
حکیم مهر: «دلاور دوستانیان»
کارگردان مستند «گربهها و آدمها» که به موضوع رابطه میان انسانها و حیوانات میپردازد،
درباره مشاهدات خود در فرآیند ساخت این مستند توضیحاتی ارائه کرد.
به گزارش حکیم مهر به نقل از مهر، «دلاور دوستانیان»
کارگردان مستند «گربهها و آدمها» همزمان با عرضه اینترنتی این مستند، در گفتگو
با خبرنگار
مهر درباره
آن توضیح داد: این مستندی بود که من حدود ۳
سال پیش فیلمبرداری آن را در پارک قیطریه شروع کردم. حدود یک سال به آنجا میرفتم،
چه در زمستان و چه در بهار. میرفتم و از آدمهایی فیلم میگرفتم که برخی حتی از
زندگی خودشان گذشته بودند و به گربهها یی که به دست آدمهای دیگر شکنجه
و نقص عضو شده بودند رسیدگی میکردند.
وی ادامه داد: زمانی که من شروع به فیلمبرداری این مستند
کردم، در پارک قیطریه شاید چیزی در حدود ۴۰۰
تا ۵۰۰ گربه
بود که ۹۰
درصد آنها هم خانگی بودند! یک سری از آدمها این حیوانات را به خانه میبرند و دو
سه سال مانند یک اسباببازی با آنها زندگی میکنند، اما وقتی بزرگ میشوند آنها
را در محیط رها میکنند.
تهدید گربهها از سوی سگها و آدمها!
این مستندساز گفت: گربهای که عقیمشده باشد، در فضای بیرون
از خانه به راحتی دوام نمیآورد و مدام با تهدیدهایی مواجه است. یکی از این
تهدیدها سگهای بزرگی است که در این پارک هستند و برای نگهبانی هم تربیت شدهاند.
هجوم این سگها گاهی باعث کشته شدن و ناقص شدن این گربهها میشود. تهدید بدتر اما
از سوی آدمهایی است که برای استفاده از پوست گربه، به این گربهها رحم نمیکنند و
پوستشان را میکنند!
کارگردان «آدمها و گربهها» در پاسخ به این پرسش که منظور
از شکنجه شدن گربهها توسط آدمها در این مستند چیست؟ گفت: مستند روایت همین مسائل
تلخ است. متأسفانه از آنجایی که ما در ایران قانون محکمی در زمینه حمایت از
حیوانات نداریم، خیلی از افراد سودجو دست به این اقدامات میزنند. خیلی از این آدمها
اینگونه حیوانات را شکنجه میدهند. الزاماً هم این افراد مریض نیستند، برخی حتی
تحصیلات بالا هم دارند اما از آنجایی که از کودکی به برخی خرافات درباره چنگ
انداختن گربهها و یا تأثیر آنها بر روی نازایی زنها باور پیدا کردهاند، دست به
چنین کارهایی میزنند!
وی در عین حال تأکید کرد: این دست نمونهها در کشورهای
اروپایی هم هست، مانند زنی که سال گذشته در ترکیه یک بچه گربه را زیر پای خودش له کرد!
اتفاقاً در همین مستند به این موضوع اشاره میکنیم که رفتار جوانان ایرانی با
حیوانات خیلی بهتر شده است، اما هنوز هم از دست موارد وجود دارد.
کندن پوست گربهها برای مزون لباس و قلموی نقاشی!
این مستندساز درباره مشاهدات خود از ماجرای سوءاستفاده از
پوست گربهها گفت: مزونهای لباسی وجود دارد که از تهمانده پوست حیوانات، لباسهایی
را درست میکنند. یا مثلاً یکی از گزارههای مطرح درباره قلموی نقاشی در
بازار این است که یکی از بهترین جنسها برای قلموی نقاشی، موی گربه است.
در یکی از شهرها متأسفانه به طرز واقعاً وحشیانهای از پوست گربه برای تهیه قلمو استفاده
میکنند و این عمل کاملاً جنبه تجاری برای این افراد دارد.
کارگردان «گربهها و آدمها» ادامه داد: اگر حیوان آسیبدیدهای
به یک انسان پناه بیاورد، غالب انسانها به او کمک میکنند. نگاهی وجود دارد که
معتقد است این ما انسانها هستیم که حریم زندگی حیوانات را اشغال کردهایم. همه
این حیوانات جزئی از آفرینش هستند و من در این مستند تلاش کردهام به سوالات موجود
درباره نسبت ما با این حیوانات بپردازم.
وی ادامه داد: خیلی از آدمهایی که بخشی از درآمد خود را به
کمک به حیوانات اختصاص میدهند، الزاماً آدمهای پولداری هم نیستند. برخی حتی
زندگیشان از نظر اقتصادی تحت فشار است، اما ترجیح میدهند همواره حامی حیوانات
باشند. واقعاً هم نمیتوان به این دست آدمها این انگ را زد که آنها به جای انسانهای
نیازمند دارند به حیوانات توجه میکنند.
زنی که همسرش بهخاطر گربهها طلاق گرفت!
دوستانیان درباره عجیبترین مشاهدات خود در فرآیند ساخت
مستند «گربهها و آدمها» هم گفت: با خانمی مواجه شدم که حدود ۱۵۰ گربه زخمی را در حیات منزلش
جا داده بود و آنقدر برای آنها وقت میگذاشت که موجب اعتراض همسرش شد اما او
نتوانست از این گربهها دست بکشد و شوهرش تصمیم به جدایی گرفت.
این مستندساز تأکید کرد: ما در مواجهه با حیوانات الزاماً
نباید پیرو فرهنگ غرب باشیم اما نباید فراموش کنیم که برخی مسائل را باید به
فرزندان خود آموزش بدهیم. باید بچههای ما بدانند که همه این حیوانات جزئی از
آفرینش خدا هستند و نباید اینگونه باشیم که اگر حیوانی به ما پناه آورد، او را با
لگد دور کنیم! از آن طرف هم نباید به صرف تفریح حیوانات را به خانههای خود ببریم
و بعد هم آنها را رها کنیم.
وی ادامه داد: اصلاً دوست نداشتم در این مستند صحنههای
مربوط به شکنجه شدن گربهها را نشان دهم. صحنهای داشتم از کودکی که دم بچه گربهای
را میگیرد و او را میچرخاند و همزمان پدرش به عنوان یک تفریح از او فیلم میگیرد!
این صحنه را بعدها در تدوین فیلم حذف کردم. طبیعی است که چنین بچههایی بعدها حتی
ترغیب میشوند گربهها را بکشند.
دوستانیان در پایان گفت: در فرآیند ساخت این مستند من خودم
شاهد بودم که از بیش از ۴۰۰
گربهای که در این پارک وجود داشت، در پایان ساخت این مستند کمتر از ۱۰ گربه باقی مانده بودند! حتی
میشنیدیم که برخی برای توریستهای خارجی، گربه شکار میکردند و بهعنوان غذا از
آنها پذیرایی میکردند! اینها واقعاً دردناک است و ای کاش ما آدمها
یاد بگیریم حتی اگر به حیوانات کمک نمیکنیم، به کسانی که در این زمینه دغدغه
دارند، نیش و کنایه نزنیم.
کلمه غرب که میاد تنم کهیر میزنه، بگذارید مردم سبک زندگیشان را انتخاب کنند و همه قرار نیست یک مدل و یک انتخاب داشته باشند. بسه دیگه زمانی که غرب نبوده تاریخچه استفاده ایرانیان از سگ صرابی در جنگهای ایران روم و حیوان خانگی بوده، سر سیمرغ را نگاه کنید؟ قبل از اینکه اسلام و هر دینی در ایران باشه سگ و گربه بوده، سر سیمرغ در شاهنامه فردوسی رانگاه کنید سر سگ است، مجسمههای تخت جمشید که در موزه ایران باستان هست را نگاه کنید نصف بیشتر آنها سگه. گربه هم که جای خود دارد و در قرن ۱۸ از ایران به ایتالیا برده شد و آنجا گربهایرانی نام گرفت. قبل از اینکه اینکه اینقدر غرب غرب کنید کمی به تاریخ ایران نگاه کنید تاببینید سگ و گربه قبل از همه اینها بوده.
متاسفانه فرهنگ ما ایرانی ها نسبت به حیوانات بسیار بیرحمانه وخودخواهانه هست شیر ایرانی ببرایرانی وحتی یوز پلنگ ایرانی قربانی فرهنک بیرحمانه وخودخواهانه ما ایرانی هاشد وبازهم متاسفانه رسانه های داخلی ذرهای در تغییر فرهنگ غلط ما نسبت به حیوانات تلاش نمی کند هرچند که درفضای مجازی تاثیرات مثبتی در فرهنگسازی جدید نسبت به حیوانات درجریان است اگر به قول دوستمان باکلمه غرب منفی سازی نکنند