صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۷۸۳۴۱
تعداد نظرات: ۲۲ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر سودابه رمضانی» مدرس دانشگاه و کلینیسین آبزیان در استان مازندران:

در حوزه دامپزشکی کمتر به سراغ خانم‌ها می‌روند و یک خانم دامپزشک باید دو برابر آقایان کار کند/ اداره کل از من خواست از استفاده یک مزرعه پرورش ماهی از مالاشیت‌گرین چشم‌پوشی کنم!

«دکتر سودابه رمضانی» مدیرعامل کنسرسیوم صادراتی خوشه قزل‌آلا در استان افزود: بانوی دامپزشک واقعا باید عاشق کار خود باشد تا بتواند موفق شود؛ من در حال حاضر سه کودک دارم اما با این حال آن‌قدر عاشق کارم هستم که ادامه می‌دهم ...

حکیم مهر- پدیده مظفری: «دکتر سودابه رمضانی» مدیرعامل کنسرسیوم صادراتی خوشه قزل‌آلا در استان مازندران، مدیر شرکت تولیدکننده اولین دستگاه ازن پلاسما مخصوص آبزیان و مشاور در ساخت و راه‌اندازی مزارع پرورش ماهی، یکی از بانوان دامپزشک موفق استان مازندران است که امکان تحصیل در رشته پزشکی را داشته، اما در نهایت دامپزشکی را انتخاب کرده است.

وی در گفت‌وگو با حکیم مهر معتقد است در هر کاری که بخواهید ورود کنید، باید آن‌قدر زحمت بکشید که به نقطه دلخواه برسید. مخصوصا در ایران که رقابت خیلی زیاد است و در حوزه دامپزشکی جایی که آقایان هستند کمتر به سراغ خانم‌ها می‌روند. اگر هم بروند، یک خانم دامپزشک باید دو برابر یک آقا کار کند و باید آن قدر خوب و درست کار کند که موانعی که بر سر راه وجود دارد، به چشم او نیاید.

حکیم مهر: ورودی چه سالی و کدام دانشگاه هستید؟

بنده ورودی سال 84 دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در دوره عمومی هستم. برای دوره تخصص قریب به 10 سال امتحان دادم تا اینکه در سال 99 موفق شدم رتبه یک دوره تخصص بهداشت آبزیان دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران را کسب کنم. پشتکار من برای ورود به دوره تخصص به قدری زیاد بود که اساتید هم تعجب کرده و می‌گفتند: «تو باز هم برای آزمون تخصص آمده‌ای.» من هم در جواب می‌گفتم که اگر من را از در بیرون بیندازید، از پنجره داخل می‌شوم تا اینکه در نهایت به خواسته خود رسیدم.

حکیم مهر: آیا از ابتدا به رشته دامپزشکی علاقه‌مند بودید یا دست تقدیر شما را وارد این حوزه کرد؟

واقعیت این است که از ابتدا علاقه‌مند نبودم. من زاده آمل هستم و سالی که کنکور دادم، رشته پزشکی ایلام را قبول شده بودم، اما فاصله زیاد باعث شد تا پدرم مخالفت کند و بگوید دامپزشکی تهران را که نزدیک‌تر است، بخوانم. من هم با این تفکر که انسان هر جا هست باید بهترین باشد، تمام تلاش خودم را در این رشته به کار بردم و وقتی وارد رشته دامپزشکی شدم، به آن علاقه‌مند شدم.

حکیم مهر: خانواده شما نظری درباره رشته دامپزشکی ندارند؟ چطور فعالیت کاری خود را مدیریت می‌کنید؟

همسرم مشوق درجه یک من هستند و همیشه همراه من بوده‌اند. با اینکه فرزند کوچک داشتم، اما دوره تخصص را گذراندم. به نظرم کودک هیچ مانعی برای کار نیست و شاید بهانه باشد. کسی که واقعا بخواهد کار کند، در هر مرحله و شرایطی که باشد، اگر واقعا کار خود را دوست داشته باشد و به فکر آینده باشد، هیچ کدام از اینها مانع نیست.

حکیم مهر: بعد از دوره عمومی چه کردید؟

بلافاصله بعد از کسب دکترای عمومی در سال 90، اقدام به راه‌اندازی کلینیک در آمل کردم، اما باردار که شدم، سنگینی کار باعث شد تا کلینیک را رها کرده و به سمت آبزیان سوق پیدا کنم. کمااینکه آنجا دنیایی بود که هیچ‌کس در آن قدم نگذاشته بود. در واقع بیشتر دامپزشکان به حوزه دام کوچک، دام بزرگ و طیور ورود کرده و من به طور قطع نفر اولی بودم که وارد مجموعه آبزیان شدم. شرایط به گونه‌ای بود که وقتی سر استخر مزرعه پرورش ماهی میه‌فتیم، ما را بیرون می‌انداختند و می‌گفتند مگر دامپزشک هم بلد است که آبزیان کار کند؟

حکیم مهر: لطفا کمی از سختی‌های کار برای ما بگویید.

در حوزه آبزیان داروهایی به نام مالاشیت داریم که نوعی داروی ضدعفونی کننده ضدقارچ است و در مزرعه پرورش ماهی استفاده می‌شود. در حدود سال 91 استفاده از این دارو در کشورهای دیگر ممنوع بود اما در ایران همچنان استفاده می‌شد و با اینکه منع مصرف داشت، اما ممنوعیت قانونی برای آن وجود نداشت. در واقع استفاده از این دارو در چند سال اخیر ممنوعیت قانونی پیدا کرده و اگر مزرعه‌ای از آن استفاده کند، با آن برخورد می‌شود و پلمپ، توبیخ و زندانی به دنبال دارد. من یکی از جمعه‌های سال 91 به یک مزرعه رفته بودم و هرچه در می‌زدم، کسی در را باز نمی‌کرد. کنجکاو شدم و از بالای دیوار به درون مزرعه ورود کردم و دیدم که رنگ تمام استخرهای آن سبز است. مالاشیت دارویی است که آب را سبز می‌کند و چون سرطان‌زا است، استفاده از آن مجاز نیست. همه ماهی‌های داخل مزرعه پروار بودند که من آنها را ضبط کردم و به اداره گزارش دادم. این کار من سروصدای زیادی در استان ایجاد کرد. آن زمان این ماهی‌ها را به تهران می‌فرستادند و اعتقاد من این بود که حتی اگر من این ماهی را نخورم، بالاخره فرزندان من خواهند خورد و نسل به نسل ادامه می‌یابد. این مسائل خیلی من را خسته کرد، چون به هر حال زحمت زیادی داشت.

حکیم مهر: آیا صاحبان مزرعه برای شما تهدید یا مشکلی ایجاد نکردند؟

اداره به من گفت که یکی دو بار را چشم‌پوشی کنید و از این کارها انجام ندهید. اما من به آنها گفتم که وظیفه خودم را انجام دادم و بابت پولی که قرار است بگیرم، در وجدان خودم آسوده هستم و ادامه ماجرا با شماست. مالک مزرعه انسان نسبتا خطرناکی بود و من هم خود را کنار کشیدم، چون وظیفه خود را انجام داده بودم. اینکه اداره چه کرد را نمی‌دانم.

حکیم مهر: از اداره کل به شما گفتند که چشم‌پوشی کنید؟

بله، دقیقا این حرف را زدند. البته یادآوری می‌کنم که استفاده از این دارو در آن زمان ممنوعیت نداشت. حداقل اگر بچه ماهی را مالاشیت بزنند، بعد از هشت ماه مقدار آن پایین می‌آید و اشکالی ندارد اما آنها ماهی پروار را دارو زده و بلافاصله می‌خواستند به تهران بفرستد.

خاطرم هست آن اوایل که سر مزرعه پرورش ماهی می‌رفتم، ماهیانه یک میلیون تومان از اتحادیه ماهیان سردابی حقوق می‌گرفتم که سهم هر مزرعه 100 هزار تومان بود. دختر بزرگم که به دنیا آمد و 20 روزه بود، کسی نبود که به استخر پرورش ماهی برود و من به آنجا می‌رفتم. از آنجا که رفتن به آنجا با نوزاد 20 روزه سخت بود، همسرم که معلم بود، پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها ما را با خود به استخر می‌برد تا بتوانم کار خود را انجام دهم. پایان ماه که می‌شد، مزرعه‌داران برای پرداخت پول اذیت می‌کردند و می‌گفتند «شما روز جمعه با همسرت به صورت تفریحی به اینجا آمدی» و آن 100 هزار تومان را نمی‌دادند، در حالی که مزارع پرورش ماهی جاده هراز در مکان‌های پرت هستند و من در سرمای زمستان این مسیر را می‌رفتم، چون فرد دیگری نبود. همسرم به من دلداری می‌داد و می‌گفت ناراحت نباش و روزی می‌رسد که این افراد به تو محتاج می‌شوند و این مساله را به خدا بسپار. دقیقا این اتفاق افتاد و یکی دو سال بعد، شرکت شهرک‌های صنعتی استان مازندران پروژه‌ای را درخصوص خوشه‌بندی قزل‌آلا اجرا کرد و در استان به دنبال شخصی بودند که در این حوزه قوی کار کرده باشد که من را پیدا کردند و این خواست خدا بود.

زمانی بود که مسئولیت 50 مزرعه فقط با من بود و هیچ‌کس دیگری نبود و حاضر نمی‌شد با پرورش ماهی‌ها کار کند، چون در پرداخت حقوق اذیت می‌کردند. ما مزارع را منسجم کرده و 140 مزرعه به اسم خوشه قزل‌آلا هماهنگ کردیم. همه آنها را در یک مجموعه در نظر گرفتیم و طرح‌های مختلفی برای مزرعه‌داران ایجاد کردیم که مثلا برای ضدعفونی کردن مزرعه چه بکنند. من از دولت پول می‌گرفتم و همه را بین مزرعه‌داران تقسیم می‌کردم. مثلا این پول را برای کلاس‌های آموزشی اختصاص می‌دادم یا مدتی دستگاه ضدعفونی‌کننده به نام UV به آنها دادیم تا راهکار درستی برای شستن استخرها باشد.

حکیم مهر: برای خانم‌های علاقه‌مند به حرفه دامپزشکی چه توصیه‌هایی دارید؟ آیا هیچ‌وقت شد که خودتان خسته شوید و کم بیاورید؟

اینکه خودم بخواهم خسته شوم خیر، چون انسان سخت‌کوشی هستم، اما به طور کلی دامپزشکی شغلی سخت و حرفه‌ای است که در آن باید ارتباطات زیادی با آقایان داشته باشیم. به نظر من سختی‌های کار برای کسی که واقعا قصد کار کردن دارد، به چشم نمی‌آید. بانوی دامپزشک واقعا باید عاشق کار خود باشد تا بتواند موفق شود. من در حال حاضر سه کودک دارم اما با این حال آن‌قدر عاشق کارم هستم که ادامه می‌دهم. زمانی هست که شما به نقطه‌ای می‌رسید که دیگر خودتان قصد کار کردن ندارید و سایرین به دنبال شما می‌آیند. من در حال حاضر به آن نقطه رسیدم و واقعا از نظر درآمدی و موقعیتی راضی هستم. من به نوعی مسئول خوشه قزل‌آلای مازندران و کلینیسین آبزیان در کل استان هستم و ویزیت‌های خارج از استان هم می‌روم. دلیل اینکه به این نقطه رسیدم این است که از حدود 13 سال پیش زحمات زیادی کشیدم.

اگر از من سوال کنند که آیا دامپزشکی شغل خوبی است؟ در جواب می‌گویم در هر کاری که بخواهید ورود کنید، باید آن‌قدر زحمت بکشید که به نقطه دلخواه برسید. مخصوصا در ایران که رقابت خیلی زیاد است و در حوزه دامپزشکی، جایی که آقایان هستند، کمتر به سراغ خانم‌ها می‌روند. اگر هم بروند، یک خانم دامپزشک باید دو برابر یک آقا کار کند و باید آن‌قدر خوب و درست کار کند که موانعی که بر سر راه وجود دارد، به چشم او نیاید.

حکیم مهر: به عنوان حرف آخر...

حرف آخر من این است که موفقیت انسان‌ها فقط با پشتکار حاصل می‌شود و من این واقعیت را به چشم خود دیدم. هیچ خواسته‌ای وجود ندارد که دست‌نیافتنی باشد و همه خواسته‌ها به شرط تلاش و پشتکار، یافتنی است. نشدن برای منِ نوعی مفهومی ندارد و هر چه خواستم به دست آوردم و همه انسان‌ها می‌توانند به این نقطه برسند؛ مگر اینکه خدا نخواهد که آن قسمت و حکمت است که بحث دیگری است.

نکته آخر اینکه ما یک پروژه تحت عنوان ساخت دستگاه ازن پلاسما اجرا کردیم که رقیب سرسخت کارخانه‌های بزرگ ازن‌ساز است، به دلیل اینکه قیمت ما نصف آنهاست و شکر خدا تمامی مزرعه‌های مشتری از آن راضی هستند.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۲۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۸
دامپزشک
|
Germany
|
۰۹:۰۵ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
8
18
خانم دکتر عزیز موفق باشید. منم انگیزه گرفتم که با داشتن فرزند هم میشود کار کرد.
حسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۴ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
7
19
باآرزوی توفیق روز افزون برای خانم دکتر بعرض میرسونم که عامل موفقیت ایشون درطی این سالها فارغ از دانش فنی ، استمرار و پشتکار ، روابط عمومی بسیار خوب و خلق نیکوی شون بوده و قطعا در آینده از ایشون بیشتر خواهیم شنید....همکار از محمودآباد
دامپزشک دولتی البرز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۲۰ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
6
15
خدا قوت همکار گرامی. با آرزوی موفقیت روزافزون
چگنی. نیروی طرح دامپزشکی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۱ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
5
11
موفق و پیروز و سربلند باشید
ناشناس
|
Poland
|
۱۴:۱۷ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
4
11
به عنوان یک مادر بهتون افتخار میکنم
امیدوارم منم بتونم مثل شما تلاشم رو ادامه بدم و به چیزی که میخوام برسم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۱ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
1
11
کسی که خودشو دامپزشک میدونه! و از همکار میخواد که از تخلفات بهداشتی صرف نظر کنه، قطعا خیانت کرده
مطمئن باشید چندین بار این اتفاق افتاده و خواهد افتاد
..................
مبین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۰ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
2
8
انشاالله موفق باشید اینکه وظیفه خود را به خوبی انجام می‌دهید و با توصیه کسی حتی اداره کل خلاف دستورالعمل‌های بهداشتی عمل نمی‌کنید بسیار ارزشمند است
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۷ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
4
14
اینایی که کامنت منفی به این مادر نمونه میدن فازشون چیه. نکنه از حسادته ..........................
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۵ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
3
9
موفق باشید و پر توان خانم دکتر
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۲۷ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
2
8
خانم دکتر صداقت دارند ومثل بعضی ها وقتی مصاحبه آیی ازشون گرفته میشه داستانهای محیرالعقول تعریف نکردند و معجزات کاری بیان نفرمودند و رو راست هرچی بود را گفتند امیدوارم موفق باشند
ابوالفضل ملکی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۴۲ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
1
0
با درود و سلام بر شما ،
می‌خواستم ببینیم دستگاه ازن ساز شما را چگونه میتوان تهیه کرد. ممنون و تشکر
حسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۶ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
2
5
درود بر شما و همه زنان فعال وخستگی ناپذیر ایران زمین???
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۴ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
8
2
در اداره کل ما ، بانوان نصف اقایان هم کار نمی کنند. حتی تنهایی با راننده به روستا هم نمی روند
پس حتی اگر شما ۲ برابر کار می کنید ، به بقیه تعمیم ندهید
استاد بهداشت ابزیان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۴ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
3
6
با سلام خدمت خانم دکتر رمضانی دامپزشک متخصص سخت کوش و مجرب بهداشت و بیماریهای ابزیان و عرض خداقوت به ایشان. واقعا پشتکار و همت خانم دکتر مثال زدنی است با وجود همه مشکلات کاری و خانوادگی و محدودیتهای جنسیتی فعالیتها و خدمات بسیار ارزشمندی را انجام داده اند که می تواند به خصوص برای نسل جوان دامپزشکی الگو مناسبی باشد.از خداوند متعال سلامتی و توفیق روز افزون ایشان را خواستارم.
ناشناس
|
Germany
|
۱۴:۲۱ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
2
2
آفرین بر شما بانو پر تلاش
فریدون
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۸ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
2
2
والا خانم‌های این مرزوبوم بارها ثابت کرده اند که چیزی از آقایان در ابعاد مختلف علمی و اجتماعی کم ندارند اتفاقا در بعضی موارد یه سر و گردن بالا ترند ولی متاسفانه تبعيض های جنسیتی مانع بزرگ بیشتر موفقیت‌های خانمها میشود!
جوان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۱ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
2
2
متشکرم ای کاش جای رییس شبکه دامپزشکی..........بودید
دکتر نیوشا جهانمردی
|
Poland
|
۱۳:۵۲ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۸
1
1
درود بر خانم دکتر کوشا و نمونه واقعا لذت بردم از این همت و پشتکار و خودباوری در وجود شما و تبریک مضاعف به همسر معلم و دانای شما که حامی و همراه بودند در این مسیر با شما. ممنون میشم راه ارتباطی و تماس خانم دکتر را در خصوص مشاوره در فیلد ابزیان داشته باشم اداره دامپزشکی مازندران پیگیر شدم نداشتند تماس را.برای مجموعه ی همکار در تهران پیگیرم. سپاس و احترام
پاسخ ها
سودابه رمضانی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۸:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۸
آدرس ایمیل براتون میفرستم
یک دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۳۶ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
1
2
خانم دکتر همه که مثل شما فعال و پویا نیستند.یه دکتری در یکی از شهرهای یکی از استان های یه کشوری در حوزه خلیج فارس هست که مسئول فنی _بهداشتی آبزیانه. بعد تمام قراردادهاش رو زیر نرخ همکاران میبنده.درصد میده به منشی انجمن ابزیان اون استان که استخر زیاد داره،مخصوصا سردابی.که هر جا قراردادی هست،گوش به زنگ باشه،اگر مسئول فنی میگه ده تومن،این میگیره شش تومن.به جاش کل استخرهاش رو هم پر کرده.ضمنا سه سال هم به خاطر بارداری و شیردهی بچه اش،اصلا حضور نداشته و فقط امضا میزده.حالا این دامپزشک ،مرد بود یا زن،خبر ندارم.باز خدا رو شکر که شما حضور داری.????????????✌?✌?✌?
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۳/۰۱/۳۰
از مرد یا زن بودن طرف خبر نداری بعد از تمام کارهایش باخبری؟
ناهید نوری
|
United States of America
|
۱۰:۵۵ - ۱۴۰۳/۰۲/۱۹
1
1
شما سردمدار زنان توانمندید... ما میتوانیم را معنی کردید
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه