
چرا زحمت زیاد، ولی بازده کم؟
نگاهی به واقعیتهای اقتصادی داروخانههای دامپزشکی
دکتر وحید قاسمآبادی - دامپزشک
داروخانه دامپزشکی در نگاه بیرونی، یکی از فعالترین و پرگردشترین بخشهای خصوصی دامپزشکی به نظر میرسد. حجم بالای تبادل مالی، ارتباط مستقیم با تولیدکننده، نقش تعیینکننده در تأمین دارو و مشارکت غیرقابل انکار در فرآیند درمان، تصویری از یک فعالیت اقتصادی پویا و سودآور ترسیم میکند. با این حال، تجربهی روزمرهی بسیاری از داروخانههای دامپزشکی فاصلهی معناداری با این تصویر دارد.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از داروخانههای دامپزشکی، علیرغم حجم بالای کار، مسئولیت و درگیری ذهنی، با حاشیه سود محدود، ریسک اقتصادی بالا و فرسایش تدریجی سرمایه مواجهاند. این تناقض، نه حاصل ضعف فردی، بلکه نتیجهی مجموعهای از عوامل ساختاری است که معمولاً در تحلیلها نادیده گرفته میشوند.
یکی از خطاهای رایج در قضاوت درباره وضعیت اقتصادی داروخانهها، تمرکز صِرف بر اختلاف قیمت خرید و فروش داروست. در چنین نگاهی، این اختلاف بهعنوان «سود» تلقی میشود، در حالی که بخش بزرگی از هزینههای واقعی داروخانه در این محاسبه جایی ندارد. خواب طولانیمدت سرمایه در انبار، ریسک جدی تاریخ انقضا، مطالباتی که گاهی هرگز باز نمیگردند، هزینههای نیروی انسانی و مسئول فنی، مالیات، اجاره، انرژی و استهلاک، همگی از عواملی هستند که حاشیه سود اسمی را به سودی شکننده و گاه ناچیز تبدیل میکنند. در برخی مقاطع، این حاشیه حتی به مرز زیان نزدیک میشود، بیآنکه از بیرون دیده شود.
در چنین شرایطی، فروش اعتباری به یکی از واقعیتهای اجتنابناپذیر داروخانه دامپزشکی تبدیل شده است. این شیوه فروش، در بسیاری از موارد نه از سر انتخاب، بلکه بهعنوان راهی برای حفظ مشتری و ادامه بقا پذیرفته میشود. رقابت فشرده، فشار بازار و نبود چارچوب مشخص صنفی، باعث شده فروش نسیه به عرفی نانوشته تبدیل شود. پیامد این وضعیت، قفل شدن سرمایه در مطالبات بلندمدت، افزایش احتمال بازنگشتن مطالبات، کاهش توان تأمین بهموقع دارو و وابستگی مالی به شرکتهای پخش است. در عمل، داروخانه نقشی شبیه به یک بانک بدون بهره و بدون ابزارهای کنترلی را برای زنجیره تولید ایفا میکند؛ نقشی پرهزینه و پرریسک که هیچگاه به رسمیت شناخته نشده است.
همزمان، رقابت ناسالم یکی دیگر از عوامل فرسایش اقتصادی این حوزه است. تخفیفهای افراطی، فروش زیر قیمت منطقی و حذف سود برای حفظ سهم بازار، اگرچه در کوتاهمدت به ادامه فعالیت کمک میکند، اما در بلندمدت کل بازار را تضعیف میسازد. مهم آن است که این رفتارها الزاماً ناشی از بیاخلاقی یا ناآگاهی نیستند؛ بلکه اغلب واکنشی هستند به اشباع بازار، نبود سیاست قیمتگذاری شفاف و فقدان ضمانت اجرایی صنفی. وقتی قواعد مشخص و قابل اجرا وجود نداشته باشد، هر بازیگری برای بقا ناچار است قواعد نانوشته را بشکند.
از سوی دیگر، داروخانه دامپزشکی در موقعیتی دوگانه میان درمان و تجارت قرار گرفته است. از یک طرف، بخشی از زنجیره درمان محسوب میشود و از طرف دیگر، یک واحد اقتصادی است که باید هزینههای خود را تأمین کند. این دوگانگی، در نبود تعریف دقیق نقشها و مسئولیتها، هم برای داروخانه و هم برای نهادهای ناظر چالشبرانگیز شده است. نتیجهی این ابهام، تفسیرپذیری مسئولیتها، برخوردهای نظارتی سلیقهای و قرار گرفتن داروخانه در جایگاه دائمی اتهام است؛ حتی در شرایطی که بسیاری از تصمیمات پرریسک، محصول فشار ساختاری بازار بودهاند، نه انتخاب آگاهانه و آزادانه.
در این میان، خلأ حمایت صنفی مؤثر بیش از پیش احساس میشود. در بسیاری از بحرانهای اقتصادی، داروخانه دامپزشکی عملاً تنهاست. سازوکار مشخصی برای دفاع صنفی، مذاکره جمعی یا مدیریت بحران وجود ندارد و نهاد صنفی غالباً به نقش نظارتی بسنده میکند. این عدم توازن، علاوه بر هزینههای مالی، فرسایش روانی قابل توجهی را نیز به فعالان این حوزه تحمیل کرده است.
واقعیت آن است که اصلاح اقتصاد داروخانه دامپزشکی نیازمند شعار یا وعدههای بزرگ نیست. آنچه لازم است، تصمیمهای مشخص، واقعبینانه و اجرایی است؛ از شفافسازی چارچوب فروش اعتباری گرفته تا تعریف دقیق جایگاه داروخانه در زنجیره درمان، ایجاد حداقلهای صنفی برای جلوگیری از رقابت مخرب و تقویت سازوکارهای حمایت صنفی در شرایط بحرانی. حرکت از نظارت صِرف به سمت تنظیمگری حرفهای، نه یک امتیاز ویژه، بلکه پیشنیاز بقای سالم این بخش است.
داروخانه دامپزشکی امروز، بیش از آنکه با ضعف فردی دستوپنجه نرم کند، تحت فشار ساختارهای ناقص و سیاستهای ناتمام قرار دارد. تداوم این وضعیت، نهتنها اقتصاد داروخانهها، بلکه کل نظام درمان دامپزشکی را تضعیف میکند. اقتصاد فرسوده، درمان فرسوده میسازد؛ واقعیتی ساده، اما انکارناپذیر.
دی ماه ۱۴۰۴
واقعا درسته. تعداد کمی از داروخانه های قدیمی بخاطر سرمایه زیاد هر طور که دلشون میخواد و با هر قیمتی دارو میفروشن و اکثر داروخانه ها با این مشکلات مواجه هستن و کسی هم اصلا براش مهم نیست داره چی به سر بخش خصوصی میاد.
ای کاش مسئولین نظام دامپزشکی و سازمان دامپزشکی این مطالب رو میخوندن و واقعا فکری برای حل مشکلات بخش خصوصی انجام میدادن.
|
حتما
علت بزرگترشم اینه که اولا تو فضای مجازی به راحتی داروهای قاچاق خرید و فروش میشه ولی داروخونه اگر حتی از یه استان دیگه دارو آورده باشه باهاش برخورد میشه.
|
واقعیت محض.
چون بخش دولتی بجای حمایت از داروخانه ها هرروز با وضع قوانین اضافی و غیر منطقی عرصه را بر داروخانه ها تنگ تر میکند
|
بله متاسفانه بحث سامانه های دارویی باعث شده داروخانه داران کوجک حذف شوند زیرا نسخه ای ندارند و نسخه برای داروخانه های قدیمی میرود به دلیل رانت با کلینیسینها
هر متصدی داروخانه ای که تو شهرمون دیدم خیلی وضعش خوبه یه نفر تکنیسین یا دیپلمه رو هم با حداقل حقوق استخدام کرده که داروخانه رو بچرخونه ماشالا همشون خونه و زندگی عالی دارن و تنها دغدغه شون اینه که فرد جدیدی نیاد تو کسب اینا
|
سلام عزیزم، تصور کن روز حوبمون باشه و فروش ماهانه بشه 200 میلیون. من میگم حودت بشین حساب و کتاب کن، فکر کن خیلی خوب و با آفر هم دارو خریدم سودم رو 12 درصد نه اصلا 15 درصد لحاظ کن، خوب 15 درصد 200 میلیون میشه چقدر؟ ریاضیت خوب نیست، اشکال نداره میشه 30 میلیون. اره به فروشنده ام ناجوانمردان دارم حقوق میدم، 10 تومن حقوق و 4 بیمه، از سودم کسرش کردی؟ شد چقدر؟ میگی 16 میلیون هم خوب عددی هست؟ شاید؟ اما من ماهانه 10 تومن اجاره میدم. شهرم شبیه روستا هست. 6 میلیون موند واسم؟ خودم بیمه با درصد حمایت گم کردم ماهانه 2.5 میدم. خوب شد 3.6 خالص دریافتی؟؟؟ نه جانم مگه مالیات رو یادت رفته؟ اصلا فکر کن من دروغ گویی عالم. فروشم رو دو برابر کن. به خود خدا تا حالا دو برابر نشده اما تو دو برابر در نظر بگیر. میصرفه؟؟؟؟؟
|
واقعا وضع داروخانه داران خوبه تمام تلاشتون اینه فقط دست زیاد نشه
به منظور حل این مشکل دیرپا و ظاهراٌ لاینحل و رفع دوگانگی درمان و داروخانه و همچنین سردرگمی و یا خوددرمانی صاحبان دام و بنابراین هدررفت سرمایه های کشور و ایجاد باقیمانده های دارویی در مواد غذایی مصرفی جمعیت انسانی و نیز ایجاد مقاومت دارویی، به نظر بنده تنها راه حل، حذف صنف داروخانه و ایجاد کلینیک های درمانی ثابت و سیاری است که دارای بخش های مختلف تخصصی و نیز داروخانه و احیاناٌ آزمایشگاه هستند. وجود یک نهاد قدرتمند و فعال که بر فعالیت این درمانگاه های ثابت و سیار نظارت می کند یعنی نظام دامپزشکی و معاونت دارو و درمان ادارات کل می تواند این مراکز درمانی را در مسیر درست حرفه ای و اخلاقی حفظ نماید و مانع فعالیت های خارج از این مسیر شود.
|
نشستی میگی لنگش کن، تو 1300 نفره من، سه تا داروخانه هستیم و کنارشون هم یک درمانگاه، اما اوضاغ خرابه خراب، میگی چرا داریم ادامه میدیم، مجردم یک، دو روش رو ندارم منصرف بشم، اصلا خجالت میکشم تبدیلش کنم به کبابی یا قصابی یا سوپری، تنها راه جمع کردنش اینه که به هیچ کس نگم پاشم برم یه ور دیگه ایران اونجا سوپرمارکتی بزنم و به همه فامیل و دوست آشنا هم بگم داروخانه دارم
|
وقتی یک مجموعۀ واحد به نام کلینیک یا درمانگاه متشکل از چندین همکار در بخش های مختلف آن در غالب داروخانه، درمانگاه، آزمایشگاه و ... با یکدیگر جمع شوند نه داروخانه اش همزمان نقش تشخیص و درمان و نسخه پیچی را بازی می کند، نه درمانگرش همزمان نقش داروخانه و کلینیسین را بازی می کند. وقتی صاحبان دام به چنین مجموعه ای مراجعه می کنند قطعاٌ موظف به ارجاع دام بیمار خواهند بود و کلینیسین آن مجموعه هم قطعاٌ آن دام بیمار را ویزیت خواهد کرد و اگر نیاز به آزمایشات پاراکلینیکی باشد قطعاً در همان مجموعه انجام خواهد شد و نسخه هم قطعاٌ به داروخانۀ آن مجموعه جهت نسخه پیچی خواهد رفت. بنابراین هیچگاه صاحبان دام ها خوددرمانی نخواهند کرد و هیچ همکاری هم در هر بخش چه درمانگاه چه داروحانه چه آزمایشگاه دغدغۀ معیشتی و این که همکاری دیگر برای دور زدن او به ارزان فروشی روی آورد نخواهد داشت. ما با توجه به اوضاع حرفه ای مان راه حلی غیر از این نداریم.
|
کاری ندارم حقوق هیت علمی ۳۰ میلیون هست. واقعا کمه، اما اطلاعاتتون ناقص هست، این فرمایشی که میفرماید اسمش مجتمع درمانگاهی هست، نه اینم امتحان کردن دوستان، بازم زیاد درآمد زا نیست، مگر اینکه برین سراغ داروی قاچاق، اون مورد اضافه شدن آزمایشگاه هم یعنی تبدیل به بیمارستان
متاسفانه به علت تورم دو رقمی و حتی سه رقمی دارو در کمتر از یکسال ،سود حداقلی فروش دارو را بی معنی و غیر اقتصادی کرده است،پیشنهاد می شود از درج قیمت بر روی محصول جلوگیری شود تا این امکان برقرار شود که حداقل با نرخ تورم ،سرمایه داروخانه حفظ شود و اگرنه ماه به ماه داروخانه کوچکتر شده و منجر به تعطیلی می شود،همچون داروخانه های انسانی که قیمت درج نمی شود.
|
جانا سخن از زبان ما می گویی
دو تا نکته خیلی مهمه