کد خبر: ۸۷۱۶۹
تعداد نظرات: ۳۲ نظر
نگاه شما:

ما قبلا با روپوش سفید شروع کردیم؛ حالا بعد از ۲۵ سال هرکدام کجاییم؟ - دکتر جواد شایان‌خواه

حدود ۲۵ سال پیش، من و چند نفر از همکلاسی‌هایم، جوان‌هایی بودیم با روپوش سفید که پشت یک میز آزمایشگاه ایستاده بودیم. آن روزها اگر کسی می‌پرسید بیست‌وچند سال دیگر کجا هستید، احتمالاً جواب مشترکمان این بود: « دکتر دامپزشک می‌شویم و زندگیمان از این رو به آن رو خواهد شد .»

ما قبلا با روپوش سفید شروع کردیم؛ حالا بعد از ۲۵ سال هرکدام کجاییم؟

دکتر جواد شایان‌خواه

از خوابگاه‌های خودگردان و شب‌های سخت دانشجویی تا کلینیک، دولت، دانشگاه، صنعت و حتی مشاغلی بیرون از دامپزشکی؛ شاید وقت آن رسیده باشد پیش از دعوت نسل جدید به پوشیدن روپوش سفید، همه واقعیت‌های این انتخاب را برایشان بگوییم.

کم‌کم داریم به ۱۴ مهر (روز دامپزشکی) نزدیک می‌شویم؛ دوباره عکس‌های دکتران دامپزشک با روپوش سفید، تبریک‌ها و جمله‌های آشنای «دامپزشکی، عشق است؛ دامپزشکان مهربان‌ترین انسان‌ها هستند و دامپزشکان سنگرسازان بی‌سنگر و دامپزشکان مدافعان مظلوم سلامت و...» در فضای مجازی بیشتر دیده می‌شود. هم‌زمان، هزاران جوان منتظر نتیجه کنکور و انتخاب رشته‌اند؛ جوان‌هایی که شاید چند هفته دیگر نام «دامپزشکی» را در فرم انتخاب رشته‌شان بنویسند.

اما قبل از آنکه به آنها بگوییم «دامپزشکی را انتخاب کن»، شاید بد نباشد یک‌بار هم واقعیت این حرفه را بی‌پرده و بدون روتوش برایشان تعریف کنیم.

من دامپزشک این سخنان را بیرون از این شغل نمی‌زنم و سال‌هاست بی‌ریا بر قسمت‌های آن احاطه داشته و دارم ولی..‌‌.! ولی‌های زیادی که هدفش سیاه‌نمایی شغلی و ایجاد جو ناامیدی نیست ولی بایستی باید واقعیت‌ها روبرو شد.

حدود ۲۵ سال پیش، من و چند نفر از همکلاسی‌هایم، جوان‌هایی بودیم با روپوش سفید که پشت یک میز آزمایشگاه ایستاده بودیم. آن روزها اگر کسی می‌پرسید بیست‌وچند سال دیگر کجا هستید، احتمالاً جواب مشترکمان این بود: « دکتر دامپزشک می‌شویم و زندگیمان از این رو به آن رو خواهد شد .»

اما زندگی، نسخه دیگری برای هرکداممان نوشت.

یکی از همان همکلاسی‌ها امروز راننده کامیون است، یکی نمایشگاه خودرو دارد، یکی مسئول فنی و بهداشتی شده، یکی کارمند دامپزشکی، یکی عضو هیأت علمی دانشگاه، دیگری عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی، یکی داروخانه دامپزشکی دارد و دیگری در کلینیک دامپزشکی و یکی باغدار و یکی دلال فرش و... مشغول است.

همه از یک کلاس و یک روپوش سفید شروع کردیم؛ اما مسیرها یکی نبود.

شاید همین عکس قدیمی که امروز به آن نگاه می‌کنم، بیشتر از صدها صفحه درباره انتخاب رشته حرف داشته باشد.

چون داستان دامپزشکی فقط بعد از فارغ‌التحصیلی شروع نمی‌شود. برای بعضی‌ها سختی از همان روزهای دانشجویی آغاز شد.

من مدتی در یک خوابگاه خودگردان زندگی می‌کردم؛ اتاقی در مجاورت سرویس بهداشتی با شرایط اسف‌بار. گاهی بوی نامطبوع و حتی بوی فاضلاب به اتاق می‌آمد و شرایط به‌قدری آزاردهنده بود که اگر کسی از بیرون به عنوان مهمان به اتاق من می‌آمد، واقعاً خجالت می‌کشیدم.

دیوارهای اتاق خوابگاه من دیواری سوخته و هم پر از روزنامه بود؛ روزنامه‌هایی که برای پوشاندن دیوار به آن چسبانده بودند و عملاً نقش کاغذدیواری را بازی می‌کردند. شب‌های امتحان، وقتی ذهنم از درس و نگرانی پر بود، گاهی جزوه را می‌بستم و شروع به خواندن همان روزنامه‌ها می‌کردم؛ شاید برای چند دقیقه فرار از فشار درس و اضطراب؛ شاید هم فقط چون چیز دیگری برای خواندن در دسترس نبود.

آن سال‌ها برای دانشجوی غیربومی فقط درس خواندن مطرح نبود. دوری از خانواده، هزینه خوابگاه و غذا، رفت‌وآمد، کتاب و وسایل دانشگاهی و گاهی حتی تمام کردن ماه با پولی بسیار کمتر از نیاز واقعی، بخشی از زندگی بود و روزهای که بایستی با مقداری کته برنج و سیب‌زمینی شکم خود را سیر نگه می‌داشتیم.

و وقتی غربت، فشار مالی، تنهایی و بی‌پناهی اجتماعی کنار هم قرار می‌گیرند، بعضی جوان‌ها ممکن است در معرض آسیب‌هایی قرار بگیرند که مسیر زندگی‌شان را تغییر دهد؛ از روابط ناسالم گرفته تا مصرف مواد و اعتیاد و که بعصا بسیاری از هم کلاسی‌ها و هم‌اتاقی‌های من به آن مبتلا بودند، تا جایی که بعضا از سوءمصرف مواد مخدر دچار تشنج می‌شدند و با دمپایی دستشویی لای دهان انها می‌گذاشتیم که زبان خود را له نکنند و برخی بعد از فارغ‌التحصیلی علنا معتاد به سیگار و مواد مخدر و مشروبات و... شده بودند.

البته این سرنوشت همه دانشجویان نیست؛ بسیاری با همان سختی‌ها ایستادند، درس خواندند و آینده خودشان را ساختند. اما سؤال اینجاست: چرا وقتی درباره انتخاب رشته حرف می‌زنیم، معمولاً فقط رتبه، دانشگاه و عنوان «دکتر» را می‌بینیم؟

بعد از دانشگاه هم قصه تمام نمی‌شود.

دامپزشکی فقط کلینیک حیوانات خانگی نیست. پشت این عنوان، دامداری و مرغداری، مسئولیت فنی و بهداشتی، کشتارگاه، دارو و واکسن، آزمایشگاه، صنایع غذایی، بخش دولتی، دانشگاه، صنعت و ده‌ها مسیر دیگر وجود دارد.

اما هرکدام واقعیت اقتصادی و حرفه‌ای خودشان را دارند.

دامدار با هزینه تولید درگیر است؛ صاحب حیوان خانگی با هزینه درمان؛ کلینیک با اجاره، تجهیزات، دارو و نیروی انسانی؛ و مسئول فنی گاهی با مسئولیتی سنگین و اختیاراتی که همیشه هم‌وزن آن مسئولیت نیست.

دانشگاه هم به‌تنهایی تضمین‌کننده آینده نیست.

بازار کار بعد از فارغ‌التحصیلی کمتر می‌پرسد «معدلت چند بوده؟» و بیشتر می‌پرسد: چه کاری بلدی؟ چقدر می‌توانی با دامدار، صاحب حیوان، مدیر، همکار و بحران کنار بیایی؟ گزارش‌نویسی بلدی؟ زبان می‌دانی؟ فناوری را می‌شناسی؟ اقتصاد کار را می‌فهمی؟ اگر یک روز مجبور شوی مسیر شغلی‌ات را تغییر بدهی، مهارتی داری که با خودت ببری؟

من هنوز دامپزشکی را دوست دارم. اما دوست داشتن یک شغل با توصیه کردن بی‌قیدوشرط آن فرق دارد؛ شعلی که از حیث درآمد و شأن، اعتباری در جامعه نداشته باشد پشیزی ارزش ندارد و اگر هم ارزشی دارد، آن را خودمان برای شغلمان بصورت انگیزشی به خودمان نسبت داده ایم و نه دیگران!

اگر امروز دوباره هجده‌ساله بودم، قبل از انتخاب رشته با یک استاد دانشگاه، یک دامپزشک دولتی، یک مسئول فنی، یک کلینیسین، یک فعال صنعت و حتی یک دامپزشک ناراضی حرف می‌زدم. فقط موفقیت‌هایشان را نمی‌پرسیدم؛ شکست‌ها، پشیمانی‌ها و سخت‌ترین روزهایشان را هم می‌پرسیدم.

چون انتخاب رشته فقط انتخاب یک رشته دانشگاهی نیست؛ انتخاب بخشی از چند سال آینده زندگی است.

این نوشته نه برای ترساندن و ایجاد جو بدبینی و نامیدی در نسل جدید است و نه برای ساختن تصویری سیاه از دامپزشکی حال حاضر در کشور اتفاقاً برعکس؛ اگر قرار است کسی این حرفه را انتخاب کند، حق دارد همه تصویر را ببیند، نه فقط قسمت براق و روتوش شده و زیبای آن را.

بیست‌وپنج سال پیش، چند دانشجوی جوان با روپوش سفید کنار هم ایستاده بودند. امروز هرکداممان جای دیگری ایستاده‌ایم، چه راضی و چه ناراضی ولی اکثر قریب به اتفاق اگر به عقب برمی‌گشتیم، حاضر بودیم به عنوان شاگردی در نزد یک مکانیکی یا یک تاسیساتی مهارتی کسب کنیم و دیدیم که داشتن یک مهارت بهتر از هزاران مدرک دانشگاهی عکاست و آینده خود را بسازیم تا اینکه هفت سال با هزار مشکل و اتلاف وقت و انرژی و عمر هزینه و آینده پر ابهام دست و پنجه نرم کنیم.

و شاید آن عکس قدیمی هنوز یک سؤال از من و نسل امروز دارد:

اگر قرار است جوان دیگری همان روپوش سفید را بپوشد، آیا حق نداریم قبل از پوشیدن آن، همه واقعیتش را برایش بگوییم؟

درد مشترک مرا فریاد کن و شاید برای انتخاب ها خیلی زود دیر می‌شود و آن موقع است که نه ره پس داری و نه ره پیش!

 

انتشار یافته: ۳۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۱
دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
3
15
عالی بود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
2
22
من این مقاله روخوندم آهی از دلم بلند شدم و چشمام از نارحتی خیس شد که چه حسرت های به دل عمرمون رفت و به آرزوهامون نرسیدیم!!
kian
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
12
اشک ما در اومد
همکاران در هر جایگاهی که هستید، روزتون پیشاپیش مبارک
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
14
روایت دردناکی بود چرا باید یک دامپزشک بعد از این همه درس خوندن و تلاش و خدمت در جاهای مختلف به این نتیجه برسه که با خودش فکر کنه کاشکی این همه درس نمیخوندم و میرفتم دنبال یک مهارت شاید اوضاع بهتری داشتم واقعا جای تاسف
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
9
داستان در مورد همه رشته ها تقریبا یک جوراست:
یا پارتی وسهمیه داری که استخدام دولت میشی
یا باید سواد و پول داشته باشی که آزاد کار کنی
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
تکلیف ما که با آزمون سازمان سنجش و بدون سهمیه بومی و سهمیه های دیگر تونستیم در آزمون قبول شیم و استخدام بشیم چیه؟
همکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
7
من یک کارمند با تحصیلات عالی اگر شغل دوم نداشته باشم نمیتونم شکم خودم و زنو بچمو سیر کنم
پاسخ ها
همکار
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
دقیقا این مشکلیه که همه با اون دست به گریبانیم همکار جان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
7
7
قویا اعتقاد دارم دامپزشک اگر باسواد واقعی، و دارای قدرت عملی و ارتباط عمومی مناسب باشد به احتمال زیاد شغل مناسب و کیفیت زندگی خوبی خواهد داشت
چه در درمان، چه سایر بخش ها مثل ازمایشگاه و داروخانه و بخش های دارویی و حتی مسئول فنی
مشکل جاییست که نمیخواهین قبول کنیم با نزدیک ۳۰ دانشکده و پذیرش با رتبه هایی که در گذشته مجاز به انتخاب رشته هم نبودند هرکس که مدرک بگیرد دامپزشک واقعی نیست و چون این شرایط هست توانسته مدرک بگیرد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
بدبختی انجاست که افرادی دامپزشکی را در پست میز و سمت میدانند. دامپزشکان توانمند که وابسته به پست و مقام نیستند کم نداریم که بخش خصوصی خواهان آنهاست. علم باید باشه که متاسفانه دانشگاه ازاد در علم عقب مونده دانشجوهایش که در خوابگاه خودگردان سپری کردند به بلوغ علمی کافی نرسیدند و سرخورده شده اند.
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۸:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
صرفا داشتن علم نیست، باید پول داشته باشی برای احداث کلینیک
سیاهپوش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
11
کاش دوخط این مقاله را مسئولین سازمان دامپزشکی نیز می خواندند .
بعداز 35 سال دربدری واز این شهر به اون شهر با اهل وعیال به امید روزی بودم که بازنشسته میشوم وبا حقوق باز نشستگی راحت زندگی میکنم ! زهی خیال باطل با شندرغاز حقوق ( 27 میلیون) واین تورم افسار گسیخته همین که روانی نشدم خدارا شکرگذارم!!!!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
12
9
نوع مقالات شما (عدم ازدواج با دندانپزشک و ...) حاکی از سرخوردگی و افسردگی شدید از اشتغال شما در حوزه دامپزشکی است. به عنوان یک تراپیست پیشنهاد میکنم تا در حرفه ای که فکر میکنید نیازهای شما را ارضا میکند حتی فروشندگی و حرفی که نیاز به تجربه کاری ندارد سریعا مشغول شوید. یاس و نا امیدی در هر حرفه ای وجود دارد. سخن پاستور باید سرلوحه کارتان باشد که فرمود: در هرکاری هستید اجازه ندهید به یاس و نامیدی مبتلا شوید و انقدر پشتکار و امید داشته باشید که هنگامی که به انتها میرسید بتوانید بلند فریاد بزنید انچه در توان داشته ام انجام داده ام. حال شما با این سن هنوز مانده تا اخر خط. پیشنهادم اینه توقعات خودتان از حوزه مالی دامپزشکی را کم کنید. با چیزی که شما را شاد میکند مشغول شوید . یاس و ناامیدی خود را به جامعه تزریق نکنید که بازخوردش به خود شماست. زیاد هم دنبال مقام و قدرت و جایگاه نباشید. موفق باشید.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
تغییر مسیر شغلی میتونه یکی از گزینه‌ هامون در مواقعی که شغل آسیب زاست، پیشنهاد بذاریم ولی اینکه از روی یک یادداشت و چند جمله به افسردگی شدید برسیم و بعد هم با عنوان تراپیست نسخه تغییر شغل بپیچیم، دیگه نمیشه بسته بندیش کرد
وقتی میخواید مشاوره بدید ما هیچ وقت نمیتونیم بکن یا نکن بگیم
خیلی باید با احتیاط در این زمینه صحبت کرد چون Burnout شدن و demoralization و occupational distress و با financial strain میتونه سینرژیک بشند ولی با چهار خط که بیشتر سبک قلم نویسنده است و حس خواننده رو درگیر میکنه نمیشه نسخه داد
شاید شما ایشون رو از نزدیک دیدید ولی اگر می‌شناسید و این گفتمان حقیقت داره، سعی کنید به همکارتون کمک کنید
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
تغییر مسیر شغلی میتونه یکی از گزینه‌ هامون در مواقعی که شغل آسیب زاست، پیشنهاد بذاریم ولی اینکه از روی یک یادداشت و چند جمله به افسردگی شدید برسیم و بعد هم با عنوان تراپیست نسخه تغییر شغل بپیچیم، دیگه نمیشه بسته بندیش کرد
وقتی میخواید مشاوره بدید ما هیچ وقت نمیتونیم بکن یا نکن بگیم
خیلی باید با احتیاط در این زمینه صحبت کرد چون Burnout شدن و demoralization و occupational distress و با financial strain میتونه سینرژیک بشند ولی با چهار خط که بیشتر سبک قلم نویسنده است و حس خواننده رو درگیر میکنه نمیشه نسخه داد
شاید شما ایشون رو از نزدیک دیدید ولی اگر می‌شناسید و این گفتمان حقیقت داره، سعی کنید به همکارتون کمک کنید
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
پاسخ شما پاسخ یک تراپیست نیست اگر واقعا تراپیست هستید
مهدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
6
سلام
انتخاب عکس و عنوان مقاله خیلی عالی بود
کلی خاطرات برام زنده شد
موفق باشید
واقعا در دانشگاه همه نیازهای آموزشی ما را پاسخ ندادند.

اگر حوصله داشتید به این لینک یک سر بزنید.(اساسنامه مدرسه عالی بیطاری در سال 1313 تا باروش آموزش اولین دامپزشکان جدید آشنا بشوید : https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=16257396494897867430 )
محسن بابا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
3
انتخاب رشته یک گام مهم هست ودید فنی وواردی دران رشته
گام دیگر از انجا که رشد ادمی درتفکر وانتخاب وعملکرد نهفته
شده ولی روزگار پارامترهای دیگری نیز دارد که مهم هستند مثل
انتخاب شغل انتخاب همسر انتخاب دوست وانتخاب...... واعتقادات که بی توجهی به ان مسیر زندگی را عوض میکند
شاید خوب یا بد شود ....درهر صورت کارگردان خداست وما بازیگریم ومدت کوتاهی درنقش خود بازی می کنیم وبناچار باید واگذار کرد زندگی را انکس برنده است که درپایان بدهکار خدا وجامعه وخود نباشد والا باوجدان پاک نمیرود سعادت دنیا در
بی نیازی به دنیاست اگرچه کل دنیل مال توباشد وحرص وطمع
ادمی را اسیر واسایش را میگیرد پول ومقام و....خوب است اما
به شرط وشروطq9mw
بایرام
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
4
2
باز هم ی مطلب جدید از نویسنده محترم نام آشنا
نگاه کنید دوست عزیز
الان یک بازاری با مدرک تحصیلی دیپلم، درامدش میتونه چندیدن برابر اون دندانپزشکی باشه که ازش حرف زدید در مطلب قبلیتون،
خیلی از مشاغل آکادمیک هم میانگین درامدشون پایینتر از یک کارمند ساده بانک و...اس
مسیرتون عوض کنید
ماهی هر وقت از آب بگیری تازه اس
و
کاش قبل از ادامه تحصیل خصوصا در رشته دامپزشکی
یک تحقیق کامل و جامع میکردین،
اون بنده خدایی که دکتری تاریخ یا ادبیات یا رشته های علوم پایه رو گرفته چی بگه،
از حکیم مهر که برای اطلاع از خبرهای مرتبط و مهم بهش مراجعه میکنیم
در انتخاب مطالب منتشره گزینش حرفه ای تر و دقیقتری میره.

امیدوارم برای انتخابات نظام دامپزشکی و صنفی و...
دوستان عزیز به عملکرد و خروجی افراد نگاه کنن ن نام آشنا بودن یا شعار و...
با تشکر
امیر س
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
0
8
من هفت سال هست که فارغ التحصیل شدم، در این هفت سال هرروزی که از خواب بیدار میشم و هرشبی که میخوام به خواب برم میگم خدا لعنت کنه کسیو که گفت برو دامپزشکی بخون...
کنکوری های عزیز، کاش تحقیق کنن و بعد انتخاب رشته
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
خودت عقل نداشتی؟ یکی بگه برو بمیر هم میری میمیمری؟ یکی بگه خودت رو از ساختمان پرت کن پرت میکنی؟ تعقل نداری؟ چرا همیشه دنبال یک نفر برای لعنت کردن هستید یکم مسولیت کارهای خودتان رو گردن بگیرید.
سیم کش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
3
در هیاهوی کسب درآمد از طریق تب برفکی و سالمونلا و حاتم بخشی در نظام دامپزشکی این تنها مطلب واقعی بود که خواندم
دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
2
7
من به عنوان یک دامپزشک هیچ وقت به فرزند خودم توصیه نمیکنم که دامپزشکی بخونه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
ولی من ارزومه دخترم دامپزشک بشه. الان هم با اینکه بچه هست اما با من همیشه سرکیس ها حاضره. شاید باید مهارت و سوادتون رو ارتقا بدید
امجدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
2
4
قلمتون مانا دکتر جان هر بار مقاله های شما رو میخونم حتما باید تا آخر خط خونده بشه .چون اونقدر بی ریا و بدون فیلتر به مسائل و واقعیت ها میپزدازید که مخاطب رو ناخودآگاه جدب خوندن میکنه
همکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
2
3
پیشاپیش روز دامپزشک رو به همه همکاران عزیز تبریک میگم امیدوارم روزی برسه زحماتی که دامپزشکان برای رشد وسلامت جامعه میکشیند بیشتر دیده بشه که باعث ناامیدی این قشر زحمتکش نشه
مهدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
2
2
خیلی زیبا نوشته بودید قلم خوبی دارید مطالب تون هم صحیح بود.
مسیول بهداشتی کشتارگاه طیور
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
3
3
چقدر لذت بردم از این مقاله واقعا واقعیت ها در قالب یک روایت و داستان گفته و اینها مسائل گفته واقعیت زندگی همه دامپزشک هاست خدا پشت و پناه همه دامپزشکان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
1
9
درود به دوستان.سوگند یاد میکنم که هر چه میگویم راست است. امروز یکی از دوستان قدیمی و صمیمی به خانه ام آمد و چایی با هم نوشیدیم، پس از کمی گپ صحبت از باز نشستگی نه چندان دورمان شد و گفت نگران حقوق کم بازنشستگی هستم! گفتم پیام واریزی حق بیمه تامین اجتماعی ات را نشانم بده تا نحوه حساب و کتابش را برایت بگویم، نشانم داد ، حدود ۶۲ میلیون تومان! شوکه شدم مال من ۲۲ میلیون تومان است! گفتم دمت گرم با ۳برابر من باز نشست میشی ، دیگه چی میگیری؟ گفت: ۲۰ تومن بن کارت و ۸ تومن کالا کارت گاز هر ماه + یک رقمهایی هم برای روز مرد، روز زن، روز ملی نفت، ماه رمضان، نیمه شعبان، روز دانش آموز، روز کارگر، هفته دولت، روز کارمند، و بعضی اعیاد و مناسبتها.....
او رفت و من ماندم افکار درهم، او آبدارچی شرکت گاز است و من مایه کوب دامپزشکی،......
نمی گویم حقوقمان را زیاد کنید، لااقل بیمه کل دریافتی مان را واریز کنید تا در بازنشستگی از گرسنگی تلف نشویم.
افراسیاب
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
2
3
دیروز همکاران زیراب بنده رو زدن که چرا کار درمانی هم می کند. من برای حفظ بقا به تمام مهارت هام دستم رو بستم. اما نظام دامپزشکی شده اواری برد گردنمان. وقتی من دکتر دامپزشک هستم چرا با ایجاد نظام برای خودمان محدودیت ایجاد کردیم چرا نباید فعالیت کنم. شاید برخی توان درمان یا توان ایجاد کسب و کار ثانویه رو نداشته باشند اما وقتی من قید استخدام دولت رو زدم باید بتونم با همین مدرک دکتری دامپزشکی ام هر فعالیت دامپزشکی در بخش خصوصی داشته باشم. انحصار فقط فلان کار رو انجام بدید کمر ما رو شکسته. بزارید رقابت در بخش خصوصی ازاد بماند هر که توانست خودش رو ارتقا و حفظ کنه. رشته ما که پزشک غمومی نیست یا داروسازی یا آزمایشگاه که صرفا یکی رو بتونیم انجام بدیم. من دکتر عمومی دامپزشکی هستم. حالا شاید برخی شادی فقط توان دامپزشکی اشون درحد مدیرتی کردن یک پت شاپ باشه. خوب خودشان رو در همان حد فعالت نشان بدند اما اگر ما برای حفظ بقا با داشتن بیشترین مهارت هستیم چرا باید در قید و بند نظام بمانیم.
خانم چگنی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
0
2
این متن بهم نشون داد که نباید گول ظاهر رشته‌ها رو خورد. یکی با کلی زحمت دامپزشک شده، ولی آخرش یکی راننده کامیون شده، یکی باغدار، یکی هم تو کلینیک مونده. یعنی همه چی به مدرک نیست، به مهارت و تلاش خود آدمه. حرفش قشنگ و دلنشین بود.
دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲
0
1
مطلب خیلی ساده و روان و بی پیرایه نگاشته شده.
سپاسگزارم.
اما
همکاران گرامی، دامپزشکی امروز بیمار است و این بیماری از روش و رفتار تک تک ما آغاز میشود.
بله در دوره دانشجویی ما آقایی میکردیم و در زیر مجموعه وزارت علوم تقریباً دانشجویان دامپزشکی خیالی آسوده از آینده داشتند.
تا درس تمام شد و به قولی دکتر شدیم.
قصه تازه شروع شد.
اگر پسر بودیم دو سال سربازی هم داشتیم.
بعد وارد دنیای کار شدیم و باید ثابت میکردیم که دکتریم و توانایی خود را بروز می‌دادیم. ولی هر روز چالشی جدید پدیدار شد.
دوستان اگر کامنت های بالا را خوانده باشید متاسفانه برخی از ما بی پرده به دیگران توهین کردیم. شغل را محلی برای تحقیر و نزاع بین خودمان قرار دادیم.
قانونگذار دامپزشکی توان تحلیل نداشت برخی از ما سرخورده شدیم. چرا که قانون ترمزی شد بر توانایی ما.
دوگانگی دولتی و خصوصی ایجاد کردیم و برخی در این مسیر تلف شدیم.
سکان هر روز دست گروهی افتاد و بین بخش دولتی و نظام عین توپ پاس داده شدیم. برخی در این مسیر چروکیده شدیم.
مافیای واکسن و دارو وارد شد و سرمایه ما هیچ شد و برخی از قطار پیاده شدیم.
تولید بر سلامت رجحان یافت و ما دیده نشدیم.
برخی از ما رضایت دادیم به استخدام دولتی و به روزمرگی عادت کردیم و از دور خارج شدیم.
ادارات را دست کاردانها، با حفظ احترام بسیاری از این عزیزان، سپردند و ما به کنج و حاشیه فرستاده شدیم.
امور دستوری شد و علم و دانش تعطیل شد و برخی از اسب مراد جا ماندیم.
بدتر از همه علم بازیچه اقتصاد شد و برخی از ما رو به قانع کردن دامدار و ... آوردیم و عملا عامی شدیم.
و در رأس همه اینها سیاستگذاری به سازمان و ادارات کل سپرده شد و مدیران با کمترین صلاحیت بر تخت نشستند و برخی از ما را از اتوبوس پیاده کردند و هرگز فکری به حال ما نکردند و تنها به میز چسبیدن تا جاییکه یک دیپلمه دکتر شد و محبوب خاص و عام در یک منطقه.
عزت زیاد و سایه گسترده شما مستدام که این راه ادامه دارد.
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه