
حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: پیرادامپزشکان بهعنوان یکی از بازوهای اصلی اجرای طرحهای ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای دامی، این روزها در استان آذربایجان شرقی با مجموعهای از مشکلات ساختاری، اقتصادی و صنفی دستوپنجه نرم میکنند؛ مشکلاتی که به گفته رئیس انجمن صنفی پیرادامپزشکان استان آذربایجان شرقی، نهتنها انگیزه و توان ادامه کار بسیاری از همکاران را کاهش داده، بلکه آینده این حرفه را نیز با چالشهای جدی مواجه کرده است.
«حسن گنجهای» به حکیم مهر میگوید در حالیکه پیرادامپزشکان در خط مقدم مقابله با بیماریهایی همچون تب برفکی با کمترین امکانات ایستادگی کرده و توانستهاند تا ۸۰ درصد جلوی گسترش بیماری را بگیرند، اما همچنان ابتداییترین حقوق صنفی آنها، از جمله بیمه، تأمین نمیشود. به گفته وی، از کارکرد طرحهای «خرید خدمت» مبالغی بابت بیمه و مالیات کسر میشود، اما هیچ سابقه بیمهای برای پیرادامپزشکان ثبت نمیگردد و در مراکز مایهکوبی نیز عملاً هیچگونه بیمهای برای نیروها رد نمیشود.
گنجهای در این گفتوگو، علاوه بر تشریح وضعیت نگرانکننده بیمه، به مشکلات ناشی از فروش مستقیم واکسن، عدم رعایت زنجیره سرد، تداخل وظایف، رکود بازار کار و اجرای نشدن ماده ۱۹ اشاره میکند؛ مادهای که باید ارتباط مالی کارفرما و مسئول فنی را قطع کند اما سالهاست در حد نام باقی مانده و به گفته او، همین مسئله باعث ورود «مقدار زیادی گوشت آلوده» به بازار شده است. با وجود این مشکلات، او از تعامل سازنده با اداره کل دامپزشکی، نظام دامپزشکی و مسئولان مرتبط ابراز رضایت میکند و معتقد است تقویت انجمن میتواند به تقویت بدنه پیرادامپزشکی استان منجر شود.
رئیس انجمن صنفی پیرادامپزشکان آذربایجان شرقی با انتقاد از آینده مبهم این حرفه، سه مطالبه فوری خود در سطح ملی را «واگذاری صفر تا صد چرخه واکسن به پیرادامپزشکان»، «حل ریشهای مشکل بیمه»، و «اجرای کامل ماده ۱۹» میداند و تأکید میکند اگر تنها مشکل بیمه حل شود، ۳۰ تا ۴۰ درصد مشکلات پیرادامپزشکان برطرف خواهد شد. او همچنین خواستار افزایش حمایت و تعامل سازمان دامپزشکی و نظام دامپزشکی با انجمن صنفی است و بر ضرورت آموزشهای تکمیلی و ارتقای مهارت پیرادامپزشکان تازهوارد تأکید دارد.
حکیم مهر: وضعیت کلی پیرادامپزشکان استان آذربایجان شرقی به چه صورت است؟ تعداد فعالین چند نفر است و آیا تناسبی با نیازهای استان دارد؟
ما در تاریخ یک مهر ۱۴۰۳ انجمن پیرادامپزشکان را تشکیل دادیم، شناسه ملی گرفتیم و بهطور رسمی و حقوقی فعالیت خود را آغاز کردیم. در استان آذربایجان شرقی که ۲۱ شهرستان دارد، در ۲۰ شهرستان بهجز جلفا، پیرادامپزشک و مرکز مایهکوبی داریم.
پیرادامپزشکان ما با توجه به یکسری مشکلات عدیده و ریشهای که متأسفانه حق آنها را ضایع میکند، کمکم حس و انگیزه خود را برای ادامه کار از دست میدهند. یکی از مهمترین این مشکلات مسئله بیمه است.
در انجمن پیرادامپزشکان، ما به این دلیل از عنوان «پیرادامپزشک» استفاده میکنیم که همکاران ما در مقاطع مختلف تحصیل کردهاند؛ از کاردانی تا کارشناسی، ارشد و حتی دکترای PhD. به همین دلیل سه قشر زیرمجموعه انجمن هستند: همکارانی که در بخش واکسیناسیون مشغول به کار هستند، افرادی که مدرک دامپزشکی دارند (کاردانی تا دکترا) و معمولاً در حوزه تلقیح مصنوعی فعالیت میکنند و همکاران مسئولین فنی.
بهخصوص در بخش واکسن، مشکلات جدی وجود دارد. یکی از مهمترین مشکلات همان بیمه است که واقعاً حس و حال کار کردن را از همکاران گرفته. ما در حوزه پیشگیری و سلامت فعالیت میکنیم. همین اواخر، زمانی که سویه تب برفکی وارد کشور شد، جا دارد همینجا از پیرادامپزشکان استان تقدیر و تشکر کنم؛ چون با کمبود امکانات و با صفرترین امکانات در برابر این سویه و اپیدمی جدید ایستادند، مبارزه کردند و جمعوجور کردند. خداراشکر ۷۰ تا ۸۰ درصد توانستیم جلوی این بیماری را بگیریم.
اما مشکل اینجاست که در طرح تب برفکی، وقتی اداره دامپزشکی طرح را بهصورت «خرید خدمت» به بخش خصوصی و مراکز مایهکوبی میدهد، از کارکردی که اداره به حساب مسئول مرکز واریز میکند، ۱۰ تا ۱۵ درصد برای بیمه و مالیات کسر میشود، اما عملاً هیچ بیمهای به سابقه پیرادامپزشکان اضافه نمیشود. یعنی حق بیمه از همکاران کسر میشود ولی بیمهای رد نمیشود.
چون انجمن ما کارگری است و همکارانی که در مراکز مایهکوبی دامپزشکی فعالیت میکنند مشمول قانون کارگری–کارفرمایی هستند، اما به هیچ عنوان بیمهای از طرف مسئول مرکز برای همکاران رد نمیشود. این یکی از اساسیترین مشکلات ماست.
مشکل دیگر هم مربوط به مسئولین فنی است که سالیان سال است ماده ۱۹ ــ که مربوط به قطع ارتباط مالی بین کارفرما و مسئول فنی است ــ هنوز اجرایی نشده و همین موضوع مشکلات زیادی ایجاد کرده است.
حکیم مهر: به ماده ۱۹ اشاره کردید. مشکل اصلی عدم اجرای آن چیست و چرا مطابق قرارداد پرداختها انجام نمیشود؟
مشکل از جایی شروع میشود که کارفرما، مسئول فنی را خودش انتخاب میکند. وقتی کارفرما انتخابکننده است و حقوق مسئول فنی را هم مستقیم پرداخت میکند، مسئول فنی جرئت ندارد ایرادات کار را بگوید. این مسئله تبدیل به یک اپیدمی شده و به بخشهای بالاتر هم سرایت میکند.
نتیجه این وضعیت این است که در حوزه گوشت، بهخصوص در مرغ و دام بزرگ، مقدار زیادی گوشت آلوده وارد بازار میشود. چون مسئول فنی که حقوقش را کارفرما میدهد، جرئت نمیکند جلوی ایرادات کار بایستد، مخصوصاً در کشتارگاههای طیور. به همین خاطر است که میگوییم ماده ۱۹ به هیچ وجه اجرا نمیشود و فقط اسم آن باقی مانده است.
حکیم مهر: مهمترین مشکلاتی که پیرادامپزشکان استان از لحاظ اقتصادی با آن مواجه هستند چیست؟
مهمترین مشکل اقتصادی ما همچنان بیمه است. کسی که بخواهد بیمه پرداخت کند باید ماهانه حدود سه و نیم میلیون تومان پرداخت کند که در ده ماه، رقم آن به حدود سیوپنج میلیون تومان میرسد. این مبلغ برای همکاران ما که عمدتاً فقط در حوزه واکسیناسیون فعالیت میکنند، بسیار سنگین است.
مشکل دیگر مربوط به فروش مستقیم واکسن است. ما اخیراً توانستهایم حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد جلوی این کار را بگیریم، چون طبق دستورالعمل اداره دامپزشکی هر شهرستان و استان، فروش مستقیم واکسن به دامدار کاملاً ممنوع است. دلیلش هم روشن است: کیفیت واکسن کاملاً به زنجیره سرد وابسته است. اگر زنجیره سرد رعایت نشود، واکسن کیفیت خود را از دست میدهد.
متأسفانه برخی دامداران واکسن را مستقیم تهیه میکنند، درحالیکه نه زنجیره سرد رعایت میشود، نه نحوه تزریق را بلد هستند. از سوی دیگر، داروخانه دامپزشکی اصلاً حق فروش واکسن ندارد، اما مواردی مشاهده میشود که واکسن را در مغازه کناری، ماشین یا هر جای دیگری نگه میدارند، درحالیکه باید در سردخانه باشد. دامدار واکسن را بدون حفظ شرایط میگیرد، واکسن اثرگذاریاش پایین میآید و این مشکلات در نهایت باعث رکود بازار کار پیرادامپزشکان میشود. همه این عوامل دست به دست هم داده و از نظر اقتصادی فشار سنگینی بر همکاران ما وارد کرده است.
حکیم مهر: ارتباط انجمن با اداره کل دامپزشکی یا نظام دامپزشکی استان چگونه است؟
ارتباط ما بسیار خوب است. جا دارد همینجا از دکتر حامی، مدیرکل محترم دامپزشکی استان؛ دکتر قاسمی، رئیس اداره شهرستان؛ دکتر میرمذهبی، کارشناس مبارزه و پیشگیری، و همچنین دکتر چاروقچی، رئیس نظام دامپزشکی استان تشکر کنم. ما با این چهار عزیز تعامل بسیار خوبی داریم و هر وقت به آنها مراجعه کردهایم با آغوش باز از ما استقبال کردهاند.
حکیم مهر: نقش انجمن صنفی در دفاع از حقوق اعضا چقدر است؟
بسیار زیاد است. درست است که انجمن نوپا است، اما ما قبل از تشکیل رسمی انجمن هم فعالیت میکردیم، چون احساس میکردیم باید یک نهاد مردمنهاد بالای سر این افراد باشد تا بتواند از حقوقشان دفاع کند. بسیاری از همکاران ما اصلاً از حقوق خود اطلاع ندارند. طبق اساسنامه، ما این اختیار را داریم که پیگیر حقوق پیرادامپزشکان استان باشیم و برای استیفای حق آنها تلاش کنیم.
حکیم مهر: پیرادامپزشکانی که تازه وارد بازار کار میشوند، چقدر از آمادگی و مهارت لازم برخوردارند؟ آیا دورههای آموزشی تکمیلی یا بازآموزی نیاز دارند؟
اتفاقاً این موضوع را با رئیس نظام دامپزشکی و همچنین مدیرکل، آقای دکتر حامی، مطرح کردهام. پیشنهاد دادیم که برای پیرادامپزشکان تازهوارد کلاسهای آموزشی فشرده برگزار شود تا بتوانیم اولویتهای عملی و تئوری لازم را آموزش دهیم.
مثلاً برخی واکسنها با یکدیگر تداخل دارند؛ برخی میکروبی هستند و برخی ویروسی. اینها باید بهصورت تئوری توضیح داده شود و بعد هم آموزش عملی در روستاها برگزار کنیم تا همکاران از نظر مهارتی کاملاً آماده ورود به بازار کار شوند.
حکیم مهر: آینده حرفه پیرادامپزشکی را در استان چگونه پیشبینی میکنید؟
با شرایط فعلی، من آینده خوبی برای این حرفه نمیبینم. در هر شغلی، اولویت اول وضعیت اقتصادی است. اگر از نظر اقتصادی پیشرفت کنیم، میتوانیم علاوه بر حرفه خود، در حوزههای دیگر نیز فعالیت داشته باشیم. اما با توجه به مشکلات اقتصادی موجود، متأسفانه آینده روشنی برای پیرادامپزشکان پیشبینی نمیکنم.
حکیم مهر: اگر اختیار تصمیمگیری در سطح ملی داشتید، سه اقدام فوری شما برای بهبود وضعیت پیرادامپزشکان چه بود؟
اگر اختیار داشتم، اولین اقدامم این بود که صفر تا صد واکسن—از خرید و واردات تا توزیع—در اختیار پیرادامپزشکان یا حداقل در اختیار انجمن قرار بگیرد. چون الان هم توزیع واکسن منوط به حضور حداقل دو پیرادامپزشک فعال در مراکز مایهکوبی است. اگر مرکزی پیرادامپزشک نداشته باشد، سهمیه واکسن آن قطع میشود.
اقدام دوم من حل مسئله بیمه پیرادامپزشکان بود؛ چه از طریق اداره کار، چه با مشارکت انجمن و ارگانهای مرتبط. این موضوع یک دغدغه جدی است.
اقدام سوم هم اجرای کامل ماده ۱۹ و قطع ارتباط مالی مستقیم میان کارفرما و مسئول فنی بود. اگر این سه کار انجام شود، بخش بزرگی از مشکلات ساختاری ما حل خواهد شد.
حکیم مهر: چه انتظاراتی از سازمان دامپزشکی، نظام دامپزشکی یا وزارت جهاد کشاورزی دارید؟
از وزارت جهاد کشاورزی ارتباط چندانی نداریم؛ شاید همکاران تلقیح مصنوعی که علوم دامی خواندهاند، بیشتر با آنها ارتباط داشته باشند. اما انتظار من از سازمان نظام دامپزشکی و اداره کل دامپزشکی استان این است که تعامل خود را با انجمن بیشتر کنند و حمایت بیشتری داشته باشند.
هرچه انجمن قویتر باشد، به همان میزان پیرادامپزشک توانمندتر و حرفهایتری به بدنه دامپزشکی استان تحویل داده میشود؛ چه در اجرای طرحهای واکسیناسیون، چه در پروژههای خرید خدمات.
در حال حاضر، مهمترین انتظار ما حل شدن مشکل بیمه تأمین اجتماعی است. اگر این مسئله حل شود، بهنظر من ۳۰ تا ۴۰ درصد مشکلات پیرادامپزشکان برطرف خواهد شد.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
«۸۰ درصد جلوی گسترش بیماری را گرفتیم»
|
من هم می خواستم همین را بنویسم و شما کاملتر توضیح دادید
با این بخش از صحبت کاملاً موافقم.
تعرفه خرید خدمت واکسیناسیون تناسبی با حق بیمه ندارد
امان از ماده 19 و حقوقو ها
سازمان تامین اجتماعی نرخ حق بیمه دامپزشکان رو ۲۷ درصد تعیین کرده و شرط رو هم عدم وجود رابطه مزدبگیری قرار داده ولی باید دقت کنید که این شرط با ماهیت کار پیرادامپزشکان در مراکز مایه کوبی که عملا کارگر مرکز محسوب میشوند کاملا در تضاد هستش. کارفرما هم با استناد به اینکه اینها نیروهای خرید خدمت هستند، از رد کردن لیست بیمه اجباری طفره میره و حالا عده ای با ادعای اینکه باید حق بیمه خویش فرما بپردازند، مبالغی رو از اونها کسر میکنند یا دستمزد را پایین نگه میدارند.
اون دوستی که شاهنامه فردوسی نوشته و اشاره کرده مظلوم نمایی میکنید و درامد ۳۰ الی ۴۰ میلیونی دارید شما به سختی کار و محلی که در انجا کار انجاممیشود دقت کن از نوع نگاه شما کاملا واضح و مبرهن هست که هیچ اطلاعاتی در این مورد ندارید وفردی هستید که عملا کاری از پیش نمیبرید و تئوریسین هستید وقتی به میزان تحصیلات اشاره میکنید تاسف بارترین قسمت ماجرا اینجاست که فقط دنبال مدرک کاغذی هستید تا عملیاتی،وقتی به اعداد و ارقام ایراد میگیری و این ذهنیت را داری که درمصاحبه همه صفر هستند و پیرادامپزشکان ۱۰۰ بازم متاسفم برای شما،اگر دامنه تفکر شما وسیع باشد و بصورت میدانی نگاه کتید اونوقت متوجه میشوید که در این اعداد از اداره دامپزشکی تا مرکزمایه کوبی تا پیرادامپزشک همه وهمه دخیل هستن،امار و ارقام هم درحد شهرستان نهایتا استان هست نه کشوری متاسفم برای همچین افرادی که ندانسته ونسنحیده لب به سخن میگشایند شما جزو اون طیف افرادی هستید که به تفرقه دامن میزنید تا به فکر اتحادباشید از ساحت باری تعالی تفکرات شفاف و به دور از نفاق برای شما مسئلت دارم
اقایی که میفرمایید امار و ارقام یا بین دوتا گاوداری یا حین قهوه خوری تنظیم شده شماها که از اول میخواهبد پیرادامپزشک را به نفع خودتان بزنید مطمئن باشید این ارزوی شمامحقق نخواهد شد
زنده باد پیرا دامپزشک
در بخشهای مختلف مصاحبه، گوینده چنان سخن میگوید که انگار تنها قشر سالم، متعهد و درستکار در کل زنجیره دامپزشکی، پیرادامپزشکان هستند و سایر بازیگران از دامدار گرفته تا کارفرمای دامپزشک و حتی مسئولین فنی در موضع تخلف و بیمسئولیتی قرار دارند. این نوع روایت نه منصفانه است و نه حرفهای. سلامت و تخلف ویژگی صنفی نیست؛ ویژگی فردی است. همانطور که در میان دامداران و دامپزشکان افراد سالم و ناسالم وجود دارد، در میان پیرادامپزشکان هم کم نیستند کسانی که در حاشیه قانون یا کاملاً خارج از آن فعالیت میکنند. تبدیل مطالبه صنفی به قهرمانسازی اخلاقی، بیش از آنکه کمکی به حل مسئله کند، اعتماد بینبخشی را تخریب میکند.
سکوت معنادار مصاحبه درباره منابع درآمدی جانبی و فعالیتهای خاکستری، از نقاط ضعف جدی آن است. در عمل، واکسیناسیون تنها منبع درآمد بسیاری از واکسیناتورها نیست. فروش واکسن در کنار تزریق، فروش دارو، درمانهای سرپایی بیضابطه، مشاورههای تغذیهای فاقد پشتوانه علمی، واسطهگری، دلالی و انواع کارچاقکنیها واقعیتهای شناختهشده این بازار هستند. حتی اگر خوشبینانه فرض کنیم که همه واکسنها از مراکز مجاز تهیه میشود، داروی تقلبی به دامدار تحمیل نمیگردد و زنجیره سرد هم بینقص رعایت میشود، باز هم نمیتوان این تصویر را القا کرد که واکسیناتور صرفاً یک نیروی مظلوم با حداقل درآمد است که فقط از سر دلسوزی در میدان مانده. حذف این بخش از واقعیت، نقد را از اعتبار میاندازد.
مسئله بیمه بدون تردید یک مطالبه بهحق است، اما شیوه طرح آن در این مصاحبه نادرست و گمراهکننده است. کسی که ماهانه دهها میلیون تومان گردش مالی دارد اما بیمه نیست، لزوماً قربانی فقر نیست؛ قربانی یک ساختار شغلی مبهم، رابطه کارگر–کارفرمای مخدوش و نبود نظارت صنفی مؤثر است. اینها مسائل ساختاریاند، نه معیشتی صرف. با نالهنامه نوشتن و تصویرسازی از یک قشر درمانده، نه بیمه برقرار میشود و نه اصلاحی رخ میدهد.
در نهایت، لحن کلی مصاحبه بیش از آنکه یک گفتوگوی کارشناسی و صنفی باشد، شبیه یک درددل احساسی برای مخاطبی ناآگاه است. این نوع ادبیات شاید برای جلب همدلی عمومی مفید باشد، اما برای کسی که از درون دامپزشکی، بازار کار، مناسبات مالی و واقعیتهای میدانی خبر دارد، چیزی جز «ننه من غریبم» نیست. مطالبهگری واقعی زمانی شکل میگیرد که یک صنف شجاعت پذیرش سهم خود در بینظمیها، رانتها و تخلفات را داشته باشد؛ نه آنکه خود را مطلقاً منزه و دیگران را مقصر جلوه دهد. بدون این صداقت، نه بیمه حل میشود، نه ماده ۱۹ اجرا، و نه آیندهای که از آن دم زده میشود، ساخته خواهد شد.