
هوشیاری زیستی[1]: از بیماری نوپدید دامی تا نخستین عفونت انسانی؛
ویروس شاموندا و ضرورت بازنگری در حکمرانی سلامت واحد و دفاع زیستی
دکتر سید شهرام میرزمانی
نظام مراقبت زیستی کشور تا چه اندازه در رصد مستمر، تحلیل و ارزیابی خطر، پیشآگاهی و هشداردهی درباره تغییرات پراکنش جغرافیایی عوامل زیستی در سطح منطقهای و جهانی فعال و اثربخش بوده است؟ آیا نظام مراقبت زیستی کشور صرفاً رخدادها را ثبت میکند، یا میتواند از دادههای پراکنده جهانی، تغییرات زیستی و رخدادهای بینگونهای، پیشآگاهی راهبردی و ظرفیت آمادگی زیستی برای تهدیدهای ناشناخته آینده تولید کند؟
چکیده
شناسایی نخستین مورد عفونت انسانی با ویروس شاموندا (SHAV)[2] در فرانسه در اکتبر ۲۰۲۶، نقطه عطفی در شناخت دامنه میزبانی و اهمیت بهداشت عمومی این ویروس محسوب میشود. شاموندا از جنس ارتوبونیویروسها [3]و گروه سرولوژیک سیمبو است و پیش از این عمدتاً بهعنوان عامل عفونت در دامها، بهویژه گاو، شناخته میشد. همزمان، شناسایی دو دودمان ژنتیکی متمایز این ویروس در اروپا در سال ۲۰۲۶، پیچیدگیهای تازهای را در تشخیص آزمایشگاهی، مراقبت اپیدمیولوژیک و ارزیابی خطر ایجاد کرده است.
بر اساس اطلاعیه مرکز اروپایی پیشگیری و کنترل بیماریها (ECDC) و مؤسسه ملی سلامت و پژوهش پزشکی فرانسه (Inserm)[4]، بیمار گزارششده دارای نقص ایمنی شدید بود و در اوایل اکتبر درگذشت. مسیر ابتلا و میزان نقش ویروس در مرگ بیمار همچنان موضوع بررسی است. مقامات بهداشتی فرانسه و اروپا با توجه به شواهد موجود، در حال حاضر خطری برای بهداشت عمومی جمعیت عادی شناسایی نکردهاند و شواهدی از انتقال پایدار انسانبهانسان گزارش نشده است.
این گزارش تحلیلی با تلفیق یافتههای ژنومی، گزارش مورد انسانی و اطلاعات سازمان جهانی بهداشت حیوانات (WOAH)، پیامدهای این رخداد را برای امنیت زیستی، نظامهای مراقبت سلامت و حکمرانی سلامت واحد بررسی میکند. نتیجه اصلی آن است که پاسخ متناسب باید بر مراقبت تلفیقی انسان، دام و محیط، تقویت ظرفیت تشخیص، مراقبت ناقلها، رصد پیامدهای تولیدمثلی و آمادگی عملیاتی استوار باشد؛ نه بر اعلام زودهنگام خطر پاندمی انسانی یا ایجاد نگرانی عمومی.
واژگان کلیدی: ویروس شاموندا، بیماریهای نوپدید، سلامت واحد، امنیت زیستی، دفاع زیستی، مراقبت ژنومی، بیماریهای منتقله از راه ناقل، دامپزشکی، آمادگی زیستی نظام سلامت.
چرا رخداد شاموندا اهمیت راهبردی دارد؟
ویروس شاموندا نخستین بار در سال ۱۹۶۵ در گاوهای در ایبادان، نیجریه شناسایی شد. نام این ویروس برگرفته از محله «ساموندا» است که دانشگاه ایبادان در آن واقع شده است. طی دهههای بعد، گزارشهایی از حضور آن در بخشهایی از آفریقا و آسیا ( ژاپن- در گاو و پشههای گزنده کولیکوئیدس) منتشر شد. در ژوئن ۲۰۲۶، ویروس شاموندا برای نخستین بار در دامهای اروپای مرکزی شناسایی شد و موارد حیوانی آن در کشورهای متعددی گزارش گردید. پس از آن، ویروس در گاوهای شیری و اسبها در اروپای غربی، از جمله در اتریش، بلژیک، ایتالیا و فرانسه، مشاهده شده است. در گاوهای سوئیس، جنوب آلمان و فرانسه با علائمی مانند تب، اسهال و کاهش محسوس تولید شیر ارتباط داشت. بررسیهای ژنومی بعدی در آلمان به کشف یک دودمان ژنتیکی دوم و متمایز انجامید؛ یافته نشان میدهد دستکم دو ورود مستقل ویروس به اروپا رخ داده است. در اکتبر همان سال، اعلام نخستین عفونت انسانی مستند در فرانسه، ضرورت بازنگری در شناخت پیشین از این عامل بیماریزا را مطرح کرد.
اروپا به طور ناگهانی در ژوئن 2026 وارد این تاریخ شد، زمانی که خوشههایی از اسهال حاد، تب گذرا، بیحالی، بیاشتهایی و کاهش قابل توجه اما عموماً برگشتپذیر در تولید شیر در گلههای شیری در شرق فرانسه گزارش شد. در عرض چند هفته، موارد مرتبط در آلمان، سوئیس، هلند، اتریش، بلژیک و لیختناشتاین گزارش شد . تا اواخر ماه اوت، سوئیس گردش ویروس را در 22 کانتون تأیید کرد و RNA ویروسی را در جنینهای سقط شده گاو و در مغز دو اسب مبتلا به بیماری سیستم عصبی مرکزی شناسایی کرد. از آن زمان، تشخیصهای اروپایی از گاو به گوسفند، بز، آلپاکا و اسب گسترش یافته است. تعیین دقیق میزان بروز و توزیع همچنان دشوار است زیرا عفونت مشمول اطلاعرسانی اجباری هماهنگ نیست. (Molini and et al , 2026)
به دنبال نوپدیدی ویروس شاموندا در اروپا، موارد بالینی مشکوکی در گاوهای شیری در شمال شرقی ایتالیا گزارش شد. چلی، ال. و همکاران (2026) بررسی بر روی گاوهای شیری این منطقه را انجام داد. آنها نخستین شناسایی و تعیین ویژگیهای ژنتیکی سویه SHAV-EU1 را در گاوهای ایتالیایی مستند کردند که نشاندهنده گردش فعال این ویروس در سراسر اروپا است. نتایج تعیین توالی کل ژنوم (WGS) تأیید کرد که سویههای یافتشده در ایتالیا بیشترین شباهت را با کلاد (گروه ژنتیکی) SHAV-EU1 اروپایی دارند.
اهمیت این رویدادها را باید در سه تحول مرتبط جستوجو کرد: نخست، گسترش جغرافیایی ویروس در دامهای اروپا؛ دوم، شناسایی دو دودمان ژنتیکی متمایز در همان سال؛ و سوم، کشف عفونت در انسانی با نقص ایمنی شدید. این تحولات لزوماً به معنای افزایش قطعی قابلیت انتقال انسانی ویروس نیستند، اما نشان میدهند که شناخت بیماریهای نوپدید باید متناسب با شواهد جدید بهروزرسانی شود.
گزارش ECDC در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، نخستین عفونت انسانی گزارششده را تأیید و بر ادامه بررسی مسیر انتقال و پیامدهای بهداشت عمومی تأکید کرد. Inserm نیز در اطلاعیه خود، فرضیه انتقال از طریق گزش حشره آلوده را مطرح کرد. در عین حال، هیچیک از این گزارشها شواهدی از انتقال پایدار انسانبهانسان ارائه نمیکنند.
بنابراین، پرسش اصلی سیاستی این نیست که آیا یک مورد انسانی بهتنهایی نشانه آغاز اپیدمی ها و پاندمی بعدی است؛ بلکه این است که چگونه میتوان نظام مراقبت را برای شناسایی بهموقع موارد احتمالی بعدی، تفکیک خطر واقعی از عدمقطعیت و اتخاذ تصمیمهای متناسب آماده کرد.
ویژگیهای زیستی و اپیدمیولوژیکی ویروس شاموندا
ویروس شاموندا، یک ویروس RNA متعلق به خانواده «پریبونیاویریده» [5]و سرده «ارتوبونیاویروس» [6]است و در گروه سِرولوژیکی «سیمبو» (Simbu) قرار میگیرد. گروهی که ویروس اشمالنبرگ[7] و ویروس آکابانه[8] نیز به آن تعلق دارند. این ویروس خویشاوندی نزدیکی با ویروس «اشمالنبرگ» [9]دارد. گمان میرود که این ویروس در دامها عمدتاً از طریق گزش پشههای ریز خونخوار (midges) جنس کولیکوئیدس[10] منتقل میشود؛ به طوری که این حشرات بیماری را از حیوانی به حیوان دیگر سرایت میدهند. ( WHO,2026). شواهد موجود از انتقال مستقیم و قابلتوجه بین دامها حمایت نمیکند، هرچند انتقال عمودی از مادر به جنین گزارش شده است.
در گاوها، علائم گزارششده شامل تب، اسهال و کاهش تولید شیر است. در برخی موارد، سقط، اختلالات تولیدمثلی و ناهنجاریهای مادرزادی نیز مشاهده شدهاند. گزارشهای سال ۲۰۲۶ در اروپا، مواردی از عفونت در سایر گونهها، از جمله اسب، گوسفند، بز و آلپاکا را نیز مطرح کردهاند؛ با این حال، دامنه میزبانی و نقش هر گونه در تداوم چرخه انتقال هنوز به بررسی بیشتر نیاز دارد.
علائم بالینی بهتنهایی برای تشخیص شاموندا کافی نیستند، زیرا ممکن است با سایر بیماریهای دام، از جمله عفونتهای ناشی از ویروسهای گروه سیمبو، همپوشانی داشته باشند. تشخیص آزمایشگاهی و در موارد مقتضی، تعیین توالی ژنومی برای شناسایی عامل و تفکیک دودمانها ضروری است.
دو دودمان اروپایی؛ اهمیت ژنومی و تشخیصی
مطالعه ای بهصورت پیشچاپ در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ با عنوان «دو ورود، دو ویروس: نوپدیدی دومین دودمان جدید ویروس شاموندا در اروپای مرکزی» (Wernike et al., 2026)[11] منتشر شده است. پژوهشگران در این مقاله شناسایی دو دودمان ژنتیکی متمایز با نامگذاری موقت را گزارش کردند:
1) SHAV-EU1، دودمان شناساییشده در جنوب آلمان، سوئیس و فرانسه.
2) SHAV-EU2، دودمان شناساییشده در شمالغرب آلمان، بهویژه نیدرزاکسن و نوردراین-وستفالن.
تفاوتهای ژنتیکی در هر سه قطعه ژنوم و جدایی جغرافیایی اولیه، از فرضیه ورود مستقل دو دودمان حمایت میکند. شناسایی هر دو دودمان در هسن آلمان نیز نشان داد که محدوده پراکنش آنها میتواند همپوشانی داشته باشد.
شناسایی همزمان دو دودمان، و سپس مشاهده هر دو در هسن، نشان میدهد که پراکنش جغرافیایی آنها ممکن است همپوشانی پیدا کرده باشد. اهمیت موضوع صرفاً در شناسایی یک ویروس جدید نیست؛ بلکه در ضرورت بازنگری در روشهای تشخیص آزمایشگاهی، مراقبت اپیدمیولوژیک، ارزیابی خطر تولیدمثلی در دامها و آمادگی نظامهای دامپزشکی برای مواجهه با عوامل بیماریزای نوپدید است.
رخداد شاموندا ضرورت حرکت از مراقبت تکعامل و پاسخ پس از بروز بیماری، به سمت مراقبت ژنومی، تشخیص افتراقی چندعاملی و مدیریت یکپارچه خطر در چارچوب سلامت واحد را برجسته میکند.
تحلیل اپیدمیولوژی ملکولی
کلادهای جدید ویروس شاموندا (SHAV-EU1 و SHAV-EU2) در تابستان 2026 در اروپا پدیدار شدند و در درجه اول گاوها را تحت تأثیر قرار دادند.
تفاوت ژنتیکی و پیامد تشخیصی: ژنوم ویروس سه قطعه S، M و L دارد. ورنیکه و همکاران نشان میدهند که دودمان دوم در هر سه قطعه، گروه ژنتیکی متمایزی تشکیل میدهد و نزدیکترین توالیهای گزارششده به آن، از نمونههای ویروس شاموندا در ژاپن بودهاند.

این اعداد نشان میدهند که شباهت دو دودمان اروپایی در سطح پروتئینهای قطعه M میتواند زمینه واکنش متقاطع آنتیژنی را فراهم کند؛ اما این فرضیه به تأیید آزمایشگاهی، بهویژه آزمونهای خنثیسازی متقاطع، نیاز دارد. همچنین ایمنی قبلی در برابر ویروس اشمالنبرگ ظاهراً مانع گسترش شاموندا نشده است.
خطر بازآرایی ژنتیکی: چون ژنوم این ویروسها قطعهقطعه است، همزمانی عفونت با ویروسهای سازگار در یک میزبان یا ناقل میتواند امکان بازآرایی قطعات ژنومی [12]را ایجاد کند. ورنیکه و همکاران توضیح میدهد که در یک سناریوی نظری با سه ویروس متمایز از گونه مربوط، ۲۷ ترکیب ممکن برای سه قطعه ژنوم وجود دارد؛ با کنار گذاشتن سه ترکیب والد، ۲۴ ژنوتیپ بازآراییشده بالقوه باقی میماند. این عدد به معنی مشاهده ۲۴ ویروس جدید نیست. این صرفاً فضای ترکیبی نظری است و وقوع، پایداری و اهمیت زیستی هر ترکیب باید جداگانه بررسی شود. با این حال، مراقبت تغییرات ژنومی و شناسایی بهموقع ترکیبهای جدید، اولویت اپیدمیولوژیکی مهمی است.
خطر برای انسان و محدودیت شواهد: ورنیکه و همکاران تا 7 سپتامبر 2026 شواهدی از ایجاد بیماری بالینی در انسان بهوسیله ویروس شاموندا گزارش نکرده اند. گزارش اولین مورد عفونت و مرگ انسانی ناشی از این ویروس در فرانسه اثبات می نماید که نبود شواهد بیماری انسانی بیخطری قطعی ویروس های زئونوز را اثبات نمی کند. از منظر سلامت واحد، تداوم مراقبت و ثبت موارد غیرمعمول منطقی است؛ و اولویت اول رخدادهای دامی، سلامت دام، خسارتهای تولیدی و پیامدهای تولیدمثلی و پیشگیری از انتقال ویروس های دامی در بین کارکنان شاغل در صنعت دامپروری و یا از طریق فرآورده های آنها است. (FLI, 2026)
یافتههای کلیدی
یافته اول: دو ورود مستقل ویروس: تفاوتهای ژنتیکی در هر سه قطعه ژنوم، همراه با جدایی جغرافیایی اولیه، از ورود مستقل دو دودمان SHAV-EU1 و SHAV-EU2 حمایت میکند. مسیر دقیق ورود آنها به اروپا هنوز مشخص نیست.
یافته دوم: اهمیت ناقلهای حشرهای: انتقال ویروس احتمالاً عمدتاً از طریق پشهریزههای خونخوار جنس کولیکوئیدس صورت میگیرد. انتقال مستقیم بین دامها مسیر مهمی محسوب نمیشود؛ انتقال عمودی از مادر به جنین اهمیت دارد. (FLI, 2026)
یافته سوم: ضرورت اصلاح تشخیص آزمایشگاهی: الگوی غیرمنتظره آزمایش RT-qPCR باعث شناسایی دودمان دوم شد. آزمایش عمومی گروه سیمبو و آزمون اختصاصی ویروس اشمالنبرگ بهتنهایی برای تفکیک مطمئن همه وضعیتها کافی نیستند؛ توالییابی و آزمونهای تکمیلی اهمیت پیدا میکنند.
یافته چهارم: پیامدهای احتمالی تولیدمثلی: خطر مهم، عفونت جنین و بروز سقط یا ناهنجاریهای مادرزادی است. ابعاد کامل پیامدهای جنینی ویروس شاموندا هنوز روشن نیست و بخشی از خسارت ممکن است با فاصله زمانی از عفونت مادر آشکار شود.
این یافته از سه جهت اهمیت دارد:
نخست، تشخیص آزمایشگاهی: الگوریتمهای تشخیصی باید توان تفکیک شاموندا از اشمالنبرگ و نیز تمایز دودمانهای مختلف شاموندا را داشته باشند. نتایج غیرمنتظره در آزمونهای مولکولی باید در صورت لزوم با روشهای تکمیلی و توالییابی بررسی شوند.
دوم، ارزیابی ایمنی: شباهت برخی پروتئینهای دو دودمان اروپایی احتمال واکنش متقاطع آنتیژنی را مطرح میکند؛ اما میزان حفاظت متقاطع و اهمیت بالینی آن به مطالعات آزمایشگاهی بیشتری نیاز دارد. وجود ایمنی در برابر ویروس اشمالنبرگ نیز نباید بهطور خودکار بهعنوان حفاظت مؤثر در برابر شاموندا فرض شود.
سوم، مراقبت تکامل ویروس: از آنجا که ژنوم ویروسهای این گروه قطعهقطعه است، بازآرایی ژنتیکی در صورت همزمانی عفونت با ویروسهای سازگار از نظر زیستی امکانپذیر است. این موضوع یک خطر بالقوه برای مراقبت ژنومی است، نه اثبات وقوع یک بازآرایی جدید در مطالعه یادشده.
ازاینرو، پرونده شاموندا ضرورت گذار از شناسایی صرفاً مبتنی بر علائم یا یک آزمون منفرد به نظام تشخیص افتراقی و مراقبت ژنومی را برجسته میکند.
نخستین عفونت انسانی در فرانسه؛ واقعیتها و عدمقطعیتها
بر اساس گزارش ECDC و اطلاعیه Inserm در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، عفونت شاموندا در بیماری شناسایی شد که به دلیل یک بیماری جدی تحت درمان بود و نقص ایمنی شدید داشت. بیمار در اوایل اکتبر در لیون فرانسه درگذشت. بررسیهای بالینی، آزمایشگاهی و اپیدمیولوژیک برای روشن شدن مسیر ابتلا و نقش ویروس در وضعیت بیمار ادامه یافته است.
مؤسسه ملی سلامت و پژوهش پزشکی فرانسه (Inserm) گزارش کرده است که فرضیه انتقال از طریق گزش پشهریزه آلوده در شرق فرانسه مطرح بوده و عوارض مغزی مشاهدهشده در بیمار، بر اساس بررسیهای انجامشده، به احتمال زیاد با عفونت ویروسی مرتبط بودهاند. بااینحال، باید میان ارتباط بالینی محتمل و اثبات قطعی سهم ویروس در مرگ بیمار تمایز گذاشت؛ ارزیابی نهایی مستلزم تکمیل بررسیهاست.
تاکنون تنها یک مورد ابتلای انسانی گزارش شده، بنابراین، اطلاعات درباره این بیماری در انسانها همچنان محدود است. در آن مورد خاص، بیمار از پیش دچار بیماری وخیمی بود و علائم دیگری مرتبط با مغز نیز در او بروز کرد که تصور میشود با ویروس شاموندا در ارتباط بوده است. در حال حاضر هیچگونه درمان یا واکسنی برای ویروس شاموندا وجود ندارد (WHO,2026).
بونت و همکاران (2026) اولین عفونت انسانی با SHAV-EU1 را گزارش کردند یک بیمار فرانسوی با سیستم ایمنی به شدت ضعیف، در سپتامبر 2026، 1 ماه پس از پیوند سلولهای بنیادی آلوژنیک، دچار آنسفالیت کشنده شد. متاترنسکریپتومیکس را در مایع مغزی نخاعی شناسایی کرد که توسط RT-PCR تأیید شد. بیوپسیهای سیستم عصبی مرکزی، بار ویروسی بالایی را نشان دادند. تحقیقات، SHAV-EU1 را در نمونههای سرم، تنفس و مدفوع حداقل به مدت 2 ماه قبل از شروع آنسفالیت نشان داد (Bonnet, M. et al, 2026).
این فرد مبتلا به سرطان خون و مبتلا نقص ایمنی شدید در فرانسه بوده که پس از طغیان ویروس شاموندا در دامهای اروپا به اولین فردی تبدیل شده که به این ویروس مبتلا شده است. بر اساس گزارش موردی این هفته Eurosurveillance این مرد که حدوداً شصت ساله بود، در ۹ اکتبر، ۱۶ روز پس از شروع علائم عصبی، از جمله از دست دادن بینایی و گیجی، درگذشت. این فرد اندکی پس از شروع علائم دچار تشنج شد و به کما رفت و نیاز به لولهگذاری و تهویه مکانیکی داشت. اما پس از درمان با آنتیبیوتیکها، یک داروی ضد ویروسی و دوزهای بالای کورتیکواستروئیدها بهبود نیافت. محققان بیماریهای عفونی میگویند اطلاعات کمی در مورد این ویروس یا نحوهی تأثیر آن بر بدن وجود دارد. این مرد در منطقهای روستایی در منطقه رون-آلپ زندگی میکرد، جایی که ویروس شاموندا در گاوها شناسایی شده است. در این گزارش آمده که او احتمالاً پس از گزش توسط پشههای ریز خونخوار به این ویروس مبتلا شده است. همچنین این احتمال وجود دارد که او از طریق خوردن غذای آلوده یا از طریق انتقال خون یا پیوند عضو به این ویروس مبتلا شده باشد، اگرچه این راهها کمتر محتمل هستند. اما تحقیقات برای رد این احتمال ادامه دارد. محققان میگویند که خطر انتقال ویروس بین افراد کم است (Fieldhouse, 2026).
مقامات اعلام کردند که این یک مورد استثنایی بوده و بهجز افراد دارای نقص ایمنی، هیچ خطر شناختهشدهای برای عموم مردم وجود نداشته است. این ویروس دههها در آسیا و آفریقا در گردش بوده، اما این نخستین مورد انتقال آن به انسان محسوب میشود(Wikipedia, 2026).
این مورد چند پرسش مهم را مطرح میکند:
1) آیا موارد انسانی دیگری وجود داشتهاند که به علت محدودیت تشخیص شناسایی نشده باشند؟
2) آیا عفونت انسانی عمدتاً در شرایط نقص ایمنی شدید رخ میدهد یا دامنه حساسیت انسانی گستردهتر است؟
3) سهم دقیق ناقلها، میزان مواجهه محیطی و سایر عوامل احتمالی در انتقال به انسان چیست؟
4) آیا عفونت در انسان میتواند با طیف بالینی متفاوتی بروز کند و چه روشهایی برای شناسایی آن مناسبترند؟
در حال حاضر، شواهد موجود به این پرسشها پاسخ قطعی نمیدهند. بنابراین، این رخداد باید بهعنوان یک هشدار علمی برای تقویت مراقبت و پژوهش تلقی شود، نه دلیلی برای اعلام آغاز یک پاندمی انسانی.
ارزیابی خطر: تفکیک خطر اثباتشده از خطر بالقوه
تحلیل راهبردی شاموندا مستلزم تفکیک سه سطح از شواهد است:
1) سطح اول: یافتههای مستند. گردش ویروس در دامهای اروپا در سال ۲۰۲۶، شناسایی دو دودمان ژنتیکی و ثبت یک مورد عفونت انسانی مستند در فرانسه، واقعیتهای گزارششده هستند.
2) سطح دوم: فرضیههای در دست بررسی. مسیر دقیق ابتلای بیمار، میزان نقش ویروس در مرگ او، فراوانی احتمالی عفونتهای انسانی شناسایینشده و دامنه میزبانی دودمانهای اروپایی همچنان نیازمند بررسی می باشند.
3) سطح سوم: خطرهای بالقوه. امکان شناسایی موارد انسانی بیشتر، تغییرات ژنتیکی یا پیامدهای متفاوت در جمعیتهای آسیبپذیر باید در برنامههای مراقبت لحاظ شود، اما این احتمالها نباید بهعنوان رخدادهای اثباتشده گزارش شوند.[13]
ECDC اعلام کرده است که در ارزیابی فعلی، خطری برای جمعیت عمومی شناسایی نشده است. Inserm نیز بر استثنایی بودن مورد گزارششده و نقص ایمنی شدید بیمار تأکید کرده است. همزمان، WOAH تصریح میکند که دانش موجود درباره ظرفیت بیماریزایی انسانی شاموندا، بهویژه دودمانهای اروپایی، محدود است.[14]
نتیجه آنکه رویکرد مناسب، مراقبت هدفمند و آمادگی متناسب با شواهد است؛ نه بیتوجهی به یافته جدید و نه بزرگنمایی آن بهعنوان تهدید پاندمی انسانی.
ارزیابی راهبردی
1) امنیت زیستی و آمادگی در برابر بیماریهای نوپدید: نوپدیدی دو دودمان در یک سال نشان میدهد که شناسایی نخستین مورد لزوماً به معنی شناسایی تمام تنوع ویروس واردشده نیست. برنامههای آمادگی باید توان کشف دودمانهای جدید را نیز در نظر بگیرند.
2) حاکمیت دادههای آزمایشگاهی و ژنومی: نتایج غیرمنتظره آزمایشگاهی باید بهعنوان هشدار برای بررسی بیشتر تلقی شوند، نه اینکه فوراً به خطای آزمایش یا حضور یک عامل شناختهشده نسبت داده شوند. اتصال نتایج تشخیصی به دادههای توالییابی، مکان و زمان نمونهبرداری اهمیت راهبردی دارد.
3) تابآوری دامپروری و امنیت غذایی: کاهش تولید شیر، سقط و ناهنجاریهای مادرزادی میتوانند زیان مستقیم و تأخیری ایجاد کنند. بنابراین، ارزیابی خسارت نباید به تعداد دامهای دارای علائم حاد محدود شود؛ پیامدهای تولیدمثلی و اقتصادی نیز باید ثبت شوند.
4) هماهنگی بینبخشی: مراقبت ویروس، بررسی ناقلها، تشخیص دامپزشکی، تحلیل ژنومی و ثبت پیامدهای تولیدمثلی باید در یک چرخه اطلاعاتی مشترک قرار گیرند.
پیامدهای راهبردی برای حکمرانی سلامت واحد
سلامت واحد[15] بر ارتباط متقابل سلامت انسان، حیوان و محیط تأکید دارد. پرونده شاموندا نمونهای روشن از ضرورت اجرای عملی این رویکرد است؛ زیرا اطلاعات هر بخش بهتنهایی برای ارزیابی کامل خطر کفایت نمیکند.
یکپارچهسازی مراقبت انسانی و حیوانی: دادههای بیماری در دامها، موارد انسانی مشکوک، پراکنش ناقلها و یافتههای آزمایشگاهی باید در یک سازوکار هماهنگ تحلیل شوند. هدف، ایجاد پیوند میان هشدارهای دامپزشکی و ارزیابی خطر انسانی است؛ بهگونهای که ظهور الگوهای غیرمعمول در دامها بتواند بررسی هدفمند انسانی را فعال کند، بدون آنکه هر مورد دامی بهعنوان تهدید انسانی تعبیر شود.
تقویت ظرفیت تشخیص و آزمایشگاه مرجع: شناسایی عامل نوپدید در انسان نشان میدهد که ظرفیت تشخیصی باید بهصورت دورهای ارزیابی شود. اولویتها شامل دسترسی به آزمونهای مولکولی معتبر، توان تعیین توالی ژنومی در موارد منتخب، مسیر روشن ارجاع نمونه و سازوکار تأیید نتایج غیرمنتظره است.
مراقبت ناقلها و محیط: از آنجا که انتقال دامبهدام عمدتاً به ناقلهای حشرهای وابسته است، مراقبت زمانی و مکانی فعالیت کولیکوئیدس میتواند در تفسیر الگوهای بیماری مفید باشد. اطلاعات آبوهوا، فصل فعالیت ناقلها، پراکنش دامها و یافتههای آزمایشگاهی باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
حفاظت از جمعیتهای آسیبپذیر: نخستین مورد انسانی در فردی با نقص ایمنی شدید شناسایی شده است. این موضوع ضرورت توجه به وضعیت ایمنی بیمار، سابقه مواجهه محیطی و تشخیصهای افتراقی را در بررسی موارد مشکوک نشان میدهد؛ اما برای نتیجهگیری درباره خطر ویژه در تمام افراد دچار نقص ایمنی، شواهد کافی وجود ندارد.
ارتباطات خطر مبتنی بر شواهد: اطلاعرسانی باید چهار پیام را همزمان منتقل کند: نخستین مورد انسانی مستند شده است؛ تحقیقات ادامه دارد؛ انتقال پایدار انسانبهانسان اثبات نشده است؛ و در ارزیابی رسمی فعلی، خطر عمومی قابلتوجهی شناسایی نشده است. این رویکرد به حفظ اعتماد عمومی و جلوگیری از انتشار اطلاعات غلط یا دورغ کمک میکند.
الگوریتم شناسایی و پاسخ در نظام مراقبت دامی
آمادگی جهان برای ویروس شاموندا باید بر اساس نظامهای مراقبت بالینی، آزمایشگاهی و حشرهشناسی موجود باشد. نمونههای اولویتدار برای آزمایش مولکولی باید شامل نمونههای جمعآوریشده از نشخوارکنندگان در اوایل تب یا فاز کاهش شیر، بهویژه زمانی که آزمایشهای معمول برای تشخیصهای افتراقی، از جمله زبان آبی، منفی هستند، و همچنین نمونههای جمعآوریشده از مزارع کولیکوئیدس، مواد سقط جنین و نمونههایی از حیوانات با بیماری عصبی غیرقابل توضیح، بهویژه اسبها، باشد. نتایج مثبت باید تأیید و پس از آن توالییابی هر سه بخش ژنوم برای پشتیبانی از تحقیقات اپیدمیولوژیک و مقایسه ژنومی با سویههای در گردش در جهان انجام شود. آزمایش گذشتهنگر نمونههای بایگانیشده، همراه با سرولوژی جفتشده، ممکن است به تعیین اینکه آیا گردش خاموش قبل از تشخیص بالینی بوده است یا خیر، کمک کند. با این حال، واکنش متقاطع با ویروس اشمالنبرگ و سایر ویروسهای سروگروه سیمبو باید هنگام تفسیر نتایج سرولوژیکی در نظر گرفته شود. (Molini and et al , 2026)

رخداد ویروس شاموندا در اروپا محدودیتهای مراقبت پاتوژن خاص و ارزش ترکیب رویکردهای سندرمی، سنجشهای گسترده، متاژنومیکس و شبکههای مراقبت ناقل ایجاد شده را نشان میدهد. ادغام این ابزارهای مکمل، شناسایی سریع گردش جدید یا قبلاً ناشناخته، تعریف پراکندگی جغرافیایی و میزبان آن و اجرای اقدامات متناسب برای محدود کردن گسترش بیشتر و کاهش تأثیر آن بر سلامت حیوانات را تسهیل میکند.
اقدامات اجرایی
اقدامات سیاستی[16] زیر برای استفاده توسط مقامات بهداشتی پیشنهاد می شوند:
سلامت انسانی
1) تدوین معیارهای بررسی موارد مشکوک با توجه به علائم بالینی، سابقه مواجهه و وضعیت اپیدمیولوژیک.
2) تعریف مسیر ارجاع نمونههای منتخب به آزمایشگاه مرجع.
3) تقویت ارتباط میان متخصصان بیماریهای عفونی، نورولوژی، میکروبشناسی و اپیدمیولوژی در موارد بالینی غیرمعمول.
4) ثبت و ارزیابی موارد احتمالی بدون ایجاد غربالگری گسترده و فاقد توجیه علمی در جمعیت عمومی.
دامپزشکی و سلامت دام
1) افزودن شاموندا به تشخیص افتراقی مناسب در دامهای دارای تب، اسهال، افت تولید شیر یا اختلالات تولیدمثلی، با توجه به وضعیت اپیدمیولوژیک.
2) بررسی آزمایشگاهی موارد منتخب سقط، مردهزایی و ناهنجاریهای مادرزادی.
3) مراقبت دامهای حساس و ثبت پیامدهای تولیدی و تولیدمثلی در طول زمان.
4) تقویت گزارشدهی داوطلبانه رخدادهای مهم دامپزشکی به مراجع ملی و بینالمللی مربوط، مطابق ضوابط قابلاعمال.
کنترل ناقلها
1) مراقبت هدفمند ناقلها در مناطق دارای شواهد گردش ویروس.
2) کاهش محلهای مناسب تکثیر ناقلها و بهکارگیری موانع فیزیکی یا روشهای کنترل متناسب با شرایط محلی.
3) توجه به زمان فعالیت ناقلها در مدیریت جابهجایی دام و برنامههای دامداری.
4) ارزیابی اثربخشی اقدامات کنترلی بر اساس دادههای محلی، نه فرض اثربخشی یکسان در همه مناطق.
در حال حاضر، واکسن تجاری اختصاصی شاموندا در دسترس نیست. بنابراین، اقدامات پیشگیری در دامها عمدتاً بر کاهش مواجهه با ناقلها، مراقبت و مدیریت بالینی و تولیدمثلی متکیاند.
پژوهش و توسعه
1) اعتبارسنجی و بهروزرسانی روشهای تشخیص مولکولی برای دودمانهای مختلف.
2) بررسی میزان واکنش متقاطع و حفاظت متقاطع میان ویروسهای گروه سیمبو.
3) مطالعه دامنه میزبانی و نقش احتمالی گونههای مختلف دام و ناقلها در گردش ویروس.
4) بررسی پیامدهای عفونت جنینی و برآورد دقیقتر خسارتهای تولیدمثلی.
5) تحلیل دادههای ژنومی برای شناخت بهتر منشأ و مسیرهای انتشار دودمانهای اروپایی.
تدابیر پیشگیری و کنترل
ازآنجا که در حال حاضر واکسن شاموندا در دسترس نیست و اقدامات متعارف نیز حفاظت قابلاعتماد ایجاد نمیکنند. با این حال، کاهش تماس دامهای حساس با ناقلها در دوره فعالیت آنها میتواند مدنظر قرار گیرد. (FLI , 2026)
1) مدیریت ناقل: بررسی شرایط نگهداری دام، کاهش مواجهه با پشهریزهها و استفاده از روشهای کنترل ناقل متناسب با شرایط محلی و مقررات دامپزشکی.
2) مدیریت تولیدمثل: ارزیابی زمانبندی جفتگیری یا تلقیح مصنوعی در ارتباط با دوره فعالیت ناقلها و مراحل حساس آبستنی؛ هرگونه تغییر باید با نظر دامپزشک و براساس دادههای محلی انجام شود.
3) پایش دامهای آبستن: ثبت سقط، مردهزایی و ناهنجاریهای مادرزادی حتی در مواردی که علائم حاد مادر خفیف بودهاند.
4) تشخیص سرولوژیک محتاطانه: نتیجه مثبت ELISA مبتنی بر پروتئین N برای اشمالنبرگ، بهتنهایی عفونت شاموندا را اثبات نمیکند؛ واکنش متقاطع میان ویروسهای گروه سیمبو مطرح است و برای تعیین دقیقتر عامل ممکن است آزمون خنثیسازی مقایسهای لازم باشد.
ملاحظات ویژه نظامهای سلامت
برای نظامهای سلامت، پرونده شاموندا در درجه نخست یک مطالعه موردی درباره هوشیاری زیستی، آمادگی آزمایشگاهی و هماهنگی بینبخشی است؛ نه نشانهای از وجود تهدید مستقیم و اثباتشده علیه جمعیت های انسانی.
چهار اقدام پیشنهادی عبارتاند از:
1) مراقبت سلامت افراد: در موارد بالینی غیرمعمول، سابقه حضور در محیطهای روستایی، مواجهه با دام و احتمال تماس با ناقلها، متناسب با شرح حال و شواهد، در ارزیابی اپیدمیولوژیک لحاظ شود
2) آمادگی آزمایشگاهی: توان تشخیص عوامل نوپدید و مسیر دسترسی به آزمایشگاه مرجع بررسی شود؛ نباید فرض کرد همه آزمایشگاهها توان تشخیص اختصاصی شاموندا را دارند
3) پیوند پزشکی و دامپزشکی: دادههای درمانی، دامپزشکی، محیطی و حشرهشناسی در سازوکار تصمیمگیری نظام های سلامت قابل اتصال باشند، با رعایت محرمانگی و ضوابط تبادل داده
4) تمرین سناریومحور: یک تمرین رومیزی برای شبیهسازی شناسایی عامل دامی نوپدید با نخستین مورد انسانی طراحی شود. تمرین باید زمان اطلاعرسانی، ارجاع نمونه، ارزیابی خطر، هماهنگی مراجع و مدیریت ارتباطات عمومی را بسنجد
شاخصهای ارزیابی عملکرد
برای ارزیابی میزان آمادگی و اثربخشی برنامه، شاخصهای زیر را تعریف کرد:
1) فاصله زمانی شناسایی مورد مشکوک، و دریافت نتیجه آزمایشگاهی تا اطلاعرسانی به مرجع مسئول.
2) درصد موارد مشکوک با نمونهگیری مناسب و تشخیص افتراقی کامل.
3) درصد موارد واجد معیار بررسی که نمونهگیری و ارزیابی مناسب دریافت کردهاند.
4) زمان دسترسی به نتیجه آزمایش مرجع در نمونههای ارجاعشده.
5) درصد نمونههای منتخب با تعیین دودمان ژنتیکی.
6) میزان پوشش گزارشدهی بیماریهای مشکوک در دامها و اختلالات تولیدمثلی مرتبط.
7) میزان ثبت و پیگیری سقط، مردهزایی و ناهنجاریهای مادرزادی.
8) میزان پوشش مراقبت ناقلها در دورههای پرخطر.
9) زمان لازم برای اشتراکگذاری هشدار میان دامپزشکی میدانی، آزمایشگاه مرجع و مدیریت بیماریها.
10) درصد هشدارهای بررسیشده که به تصمیم مستند، دارای مسئول مشخص و قابل پیگیری منجر شدهاند.
11) میزان آمادگی کارکنان و یگانهای درمانی در تمرینهای سناریومحور.
12) درصد موارد منتخب دارای دادههای کافی برای ارزیابی اپیدمیولوژیک و در صورت لزوم، تحلیل ژنومی.
اهداف کمی باید پس از تعیین خط پایه، ارزیابی ظرفیت موجود و بررسی الزامات رسمی و مسئول اجرا و دوره گزارشدهی مشخص شوند. تعیین اعداد ثابت بدون داده پایه میتواند به ارزیابی غیرواقعبینانه عملکرد منجر شود.
درس آموخته ها
پرونده شاموندا سه درس اصلی دارد:
1) نخست، مرز میان بیماریهای دامی و خطر بالقوه انسانی ممکن است با ظهور شواهد تازه نیازمند بازنگری شود؛ مرزهای اپیدمیولوژیک ویروسهای حیوانی منتقله از راه ناقلین نه ثابت هستند و نه به راحتی قابل پیشبینی.
2) دوم، مراقبت مؤثر مستلزم پیوند سلامت انسان، دام و محیط است؛ اهمیت دامپزشکی آن پس از عفونت با بیماری مادرزادی در جنوب ژاپن(2017)؛ اهمیت محیطی آن با شناسایی ویروس در پشههای گزنده کولیکوئیدس در ژاپن(2017) و افریقای جنوبی (2023)، اهمیت انسانی آن پس از عفونت و مرگ اولین مورد انسانی در فرانسه (2026) نشان داده شده است.
3) سوم، مدیریت خطر باید میان هوشیاری علمی، آمادگی عملیاتی و پرهیز از بزرگنمایی تهدید توازن برقرار کند.
بنابراین، یک پاسخ متناسب با سلامت واحد باید اطلاعات بالینی دامپزشکی، مراقبت حشرهشناسی، مراقبت ژنومیک و در صورت لزوم، هوشیاری بهداشت عمومی را بدون اغراق در مورد تهدید فعلی سلامت انسان، به هم متصل کند. (Molini and et al , 2026)
محدودیتهای شواهد
1) مسیر ورود دو دودمان به اروپا هنوز مشخص نیست.
2) دامنه میزبانی SHAV-EU2 هنوز بهاندازه کافی روشن نیست؛ نمونههای مثبت گزارششده از گاوها بودهاند.
3) پیامدهای عفونت جنینی و بار واقعی خسارتهای تولیدمثلی به مطالعات بیشتر نیاز دارند.
4) بازآرایی ژنتیکی بهعنوان امکان زیستی مطرح شده، نه رخدادی که مشاهده و تأیید شده باشد.
5) کمبود شواهد بیماری انسانی، معادل اثبات قطعی فقدان خطر انسانی نیست.
6) برای شناخت دقیق گونههای بندپایانی که در انتقال این ویروس نقش دارند، به مطالعات بیشتری نیاز است.
نتیجه گیری
اهمیت راهبردی رخداد شاموندا در اروپا، بیش از آنکه به شدت علائم حاد دام محدود باشد، در نوپدیدی مستقل دو دودمان ژنتیکی، گسترش جغرافیایی، دشواری تشخیص افتراقی و نامشخص بودن بخشی از پیامدهای تولیدمثلی نهفته است. پرونده ویروس شاموندا در سال ۲۰۲۶ سه تجربه برای سیاستگذاری در نظام های سلامت دارد.
1) نخست، شناخت یک عامل بیماریزا ثابت نیست. شواهد جدید درباره دودمانهای ژنتیکی و نخستین عفونت انسانی مستند، ضرورت بازنگری مستمر در فرضهای اپیدمیولوژیک را نشان میدهد.
2) دوم، شناسایی زودهنگام و مدیریت مؤثر بیماریهای نوپدید به پیوند واقعی سلامت انسان، دام و محیط وابسته است. دادههای آزمایشگاهی، مراقبت ناقلها و ثبت پیامدهای تولیدمثلی باید در چرخهای مشترک از هشدار تا تصمیمگیری قرار گیرند.
3) سوم، حکمرانی اثربخش باید میان احتیاط علمی، آمادگی عملیاتی و پرهیز از بزرگنمایی خطر توازن برقرار کند. یک مورد انسانی مستند، اهمیت پژوهش و مراقبت را افزایش میدهد، اما بهتنهایی اثباتکننده انتقال پایدار انسانی یا آغاز پاندمی نیست.
بر این اساس، پیشنهاد میشود پرونده شاموندا در قالب یک گزارش هوشیاری زیستی به مراجع مسئول بهداشت عمومی، دامپزشکی و دفاع زیستی ارائه شود و پیگیری آن به سه خروجی مشخص منجر گردد: ارزیابی خطر مستند و بهروز؛ برنامه آمادگی تشخیصی و آزمایشگاهی؛ و سازوکار هماهنگ تبادل داده در چارچوب سلامت واحد.
پاسخ مؤثر باید پنج محور را بهصورت یکپارچه دنبال کند: تشخیص آزمایشگاهی معتبر، مراقبت ژنومی، رصد ناقلها، پیگیری پیامدهای جنینی و هماهنگی بینبخشی. این رویکرد، ضمن حفظ تناسب پاسخ با شواهد موجود، ظرفیت نظام سلامت را برای شناسایی و مدیریت تهدیدهای نوپدید آینده ارتقا میدهد.
منابع
1) Bonnet, M. et al (2026). Fatal encephalitis caused by Shamonda virus Europe 1 (SHAV-EU1) in a patient with a severely weakened immune system, France, 2026. Euro Surveill. 2026;31(42): pii=2600883. https://doi.org/10.2807/1560-7917.ES.2026.31.42.2600883
2) Ceglie , L. et al (2026).Shamonda virus EU1 in Northern Italy, August 2026, bioRxiv 2026.09.17.752072; doi: https://doi.org/10.64898/2026.09.17.752072
3) European Centre for Disease Prevention and Control. (2026, October 22). Severely ill patient in France becomes first ever human infected with Shamonda virus. https://www.ecdc.europa.eu/en/news-events/severely-ill-patient-france-becomes-first-ever-human-infected-shamonda-virus
4) Fieldhouse, R. (2026). First person infected with rare Shamonda virus: what we know, nature, NEWS 23 October 2026. doi: https://doi.org/10.1038/d41586-026-03416-1
5) FLI (2026), Shamonda-Virus (SHAV), Friedrich-Loeffler-Institut, Federal Research Institute for Animal Health, Profile | FLI | Version 03.08.2026.
6) Institut national de la santé et de la recherche médicale (Inserm). (2026, October 22). Virus Shamonda: une première détection chez l’être humain. https://presse.inserm.fr/virus-shamonda-une-premiere-detection-chez-letre-humain/73560/
7) Institut national de la santé et de la recherche médicale (Inserm). (2026, October 23). *Première détection chez l’humain, transmission, risques… Que sait-on du virus Shamonda? https://presse.inserm.fr/canal-detox/premiere-detection-chez-lhumain-transmission-risques-que-sait-on-du-virus-shamonda/
8) Ministère de l’Agriculture, de l’Agro-alimentaire et de la Souveraineté alimentaire. (2026, August 13). Cas d’infections de vaches laitières par un orthobunyavirus. https://agriculture.gouv.fr/cas-dinfections-de-vaches-laitieres-par-un-orthobunyavirus
9) Molini, U., Berjaoui, S., & Lorusso, A. (2026). Shamonda virus in Europe: an emerging threat, the potential role of Culicoides and the need for preparedness. Veterinaria Italiana, 62(3). https://doi.org/10.12834/VetIt.4095.42263.1
10) Wernike, K., Pfaff, F., Zeiske, S., Höper, D., & Beer, M. (2026, September 7). Two incursions, two viruses: Emergence of a second novel Shamonda virus clade in Central Europe, 2026. bioRxiv. https://doi.org/10.64898/2026.09.05.749452
11) Wernike K, Pfaff F, Zeiske S, Höper D, Beer M. Two incursions, two viruses: emergence of a second novel Shamonda virus clade, Germany, 2026. Euro Surveill. 2026 Oct;31(39):2600756. doi:10.2807/1560-7917.ES.2026.31.39.2600756
12) Wikipedia (2026), Shamonda virus, https://en.wikipedia.org/wiki/Shamonda_virus
13) WHO(2026) , Shamonda virus, https://www.who.int/news-room/questions-and-answers/item/shamonda-virusWorld Organisation for Animal Health. (2026, October 22). Shamonda virus: What do we know about its effects on animals? https://www.woah.org/en/shamonda-virus-what-do-we-know-about-its-effects-on-animals/
14) World Organisation for Animal Health. (2026, October 21). Shamonda virus.
https://www.woah.org/en/disease/shamonda-virus/
[1] Biovigilance
[2] Shamonda virus
[3] Orthobunyavirus
[4] Institut national de la santé et de la recherche médicale (INSERM)
[5] Peribunyaviridae
[6] Orthobunyavirus
[7] Schmallenberg virus
[8] Akabane virus
[9] Schmallenberg virus
[10] Culicoides
[11] مقاله ژنومی ورنیکه و همکاران در نسخه مورد استناد، پیشچاپ و فاقد داوری همتا بوده است. یافتههای آن باید با توجه به این محدودیت تفسیر شوند. همچنین، وضعیت خطر عمومی و مسیر انتقال انسانی بر اساس اطلاعیههای اکتبر ۲۰۲۶ گزارش شده و باید با انتشار شواهد جدید دوباره ارزیابی شود.
[12] Reassortment
[13] درباره خطر انسانی، در گزارش نهایی باید میان اعلام ECDC مبنی بر ادامه بررسی سهم ویروس در مرگ بیمار و گزارش Inserm درباره احتمال ارتباط عوارض مغزی با عفونت تمایز گذاشت؛ این دو گزاره از نظر میزان قطعیت یکسان نیستند.
[14] درباره دامنه بیماری، WOAH موارد گزارششده در چند گونه جانوری را مطرح میکند، اما اثر بلندمدت و دامنه کامل پیامدهای دودمانهای اروپایی هنوز مشخص نیست.
[15] One Health
[16] درباره سیاستگذاری، نبود واکسن اختصاصی و ضرورت مراقبت ناقلها، تشخیص آزمایشگاهی و ثبت اختلالات تولیدمثلی، از مهمترین مبانی اقدامات اجرایی پیشنهادی هستند.