
حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: دامپزشکی دامهای کوچک در ایران، عرصهای پر از تعهد، دشواری و بیثباتی است؛ عرصهای که هر روز دامپزشکان آن با چالشهای قانونی، مالی و اجرایی روبهرو هستند و گاهی برای انجام سادهترین خدمات درمانی، باید با موانع و فشارهایی مواجه شوند که هیچ شباهتی به استانداردهای جهانی ندارد. در این میان، تجربیات «دکتر علیرضا صادقینژاد»، دامپزشکی با بیش از ۲۵ سال فعالیت مستمر در حوزه طب حیوانات خانگی، تصویری واقعی و ملموس از مسیر پرپیچوخم حرفهای یک دامپزشک در ایران ارائه میدهد؛ از علاقهای که در کودکی با تماشای سریالی تلویزیونی شکل گرفت و الهامبخش انتخاب رشته دامپزشکی شد، تا سالها تلاش در کلینیکهای معتبر، تجربههای عملی در مرغداریها و گاوداریها، و نهایتاً اداره کلینیک دامپزشکی شایان با پروانه رسمی، در حالی که با مشکلات قانونی، محدودیتهای شهرداری، کمبود دارو، قاچاق غذا و فشارهای مالیاتی دستوپنجه نرم میکند.
مصاحبه حکیم مهر با دکتر صادقینژاد نه تنها مسیر حرفهای یک دامپزشک را مرور میکند، بلکه چالشهای اساسی دامپزشکی ایران را به تصویر میکشد: از نبود هماهنگی بین نهادهای صنفی و دولتی، ضعف نظارت و آموزش، تا مشکلات اساسی مانند قاچاق غذاهای حیوانات خانگی، ارائه اطلاعات نادرست در فضای مجازی، تجهیزات پزشکی گران و دستنیافتنی، تعرفههای نامشخص خدمات، و فشارهای مالیاتی طاقتفرسا.
دکتر صادقینژاد با صراحت از «فاجعه» آموزش فارغالتحصیلان و ضعف سیستم حمایتی، و نیز از تناقضهای موجود در بازار دارو و غذاهای حیوانات خانگی سخن میگوید، تا تصویری روشن از واقعیتهایی ارائه دهد که کمتر رسانهای جرات پرداختن به آن را دارد.
این گفتگو، فرصتی است برای درک عمق مشکلات دامپزشکی دام کوچک در ایران و نیز ارزیابی مسیر حرفهای یک پزشک که با پشتکار، تجربه عملی و تعهد به حیوانات، سالهاست در این عرصه فعالیت میکند، با امید به اصلاح سیاستها و بهبود وضعیت حرفهای همکارانش.
حکیم مهر: لطفاً بفرمایید ورودی چه سالی و کدام دانشکده بودید؟ و اساساً چه شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کردید؟ آیا از ابتدا علاقهمند بودید یا دست تقدیر شما را وارد این حوزه کرد؟
من از همان ابتدا به دامپزشکی علاقهمند بودم و واقعاً در کنکور هم فقط این رشته را انتخاب کردم. علتش هم برمیگردد به پیشینه خانوادگیام. پدربزرگم یک ملاک بزرگ بود و گاوداری و زمینهای کشاورزی وسیعی داشت و مادرم و خالهام هم اسبسواری میکردند و با اسب به مزارع سرکشی میکردند. من در خانوادهای بزرگ شدم که با دام، اسب، سگ و حیوانات مختلف در ارتباط بود و همیشه احترام ویژهای برای حیوانات قائل بودند.
حکیم مهر: پس علاقه شما بیشتر ریشه در خانواده داشت؟
بله، دقیقاً. علاوه بر پیشینه خانوادگی، یادم هست وقتی بچه بودم، یک سریال تلویزیونی به نام «قدم به قدم» میدیدم که زندگی یک دامپزشک بریتانیایی را نشان میداد. آن سریال برای من فوقالعاده جذاب بود، چون دیدم آن دامپزشک چطور به حیوانات کمک میکند و حتی به دامداران هم خدمات میدهد. او هر کاری انجام میداد، حتی شب و نیمه شبها برای کمک به حیوانات و دامداران آماده بود. من از این روحیه و فداکاری خیلی خوشم آمد و تصمیم گرفتم وقتی بزرگ شدم، من هم دامپزشک شوم.
حکیم مهر: چه مسیر تحصیلی را برای رسیدن به این هدف طی کردید؟
من سال ۶۷ دیپلم گرفتم از دبیرستان بهنام در خیابان پیامبر در آریاشهر، که مدرسه اقلیتهای مذهبی بود. دلیل انتخاب این مدرسه هم این بود که پدرم همیشه میگفت باید به همه ادیان احترام گذاشت. در این مدرسه با اقلیتهای مذهبی ایران مثل زرتشتیها، مسیحیان آشوری و ارامنه و یهودیان آشنا شدم. همان سال، رشته دامپزشکی دانشگاه آزاد واحد کرج قبول شدم. با این حال، به دلیل شرایط مالی خانواده و محدودیتهای دانشکده تازهتأسیس، ترجیح دادم ابتدا فوقدیپلم دامپزشکی را بخوانم.
حکیم مهر: کاردانی دامپزشکی را در کدام دانشگاه گذراندید؟
سال ۶۹ وارد دانشگاه شهید چمران اهواز شدم، همان جندیشاپور سابق، و فوقدیپلم دامپزشکی را گرفتم.
حکیم مهر: بعد از دانشگاه چه مسیری را طی کردید؟
بعد از آن، از سال ۷۰ تا ۷۲ خدمت سربازی رفتم، در ستاد نیروی زمینی کشور، ناحیه لویزان، در بخش لجستیک. در آنجا با یکی از دامپزشکان عزیز، آقای دکتر غلامرضا حبیبی، که خدا رحمتشان کند، همکاری کردیم و مرغداری ارتش را در همان منطقه پایهگذاری کردیم. ساختمان نیمهکارهای بود با سقفهای بلند بسیار زیبا، توانستیم آن را تکمیل کنیم و مرغ پرورش دهیم.
حکیم مهر: آیا در طول خدمت سربازی این تجربه تأثیری بر مسیر حرفهای شما در دامپزشکی داشت؟
بله، این تجربه بسیار آموزنده بود و باعث شد با چالشهای عملی دامپزشکی در محیطهای واقعی آشنا شوم و پایهای برای کارهای بعدی من در حوزه دام کوچک شد.
حکیم مهر: پس بعد از پایان خدمت سربازی، چه تصمیمی گرفتید و مسیر تحصیلیتان چگونه ادامه یافت؟
من پدر و مادرم اهوازی هستند و به همین دلیل تصمیم گرفتم در اهواز بمانم، چون شهر زادگاه مادرم را بسیار دوست دارم. مدتی در مرغداری کار کردم و مدتی هم در بخش حسابداری آنجا فعالیت داشتم. تمام مدارک خرید، مثل دان و جوجهها را از شرکتهای ایران و آلمان تهیه میکردیم و خوراک مرغها را بهینه میکردیم؛ به آن ویتامین، جو، شعیر، گوجه فرنگی و سیر اضافه میکردیم تا مرغها وزن مطلوبی بگیرند. متوسط وزن مرغها به حدود سه و نیم کیلو میرسید. رئیس ما، جناب آقای فرهنگ، گفت که وزن مرغها کمی بالاست و بهتر است آن را تعدیل کنیم. ما هم پیشنهاد دادیم که یا مرغها را کمی زودتر برداشت کنیم وگرنه سرعت رشد ما بالاست.
خدمت سربازی تمام شد و در سال ۷۲ دوباره شروع به درس خواندن کردم و کنکور دادم. در دانشگاه آزاد واحد کرج قبول شدم و فارغالتحصیل شدم. برای دکترای دامپزشکی، سال ۷۳ وارد دانشگاه آزاد واحد کرج شدم و سال ۷۹ فارغالتحصیل شدم.
حکیم مهر: پس بعد از فارغالتحصیلی، اولین تجربه کاری شما چه بود؟
زمانی که دانشجو بودم، برای یادگیری کامل رشته دامپزشکی، تجربههای مختلفی کسب کردم. ابتدا مرغداری ارتش را دیده بودم، بعد به یک گاوداری در ناحیه کردان رفتم. هفتهای دو تا سه روز صبح زود آنجا کار میکردم و بدون دریافت دستمزد، از کارگری تا کمکهای دامپزشکی را انجام میدادم. در آنجا بخش دامپزشکی را یاد گرفتم، اما اجازه ورود به بخش اسب را ندادند.
حکیم مهر: پس تجربه شما در دام کوچک چگونه آغاز شد؟
بعد از کسب تجربه در گاوداری، تصمیم گرفتم در حوزه دام کوچک فعالیت کنم. به کلینیکی به نام کلینیک دامپزشکی شایان مراجعه کردم، که متعلق به استاد دانشگاه من، آقای دکتر سیفالله مداح، معروف به دکتر شهرام مداح بود. ابتدا به عنوان کارآموز پذیرش شدم. استاد تاکید داشتند که هر کسی را راه نمیدهند و باید مطمئن شوند که فرد واقعاً به این رشته علاقه دارد و سطح سواد خوبی دارد.
حکیم مهر: روند کارآموزی شما چگونه بود؟
اوایل فقط یک روز در هفته حضور داشتم، سپس به تدریج بیشتر شد و کمکم اجازه گرفتم که دستیار ایشان باشم، ابزار به او بدهم و در کنار جراحیها حضور داشته باشم. رابطه ما عمیقتر شد تا اینکه متأسفانه دکتر مداح دچار سکته قلبی و مغزی شدند و حافظه درازمدت ایشان آسیب دید.
حکیم مهر: بعد از این اتفاق، چه شد؟
خانواده ایشان با رئیس وقت دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران صحبت کردند و نامهای برای اداره کل دامپزشکی استان تهران ارسال شد تا کلینیک فعال باقی بماند. به من اجازه داده شد که کلینیک را اداره کنم، بدون پروانه، مهر یا مجوز رسمی، اما اجازه جراحی نداشتم و کیسهای پیچیده باید به آقای دکتر کبیر یا آقای دکتر وشکینی ارجاع داده میشد. این فرصت به من داده شد تا مسئولیت و تجربه عملی کسب کنم و حق شاگردی را ادا کنم.
حکیم مهر: این تجربه چه تاثیری بر مسیر حرفهای شما داشت؟
این فرصت باعث شد که اعتماد به نفس و تجربه عملی من در دام کوچک شکل گیرد و پایهای محکم برای آینده حرفهای من در حوزه کلینیک و درمان دام کوچک ایجاد شود.
حکیم مهر: پس از اینکه شروع به کار کردید، چه زمانی پروانه رسمی خود را دریافت کردید و محدودیتها برداشته شد؟
من بدون هیچ مدرک رسمی و پروانهای کارم را شروع کردم تا اینکه در اسفند ۷۹ دفاعم را انجام دادم. سازمان دامپزشکی به من اعلام کرد که باید هرچه سریعتر پروانه خود را دریافت کنم، چون فعلاً کارت غیرقانونی است و این فرصت تنها به شکل موقت داده شده است. خوشبختانه توانستم در اردیبهشت ۱۳۸۰ پروانه رسمی خود را دریافت کنم و از آن زمان دیگر هیچ محدودیتی در کارم نداشتم و کلینیک دامپزشکی شایان را به شکل رسمی اداره کردم.
حکیم مهر: آیا هنوز همانجا مشغول به کار هستید؟
بله، مطب را اجاره کردهام و از خانواده دکتر مداح اجازه گرفتم که کلینیک به نام کلینیک دامپزشکی شایان به کار خود ادامه دهد. آنها با کمال افتخار پذیرفتند و من همیشه با افتخار میگویم که شایان، پسر دکتر مداح، اکنون پزشک متخصص است.
حکیم مهر: تاکنون چند سال است که در حوزه دام کوچک فعالیت مستمر داشتهاید؟
اگر از سال ۱۳۸۰، یعنی زمان دریافت پروانه رسمی حساب کنیم، بیش از ۲۴ سال و نیم است که به صورت رسمی کار میکنم. اما اگر مسیر من از سال ۷۷، وقتی که کارآموز بودم، شروع کنیم، بیش از ۲۵ سال و نیم تجربه عملی در حوزه دام کوچک دارم.
حکیم مهر: از نظر شما در طول این سالها، مهمترین مشکلات و چالشهای حوزه دام کوچک در ایران چه بوده است؟
یکی از مهمترین مشکلات، نبود هماهنگی بین مسئولان مربوطه است؛ مثلاً سازمان نظام دامپزشکی، سازمان دامپزشکی کشور و سایر ارگانهای مرتبط هماهنگی لازم را ندارند. بزرگترین چالش ما با شهرداری است. شهرداری حداقل دو بار کلینیک من را مسدود کرده، فقط به این دلیل که کلینیک در ساختمان مسکونی یا فضای ناهمگون بوده است، در حالی که کلینیک ما در ساختمان پزشکان و در کنار سایر پزشکان و داروخانه قرار داشت. این کار باعث شد که مجبور شویم کلی نامهنگاری کنیم و برای ملاقات با شهردار منطقه وقت بگیریم. حتی یک بار کلینیک کاملاً پلمپ شد، در حالی که ما کاملاً قانونی در فضای اداری و پزشکی کار میکردیم.
حکیم مهر: آیا این مشکل با جابهجایی کلینیک حل شد؟
نه چندان، وقتی به ساختمان دیگری منتقل شدیم، باز هم شهرداری وارد عمل شد و ما مجبور به جابهجایی شدیم. این بیثباتی بسیار اذیتکننده است.
حکیم مهر: سایر مشکلات اجرایی چیست؟
یکی دیگر از مسائل مهم، مدیریت زبالههای درمانی است. ما هزینه دفع آنها را پرداخت میکنیم، ولی شهرداری حاضر نیست آنها را جمعآوری کند، مگر اینکه ساعت هفت صبح تحویل داده شود، که برای کلینیکهایی که غیر از بیمارستانهای شبانهروزی فعالیت میکنند، غیرممکن است. در نتیجه، زبالههای آلوده، مانند سوزن و سرنگ، تلنبار میشوند و این وضعیت بسیار خطرناک است.
حکیم مهر: به نظر شما حمایت سازمان دامپزشکی چه شکل باید باشد؟
حمایت واقعی این نیست که مثلاً خودرو یا کمک مالی برای مسکن بدهند. حمایت یعنی دسترسی به داروهای دامپزشکی قانونی و اختصاصی برای سگ و گربه. ما مجبوریم نسخههایی برای داروخانههای انسانی بنویسیم، ولی آنها داروها را محدود میکنند یا به سختی ارائه میدهند و مراجعین سردرگم میشوند. سازمان دامپزشکی میتواند اداره دارو و درمان را متولی کند تا این مشکلات قانونی و قاچاقی برطرف شود، ولی تاکنون اقدامی نشده است.
از طرفی قوانین پروانه هنوز بسیار سختگیرانه است، حتی برای کسانی که سالها پروانه دارند. برخی سالها مجبور شدیم دوباره امتحان بدهیم یا بازبینی شویم، ولی نتایج آزمون به ما اعلام نشد. مطمئنم بسیاری از افراد تحت نفوذ، نتیجه آزمون را تحت تأثیر قرار دادند و برخی رد شدند، در حالی که شایستگی داشتند.
حکیم مهر: از نظر شما، مشکلات بعدی و چالشهای دام کوچک در ایران چه مواردی هستند؟
یکی از چالشهای جدی، اطلاعات نادرست و ناقص است که برخی افراد در فضای مجازی منتشر میکنند. افرادی، حتی بعضاً جوان و کمتجربه، در اینستاگرام با تعداد زیادی فالوئر، اطلاعات غلط به مردم میدهند. مثلاً توصیه میکنند که به سگ یا گربه هر غذایی بدهید، از پنیر گودا گرفته تا قرمهسبزی یا شیرینیهای مختلف، بدون محدودیت. این باعث میشود حیوانات بیمار شوند و دوباره مجبور شوند برای درمان مراجعه کنند.
حکیم مهر: آیا این مشکل تنها مربوط به تغذیه است؟
نه، متأسفانه برخی مشکلات درمانی هم وجود دارد. مواردی داشتیم که جراحی عقیمسازی به شکل نادرست انجام شده و نصف رحم حیوان باقی مانده بود، عفونت ایجاد شد و ما مجبور شدیم مجدداً جراحی کنیم.
حکیم مهر: دیگر مشکلات حوزه تجهیزات و امکانات چیست؟
تجهیزات دامپزشکی مانند دستگاه رادیولوژی و سونوگرافی بسیار گران است و از عهده اکثر کلینیکها خارج است. مثلاً یک دستگاه رادیولوژی تمام دیجیتال حدود یک میلیارد تومان و سونوگرافی با کیفیت خوب حدود دو میلیارد تومان هزینه دارد. متأسفانه هیچ وام یا حمایت دولتی برای خرید این تجهیزات در نظر گرفته نشده است.
حکیم مهر: وضعیت تعرفهها چگونه است؟
متأسفانه تعرفه مشخصی اعلام نمیشود و هر دامپزشک قیمت خودش را تعیین میکند. برخی افراد برای جذب مشتری، قیمتهای بسیار پایین ارائه میدهند، یا واکسن هاری را رایگان میدهند و هزینه آن را از خدمات دیگر جبران میکنند. این رفتار رقابت ناسالم ایجاد میکند و به همکاران دیگر آسیب میزند.
حکیم مهر: آیا این مشکلات ناشی از ضعف نظارت سازمان دامپزشکی است؟
بله، ضعف نظارت، صدور پروانه بدون بررسی کافی و عدم الزام به دورههای بازآموزی باعث شده افرادی با سواد ناکافی وارد کار شوند. نمونههایی که اخیراً دیدم، شامل اشتباه در کیت تشخیص بیماری سگ و واکسن گربه برای سگ است که میتواند منجر به عواقب جدی مثل ایجاد بیماریهای مزمن و آسیب به اندام حیوان شود.
حکیم مهر: به غیر از چالشهای حرفهای و درمانی، چه مشکلات صنفی و ساختاری دیگری دامپزشکان دام کوچک را آزار میدهد؟
به جرأت میگویم بزرگترین کابوس دامپزشکان، موضوع مالیات است؛ فاجعهای واقعی. هیچ هماهنگیای بین سازمان دامپزشکی و اداره مالیات وجود ندارد. مالیاتها طاقتفرساست؛ هر چقدر درآمد داریم باید به اداره مالیات پرداخت کنیم، تازه با جریمه.
من خودم هیچ بدهی مالیاتی ندارم و تمام مالیاتهایم را پرداخت کردهام، اما با این حال مجبور شدم وکیل بگیرم. اخیراً برای من پیامک آمده که بابت سال ۱۳۹۹ بدهی مالیاتی دارید. رفتم اسناد را بررسی کردم؛ همه پرداختها انجام شده بود. بعد گفتند شما مالیات کافی ندادید و «کتمان درآمد» داشتید!
حکیم مهر: کتمان درآمد؟ با چه مبنایی؟
دقیقاً سؤال من هم همین است. مگر من میزان مالیات را تعیین میکنم؟ اداره مالیات خودش حسابهای بانکی را بررسی میکند، ورودی و خروجی را میبیند، سود را با فرمول خودش محاسبه میکند، برگه چاپ میشود و میگویند برو کارت بکش. من کجا کتمان کردهام؟ بعد هم جریمه میکنند.
جالبتر اینکه میگویند ما تا پنج سال حق داریم مالیات شما را دوباره بازبینی کنیم. این قانون از کجا آمده؟ چرا اینقدر فشار روی دامپزشکان است؟ برای همه ما جریمه کتمان و جریمه سنواتی زدند، طوری که مالیات عملاً دو برابر شده، در حالی که من برگه رسمی پرداخت کامل دارم.
موضوع بعدی قاچاق غذاهای حیوانات خانگی است که این هم یک فاجعه دیگر است. چند سال پیش گفتند ورود غذای سگ و گربه ممنوع شده و کالای لوکس است، اما الان بازار پر از غذاست؛ در حجم بسیار بالا. سؤال اینجاست: این حجم عظیم از کجا وارد میشود؟ این یک بیزینس چند صد میلیاردی است.
اگر قرار است این غذاها وارد شود، چرا رسمی وارد نشود؟ مثل گذشته، با تعرفه مشخص، سود مشخص و نظارت دقیق. اینطوری هم ما راحت میشویم، هم غذای تقلبی دستمان نمیرسد. الان غذاهایی وارد بازار شده که در عراق و پاکستان بستهبندی میشود و کیفیت مشخصی ندارد. ما مجبوریم این غذاها را به مشتری بدهیم و نتیجهاش بیمار شدن سگ و گربههاست.
حکیم مهر: این مسئله چه تناقضی در کار دامپزشک ایجاد میکند؟
تناقض تلخی است. ما موظفیم بیماری حیوانات را درمان کنیم، اما با این مدیریت غلط و قاچاق گسترده، عملاً داریم حیوانات را بیمار میکنیم. این نتیجه مستقیم سوءمدیریت و نبود نظارت است. واقعاً سؤال من این است که این حجم از قاچاق چطور ممکن شده و چرا کسی پاسخگو نیست؟
حکیم مهر: بهعنوان جمعبندی، وضعیت فعلی دامپزشکی دام کوچک در ایران چگونه است و مهمترین مشکلات چیست؟
جمعبندی من از همه مشکلات این است: مالیات سنگین و سختگیرانه که فشار زیادی روی دامپزشکان میآورد، قاچاق و تقلبی بودن غذاهای حیوانات خانگی که باعث بیمار شدن حیوانات میشود، و کمبود هماهنگی بین سازمان دامپزشکی، سازمان نظام دامپزشکی، اداره دامپزشکی و شهرداریها که به طور مستقیم کار ما را مختل میکند.
حکیم مهر: وضعیت آموزش فارغالتحصیلان چگونه است؟ آیا بعد از فارغالتحصیلی آمادگی ورود به بازار را دارند؟
وضعیت فاجعه است. کلاسها عمدتاً آنلاین برگزار میشود، اساتید باتجربه یا فوت شدهاند یا بازنشسته شدهاند و اساتید جوان جدید تجربه کافی در پرورش دامپزشکان حرفهای ندارند. نتیجه این است که وقتی فارغالتحصیلان وارد بازار کار میشوند، حتی مهارتهای پایه مانند تزریق آمپول، معاینه ساده و شناخت علائم حیوانات را بلد نیستند. دانشجویان باتجربه بسیار محدود وارد کار عملی میشوند و این شرایط فاجعهآمیز است.
حکیم مهر: پس از نظر شما چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟
باید نظارت بر مالیات و جلوگیری از فشار غیرمنصفانه باشد، واردات غذاهای حیوانات قانونی و با کیفیت کنترل شود، هماهنگی بین نهادهای صنفی و دولتی افزایش یابد، و آموزش عملی دامپزشکان به شکل مؤثر و جدی تقویت شود.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.



به گفته عزیزی که برای حلش اقدام کردند، مساله ای که با شهرداری دارید رو درست کنید مساله مالیات هم سینرژیک درست میشه.
متاسفانه نظام دامپزشکی بجای حمایت از اعضا فقط بفکر اعضای شاغل در نظام دامپزشکیست
دکتر صادقی نژاد جزو اولین کلینیسینهای دام کوچک تهران هستند که به صورت علمی به درمان بیماران می پرداختند.