
دیداری با گذشته
نیم نگاهی گذرا بر اقدامات
دکتر وحید عطارد
با توجه به انتقاداتی که به دنبال نشر دستنوشتههای اینجانب در سایت حکیم مهر میشود و حاکی از آن است که چرا زمانی که خود دستاندرکار بودهام، این انتقادات را نداشتهام و چرا نتوانستیم به اهداف کنترل بیماریای مانند تب برفکی دست یابیم؛ شاید این انتقادات دور از حقیقت هم نباشد و افراد هم حق دارند، نمیتوان گفت که انتقاد بر ما روا نبوده و نیست. همگی ما در مجموعهای مشغول به کار بودهایم که اگر نقدی بر آن مجموعه وجود داشته، بر ما نیز رواست و اینجانب هم قصد دفاع از چیزی را ندارم؛ تنها صرفا بیان اقداماتی است که انجام گرفته است و درست است که قضاوت به دست صاحبنظران گذاشته شود و این قضاوت آنگاه معتبر خواهد بود که مجموعه اقدامات صورت گرفته منتشر و بازبینی شود.
چندی بود در نظر داشتم در پاسخ به این موضوع مطالبی را جهت روشن شدن اذهان جمعآوری و منتشر کنم اما از آنجا که میباید میل و رغبتی به انجام کاری باشد، سراغ مطالب نمیرفتم که سالهای جوانی گذشته و تمسک برگذشته راه به جایی نمیبرد و تنها میتواند چراغی بر آینده باشد و رهنمودی برای آیندگان که میگویند «آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام آن بیند».
اما علیرغم همه مشکلاتی که در هر زمانی میتواند وجود داشته باشد، گروه ما سعی کرده است بر اساس اصول علمی اقداماتی را صورت دهد، اگر چه در این راه موانعی وجود داشته و باید اعتراف کرد که به اهداف مورد نظر نرسیده است؛ گرچه مقطعی ممکن است نتیجهای حاصل شده باشد که قطعا مستمر و پایدار نبوده است. نمیخواهم بحث به درازا بکشد، فقط میخواهم اشاره کوچکی به مطلبی که در آخرین حضور اینجانب در یکی از کنفرانسهای فائو و سازمان جهانی بهداشت دام و تب برفکی اتحادیه اروپا ارائه گردیده و در آرشیو این سازمانها وجود دارد، با ارایه چند اسلاید اشارهای داشته باشم و سپس به علل نرسیدن به اهداف پرداخته شود. بعد از این جلسه البته از دفتر بررسی و مراقبت بیماریهای دامی به دفتر قرنطینه منتقل شدم و دیگر اثری از اینگونه تحلیلها و انالیزها مشاهده نگردیده است.
تب برفکی را همه میشناسند؛ نیازی به بیان جزئیات ویروس و تعداد سویهها و جزییات دیگر آن نیست و آنچه باقی میماند پیشگیری و کنترل و ریشهکنی بیماری است که مبتنی بر دادههایی است که قطعا از جمعیت و محیط جمعآوری میگردد، آنالیز میشوند و راهنمای کسانی باید باشد که عزمی برای نبودن بیماری دارند، چه اگر این عزم وجود نداشته باشد، قطعا نیازی هم به دادهها نیست و انالیز و تفسیر دادهها جایگاهی نخواهد داشت. تنها از طریق دادهها و تحریه و تحلیل آنهاست که ماهیت و چگونگی وجود و حرکت ویروس در جمعیت مشخص خواهد شد که میتوان روشهای مناسب و یا تغییر روشها را بر اساس انها پایهریزی نمود و به نتیجه رساند.
چند نموداری که ارایه میگردد قطعا بیانکننده همه اطلاعات مربوط به بیماری تب برفکی نیست و اگر بخواهیم همه اطلاعات را ارایه دهیم، در این خلاصهها نخواهد گنجید و تنها بیانکننده روند بیماری از تاریخ آوریل 2006 تا آوریل 2010 میباشد:

این نمودار روند کلی بیماری را نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میگردد، از اوت 2007 تا اوت 2009 بیماری در گاو روندی کاملا کاهشی تا حد صفر را نشان میدهد و این در حالی است که در همین مدت بیماری در گوسفند اگر چه در بسیاری از ماهها روندی همانند بیماری در گاو داشته است اما بعضا مواردی را بیشتر از گاو نشان داده که نشان میدهد بیماری در گوسفند هر چند بصورت نهفته در جمعیت در جریان است و توجیهکننده آن تعداد جمعیت بسیار زیاد گوسفند و بز میباشد. با این حال تفاوت چندانی در روند بیماری در گاو و گوسفند با یکدیگر ندارند. در فوریه سال 2010 همانطور که ملاحظه میشود، اپیدمی بیماری رخ میدهد که تا ژوئن همان سال ادامه داشته است. در بین سالهای 2006 تا 2009 تب برفکی اتحادیه اروپا برای کنترل بیماری در آسیای مرکزی در جریان بوده است و کشور ایران در هسته مرکزی این برنامه از جهت مونیتوریگ، سرویلانس و گزارش بیماری و گزارش زودهنگام بیماری و برنامهریزی یکسان واکسیناسیون و پایش متعاقب واکسیناسیون و سایر اقدامات مرتبط به نمونهبرداریهای مستمر و ازمایشات مستمر و ارسال نمونه به آزمایشگاه رفرانس قرار داشته است که همانطور که قبلا نیز اشارهای داشتهام، منجر به ایجاد برنامه Shiraz declaration (اعلامیه شیراز برای تب برفکی) شد که اساس نقشه راه ریشهکنی تب برفکی فعلی سازمان جهانی بهداشت دام را تشکیل داده است و این اعلامیه در اسناد فائو موجود و قابل دستیابی میباشد. پروژه تب برفکی اتحادیه اروپا از سال 2010 ادامه نیافت و در کشور ما متوقف گردید.




در چهار نمودار بعدی آنالیز روند بیماری و آنالیز زمانی دادهها نشان داده شده است. علیرغم آنکه مشاهده شده است که در زمانهایی موارد تب برفکی به صفر نزدیک شده است اما آنالیز نشان میداد که وقوع بیماری همچنان دارای روند آندمی خود است و در آینده نیز وقوع خواهد یافت. دهانه موجود در آنالیز زمانی در انتهای نمودار نشانگر عدم همگونی و قطعا اقدامات در جمعیت دامی است که نزدیک به هم قرار ندارند و دهانه بزرگی را شامل میشود و همانطور که مشاهده شده است، بیماری تا کنون ادامه یافته و هر از چندی نیز منجر به اپیدمی گردیده است.
اما چرا اقدامات نتیحهبخش نیستند؟ سازمان دامپزشکی سازمانی فنی است و یا حداقل باید باشد اما متاسفانه اینچنین نیست و اصولا در راه فنی بودن پیش نمیرود. علت این امر وابستگی تشکیلاتیش به نهادهایی هستند که در کل با دامپزشکی آشنایی ندارند و یا نمیخواهند داشته باشند. این وابستگی در زمانهای مختلف اشکال متفاوتی را از خود نشان داده است؛ بعضی اوقات مالی، بعضی دیگر اداری و بعضی اوقات که تجسم آن در این زمان نمود کامل پیدا کرده است، عقیدتی است. در این میان علم و فن دامپزشکی عملا کارایی خود را از دست داده و ظاهری بیش از آن دیده نمیشود و بدیهی است عملکردها و اقدامات پراکنده و بیبرنامه است. در همین مورد برای پیشگیری و کنترل تب برفکی حداقل زمان مورد نیاز با برنامهای منسجم و علمی، 15 سال مداوم است و حال آنکه مشاهده میکنیم هر دم نوای جدیدی زده میشود و نتیحهای در بر نخواهد داشت و بسیار این 15 سالها بیاد و برود و تب برفکی همچنین بلای جان دامداری مملکت باشد.
بجز این موارد، عدم درک درست از آموزش و عدم تطبیق آموزش با واقعیت جمعیت دامی و بیماریها اعم از دامی و یا زئونوز باعث گردیده بیرویه و بیبرنامه دانشکدهها و موسسات دامپزشکی قارچوار رشد کنند که منجر به فقر علمی و بیکاری تعداد زیادی از دامپزشکان گردیده است و همه روزه نیز هر کسی چیزی بر آن میافزاید و هر زمان برای بکارگیری این تعداد زیاد دامپزشکان و رشتههای من در آوردی وابسته آن سعی به تدوین قوانین و مقرراتی میشود که ضمانت اجرایی هم ندارند و تنها دردسر سازند.
و شاید بتوان گفت مهمتر از همه، آنچه که موجب بههمریختگی میگردد که نتیجه ان تداوم بیماریهاست، اهمیت ندادن به دام به عنوان تنها سرمایه ماندگار و پایدار جوامع بشری است. بارها نیز این موضوع را بیان کردهام که انسانها برای ادامه حیات نیازمند غذا هستند و بی آن، فقر غذایی همراه با بیماریها جوامع را به فرسودگی و اضمحلال میکشاند. دامداری و کشاورزی باید در اولویت تمامی برنامهها قرار گیرد تا در نتیجه ان اقدامات نتیجهبخش و علمی گردند و نتایج مطلوب حاصل شود. در این ارتباط باید مدیریتها دوباره تعریف گردند. مدیر به عنوان هدایتکننده مجموعه مسئول هماهنگی اداری و مالی است، نه تصمیمگیر و دستوردهنده. مدیر باید با استفاده از گروههای کارشناسی که در قالب زیرمجموعه های اداری قرار میگیرند، تصمیمات آنها را هماهنگ و لازمالاجرا کند. اگر چنین نشود و اکنون چنین است، مدیریت، مدیریتی تکبعدی خواهد بود که نظر و تصمیم شخص مدیر همه چیز را تعریف میکند و عاقبتش ناکارآمدی و بیتدبیری و بیعلمی و بینتیجهگی است؛ آنچه که باعث میشود بیماریها همچنان چپاولگر عرصه جمعیت دامی باشند.
یادآوری میکنم در طول نزدیک به ده سال، از سال 2000 تا سال 2010، تعداد بیش از 250 پاورپوینت برای آموزش و برای شرکت در کنفرانسهای ملی و بینالمللی، بیش از 100 کلاس آموزشی، نزدیک به 10000 ساعت آموزش که قسمتی از آن مربوط به کلاسهای آموزشی سازمان نقشهبرداری کشوری برای GIS است، تدارک دیده شده و در بیش از 30 کنفرانس بینالمللی همراه با تعدادی از همکاران شرکت داشتهایم و صدها اقدام علمی و آموزش دیگر که یکی از آنها اجبار کلیه استانها به آنالیز ماهانه بیماریها و گزارش آنها بوده است که همگی محفوظ میباشند و اساس رتبهبندی ادارات بررسی و مراقبت بیماریها را تشکیل میدادند.
استفاده کردیم. نظر دکتر عطارد در مورد واکسن های رازی چیست ؟
..................... اصرار بر این گزارشات شخص محور برای چیست ؟
|
اینامار اداریست .. از جیب بنده در نیامده .. اگر هم شما متدهای اماری را نمی دانید به کسی مربوط نیست .. موضوع نتبجه بخش بودن اقدامات هم به اقای دکتر خلج مربوط نیستکه مرتبا پای ایشان را به وسط میکشید .. بنده هم بعد از سفر به ترکیه به دفتر قرنطینه منتقل نشدم ،. دلیل انتقال من به دفتر قرنطینه درخواست خودم به دلیل شخصی بود .. مننمی دانم چرا از چیزی که مطلع نیستید اظهار نظر میکنید .. واقعا که جای تاسف است ..
|
با احترام خدمت OP ناشناس، شما سمت قضاوت های شخصی رفتید
|
حاج مصطفی طبیعیه که شما بسیاری از مسائل رو ندونید ، در روایت گذشته باید اسامی و مسئولیت افراد لحاظ گردد نه اینکه روایت ناقصی عنوان شود ، این گفتارها و نوشتارها جسارت میخواهد ولی شانه خالی کردن از مسئولیت و نیاوردن اسامی مدیرانی که منجر به این معضلات شدند به هوای اینکه دوست صمیمی فرد باشند مجاز نیست
سلام. حدود پانزده سال پیش در جلسات ابتدایی پروژه ufmd به ایشان عرض کردم با این پروژه ها تب برفکی در کشور ما کنترل نمیشود چرا که شما شرایط کلی اداره کشور را در این پروژه نادیده میگیرید. شرایطی که مدیریت هیچکدام از آنها در اختیار شما نیست مثل تامین گوشت کشور . کنترل مرزهای داخلی و خارجی . نظام تردد ماشین آلات حمل و نقل در کشور . قاچاق . نیروی انتظامی ناهماهنگ با شما . گزارشات بی ضابطه بخش خصوصی . سهل انگاریهای بخش دولتی . تعطیلیهای حین رخداد بیماری . چوبداری و دلالی و ... اما ایشان گفتند شما متوجه نیستید و ما با gis و این پروژه بیماری ال میکنیم و بل میکنیم؟؟؟ این هم نتیجه پروژه های آنچنانی. .....................
با تشکر از دکتر عطارد بابت انتشار این یادداشت.
|
با سلام وتشکر از جنابعالی : موضوعاتی هستند کهچون به اشخاص مرتبط میشود ، قابل بیان نیستند از جمله اینکه چرا به دفتر قرنطینه وبین الملل منتقل شدم .. در اینجا نمی توانم برخوردی راکه با یکی از همکاران دیرینه که فکر میکردم دوست نزدیک و صمیمیم باشد داشته ام شرح دهم و بسیاری مشکلات دیگر . من در عینحال که به سازمان وساختار کلی ان نقد روامیدارم، نسبت به همکارانم ونگهداری حرمتشان متعهدم .. بر خلاف یکی دونفر که از روی حقد وحسد دهان میگشایند و حتی نمی دانند چه میگویند ..
فرموده اید گه :
جناب دکتر عطارد گرامی، واقعیت اینه که نقش مدیریتی شما و زحماتی که برای فرآیندهایی مثل اعلامیه شیراز و برنامه های آموزشی اون زمان کشیدید، به عنوان بخشی از تاریخ دامپزشکی این کشور همیشه موندگاره و کسی منکرش نیست.
|
جناب قلاوند عزیز : با سلام . عنایت فرمایید عنوان نوشتار دیداری با گذشته است .. منظور بیان علیتها نیست .. اینمقاله شامل ۲۱ اسلاید بوده استکه بنده تنها جهت بیان اقدامات اورده ام .. ضمن انکه مدلهای ریاضی بیان کننده اقدامات هستند . بارها نقد کرده اند چه کرده اید ؟؟ واینپاسخی کوتاه به چه کرده ایماست ،، بسیاری از مطالب را نمی توانم ونمیشود بیان کرد .. نمی خواهم از جایگاه ویژه ای که در جلسات و کنفرانسها برای کشور ایجاد شد حرفی بزنم .. امااگر اتفاق افتاد قطعا بصورت حضوری خدمتتان خواهم گفت تا بدانید انان که نقدهای شخصی نسبت به بنده دارند چقدر بی اطلاعند وچقدر بیراه میگویند و چقدر از نقصان علم رنج میبرند … با تشکر از جنابعالی .
من آمارهای دامپزشکی را قبول ندارم.
|
و با همین آمارها که فرمودید، چه پزهایی داده اند
هرگاه که بحثی فنی مطرح میشود ویا موضوع امتحان پیش می اید . عده ای ماهیت واقعی خود را که نقص بضاعت علمیشان هست با توهین و حمله نوشتاری نشان میدهند که البته از نظر نگارنده فاقد ارزش است .. دارندگان و صاحبان اندیشه وتفکر وعلم مصداق « هر چه درخت پربار تر ، افتاده تر » میباشند .
بحث فنی نباید با حواشی جابجا شود هم مباحث مطرح شده توسط جناب آقای دکتر عطارد و هم دفاع همکاران بخش دولتی هر کدام بدیهی و از موضع دید طراح آن صحیح است مسلما همکاران بخش دولتی خیلی تلاش کردند و مشخصا عملکرد ایشان بدون ایراد نبود اما اگر نگرش به تلاش ها از یک طرف و طرح ایرادها از طرف دیگر صفر یا صد در نظر گرفته شود مسلما احساسات شخصی جای ارزیابی و بررسی منطقی را گرفته است.
با عرض سلام و ادب خدمت همکاران گرامی، همه همکارانی که میدانم دغدغه بهداشت و کنترل بیماریها را دارن، و همه عزیزان شاغل و بازنشسته که در حد توان خود و شرایط موجود دین خود را به سیستم دامپزشکی ادا کردهاند و یا در حال انجام وظیفه هستند. بیماری تببرفکی مستحضرید که بیماری ویروسی است و کنترل آن به همین راحتیها نیست که از عهده عدهای برآید و از عهده عدهای دیگر برنیاید، کار کنترل تب برفکی حداقل یه برنامه ۵۰ ساله میخواد و کار یک سال و دو سال نیست، تلاشهای مجموعه دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی که در زمانهای گذشته دو دفتر مجزا بود؛ دفتر بررسيها و دفتر مبارزه، که گهگاهی هماهنگ بودن و گهگاهی ناهماهنگ، ولی باید یادی کنیم از بزرگان و عزیزانی که در این دو دفتر بودن و برخی تکرار شدنی نیستند، آقایان دکتر افشارپاد و دکتر کیانی که خدا رحمتشان کند، خانم دکتر فیروزی و این اواخر آقایان دکتر عطارد و دکتر عبداللهی که تلاشهای زیادی برای کنترل بیماریها از جمله تببرفکی داشتند و مستحضرید که در دانشگاه مطالب کافی برای تببرفکی گفته نمیشود و بنده و چند نفر دیگر که واقعا در حوزه بیماریهای دامی مطرح بوده و هستند با تلاش این عزیزان در دورههای Eu-FMD شرکت کردیم و بیشتر زحمت آقایان دکتر عطارد و دکتر عبداللهی بود که این دورهها چراغ راهی برایمان بود و در همین اپیدمی اخیر خیلی از موارد را به کار بستم. خلاصه بگویم که کنترل بیماریها بویژه تب برفکی که اروپا که تقریبا بیماری را ریشهکنترل کرده است( ولی هنوز از اسم تببرفکی میترسد ) به همین راحتی نیست و نباید زحمات همکاران قدیمی را نادیده گرفت و بایستی تلاش کرد و دست به دست هم داد و کار را پیش برد و برنامهای حداقل بیست ساله با لحاظ اعتبارات لازم طراحی کرد وگرنه در آینده هم همکاران جدید از ما خواهند پرسید که برای تب برفکی و ... چه اقدامات موثری انجام دادید... به امید موفقیت همه همکاران عزیز
|
پس نادیده گرفتن زحمات گذشتگان عمل ناشایستی است ؟ اگر این جمله را قبول داشته باشید و نفی زحمات و مصادره به مطلوب نمودن همکاران دیگر را مجاز ندانید اختلافی میان ما نیست
در تایید فرمایشات دکتر گنجی ، واقعیت هم این است که همانگونه که دکتر عطارد هم قبلا گفته اند بیماری تب برفکی را میتوان قابل مقایسه با بیماریهایی نظیر کرونا هم عرض دانست . با این تفاوت که مشکلات فرهنگی ، شیوه سنتی دامداری ها و... مقابله با ان را حتی پیچیده تر هم میکند و بیماری اندمی میشود . از سوی دیگ
|
به نظر میرسه شما از تجارت سیستم GIS بیخبر هستید سرچ کنید تا عقب نمانید
|
عقب ماندگی ما را ببخشید . شما بفرمایید ما روشن شیم
استاد محترم دکتر عطارد عزیز وضعیتی که استراتژی کنترلی بیماری تب برفکی در سالهای مورد اشاره جنابعالی داشت و ازجمله همایش شیراز و برنامه های eufmd چندین پله بالاتر از کلاس سازمان دامپزشکی بود و میبایستی همسطح میشدند و چون توان بالا کشیدن کل سازمان نبود لاجرم مجموعه برنامه تب برفکی و گروه درگیر با ان پایین کشیده شد .
اگر صد صفحه دیگر هم حاشیه پردازی شود باز پاسخ قانع کننده ای نیست .
مطالعه نوشته های آقای عطارد در سه چهار. سال گذشته نشان میدهد همواره .......... تلاشهای بقیه را نادیده میگیرد. خود را بسیار دانا و بقیه را افرادی فاقد بضاعت علمی و گمراه معرفی میکند. واین جالب نیست.
یاد مناظره انتخاباتی دو عزیز در سالهای نسبتا دور افتادم یکی ادعا کرد که ۶۰ کشور از ما خواستند مدل مدیریتی کشور را بهشون ارائه بدیم تا اونها هم بتونن با این مدل مشکلات کشورشون را حل کنند
رقیب او گفت شما اول بگو کدام مدیریت؟ کدام مدل؟ و بعد از اون ۶۰ کشور اسم دو تا را بگو اگه واقعا صادقانه میگی!
حالا شما منتقد دکتر عطارد و مدعی هستید توانمندی دیگران توسط دکتر نادیده گرفته میشود
عزیز من!
وضعیت دام و دامپزشکی کشور تابلوی تمام نمای توانمندی ادعایی شماست
در همین اپیدمی تب برفکی اخیر کجا کار علمی دیدید؟
غیر از چند شواف مثل اینکه دانشمندان ما دارند روی ویروس کار می کنند و و نقطه بلوغ مدیریتی و...
الآن ابزار کار دامپزشکی از صدر تا ذیل شده دوربین و مصاحبه و مجموعه تصاویر به جای تحلیل داده های GIS
این جمله را سرچ کنید چه کسی اولین بار در سالهای اخیر گفت:
اولویت من روابط عمومی است و برای آن شبانه روز تلاش خواهم کرد!
این حرف رئیس سازمان است
یا حق