صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۴۷۸۱
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
ناهار کجا می‌خواهید میل کنید؟ فلافل در شوش یا لابستر در سواحل مدیترانه؟

روایتی از شکاف رویا و واقعیت در یک حرفه فراموش‌شده به نام دامپزشکی - دکتر جواد شایان‌خواه

با همکلاسی قدیمی‌ام که حالا در دنیای تجارت بین‌الملل موفق شده بود، صحبت می‌کردم. او که زمانی با من در دانشگاه همکلاس بود، حالا به جایی رسیده بود که من حتی نمی‌توانستم  به آن نزدیک شوم ...

ناهار کجا می‌خواهید میل کنید؟ فلافل در شوش یا لابستر در سواحل مدیترانه؟

روایتی از شکاف رویا و واقعیت در یک حرفه فراموش‌شده به نام دامپزشکی

دکتر جواد شایان‌خواه

شب لیله الرغائب بود؛ شبی پر از آرزوها و لحظات تاثیرگذار. با همکلاسی قدیمی‌ام که حالا در دنیای تجارت بین‌الملل موفق شده بود، صحبت می‌کردم. او که زمانی با من در دانشگاه همکلاس بود، حالا به جایی رسیده بود که من حتی نمی‌توانستم  به آن نزدیک شوم. حرف‌های او مثل رعد و برق در ذهنم پیچید.

او از زندگی لوکس و موفقیت‌هایش می‌گفت، از سواحل مدیترانه، استخرهای در طبقات هتل‌های لوکس و پنج ستاره، و روزهایی که در کافه‌ها و رستوران‌های گران‌قیمت دنیا عکس می‌انداخت. در همان لحظه، به خودم گفتم: "چه شد که من در این دنیای دامپزشکی در میان دنیای حیوانات باقی ماندم؟ چه شد که به این رویاها نرسیدم؟" و او ادامه داد: "به جای اینکه وقتت رو صرف این کارهای حوزه دامپزشکی کنایه خورده وقتت را صرف آموزش بیزنس کن ببین پول کجاست و آن را پیدا، علت را از خودت بپرس، چرا پولدار نشی؟ چرا نبایستی یک روز به من زنگ بزنی و بگی بیا بریم سواحل مدیترانه لابستر بخوریم، به جای اینکه در شوش فلافل بزنیم."

در حرف‌های او چیزی نهفته بود. این‌که هرچه بیشتر در دنیای دامپزشکی فرو می‌روم، بیشتر از آرزوهای بزرگ فاصله می‌گیرم. "کاش این نوشتن‌ها و پیگیری‌ها رو به دنیای بیزنس می‌بردی، شاید موفق‌تر می‌شدی. حداقل مغزهای کلان اقتصادی تو رو می‌شناختند." این‌ها همان کلماتی بود که او به من گفت. در حالی که من هنوز درگیر مشکلات صنفی دامپزشکی و مشکلات مالی خودم بودم، او در دنیای دیگری می‌زیست.

آن شب، ساعت‌ها با هم حرف زدیم و آن حرف‌ها و ایده‌ها در ذهنم باقی ماند. او از آرزوهایش گفت، از زندگی‌ای که به نظر می‌رسید همه‌چیز را به او داده است، از روابط بین‌المللی و زندگی پر از رفاه. در حالی که من در آن شب فقط درگیر تصمیماتی بودم که به نظر می‌رسید هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسند. در دل شب و در حین فکر کردن به این صحبت‌ها، متوجه شدم که شاید تا آن لحظه هیچ‌وقت این‌طور عمیق به آینده‌ام نگاه نکرده بودم.

شب لیله الرغائب بود، شبی که به معنای واقعی آرزو کردن بود. من هم آرزو کردم؛ اما این بار نه تنها برای موفقیت، بلکه برای یافتن معنای واقعی موفقیت. آرزوهایی که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسیدند، اما در دل‌شان یک سوال بزرگ نهفته بود: آیا این سبک زندگی لوکس، این رویاهای بیزنسی، واقعاً می‌توانند خوشبختی را به ارمغان بیاورند؟ یا این‌که من با انتخاب حرفه‌ای که به آن علاقه دارم، در نهایت راهی را در پیش گرفته‌ام که شاید به چیزی فراتر از پول و شهرت برسد؟

پرسشی که ذهنم را به خود مشغول کرده بود این بود که آیا در نهایت این‌که در کجا و چگونه زندگی می‌کنیم، بستگی به باورهای ما دارد یا این‌که در دنیای واقعی، پول و قدرت است که تعیین می‌کند ما چه کسی هستیم؟

به نظر می‌رسید که در دنیای امروز، بسیاری از مردم، مانند همکلاسی من، به این نتیجه رسیده‌اند که برای رسیدن به موفقیت واقعی، باید در دنیای بیزنس و تجارت قرار گرفت. اما آیا این فقط یک بخش از حقیقت است؟ آیا در این راه، چیزی از انسانیت، هدف‌های بزرگ‌تر و آرزوهای واقعی نمی‌ماند؟ شاید در دنیای دامپزشکی، من چیزی بیشتر از پول پیدا می‌کنم، چیزی که شاید دیگران نتوانند در دنیای تجاری تجربه کنند: رضایت و افتخار از کاری که انجام می‌دهیم.

در انتها، آن شب سوال‌های زیادی برایم به وجود آمد. شاید این مسیر انتخابی من، پر از چالش و سختی باشد، اما ممکن است در نهایت همان چیزی که در جستجوی آن هستم، همین باشد. همان چیزی که در دل رویاهای قدیمی نهفته است. شاید تمام این سال‌ها، پرسش اصلی نه فلافل بوده و نه لابستر؛ نه شوش و نه مدیترانه. شاید مسئله، خود «راه» بوده است…

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی

کای بی‌خبران راه نه آن است و نه این

 

انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۲
همکار دولتی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۱
1
7
ای دکتر شایان خدا بگم چیکارت کنه با این روایت واقعا همه درگیر بی پولی هستیم و در گیر آرزو و رویاها با رویاها زندگی میکنیم
دکتر وحید عطارد
|
United States of America
|
۲۱:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۱
9
7
جناب اقای دکتر شایان خواه : نوشته جالبی است .. در دنیای فعلی پول حرف اول را میزند و همه چیز به ارمغان می اورد .. اگر درد است همه دارند . اگر گرفتاریست همه دارند .. تنها چیزی که همه ندارند پول و خوشبختی است .. اشتباهی که من و امثال بنده هم در زندگی کردندو پول از کفشان رفت .. موفق باشید .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۱
1
8
جناب دکتر شایان خواه! دلنوشته جالبی است. من فکر میکنم وقتی در مسیری میرویم یک عده تیز!!! بقیه را از زندگی عادی محروم میکنند و نمی‌گذارند آدما به آرزوهای عادی شأن برسند ،دقیقا زمانی فرا می رسد که معیار ها به قدری تغییر می کند که احساس خوشبختی نایاب با کم یاب می شود. بخصوص اگر پدر، خوشبخت بودن را از نوع بستن لنگ و سق زدن به نان خشک بداند و فرزندان گرگ وال استریت شوند و نوه ها ...
کاش می گذاشتند آرزوها عادی باشد و البته قابل دسترس. چه بزرگ و چه کوچک
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۳۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
12
دامپزشکی قصه درد است ! جلو زن و بچه و دیگران اسممون دکتر است و تو وجدان خودمون یه ادم معمولی با کلی بدبختی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
12
یکی از شاخصه های تمدن های فروپاشیده تحقیر کسانی است که برای آیادی آن تمدن کوشیده‌اند و می کوشند ببینید مشکل در نگاه مردم آن تمدن است ، تمدنی که قرنهاست از مولانا و فردوسی تا ابن سینا آواره بوده اند تا هم اکنون که هرکس دستش به دهانش می‌رسد پولهای به دست آورده از همین آب و خاک را برمیدارد و فرار میکند یا فرزندانش را رد می کند تا بروند انتظار چه چیزی دارید ؟ در کشور ما دزدانی به غایت با پرستیژ زندگی می کنند که حتی رئیس جمهور فعلی هم اذعان کرد به هرکس ارز میدهیم میدزدد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
دقیقا چه صحبت حکیمانه ای
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
1
8
با حقوق ۲۵ تومنی یه دکتر ۱۵ سال خدمت نمیدونیم کجا میریم حقوقمون از یه کارگر شیردوش هم کمتره اونم ۳۵ الی ۴۰ میلیون حداقل میگیره
نطاق بافکر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
1
3
حیف وصدحیف
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۴
0
4
دوست گرامی
اینکه با کسی همکلاس بودیم به معنی این نیست که ما از هر جهت در یک سطح برابر از جهت بسیاری فاکتورهای اجتماعی و خانوادگی و تجربه زیستی و موقعیت و فرصتهای اجتماعی ، اقتصادی ، استعداد و حتی سیاسی ! یعنی نزدیکی به قدرت ، هم بودیم !
هیچکدام از ما در این دنیا شانس مساوی به دیگری ندارد . حتی جغرافیایی که در آن به دنیا می آیید هم بر سرنوشت شما تاثیر گذار است .
البته این گونه نیست که دوست و همکلاسی شما بدون زحمت و بدون پذیرش ریسکهای بزرگ به این سطح رسیده باشد و هیچ تضمینی هم نیست که شرایط تجاری ایشان یا حتی دنیا با کسی تا ابد یار باشد ! چه بسا ایشان از پی تحمل شکستهای کوچک و بزرگی که با شنیدنش پشت امثال من و شما به لرزه در می آید توانسته خود را به این سطح برساند .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
0
1
خنده دار اینکه منشی ام میتونه نهار بره هر روز فلافل بخره اما خودم همینم نمیتونم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۳
0
0
عجب😐
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه