
حکیم مهر: یک دامپزشک حیات وحش گفت: دامپزشکی در ایران با پذیرش بیرویه دانشجو، نبود قوانین شفاف، ضعف هدایت شغلی و دستمزدهای ناعادلانه روبهروست؛ وضعیتی که هم معیشت دامپزشکان و هم امنیت غذایی جامعه را تهدید میکند.
به گزارش حکیم مهر به نقل از رکنا، «دکتر محمدحسین سلطانی»، دامپزشک حیاتوحش، درباره چالشهای این روزهای جامعه دامپزشکی گفت: مهمترین مسئله دامپزشکان در ایران این است که با وجود آنکه دانشکدههای دامپزشکی کشور از نظر سطح علمی، پژوهشی و کیفیت اساتید وضعیت خوبی دارند؛ اما در تعیین مسیر شغلی آینده به دانشجویان کمکی نمیکنند. در واقع، یک دامپزشک پس از پایان دوران تحصیل، در بسیاری از موارد دچار بلاتکلیفی میشود؛ بهطوری که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد دامپزشکان نمیدانند باید وارد چه حوزهای شوند و چه آینده شغلی در انتظارشان است.
او ادامه داد: در حالی که بازار پت در نگاه اول بازار خوبی به نظر میرسد و درآمد هم دارد؛ اما عملا به مرحله اشباع رسیده، چون دامپزشکان با سایر موقعیتهای شغلی مرتبط با رشته خود آشنا نمیشوند و تنها گزینهای که میبینند همین حوزه پت است.
سلطانی افزود: ما الان زمینههای شغلی بسیار متنوعی داریم که ارتباط مستقیمی با تغذیه، واکسن، درمان و پیشگیری از بیماریها دارد؛ اما بسیاری از دامپزشکان اصلا از وجود این حوزهها خبر ندارند. این موضوع بهنظر من یک ضعف جدی در عملکرد دانشکدههاست و البته سازمان دامپزشکی هم نتوانسته در مدیریت و جهتدهی دانشکدههای دامپزشکی کشور نقش مؤثری ایفا کند. یکی از بزرگترین مشکلات، بازگشایی و توسعه بیرویه دانشکدهها و جذب بسیار زیاد دانشجو، بهویژه در دانشگاه آزاد است؛ بدون آنکه به این موضوع توجه شود که بازار کار آینده برای این حجم از فارغالتحصیلان چه وضعیتی خواهد داشت. درست است که بخشی از دانشجویان در طول تحصیل بهدلیل سختی دروس ریزش میکنند؛ اما در نهایت، این میزان تربیت دامپزشک برای بازار کار ایران عملا بیمعناست.
این دامپزشک حیاتوحش با اشاره به خلأهای قانونی در حوزه حیوانات خانگی گفت: قوانین مربوط به پت در کشور ما بسیار ناقص است. ما یکسری ممنوعیتهایی داریم که عملا کمکی به جامعه نمیکند. بخشی از مردم تمایل دارند حیوان خانگی نگه دارند و طبیعتا به خدمات دامپزشکی نیاز دارند؛ اما چون قانون مشخص و شفافی وجود ندارد، کلینیکهای دامپزشکی گاهی با همسایهها دچار مشکل میشوند؛ مثلا بهخاطر سر و صدا. در حالی که صاحبان پت هم بخشی از جامعه هستند و باید حقوقشان به رسمیت شناخته شود.
او تاکید کرد: این حوزه نیازمند قانونگذاری شفاف است. متاسفانه در بیمارستانها و مراکز دامپزشکی، برخوردهایی که گاهی با دامپزشکان صورت میگیرد، اصلا مناسب نیست؛ چه از سوی برخی صاحبان حیوانات و چه در نبود حمایت قانونی. اگر فردا یک دامپزشک دچار خطای حرفهای شود، قانون مشخصی وجود ندارد که روند رسیدگی را روشن کند؛ برعکس، اگر به دامپزشکی توهین یا تعرضی شود هم قانون حمایتی جدی در کار نیست.
سلطانی با اشاره به مشکلات حوزه واکسن گفت: بهدلیل تحریمها و همچنین تعرفههایی که اعمال میشود، واکسنهایی که الان در بازار وجود دارد، اغلب کیفیت بالایی ندارند. یکی از اساسیترین مشکلات دامپزشکی در ایران این است که این حوزه زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد و نه وزارت بهداشت؛ در حالی که اگر نگاه جامعتری داشته باشیم، دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد، چون بسیاری از بیماریها ریشه مشترک بین انسان و دام دارند.
او افزود: دامپزشکان نقش کلیدی در تأمین امنیت غذایی دارند. بخش قابلتوجهی از مواد غذایی مصرفی مردم، بهویژه محصولات پروتئینی، مستقیما با دام و فرآوردههای دامی مرتبط است؛ از لبنیات گرفته تا انواع گوشت. حتی فرآوردههایی مثل سوسیس و کالباس هم نیازمند نظارت دامپزشکی در تمام چرخه تولید هستند.
این دامپزشک حیاتوحش ادامه داد: سازمان دامپزشکی در این زمینه تلاش کرده دامپزشکانی را که علاقهمند هستند، به سمت کارخانهها، کشتارگاهها، گاوداریها و مراکز تولیدی هدایت کند و بسیاری از این افراد الان عملکرد خوبی دارند. اگر دامپزشکی در تشخیص یک بیماری مشترک بین انسان و دام دچار خطا شود، تبعات آن میتواند یک جامعه را درگیر کند.
او با اشاره به اهمیت فعالیت دامپزشکان در حوزه پت گفت: شاید برخی حوزه پت را صرفا یک فعالیت تجاری ببینند؛ اما این نگاه کاملا اشتباه است. اگر دامپزشکان در این حوزه فعال نباشند، بیماریهایی مثل لیشمانیوز میتواند بهسرعت گسترش پیدا کند و منجر به عفونت خون، کمخونی و حتی مرگ شود. در خط اول مقابله با چنین بیماریهایی، دامپزشکان قرار دارند که با کنترل بیماریها و معدومسازی موارد بیمار، هم جان حیوانات را نجات میدهند و هم از بروز بحرانهای بهداشتی در جامعه جلوگیری میکنند.
سلطانی درباره وضعیت اقتصادی دامپزشکان گفت: بیش از ۵۰ درصد دامپزشکان عملا در رشته خود فعالیت نمیکنند یا به دنبال شغل مشخصی در این حوزه نیستند که این هم نتیجه پذیرش بیش از حد دانشجو در دانشگاههاست. دامپزشکی فیلدهای کاری بسیار متنوعی دارد و بسیاری از آنها ظرفیت درآمدزایی بالایی دارند؛ اما چون هیچ جهتگیری و راهنمایی درستی وجود ندارد، اغلب دامپزشکان به سمت حوزه پت میروند و بعد از مدتی، وقتی میبینند برای فرد دیگری کار میکنند و درآمد مناسبی ندارند، این حوزه را هم رها میکنند. بازار کار دامپزشکی زمانی میتواند وضعیت مطلوبی داشته باشد که دامپزشک برای خودش کار کند و سالها در یک فیلد تخصصی فعالیت مستمر داشته باشد.
او افزود: این روزها وضعیت معیشتی دامپزشکان اصلا خوب نیست. اگر بخواهیم افرادی را در نظر بگیریم که کلینیک، پتشاپ یا داروخانه دارند، این گروه جمعیت زیادی را شامل نمیشود و باقی دامپزشکان از شرایط فعلی رضایت ندارند. دامپزشکانی که در فروشگاههای زنجیرهای حضور دارند و محصولات گوشتی را بررسی میکنند، حقوقی مطابق قانون کار دریافت میکنند. تصور کنید فردی هفت سال تحصیل کرده و دکتر شده؛ اما نهایتا ماهی ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرد.
سلطانی درباره مهاجرت دامپزشکان گفت: در سالهای قبل، استرالیا اولین گزینه مهاجرت دامپزشکان بود؛ چون بازار کار خوبی داشت؛ اما بهدلیل برخوردهای نامناسب با مهاجران ایرانی، این مسیر کمرنگ شد. بعد از آن کشورهایی مثل اسپانیا، آلمان، کانادا و عمان در اولویت قرار گرفتند. در کشورهای اروپایی و غربی، دامپزشکان جایگاه اجتماعی و حرفهای بالایی دارند؛ اما در ایران عملا نادیده گرفته میشوند. میانگین درآمد سالانه یک دامپزشک در آمریکا بین ۸۰ تا ۹۰ هزار دلار است و حتی میتواند تا حدود ۱۷۰ هزار دلار هم افزایش پیدا کند.
این دامپزشک حیاتوحش در پایان گفت: وقتی در عرض ۱۰ روز، قیمت لبنیات ۳۰ درصد افزایش پیدا میکند، آیا حقوق مردم هم به همین نسبت بالا میرود؟ طبیعتا افزایش ۲۰ درصدی حقوق برای سال آینده عملا یک شوخی است؛ نهتنها قدرت خرید حفظ نمیشود، بلکه شرایط بدتر هم خواهد شد. حقوق دامپزشکان در بخش دولتی نهایتا بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان است و در بخش خصوصی هم تفاوت چندانی ندارد. دامپزشکانی که در حوزه حیوانات خانگی برای دیگران کار میکنند، حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان درآمد دارند.
او تاکید کرد: در تحلیل مسائل اقتصادی نباید به استثناها توجه کرد، باید دید اکثریت جامعه هدف چطور میتوانند از پس هزینههای زندگی بربیایند. فاجعه زمانی عمیقتر میشود که همین حقوق اندک هم در بخشهای دولتی و خصولتی با تاخیر پرداخت میشود؛ گاهی تا ۶ ماه طول میکشد و پرداختها بهصورت قطرهچکانی انجام میشود.
سلطانی در پایان گفت: این افزایش حقوق هیچ تناسبی با تورم و هزینههای زندگی ندارد و نمیتواند کیفیت زندگی را حفظ کند. ادامه این وضعیت، بهطور مستقیم باعث افت کیفیت کار دامپزشکان هم میشود.
وقتی ۲۰ تومن حقوق میدن .امار سازی اتفاق می افته ......
باور کنید چند ساله فارغالتحصیل شدم ولی بیکارم، اصلا کار نیست به اداره و نظام هم مراجعه میکنم کلا ناامیدی. همش به آدمای خودشون کار میدن برای مسئول فنی و غیره. خوب کسی که پول نداره و از یک خانواده ضعیفه چطوری کلینیک راه اندازی کنه.
|
همون کاری که همه کردن، مجوز رو دور کاری بده یه کارخونه، خودتم برو برق کشی ساختمان، درآمد هر دو رو بعد یک سال میتونی یه جای رو اجاره کنی
همیشه بایستی اندازه حقوقت کار کنی
|
کسی مجبورت نکرده اون کار رو هم انجام بدی زحمت بکش برو استعفا بده والا ماهی دو میلیون هم زیاد خیلیاتونه
هر بخشی را وقتی میخواهند نابود کنند اول باید بخش دولتی آن را ضعیف کنند. دامپزشک دولتی که بیست تومان دریافتی اش است هم مستعد رشوه گرفتن است هم مستعد ترک فعل و...
|
جناب دامپزشک!
|
جوهر لیست نرخ های دولتی هنوز خشک نشده، نرخ های ابلاغ شده رو سریع باید بروز کنید که صندوق کوچک نشود و تسری رو داشته باشید که همکاران بعدا بازنشسته شدند سقف دریافتی رو بالا گرفته باشند تا حداقل مشکلشون کمتر باشه...
|
در بخش دولتی چه نقشی دارید ؟ چه مهارتی دارید؟ چه توانمندی دارید ؟
|
آخ یادمون رفته بود بخش خصوصی میتونه جلوی انتشار تب برفکی رو بگیره فقط دولتی ها این قابلیت رو ندارن
|
یاد روزهایی افتادم که یکی از آقایان پرمدعای بخش خصوصی یک کیس ساده و تابلوی آبله را عوضی تشخیص داده بود و بنده به هزار ضرب و زور دامدار را راضی کردم که شکایت نکنه
|
یکی از کارهای روزمره بخش دولتی جلوگیری از شکایت دامدارانی است که با تشخیص های اشتباه یا درمان های عجیب و غریب همکاران بخش خصوصی به دام های روستاییان آسیب رسوندن ، جالبه بعضی دوستان فکر میکنند چون نتونستند در آزمون استخدامی بخش دولتی قبول بشن پس حتما اونایی که قبول شدن بیسوادند و اونا پروفسور تشریف دارن کاش یکی از این آقایون تشریف بیارن مسئول فنی کارخانه خوراک دامی رو نشون بدم که بعد از پنج سال در همان کارخانه هنوز هیچ قسمتی از آنالیز هیچ محصولی رو بلد نیست یعنی توی 5 سال حوصله خوندن روی کیسه های تولیدی خودشون رو هم نداشته جالبه نه؟
خطاب به اون ناشناس سراپا شناس كه عرض كردن با هر كليك ده هزار تومن ميگيرند بگم كه اگه مسؤول فني يا كلينيسين هستي سه روز بيا اداره كليك كن و از شر نرفتن به محل كشتارگاه يا ….ويا عدم پاسخگويي در كلينيك يا داروخانه راحت شو
|
داداش مجبورت نکردن وایسی اداره برو مسیول فنی شو
از سرشونم زیاد هست جز مزاحمت هیچ چیزی دیگه ندارند.
سلام، من کار به بحث بین خصوصی و دولتی ندارم، حکیم جان تصویر بیمارستان دانشگاه فردوسی مشهد و اساتید بخش جراحی، دکتر سرداری و دکتر محمدنیا برای این خبر قرار دادید؟! خدا انشاالله این دو استاد عزیز را همیشه سالم و تندرست در کنار خانواده بزرگ دانشگاه فردوسی نگه داره. چقدر این اساتید زحمات مارو کشیدند و ما هر چه داریم از زحمات این اساتید هست.از همین جا از زحمات این اساتید تقدیر و تشکر می کنم.
|
بخش دولتی رو تصویرش رو میخاید بزار واستون تفسیر اش کنم. یه حیاط بزرگ و خالی از گل، شاید چندتا سرو و کاج از قدیم داخلش باشه. خیلی وقته هیچ جاروی به خودش ندیده، ساختمان قدیمی عملا هیچ نیروی داخلش نیست هر وقت میرید فقط مدیر عینک به چشم پشت میز ریاست هست و آبدارچی چای بدست رو میبینید، کلا یک اتاق هم واسشون زیاده، با چه تفکری همشون یک ساختمان جدید هم یک کنج محوطه برای قسمت اداری اونم چندطبقه ساختن، بدون آسانسور که بودجه نرسیده و تکمیل نشده، سالهاست همونطور مونده، دیگه خودشون هم از تکمیلش ناامید شدند و به جای قفل ، جوش کار اومده درها رو بهم جوش داده. هر ما هم تو میری گراف و گزارش تحویل بدی که باز فلش رو دست همون آبدارچی میدی تا فایل رو برداره، متاسفانه ریس سواد کامپیوتری ندارد و فقط با عینکش تو رو بالا پایین میکند، گاهی حتی در عالم همکاری یک تعارف نشستن بر اون صندلی های مندرس هم نمیزنه، و میگه اوضاع درآمد شما بخش خصوصی ها که خوبه، منم که کمردرد و گردن درد امانم رو بریده جهت زودتر رها شدن فقط لبخندی میزنم. اولین درمانگاه شهر که رفته تو کار فروش واکسن فقط، دومی هم که چنان با بعدی ها میجنگه که همه رو بی سواد اعلام میکنه، منم هنوز نتونستم پراید پدر رو که گرفتم به کوییک تبدیل کنم الان ۵ سال شده کار میکنم فقط باید هر سال پولی جمع کنم بزارم رو رهن و درد امسال هم خرید موتور برق بود، اومدن و به اینکه چرا یخچال خانگی هست گیر دادن، یک ویال هم الیگوویت داشتم اونم به جرم حمل داروی قاچاق بردند. اوضاع رو دارند خسته کننده میکنند. دوست داروخانه هم بدتر از من، مدام میگه ای کاش سرمایه رو میبردم تو سوپرمارکتی، یا هر شغل دیگری، با هم میخندیم و میگوییم فلان همکلاسی تهرانی که داشتیم رو یادت هست به هیچ دام بزرگی دست نمیزد، آره تو حکیم مهر ازش تقدیر شده، آه از این شیوع تب برفکی درد جدیدی که هم دامان ما رو گرفته و هم دامدار، یک دستگاه اسپری ۳ لیتری میخرم و یک ماده ضد عفونی ۲۵۰ سی سی رو میزنم به حساب میبرم. ای که دستت میرسد کاری بکن، ای به داد دام بزرگ وطیور نرسید میخاید به سنگ های تهران اتون که میان کلینیک چی بدید بخورن.
آفرين به اين تحليل
بنده هم بخش خصوصی هستم. داروخانه دارم. حساب و کتاب کردم دیدم بعد کسر کرایه و حقوق فروشنده و بیمه و مالیات ماهی ۶ میلیون ۳۰۰ درآمد دارم. والا کفاف کرایه رفت و برگشتم هم نمیکنه. ۲۰ میلیون خیلی خوب، باید یه آزمون بدم
بیست میلیون فقط واکسیناتورهای دولتی میگیرن،به این مبلغ هم دل خوش نیستن،حتی دروقت اداری هم به بهانه واکسیناسیون غایب میشن تادرروستاهاواکسن بهاداربخش خصوصی رابفروشن.لایحه خوبی بودتااین سازمان راازبیخ وبن بکنن ولی متاسفانه آقایانی که منافعشان درخطربودجلوی این اقدام دولت راگرفتن.به قول دوستان،پرسنل این سازمان هرچه درتوان دارن درراه سرکوب بخش خصوصی به کارمیگیرن.ولی بالاخره نوربرتاریکی پیروزخواهدشد.
برای هر کلیک میشه حدود ۱۰هزار تومان