخصیت و جایگاه دکتر شعبانی بر انتخاب مسیرم گذاشته بود، خودم در همان مجموعه و همان جایگاه مسئولیت پذیرفتم.
حکیم مهر: ادغام اداره دامپزشکی ارتش با اداره بهداشت و درمان چه تأثیری بر مسیر کاری شما داشت؟
در سال ۱۳۸۶ موضوع انحلال، ادغام یا به تعبیری انجماد اداره دامپزشکی ارتش مطرح شد و این اداره با اداره بهداشت و درمان ادغام شد. پس از آن نیز حدود یک یا دو سال در همان جایگاه فرماندهی ایلخی و این بار زیرمجموعه اداره بهداشت و درمان خدمت کردم.
با توجه به برخی مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی، درخواست انتقال به ارومیه دادم. از طرفی، احساس میکردم پس از انحلال اداره دامپزشکی، در ساختار و سلسلهمراتب جدید جایگاه روشنی برای حوزه اسب متصور نیستند. به همین دلیل به ارومیه منتقل شدم و در یکی از بیمارستانهای پزشکی ارتش مشغول به کار شدم.
پس از چند سال فعالیت در بیمارستان ارومیه و در پی مجموعهای از اتفاقات و شرایط، تصمیم گرفتم وارد رشته پزشکی شوم و تحصیل در این رشته را آغاز کنم.
حکیم مهر: لطفاً توضیح دهید که چگونه وارد رشته پزشکی شدید؟
پس از انحلال و ادغام اداره دامپزشکی ارتش، بسیاری از همکاران دچار سردرگمی و استرس شغلی شدند. من نیز چون در میان نیروهایی که همزمان با ما یا پس از ما استخدام شده بودند، از افراد ارشد محسوب میشدم، احساس مسئولیت میکردم و مدام از خودم میپرسیدم چرا کار به اینجا رسید؟ آیا ما نتوانستیم مأموریتهای خود را بهدرستی پیش ببریم یا مدیران و سلسلهمراتب اداره نتوانستند تعاملات لازم را برقرار کنند؟ البته در این زمینه میتوان احتمالات مختلفی را مطرح کرد.
در آن مقطع، بحث چابکسازی در ستاد کل نیروهای مسلح مطرح بود و براساس تصمیمات اتخاذشده، اداره دامپزشکی با اداره بهداشت و درمان ادغام شد. اداره دامپزشکی در ساختار جدید بهعنوان یکی از معاونتهای اداره بهداشت و درمان سازماندهی شد. دکتر جعفری که در آن زمان رئیس اداره دامپزشکی بودند، برای مدتی نیز بهعنوان معاون اداره بهداشت و درمان به فعالیت خود ادامه دادند.
من هم در جایگاه فرمانده ایلخی، در قالب همان ساختار جدید با اداره بهداشت و درمان همکاری کردم. این معاونت تا امروز نیز باقی مانده است، اما بهتدریج نقش و جایگاه دامپزشکی در ارتش کمرنگتر شد.
حکیم مهر: اداره دامپزشکی ارتش پیش از ادغام چه حوزههایی را پوشش میداد؟
دامپزشکان ارتش در گذشته مسئولیتهای بسیار متنوعی داشتند. آنان پادگانداری و اسبداری میکردند، در مراکز پرورش سگ فعالیت داشتند، کارخانه کنسروسازی در اختیار داشتند و برای بازدید از کارخانههای تولید مواد غذایی، افسر دامپزشک اعزام میکردند. در واقع، اداره دامپزشکی تشکیلات گستردهای داشت.
اما پس از ادغام، این فعالیتها بهتدریج کمرنگ شد. شاید همکاران جدیدی که وارد اداره بهداشت شدند، شناخت کافی از ظرفیتهای دامپزشکی نداشتند یا شاید ما نتوانستیم این توانمندیها را بهدرستی معرفی کنیم. دلایل متعددی وجود داشت و برخی تصمیمات نیز تا حدودی سلیقهای شد. نتیجه این بود که جایگاه دامپزشکی در ساختار ارتش نسبت به گذشته کمرنگتر شد.
حکیم مهر: پس از انتقال به بیمارستان ارتش، مسیر شغلی شما چگونه ادامه یافت؟
پس از ورود به بیمارستان ارتش ارومیه، مسئولیتهای مختلفی داشتم و در نهایت به ریاست بازرسی بیمارستان رسیدم. بااینحال، ذهنم همچنان درگیر دامپزشکی بود. این رشته، رشته مادر من بود و اعتقاد داشتم میتوانستم مسیر حرفهای خود را در همان حوزه ادامه دهم، اما اتفاقاتی که پس از ادغام در ارتش رخ داده بود، همواره ذهنم را مشغول میکرد.
حتی پس از انتقال به ارومیه، فعالیتهای دامپزشکی خارج از بیمارستان را کنار نگذاشتم. مدتی در باغوحش ارومیه بهعنوان مسئول فنی فعالیت کردم و برای چند سال نیز نماینده دامپزشکی نیروهای مسلح در استان بودم. در شورای نظام دامپزشکی استان نیز فعالیتهایی داشتم.
در دورهای که در ایلخی خدمت میکردم، بهعنوان رئیس کمیته فنی هیئت سوارکاری و چوگان ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز انتخاب شده بودم و با همکارانی که در این حوزه فعالیت میکردند، همکاری داشتم. بنابراین، ارتباطم با دامپزشکی کاملاً قطع نشده بود، اما بههرحال این رشته در ساختار ارتش نسبت به گذشته جایگاه کمرنگتری پیدا کرده بود.
حکیم مهر: جرقه اصلی ورود شما به رشته پزشکی چگونه زده شد؟
اواخر سال ۱۳۹۴ یک افسر وظیفه به نام آقای فرهنگ اجلالی با من همکاری میکرد. ایشان مدرک کارشناسی اتاق عمل و کارشناسی ارشد آناتومی داشت. یک روز متوجه شدم در حال ثبتنام برای کنکور سراسری است. پرسیدم: «چه کار میکنید؟» گفت: «میخواهم امسال در کنکور شرکت کنم.»
به او گفتم: «شما که دو رشته خواندهاید، باز هم میخواهید ادامه تحصیل بدهید؟» پاسخ داد: «آقای دکتر، شما هم میتوانید ادامه تحصیل بدهید. دکترای دامپزشکی را در دانشگاه آزاد خواندهاید و اکنون میتوانید در دانشگاه دولتی، در همان مقطع، پزشکی بخوانید و از این نظر مشکلی وجود ندارد.»
واقعیت این است که تا آن روز بهطور جدی به این موضوع فکر نکرده بودم که دوباره در کنکور شرکت کنم. با خودم گفتم چرا کنکور ندهم و چرا مسیرم را تغییر ندهم؟ البته ذهنم از قبل درگیر چالشهای شغلی و اتفاقاتی بود که برای دامپزشکی ارتش افتاده بود و صحبت ایشان مانند یک جرقه عمل کرد. یکی دو روز کاملاً درگیر این موضوع بودم.
آخر هفته دوباره به ایشان گفتم: «ثبتنام کنکور تمام نشده است؟» گفت: «مهلت آن تمدید شده است.» از او خواستم من را هم برای کنکور ثبتنام کند. بههرحال حضور ایشان در مسیر خدمتی من و مطرح کردن این موضوع، در تصمیمی که گرفتم بسیار تأثیرگذار بود.
حکیم مهر: نخستین بار چه سالی در کنکور پزشکی شرکت کردید؟
سال ۱۳۹۵ برای نخستین بار در کنکور شرکت کردم، اما هیچ مطالعهای نداشتم. جالب اینکه آقای اجلالی که مشوق من برای ثبتنام بود، خودش نتوانست در جلسه کنکور حاضر شود، اما من رفتم و امتحان دادم.
شاید یکی از بیکارترین افراد حاضر در جلسه کنکور بودم، چون تقریباً هیچ آمادگی نداشتم و بسیاری از مطالب درسی نیز تغییر کرده بود. من سال ۱۳۷۳ دیپلم گرفته بودم و هنگام شرکت در کنکور حدود ۲۱ یا ۲۲ سال از آن زمان گذشته بود.
پس از اعلام نتایج، در میانه پاییز سال ۱۳۹۵ تصمیم گرفتم این بار بهصورت جدی درس بخوانم. با خودم گفتم اکنون که دامپزشکی ارتش با اداره بهداشت و درمان ادغام شده، دانش دامپزشکی همچنان میتواند پشتوانه علمی ارزشمندی برای من باشد و شاید بتوانم مسیر حرفهای خود را در قالب دیگری ادامه دهم. با همین ذهنیت مطالعه را آغاز کردم.
حکیم مهر: آمادگی برای کنکور در کنار مسئولیت شغلی دشوار نبود؟
بسیار دشوار بود. من سهمیهای هم داشتم که در کنکور سال ۱۳۷۳ از آن استفاده نکرده بودم. آن زمان بهنوعی از این امکان غفلت کرده بودم. برای کنکور جدید مشاوره گرفتم و پس از بررسی شرایط، تصمیم گرفتم مطالعه را ادامه دهم.
سال اول شاید بهاندازه کافی یا با روش درستی درس نخواندم. تصورم این بود که با استفاده از سهمیه، احتمال قبولیام زیاد است، اما رتبه مناسبی به دست نیاوردم. بعد متوجه شدم داوطلبان دارای سهمیه نیز رقابت جدی با یکدیگر دارند و بیشتر آنان میخواهند در رشتههای پرطرفدار پذیرفته شوند. بسیاری نیز اگر رشته مناسبی قبول نشوند، سهمیه خود را برای سال بعد حفظ میکنند.
پس از این تجربه، نگاهم را تغییر دادم و دیگر قبولی را صرفاً به سهمیه وابسته نکردم. برای خودم محاسبه کرده بودم که اگر یک داوطلب بدون سهمیه با میانگین حدود ۵۰ درصد پذیرفته میشود، من نیز باید دستکم به میانگین ۴۰ درصد برسم. سهمیه فقط میتوانست بخشی از محدودیت زمانی مرا جبران کند، نه اینکه جای مطالعه را بگیرد.
حکیم مهر: برنامه روزانه شما برای مطالعه چگونه بود؟
صبح ساعت هفت به محل خدمت میرفتم و حدود ساعت دو و نیم بعدازظهر بازمیگشتم. مسئول بازرسی بیمارستان بودم و کار سنگینی داشتم. از حدود ساعت چهار و نیم یا پنج عصر مطالعه را آغاز میکردم و گاهی تا ساعت سه بامداد درس میخواندم.
در سال دوم، برنامهریزیام بهتر و هدفمندتر شد، مشاورههای مناسبتری گرفتم و تلاش کردم ذهنم را از اتکا به سهمیه دور کنم. بهدلیل محدودیت زمانی، ناچار بودم مطالب را اولویتبندی کنم و بعضی بخشهای دروسی مانند ریاضی یا فیزیک را که احتمال کمتری برای پاسخگویی داشتم، کنار بگذارم و روی مباحثی تمرکز کنم که شانس بیشتری برای کسب درصد مناسب در آنها داشتم.
حکیم مهر: سرانجام چه سالی در رشته پزشکی پذیرفته شدید؟
در کنکور سال ۱۳۹۷ پذیرفته شدم و توانستم در همان شهر خودمان تحصیل در رشته پزشکی را آغاز کنم. ارتش نیز بهصورت قانونی و در قالب تحصیل ضمن خدمت با ادامه تحصیل من موافقت کرد. هفتهای چهار روز مجوز حضور در دانشگاه داشتم و در روزهای باقیمانده به خدمت در سازمان ادامه میدادم.
به این ترتیب، همزمان با تحصیل، مسئولیتهای اداری و خدمتی خود را نیز انجام میدادم. این دوره چالشهای فراوانی داشت و سرشار از خاطرات تلخ و شیرین بود، اما در نهایت توانستم آن را به پایان برسانم و در خردادماه ۱۴۰۴ از رشته پزشکی فارغالتحصیل شدم.
حکیم مهر: در حال حاضر در چه حوزهای فعالیت میکنید؟
حدود یک سال از پایان تحصیلم در رشته پزشکی میگذرد. ازآنجاکه تحصیلم بهصورت ضمن خدمت بود، ارتباط استخدامی من با بیمارستان ارتش قطع نشده بود و همچنان از کارکنان همان مجموعه محسوب میشدم.
در حال حاضر در بخش اورژانس بیمارستان ارتش ارومیه مشغول طبابت هستم و به شهروندان ارومیه، مجروحان و سایر مراجعهکنندگان تحت پوشش بیمههای مختلف خدمات پزشکی ارائه میدهم.
حکیم مهر: تحصیل در دامپزشکی چه تأثیری بر یادگیری پزشکی و درک شما از بیماریهای انسانی داشت؟
این تأثیر بسیار جدی و ملموس بود. در دوره علوم پایه پزشکی، شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد و حتی بیشتر مطالب با آنچه در دامپزشکی خوانده بودم، مشترک بود و این موضوع را بهصورت عینی تجربه کردم.
البته نظام آموزشی کشور در طول زمان دستخوش تغییر میشود. من سال ۱۳۸۰ از دامپزشکی فارغالتحصیل شده بودم و زمانی که وارد پزشکی شدم، سالهای زیادی از آن دوره گذشته بود. در این فاصله، شیوههای جدید آموزشی وارد رشته پزشکی شده و ساختار و کد بسیاری از درسها تغییر کرده بود. دانشگاه ارومیه نیز، اگر اشتباه نکنم، از حدود سال ۱۳۹۶ دانشجویان را با شیوه آموزشی جدید پذیرش میکرد.
حکیم مهر: آیا دروس دوره دامپزشکی با واحدهای پزشکی تطبیق داده شد؟
پس از ورود به پزشکی، برای تطبیق واحدها اقدام کردم. دروس عمومی را پذیرفتند، اما درباره بعضی از درسهای علوم پایه، با وجود شباهت فراوان محتوا، بهدلیل تغییر کد یا نحوه ارائه درس امکان تطبیق مستقیم وجود نداشت.
برای مثال، ممکن بود استاد بگوید محتوای درس فیزیک پزشکی قابلقبول است، اما کد درس با ساختار جدید مطابقت ندارد. درباره فیزیولوژی نیز در دوره ما کتاب گایتون را در قالب فیزیولوژی یک و دو میخواندیم، اما در برنامه جدید، مباحث فیزیولوژی به درسهای جداگانهای مانند فیزیولوژی دستگاه گوارش، فیزیولوژی تولیدمثل و بخشهای دیگر تقسیم شده و برای هرکدام کد مستقلی در نظر گرفته شده بود. به همین دلیل، مسئولان دانشگاه با وجود مشابهت محتوا، از نظر اداری برای تطبیق بعضی درسها محدودیت داشتند.
انتظار داشتم تعداد بیشتری از دروس تطبیق داده شود، زیرا بخش بزرگی از علوم پایه در دو رشته مشترک بود. کتابهایی مانند فیزیولوژی گایتون و بیوشیمی هارپر را در دامپزشکی خوانده بودیم و همان منابع یا مطالب مشابه آنها در پزشکی نیز تدریس میشد.
در نهایت، با برگزاری جلسات و پیگیریهای متعدد، حدود ۳۶ تا ۳۸ واحد از دروس گذشتهام پذیرفته شد. ریزنمراتم را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه گرفتم و به دانشگاه محل تحصیل پزشکی تحویل دادم تا نمرات قبلی جایگزین شود.
حکیم مهر: تطبیق این تعداد واحد باعث کوتاهتر شدن دوره پزشکی شد؟
نمیتوان گفت دو ترم جلو افتادم، اما در دو یا سه ترم ابتدایی، حجم دروسم سبکتر شد. بهدلیل مسئولیتهای شغلی و خانوادگی امکان نداشتم همه درسها را فشرده بردارم و دوره را سریعتر تمام کنم. برخی دروس نیز فقط در ترمهای مشخصی ارائه میشدند و این مسئله اجازه نمیداد ترتیب دوره بهآسانی تغییر کند.
بااینحال، تطبیق واحدها کمک کرد دو سال علوم پایه را با فشار کمتری بگذرانم. در همان زمان هنوز مسئولیت قبلی خود را بهطور کامل تحویل نداده بودم و باید همزمان به امور شغلی و دانشگاهی رسیدگی میکردم؛ بنابراین سبکتر شدن ترمهای نخست برایم بسیار کمککننده بود.
حکیم مهر: شباهت میان دامپزشکی و پزشکی فقط به دوره علوم پایه محدود بود؟
بیشترین شباهت در علوم پایه دیده میشد، اما در دوره فیزیوپاتولوژی نیز درسهای مشترکی وجود داشت. برای مثال، در آسیبشناسی، ما در دامپزشکی منابعی مانند رابینز و کوتران را مطالعه کرده بودیم و در پزشکی نیز همان مبانی و منابع تدریس میشد.
پس از علوم پایه و با ورود به دورههای فیزیوپاتولوژی، اکسترنی و اینترنی، دروس بهتدریج اختصاصیتر و متفاوتتر شدند. بااینحال، پیشزمینه دامپزشکی همچنان در فهم مکانیسم بیماریها، آسیبشناسی، میکروبشناسی، انگلشناسی و دیگر مباحث به من کمک میکرد.
حکیم مهر: از نظر گستردگی دروس نظری، دامپزشکی و پزشکی چه تفاوتی دارند؟
دروس نظری دامپزشکی بسیار گسترده و متنوعاند و منابع حجیمی دارند. برای مثال، تا جایی که به خاطر دارم، در دوره دامپزشکی حدود شش یا هفت واحد انگلشناسی گذراندیم، در حالی که این درس در پزشکی احتمالاً حدود سه واحد بود.
پزشکی بر یک گونه، یعنی انسان، تمرکز دارد؛ اما دامپزشکی با گونههای متعددی سروکار دارد. ما ابتدا میکروبشناسی عمومی را میخواندیم و سپس در بخشهای اختصاصی، بیماریهای پرندگان، پستانداران، تکسمیها، نشخوارکنندگان، ماهیان و دیگر آبزیان را بررسی میکردیم. طبیعی است که چنین تنوعی در پزشکی انسانی وجود نداشته باشد.
حکیم مهر: دانش دامپزشکی در شناخت بیماریهای مشترک انسان و حیوان چه کمکی به شما کرد؟
در بیماریهای مشترک، پیشزمینه دامپزشکی بسیار مفید بود. برای مثال، بروسلوز را در پزشکی دوباره مطالعه کردم، اما این بار با تمرکز بر جنبههای انسانی بیماری. ممکن بود حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد مطالب، رویکرد یا قالب متفاوتی داشته باشد، اما مبانی اصلی همان بود؛ عامل میکروبی تغییر نمیکند و تفاوتها بیشتر در دوره کمون، علائم، تظاهرات بالینی و شیوه مواجهه با بیماری دیده میشود.
بنابراین، دامپزشکی باعث شده بود هنگام مطالعه بیماریهای مشترک، از قبل شناخت مناسبی از عامل بیماریزا، مخزن حیوانی، نحوه انتقال و مبانی آسیبزایی آن داشته باشم و بتوانم مطالب پزشکی را با درک عمیقتری دنبال کنم.
حکیم مهر: اکنون خودتان را بیشتر دامپزشک میدانید یا پزشک؟ آیا میتوان این دو هویت حرفهای را از یکدیگر جدا کرد؟
واقعیت این است که تاکنون چندان به این موضوع فکر نکردهام که خودم را دامپزشک بدانم یا پزشک. دامپزشکی برای من یک پیشینه علمی ارزشمند و مایه افتخار است، زیرا با علاقه کامل وارد این رشته شدم.
زمانی که برای استخدام در ارتش مصاحبه میکردم، به همکاران میگفتم که آمدهام برای سازمان فرد مؤثری باشم و در یک رقابت سالم، به ارتقا و پیشرفت دامپزشکی ارتش کمک کنم. این نگاه از ابتدا در من وجود داشت و اکنون نیز دامپزشکی را پشتوانه علمی و مجموعهای از تجربههای حرفهای خود میدانم.
پزشکی را نیز ادامه همان مسیر میبینم؛ مسیری که اکنون وارد مرحله تازهای از آن شدهام. دامپزشکی پیشینه علمی من است و پزشکی در حال حاضر حرفهای است که در آن فعالیت میکنم. در واقع، این دو را هویتهایی جدا و متعارض نمیبینم، بلکه پزشکی را ادامه مسیر علمی و حرفهای خود در امتداد دامپزشکی میدانم.
حکیم مهر: آیا پس از ورود به پزشکی، همچنان ارتباط خود را با فعالیتهای دامپزشکی حفظ کردهاید؟
بله، ارتباطم با دامپزشکی قطع نشده است. مشاورهها، فعالیتهای گذشته، حضور در شورای نظام دامپزشکی و بازدیدهای بهداشتی همچنان بخشی از سوابق و فعالیتهای من هستند.
حتی سال گذشته، پس از بازگشت از دوره تحصیل پزشکی، در یکی دو مأموریت بازدید بهداشتی همراه همکاران ارتش حضور داشتم و از مناطق مختلف بازدید کردیم. موضوعاتی مانند طب پیشگیری و طب رزم نیز از حوزههایی هستند که دامپزشکان ارتش در آنها نقش دارند و پیشینه دامپزشکی در این زمینهها برای من یک پشتوانه علمی قوی محسوب میشود.
همچنان مطالب مربوط به دامپزشکی و بهویژه طب اسب را مطالعه میکنم. از گذشته علاقه زیادی به اسب داشتم و این حوزه را بهعنوان زمینه تخصصی فعالیت خود انتخاب کرده بودم. حضور در پادگان سوارهنظام و فعالیت در هیئت سوارکاری و چوگان ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در شکلگیری و استمرار این علاقه نقش داشت.
بنابراین، پزشکی را جایگزین یا نقطه مقابل دامپزشکی نمیدانم؛ بلکه آن را ادامه همان مسیر علمی میبینم. دامپزشکی برای من یک پیشینه و سرمایه علمی ارزشمند است و پزشکی حرفهای است که امروز در آن به مردم خدمت میکنم.
حکیم مهر: بهعنوان سخن پایانی، چه نکتهای را با دامپزشکان، بهویژه دامپزشکان شاغل در ارتش، در میان میگذارید؟
دامپزشکی ارتش در مقطعی یک مدال افتخار بر گردن ارتش بود. در آن زمان، تشخیص سازمان این بود که اداره دامپزشکی بنا به دلایلی منجمد و در ساختار دیگری ادغام شود. ما نیز بهعنوان نیروهای نظامی به این تصمیم احترام گذاشتیم و آن را پذیرفتیم.
بااینحال، واقعیت این است که دامپزشکی ارتش در حوزههایی مانند بهداشت، بازدید و نظارت بهداشتی، طب پیشگیری و فعالیتهای مرتبط با سوارکاری نقش مهمی داشت. مجموعههای سوارکاری میتوانستند به فعالیت خود ادامه دهند، اما تصمیمات دیگری گرفته شد و ما نیز تابع ساختار سازمانی بودیم.
توصیه من به دامپزشکانی که اکنون در ارتش فعالیت میکنند این است که بدانند مسئولیتهایی که بر عهده دارند، مسئولیتهایی مهم و کلیدی است. آنان باید با استواری، دانش بیشتر، نگرشی بهتر و توان علمی بالاتر از این جایگاهها محافظت کنند و در چارچوب همان مسئولیتها، بهترین خدمت ممکن را به ارتش ارائه دهند.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
واقعا عالی بود از ان دسته مصاحبه هایی بود که واقعا تا اخر ارزش خواندن داشت
جناب دکتر شادلو، الگو و مظهر ادب، متانت و نظم هسنندو دانش و تجربه ایشان در زمینه های مرتبط مثال زدنی است. همیشه نماینده ای شایسته برای دامپزشکی بوده اند. افتخار همکاری با ایشان را در شورای نظام دامپزشکی استان داشته ام. در شرایط امروز دامپزشکی کشور، برای همکاران جوان الگویی شایسته هستند که هرگز امید خود را از دست ندهند و برای خواسته هایشان تلاش و مبارزه کنند.
موفق باشید
بنازم به این پشتکار واعتماد بنفس .برو برای تخصص معطل نکن .
البته تلاش و پشتکار ایشان قابل تقدیر هستش ولی اینکه شما استخدام ارتش باشی و بدون داشتن دغدغه اقتصادی و درآمد این امکان رو داشته باشی که هفت سال تحصیل کنی و هر ماه حقوق دریافت کنی رو دست کم نگیرید
|
البته حمایت معنوی سازمان هم هست و اینکه تونستند در شیفت ها دوام بیارند مخصوصا دوره اتاژری و اینترنیشون که شیفت ها رو باید وایسی همتی میخواد که اگر همکاری سازمانشون نبود امکان پذیر نبود
در حال حاضر دامپزشکی در ارتش جایگاهی نداره و همین باعث میشه هم فرد زجر بکشه و هم استفاده غیر اختصاصی بشه. منزلت و شان هم کمتر از پرستار