
حکیم مهر – دکتر محسن طاهرمیرزایی: فاصله میان «دانستن» و «توانستن»، یکی از مهمترین دغدغههای دانشجویان و دامپزشکان جوان هنگام ورود به محیط واقعی طبابت است؛ فاصلهای که آکادمی دامپزشکی سانترال تلاش کرده با طراحی یک دوره ۴۵روزه، ساختارمند و مهارتمحور، آن را کوتاهتر کند.
در «دوره پاییزه مهارتآموزی دامپزشکی»، شرکتکنندگان با حضور در محیط واقعی بیمارستان حیوانات خانگی و گردش برنامهریزیشده در پنج بخش داخلی، جراحی و بیهوشی، تصویربرداری، کلینیکال پاتولوژی و فیزیوتراپی و بازتوانی، از مشاهده صرف فراتر میروند و متناسب با سطح توانایی خود، در فرایند معاینه، تشخیص، درمان و پیگیری بیماران مشارکت میکنند. جلسات مورنینگ، آموزش مهارتهایی مانند کارگذاری آنژیوکت، پانسمان، گچگیری و لولهگذاری، ویدئوها و درسنامههای اختصاصی، ثبت فعالیتها در لاگبوک و ارزیابی عملکرد برای صدور گواهینامه، بخشهای مختلف این دوره را تشکیل میدهد.
دکتر رضا کسروی، مدیر آکادمی دامپزشکی سانترال، در گفتوگو با حکیم مهر توضیح میدهد که این دوره با ظرفیت محدود ۳۰ نفر، چگونه میخواهد شرکتکنندگان را به تفکر بالینی، مهارت عملی، اعتمادبهنفس حرفهای و شناخت واقعبینانهتری از تواناییها و علایق آینده خود برساند.
حکیم مهر: آقای دکتر، ایدهٔ برگزاری «دورهٔ پاییزی مهارتآموزی دامپزشکی» چگونه شکل گرفت و چه خلأیی در آموزش بالینی دانشجویان و دامپزشکان جوان باعث شد این دوره را طراحی کنید؟
ایدهٔ اصلی این دوره از یک نیاز کاملاً ملموس در آموزش کلان کشور، بهویژه در رشتهٔ دامپزشکی، شکل گرفت. در آموزش دامپزشکی، دانشجو حجم قابلتوجهی از دانش نظری را فرا میگیرد، اما تبدیل این دانش به توانایی و مهارت بالینی، نیازمند مواجههٔ مستمر و هدفمند با بیمار واقعی، در کنار دریافت آموزشهای دقیق، عمیق و البته کاربردی است. فاصلهٔ میان «دانستن» و «توانستن»، یعنی «کسب مهارت»، همان حلقهٔ مفقودهای است که در بسیاری از دانشجویان، دانشآموختگان جوان و حتی بسیاری از دامپزشکان شاغل مشاهده میکنیم.
«دورهٔ مهارتآموزی» با هدف کمکردنِ همین فاصله طراحی شده است؛ یعنی شرکتکننده در محیط واقعی یک بیمارستان حیوانات خانگی، در کنار دامپزشکان باتجربه و باسواد، با فرایند معاینه، تشخیص، تصمیمگیری و درمان آشنا شود و در عین حال، مهارتهای عملی موردنیاز خود را نیز تمرین کند.
تجربهٔ موفق دورهٔ تابستانی نشان داد که چنین آموزشی مورد نیاز و مورد استقبال دانشجویان و دانشآموختگان است و همین موضوع زمینهٔ طراحی و ادامهٔ دوره را در پاییز فراهم کرد. البته از تجربههای دورهٔ تابستان نیز برای ویرایش و ارتقای برنامهٔ دورهٔ پاییزی استفاده شد تا در هر دوره، به سطح مطلوب و ایدهآل نزدیکتر شویم.
حکیم مهر: این دوره دقیقاً برای چه گروههایی طراحی شده است و دانشجویان دامپزشکی، دانشآموختگان، دستیاران تخصصی و دامپزشکان شاغل با چه سطحی از دانش و تجربه میتوانند در آن شرکت کنند؟
مخاطبان اصلی این دوره دانشجویان دامپزشکی، بهویژه دانشجویانی هستند که وارد مراحل بالینی آموزش خود شدهاند؛ اما دانشآموختگان و دامپزشکانی که میخواهند تجربهٔ عملی و توانایی بالینی خود را افزایش دهند نیز قطعاً میتوانند از این دوره بهرههای فراوان ببرند.
طبیعتاً سطح دانش و تجربهٔ همهٔ شرکتکنندگان یکسان نیست و انتظار هم نداریم فردی که نخستین مواجهههای بالینی خود را تجربه میکند، عملکردی مشابه یک دانشآموخته یا فردی باتجربهتر داشته باشد. هدف این است که هر شرکتکننده، متناسب با سطح اولیهٔ خود در آغاز دوره، در طول دوره پیشرفت کند و ارتقا یابد.
حکیم مهر: دورهٔ ۴۵روزهٔ مهارتآموزی از نظر ساختار آموزشی و برنامهٔ روزانه چگونه برگزار میشود و چه میزان از آن به آموزش نظری و چه میزان به فعالیت عملی اختصاص دارد؟
این دوره اساساً یک دورهٔ بالینی و مهارتمحور است و بخش اصلی آموزش در محیط واقعی بیمارستان انجام میشود. گردش شرکتکنندگان در بخشهای مختلف، طبق برنامهریزی بخش آموزش آکادمی و با توجه به امکانات هر بخش، فعالیتهای بیمارستان و شیفتهای موجود صورت میگیرد. آموزش نظری نیز بخشی از برنامه است، اما تلاش ما این است که تا حد امکان با فعالیتهای بالینی و بیماران واقعی پیوند داشته باشد. به عبارت دیگر، آموزش نظری و عملی دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه مباحث علمی در کنار مسائل و بیمارانی که شرکتکننده در محیط بیمارستان با آنها مواجه میشود، مرور و تکمیل میشوند.
حکیم مهر: شرکتکنندگان در این دوره در پنج بخش داخلی، تصویربرداری، جراحی و بیهوشی، کلینیکال پاتولوژی و فیزیوتراپی و بازتوانی گردش خواهند داشت؛ این بخشها با چه منطقی انتخاب شدهاند؟
منطق انتخاب این بخشها، نگاه یکپارچه به بیمار است. در طب بالینی، بیمار متعلق به یک درس یا یک بخش نیست. یک بیمار ممکن است ابتدا در بخش داخلی ارزیابی شود، برای تصویربرداری ارجاع داده شود، نیازمند بررسیهای آزمایشگاهی باشد، در ادامه به جراحی نیاز پیدا کند و پس از آن نیز مراقبت و بازتوانی برایش ضروری باشد.
بنابراین هدف این است که شرکتکننده تنها با بخشهای جداگانه آشنا نشود، بلکه ارتباط میان شرححال، معاینهٔ بالینی، تشخیصهای افتراقی، آزمایشهای تکمیلی، تصویربرداری، درمان و پیگیری بیمار را درک کند.
حکیم مهر: تفاوت اصلی این دوره با کارآموزیها و دورههای بالینی معمول در دانشکدههای دامپزشکی یا سایر مراکز آموزشی چیست؟
تفاوت اصلی را باید در ساختارمندبودن آموزش جستوجو کرد. صرف حضور دانشجو در بیمارستان الزاماً به معنای آموزش بالینی مؤثر نیست. ممکن است فرد ساعتهای زیادی در یک مرکز درمانی حضور داشته باشد، اما اگر هدف آموزشی، برنامهٔ مشخص، نظارت و بازخورد وجود نداشته باشد، بخشی از فرصت آموزشی از دست میرود.
در این دوره تلاش کردهایم حضور در بیمارستان را از حالت مشاهدهٔ صرف خارج کنیم. گردش برنامهریزیشده در بخشهای مختلف، لاگبوک اختصاصی، آموزش مهارتها، جلسات مورنینگ، بحث و تحلیل موارد بالینی و ارتباط با مدرسان و دامپزشکان بیمارستان، اجزای یک برنامهٔ آموزشی واحد هستند.
حکیم مهر: آموزشها توسط چه استادان و دامپزشکانی ارائه میشود و برای انتخاب مدرسان چه معیارهایی از نظر دانش تخصصی و تجربهٔ بالینی در نظر گرفتهاید؟
در انتخاب مدرسان، دو ویژگی برای ما اهمیت ویژه دارد: نخست، تبحر علمی و بالینی و دوم، علاقه و توانایی در تدریس. ممکن است فردی کلینیسین بسیار خوبی باشد، اما الزاماً مدرس خوبی نباشد. از سوی دیگر، آموزش بالینی را نیز نمیتوان صرفاً بر دانش نظری استوار کرد. بنابراین تلاش میکنیم از مدرسانی استفاده کنیم که هم در حوزهٔ کاری خود متبحر باشند و هم واقعاً به آموزش دانشجویان و انتقال تجربه علاقهمند باشند و برای این کار ذوق و شوق داشته باشند.
طبیعی است که با برگزاری هر دوره و ثبت، بررسی و تحلیل تجربههای آن، ارزیابیها و انتخابهای ما نیز دقیقتر میشوند؛ مانند هر مجموعهای که، به قول حضرت مولانا، «سودای سربالا» داشته باشد. هدف این است که مدرس فقط اطلاعات و داده منتقل نکند؛ بلکه شیوهٔ برخورد با بیمار، تفکر بالینی، تصمیمگیری و تجربهٔ عملی خود را نیز به شرکتکنندگان انتقال دهد.
حکیم مهر: شرکتکنندگان تا چه اندازه فرصت مواجهه با بیماران واقعی و مشارکت در روند معاینه، تشخیص، درمان و پیگیری موارد را خواهند داشت؟
مواجهه با بیمار واقعی یکی از ستونهای اصلی دوره است. شرکتکننده باید بتواند روند واقعی برخورد با بیمار را مشاهده کند و، متناسب با سطح توانایی خود و تحت نظارت، در آن مشارکت داشته باشد؛ از گرفتن شرححال و معاینه گرفته تا بررسی یافتههای آزمایشگاهی و تصویربرداری، تدوین تشخیصهای افتراقی، انتخاب اقدامات تشخیصی و دنبالکردن روند درمان بیمار.
البته میزان مشارکت عملی در هر مورد بالینی، به شرایط بیمار، نوع اقدام، سطح مهارت شرکتکننده و نظر دامپزشک مسئول بستگی دارد. اصل اساسی این است که آموزش با رعایت کامل اصول حرفهای، حفظ ایمنی و رفاه بیمار و مطابق با رضایت سرپرست حیوان انجام شود.
حکیم مهر: در پوستر دوره به تمرین مهارتهایی مانند کارگذاری آنژیوکت، پانسمان، گچگیری و لولهگذاری اشاره شده است؛ این مهارتها با چه سازوکاری آموزش داده میشوند و آیا هر شرکتکننده شخصاً فرصت انجام آنها را خواهد داشت؟
در آموزش مهارت عملی، صرف دیدن کافی نیست. البته هر آموزش عملی با «مشاهدهگری» آغاز میشود، اما نباید در این مرحله باقی بماند و متوقف شود. ابتدا اصول و مراحل انجام کار توضیح داده میشود، سپس شرکتکننده نحوهٔ درست انجام آن را مشاهده میکند و در ادامه، در صورت فراهمبودن شرایط و رسیدن به سطح مناسب، فرصت انجام مهارت تحت نظارت و سپس، در موارد مقتضی، بهصورت مستقل را خواهد داشت.
تأکید ما این است که شرکتکننده تا حد امکان از نقش «تماشاگر» خارج شود و تجربهٔ عملی به دست آورد. البته انجام هر اقدام روی بیمار واقعی، به شرایط بیمار، سطح مهارت شرکتکننده، تأیید دامپزشک مسئول و رضایت سرپرست حیوان خانگی منوط خواهد بود.
حکیم مهر: «لاگبوک اختصاصیِ» دوره چه کاربردی دارد و عملکرد شرکتکنندگان بر اساس چه شاخصهایی در آن ثبت و ارزیابی میشود؟
لاگبوک در واقع «نقشهٔ راه» و «شناسنامهٔ آموزشی دوره» است. هدف آن صرفاً ثبت ساعت حضور نیست؛ بلکه مشخص میکند شرکتکننده در چه بخشهایی حضور داشته، با چه فعالیتها و مواردی مواجه شده، چه اقداماتی را مشاهده کرده و در انجام چه مهارتهایی مشارکت داشته یا مستقلاً آنها را انجام داده است.
این موضوع از یک سو به شرکتکننده اجازه میدهد روند پیشرفت خود را مشاهده کند و از سوی دیگر، به گروه آموزشی کمک میکند مواردی را که هنوز نیازمند کسب تجربه یا تمرین بیشتری هستند، شناسایی کند.
حکیم مهر: جلسات مورنینگ و رفع اشکال با مدرسان و استادان چگونه برگزار میشود و آیا در این جلسات، موارد واقعی بیمارستان مورد بحث و تحلیل قرار میگیرند؟
بله. یکی از مهمترین بخشهای آموزش بالینی، گفتوگو و تحلیل موارد بالینی است. در جلسات مورنینگ میتوان موارد منتخب بیمارستان را از ابتدا مرور کرد: بیمار با چه شکایتی مراجعه کرده، یافتههای معاینه چه بوده، چه تشخیصهای افتراقی مطرح شده، چرا یک آزمایش یا روش تصویربرداری خاص انتخاب شده و بر چه اساسی تصمیم درمانی گرفته شده است.
هدف این نیست که شرکتکننده فقط پاسخ نهایی را بشنود؛ مهمتر این است که مسیر رسیدن به پاسخ را یاد بگیرد. به بیان دیگر، تلاش ما آموزش «تفکر بالینی» است، نه صرفاً آموزش نام بیماریها و درمان آنها. جلسات مورنینگ در دورهٔ تابستانی آغاز شدند و در دورهٔ پاییزی، با تعداد بیشتر و شیوهای ارتقایافته ادامه خواهند یافت.
حکیم مهر: برای حفظ کیفیت آموزشهای عملی، ظرفیت دوره چند نفر در نظر گرفته شده و نسبت تعداد شرکتکنندگان به مدرس یا دامپزشک ناظر چگونه خواهد بود؟
ظرفیت کل دوره ۳۰ نفر در نظر گرفته شده است. طبیعتاً این به آن معنا نیست که ۳۰ نفر بهطور همزمان در یک بخش حضور خواهند داشت. شرکتکنندگان طبق برنامهریزی بخش آموزش آکادمی و با توجه به ظرفیت هر بخش، امکانات موجود و شیفتهای بیمارستان، میان بخشها توزیع میشوند.
هدف این است که تعداد افراد حاضر در هر بخش بهگونهای باشد که امکان مشاهدهٔ مناسب موارد بالینی، پرسش و پاسخ، مشارکت در فعالیتهای بالینی و، در موارد مقتضی، انجام مهارتهای عملی تحت نظارت وجود داشته باشد. بنابراین در برنامهریزی گردشها، کیفیت تجربهٔ آموزشی و بالینی در اولویت قرار دارد. رفاه حیوانات خانگی و رضایت سرپرستان آنها نیز از عوامل بسیار مهم و تعیینکننده در این برنامهریزی هستند.
حکیم مهر: با توجه به اینکه شرکتکنندگان ممکن است از نظر دانش و تجربهٔ بالینی در سطوح متفاوتی باشند، چگونه برنامهٔ آموزشی را متناسب با نیاز هر فرد تنظیم میکنید؟
تفاوت سطح علمی و تجربهٔ شرکتکنندگان یک واقعیت طبیعی است. ممکن است فردی دانش نظری بسیار خوبی داشته باشد اما تجربهٔ عملی محدودی داشته باشد و فرد دیگری تجربهٔ عملی بیشتری داشته باشد، ولی در برخی مباحث نظری نیازمند تقویت باشد. به همین دلیل، ضمن حفظ یک چارچوب آموزشی مشترک، میزان مشارکت و مسئولیتی که به هر فرد داده میشود میتواند متناسب با سطح توانایی او باشد. لاگبوک و ارتباط مستمر با مدرسان نیز کمک میکند نیازهای آموزشی هر فرد بهتر شناسایی شود.
به هر روی، در عمل امکان یکسانسازی کامل سطح شرکتکنندگان وجود ندارد و این واقعیت را باید پذیرفت. برای کاهش این تفاوت، مجموعهای از ویدئوهای آموزشی در بیمارستان تهیه شده است که در بستر غیرحضوری در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد تا در زمانی که در بیمارستان حضور ندارند، دانش و آمادگی خود را ارتقا دهند. این ویدئوهای آموزشی اختصاصی که در خود بیمارستان تهیه و فیلمبرداری شدهاند، در دورهٔ تابستانی نیز در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفتند و هم شامل آموزشهای نظریِ کاربردی و هم آموزش مهارتهای بالینی هستند.
حکیم مهر: گواهینامهٔ پایان دوره بر چه مبنایی صادر میشود؟ آیا صرف حضور در دوره کافی است یا شرکتکننده باید ارزیابی نظری و عملی مشخصی را با موفقیت پشت سر بگذارد؟
فلسفهٔ این دوره این است که گواهینامه صرفاً بیانگر حضور فیزیکی فرد در بیمارستان نباشد، بلکه نشان دهد شرکتکننده یک برنامهٔ آموزشی مشخص را بهطور مؤثر طی کرده است. بنابراین صرف ثبت ساعات حضور برای دریافت گواهینامه کافی نیست. حضور منظم، مشارکت در برنامههای آموزشی و بالینی و انجام و تکمیل فعالیتهای پیشبینیشده در لاگبوک، همگی در ارزیابی نهایی شرکتکننده مورد توجه قرار میگیرند.
ملاک ما برای صدور گواهینامه، ارزیابی لاگبوک هر شرکتکننده و دریافت نظر مدرسان و دامپزشکان ناظر دربارهٔ نحوهٔ حضور، مشارکت و عملکرد او در طول دوره است. بنابراین گواهینامه در پایان دوره صرفاً تأیید نمیکند که فرد ۴۵ روز در بیمارستان حضور داشته است؛ بلکه نشان میدهد دوره را مطابق چارچوب آموزشی تعیینشده و با سطح قابلقبولی از مشارکت پشت سر گذاشته است.
حکیم مهر: اگر بخواهید نتیجهٔ ملموس این دوره را برای یک دانشجو یا دامپزشک جوان توضیح دهید، انتظار دارید شرکتکننده پس از پایان این ۴۵ روز چه دانش، مهارت و اعتمادبهنفسی به دست آورده باشد؟
انتظار ما این نیست که کسی در ۴۵ روز به یک طبیب ماهر تبدیل شود؛ چنین انتظاری واقعبینانه نیست و هیچکس نیز نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد. طبابت ذاتاً رشتهای دشوار و دیربازده است و این واقعیت باید به هر دانشجوی طب انتقال داده شود.
اما انتظار داریم طی همین ۴۵ روز، فاصلهٔ شرکتکننده با طب واقعی بهطور محسوسی کمتر شده باشد؛ یعنی وقتی با یک بیمار روبهرو میشود، بداند از کجا شروع کند، چگونه شرححال بگیرد و معاینه کند، یافتهها را چگونه کنار هم قرار دهد، تشخیصهای افتراقی را چگونه شکل دهد و اولویتبندی کند و برای رسیدن به تشخیص و انتخاب درمان، چه مسیر منطقیای را طی کند.
طبیعی است که کسب مهارت و رسیدن به خبرگی در این مسیر نیازمند تمرین، ممارست، آموزشهای فراوان و گذشت زمانی بسیار بیشتر، در حد سالها، است. در کنار این تفکر بالینی، انتظار داریم شرکتکننده در مجموعهای از مهارتهای عملی نیز تجربه و توانایی بیشتری پیدا کرده باشد؛ هدفی که البته در همین دورهٔ ۴۵روزه نیز تا حد زیادی دستیافتنی است.
شاید مهمترین دستاورد این دورهٔ مهارتآموزی این باشد که شرکتکننده پس از این ۴۵ روز، هم توانمندتر و بااعتمادبهنفستر شده باشد و هم حدود توانایی و دانش خود را بهتر بشناسد و با واقعیتهای طب آشناتر شده باشد. در طب، اعتمادبهنفس زمانی ارزشمند است که همراه با دانش، مهارت و شناخت محدودیتهای خود باشد.
مزیت مهم دیگر این دوره آن است که شرکتکننده با حضور در بخشهای مختلف بیمارستان، فرصت پیدا میکند علایق حرفهای خود را بهتر بشناسد و به انتخاب شاخهای که بیش از همه با استعداد، علاقه و اهداف آیندهٔ او سازگار است، نزدیکتر شود.
حکیم مهر: دیگر مزیتهای این دوره نسبت به دورههای مشابه به نظر شما چیست؟
یکی دیگر از مزیتهای مهم این دوره، نگاه نسبتاً گستردهٔ آکادمی به مفهوم «طبابت» است. ما در «آکادمی دامپزشکی سانترال» تلاش میکنیم صرفاً مجموعهای از مهارتهای فنی و بالینی را آموزش ندهیم، بلکه تا حد امکان به لایههای عمیقتر دانش و تفکر طبی نیز بپردازیم.
این آموزشها طیف نسبتاً وسیعی را دربرمیگیرند؛ از عمیقترین مفاهیم طبی تا کاربردیترین شگردهای تشخیصی و درمانی؛ از فلسفهٔ طب تا تاریخ طب؛ از تفکر نقادانه تا روشهای نوین یادگیری؛ درسهایی از بزرگان طب ایران و جهان، از زمان بوعلی و رازی و جرجانی تا حال حاضر؛ از آشنایی با ریشههای یونانی و لاتینی در واژهشناسی طب تا آمار زیستی و روش تحقیق.
نگاه ما این است که یک دامپزشک خوب صرفاً کسی نیست که تعدادی روش تشخیصی یا درمانی را بهخوبی انجام دهد. طبابت به دانش، مهارت، قدرت تحلیل، تفکر نقادانه و شناخت درست از مبانی و پیشینهٔ طب نیاز دارد. به همین دلیل تلاش کردهایم در کنار آموزشهای بالینی و مهارتهای عملی، این ابعاد را نیز در برنامهٔ آموزشی آکادمی مورد توجه قرار دهیم، به نحوی که آموزشهای ما هم «عمیق» باشند و هم «کاربردی».
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
درپایان دوره به ما لقب هم میدهند علاوه بر گواهی؟ اخه من یه لقب میخوام
متاسفانه الان هر کسی برای خودش آکادمی و موسسه آموزشی زده، باید پرسید که صلاحیت آموزشی را چه کسی صادر کرده؟
چرا و چگونه به این مراکز اجازه کار داده می شود؟؟؟
|
اگر این مرکز آموزشی ادامه کار دهد ، از فردا هر درمانگاه ، یک مرکز آموزشی خواهد شد و ...
سلام
خدمت عزیزانی که کامنت کردند در خصوص مجوز و نبودش و غیره
با سلام خدمت شما
قانون سازمان دامپزشکی و آیین نامه انتظامی، درمان بدون پروانه و فعالیت خارج از حدود صلاحیت رو موضوع مقررات قرار داده پس اینجا باید روشن بشه دانشجو دقیقا با چه عنوان حقوقی و تا چه سطحی حق مداخله داره، مسئولیت دامپزشک ناظر بر دانشجو و مسئول فنی باید مشخص باشه و در صورت خطا مسئولیت دانشجو، مدرس، مرکز و برگزارکننده چگونه تعیین میشه
رضایت مالک حیوان هم مساله جداییست که نباید با رضایت به مشارکت آموزشی دانشجو یا رضایت به فیلمبرداری و استفاده آموزشی از کیس یکی گرفته بشه
از نظر آموزشی هم لاگ بوک معادل احراز شایستگی نیستش
سوال دیگه، مدرس و مرکز تحت چه پوشش بیمه مسئولیت مدنی/حرفهای هستند و آیا فعالیت آموزشی روی بیمار واقعی در دامنه پوشش بیمه قرار دارد یا نه؟
هدف سوال بنده اینه که ما مجدد با کالاسازی آموزش مواجه نشیم