
ذهنها را باید شست، چشمها بجای خود
در رد کامنتهای توهینآمیز
دکتر وحید عطارد
باز هم باید بگوییم و ینویسیم شاید گوش شنوایی پیدا شود. منظور از این جمله آن است که افرادی در قالب ناشناس کامنتهایی گذاشته اند به این مضمون که "شما از قبل می دانستید که قرار است بیماری بیاید؟؟ همه اشتباه می کنند غیر از شما ؟؟" و یا اینکه اینجانب با هر کاری که سازمان دامپزشکی می کند مخالفم و میگویم غلط است و یا چرا مقصران عدم کنترل بیماریها معرفی نمیشوند؟؟
بگذارید بیپرده بگویم: در کشوری که اطراف آن کشورهایست که جمعیت دامیشان آلوده به انواع و اقسام بیماریهاست. در کشوری که بیماریها اندمی هستند. در کشوری که تولید واکسن با کیفیت مطلوب ندارد. در سازمانی که خود را وابسته به واردات واکسن میداند آنهم از کشوری غیرمعتبر. در سازمانی که امکانات لازم برای تعیین هویت واکسن وجود ندارد و صرفا به استریلیتی واکسن توجه میشود. در کشوری که واردات گوشت و دام زنده و نهادههای دامی بخصوص از کشورهای آلوده دارد و تنها دلیل موجه این واردات نیاز کشور است، بی آنکه عزمی برای افزایش تولیدات بالقوه داخلی باشد. در سازمانی که تنها برنامه پیشگیری، کنترل و ریشهکنی بیماریها، واکسیناسیون آنهم بدون برنامه است بطوری که مثلا در مورد بیماری تب برفکی تعدادی از دامداریها هر دو ماه واکسن میزنند، تعدادی هر سه ماه، تعدادی هر چهار ماه، تعدادی هر شش ماه و تعدادی اصلا نمیزنند. در سازمانی که حمایت مالی و علمی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی از دامپزشکانش نمیشود. در کشوری که انتخاب مدیران و ریاستها بر اساس روابط است و اصول اولیه انتخاب که دانش فرد است در نظر گرفته نمیشود. در سازمانی که آموزشها در مرحله دهم و حتی بیشتر اهمیت قرار دارد و کسی اهمیتی برای آن قایل نیست. در سازمانی که صرف دریافت مدرک کافیست و ارزیابی علمی وجود ندارد و اگر کسی در مورد ارزیابی علمی حرفی زد مورد انتقاد شدید قرار میگیرد. بله: میگویم از قبل میدانستیم که بیماری میآید، زیرا همیشه پشت سر بیماری حرکت شده و اقدامات منفعل صورت پذیرفته است که قابل قبول صاحبان اندیشه و علم نیست. بگذارید باز هم بیپردهتر بگویم اکثر کسانی که به ریاست سازمان دامپزشکی منصوب شدهاند دارای صلاحیت علمی و فکری لازم برای ریاست نبودهاند و صرفا به دلیل روابط بر این مسند نشستهاند. و جالب آنکه خود را محق به اتخاذ هر تصمیمی میدانستهاند و عملا به کارشناسان و مجموعه اداری به شکل کسانی که فقط باید دستورات را اجرا کنند نگریسته شده است. در این میان افرادی بوده اند و هستند از کارشناسان زبده و علمی که میخواستند و یا میخواهند تحولی ایجاد شود اما به دفعات به موانع زیادی برخورد میشود. بگذارید باز هم بگویم: سازمان دامپزشکی اگر بصورت کلی به ان نگاه کنیم دارای دو قسمت اداری، مالی و فنی است. در همه جای دنیا (البته دنیای متمدن) قسمت اداری و مالی تابعی است از قسمت فنی و موظف به تامین امکانات اداری و مالی برای قسمت فنی است و به عبارت بهتر مسئول تامین برنامههایی است که توسط قسمت فنی اعلام میشود. اما در همه زمانها بر عکس بوده و قسمت فنی مجری دستورات مالی و اداری بوده است.
از طرف دیگر در شرایطی که بیماریها اندمی هستند، پیشبینی وضعیت آینده بیماری از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوان همیشه آماده مقابله بلکه بهتر بگویم همیشه پیشاپیش بیماری حرکت کرد و نگذاشت که بیماری شیوع یابد و این اصل اولیه پیشگیری است. و این مهم میسر نیست مگر با تجریه و تحلیل و تفسیر دادهها که درک صحیح از وضعیت را ایجاد خواهد کرد و بنابراین اقدامات را در مسیر درست قرار می دهد و بدست نخواهد آمد مگر با تسلط به علم آمار و اپیدمیولوژی. می گویند داده ها ناقص است، کافی نیست و بعضا کذب. اولا که تشخیص داده های کذب بسیار ساده است، ثانیا انکه داده ها هرچند ناکافی و ناقص قابل آنالیز و تفسیر هستند و می توانند راهنما باشند زیرا که بر اساس درصد شاخصهای قابل قبول می توان تصمیمات درستی اتخاذ و داده های کذب را هم باید با تدوین قوانین و مقررات به داده های صحیح تبدیل نمود. مصداق بارز اطمینان از سلامت داده ها نمونه برداری های فعال است که مستقیما زیر نظر مجری به مرحله اجرا گذاشته میشود؛ اقدامی که انگار از انجام ان ترس و وحشت وجود دارد.
اما در مورد اینکه می گویم هر کاری سازمان می کند غلط است، لازم است درخواست کنیم یک کار درست سازمان ارایه شود. در سازمان اگر کار درستی هم میخواست انجام شود آن را به سمت نادرستی سوق داده اند. مگر در سازمان بجز خرید واکسن آن هم با مناقصه ای که اشتباهات زیادی دارد، مثلا گروه به اصطلاح کارشناس فنی واکسن نشسته اند و مدارکی را که شرکت تحویل داده است می نگرند و بعد از چند مدتی می گویند صحیح است. از کجا معلوم فقط خدا داند ولاجرم بجز سعی به واکسیناسیون نصف نیمه کاره اقدام دیگری صورت میگیرد؟؟ مگر بیماریها آنالیز می شوند و آینده آنها پیش بینی میشود ؟؟ مگر بجز تکرار حرفهای وزیر و خواسته های معاونت امور دام کار دیگری انجام می گردد؟؟ البته مصاحبه ها و ادعاهای زیادی میشود که هیچکدام جایگاهی ندارند و فقط برای تبلیغ است و بس.
کامنتی هم هست که میگوید اینجانب کنار گود نشسته ام و میگویم لنگش کن. باید اذعان کنم اکنون که کنار گود هستم می گویم می خواهی لنگش کن می خواهی نکن. روزی که در گود بوده ام لنگش کرده ام و حالا هم که کار دستم نیست، اگر بود حتما لنگش میکردم.
تا بماند به یادگار برای آنان که از روی عدم اطلاع، حقد و حسد کامنت می گذارند و تنها قصدشان تخریب و انکار واقعیتهاست.
سلام
|
متاسفانه همکاران ما هنوز نیاموختند که اگر منفی بافی کنند و کامنت منفی بذارند دلیل بر فرهیختگی و صاحب نظری نیست
بنده قدر دان زخمات و تجربه شما هستم ولی عده ای تریبون دوست هستند
فعلا گفته اند درباره تب برفکی و انفلوانزا صحبت نکنید برخورد می شود
حرف حق
تو این مملکت, بخل و حسادت و کینه و تنگ نظری شغل دوم همه است. از دوست بگیر تا دشمن. . خانه ای روی آب نویسنده و کارگردان: بهمن فرمان آرا
یکی از مشکلات کشور توهم دانایی است در مورد شما صحبت نمیکنم دکترجان این مشکل عمومی است فقط کم و زیاد دارد شما زمانی که سرکار بودید یکی از هزاران دامپزشک این سازمان بودید و مثل بقیه صرفا کارمند بودید و البته مثل همه آنها از جان و دل در خدمت ارتقای بهداشت دام ها و به تبع آن جامعه بودید البته قبل از شما و بعد از شما هم روال همینطور بوده و خواهد بود اما اینکه فردی بیاد و در مورد خودش و کارهاش بزرگنمایی کنه و هرچیز خوب سازمان رو به خودش نسبت بده و بعد از بازنشستگی انتقادات عجیب و غریبی بکنه که حتی در بهترین کشورها هم عملی نیست بنظر زیاد عادی نمیاد در کمال احترام بنظرم چون الان در سازمان نیستید و قطعا به هیچ وجه آگاهی کافی در مورد مسائل روزمره درون سازمانی و بهداشت دامی کشور ندارید بهتره به فعالتهای اقتصادی در زمینه واکسن که در آن فعالیت دارید بپردازید یا در کمال آرامش دوران بازنشستگی خود را در کنار خانواده سپری کنید ................... با آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما
|
با کمال احترام دقت نفرمودید که مطلب در چه مورد نوشته شده است لطفا دوباره بخوانید . احتمالا در زمینه همین کامنتهاست . اگر به همه مسایل اینگونه مینگرید بهتر است این آرامش را خودتان تجربه کنید . ضمنا اطلاع از مسایل روزمره سازمان و بهداشت دامی کاملا بر همه مبرهن و مشخص است .
مشکل اینجاست که اکثریت روسای کنون وقبلی سازمان حتی یکبار هم سرنگ توبرکولین را دست نگرفته اند وفقط بر حسب کت وشلوار پوشیدن واطو کشیده بودن به ریاست انتخاب شدن ومعنی طویله وبوی گند ان به مشام مبارکشان نرسیده
بخوان فاتحه با صلوات هفتم دی ماه 404