
حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: در گفتوگویی صریح و بیپرده با «دکتر مهدی بهشتیفر» دامپزشک پیشکسوت ارتش و ورودی سال ۱۳۶۹ دانشگاه تهران، پای صحبتهای مدیری نشستیم که تجربهای کمنظیر از دو جهان متفاوت دارد؛ از سالها نظارت سختگیرانه بر سلامت مواد غذایی در ساختار مستقل دامپزشکی ارتش تا مدیریت یک داروخانه انسانی در بطن نظام سلامت کشور. او با مرور تجربه ایستادگیاش در برابر فشارهای سازمانی و دفاع از استقلال مسئول فنی در ارتش ـ حتی به بهای عقبافتادن ارتقای درجه ـ از یک اصل کلیدی میگوید: «ناظر باید از نظر مالی و ساختاری مستقل باشد تا بتواند سلامت جامعه را تضمین کند.»
بهشتیفر در گفتوگو با حکیم مهر، در کنار نقد جدی نسبت به جایگاه دامپزشکی در ساختار سلامت کشور، به یکی از کمتر شنیدهشدهترین چالشهای این حرفه میپردازد؛ تفاوت بنیادین میان نظام قیمتگذاری و گردش مالی در داروخانههای انسانی و دامپزشکی. او معتقد است در حالی که در داروخانه انسانی با تغییر قیمت مصوب، فروش نیز بلافاصله بهروز میشود و چرخه نقدینگی شفاف است، داروخانههای دامپزشکی در شرایط تورمی ناچارند دارو را با قیمت خرید گذشته عرضه کنند و عملاً از سرمایه خود مابهالتفاوت بپردازند؛ روندی که به گفته او سرمایه را فرسوده و انگیزه سرمایهگذاری را تضعیف میکند. به باور این دامپزشک باسابقه، وقتی فروشها عمدتاً نسیه است و ساختار حمایتی مشابه بیمههای انسانی وجود ندارد، این پرسش جدی مطرح میشود که چرا باید داروخانههای دامپزشکی در چنین سازوکاری «مظلوم» باقی بمانند؟
این گفتوگو روایتی است از تقاطع دو تجربه؛ تجربه استقلال حرفهای در یک ساختار نظامی و تجربه مواجهه با چالشهای اقتصادی و تنظیمگری در بازار دارو. روایتی که در نهایت به یک دغدغه مشترک میرسد: سلامت جامعه، چه در سفره مردم و چه در زنجیره تأمین غذا، بدون تقویت جایگاه واقعی دامپزشکی و اصلاح ساختارهای نظارتی و اقتصادی آن، تضمین نخواهد شد.
حکیم مهر: آقای دکتر، برای شروع بفرمایید ورودی چه سالی و کدام دانشکده هستید؟
ورودی سال ۱۳۶۹ دانشگاه تهران هستم.
حکیم مهر: چه شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کردید؟ آیا از ابتدا علاقهمند بودید یا شرایط شما را به این مسیر هدایت کرد؟
بعد از اخذ دیپلم، تا زمان سربازی مشغول کار در حوزه مرغداری بودم و حتی در سن ۱۷ سالگی یک واحد مرغداری گوشتی راهاندازی کردم. به همین دلیل با این حوزه آشنا بودم و به آن علاقهمند شدم. در کنکور سال ۱۳۶۱ هم پذیرفته شدم، اما به دلایل خاصی که در آن زمان و در سیستم حاکم وجود داشت، عملاً سال ۱۳۶۹ وارد دانشگاه شدم.
حکیم مهر: پس پیش از ورود به دانشگاه، تجربه عملی در حوزه دام و طیور داشتید؟
بله، دقیقاً. به واسطه همان تجربه کاری، با فضای حرفهای دامپزشکی آشنا بودم.
حکیم مهر: بعد از ورود به دانشکده، فضای دانشگاه و رشته را چگونه دیدید؟ آیا با تصورات شما همخوانی داشت؟
بله، چون پیش از آن کار کرده بودم و با فضای حرفهای آشنا بودم، تقریباً همان چیزی بود که انتظار داشتم.
حکیم مهر: چه سالی فارغالتحصیل شدید؟
سال ۱۳۷۶ فارغالتحصیل شدم.
حکیم مهر: پس از فارغالتحصیلی چه مسیری را در پیش گرفتید؟
من جزو پرسنل سازمانی ارتش بودم و طبیعتاً در حوزه کنترل مواد غذایی فعالیت میکردم. تا سال ۱۳۹۱ عمده فعالیت من در همین حوزه بود و تمرکزم بر نظارت و کنترل مواد غذایی قرار داشت.
حکیم مهر: در این مدت دقیقاً چه مسئولیتهایی بر عهده داشتید؟
علاوه بر مسئولیتهای نظارتی، حدود ده سال در یکی از شرکتهای بنیاد تعاون ارتش مسئول خرید مواد غذایی برای ارتش بودم. در آن مجموعه هم کارشناس بودم و هم ناظر. اداره دامپزشکی ارتش یک اداره مستقل بود که بهصورت جداگانه بر کنترل مواد غذایی یگانهای ارتش نظارت میکرد.
حکیم مهر: بعد از سال ۱۳۹۱ فعالیت شما چگونه ادامه پیدا کرد؟
بعد از آن، به دلیل اینکه همسرم داروساز هستند و داروخانه انسانی داشتند، تمرکز من به مدیریت همان داروخانه معطوف شد. حدود ۲۵ سال است که این داروخانه را داریم و من مدیریت آن را بر عهده دارم. در این سالها دیگر فعالیت خاصی در حوزه دامپزشکی نداشتم.
حکیم مهر: از نظر شما مهمترین مشکلات و چالشهای رشته دامپزشکی در ایران چیست؟
یکی از اصلیترین مشکلات، نبود شناخت کافی از این رشته است. در سالهای اخیر با افزایش ظرفیت در حوزه حیوانات خانگی، تا حدی جایگاه دامپزشکی در بخش کلینیکی پررنگتر شده، اما در حوزه سلامت غذایی عملاً اهمیت لازم برای دامپزشکان قائل نیستند. این در حالی است که نقش دامپزشکی در سلامت غذا بسیار اساسی است.
فرصتهای شغلی موجود هم بهدرستی مدیریت نمیشود. بسیاری از مسئولیتهایی که باید به دامپزشک متخصص در حوزه مواد غذایی واگذار شود، به کارشناسان دیگر حوزهها مانند علوم تغذیه یا رشتههای مشابه سپرده میشود.
حکیم مهر: شما به مسئله ساختار مدیریتی هم اشاره داشتید. منظورتان چیست؟
به نظر من جدا شدن دامپزشکی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تصمیم درستی نبود. دامپزشکی بخش جدا نشدنی از سلامت جامعه است؛ چه از نظر بیماریهای زئونوز و چه از منظر سلامت غذایی. انتقال آن به زیرمجموعه وزارت علوم با هر نیتی که انجام شده باشد، به نظر من تصمیم اشتباهی بوده است.
حکیم مهر: در حوزه نظارت و بازرسی چه چالشی وجود دارد؟
یکی از اصول بسیار مهم در نظارت این است که ناظر نباید رابطه مالی با مجموعهای که بر آن نظارت میکند داشته باشد. این اصل باید رعایت شود تا نظارت واقعی و بدون تعارض منافع انجام شود.
ما در ارتش تجربه موفقی در این زمینه داشتیم؛ اداره دامپزشکی ارتش بهصورت مستقل عمل میکرد و همین استقلال باعث میشد نظارت مؤثر باشد. اما در بسیاری از بخشهای دیگر چنین استقلالی وجود ندارد. وقتی ناظر از همان مجموعهای حقوق میگیرد که باید آن را تأیید یا رد کند، طبیعتاً با چالش مواجه میشود. اگر صاحب کارخانه بگوید «این را تأیید کن» و ناظر نکند، ممکن است بهراحتی جایگزین شود. در شرایط فعلی بازار کار، این موضوع یک معضل جدی است.
حکیم مهر: بنابراین شما استقلال نهاد نظارتی را یک اصل کلیدی میدانید؟
بله، کاملاً. استقلال مالی و ساختاری ناظر شرط اساسی برای سلامت نظام نظارتی است و متأسفانه این موضوع به شکل مطلوب اجرا نشده است.
حکیم مهر: آقای دکتر، اشاره کردید که استقلال ناظر یک اصل مهم است. این مسئله را در اداره دامپزشکی ارتش چگونه مدیریت میکردید؟
چون اداره دامپزشکی ارتش یک سازمان مستقل بود، ما از نظر ساختاری پشتوانه داشتیم. خود من شخصاً بارها با فرماندهان مجموعه درگیر شدم و پای نظر کارشناسیام ایستادم. به عنوان مثال، اگر کالایی وارد میشد که با مشخصات قرارداد همخوانی نداشت یا از نظر سلامت مشکل داشت، تحت هیچ شرایطی آن را تأیید نمیکردم. حتی موردی پیش آمد که فرمانده پادگان کالایی را که من رد کرده بودم، دستور توزیع داد. اما برای اینکه آن کالا وارد چرخه مالی شود و قبض انبار تبدیل به سند پرداخت شود، نیاز به تأیید دامپزشک داشت. من امضا نکردم. به همین دلیل، دو تا سه سال درجه سازمانیام را به من ندادند، اما کوتاه نیامدم. در نهایت مجبور شدند بپذیرند، چون سیستم نظارتی بالادستی وجود داشت و من میتوانستم گزارش بدهم. این تفاوت مهم است؛ من وابستگی مستقیم مالی به همان مجموعهای که نظارت میکردم نداشتم و همین موضوع امکان ایستادگی میداد.
حکیم مهر: یعنی پشتوانه ساختاری باعث میشد بتوانید بر نظر تخصصی خود پافشاری کنید؟
دقیقاً. وقتی ناظر بداند در صورت گزارش، ردههای بالاتر رسیدگی میکنند، میتواند وظیفهاش را درست انجام دهد. الان اما شرایط مسئول فنی در یک کارخانه یا کشتارگاه متفاوت است. اگر بخواهد محصولی را رد کند، عملاً دستش بسته است. در شرایط فعلی اشتغال، ممکن است مجبور شود کوتاه بیاید؛ با یک ارفاق، یک چشمپوشی. این اتفاقها متأسفانه رخ میدهد و در نهایت به سلامت جامعه لطمه میزند.
حکیم مهر: چه راهکاری برای حل این تعارض منافع به ذهنتان میرسد؟
به نظر من مدل پرداخت حقوق باید اصلاح شود. همانطور که در انجمن داروسازان، ابتدای هر سال حقوق مسئول فنی در بخشهای مختلف تعیین میشود، در صنعت غذایی هم باید چنین سازوکاری وجود داشته باشد.
حقوق مسئول فنی باید توسط یک مرجع صنفی یا سازمانی تعیین شود، شرکت موظف به پرداخت آن باشد، اما انتخاب و انتصاب ناظر توسط سازمان ناظر انجام شود. یعنی ناظر از نظر مالی وابستگی مستقیم به همان کارفرما نداشته باشد. البته میدانم اجرای این مدل چالش دارد و ساده نیست. به هر حال افراد ذینفوذ راههای خودشان را پیدا میکنند. اما اگر قرار است سلامت جامعه حفظ شود، باید به سمت چنین ساختاری حرکت کرد.
حکیم مهر: از تجربه فعالیتتان در دامپزشکی ارتش بفرمایید. اگر دانشجویان یا فارغالتحصیلان علاقهمند باشند در ارتش فعالیت کنند، چه مسیری را باید طی کنند؟
ارتش چارچوب استخدامی مشخصی دارد و هر از گاهی جذب نیرو اعلام میکند. در گذشته سیستم متفاوت بود. ارتش سهمیه بورسیه داشت؛ یعنی دانشجو از همان ابتدای ورود به دانشگاه، سهمیه ارتش محسوب میشد. در دانشگاه افسری به صورت شبانهروزی آموزش میدید، دورههای نظامی را هم میگذراند و بعد از فارغالتحصیلی به عنوان دامپزشک وارد یگانها میشد. تعداد این افراد هم کم نبود. اما بعد از انقلاب، این سیستم حذف شد. امروز روند اینگونه است که افراد پس از فارغالتحصیلی، در صورت اعلام نیاز سازمان، جذب میشوند.
مثلاً خود من ابتدا افسر پیاده ارتش بودم، بعد در دانشگاه آزاد قبول شدم و ادامه تحصیل دادم. برخی همکاران مانند دکتر دباغمقدم، دکتر گیلی و دکتر احمدی نیز پس از فارغالتحصیلی و بر اساس نیاز سازمان استخدام شدند.
حکیم مهر: بنابراین فعالیت در دامپزشکی ارتش نیازمند ترکیب دو هویت است؛ هم نظامی بودن و هم تخصص دامپزشکی؟
دقیقاً همینطور است. کسی که وارد این حوزه میشود، باید هم چارچوبهای نظامی را بپذیرد و هم مسئولیت تخصصی دامپزشکی را بر عهده بگیرد. این ترکیب ویژگی خاص این مسیر شغلی است.
حکیم مهر: شما در حال حاضر در یک داروخانه انسانی فعالیت دارید. به نظر شما چه تفاوتهایی میان داروخانههای دامپزشکی و داروخانههای انسانی وجود دارد؟
چون خواهرم داروخانه دامپزشکی دارد، از نزدیک در جریان مشکلات این حوزه هستم. یکی از تفاوتهای مهم، مسئله قیمتگذاری است. در سیستم داروخانه انسانی، وقتی سازمان غذا و دارو قیمت یک دارو را تأیید میکند، شرکتهای پخش با همان قیمت جدید توزیع میکنند و ما از همان روز موظف به فروش با قیمت جدید هستیم. حتی در سیستم بیمه هم اگر نسخهای با قیمت قدیم ثبت شده باشد، مابهالتفاوت از بیمار دریافت میشود.
اما در داروخانههای دامپزشکی این مسئله چالشبرانگیز است. طبق مقررات، دارو باید بر اساس قیمت خرید قبلی فروخته شود. در شرایط تورمی فعلی، این مسئله عملاً به ضرر مؤسس داروخانه تمام میشود. فرض کنید دارویی امروز با قیمت مشخصی خریداری شده، اما فردا قیمت آن افزایش مییابد. داروخانه مجبور است موجودی قبلی را با قیمت قدیم بفروشد، در حالی که برای خرید مجدد باید با قیمت بالاتر هزینه کند. این یعنی بخشی از سرمایه هر روز تحلیل میرود.
حکیم مهر: این موضوع چه تأثیری بر سرمایهگذاری در حوزه داروخانههای دامپزشکی دارد؟
طبیعتاً انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد. وقتی سرمایه در گردش مرتباً کوچکتر میشود، رغبت به ورود یا ادامه فعالیت کم میشود. بهویژه اینکه بسیاری از داروخانههای دامپزشکی در حجم بالا با دامداریها و مرغداریها کار میکنند و فروش آنها عمدتاً نسیه است. در حالی که در داروخانه انسانی تقریباً همه فروشها نقدی و روزانه است.
حکیم مهر: یعنی در داروخانه انسانی عملاً فروش نسیه وجود ندارد؟
بسیار محدود است و ساختار غالب، فروش نقدی است. همین موضوع ثبات بیشتری به چرخه مالی میدهد.
حکیم مهر: شما به رقابت ناسالم هم اشاره کردید. منظورتان چیست؟
وقتی ساختار قیمتگذاری و پرداختها شفاف و بهروز نباشد، برخی افراد که سرمایه بالاتری دارند میتوانند دارو را با شرایط خاص یا تخفیفهای سنگین عرضه کنند و عملاً داروخانههای کوچکتر را از بازار خارج کنند. این روند به سمت انحصار پیش میرود. در حوزه دامپزشکی چنین اتفاقی در حال وقوع است.
در داروخانه انسانی هم افرادی هستند که چندین داروخانه دارند و توان رقابت بیشتری دارند، اما ساختار بهگونهای است که بقیه هم میتوانند فعالیت خود را ادامه دهند و بازار به آن شدت آسیب نمیبیند.
حکیم مهر: چه راهکاری برای بهبود وضعیت داروخانههای دامپزشکی پیشنهاد میکنید؟
به نظر من میتوان برای دامداریها و واحدهای تولیدی یک نوع «شناسنامه بهداشتی–دامپزشکی» طراحی کرد؛ مشابه دفترچه بیمه در حوزه انسانی. داروها با قیمت روز و در چارچوب یک سامانه جامع ثبت و عرضه شوند. این کار میتواند رقابت ناسالم را کاهش دهد و از تحلیل سرمایه داروخانهها جلوگیری کند.
البته اجرای چنین مدلی ساده نیست و چالشهای اجرایی زیادی دارد، اما اگر بخواهیم بخش داروخانه دامپزشکی تقویت شود، باید به سمت اصلاح ساختارهای مالی و قیمتگذاری حرکت کنیم.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
ممنون از شما که به درستی بخشی از مشکلات دامپزشکی رو مطرح کردید
درود بر جناب دکتر بهشتی فر عزیز.بسیار بهره بردم
یک دلیل اصلی کمبود هر از گاه برخی اقلام دارویی دامپزشکی دقیقا همین مسئله هست.
وقتی که تورم کشوری و متعاقب آن افزایش قیمت داروهای دامپزشکی دیگه از سالانه و درصد و ... گذشته! یعنی افزایش ها بالای صد درصد و آنهم سالانه چندبار انجام می شود! رکود بی سابقه ای هم در بازار حاکم است بهترین راهکار حذف درج قيمت مصرف کننده از روی جلد دارو است!! واقعا چه مفهومی داره لینکو ۱۳۰ هزار تومانی و ۳۵۰ هزار تومانی و ۴۲۰ هزار و ۴۹۰ هزار تومانی و ... همزمان در داروخانه ها و بعضا شرکت ها موجود باشد!! خریدار گیج شده و تنش مابین خریدار و فروشنده در اوج است!!
حقا که شیر پاک خوردید دکتر
جناب دکتر ممنون از بیان تجربیات ارزشمندتون و ارائه دیدگاها و اعلام نظرات پیرامون دارو خانه ها
والا دامپزشکی هیچ وقت جزو وزارت بهداشت نبوده دوست عزیز
|
وزارت بهداشت در سال ۶۷ تاسیس شد!!؟
|
دوست گرامی از کرج واقعا برات سخته یه سرچ کنی که پیام اینجوری نزاری؟
آقای دکتر خسته نباشین من بارها اعلام کردم فعالیت دامپزشکان در نیروهای مسلح بخصوص در زمان جنگ ایران و عراق بسیار چشمگیر و تاثیر گذار بود توان رزمی نفر نشأت گرفته از سلامت فرد بود که تامین این سلامت چه در رزم وچه در حال عادی در نیروهای مسلح بعهده دامپزشکان بود
ممنون از تجربیاتی ک در اختیار ما گذاشتید شما همیشه الگو هستید موفق باشید