صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۵۰۷۹
تعداد نظرات: ۱۸ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر ناهید هادیان» بانوی دامپزشک پیشکسوت و کلینیسین فعال در شهر رودهن:

دامپزشکان تازه‌ فارغ‌التحصیل به صورت عملی آموزش ندیده و آمادگی حضور در بازار کار را ندارند/ بعد از انقلاب فرهنگی، کیفیت آموزش دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران به‌شدت افت کرد

«دکتر ناهید هادیان» افزود: بعد از انقلاب فرهنگی، شرایط کاملاً تغییر کرد. بسیاری از استادان برجسته اخراج شدند یا به دلایل مختلف دیگر حضور نداشتند. برخی از استادانی هم که باقی مانده بودند، در سال‌های پایانی خدمت خود بودند ...

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: وقتی از دامپزشکی دام‌های بزرگ سخن می‌گوییم، اغلب تصویری مردانه، خشن و فرساینده در ذهن شکل می‌گیرد؛ تصویری از نبرد روزانه با زایش‌های سخت، بیماری‌های پیچیده و اقتصادی که هر روز معادلاتش تغییر می‌کند. اما در میان این مسیر ناهموار، زنانی هم بوده‌اند که نه‌تنها وارد این عرصه شده‌اند، بلکه سال‌ها در خط مقدم تولید و درمان ایستاده‌اند.

«دکتر ناهید هادیان» از جمله همین پیشگامان است؛ دامپزشکی که از روزهای پرالتهاب ورود به دانشگاه تهران در سال‌های منتهی به انقلاب، تا تأسیس و مدیریت یک گاوداری صنعتی صد رأسی در منطقه دماوند و سه دهه فعالیت مداوم در کلینیک دامپزشکی در رودهن، مسیری پرچالش و متفاوت را طی کرده است.

او در این گفت‌وگو با حکیم مهر، از واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده دامپزشکی دام بزرگ می‌گوید؛ از آموزش‌هایی که به اعتقاد او فاصله زیادی با واقعیت میدان دارند، از سال‌هایی که همزمان با مادری و زندگی خانوادگی، دامداری صنعتی را مدیریت کرده، از روزهایی که فشار اقتصادی و بی‌توجهی‌ها، حاصل یک عمر سرمایه‌گذاری و تولید ژنتیک ارزشمند را به مرز نابودی رساند، و از سختی‌هایی که حتی «خندیدن» را برایش به خاطره‌ای دور تبدیل کرده بود.

روایت او فقط روایت یک دامپزشک نیست؛ روایت نسلی است که با کمترین امکانات، بیشترین مسئولیت را بر دوش کشید و امروز با نگاهی صریح و بی‌پرده، از واقعیت‌ها، چالش‌ها و توصیه‌هایی می‌گوید که شنیدن آن برای نسل جدید دامپزشکان، به‌ویژه زنان علاقه‌مند به حوزه دام بزرگ، ضروری است.

حکیم مهر: خانم دکتر، ورودی چه سالی بودید و در کدام دانشکده پذیرفته شدید؟

من در سن حدود هجده سالگی، در سال ۱۳۵۶، در دانشگاه تهران پذیرفته شدم و تحصیل در رشته دامپزشکی را آغاز کردم.

حکیم مهر: آیا از ابتدا به رشته دامپزشکی علاقه‌مند بودید یا شرایط و دست تقدیر شما را به این مسیر هدایت کرد؟

واقعیت این است که انتخاب رشته دامپزشکی بیشتر تحت تأثیر شرایط خانوادگی بود. من رشته‌های گروه پزشکی، از جمله پزشکی را هم انتخاب کرده بودم، اما خانواده‌ام اجازه نمی‌دادند برای تحصیل به شهرستان بروم و تأکید داشتند حتماً در تهران بمانم. در نهایت، در یکی از انتخاب‌هایم که در تهران بود، در رشته دامپزشکی قبول شدم. من دیپلمم را در خرم‌آباد لرستان گرفته بودم و از همان‌جا برای ادامه تحصیل به تهران آمدم.

حکیم مهر: پیش از ورود به دانشگاه، چه شناختی از رشته دامپزشکی داشتید و خانواده چه نظری نسبت به این انتخاب داشتند؟

قبل از انتخاب رشته، موضوع را در خانواده مطرح کرده بودم و تا حدودی درباره ماهیت این رشته صحبت کرده بودیم، اما واقعیت این است که به دلیل سن کم، شناخت عمیق و دقیقی از آینده شغلی آن نداشتم. فقط در همین حد می‌دانستم که دامپزشکی با حیوانات و درمان آنها سر و کار دارد. از طرفی، چون ما در منطقه‌ای بزرگ شده بودیم که دام و حیوانات محلی فراوان بود و در تابستان‌ها به آنجا رفت‌وآمد داشتیم، از نزدیک می‌دیدیم که حیوانات هم بیمار می‌شوند و به درمان نیاز دارند. همین موضوع باعث شده بود یک آمادگی ذهنی اولیه داشته باشم و حتی برایم جالب بود که روزی بتوانم در چنین محیط‌هایی فعالیت کنم و به درمان حیوانات کمک کنم.

حکیم مهر: زمانی که وارد دانشکده دامپزشکی شدید، فضای رشته و دانشگاه تا چه حد با تصورات اولیه شما مطابقت داشت؟

من در خوابگاه زندگی می‌کردم و شرایط زندگی دانشجویی در آن زمان برایم بسیار سخت بود. همان سال‌ها مصادف با وقوع انقلاب بود و حدود شش ماه بعد از ورود ما، فضای دانشگاه کاملاً تغییر کرد. ما در شرایطی همراه با فشارهای روحی درس می‌خواندیم. با این حال، در ابتدای ورود، سطح علمی آموزش بسیار بالا بود. برخی از استادان ما خارجی، از جمله آمریکایی بودند و به زبان‌های خارجی تدریس می‌کردند. آنها از نظر علمی و ظاهری بسیار حرفه‌ای بودند و حضورشان فضای دانشگاه را شبیه دانشگاه‌های اروپایی کرده بود. برای ما که از شهرستان آمده بودیم و تسلط زیادی به زبان نداشتیم، این شرایط بسیار چالش‌برانگیز بود و مجبور بودیم تلاش مضاعفی کنیم تا خودمان را به سطح دانشجویان تهرانی که در مدارس معتبری مثل هدف و البرز تحصیل کرده بودند، برسانیم.

حکیم مهر: استادان شما چه نگاهی به جایگاه رشته دامپزشکی داشتند؟

استادان ما تأکید می‌کردند که دامپزشکی رشته‌ای بسیار مهم و حتی از برخی جهات پیچیده‌تر از پزشکی است، چون ما به‌صورت مقایسه‌ای گونه‌های مختلف را مطالعه می‌کنیم. آنها می‌گفتند این رشته در کشورهای پیشرفته از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است و آینده شغلی و درآمد مناسبی دارد. همین صحبت‌ها باعث شده بود با انگیزه بیشتری ادامه دهیم و تصور کنیم وارد رشته‌ای بسیار ارزشمند شده‌ایم.

حکیم مهر: پس از وقوع انقلاب فرهنگی، وضعیت آموزش شما چه تغییری کرد؟

بعد از انقلاب فرهنگی، شرایط کاملاً تغییر کرد. بسیاری از استادان برجسته اخراج شدند یا به دلایل مختلف دیگر حضور نداشتند. برخی از استادانی هم که باقی مانده بودند، در سال‌های پایانی خدمت خود بودند. در نتیجه، کیفیت آموزش به‌شدت افت کرد. من شخصاً معتقدم آنچه یاد گرفتم، بیشتر حاصل مطالعه فردی و تلاش شخصی خودم بود. بیشتر از منابع و کتاب‌های خارجی استفاده می‌کردم و حتی در بسیاری از کلاس‌های تئوری شرکت نمی‌کردم، چون احساس می‌کردم بهره علمی لازم را دریافت نمی‌کنم. در واقع، خودم را مدیون مطالعه و تلاش شخصی‌ام می‌دانم، نه آموزش رسمی دانشگاه.

حکیم مهر: چه سالی موفق به اخذ مدرک دکتری دامپزشکی شدید؟

با توجه به اینکه ورودی سال ۱۳۵۶ بودم، در شرایط عادی باید سال ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل می‌شدم، اما به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی وقفه‌ای در تحصیل ایجاد شد. در این فاصله ازدواج کردم و مدتی از ادامه تحصیل فاصله گرفتم. در سال ۱۳۶۸، در حالی که دو فرزند داشتم، دوباره به دانشگاه بازگشتم و ادامه تحصیل دادم. در نهایت، در سال ۱۳۷۲ موفق به فارغ‌التحصیلی شدم.

حکیم مهر: با توجه به مسئولیت‌های خانوادگی، ادامه تحصیل برای شما چه دشواری‌هایی داشت؟

ادامه تحصیل در آن شرایط بسیار دشوار بود، چون هم مسئولیت زندگی و هم تربیت فرزندان را بر عهده داشتم. با این حال، با جدیت تمام واحدها را، حتی در تابستان، به‌صورت کامل می‌گرفتم تا بتوانم سریع‌تر دوره را به پایان برسانم. بیشتر برای شرکت در امتحانات و کلاس‌های عملی و آزمایشگاه‌ها به دانشگاه می‌رفتم و بخش عمده یادگیری‌ام از طریق مطالعه شخصی و فعالیت عملی در دامداری‌ها و مرغداری‌ها به دست آمد. به جرأت می‌توانم بگویم تجربه عملی خارج از دانشگاه نقش بسیار مهم‌تری در شکل‌گیری توانمندی حرفه‌ای من داشت و دانشگاه سهم چندانی در این زمینه نداشت.

حکیم مهر: بعد از فارغ‌التحصیلی، فعالیت حرفه‌ای خود را از کجا و چگونه آغاز کردید؟

بعد از فارغ‌التحصیلی، ابتدا به دلیل علاقه شخصی‌ام مدتی در یک بیمارستان دام کوچک دوره دیدم تا تجربه عملی در این حوزه کسب کنم. همزمان در آزمون تخصص بیماری‌ها و داخلی دام کوچک هم شرکت کردم و در دو دوره پذیرفته شدم، اما متأسفانه به دلیل برخی مسائل سیاسی، امکان ادامه این مسیر برای من فراهم نشد و افراد دیگری را به جای من معرفی کردند.

پس از آن، به منطقه کردان کرج رفتم و حدود یک سال در اسب‌داری‌ها فعالیت کردم. در همان‌جا یک کلینیک کوچک راه‌اندازی کردم و کار درمان دام‌های بزرگ، به‌ویژه گاو و اسب را انجام می‌دادم.

بعد از مدتی به من پیشنهاد شد به رودهن بروم، چون آن منطقه دامپزشک نداشت و از نظر امکانات و موقعیت جغرافیایی هم شرایط بهتری داشت و به تهران نزدیک‌تر بود. این شد که به رودهن آمدم و حالا حدود سی سال است که در این منطقه فعالیت دارم و دارای کلینیک هستم. در حال حاضر بیشتر در حوزه دام کوچک مشغول هستم، اما در زمینه دام بزرگ هم به‌صورت مدیریتی همکاری و فعالیت دارم.

حکیم مهر: با توجه به اینکه بیشتر خانم‌های دامپزشک به سمت دام کوچک می‌روند، چه شد که شما وارد حوزه دام بزرگ شدید؟

در سال‌های ابتدایی فعالیت من، در منطقه دماوند و رودهن دامپزشک مرد در حوزه دام بزرگ بسیار کم بود و ما سه نفر خانم بودیم که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و در این منطقه فعالیت می‌کردیم. من در ابتدا متوجه شدم اگر بخواهم صرفاً به‌صورت کلینیکی در دامداری‌ها کار کنم، هم از نظر توان فیزیکی و هم از نظر امکانات با محدودیت مواجه هستم. به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم یک گاوداری صنعتی راه‌اندازی کنم تا هم از نظر عملی تجربه بیشتری کسب کنم و هم بتوانم به‌صورت حرفه‌ای‌تر در این حوزه فعالیت داشته باشم.

حکیم مهر: درباره این گاوداری و فعالیت‌هایی که در آن انجام می‌دادید، بیشتر توضیح می‌دهید؟

من یک گاوداری صنعتی با ظرفیت حدود صد رأس گاو شیری راه‌اندازی کردم که پروانه آن برای ۱۲۰ رأس صادر شده بود. حدود دوازده کارگر داشتیم و با کمک مهندسان علوم دامی و خانواده‌ام این مجموعه را اداره می‌کردیم. حدود بیست سال به‌طور مستقیم درگیر کار دام بزرگ در این دامداری بودم. در کنار آن، کلینیک دام کوچک هم داشتم و در زمان‌های آزاد به بیماران مراجعه‌کننده رسیدگی می‌کردم.

در دامداری، خودم بسیاری از کارهای تخصصی مثل تلقیح مصنوعی را انجام می‌دادم. این کار واقعاً به توان جسمی بالا نیاز دارد و فرد باید از نظر بدنی بسیار قوی و آماده باشد. فعالیت در دامداری صنعتی کار بسیار سنگینی است و نیازمند حضور دائمی و مدیریت مستمر است.

حکیم مهر: محصولات دامداری شما چگونه عرضه می‌شد و از نظر اقتصادی چه شرایطی داشتید؟

شیر تولیدی ما کیفیت بسیار بالایی داشت و آن را به کاله تحویل می‌دادیم. حتی جزو اولین افرادی بودیم که در منطقه، عرضه مستقیم لبنیات سنتی را راه‌اندازی کردیم تا هم مردم به محصول باکیفیت دسترسی داشته باشند و هم وابستگی ما به کارخانه‌ها کمتر شود، چون متأسفانه پرداخت‌ها با تأخیر انجام می‌شد و مشکلات مالی زیادی ایجاد می‌کرد.

حکیم مهر: با توجه به این تلاش‌ها، چرا در نهایت دامداری را واگذار کردید؟

متأسفانه شرایط اقتصادی، به‌ویژه افزایش شدید تورم و هزینه نهاده‌های دامی، فشار بسیار زیادی به ما وارد کرد. این وضعیت به‌خصوص در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد تشدید شد. هزینه خوراک دام به‌شدت افزایش پیدا کرده بود و ما عملاً دیگر توان تأمین هزینه‌ها را نداشتیم. شرایط به‌گونه‌ای شده بود که حتی تأمین غذای دام‌ها هم دشوار شده بود.

واقعاً سال‌های بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. تمام زندگی ما در دامداری می‌گذشت. آن‌قدر درگیر کار بودیم که وقتی گاهی به شهر می‌آمدیم و مردم عادی را می‌دیدیم که با آرامش زندگی می‌کنند، برایمان عجیب بود. فشار کار و مشکلات اقتصادی به حدی بود که حتی فرصت و حال‌وهوای زندگی عادی را از ما گرفته بود.

در نهایت، در سال ۱۳۹۱ تصمیم گرفتیم دامداری و سهام آن را واگذار کنیم. این تصمیم بسیار سخت بود، چون تمام سرمایه و سال‌های عمرمان را صرف آن کرده بودیم، اما ادامه این مسیر دیگر امکان‌پذیر نبود و مجبور شدیم برای حفظ زندگی‌مان، از این کار خارج شویم.

حکیم مهر: اگر بخواهید به مهم‌ترین مشکلات و چالش‌های حوزه دامپزشکی دام‌های بزرگ اشاره کنید، چه مواردی را مهم‌تر می‌دانید؟

اولین و مهم‌ترین مشکل، ضعف جدی در آموزش دانشگاهی است. ما در دوران دانشجویی عملاً آموزش عملی مؤثری روی دام بزرگ، به‌ویژه گاو، دریافت نمی‌کردیم. یکی از دلایلی که مطرح می‌کردند این بود که قیمت دام بالا است و امکان آموزش گسترده عملی وجود ندارد. در نتیجه، ما مجبور بودیم خودمان به دنبال یادگیری باشیم. یادم هست همراه استادان به دامداری‌هایی مثل امین‌آباد می‌رفتیم تا شاید بتوانیم تجربه عملی کسب کنیم، اما واقعیت این است که وقتی وارد بازار کار شدیم، متوجه شدیم بسیاری از آنچه در دانشگاه یاد گرفته‌ایم، کاربرد عملی چندانی ندارد.

حکیم مهر: این فاصله بین آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار، در عمل چه پیامدهایی برای دامپزشکان جوان دارد؟

متأسفانه این فاصله بسیار زیاد است. به‌طوری که وقتی یک دامپزشک تازه‌فارغ‌التحصیل وارد یک دامداری می‌شود، در بسیاری از موارد اطلاعات دامدار یا حتی کارگر دامداری از او بیشتر است. این واقعیت تلخی است. دامپزشکان برای توانمند شدن، بیشتر به مطالعات شخصی، شرکت در کنگره‌ها و کسب تجربه میدانی وابسته هستند. من حتی معتقدم اگر دانشگاه نتواند آموزش کاربردی ارائه دهد، عملاً نقش مؤثری در تربیت نیروی حرفه‌ای ایفا نمی‌کند، چون دنیای واقعی کار با آنچه در دانشگاه آموزش داده می‌شود، تفاوت بسیار زیادی دارد.

حکیم مهر: شما خودتان هم تجربه آموزش کارآموزان را داشته‌اید؟

بله، بارها کارآموزانی از دانشگاه‌های مختلف، از جمله شیراز، تهران و گرمسار، به دامداری من می‌آمدند. من سعی می‌کردم آموزش‌های کاملاً عملی به آنها بدهم؛ از نسخه‌نویسی دام بزرگ و دام کوچک گرفته تا جیره‌نویسی و مدیریت درمان در فارم. حتی آنها را به دامداری می‌بردم تا از نزدیک با شرایط واقعی کار آشنا شوند و ببینند دنیای بیرون از دانشگاه چگونه است. اما متأسفانه بسیاری از آنها به دلیل سختی کار، علاقه‌ای به ادامه فعالیت در این حوزه نداشتند و بعدها دیدم که اغلب به شرکت‌های دارویی رفتند و در آنجا مشغول به کار شدند. این موضوع نشان‌دهنده ضعف جدی در آماده‌سازی دانشجویان برای ورود به عرصه عملی است.

حکیم مهر: به نظر شما، در کدام حوزه‌ها این ضعف آموزشی بیشتر دیده می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها، تغذیه دام است. در زمان ما، آموزش تغذیه دام تقریباً در حد صفر بود. در حالی که تغذیه، یکی از ارکان اصلی مدیریت دامداری است. به همین دلیل، دامپزشکان مجبور بودند با مهندسان علوم دامی همکاری کنند، چون آنها تخصص بیشتری در این زمینه داشتند. معمولاً مسئولیت درمان بر عهده دامپزشک بود و مدیریت تغذیه را مهندسان علوم دامی انجام می‌دادند. این در حالی است که یک دامپزشک فعال در حوزه دام بزرگ باید شناخت کافی از تغذیه، جیره‌نویسی و مدیریت فارم داشته باشد.

حکیم مهر: شما خودتان برای جبران این خلأها چه اقداماتی انجام دادید؟

ما سعی کردیم یک مجموعه کامل و علمی ایجاد کنیم. تمام تخصص‌های مورد نیاز را کنار هم جمع کرده بودیم؛ از دامپزشک و مهندس علوم دامی گرفته تا نیروهای کارآزموده. یک دامداری مجهز با ساختمان مناسب و تجهیزات پیشرفته که حتی برخی از آنها را از آلمان تهیه کرده بودیم، راه‌اندازی کردیم. همه زندگی و سرمایه‌مان را صرف این کار کردیم. حتی از طریق تلقیح مصنوعی، دام‌هایی با ژنتیک خالص و ثبت‌شده پرورش داده بودیم که سرمایه بسیار ارزشمندی محسوب می‌شد.

حکیم مهر: با وجود این زیرساخت‌ها، چه مشکلاتی در مسیر فعالیت شما وجود داشت؟

مشکلات بسیار زیاد بود. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، تأمین نهاده‌های دامی بود. ما دائماً با مشکلاتی مثل کمبود یا گرانی ذرت و سایر نهاده‌ها مواجه بودیم. از طرف دیگر، با وجود اینکه گفته می‌شد ایران در مقطعی به یکی از تولیدکنندگان بزرگ شیر تبدیل شده، اما در عمل، کارخانه‌ها همکاری مناسبی با دامداران نداشتند. به‌عنوان مثال، ما شیر تولیدی خود را با کیفیت بالا عرضه می‌کردیم، اما برخی کارخانه‌ها از تحویل گرفتن آن خودداری می‌کردند یا با تأخیر طولانی پول آن را پرداخت می‌کردند. گاهی مجبور بودیم مسافت طولانی طی کنیم تا بتوانیم شیر را به کارخانه‌ای مانند کاله تحویل دهیم، آن هم با سختی فراوان و تأخیر چندماهه در دریافت مطالبات.

حکیم مهر: نقش نهادهای دولتی و مسئول در این میان چگونه بود؟

متأسفانه حمایت مؤثری وجود نداشت. حتی گاهی با برخوردهای ناامیدکننده مواجه می‌شدیم. برخی مسئولان به‌جای حمایت از تولید داخلی، معتقد بودند واردات محصولات لبنی به‌صرفه‌تر است. این طرز تفکر واقعاً برای ما که تمام زندگی‌مان را صرف تولید کرده بودیم، بسیار دردناک بود. ما بارها توضیح می‌دادیم که این فعالیت علاوه بر تولید، برای افراد زیادی اشتغال ایجاد کرده، اما متأسفانه این مسائل چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت.

حکیم مهر: این شرایط چه تأثیری بر شما و مجموعه‌تان گذاشت؟

این وضعیت به‌شدت فرسایشی بود. ما تمام جوانی، سرمایه و انرژی خود را صرف این کار کرده بودیم. حتی فرزندانم که تحصیل‌کرده بودند، در این مجموعه فعالیت می‌کردند. اما به‌تدریج، به‌دلیل فشارهای اقتصادی و نبود حمایت، دامداری ما رو به افول رفت. مجبور شدیم به‌مرور دام‌ها را بفروشیم تا بتوانیم هزینه‌ها را تأمین کنیم. این تصمیم بسیار سختی بود، چون آن مجموعه حاصل یک عمر تلاش ما بود، اما در نهایت شرایط به‌گونه‌ای شد که ادامه این مسیر دیگر امکان‌پذیر نبود.

حکیم مهر: در پایان، اگر بخواهید توصیه‌ای به خانم‌هایی داشته باشید که علاقه‌مند به ورود به رشته دامپزشکی، به‌ویژه حوزه دام‌های بزرگ هستند، چه می‌گویید؟

به نظر من دامپزشکی، به‌ویژه در حوزه دام بزرگ، رشته بسیار ارزشمند و زیبایی است. من خودم واقعاً به دام بزرگ، به‌خصوص اسب و گاو، علاقه زیادی دارم. حس و حالی که هنگام زایش یک دام یا افزایش تعداد گله تجربه می‌کنید، واقعاً قابل توصیف نیست. وقتی می‌بینید در دامداری شما تولید شیر انجام می‌شود و در واقع در تأمین غذای مردم نقش دارید، این کار برایتان تبدیل به یک فعالیت مقدس می‌شود. این حس ارزشمندی را کسی درک می‌کند که از نزدیک با این حوزه درگیر بوده باشد.

اما در کنار این علاقه، باید واقع‌بین هم بود. سؤال این است که آیا آموزش‌های لازم به‌گونه‌ای ارائه می‌شود که یک دامپزشک بتواند با آمادگی کامل وارد این حوزه شود؟ مثلاً آیا آموزش کافی در زمینه‌هایی مانند سم‌گیری اسب یا تشخیص صحیح عملکرد نیروهای اجرایی وجود دارد؟ در بسیاری از موارد، کارگران باتجربه از نظر مهارت عملی بسیار توانمند هستند و دامپزشک باید دانش و مهارت مدیریتی لازم را داشته باشد تا بتواند کار آنها را هدایت و نظارت کند.

حکیم مهر: با توجه به تجربه شخصی شما، فعالیت عملی در این حوزه برای خانم‌های دامپزشک با چه ملاحظاتی همراه است؟

فعالیت در حوزه دام بزرگ از نظر فیزیکی بسیار سنگین است. خود من سال‌ها شخصاً بسیاری از کارهای سخت، از جمله سم‌چینی، کمک در زایش‌های دشوار و درمان‌های میدانی را انجام داده‌ام. این کارها فشار زیادی به بدن وارد می‌کند و در طول زمان می‌تواند باعث مشکلات عضلانی، دردهای کمر و گردن و فرسودگی جسمی شود.

به همین دلیل، توصیه من به خانم‌ها این است که اگر به این حوزه علاقه دارند، بیشتر به سمت بخش‌های مدیریتی، تخصصی و علمی بروند. به‌عنوان مثال، مدیریت گله، مدیریت تغذیه، مدیریت تولیدمثل، بهبود شاخص‌های باروری، نظارت بر واکسیناسیون، پایش سلامت دام‌ها و مدیریت شیرخوارگاه از جمله حوزه‌هایی هستند که خانم‌های دامپزشک می‌توانند نقش بسیار مؤثر و ارزشمندی در آنها ایفا کنند.

حکیم مهر: یعنی شما نقش مدیریتی را برای دامپزشکان خانم مناسب‌تر می‌دانید؟

بله، دقیقاً. ارزش یک دامپزشک در دانش، تشخیص و مدیریت اوست، نه صرفاً انجام کارهای یدی. دامپزشک باید بتواند بیماری‌ها را پیش‌بینی کند، برنامه‌های پیشگیری و واکسیناسیون را تنظیم کند، آزمایش‌ها را به‌موقع انجام دهد و روند سلامت گله را مدیریت کند. بسیاری از کارهای اجرایی، مانند تزریق دارو، را می‌توان با آموزش صحیح به نیروهای اجرایی واگذار کرد و دامپزشک بر اجرای درست آنها نظارت داشته باشد.

به نظر من، خانم‌هایی که علاقه‌مند به حوزه دام بزرگ هستند، اگر با رویکرد مدیریتی، پژوهشی یا سرمایه‌گذاری وارد این عرصه شوند، می‌توانند بسیار موفق باشند و نقش مؤثری ایفا کنند. اما توصیه می‌کنم خودشان را درگیر کارهای سنگین فیزیکی و یدی نکنند، بلکه از دانش و تخصص خود برای مدیریت علمی و اصولی این حوزه استفاده کنند.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۱۸
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
2
7
علت افت دانشگاه تهران وجود اساتیدی هستش که تخصص ندارن و با مدرک عمومی دارن تدریس میکنن .............
از طرفی اساتیدی هم هستند که با یه تخصص دیگه در گروهی دیگر درس میدن در حالی که فارغ التحصیلان همون رشته را فراری دادن و بدون اطلاعیه ی قبلی هیئت علمی جذب کردند و هیج کسی سر جایش نیست.
واقعا برای وزیر علوم متاسفم.
همکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
0
3
درود بر خانم دکتر گرامی، بسیار با حوصله و درست سئوالات را پاسخگو داده اند و درد مشترک دامپزشکان را بیان کرده اند.
پاسخ ها
ناهیدهادیان دامپزشک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۱۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
ممنون هستم امیدوارم دراین رشته مهم دامپزشکی توانمندی دانشجویان بالا رودموفق باشید
محمدمهدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
0
4
با سلام تشکر از مصاحبه بسیار زیبای شما و با آرزوی موفقیت برای خانم دکتر، اما وضعیت خانم دکتر در زمان حال چگونه است
پاسخ ها
ناهیدهادیان دامپزشک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۱۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
باتشکر از توجه شما هم اکنون کلنیک در رودهن دارم ومشغولم
خسرو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
0
2
از ۱۱ سال قبل دامدار بدهی خود را نداده چرا؟؟
پاسخ ها
ناهیدهادیان دامپزشک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
درتمام ۲۰ سالی که کارکردم فقط سود بانکی دادم وموفق به پرداخت اصل وام نشدم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
4
احسنت مرحبا به دکتر ناهید هادبان، دامپزشک دام های بزرگ ...
ناهیدهادیان دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۱۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
3
سپاسگزارم موفق باشید
متخصص بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
1
درود فراوان به خواهر گرامی ام، خانم دکتر هادیان و عرض خسته نباشید و خدا قوت به ایشان بخاطر عزم و ارادۀ خستگی ناپذیرشان در کار حرفه ای. بسیار ناخرسندم از این که پس از سالیان زحمت و تلاش خالصانه مجبور شدید دامداری را با اندوه و ناراحتی واگذار نمایید.
متاسفانه تفاوت 180 درجه ای حرف تا عمل دست اندرکاران در رابطه با تولیدکنندگان و کارآفرینان و عدم حمایت یا نبود حمایت موثر از آنها موجب یاس و سرخوردگی اقشار زحمتکش می شود و پس از سالها تلاش و زحمت و صرف انرژی و سرمایۀ فراوان و حتی به قیمت کل زندگی و عمرشان، متاسفانه به نقطه ای می رسند که عطای تولید و کارآفرینی را به لقایش می بخشند. بنده بعد از قریب به دو دهه فعالیت به عنوان کلینیسین دام بزرگ علیرغم این که به فعالیتم عشق می ورزیدم و با هر بار مداخله در رفع یک مورد زایمان دشوار در یک رأس گاو یا میش گویی من تازه از نو متولد شده ام و جانی دوباره گرفته ام به دو دلیل عمده تصمیم گرفتم متقاضی جذب به عنوان هیئت علمی دانشگاه شوم:
دلیل اول و بزرگتر کاهش بسیار شدید جمعیت دام نشخوارکننده به ویژه نشخوارکنندۀ بزرگ در منطقۀ فعالیتم به علت افزایش مستمر و کمرشکن نهاده های خوراک دام و سایر هزینه ها و در عین حال ثابت ماندن یا افزایش ناچیز قیمت شیر تولیدی بود به طوری که تقریباً موجب خانه نشین شدن کلینیسین های این حوزه گردید؛
دلیل دوم علاقمندی به قرار دادن تجربیات تخصصی سالیان فعالیت به عنوان یک کلینیسین دام بزرگ به نسل های بعدی بود. اما شگفتی داستان اینجاست که در نسل های بعدی هم علاقه ای به کسب دانش و تجربه در حوزۀ دام بزرگ و نشخوارکننده یا مطلقاً ندیدم یا در درصد خیلی ناچیز دیدم! اکنون داستان من در این سخن خلاصه می شود:

نه پای رفتن، نه شوق ماندن، اگر گریزم کجا گریزم، وگر بمانم کجا بمانم.

از صمیم قلب برای شما و خانوادۀ گرامی تان آرزوی تندرستی، شادکامی و موفقیت روز افزون می کنم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
1
خیلی خوشحالم که صادقانه ، علت انتخاب رشته را فرموده اند.
همیشه موفق و سلامت باشید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
1
در مصاحبه های که تا کنون در حکیم مهر خوانده ام ، دو نفر به کامنت ها پاسخ داده اند
خانم دکتر هادیان و آقای دکتر عطارد
این یعنی احترام
درود بر هر دو
دکتر فردوسی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۳۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
0
1
چقدر خوشحال شدم از اینکه حکیم مهر فرصتی رو بوجود اورد دوباره بعد سالها هم کلاسی سابق خود را مجدد ببینیم و از حال و روز و موفقیت های ایشون باخبر بشیم
عالیجناب
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۸
0
1
بادرود و احترام
فکر میکنید فقط دکتری دامپزشکی این مشکل رو دارن؟؟؟ نه بار علمی دانشگاه ایران به شدت پایین هست phdبهداشت مواد غذایی نمیدونه دستگاه های آزمایشگاهی چیه چطور کار میکنه باید بعد از دانشگاه بره بیرون هزینه کنه یاد بگیره اصلا این دستگاها چی هست
یا کدوم دانشجویی هست که مقالش رو خودش بنویسه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۸
0
1
احسنت بر این خانم دکتر پر تلاش آفرین
دامپزشک دانشگاه تهرانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
0
0
«دکتر ناهید هادیان» افزود: بعد از انقلاب فرهنگی، شرایط کاملاً تغییر کرد. بسیاری از استادان برجسته اخراج شدند یا به دلایل مختلف دیگر حضور نداشتند. برخی از استادانی هم که باقی مانده بودند، در سال‌های پایانی خدمت خود



پاسخ: حیف که افراد نالایق در دانشگاه تهران جذب شدند آن هم با داشتن پارتی و رابطه با آقای ....

انشالله که به زودی تمامی این افراد از دانشگاه حذف خواهند شد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
3
0
همچی میگه بعدازانقلاب فرهنگی سطح سواد نزول کرده که انگار قبلا دانشگاهها دانشمند تربیت می کردن !!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
دانشمند تربیت میکردند شک نکن
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه