
حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: جزیره شیدور یکی از زیستگاههای ارزشمند و حساس خلیج فارس است که به دلیل برخورداری از تنوع زیستی قابلتوجه، بهویژه حضور و زادآوری گونههای مختلف پرندگان دریایی و همچنین لاکپشتهای دریایی، اهمیت ویژهای در مطالعات و برنامههای حفاظت از حیاتوحش دارد. با این حال، شرایط خاص اکوسیستمهای جزیرهای موجب میشود که حتی تغییرات کوچک و ورود یک عامل تهدیدکننده بتواند پیامدهای گستردهای برای گونههای بومی و روند طبیعی زادآوری آنها ایجاد کند.
این گفتوگو با حکیم مهر حاصل تجربه چندساله یک پژوهشگر از حضور و پایش پرندگان در جزیره شیدور است و به بررسی تغییرات این زیستگاه و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده، ورود و حضور گربههای اهلی در جزیره و تأثیر آنها بر الگوی زادآوری پرستوهای دریایی است؛ موضوعی که نشان میدهد در اکوسیستمهای کوچک و حساس، حضور حتی تعداد محدودی از شکارگران غیربومی میتواند تعادل موجود را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه، نقش گردشگری، تخریب و تغییر زیستگاه، ضرورت پایش مستمر و مدیریت یکپارچه و همچنین اهمیت آموزش و پیشگیری از ورود گونههای آسیبزا مورد توجه قرار گرفته است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، به مسئولیت دامپزشکان در قبال حیاتوحش و نقش آنان در آموزش عمومی، جلوگیری از تجارت و نگهداری غیرقانونی گونههای وحشی و بازگرداندن حیوانات به زیستگاه طبیعی پرداخته میشود. این موضوع در چارچوب مفهوم «سلامت واحد» اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ رویکردی که سلامت انسان، حیوان و محیطزیست را به یکدیگر مرتبط میداند. در مجموع، این گفتوگو تصویری از چالشهای حفاظت از شیدور و ضرورت توجه همزمان به پژوهش، پایش، مدیریت زیستگاه، آموزش و مسئولیت اجتماعی در حفاظت از حیاتوحش ارائه میدهد.
حکیم مهر: شما چهار تابستان در جزیره شیدور روی پرندگان کار کردهاید. شیدور چه اهمیتی برای پرندگان دریایی دارد و تجربه شخصی شما از حضور در این جزیره چه بود؟
واقعیت این است که شیدور از آن مکانهایی است که همیشه دربارهاش با خودم میگویم: «کاش انسانها این یک جزیره را به حال خودش رها میکردند.» اگر قرار است در مکانهای دیگر، گردشگران بیش از ظرفیت حضور پیدا کنند، کمپ بزنند، زباله بریزند و به طبیعت آسیب بزنند، کاش دستکم وارد این یک جزیره نمیشدند و آن را دستنخورده باقی میگذاشتند.
شیدور فقط یک جزیره نیست؛ به نظر من، یک آزمایشگاه طبیعی است که نشان میدهد یک اکوسیستم کوچک تا چه اندازه میتواند غنی و درعینحال شکننده باشد.
حکیم مهر: چه ویژگیهایی شیدور را به زیستگاهی مهم و منحصربهفرد تبدیل کرده است؟
شیدور محل تجمع و زادآوری چند گونه پرستوی دریایی است. علاوه بر پرندگان، فرایند زادآوری لاکپشتها را نیز در این جزیره داریم و میتوان گونههای آنها را در سواحل جزیره مشاهده کرد.
اکوسیستم شیدور بهاندازهای غنی است که نام قدیمی آن «مارو» بوده؛ نامی که به حضور شمار زیادی از افعیهای جعفری در این جزیره ارتباط دارد. ما همچنین زادآوری آسپری یا عقاب ماهیخوار را در آنجا مشاهده کردیم و لانه این پرنده برای چندین سال فعال بود.
حکیم مهر: حضور چندساله شما در شیدور چه فرصتی برای بررسی تغییرات این جزیره فراهم کرد؟
شاید از یک نظر تأسفبار و از منظری دیگر برای مطالعه ارزشمند بود که توانستم چند سال متوالی به شیدور بروم و تغییرات آن را در طول این سالها مشاهده کنم. این استمرار به ما امکان داد دادههای سالهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنیم و ببینیم چه اتفاقی برای پرندگان و زیستگاه آنها در حال رخدادن است.
هرچه حضور گردشگران بیشتر شد یا گربهها ناگهان وارد جزیره شدند، تغییرات و آسیبهای ناشی از آنها را نیز طی این سالها مشاهده کردیم. شیدور مکان فوقالعادهای برای استخراج داده، مطالعه و یادگیری بود.
حکیم مهر: مشاهده یک کلونی در چند سال متوالی چه تفاوتی با یکبار بازدید از آن دارد؟
وقتی یک کلونی را فقط یک بار میبینید، در واقع تنها تصویری از وضعیت آن در یک مقطع زمانی دارید؛ اما وقتی چند سال پیاپی به همان محل میروید و کلونی را مشاهده میکنید، میتوانید تغییرات رفتاری پرندگان، محل لانهسازی، زمانبندی زادآوری و حتی میزان موفقیت جوجهآوری آنها را بررسی کنید. تمام این موارد قابلیت تبدیلشدن به دادههای ارزشمند را دارند.
شیدور به من آموخت که در حفاظت، یکی از مهمترین موضوعاتی که باید ببینیم، تغییرات کوچک است، نه فقط اتفاقات بزرگ و آشکار. این جزیره سرشار از داده و ظرفیتهای مطالعاتی است و میتوان از آن بسیار آموخت، اهمیتش را بهتر شناخت و برای حفاظت از آن تلاش کرد.
حکیم مهر: پژوهش اخیر نشان داده است که حضور تنها سه گربه اهلی رهاشده توانسته الگوی زادآوری هزاران پرستوی دریایی را مختل کند. دقیقاً چه اتفاقی در شیدور افتاد؟
فکر میکنم در سال ۲۰۲۱ تعدادی گربه اهلی وارد جزیره شیدور شدند. ماجرا از این قرار بود که پیمانکاری در لاوان قرار بود تعداد زیادی گربه را با خود به ساحل منتقل کند؛ اما به دلیل ناآگاهی از اهمیت جزیره شیدور، گربهها را در میانه مسیر در همان جزیره رها کرد.
این جزیره محل زادآوری گونههایی مانند پرستوی دریایی سفید، پرستوی دریایی کوچک و پرستوی دریایی کاکلی است. از همان سالی که گربهها وارد جزیره شدند، ردپای آنها را مشاهده کردیم.
حکیم مهر: در ابتدا تصور میشد گربهها در این جزیره دوام نیاورند. آنها چگونه توانستند زنده بمانند؟
نکته جالب این بود که بسیاری تصور میکردند گربهها در جزیره زنده نخواهند ماند؛ اما آنها از تخم پرندگان تغذیه کردند و برای تأمین آب نیز راهی پیدا کردند.
آب دریا شور است، اما در بخشهایی از صخرههای جزیره، آب جمع میشود و به حالتی میرسد که گربهها میتوانند از آن استفاده کنند. آنها این منابع آب را پیدا کردند و توانستند زنده بمانند.
حکیم مهر: چه زمانی متوجه شدید حضور گربهها بر زادآوری پرستوهای دریایی اثر گذاشته است؟
در ابتدای پروژه ما در شیدور، لانههای تکتخمی بسیاری مشاهده میکردیم. بهتدریج، انجمنهای مختلف با یکدیگر همکاری کردند و گربهها را زندهگیری کردیم.
پس از آنکه آخرین گربه را گرفتیم و دیگر هیچ اثری از حضور گربهها در جزیره مشاهده نشد، وضعیت لانهها نیز دوباره تغییر کرد. بهتدریج تعداد لانههای تکتخمی کاهش یافت و لانههایی با تعداد بیشتری تخم، از جمله دو یا سه تخم، بیشتر شدند.
حکیم مهر: شاید برای افکار عمومی عجیب باشد که فقط «سه گربه» بتوانند یک کلونی بزرگ پرندگان را تحتتأثیر قرار دهند. اکوسیستم جزیرهای چرا تا این اندازه در برابر ورود یک شکارگر غیربومی آسیبپذیر است؟
در یک اکوسیستم جزیرهای، تعداد شکارگران باید متناسب با ساختار و ابعاد همان اکوسیستم بررسی شود. بنابراین نمیتوان گفت سه گربه تعداد کمی است.
پرستوهای دریایی بهصورت کلونی و با تراکم بالا زادآوری میکنند. لانههای آنها روی زمین قرار دارند و بهآسانی در دسترس هستند. گربه نیز یک شکارگر عمومی است؛ بنابراین شکار این پرندگان یا استفاده از تخمهای آنها برایش بسیار آسان است.
گربه به یک گونه خاص وابسته نیست و از منابع غذایی مختلف استفاده میکند. ورود به جزیرهای که لانهها استتار چندانی ندارند و تعداد زیادی تخم روی زمین قرار گرفته است، برای چنین شکارگری مانند ورود به یک بهشت غذایی بود.
حکیم مهر: آیا تأثیر گربهها فقط به شکار مستقیم پرندگان و تخمهای آنها محدود میشد؟
خیر؛ مسئله فقط شکار مستقیم نبود. حضور گربهها میتواند رفتار پرستوهای دریایی را نیز تغییر دهد. وقتی پرنده حضور یک پستاندار شکارگر را در جزیره احساس میکند، ممکن است رفتار طبیعی زادآوری خود را تغییر دهد. این موضوع در بررسیهای ما در شیدور اهمیت زیادی داشت.
سه گربه شاید از نظر عددی ناچیز به نظر برسند، اما در جزیرهای کوچک که پرندگان برای تولیدمثل در محدودهای مشخص متمرکز شدهاند، نسبت تعداد شکارگران به وسعت زیستگاه میتواند بسیار تعیینکننده باشد.
این یکی از مفاهیم مهم در بومشناسی جزایر است: یک تغییر کوچک در ورودی یک نظام کوچک میتواند اثری بسیار بزرگ بر کل آن نظام ایجاد کند.
حکیم مهر: بعد از حذف گربهها، وضعیت زادآوری پرستوهای دریایی چه تغییری کرد؟ آیا میتوان گفت شیدور توانست به شرایط طبیعی خود بازگردد؟
من عبارت «بازگشت کامل به شرایط طبیعی» را با احتیاط به کار میبرم؛ زیرا حتی پس از حذف شکارگر نیز ممکن است الگوی تخمگذاری و زادآوری پرندگان برای مدتی متفاوت باقی بماند.
از سه یا چهار سالی که این منطقه پایش شد، دادههایی در اختیار داریم. همچنین براساس دادههای مربوط به سال ۲۰۱۴، بسیاری از آشیانههای پرستوهای دریایی دارای دو تخم بودند؛ اما در دورهای که حضور گربهها را مشاهده و شرایط را پایش کردیم، میتوان گفت نزدیک به ۷۵ تا ۸۰ درصد لانهها فقط یک تخم داشتند و تعداد لانههای دارای دو تخم بسیار کاهش یافته بود.
یک سال پس از حذف گربهها، وضعیت تا حدودی به شرایط سالهای قبل نزدیک شد؛ اما همچنان نمیتوانیم بگوییم اکوسیستم کاملاً احیا شده است، زیرا برای رسیدن به چنین نتیجهای به پایش مستمر نیاز داریم.
حکیم مهر: چرا حذف گربهها بهتنهایی برای اعلام احیای کامل اکوسیستم شیدور کافی نیست؟
ما اکنون یک تهدید را حذف کردهایم، اما واقعیت این است که شیدور همچنان با آسیبهای متعدد دیگری مواجه است. حضور گردشگران بیش از ظرفیت جزیره همچنان رفتار زادآوری پرندگان را تغییر میدهد.
یکی از مشکلات برخی پژوهشها این است که متغیرها و عوامل دیگر را در نظر نمیگیرند. تنها مشکل شیدور حضور گربهها نبود. گربهها یکی از عوامل آسیبزا بودند که به دلیل وجود آمار و داده، میتوانیم تأثیر حذف آنها را بهروشنی مشاهده کنیم؛ اما نمیتوانیم فقط براساس حذف همین عامل اعلام کنیم که جزیره کاملاً احیا شده است.
حکیم مهر: چه زمانی میتوان با اطمینان از احیای شیدور سخن گفت؟
احیای واقعی زمانی اتفاق میافتد که تمام عوامل و تهدیدهای مؤثر را بررسی و تا حد امکان حذف یا مدیریت کنیم. پس از آن نیز باید چندین سال پژوهش و پایش انجام شود تا ببینیم اکوسیستم و الگوی زادآوری پرندگان چه مسیری را طی میکنند.
بنابراین مشاهده نشانههای بهبود پس از حذف گربهها امیدوارکننده است، اما برای سخنگفتن از بازگشت کامل شیدور به شرایط طبیعی هنوز به داده و پایش بیشتری نیاز داریم.
حکیم مهر: گربههای شیدور چگونه وارد جزیره شدند؟ آیا این اتفاق قابل پیشگیری بود؟
بله، قطعاً قابل پیشگیری بود؛ زیرا این اتفاق بر اثر سهلانگاری یک پیمانکار از لاوان رخ داد. اگر آموزش مناسبی به آن فرد داده شده بود و او از اهمیت جزیره شیدور و پیامدهای رهاکردن گربهها در این زیستگاه اطلاع داشت، هرگز چنین کاری انجام نمیداد. به نظر من، آموزش در این زمینه میتوانست نقش بسیار مهمی در جلوگیری از این اتفاق داشته باشد.
حکیم مهر: آیا میتوان تمام مسئولیت این اتفاق را متوجه همان پیمانکار دانست؟
خیر. این موضوع نیز بخشی از یک زنجیره است و نمیتوان تمام مسئولیت را فقط بر عهده یک فرد گذاشت. مدیریت زیستگاه، کنترل ورود و خروج، مدیریت تردد قایقها و تجهیزات و نظارت بر رفتوآمدهای میان لاوان و جزیره، همگی در این مسئله نقش دارند. شیدور منطقهای بسیار حساس است و اگر نظارت مناسبی بر ترددها وجود داشت، احتمالاً میشد از وقوع چنین اتفاقی جلوگیری کرد.
حکیم مهر: اساساً مسئولیت جلوگیری از ورود حیوانات اهلی به چنین زیستگاه حساسی بر عهده چه نهادی است؟
این مسئولیت باید در چارچوب مدیریت یکپارچه زیستگاه تعریف شود. نهادی که مسئول حفاظت و مدیریت منطقه است، باید در کنار سایر دستگاههای مرتبط، بر ورود و خروج افراد، قایقها، تجهیزات و هر عاملی که میتواند گونهای غیربومی را وارد جزیره کند، نظارت داشته باشد.
در کنار نظارت، آموزش پیمانکاران، قایقداران، گردشگران و تمام افرادی که بهنحوی با منطقه ارتباط دارند نیز ضروری است. اگر این زنجیره نظارتی و آموزشی بهدرستی عمل کند، میتوان تا حد زیادی از ورود حیوانات اهلی و گونههای آسیبزا به چنین زیستگاههایی جلوگیری کرد.
حکیم مهر: ماجرای شیدور بحث حساسی را پیش میکشد: تعارض میان حمایت عاطفی از حیوانات شهری و حفاظت علمی از حیاتوحش. وقتی یک گربه یا سگ آزادزی وارد زیستگاه حساس حیاتوحش میشود، از نظر شما اولویت اخلاقی و علمی چیست؟
فکر میکنم این بحث زمانی بهدرستی شکل میگیرد که میان رفاه حیوانات خانگی و اهلی، از یک سو، و حفاظت از حیاتوحش از سوی دیگر، تمایز قائل شویم.
گربه مقصر نیست که غریزه شکار دارد؛ انسانی مسئول است که گربه اهلی را وارد زیستگاهی میکند که حضور آن میتواند به کلونی پرندگان و کل زیستگاه آسیب بزند.
بنابراین راهحل نباید از لحظهای آغاز شود که گربه، سگ یا یک حیوان فرال وارد زیستگاه شده است. باید پیش از رسیدن به این مرحله، برای جلوگیری از ورود آنها اقدام کنیم.
حکیم مهر: از منظر علمی، در تعارض میان حیوانات اهلی رهاشده و گونههای حیاتوحش، کدامیک باید در اولویت قرار بگیرد؟
پژوهشها نشان دادهاند حیواناتی مانند سگ و گربه و در برخی مناطق پرنده مینا، هنگامی که بهصورت فرال یا خارج از محدوده طبیعی خود در اکوسیستم حضور پیدا میکنند، میتوانند به گونههای بومی و حیاتوحش آسیب بزنند.
در چنین شرایطی، اولویت علمی قطعاً حفاظت از حیاتوحش، گونههای بومی و تمامیت اکوسیستم است. وقتی حضور یک حیوان اهلی یا گونه مهاجم بقای گونههای حیاتوحش را تهدید میکند، نمیتوان آن تهدید را نادیده گرفت.
حکیم مهر: کشورهای دیگر برای مدیریت سگها و گربههای آزادزی در مجاورت زیستگاههای حساس چه اقداماتی انجام دادهاند؟
در کشورهای مختلف نمونههای مناسبی وجود دارد. سگها و گربههای آزادزی را بهطور کامل از زیستگاه جمعآوری و به پناهگاه منتقل میکنند. در آنجا حیوانات عقیمسازی میشوند و اگر برای آنها سرپرست مناسبی پیدا شود، به خانواده متقاضی واگذار خواهند شد.
اگر پس از مدتی امکان نگهداری از حیوان وجود نداشته باشد یا حیوان به بیماری و شرایط خاصی دچار باشد، ممکن است براساس ضوابط مربوط یوتانایز شود. نکته اساسی این است که این حیوانات دوباره در زیستگاه حیاتوحش رها نمیشوند؛ زیرا سگها و گربههای آزادزی میتوانند برای حیاتوحش آسیبزا باشند.
حکیم مهر: آیا جامعه ما آمادگی پذیرش چنین شیوهای از مدیریت را دارد؟
این مسئله نیازمند گفتوگوی علمی، آموزش عمومی و تفکیک میان علاقه عاطفی به حیوانات و الزامات حفاظت از حیاتوحش است. خود من واقعاً عاشق سگها و گربهها هستم؛ اما در کنار این علاقه باید ببینیم علم چه میگوید.
از نظر علمی، گونه فرال یا مهاجم باید از اکوسیستم حیاتوحش حذف شود؛ اما اخلاق نیز حکم میکند برای زندگی همان حیوان ارزش قائل باشیم و تا حد امکان شرایط مناسبی برای آن فراهم کنیم.
مسئله اصلی این است که حیوان باید از اکوسیستم حیاتوحش خارج شود. پس از خروج آن از زیستگاه، بحث اخلاقی درباره چگونگی نگهداری، درمان، عقیمسازی، واگذاری به سرپرست یا تصمیمهای دیگر آغاز میشود. نمونه آن نیز همان فرایندی است که درباره جمعآوری، انتقال به پناهگاه و واگذاری حیوان توضیح دادم.
حکیم مهر: فارغ از شیدور، امروز بزرگترین تهدید برای پرندگان ایران چیست؛ تخریب زیستگاه، تغییر اقلیم، شکار و قاچاق، آلودگی، توسعه انسانی، حیوانات اهلی رهاشده یا ضعف مدیریت؟
این پرسش بسیار کلی است؛ زیرا گونههای مختلف با تهدیدهای متفاوتی مواجه هستند. ممکن است یک گونه به دلیل باورهای خرافی شکار شود و گونهای دیگر را برای مصرف گوشتش شکار کنند؛ بنابراین برای این پرندگان، شکار عامل اصلی تهدید است. درباره گونهای دیگر، تغییر زیستگاه مهمترین عامل است و گونهای نیز ممکن است از حضور گردشگران و مزاحمتهای انسانی آسیب ببیند.
بااینحال، اگر بخواهیم در سطح کلان به این مسئله نگاه کنیم، فکر میکنم تغییر و از دست رفتن زیستگاه، یکی از مهمترین تهدیدهاست.
حکیم مهر: چرا از دست رفتن زیستگاه را تهدیدی بنیادیتر برای پرندگان میدانید؟
اگر یک تالاب آب کافی نداشته باشد، کیفیت آب آن تغییر کند، آلودگی واردش شود یا کارکرد اکولوژیک خود را از دست بدهد، پرنده حتی بدون آنکه شکار شود نیز دیگر نمیتواند از آن زیستگاه استفاده کند. در واقع، خانه خود را از دست میدهد. نمونه چنین وضعیتی را میتوان در میانکاله مشاهده کرد.
البته من تهدیدها را جدا از یکدیگر نمیبینم. تخریب زیستگاه، تغییر اقلیم، برداشت آب، آلودگی، شکار، قاچاق و مزاحمتهای انسانی میتوانند بر یکدیگر اثر بگذارند و پیامدهای همدیگر را تشدید کنند.
حکیم مهر: آیا تیمار و نجات پرندگان آسیبدیده میتواند خسارت ناشی از تخریب زیستگاه را جبران کند؟
خیر. درمان و نجات پرندگان آسیبدیده ارزشمند است، اما اگر زیستگاه را از دست بدهیم، درمان تکتک پرندگان نمیتواند بحران جمعیتی یک گونه را حل کند. وقتی بستر طبیعی زندگی، تغذیه، زادآوری و مهاجرت پرندگان از بین رفته باشد، اقدامات فردمحور بهتنهایی قادر به جبران آن خسارت نیستند.
حکیم مهر: شما درباره استفاده از پرندگان وحشی در تبلیغات و تأثیر آن بر افزایش تقاضا برای نگهداری و تجارت حیاتوحش نیز موضع گرفتهاید. به نظر شما دامپزشکان در مواجهه با خریدوفروش، نگهداری یا بهرهبرداری تجاری از حیاتوحش چه مسئولیت حرفهای و اخلاقی دارند؟
دامپزشکان همچنان یکی از گروههایی هستند که شهروندان به آنها اعتماد دارند. ممکن است بسیاری از مردم حفاظتگران را نشناسند، اما تابلوی یک کلینیک دامپزشکی همچنان این اعتماد را در آنها ایجاد میکند که اگر حیوانی پیدا کردند، آن را نزد دامپزشک ببرند، پرسشهای خود را مطرح کنند و از او بهعنوان یک متخصص اطلاعاتی به دست آورند.
به نظر من، دامپزشک فقط نباید درمان یک گونه را بلد باشد. باید بتواند به زمینه و سرگذشت حیوانی که به کلینیک آورده شده است نیز توجه کند.
حکیم مهر: منظورتان از توجه به سرگذشت و زمینه ورود حیوان وحشی به کلینیک چیست؟
برای مثال، اگر یک جغد را به کلینیک دامپزشکی بیاورند، دامپزشک باید بپرسد این پرنده از کجا آمده، چرا در اختیار این افراد قرار گرفته، قرار است پس از درمان کجا نگهداری شود و زیستگاه طبیعی آن کجاست.
دامپزشک باید اهمیت این پرنده را در اکوسیستم نیز بشناسد. مسئولیت او نباید فقط به این محدود شود که برای مثال ساچمهای را از بدن پرنده خارج، آن را جراحی و درمان کند و سپس بدون توجه به ادامه مسیرش تحویل دهد.
حکیم مهر: دامپزشک چگونه میتواند از اعتماد مراجعهکننده برای حفاظت از حیاتوحش استفاده کند؟
لحظهای که فرد یک پرنده وحشی را نزد دامپزشک میآورد، فرصتی بسیار ارزشمند و طلایی برای آموزش است. دامپزشک میتواند برای او توضیح دهد که این پرنده نباید فروخته یا در اسارت نگهداری شود، چه اهمیتی در طبیعت دارد و چرا باید پس از طی فرایند درمان و بازپروری به زیستگاه طبیعی خود بازگردد.
ممکن است فردی پرندهای را پیدا کند، آن را برای درمان نزد دامپزشک ببرد و پس از آن تصمیم داشته باشد پرنده را بفروشد. اگر دامپزشک توضیح دهد که این اقدام درست نیست، آن گونه چه اهمیتی دارد و چرا باید به طبیعت بازگردد، میتواند هم نقش آموزشی ایفا کند و هم از قاچاق حیاتوحش جلوگیری کند.
حکیم مهر: این مسئولیت دامپزشکان چه ارتباطی با رویکرد «سلامت واحد» دارد؟
تجارت و جابهجایی حیاتوحش میتواند الگوی تماس میان حیوانات وحشی، حیوانات اهلی و انسان را تغییر دهد و همه این بخشها را در مسیر جدیدی قرار دهد. این دقیقاً همان نقطهای است که رویکرد «وانهلث» یا «سلامت واحد» اهمیت پیدا میکند.
دامپزشک در چنین موقعیتی فقط درمانگر یک حیوان نیست؛ بلکه میتواند با آموزش مراجعهکننده، از نگهداری یا تجارت غیرقانونی حیاتوحش جلوگیری کند، خطرهای احتمالی ناشی از تماسهای جدید را کاهش دهد و در جامعه فرهنگ حفاظت ایجاد کند. به نظر من، این بخش از نقش دامپزشکان هم از منظر سلامت واحد و هم برای حفاظت از حیاتوحش بسیار مهم است.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
حالا یه سؤال کاملا بی ربط، آدمیزاد با این ژن های دربوداغون و این حجم از تصمیمهای عجیب، چطور از قحطی و بیماری و بلایای طبیعی و جنگ رد شده و هنوز زنده ست؟
پ.ن: کسی که به خاطر گربه دامپزشک شد و هر سری یه آدیداس میخوره سر و کلهش.