حکیم مهر - یادداشت وارده / تأملی بر برنامه پیشنهادی بازنگری دوره دکترای عمومی دامپزشکی (DVM)
دکتر علی رسولی
بسمه تعالی
تأملی بر برنامه پیشنهادی بازنگری دوره دکترای عمومی دامپزشکی(DVM)
1- مقدمه:
با نگاهی به مجموعه دروس دوره دکترای عمومی دامپزشکی (اعم از برنامه فعلی و پیشنهاد شده) ملاحظه می شود که جهت گیری کلی دوره، تربیت نیروهای انسانیِ (دامپزشکِ) همه فن حریف می باشد تا بعد از فارغ التحصیلی همانند یک پزشک عمومی که به درمان انسان می پردازد به امر طبابت و درمان انواع دامها اشتغال داشته باشد. با این تفاوت که در کنار یک پزشک چندین کادر مکمل پزشکی و پیراپزشکی مانند دکتر داروساز، متخصصان آزمایشگاه، رادیولوژی، تغذیه، فیزیوتراپ و ...، وی را در امر طبابت یاری می کنند، اما دامپزشکی که با این برنامه آموزشی موجود تربیت می شود نمی تواند حتی پاسخگوی خدمات درمانی دامپزشکی باشد. با توجه به دولتی بودن خدمات دامپزشکی در زمان تدوین برنامه فعلی (حدود 30 سال قبل)، برنامه آموزشی فعلی برای رفع نیازهای آن هنگام تا حدی مناسب بوده، اما با گذشت زمان، تغییر شرایط اجتماعی، اقتصادی، تخصصی شدن خدمات علمی- فنی و افزایش فارغ التحصیلان این رشته، انتظارات بالقوه و بالفعل از دامپزشکان تغییر کرده و لذا بازنگری اساسی در آموزش دامپزشکی به اعتقاد همگان امری ضروری است. لیکن این بازنگری با کم و زیاد کردن 1 یا 2 واحد به دروس موجود و یا جابجایی و تغییر عناوین دروس، راهگشا نخواهد بود و در عمل مشکلی را از سیستم آموزشی و به تبع آن از دامپزشکی کشور حل نخواهد کرد. بعبارت دیگر در بازنگری، باید هم جهت گیری دوره و هم محتوای دروس، مد نظر باشد.
2- بیان مسئله:
برای بازنگری دروس دوره دکترای عمومی دامپزشکی در درجه اول، نیاز است تا تعریفی دوباره از رشته دامپزشکی، جایگاه و توانایی های فارغ التحصیلان آن و همچنین توجه به نیازها وانتظارات جامعه صورت گیرد. آنچه مسلم است دامپزشکان در عرصه های مختلف مرتبط با حرفه دامپزشکی (از جمله ارائه خدمات بهداشتی و مدیریت مراکز پرورش دام، طیور و آبزیان، مسئولیت فنی در کشتارگاهها، کارخانه های فرآورده های دامی، آزمایشگاههای تشخیص دامپزشکی، شرکتهای تولید، توزیع، صادرات و واردات داروهای دامپزشکی و مواد بیولوژیک و همچنین مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها و درمانگاه های تشخیص و درمان دام ...) به کار گرفته می شوند. اما بخاطر نداشتن مهارت کافی و عدم اعتماد به نفس لازم، که بطور عمده ناشی از سیستم آموزشی نامناسب می باشد، از کارآیی لازم بی بهره اند. در این راستا، بسیاری از فارغ التحصیلان مدت طولانی تحصیل خود را، از دست رفتن عمر خود و سرمایه کشور و عملا" بیهوده تلقی می کنند.
جهت گیری سیتم آموزشی فعلی سوق دادن دانشجویان و فارغ التحصیلان به طرف امور درمانی می باشد. لذا دانشجویان دوره دکترای عمومی دامپزشکی عموما" به دروس علوم پایه و پیش درمانگاهی بی توجه هستند و فقط این دروس را برای گذر کردن و رسیدن به دوره بالینی می دانند. در دوره بالینی نیز با توجه به گستردگی دامپزشکی (طیور، دامهای بزرگ، دامهای کوچک، آبزیان، ... و موضوعات متنوع جراحی، کلنیکال پاتولوژی، رادیولوژی، مامایی و ...)، آموزش و تربیت آنها سطحی و گذرا می باشد و در نتیجه فارغ التحصیلان این دوره حتی در امور بالینی نیز از عمق و مهارت کافی برخوردار نیستند. از طرف دیگر، در دهه های گذشته اکثر دامپزشکان به امور درمانی می پرداختند و تنها درصد کمی از آنها به سایر امور اشتغال داشتند، در حالی که اکنون می توان گفت که این وضعیت تغییر کرده و درصد بالایی از فارغ التحصیلان در امور غیر درمانی اشتغال دارند.
ما حصل برنامه بازنگری پیشنهادی، کاهش تعدادی از واحدهای دروس علوم پایه و تغییر واحدها در جهت افزایش واحدهای علوم بالینی همراه با تغییر نام برخی از واحد های قبلی می باشد. در حالی که برای تربیت یک دامپزشک بالینی توانمند، آموزش قوی و گسترده علوم پایه ضرورت دارد. لذا تضعیف واحدهای علوم پایه و پیش درمانگاهی با اهداف کیفی آموزش دامپزشکی همخوانی ندارد.
متاسفانه برنامه ارائه شده صرفا" حاوی فهرست دروس پیشنهادی (اعم از اجباری و اختیاری) می باشد و فاقد زمینه بازنگری و توضیحات مقدماتی است. اصولا" هر برنامه بازنگری بایستی حاوی زمینه بازنگری، فلسفه بازنگری، و مستندات لازم در مورد دلایل و انگیزه تغییرات اعمال شده در آن باشد. ابتدا باید نواقص و نارسایی ها و کمبودهای برنامه قبلی ارائه شود سپس هدف از بازنگری و جهت گیری و سیاست های اجرایی آن بخوبی روشن گردد.
3- پیشنهادات کلی:
قبل از هرگونه تصمیم گیری در مورد تغییر واحدهای درسی، به نظر می رسد باید جهت گیری آموزشی مورد بازنگری قرار گیرد. بدین معنی که به جای تعریف دوره دکترای عمومی (در حقیقت تربیت دامپزشک بالینی) بایستی به راه اندازی دوره دکترای علوم دامپزشکی توجه نمائیم و دانشکده های دامپزشکی به دانشکده های علوم دامپزشکی تغییر نام داده و در این راستا گرایش های مختلف حرفه دامپزشکی ایجاد شود.
در این راستا، بجای تربیت یک دامپزشک عمومیِ همه فن حریف، پیشنهاد می گردد در همین مدت شش سال به تربیت دامپزشکانی با گرایشهای مختلف مورد نیاز جامعه مبادرت شود. بطوری که دانشجو پس از پایان دوره، لااقل در یک گرایش بتواند مهارت کافی را کسب نماید. مسئله گرایشی بودن رشته های دانشگاهی سالهاست در سایر رشته ها اجرا می شود، چرا در دوره دکترای دامپزشکی با تنوع گونه های حیوانی و گستردگی خدمات آن، اینچنین عمل نشود؟
بنابراین، گرایش های دامپزشکی زیر را بعنوان پیشنهاد مطرح می کنند:
1- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت و بیماریهای نشخوارکنندگان
2- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت و بیماریهای تک سمی ها
3- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت و بیماریهای طیور
4- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت و بیماریهای آبزیان
5- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت و بیماریهای دامهای کوچک
6- علوم دامپزشکی با گرایش علوم دارویی و سم شناسی
7- علوم دامپزشکی با گرایش علوم آزمایشگاهی
8- علوم دامپزشکی با گرایش بهداشت مواد غذایی
با ایجاد این گرایش ها، 4 سال اول دوره دکترای علوم دامپزشکی بصورت مشترک و 2 سال آخر بصورت گرایشی دنبال می شود. بطوری که می توان از لیست واحدهای پیشنهادی (واحدهای اختیاری 26 واحد، پایان نامه 6 واحد، کارآموزی 6 واحد و 11 واحد کارورزی مندرج در واحدهای اجباری) در مجموع 49 واحد را از کل واحدهای دوره دامپزشکی جدا کرد و با یک سری تغییرات در بقیه واحدها با توجه به نارسایی های برنامه فعلی و نیازهای موجود کشور، 2 سال آخر را بصورت گرایشی دنبال نمود. با این روش، ضمن حفظ اصالت دکترای عمومی دامپزشکی، دانشجویان با سپری کردن 2 سال آخر در یکی از گرایش های فوق، دانش و مهارت بیشتری در گرایش مورد علاقه خود کسب می کنند.
لازم به ذکر است که وجود گرایش های مختلف و متنوع در برنامه آموزشی بیانگر آن نیست که تمامی دانشکده های دامپزشکی بایستی لزوماٌ تمامی آنها را برگزار نمایند، بلکه هر دانشکده ای می تواند بستگی به توانایی، کادر آموزشی و امکانات خود تمام یا بخشی از آنها را به اجرا در آورد.
4- نتیجه گیری:
بطور خلاصه، برنامه پیشنهادی با توجه به عدم تغییر لازم در جهت گیری و محتوای آموزشی دوره دامپزشکی، پاسخگوی نیازهای جامعه و بخش دامپزشکی کشور نمی باشد و بازنگری اساسی و ایجاد گرایش های مورد نیاز برای علوم دامپزشکی ضروری می باشد. لذا امیدواریم با استفاده از نظرات و تجارب صاحب نظران، کارشناسان با تجربه دامپزشکی و تمامی اعضای هیئت علمی دانشکده های دامپزشکی کشور، این امر محقق گردد.
با تشکر- دکتر علی رسولی
از طرف اعضای بخش فارماکولوژی- دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران
خبر مرتبط :
با تشکر از استاد عزیزمان، به نظر حقیر پیشنهاد گرایش بندی رشته بسیار عالی است و اتفاقا گرایش های بسیار خوبی نیز مطرح شده است که البته این گرایش ها به نظر بنده بهتر است دارای rotation نیز باشد؛ به طوری که مثلا اگر بنده تک سمی ها را انتخاب کردم ، در طی آن دو سال ، به سلیقه ی خود بتوانم حدود 6 ماه از 2 سال را در بخش های دیگر مانند رادیولوژی ، بیماری های دام کوچک ، طیور ، علوم آزمایشگاهی و ... باشم و به صورت دو هفته یکبار یا بیشتر ، گردش داشته باشم و دو سال را یک بعدی و بسته کار نکنم که متاسفانه ما چنین سیستمی را در دوره ی تخصص هم نیازمندیم و این نقطه ضعف بزرگی است که مثلا یک رزیدنت جراحی در ایران صرفا جراحی می کند و Rotation یا تغییر کاری با بخش های مثل پاتولوژی یا داخلی ندارد. اما در خصوص تغییر نام دانشکده ها و تغییر عنوان رشته، جسارتا موافق نیستم. در آمریکا عنوان مدرک این رشته همان veterinary medicine است و نه veterinary science بلکه بعدا ساینس های مرتبط زیر مجموعه مدرک dvm یا vmd خواهند بود مانند رشته ی پزشکی که پزشک ابتدا می آموزد چگونه درمان کند و سپس ممکن است تخصصی در فیزیولوژی یا ژنتیک گرفته و از کار طبابت خارج شود و به عنوان محقق به جامعه خدمت کند اما مدرک md را به هر حال دارد. در حالیکه در پیشنهاد استاد ، این توقع کمی عجیب است که به جای کار کردن بیشتر بر روی بخش بالینی و همچنین کار کردن بیشتر بر روی بخش پایه (با هدف تربیت درمانگر)، بیاییم و عنوان این رشته و دانشکده ها را به veterinary science تغییر بدهیم و اینگونه بخش درمان که کار اصلی دامپزشک است نیز ممکن است کمتر از حال مورد توجه قرار بگیرد. اتفاقا یکی از مشکلات ما در حال حاضر همین تداخل این دو عنوان است؛ به طوری که ما به عنوان دانشجوی این رشته که 6 سال عمر خود را می گذاریم توقع داریم حداقل تصویری از یک طبیب درمانگر گونه های غیر انسانی و یک پرکتیشنر در ذهن مردم داشته باشیم که درست برعکس شده و با تبلیغات اخیر و تاکید های بی شمار بر اهمیت بهداشت مواد غذایی و شاخه های veterinary SCIENCE، متاسفانه بسیاری از افراد دامپزشکان را مسئول کنترل کیفی مواد غذایی و مسئول کشتارگاه یا نهایتا دامپرور می دانند و به جای محیط مدیکال ، تصویر کشتارگاه در ذهنشان نقش می بندد که این واقعا انصاف نیست و نادیده گرفتن کلیه گرایش های دیگر خواهد بود، چراکه که این ها زیر مجموعه های جزئی و یک یا چند تخصص هستند نه اصل موضوع کار همه دامپزشکان ! به هر حال امیدوارم به جای کم شدن یک واحد و اضافه شدن یک واحد و بازی با اعداد تحت عنوان تغییر سیستم آموزشی ، شاهد تغییر محتوا و رفرنس ها و سیستم تدریس باشیم چرا که بسیار کهنه و در برخی موارد به طور کلی ناکارآمد و نا امید کننده است. با تشکر و احترام فراوان
با عرض سلام و وقت به خیر
ضمن احترام به نظر استاد دکتر رسولی، نظریات ایشان را کاملا بدون ارتباط با فضای واقعی کسب و کار دامپزشکی می دانم. بنده در سال 1376 در مقطع دکترای عمومی دانش آموخته شدم. از جمع 50 نفری همکلاسان بنده که خوشبختانه امروزه، همه موفق و در مصادر امور هستند، تعداد بسیار زیادی در طی زمان، مشاغل متعدد و متنوع دامپزشکی را آزمودند. یک روز بر حسب ضرورت در مرغداری مشغول کار بودند، روزی به دلیل بازار بد مرغداری به سمت کلینیک دام کوچک رفتند، مدتی در بسته بندی گوشت کار کردند تا اینکه بالاخره بعد از چندین تجربه، راه خود را یافتند. حتی شاغلان بخش دولتی نیز بر حسب ماموریت و وظایف محوله (مثلا در سازمان دامپزشکی)، یک روز در حوزه طیور فعالیت داشتند و روزی دیگر به مبارزه با بیماری های زنبور عسل منتقل شدند. گرایشی کردن دامپزشکی، مربوط به زمانی بود که تخصص وجود نداشت، چه کسی تضمین می کند دامپزشکی که صرفا در زمینه بهداشت مواد غذایی آموزش دیده، اولین پیشنهاد کاری مناسبی که برایش پیش می آید، مسولیت فنی یک شرکت دارویی نباشد؟؟!! مگر بازار کار در این رشته چقدر گسترده است؟؟ بنده ضمن احترامی که برای اساتید قایل هستم، معتقدم مهمتر از تعداد واحد، نحوه تدریس است. ای بسا اساتیدی داشتیم که درسی دو واحدی را طوری تدریس کردند که هنوز هم صدایشان در گوشمان است و ای بسا اساتیدی که با روخوانی از روی جزوات رنگ و رو رفته دوران دانشجویی خودشان، فقط مطالب را از روی جزوات کاهی خود، به جزوات تمیز ما انتقال دادند!! اگر رشته پزشکی، امروزه در آموزش موفق است عمده آن ((فیلد)) یا همان ((بیمارستانی)) است که دارند. آخر چطور می شود تصور کرد در کلینیکی که سال تا سال اسبی وجود ندارد، گرایش تک سمی ایجاد کرد؟؟ چند راس تک سمی در کشور داریم؟؟ چه تعدادشان برای درمان به کلینیک ها مراجعه می کنند؟؟ به چند دامپزشک در درمان تک سمی ها نیاز دارند؟ چه کسی این نیاز سنجی را انجام داده است؟؟ به هر حال امیدوارم که همانگونه که یکی از دوستان گفته اند این تصمیم گیری ها که با سرنوشت چندین نسل در ارتباط مستقیم است پشت درهای بسته صورت نگیرد و نمایندگان سازمان ها و ارگان های مختلف، انجمن ها و ان.جی.او های مرتبط و به ویژه تشکل های صنفی بخش خصوصی نیز در این زمینه مورد دعوت قرار گیرند و نظر ایشان که بهره برداران اصلی این صنف هستند، نیز مد نظر قرار گیرد. هر گونه حرکت شتابزده و بخشی نگر در این زمینه محکوم به شکست است. در ضمن پیشنهاد می کنم دوستان، انتظارات سازمان جهانی بهداشت دام(او.آی.ای) و سازمان جهانی بهداشت را از یک دامپزشک مطالعه کنند و نیم نگاهی هم به کوریکولوم درسی سایر دانشکده های دامپزشکی جهان داشته باشند. هر چند که صرف الگو برداری محض بدون لحاظ کردن همه جانبه مسایل دام و طیور کشور، نیز امری ناپسند است.
Ba Salam. Lotfan be sharayete eshteghale fareghotahasilane dore doctora nazar konid sepas be takhasosi shodane gerayeshe daneshjoo DVM ehtemam bevarzid
با تشکر از پیشنهادات استاد محترم، به نظر حقیر، این گونه نامه نگاریها و بیان پیشنهادات از طرف اعضای هیات علمی، بیانگر این است که محافل علمی این رشته همچنان اندک پویایی دارد. البته فکر میکنم قبل از اینکه چنین پیشنهادهایی در اجرا بتواند موفق ظاهر گردد، همانطوری هم که همکاران محترم اشاره داشتند، بایستی موضوع اشتغال فارغ التحصیلان این حرفه بررسی و با ارائه راهکارهای جامع و کاربردی، حل و فصل گردد.
جناب دکتر رسولی عزیز،
به نام خداوندی که آموزنده فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسن می باشد. متاسفانه اظهار نظرهای غیرکارشناسانه، بعضا توام با احساسی گری و نیز تعصب گونه و در مواردی متعدد با ذکر مثال های غیر مستند و غیر اصولی و موردی در تدوین یک برنامه آموزشی و پژوهشی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست. سوال اصلی این است که آیا در برنامه پیشنهادی آیا حداقل 10 دانشکده دامپزشکی برتر دنیا مد نظر بوده اند؟ جواب را خودتان بررسی نمایید تا به وضع کنونی آموزش و پژوهش دامپزشکی دنیا پی ببرید. به نظر می رسد جناب آقای دکتر ضفرپور گرچه ارایه طرحشان در بسیاری موارد صحیح و در برخی موارد قابل انتقاد است اما لااقل با اطلاع مناسبی از وضعیت منطقه ای، کشوری و بین المللی آموزش دامپزشکی در دنیا و دلسوزانه طرحی را ارایه داده اند، لذا منتقد منصف نیز بایسته است تا به شکل علمی و مستدل به طرح انتقاد بپردازد. باری مطلب اینجانب ارتباط مستقیمی با طرح ایشان ندارد. اهمیت کیفیت هر چه مطلوبتر علوم درمانگاهی بر هیچکس پوشیده نیست و این مهم تاحد زیادی به عدم بازنگری برنامه این مرحله مربوط است ولی تمام بحث این نیست. چون عوامل دیگری نظیر کیفیت علمی اعضای هیات علمی، امکانات موجود، وضعیت منطقه ای برخی دانشکده ها، انگیزه پروری دانشجویان و ... هم موثرند، کما اینکه این ایرادات بر مراحل قبل از علوم درمانگاهی نیز کاملا واردند و محدود به علوم درمانگاهی نیست. حال چرا باید این تفکر موجود باشد که که اکنون با این همه توجه اساتید به علوم پایه و پاتوبیولوژی که در همه دنیا اساس هستند وضعیت به این شکل است، تضعیف این مراحل وضعیت را باید بهبود بخشد؟ آیا جداسازی LOGY از DISEASE که ظاهرا مسئله ای جدی در بازنگری است علمی و مطابق با استانداردهای جهانی است. چه چیز کشور ما را در این مورد خاص مستثنی کرده که باید این گونه شود؟ آیا به منابع و رفرانس های معتبر دنیا نگاهی انداخته ایم. پاتوژنز بیماری ها را در این منابع دیده ایم و مقایسه کرده ایم. اگر انگل شناس، ویروس شناس و ... توضیحات مرتبط به قسمت شناخت درسشان را مطرح نمایند آیا سوال منطقی دانشجو این نخواهد بود خوب که چه؟. معلم بگوید برو دو سال دیگر جوابش را به شما میدهند؟ آیا اگر دو سال بعد جواب را گرفت شش ماه بعد فراموشش نمیشود؟ پس فلسفه امتحان جامع در چیست؟ مگر نه این است که پل ارتباط میان علوم پایه و پاتوبیولوژی و غیره با علوم درمانگاهی مستحکم شود. حال اگر این امتحان ایراداتی دارد چرا اساس آموزشی را دگرگون نماییم؟ آیا منتقدین عزیز نگاهی به سر فصل های همین واحدهای کنونی علوم درمانگاهی که دچار ایراداتی هستند نگاهی انداخته اند؟ آیا می دانند در کاتالوگ واحدها در درس های بیماری های داخلی دام های بزرگ، دام های کوچک، بیماری های پرندگان و مامایی، بحث بیماری های عفونی نیز مطرح است. امیدوارم قصه ما داستان آن شیر بی یال و دم و اشکم نشود که همچو شیری در جهان هیچکس ندید.
با عرض پوزش در نوشتار اینجانب به اشتباه نام همکار گرامی دکتر ضفرپور بیان شده که منظور دکتر رسولی بوده است. خواهشمند است در قسمت نظر بینندگان درج گردد.
جناب آقاي دكتر حميدي نجات عزيز؛
با سلام و احترام
سخن دکتر دباغ مقدم بسیار عالی و به جا بود
من کاملا با مطالب دوست ناشناس که خطاب به دکتر حمیدی نوشته اند، موافقم. طبیعی است کسانیکه در دوره بازنگری دروس دامپزشکی بشدت گارد خواهند گرفت، اساتید علوم پایه است! چون به هر حال ساعات تدریس آنها کاهش خواهد یافت. دکتر نادری
ضمن تشکر از نظرات ارزشمند تمامی علاقمندان رشته دامپزشکی توجه عزیزان را به موارد زیر جلب می نمایم:
مشکل ما هم واحدهاست هم دید دولتمردان به دامپزشکی هم کمبود وسایل کمک اموزشی در دانشکده ها و هم ....
طراحان این بازنگری اخیر .... این حرفها نیستند. اونها بهتر است .....
امیدوارم زمانی که مجوز تاسیس دانشکده های دامپزشکی داده می شود کمی در رابطه قابلیت های اساتید و امکانات دانشکده نیز توجه شود. در دانشگاه ........استاد مامایی در تشخیص نریان و مادیان نیز مشکل دارد. دانشجویان حتی یکبار کیس را در درمانگاه ندیده اند. خود شاهد بودم که یکبار دامدار به درمانگاه دانشکده مراجعه چون کسی از اساتید محترم حضور نداشت حیوان را به دانشکده آورده بود که در آنجا هم به نتیجه نرسید!
که چی ؟ همین جورم دامپزشکا همه کار می کنن بخاطر اینکه مرز بین هیج جیز در ایران معلوم نیست حالا شما این کارو بکنید فک می کنید بعدش واقعا اون دامپزشک با گرایش تک سمی دیگه نمیره طیور نمی بینه ؟
چنین طرحی امکان پذیر نمی باشد زمانیکه ما کارورز بودیم باید بین مامایی و جراحی یکی را انتخاب می کردیم که اکثر دانشجویان علیرغم علاقه و فقط به علت ترس از آینده شغلی مامایی را انتخاب می کردند چون تصور می کردند اگر کار گیرشان نیاید (اجبارا ) باید کلینیک بزنند و در اینصورت ارزش مامایی بیشتر از جراحی احساس می شد.حال با این توضیح یک دانشجو که هیچ اطلاعی از بازار کار ندارد چگونه یک شاخه از هشت شاخه را انتخاب کند و اگر بعد از اتمام تحصیل در آن گرایش کاری نیابد باید چکار کند؟
احتمالا آقای دکتر رسولی عزیز چون در بخش فارماکولوژی مشغول به کار هستند این تصور را دارند که اگر از همان ابتدا امکان انتخاب علوم دامپزشکی با گرایش علوم دارویی و سم شناسی برایشان مهیا بود سود بیشتری می بردند و اصلا به بازار کار برای دامپزشکان عمومی توجهی نداشته اند.
با سلام
اگرچه به ادبیات این دوست عزیز دانش آموخته دانشگاه تهران انتقاد دارم و به نظرم نبایستی با افرادی که سعی در تعلیم ما داشته اند اینگونه برخورد کرد اما کاملا با محتوای سخنان ایشان موافقم.
با عرض سلام
دکتر رسولی عزیز
ان شاءالله زمانی برسد که بتوانم به جایگاه بهتری از برخی اساتید محترم برسم و به آنها ثابت کنم که خیلی از آن ها با سوادتر هستم و لیاقتم خیلی بیشتر از دانشکده دامپزشکی ست خدا لعنت کند برخی افراد را................
ای کاش آقای دکتر رسولی تغییری در وضع تدریسشان می دادند، موقع تدریس ایشان ما معمولا در گوشی ها و تبلت های خود مشغول سرچ هستیم ...............................
دورود بر شاغل در بخش حیوانات خانگی
آقای رسولی! بهتره یه نگاهی به کتب بندازید ببینید فارماکولوژی چقدر تغییر کرده. من یکی از دانشجوهای شما در دوره عمومی بودم الان رزیدنت فارماکولوژی در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران هستم بهتره روشهای تدریستون رو تغییر بدید مطالب به درد بچه ها نمیخوره!