کد خبر: ۸۴۵۲۸
تعداد نظرات: ۵ نظر

سرنوشت غم‌انگیز «مرجان»؛ شیری که نماد رنج مردم افغانستان بود

حکیم مهر: مرجان، شیر معروف باغ‌وحش کابل، تنها یک حیوان نبود؛ بلکه او به نماد زخم‌های جنگ چهاردهه‌ای افغانستان تبدیل شد.

به گزارش حکیم مهر به نقل از ایراف، سرگذشت مرجان، از شکوه تا نابینایی و در نهایت مرگ، بازتابی از سرنوشت مردمی است که سال‌ها در میان گلوله و خمپاره زیستند.

مرجان در سال ۱۹۷۶ در باغ‌وحش کابل متولد شد؛ زمانی که افغانستان هنوز وارد چرخه بی‌پایان جنگ نشده بود.

او بخشی از مجموعه‌ای بود که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تفریحی کابل شناخته می‌شد و هزاران کودک و خانواده برای دیدنش می‌آمدند.

قدرت، زیبایی و آرامش او، نمادی از حیات وحش سالم افغانستان آن زمان بود. بسیاری از مردم افغانستان، خاطرات آن زمانی که مرجان سالم و سلامت بود را به یاد دارند.

جنگ‌های داخلی؛ آغاز رنج مرجان

با شروع جنگ‌های داخلی کابل در اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، باغ‌وحش به خط مقدم نبرد تبدیل شد.

مواضع نظامی گروه‌های متخاصم در اطراف تپه‌های وزیر اکبرخان و دارالامان، باغ‌وحش را عملاً به درون منطقه جنگ کشاند.

متاسفانه بسیاری از حیوانات باغ وحش کابل در جریان درگیری‌ها کشته شدند، اما مرجان زنده ماند.

در همین دوران، حادثه‌ای تلخ رخ داد که تا هنوز مردم افغانستان و جهانیان، با شنیدنش دلشان به حال مرجان می‌سوزد.

وقتی نیروهای عبدالرشید دوستم باغ وحش را تصرف کردند، در داخل باغ وحش تفریح می‌کردند و برای سرگرمی، حیوانات را آزار می‌دادند.

در یکی از همین روزها، چند تن از سربازان دوستم، شرط‌بندی عجیبی می‌کنند. چه کسی می‌تواند داخل قفس شیر برود؟

از میان سربازان، یک تن قبول می‌کند که به قفس مرجان برود. دیگر سربازان، بجای اینکه مانع کار او شوند، تشویقش کرده و شرط‌بندی می‌کنند.

وقتی آن سرباز وارد قفس مرجان می‌شود، مرجان که در اوج جوانی است، می‌پرد و گلوی او را می‌گیرد، آنقدر فشار می‌دهد تا سرباز می‌میرد.

روز بعد از این اتفاق، برادر فرد کشته شده، نارنجکی به داخل قفس مرجان می‌اندازد تا انتقام برادر خود را از او بگیرد. متاسفانه در این حادثه ترکش‌های نارنجک، صورت و چشمان مرجان را به کلی مصدوم می‌کند.

پس از این واقعه، مرجان رفته رفته بیمار و منزوی می‌شود. نه چشمی دارد که ببیند و نه دندانی تا غذا بخورد. صورت زخمی او، الهام بخش بسیاری از هنرمندان شد و شعرها، داستان‌ها و فیلم‌های زیادی از سرنوشت مرجان ساخته شد.

نجات و رسیدگی؛ تلاش برای زنده نگه داشتن یک نماد

با وجود محدودیت شدید امکانات در کابل جنگ‌زده، نگهبانان باغ‌وحش و دامپزشکان محلی با همه توان برای حفظ جان مرجان تلاش کردند.

بعدها تیم‌هایی از سازمان‌های بین‌المللی حفاظت از حیوانات، از جمله انجمن حمایت از حیوانات (Society for the Protection of Animals)، وارد کابل شدند تا درمان او را ادامه دهند.

مرجان از نظر جسمی هرگز بهبود کامل نیافت، اما زنده ماندنش به سمبل پایداری تبدیل شد. بسیاری او را «شیرِ زخمی افغانستان» می‌نامیدند؛ موجودی که همانند مردم کابل، نابینایی و زخم‌ها را تحمل می‌کرد اما زنده می‌ماند.

مرجان؛ جذاب‌ترین چهره کابلِ پس از جنگ

پس از جنگهای داخلی، خبرنگاران خارجی نخستین بار از باغ‌وحش کابل گزارش تهیه کردند.

تصویر شیر نابینای زخم‌خورده‌ای که آرام در گوشه قفس قدم می‌زد، به‌سرعت در رسانه‌های جهان منتشر شد.

نگهبان قفس مرجان می‌گوید: در سال‌های آخر، مرجان بدلیل نداشتن دندان، نمی‌توانست هر گوشتی را بخورد، برای همین باید گوشت نرم و بدون استخوان به او می‌دادیم، با این حال در بسیاری روزها، حتی برای خوردن غذا از اتاق خود بیرون نمی‌آمد. او در ماه‌های آخر عمر خود، دچار افسردگی شده بود، برای همین میلی به دیده شدن نداشت.

مرجان به یکی از مشهورترین نمادهای جنگ و مقاومت افغانستان تبدیل شد؛ حیوانی که بیش از انسان‌ها رنج برده بود اما همچنان زندگی می‌کرد.

بازدیدکنندگان داخلی و خارجی باغ‌وحش، اغلب پیش از دیدن هر حیوان دیگری، به دیدار مرجان می‌آمدند. برای بسیاری، دیدن او نوعی ادای احترام به گذشته تلخ کابل بود.

مرگ یک افسانه

مرجان پس از سال‌ها نابینایی، عفونت‌های شدید و بیماری‌های ناشی از پیری، در ژانویه ۲۰۰۲ در سن حدود ۲۶ سالگی جان داد؛ سنی بالا برای یک شیر در اسارت.

مرگ او با واکنش گسترده مردم و رسانه‌ها همراه شد. بسیاری از شهروندان کابل سر قبرش گل گذاشتند و نگهبانان باغ‌وحش برایش مراسم کوچک یادبود گرفتند.

مرجان اگرچه زنده نیست، اما در حافظه تاریخی مردم افغانستان زنده است. او به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای غیرانسانیِ قربانی‌شدن در جنگ‌های داخلی تبدیل شد.

سرگذشت او همچنان در گزارش‌ها، مستندها، و روایت‌های فرهنگی تکرار می‌شود؛ یادآوری اینکه جنگ تنها انسان‌ها را نمی‌کشد، بلکه طبیعت، حیات وحش و هر نشانه‌ای از آرامش را نیز قربانی می‌کند.

 

 

انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
مجید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
1
2
آدمی بر عقل خود فخر و غرور آورد،
لیک در دامِ هوس، رنج و شرور آورد.
شیر در صحرا به قانونِ طبیعت زیست،
بی‌فریب و ریا، عزت و نور آورد.
آدمی از حرص، خونِ برادر بریخت،
شیر اگر حمله کند، حاجتِ سور آورد.
حیف بر آن عقل که در بندِ طمع گردد،
حیف بر آن جان که جز وهم و فتور آورد.
بنگر از حیوان، صفای دل و صدق آموخت،
آدمی اما به جهل، ظلم و فجور آورد.
متخصص بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
0
2
چه متن زیبا و حزن آوری بود! اشک ما رو در آوردید! شیر همیشه و در همه حال نماد قدرت، صلابت، غرور، زیبایی و شکوه خالق منان است. خدا از سر تقصیر کسی که رنج و محنت طولانی و طاقت فرسایی رو به این حیوان بی گناه تحمیل کرد نگذره.
باران
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
0
2
واقعا غم انگیز بود. اشک آدم سرازیر میشه از این همه عقب افتادگی و جهالت و بی رحمی.
به شدت مخالف باغ وحش و اسیر کردن حیوان برای سرگرمی انسانهام.
یک نشانه مهم توسعه یافتگی، نحوه رفتار انسان با حیوان و گیاه و محیط زیسته!
کاش تو مدارس آموزش های موثر و کافی حول این امور هم انجام بشه. انسان رشد یافته و فرهیخته با هم نوع خود و نیز با حیوان و گیاه و طبیعت مهربانه.
به فرزندان خود مهربانی را در تمام ابعاد بیاموزیم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹
0
0
کاش این کشورباخاک یکی میشدو ک دیگه اسمی ازش نبود
یا آباد آباد میشد یا ویران ویران مثل خاک هیچی نبود ونداشت
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۲۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
عزیز این کشور وطن میلیونها انسانه. فقط دعا کنیم مردمان آگاه و میهنشان آباد باشه.
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه