صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۴۶۵۶
تعداد نظرات: ۸ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر مهدی خراسانی» کلینیسین و موسس اولین بیمارستان دامپزشکی استان هرمزگان:

سه بار فقط به دلیل فروش غذای حیوانات به دادگاه رفته‌ام!/ درمانگران غیرمجاز حتی نظرات دامپزشکان متخصص را رد می‌کنند!

«دکتر مهدی خراسانی» درباره مالیات‌های سنگین گفت: چون مجوز فعالیت در حوزه حیوانات خانگی دارم، باید ۳۰ تا ۳۵ درصد، یعنی تقریباً یک‌سوم درآمدم را مالیات بدهم، در حالی که درآمد بسیاری از کلینیسین‌ها به‌سختی هزینه‌های جاری را پوشش می‌دهد ...

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: «در استان هرمزگان، حوزه دامپزشکی حیوانات خانگی و کلینیسین‌ها با مشکلات جدی و چندجانبه‌ای روبه‌رو است»؛ این را «دکتر مهدی خراسانی» کلینیسین باسابقه و مؤسس اولین بیمارستان دامپزشکی استان هرمزگان به حکیم مهر می‌گوید.

به گفته او، در بندرعباس تنها شش تا هفت کلینیک فعال وجود دارد و مجموع کلینیسین‌های استان به حدود بیست نفر می‌رسد، در حالی که در شهرستان‌هایی مانند حاجی‌آباد، بندرلنگه و بندرخمیر، کمبود شدید نیرو و نبود مراکز درمانی باعث شده حیوانات خانگی و حتی دام‌های بزرگ با تهدید جدی روبه‌رو شوند.

دکتر خراسانی با تأکید بر مشکلات اقتصادی کلینیسین‌ها توضیح می‌دهد: «بخش زیادی از درآمد ما از فروش ملزومات و غذای حیوانات تأمین می‌شود، اما محدودیت‌های واردات، فشارهای تعزیرات و ناهماهنگی با پلتفرم‌های آنلاین، فعالیت قانونی ما را دشوار کرده است. ما در صف اول جریمه، مالیات و کنترل هستیم، اما از هیچ حمایتی برخوردار نیستیم.»

او همچنین به معضل دخالت افراد فاقد صلاحیت اشاره می‌کند: «در استان سونامی از غیرمتخصص‌ها داریم؛ از پرورش‌دهندگان سگ و گربه گرفته تا حامیانی که بدون دانش کافی دست به درمان و نسخه‌نویسی می‌زنند. این کار نه‌تنها سلامت حیوانات را به خطر می‌اندازد، بلکه بازار دامپزشکی را هم مختل کرده است.»

دکتر خراسانی در عین حال از تلاش‌های خود و برخی همکاران متخصص یاد می‌کند: «ما طرحی آماده کرده‌ایم که با اختصاص زمینی از سوی شهرداری، بتوانیم در ۵ تا ۷ سال بین ۱۲ تا ۱۵ هزار قلاده سگ و گربه خیابانی را عقیم کنیم و مدیریت علمی جمعیت حیوانات را اجرا کنیم. این کار در بسیاری از شهرهای شمالی موفق بوده است، اما متأسفانه در استان ما هنوز تصمیم‌گیری‌ها علمی و هدفمند نیست.»

او در پایان تأکید می‌کند: «تا زمانی که فرهنگ‌سازی درست در مدارس و جامعه انجام نشود و برنامه‌ریزی بلندمدت صورت نگیرد، مشکلات دام، دامپزشکی و مدیریت حیوانات در استان حل نخواهد شد. خوشبختانه حضور برخی متخصصان جراحی و دامپزشکان متعهد در بندرعباس امیدواری ایجاد کرده، اما این تلاش‌ها بدون حمایت و اصلاح سیاست‌ها به تنهایی کافی نیست.»

حکیم مهر: لطفاً در ابتدا تصویری کلی از وضعیت کلینیسین‌های دامپزشکی در استان هرمزگان ارائه دهید. در حال حاضر چه تعداد کلینیک، مطب یا مرکز درمانی دامپزشکی فعال دارید و آیا این تعداد با نیاز استان تناسب دارد؟

اگر اشتباه نکنم، در بندرعباس حدود شش تا هفت مجموعه فعال داریم و مجموع کلینیسین‌های استان به حدود بیست نفر می‌رسد. در حوزه حیوانات خانگی و پرندگان، شهر بندرعباس تقریباً اشباع است و تعداد مراکز درمانی پاسخگوی نیاز موجود است. اما در حوزه دام بزرگ شرایط کاملاً متفاوت است؛ سال‌هاست که نگهداری دام بزرگ در استان کاهش پیدا کرده و بسیاری از روستاییان یا دام‌های خود را فروخته‌اند یا به دلیل بیماری از دست داده‌اند. نتیجه این شده که تعداد کلینیسین‌های دام بزرگ به‌شدت کاهش یافته و این یک معضل جدی است. به‌طوری‌که اگر دامداری در یک روستا گاو در حال زایمان داشته باشد، پیدا کردن دامپزشک واقعاً سخت است.

از طرف دیگر، در برخی شهرستان‌ها مانند حاجی‌آباد، بندر لنگه و بندر خمیر کمبود کلینیسین بسیار محسوس است. در این مناطق جمعیت حیوانات خانگی، پرندگان و همچنین دام بزرگ (به‌ویژه شتر) زیاد است اما کلینیسین وجود ندارد. مثلاً در بندرلنگه اگر حیوان خانگی کسی مریض شود، مجبور است ۳۰۰ کیلومتر تا بندرعباس بیاید؛ قشم خوشبختانه کلینیک دارد، اما جزیره هرمز هیچ مرکز دامپزشکی فعال ندارد و مردم مجبورند با قایق و در شرایط طوفانی به بندرعباس یا قشم مراجعه کنند. این‌ها از نقاط ضعف جدی استان است.

حکیم مهر: به نظر شما برای رفع این مشکلات راهکاری وجود دارد؟

راهکار که حتماً وجود دارد، اما متأسفانه آن‌طور که من شنیده‌ام، در سال‌های گذشته نگاه سازمان دامپزشکی چندان نسبت به مقوله کلینیسین‌ها و حیوانات خانگی مثبت و جدی نبوده و حتی گفته شده که «بی‌خیال کلینیک‌های حیوانات خانگی شوید». وقتی چنین رویکردی در سطح سیاست‌گذاری وجود داشته باشد و قانون‌گذاری و نظارت درست انجام نشود، طبیعی است که با کمبود، بی‌نظمی و خطاهای متعدد مواجه می‌شویم.

خوشبختانه با حضور دکتر شیبانی به‌عنوان رئیس جدید نظام دامپزشکی استان، یک نگاه جدید وارد شده است. ایشان بسیار پیگیر هستند و برخلاف برخی مدیران قبلی که نسبت به حوزه حیوانات خانگی بی‌توجه بودند، اکنون نظام فعالانه وارد عمل شده؛ کلاس‌های آموزشی برای دامپزشکان برگزار کرده، نرخ‌نامه واحد تعیین کرده و تلاش می‌کند هم سامان‌دهی انجام دهد و هم دامپزشکان را برای فعالیت در مناطق کم‌برخوردار تشویق کند. این اقدامات در شش–هفت ماه اخیر تغییرات مثبتی ایجاد کرده است.

اما واقعیت این است که همه چیز دست رئیس نظام استان نیست. سیاست‌گذاری کلان باید در سطح ملی اصلاح شود. ما نمی‌توانیم نسبت به هزاران سگ و گربه ولگرد و نبود نظارت کافی بی‌تفاوت باشیم. لازم است تصمیم‌گیری از بالا انجام شود و برای حوزه حیوانات خانگی و کلینیسین‌ها برنامه‌ریزی جدی صورت گیرد.

حکیم مهر: از نظر اقتصادی، مهم‌ترین مشکلاتی که کلینیسین‌های دامپزشک با آن مواجه‌اند چیست؟

مشکلات اقتصادی کلینیسین‌ها در استان ما، مثل بسیاری از نقاط کشور بسیار گسترده است. بخشی از این مشکلات ناشی از سیاست‌گذاری‌های اشتباه و بخشی دیگر نتیجه نبود زیرساخت و بی‌توجهی به نیازهای واقعی حرفه دامپزشکی است.

یکی از مهم‌ترین معضلات، محدودیت در واردات و فروش ملزومات حیوانات خانگی است. حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد درآمد یک مجموعه دامپزشکی، خصوصاً برای دامپزشکان تازه‌کار که هنوز مشتری ثابت ندارند، از فروش غذای حیوانات، شیر خشک، اکسسوری و سایر ملزومات تأمین می‌شود. اما چهار پنج سال پیش تمام این کالاها در فهرست کالاهای ممنوعه قرار گرفتند و ارز به آن‌ها اختصاص داده نشد. نتیجه چه شد؟ کالاهایی که نیاز واقعی بازار هستند، به‌جای اینکه از مسیر رسمی وارد شوند، به‌صورت قاچاق وارد کشور شدند.

در چنین شرایطی، دامپزشکی که قرار بوده بخشی از هزینه‌های اجاره، پرسنل و اداره مجموعه را از طریق همین فروش تأمین کند، ناچار است برای چند بسته غذای حیوانات پاسخگوی تعزیرات، اماکن، صنعت و معدن و حتی دادگاه باشد. خود من شخصاً سه بار فقط به دلیل فروش غذای حیوانات به دادگاه رفتم! در صفی کنار کسانی که قاچاق سوخت یا کالای کلان داشتند، می‌ایستادم و وقتی می‌گفتم «دامپزشکم و برای غذای حیوان آمده‌ام»، قاضی تعجب می‌کرد. این واقعاً زیبنده شأن دامپزشکی نیست.

از طرف دیگر، چون ۹۰ درصد محصولات مورد نیاز حوزه حیوانات خانگی خارجی است و تولید داخلی کیفیت مناسبی ندارد، حذف مسیر قانونی واردات عملاً باعث شده سود اصلی به جیب قاچاقچی، لنج‌دار و کالابر برود. یک گونی غذای حیوانات که مثلاً ۱۰ میلیون تومان قیمت دارد، یک تا دو میلیون تومان فقط هزینه قاچاق و حمل از امارات تا ایران پیدا می‌کند. این روند نه‌تنها در بندرعباس، بلکه در سراسر کشور اتفاق می‌افتد، در حالی که همین مبلغ می‌توانست به‌صورت مالیات رسمی وارد خزانه شود و برای مدیریت محیط زیست، کنترل حیوانات ولگرد و خدمات شهری هزینه گردد.

مشکل دیگر مالیات‌های سنگین است. چون من مجوز فعالیت در حوزه حیوانات خانگی دارم، باید ۳۰ تا ۳۵ درصد، یعنی تقریباً یک‌سوم درآمدم را مالیات بدهم، در حالی که درآمد بسیاری از کلینیسین‌ها به‌سختی هزینه‌های جاری را پوشش می‌دهد. برای دامپزشکان دام بزرگ این درصد کمی پایین‌تر است، اما باز هم کمتر از حدود ۳۰ درصد نمی‌شود.

مسئله سوم فشارهای شهرداری است. در بندرعباس برخلاف برخی شهرها اجبار جدی برای خروج کلینیک‌های دامپزشکی از محدوده شهری وجود ندارد، اما شهرداری عوارض متعدد دریافت می‌کند: عوارض تابلو، کسب و پیشه، زیباسازی، بهداشت عمومی و… اما در مقابل هیچ خدمات رفاهی خاصی ارائه نمی‌شود. حتی وقتی عوارض می‌دهم، برای نصب یک تابلو تبلیغاتی ساده هم باید منتظر تأییدهای متعدد شوم.

مجموع این عوامل باعث شده فعالیت اقتصادی کلینیسین‌ها با دشواری جدی مواجه شود و بسیاری از همکاران واقعاً به‌سختی مجموعه خود را سرپا نگه می‌دارند.

حکیم مهر: تعرفه‌های خدمات دامپزشکی تا چه اندازه با هزینه‌های واقعی (دارو، تجهیزات، اجاره و...) هم‌خوانی دارند؟

تعرفه‌ها در ظاهر «خوب» به نظر می‌رسند، اما مشکل جای دیگری است. موضوع دقیقاً مثل همان مثال ساده‌ای است که اگر پیتزا ۱۰۰ هزار تومان باشد و یک خانواده ۲۰ میلیون درآمد داشته باشد، می‌تواند هر هفته پیتزا بخرد؛ اما اگر درآمد ۱۰ تا ۱۲ میلیون باشد و قیمت پیتزا ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان، همان خانواده شاید هر سه ماه یک‌بار بتواند پیتزا بخرد. در دامپزشکی هم همین اتفاق افتاده است: تعرفه‌ها بالا رفته‌اند، اما قدرت پرداخت مردم به شدت کاهش یافته است.

امروز اگر یک سگ دچار اسهال و استفراغ ساده شود، صاحب حیوان در وهله اول با کمبود دارو مواجه می‌شود. داروخانه‌ها نسخه دامپزشک را می‌بینند و متأسفانه برخلاف قانون، سلیقه‌ای عمل می‌کنند؛ اگر تمایل به حوزه حیوانات خانگی نداشته باشند، می‌گویند «دارو نداریم». همین باعث می‌شود صاحب حیوان مجبور شود دارو را از بازار زیرزمینی تهیه کند؛ آن هم با ۳۰ تا ۴۰ درصد قیمت بالاتر.

در یک بیماری ویروسی معمولی، صاحب حیوان مجبور است حدود ۴ میلیون تومان فقط هزینه دارو بدهد. نتیجه چیست؟ اگر قبلاً من در روز ۲۰ بیمار می‌دیدم، امروز به ۱۰ بیمار رسیده‌ام. یعنی تعرفه‌ها افزایش یافته، اما دامپزشک سود نکرده، چون تعداد مراجعه‌کنندگان نصف شده است.

همین وضعیت برای درمان‌های روتین، واکسیناسیون و خدمات پیشگیرانه نیز صدق می‌کند. خانواده‌ها دیگر توان انجام آزمایش دوره‌ای یا درمان‌های پیشگیرانه را ندارند؛ حیوان ناگهان بیمار می‌شود و هزینه درمان چند برابر می‌شود. این وضعیت حتی در دام بزرگ هم وجود دارد.

حکیم مهر: وضعیت پرداخت از سوی دامداران یا صاحبان حیوانات خانگی چگونه است؟ آیا با تأخیر یا بی‌اعتمادی روبه‌رو هستید؟

من شخصاً بیشتر با حیوانات کوچک کار می‌کنم، اما از همکاران دام بزرگ به‌خوبی در جریانم. اکنون بسیاری از دامپزشکان برای ویزیت دام بزرگ می‌روند تا بازار کار همکاران این حوزه اشباع نشود. اما مشکل اینجاست که درمان دام بزرگ معمولاً زیان‌ده است.

برای مثال، اگر دامدار بخواهد به یک گاو ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلویی سرم بزند، باید حداقل پنج سرم یک لیتری استفاده شود. همین ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان فقط هزینه مایع درمانی است و برای دامپزشک در نهایت حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان هزینه ایجاد می‌کند. هر ویال دارو هم بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان هزینه دارد.

در نهایت فاکتور دامدار ممکن است ۳ تا ۵ میلیون تومان شود، اما بسیاری از دامداران توان پرداخت ندارند. دامپزشک هزینه رفت‌وآمد، زمان و هزینه دارو را می‌دهد اما دستمزدش یا پرداخت نمی‌شود یا فقط پول دارو را می‌گیرد.

گاهی دامپزشک به روستا می‌رود و می‌بیند یک پیرزن با لباس پاره جلویش ایستاده است. واقعاً چطور می‌تواند از او هزینه کامل دریافت کند؟ در عمل، دام بزرگ برای دامپزشکان ما بیشتر خدمت اجتماعی است تا فعالیت اقتصادی؛ یعنی کار می‌کنند اما اغلب با ضرر.

حکیم مهر: آیا کلینیسین‌های دامپزشک در استان از تسهیلات مالی، بیمه‌ای یا حمایتی خاصی برخوردارند؟

متأسفانه هیچ. ما در صف اول هر نوع جریمه، مالیات و فشارهای نظارتی هستیم، اما در صف آخر دریافت هر نوع حمایت.

چند هفته قبل از درگیری‌های منطقه، شورای امنیت ملی ـ به جای بررسی موضوعاتی مثل وجود پناهگاه برای مردم بندرعباس که وسط تنگه هرمز است ـ دستور داد تمام غذاهای خارجی حیوانات خانگی از بازار جمع‌آوری شود. نتیجه چه شد؟ یک تیم مشترک از جهاد کشاورزی، دامپزشکی، تعزیرات و اصناف وارد عمل شد و نصف دامپزشکی‌های بندرعباس را جریمه کرد؛ اما نه غذایی جمع شد و نه مشکلی حل شد.

هم‌زمان با همین تصمیم، اسنپ و دیجی‌کالا در کل کشور فروش آنلاین غذای حیوانات را ادامه می‌دادند. امروز هم در بندرعباس اسنپ غذای حیوانات می‌فروشد، اما منِ کلینیسین اجازه فروش همان کالا را ندارم. این تناقض دردناک است.

حتی در یک مورد که برای حل مشکلی به کلانتری مراجعه کرده بودم، به‌جای رسیدگی، یکی از مسئولان مرا نصیحت می‌کرد که «چرا اصلاً دامپزشکی حیوانات خانگی دارید!»؛ به او گفتم: «این سؤال را باید از دانشگاه‌هایی پرسید که دانشکده دامپزشکی تأسیس کرده‌اند. نمی‌شود دامپزشک تربیت کنند، مجوز بدهند، پروانه فعالیت صادر کنند؛ اما بعد بگویند فروش ملزومات ممنوع است!»

این وضعیت مثل این است که بگویند تعمیرگاه خودرو مجاز است، مکانیک آموزش بدهند، تعمیرگاه افتتاح شود، اما فروش قطعات خودرو ممنوع باشد؛ خب، چگونه قرار است تعمیرکار ماشین تعمیر کند؟ مشکل ما دقیقاً همین است: مجوز رسمی داریم؛ اما نمی‌دانیم فعالیت‌مان قانونی است یا غیرقانونی. نمی‌دانیم باید ملزومات بفروشیم یا نه. یک روز می‌گویند ممنوع؛ روز دیگر می‌بینیم در پلتفرم‌ها آزادانه فروخته می‌شود. این بلاتکلیفی اقتصاد ما را فلج کرده است.

حکیم مهر: چرا انجمن صنفی کلینیسین‌های دامپزشکی در استان تشکیل نشده است؟

بارها پیگیری کردیم، اما از نظر قانونی امکان‌پذیر نیست. برای تشکیل انجمن صنفی باید حداقل ۶۰ تا ۷۰ عضو داشته باشیم؛ در حالی که مجموع کل کلینیسین‌ها، داروخانه‌داران دامپزشکی و فعالان درمانی در هرمزگان به ۳۰ نفر هم نمی‌رسد. وقتی حد نصاب قانونی وجود ندارد، اداره کار و تعاون اساساً اجازه تأسیس انجمن یا اتحادیه را نمی‌دهد.

البته ما در داخل جامعه دامپزشکی استان یک گروه واتساپی داریم که تصمیم‌گیری‌ها، هم‌اندیشی‌ها و هماهنگی‌ها در آن انجام می‌شود؛ اما این گروه هیچ رسمیت قانونی، مهر، اساسنامه یا هیئت‌مؤسس ندارد و طبیعتاً نمی‌تواند نقش یک انجمن صنفی واقعی را ایفا کند.

حکیم مهر: تا چه اندازه از نظرات کلینیسین‌های دامپزشک در تصمیم‌گیری‌های استانی استفاده می‌شود؟

واقعیت این است که هیچ. ما در استان یک معضل جدی به نام حیوانات بی‌سرپرست داریم؛ سگ‌ها و گربه‌هایی که در هر کوچه و خیابان دیده می‌شوند. خود من در بلوار چمران زندگی می‌کنم و شب‌ها سگ‌ها در آن محدوده جولان می‌دهند. با وجود این وضعیت، تاکنون حتی یک‌بار هم نشده که مسئولان به من به‌عنوان مؤسس اولین بیمارستان دامپزشکی استان بگویند بیایید بنشینیم و برای مدیریت این معضل همکاری کنیم.

در عوض، تصمیم‌گیری‌ها معمولاً بر اساس نظرات چند حامی حیوانات انجام می‌شود؛ افرادی که متأسفانه برخی از آنها دنبال منافع شخصی هستند. نمونه‌اش این است که یک سگ با پای شکسته پیدا می‌کنند، ۲۰ میلیون تومان جمع‌آوری می‌کنند اما ۱۰ میلیون آن به جیب خودشان می‌رود. این روند نه علمی است، نه اخلاقی؛ و نتیجه‌اش چیزی جز پول، زیرمیزی و باندبازی نیست.

مشکل اینجاست که به‌جای رجوع به دامپزشک، به حامیانی مراجعه می‌شود که دانششان غیرعلمی و برگرفته از برداشت‌های اشتباه است. این باعث شده سیستم شهرداری به‌جای مدیریت مؤثر حیوانات شهری، عملاً به افزایش جمعیت آنها کمک کند. برای مثال، منِ دامپزشک می‌گویم گاهی یک حیوان تصادفی باید یوتانایز شود، اما انجمن حمایت با فشار و هزینه‌های ۲۰–۳۰ میلیونی مانع می‌شود؛ هزینه‌ای که می‌توانست صرف عقیم‌سازی ۷ حیوان شود.

من طرحی تهیه کرده‌ام که هنوز فرصت ارائه رسمی آن به شهرداری را پیدا نکرده‌ام. خلاصه طرح این است: با توجه به اینکه ما اولین بیمارستان دامپزشکی شهر هستیم و ماهانه حدود بیش از ۱۰۰ میلیون تومان هزینه اجاره مکان می‌دهیم، از شهرداری خواسته‌ام زمینی ۲۰۰ متری در اختیار ما قرار دهد تا بیمارستان جدیدی بسازیم. در ازای این زمین—حتی اگر ارزشش ۱۵ میلیارد تومان باشد—تعهد می‌دهیم ظرف ۵ تا ۷ سال، بین ۱۲ تا ۱۵ هزار قلاده سگ و گربه خیابانی را عقیم کنیم.

اگر شهرداری بخواهد همین برنامه را خودش اجرا کند، نزدیک ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان هزینه دارد. پیشنهاد ما این است که شهرداری فقط زمین بدهد و دخالت نکند؛ حیوانات نیز از طریق گروه‌های تاییدشده حمایت از حیوانات به مرکز معرفی شوند و پس از عقیم‌سازی، نگهداری و درمان، دوباره رهاسازی شوند.

در بسیاری از شهرهای شمالی—از جمله انزلی، گیلان، لاهیجان و قزوین—این مدل اجرا شده و موفق بوده است. امروز در آن مناطق توله سگ و توله گربه در خیابان نمی‌بینید؛ زیرا جمعیت آنها در طول حدود ۷ تا ۱۰ سال از ۱۲–۱۵ هزار قلاده به تقریباً هزار قلاده رسیده است.

اما در استان ما شهرداری همچنان به روش‌های ناکارآمد قبلی ادامه می‌دهد؛ سگ‌ها را در پناهگاه‌هایی می‌ریزند که در آن حیوانات از گرسنگی همدیگر را می‌خورند. این کار نه علمی است، نه اخلاقی و نه دینی. واقعاً گناه بزرگی است که حیوانات را بدون مدیریت و دانش مناسب در چنین شرایطی رها کنیم.

حکیم مهر: ارتباط کلینیسین‌های استان با اداره‌کل دامپزشکی و نظام دامپزشکی چگونه است؟

به‌طور کلی ارتباط خوب است و مشکل خاصی وجود ندارد، اما انتظارات من بسیار بالاست؛ چون فرد کمال‌گرایی هستم و انتظار نظارت دقیق‌تر و علمی‌تر دارم. استان هرمزگان به‌دلیل وجود بندر شهید رجایی و حجم بالای صادرات و واردات آبزیان، میگو و ماهی بار سنگینی روی دوش اداره‌کل و نظام دامپزشکی دارد. حدود ۹۵ درصد نیرو، انرژی و بودجه آن‌ها صرف این بخش‌ها می‌شود. در نتیجه بخش دامپزشکی حیوانات کوچک و کلینیسین‌ها عملاً در حاشیه قرار گرفته‌اند.

این شرایط باعث شده نظارت کافی بر عملکرد برخی همکاران وجود نداشته باشد. من به‌عنوان کلینیسینی که سال‌ها در این حوزه کار کرده‌ام، به‌راحتی تشخیص می‌دهم چه کسی سواد لازم دارد، چه کسی کلاهبرداری می‌کند و چه کسی اصلاً صلاحیت دریافت پروانه نداشته است.

متأسفانه در سال‌هایی که فشار برای افزایش آمار وجود داشته، به برخی افراد بدون دانش کافی مجوز داده شده و این بزرگ‌ترین ضعف نظارتی در استان است.

حکیم مهر: آیا در استان شما پدیده دخالت افراد فاقد صلاحیت در امور درمانی مشاهده می‌شود؟

نه تنها مشاهده می‌شود، بلکه در حد سونامی است. تولیدکنندگان سگ و گربه، پرورش‌دهندگان پرندگان، فروشندگان پرندگان در بندرعباس همه خود را متخصص می‌دانند و نسخه‌نویسی و درمان‌های غیراصولی انجام می‌دهند.

یک حامی حیوانات که سه سال است سگ نگه می‌دارد ناگهان برای خودش متخصص می‌شود. افراد غیرمتخصص بر اساس یک آزمایش یا یک عکس، نظرهای کاملاً نادرست می‌دهند و حتی نظرات دامپزشک متخصص را رد می‌کنند. ما حتی حامی‌ای داریم که به‌دلیل لابی در شهرداری و ادارات، سال‌ها نقاهتگاه در اختیار داشته و خودش جراحی می‌کرده؛ کاری که از نظر قانونی جرم است و ۶ ماه تا یک سال زندان، شلاق و جریمه نقدی دارد.

این دخالت‌ها مستقیم به درآمد دامپزشکان آسیب می‌زند. ما کلینیسین‌هایی که کار حمایتی انجام می‌دهیم، روی تعرفه‌ها تا ۵۰ درصد تخفیف می‌دهیم، اما کسی که غیرقانونی کار می‌کند کل بازار را خراب می‌کند.

این مشکل فقط در حیوانات خانگی نیست؛ در دام بزرگ و طیور نیز همین وضعیت وجود دارد. دامداران و مرغداران به‌جای مراجعه به دامپزشک، خودشان آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کنند، دارو در آب مرغ می‌ریزند و چند روز بعد مرغ وارد چرخه کشتار می‌شود؛ بدون اینکه نظارت کافی در کشتارگاه‌ها انجام شود. باید صادق باشیم: نظارت در بخش‌های زیادی کافی نیست.

حکیم مهر: به‌عنوان جمع‌بندی، چه نکته‌ای را ضروری می‌دانید؟

تا زمانی که فرهنگ‌سازی انجام نشود، مشکلات دام، دامپزشکی و دامداری در کشور حل نمی‌شود. با آموزش ساده و هدفمند در مدارس ابتدایی و دبیرستان می‌توان بخش بزرگی از این معضل را در بلندمدت برطرف کرد.

اما واقعیت این است که مشکلات آن‌قدر زیاد و ریشه‌دار هستند که هیچ‌کدام در کوتاه‌مدت حل نمی‌شوند؛ همه‌چیز نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت ده‌ساله است. در پایان، وظیفه خود می‌دانم از دکتر ساگارت و دکتر بابایی—دو متخصص جراحی—تشکر کنم؛ کسانی که با عشق و علاقه زندگی خود در تهران را رها کردند و به بندرعباس آمدند و برای نخستین بار درمان‌های تخصصی دام بزرگ و دام کوچک را در این استان توسعه دادند.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۱۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
31
0
سلام
البته همان درمانگران غیر مجاز که تجربه بالایی دارند و از قدیم در نبود متخصصان امر مشغول به درمان و حمایت از دامداران بودند الان هم اعتماد بیشتری نزد دامداران دارند و از نظر عملکرد خیلی جلوتر از متخصصان علم تئوری و کارنابلد در عمل هستند.
ممنون حکیمی جان برای باز نشر
پاسخ ها
بابک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۶:۳۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
سلام
متاسفانه دو خط حرف زدید بیشتر از 5 بار مغلطه کردید.
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۲:۰۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
چقدر هم که گوش به زنگ هستید، سریع برید طرف درمانگر غیر مجاز رو بگیرید
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
تجربه تون رو برای گاو و گوسفند های منزلتان استفاده بفرمایید نه دام مردم
فرامرز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۳:۴۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
4
3
دکتر عزیز، مشکل ریشه‌ای و قدیمی‌ست بیماری‌ای که از اعماق ساختار نهاد های متولی دامپزشکی ما سر برآورده و امروز به دست رفتار سازمان ها و همکاران بازتولید می‌شود. وقتی از پایه‌ترین اصول حرفه‌ورزی چشم‌پوشی می‌کنیم وقتی تحصیلات، میزان سواد تجربی و آکادمیک همکاران را بی‌پروا زیر سؤال می‌بریم نتیجه‌ای جز تضعیف اعتماد در پی ندارد. واقعیت تلخ این است که هرگاه رؤسای انجمن‌ها و نمایندگان صنفی در رسانه‌ها دست به ترور شخصیت و آسیب زدن به نهادهای آموزشی ، دانشکده ها و فارغ‌التحصیلان می‌زنند، ناخواسته مجوزی به دیگران می‌دهند تا به اقتدار و هویت حرفه‌ای‌مان بی‌احترامی کنند. در فضای کلینیک‌ها و مراکز مایه‌کوبی، وقتی همکاران یکدیگر را در روند تشخیصی و درمانی تخریب می‌کنند، فقدان انسجام و همدلی حرفه‌ای آشکار می‌شود. نتیجه‌اش هم مشخص است: گروهی از درمانگران غیرمجاز با تکیه بر همین شکاف‌ها می‌گویند «اگر خودتان همدیگر را قبول ندارید، چرا ما باید شما را جدی بگیریم؟» و این پرسش، بنیان مشروعیت و احترام اجتماعی ما را سست می‌کند. این معضل تاریخی است و عجیب اینکه گاه مخالفت با دانشکده‌ها یا فارغ‌التحصیلان جدید در پوششِ «روشن‌فکری» جلوه می‌کند؛ پدیده‌ای که در میان جامعه پزشکی به چشم نمی‌خورد و سعی درهم افزایی دارند. پزشکان معمولاً همکاران و نهادهای آموزشی خود را علناً هتک حرمت نمی‌کنند؛ حفظ شأن و انسجام حرفه‌ای برایشان خط قرمز است و از همین تفاوت است که پروانهٔ خودخواهی در میان ما گسترش یافته است.
چاره کار از بیرون نیست؛ باید از خود شروع کنیم. تا وقتی که به هم احترام نگذاریم، تا وقتی که نقدِ سازنده را با تحقیر و تخریب یکی می‌گیریم، تا وقتی که معیارهای علمی و اخلاقی را فدای منافع یا احساسات فردی می‌کنیم، هر اصلاحی سطحی و موقتی خواهد بود. بیایید ابتدا با رفتارهای روزمره‌مان، با ادب حرفه‌ای و حمایت از همکاران، پایه‌های اعتماد را بازسازی کنیم راهی که هم شأن حرفه را حفظ می‌کند و هم درهای فرصت و اعتبار را به‌روی همه می‌گشاید.
راه حل
احترام به تمامی همکاران دامپزشک
احترام به تصمیمات درمانی همکاران
مقابله با هتک حرمت از سوی هر شخصی
احترام به تمامی دانشکده‌ها دانشجویان و اعضای هیات علمی
بازخورد نهایی درمانگر غیر مجاز به خود اجازه‌ی دخالت نمی دهد.
الیاسی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
0
0
درود فراوان بر همکار حاذق و ماهر
دکتر ساگارت
|
Germany
|
۰۴:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۱
0
1
با سلام و سپاس از حکیم مهر
ممنون که به مشکلات دامپزشکی استان هرمزگان پرداختید
خوشبختانه امروز که بیش از چهارسال از افتتاح بیمارستان ما گذشته و با همکاری نظام دامپزشکی یک هم سویی بین همکاران ایجاد شده ارجاع بیماران به متخصصین بیمارستان ما خیلی بیشتر شده که این نشاندهنده همدلی بیشتر بین کلینیسین های استان هست الان دامپزشکی استان در‌حوزه های تخصصی بسیار زیادی از جمله جراحی،تصویربرداری، کاردیولوژی، کلینیکال پاتولوژی، بیماری های عفونی حرف برای گفتن داره و نیاز به ارجاع به شهرهای دیگه تا حدود نود درصد کاهش یافته ما حتی در استان شرایط لازم برای سی تی اسکن رو فراهم کردیم و این مسیر فقط طی حدود چهارسال اتفاق افتاده
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۲
0
0
در استان ما که کمبود نیروی متخصص وجود ندارد متاسفانه مشکلات دو چندان است و اصلا به اجازه کار در حوزه دام کوچک را نمی دهند به مسئولین استانی مراجعه می کنیم تنها کاری که می کنند می خندند، رییسشان تازه لطف می کند می گوید ما را با دستگاه قضا درگیر نکنید می خواهید بروید دیوان عدالت اداری شکایت کنید، حال نمی دانم پس شما که نمی توانید چرا پست های مدیریتی را اشغال کرده اید بروید کنار تا کسانی که می توانند بیایند سر کار .........
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه