
حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران به عنوان یکی از قطبهای اصلی درمان دامپزشکی در پایتخت، همواره میزبان موارد پیچیده و نادر بوده است؛ اما در سالهای اخیر، این مرکز درمانی با رویکردی نوین و مسئولانه، وارد عرصهای حساستر شده است: حفظ سلامت و توان عملیاتی «نیروهای چهارپای امنیت».
«دکتر امید مرادی» رئیس این بیمارستان، در گفتوگویی صریح و دقیق با حکیم مهر، پرده از تاریخچهای طولانی و پرتلاطم از همکاریهای تخصصی میان بیمارستان او و سازمان هلال احمر در حوزه سگهای تجسس برمیدارد.
ریشههای یک همکاری استراتژیک
دکتر مرادی در آغاز این گفتوگو، با بازگشت به گذشته، ریشههای این ارتباط تخصصی را به حدود سال ۱۳۹۵ نسبت میدهد. او توضیح میدهد که نقطه شروع این همکاری، زمانی شکل گرفت که یکی از کارآموزان بیمارستان پس از فارغالتحصیلی، دوره خدمت سربازی خود را به صورت امریه در واحد آموزش و نگهداری سگهای تجسس (معروف به آنست) سپری میکرد.
«آن سال، یکی از سگهای تجسس که در حین انجام مأموریت دچار آسیبدیدگی شده بود، جهت درمان به بیمارستان ارجاع شد،» دکتر مرادی با اشاره به این رویداد خاطرهانگیز بیان میکند: «درمان موفقیتآمیز آن جانور، منجر به برقراری ارتباط عمیقتر و آشنایی بیشتر ما با مسئولین مرتبط با آن سگها در سازمان هلال احمر شد.»
با این حال، رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی تأکید میکند که پیش از «جنگ دوازده روزه» در خرداد ماه سال گذشته، نیاز به مداخلات گسترده و همهجانبه تیمهای سگهای تجسس به شکل جدی احساس نمیشد. سازمان هلال احمر در آن دوران، دامپزشک اختصاصی خود را در اختیار داشت و به همین دلیل، ارجاع موارد درمانی پیچیده به بیمارستانهای عمومی همچون بیمارستان مرکزی، رویدادی نادر بود.
طلوعِ نیاز در روزهای نخست جنگ
اما همهچیز با آغاز جنگ دوازده روزه تغییر کرد. دکتر مرادی با یادآوری آن روزهای پرتنش، میگوید: «در خرداد ماه سال گذشته، پیامی از سوی خانم دکتر انصاری، ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، خطاب به من واصل شد. در آن پیام، بر لزوم اقدام مؤثر و فوری جهت کمک به سگهای تجسس برای جلوگیری از کاهش توان عملیاتی آنها تأکید شده بود.»
پاسخ دکتر مرادی بلافاصله و قاطع بود. او اعلام آمادگی کرد و در عصر همان روز که احتمالاً سومین روز از درگیریها بود، نخستین گروه از سگهای مصدوم وارد بیمارستان شدند. «دو مورد از آنها دچار بریدگی در کف دست و پا بودند، یک مورد مصدومیت ناشی از سوختگی را تجربه کرده بود و مورد دیگری نیز اصابت ترکش به پنجه خود را تجربه کرده بود،» او با توصیف صحنههای بالینی آن روزها اضافه میکند: «اقدامات درمانی برای این جانوران با سرعت و دقت بالا انجام شد و در روزهای بعد، به ترتیب، کلیه سگهایی که در آن زمان حدود بیست قلاده در تهران فعال بودند، جهت اقدامات مورد نیاز به بیمارستان ارجاع گردیدند.»
چالشهای پنهان عملیاتهای پیاپی
دوران جنگ دوازده روزه، دو اتفاق مهم و نگرانکننده را برای تیم درمانی به همراه داشت. دکتر مرادی در این باره توضیح میدهد: «اول اینکه ما دو قلاده از سگهای موفق و عملیاتی را که سابقه درخشانی در عملیاتها داشتند، به دلایلی نامشخص از دست دادیم. دوم آنکه با افزایش تعداد عملیاتها و کاهش فواصل زمانی استراحت بین آنها، کیفیت عملکردی سگها نیز کاهش یافته بود. این دو پدیده، همواره ذهن ما و مسئولین را به خود مشغول کرده و آنها را به فکر ریشهیابی علل این مشکلات انداخته بود.»
با پایان یافتن جنگ، فرآیندی گسترده و سیستماتیک برای ارزیابی سلامت نیروهای چهارپای آغاز شد. سگهایی که در عملیاتهای تهران و شهرهای دیگر مشارکت داشتند، جهت انجام غربالگریهای دقیق به بیمارستان ارجاع داده شدند. این فرآیند منجر به ارزیابی تقریباً تمام سگهای هلال احمر کشور شد.
غربالگری؛ مرز بین خدمت و بازنشستگی
یافتههای این بررسیها، حقایق تلخ اما مهمی را آشکار کرد. دکتر مرادی بیان میکند: «بررسیها نشان داد که با وجود ورود بسیاری از سگها به چرخههای دشوار تربیتی شامل زندهیابی و جسدیابی، بسیاری از آنها از نظر سلامت جسمانی در شرایط ایدهآل قرار ندارند. مشکلات اسکلتی، قلبی و ریوی در میان برخی از این سگها مشهود بود.»
بر این اساس، سگهایی که فاقد استانداردهای لازم برای ادامه خدمت بودند، جهت بازنشستگی و جایگزینی با نیروهای جدید، به مسئولین مربوطه معرفی شدند. این همکاری داوطلبانه و تخصصی، پس از جنگ نیز تداوم یافت. در فاصله میان دو جنگ، برخی از سگهای تجسس تحت جراحیهای انتخابی، واکسیناسیونهای دورهای، درمانهای ضد انگلی و چکاپهای منظم قرار گرفتند تا آمادگی عملیاتی خود را حفظ کنند.
بازتاب رسانهای و حمایتهای مدیریتی
یکی از اقدامات نمادین بیمارستان، برگزاری مراسمی کوچک برای قدردانی از مربیان به همراه سگهایشان بود که بلافاصله پس از جنگ برگزار شد. دکتر مرادی با لبخند یادآوری میکند: «ویدیوی این مراسم بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی، خارجی و فضای مجازی ایجاد کرد. این رویداد چنان توجه عمومی را جلب کرد که صداوسیما، در اقدامی بیسابقه، سگهای تجسس و مربیان آنها را به استودیوهای پخش زنده دعوت کرد تا از خدمات ارزشمندشان تقدیر نماید.»
علاوه بر این جنبههای رسانهای و عاطفی، نشانههای دیگری از اهمیت این همکاریها در لایههای مدیریتی بالاتر نیز دیده میشد. دکتر مرادی در این بخش از گفتوگو، اشاره میکند که چندین بار، پیامهایی جسته و گریخته از سوی برخی مسئولین در سطح وزارتخانهها مبنی بر لزوم تقویت و پشتیبانی بیشتر از تیمهای «آنست» و سگهای تجسس به گوشش رسیده است که نشاندهنده درک عمیقتر از نیازهای امنیتی و عملیاتی در سطح کلان بود.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار پایگاه خبری حکیم مهر با دکتر امید مرادی، رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران، این مقام درمانی به تشریح چالشهای پیچیده، تصمیمگیریهای علمی و اقدامات فوری انجامشده در طول جنگ دوازده روزه میپردازد. دکتر مرادی با بازگشت به روزهای نخست درگیریها، نشان میدهد که چگونه تیم پزشکی با نگاهی علمی و دلسوزانه، پروتکلهای سنتی را بازنگری کرد تا جان و سلامت نیروهای چهارپای امنیت را حفظ نماید.
پیشبینی نیاز و آغاز همکاریهای چندجانبه
دکتر مرادی با یادآوری لحظات آغازین جنگ، بیان میکند: «من از همان ابتدا پیشبینی میکردم که با افزایش نیاز به کمکرسانی مواجه خواهیم شد. در روز دوم جنگ، مجدداً پیامی از سوی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان محیط زیست دریافت کردم که بر لزوم یاریرسانی فوری به سگهای تجسس تأکید داشت.»
همزمان، جناب سرهنگ دکتر دباغمقدم از دانشگاه علوم پزشکی ارتش، طی یک تماس تلفنی، بر اهمیت بررسی علمی علل اختلال در عملکرد سگها به دلیل طولانی شدن دورههای عملیات تأکید کرد. این تماس، جرقهای برای بازنگری در روشهای معمول درمانی بود.
دکتر مرادی ادامه میدهد: «همان شب، آقای اسکندری، مسئول آنست کشور، با من تماس گرفتند. ایشان ضمن قدردانی از تلاشهای ما، نیاز به خدمات اورژانسی برای یک سگ و همچنین آمادگی سازمان هلال احمر برای انجام مطالعات علمی بر روی عملکرد سگها را اعلام داشتند. از این فرصت استفاده میکنم تا از رشادتها و فداکاریهای آقای اسکندری و همکارانشان صمیمانه قدردانی کنم.»
تحول در پروتکلهای درمانی: از مرخصی ۱۰ روزه تا پایش هفتگی
در بیمارستان، تیم پزشکی به سرعت واکنش نشان داد. دکتر مرادی توضیح میدهد: «ما تقریباً به صورت روزانه پذیرای سگهای آسیبدیده و آنهایی بودیم که از اقصی نقاط کشور جهت عملیات به تهران اعزام شده بودند. بلافاصله جلسهای تلفنی با یکی از همکاران متخصص داخلی و یکی از همکاران متخصص کلینیکال پاتولوژیست برگزار کردیم تا مشکل اصلی را بررسی کنیم.»
مشکل اصلی، کاهش کیفیت عملکردی سگها به دلیل افزایش تعداد عملیاتها بود. پروتکلهای استاندارد پیشین بر این اساس بود که هر سگ، به شرط سلامت فیزیکی، پس از ده روز عملیات، چند روز مرخصی داشته باشد تا توانش بازیابی شود. اما دکتر مرادی معتقد بود که این ملاک کافی نیست: «به نظر میرسید این ملاک کمی فاکتور مناسبی نباشد و چه بسا یکی از سگهایی که در جنگ دوازده روزه از دست رفته بود، به دلیل فشار زیاد ناشی از کار خارج از توان تحمل بدنی بوده باشد.»
لذا، چارچوبی جدید طراحی شد: تمامی حیواناتی که میخواستند وارد عملیات شوند، تحت معاینه کامل بالینی و بررسیهای هماتولوژی، بیوشیمیایی و بررسی سطح کورتیزول قرار میگرفتند. این بررسیها هر پنج روز یکبار تکرار میشد و با وسواس بسیار بالا انجام میگرفت تا نکتهای از قلم نیفتد.
نتایج پایشهای دقیق: استثنائات و تغییرات در برنامه
این بررسیهای دقیق، نتایج مهمی داشت. دکتر مرادی میگوید: «بررسیها باعث شد دو سگ از ورود به عملیات معاف گردند. یکی از آنها مشکل قلبی شدید و دیگری دیسپلازی مفصل لگنی رانی جدی داشت. همچنین پی بردیم که سطح بالای کورتیزول خون از روز پنجم در برخی از سگها، حاکی از استرس شدید ناشی از فشار کاری یا جو حاکم بر فضای کاری آنها در جنگ است که با ضعف عملکردی در آن سگها تطابق دارد.»
بر این اساس، با هماهنگی با مسئول آنست کشور، دورههای مرخصی سگها، علیالخصوص برای سگهایی با سطح بالای کورتیزول، از هر ده روز یکبار به هر پنج روز یکبار تغییر یافت. این اقدام، نشاندهنده حساسیت تیم پزشکی به سلامت روانی و جسمی این جانوران بود.
علاوه بر این، با زحمات آقای مهندس حکمت، مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، یک مینیبوس آمبولانس از شهرداری تهران برای سگها تهیه شد تا بتوانند برخی از نیازهای اورژانسی سگها را در صحنه عملیات مرتفع نمایند. این اقدام، نشاندهنده درک صحیح از نیازهای عملیاتی و تأمین امکانات ضروری برای حفظ سلامت نیروهای چهارپا بود.
چالش تغذیه و مداخله مسئولین عالیرتبه
یکی دیگر از چالشهای بزرگ، تأمین غذای سگها بود. دکتر مرادی توضیح میدهد: «با توجه به اینکه علاوه بر استان تهران، از هر استان نیز یک سگ به تهران اعزام شده بود و کارخانههای تولید غذای حیوانات نیز در شرایط کاری خوبی نبودند، تأمین غذای سگها دشوار شده بود.»
در این شرایط، جناب آقای دکتر حسینی، معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی، جهت بازدیدی در بیمارستان حضور پیدا کردند که همزمان بود با حضور رئیس آنست در بیمارستان. دکتر مرادی با افتخار بیان میکند: «آقای دکتر حسینی با مطلع شدن از این مشکل، شخصاً موضوع را پیگیری کردند تا نتیجهای حاصل گردد. هرچند از میزان همکاری کارخانهها در آن شرایط اطلاعات دقیقی ندارم، اما این اقدام نشاندهنده توجه مسئولین به جزئیات عملیاتی و تأمین نیازهای اولیه نیروهای چهارپا بود.»
از سکوت رسانهای تا قدردانی ملی؛ روایت دکتر مرادی از پیروزی علمی و انسانی
در پایان گفتوگوی خود با دکتر امید مرادی، رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی تهران، این مقام درمانی به بررسی نتایج پایانی جنگ و تحولات شگرفی میپردازد که نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه رسانه و نگرشهای مدیریتی کشور رخ داد. دکتر مرادی با نگاهی به عقب، موفقیتهای بیسابقه تیمهای سگهای تجسس و تغییر رویکرد مسئولین ارشد کشور را کلید اصلی این پیروزی میداند.
افزایش موفقیتها و حمایتهای در سطح عالی
دکتر مرادی با اشاره به روند رو به رشد موفقیتها بیان میکند: «هرچه از جنگ میگذشت، خبر موفقیت سگها در زندهیابی و شهیدیابی بیشتر میشد. پیامهای مختلفی از سوی مسئولین به دست ما میرسید که هر کدامشان واقعاً دلگرمکننده بود.»
او با ذکر چند نمونه از این حمایتها ادامه میدهد: «برای مثال، یک روز تماسی از سوی معاون اجرایی رئیسجمهور دریافت کردم که ضمن تشکر، تمایل خود را برای بازدید از بیمارستان در صورت اجازه دادن پروتکلهای حفاظتی ابراز داشت. همچنین تماس آقای دکتر رفیعیپور در روز چهارم فروردین و بازدید حضوری ایشان در روز هفتم از نحوه خدماتدهی بیمارستان، برایم بسیار انرژیبخش بود. معاون عملیات هلال احمر و برخی دیگر از مسئولان نیز طی این مدت، چه به صورت حضوری و چه تلفنی، از روند خدماتدهی تشخیصی و درمانی سگها مطلع شدند و پیگیریهای لازم را جهت تسهیل امور انجام میدادند.»
پیروزی علمی: تلفات صفر و افزایش ضریب موفقیت
نکتهای که دکتر مرادی بر آن تأکید ویژهای دارد، «عملکرد هماهنگ» و «نگاه علمی» به موضوع است. او معتقد است که این دو عامل، تفاوت اصلی جنگ سی و نهروزه با جنگ دوازدهروزه را رقم زده است: «من فکر میکنم عملکرد هماهنگ بخشهای مختلف مرتبط با سگهای آن ست در جنگ سی و نهروزه و نگاه علمی به موضوع، باعث شد که با وجود طولانیتر و دشوارتر بودن عملیات در مقایسه با جنگ دوازدهروزه، با عدم هیچگونه تلفات جانی در سگها و افزایش ضریب موفقیت آنها مواجه شویم.»
این دستاورد بزرگ، نه تنها حاصل تلاشهای تیم پزشکی در بیمارستان، بلکه نتیجهی یک همافزایی ملی بود.
تحول نگرشها: از سگستیزی تا قدردانی ملی
دکتر مرادی با احساسی آمیخته به افتخار و آرامش، به تحولات گستردهتری در سطح کلان کشور اشاره میکند: «جنگ تحمیلی با تمامی آسیبها و خسارتهایی که وارد کرد، اما باعث گردید مسئولین ارشد کشور که در بسیاری از مواقع از ذکر نام سگ نیز ابا داشتند، اکنون در علنیترین شکل از خدمات آنها سخن بگویند.»
او با اشاره به تغییر رویکرد رسانههای ملی توضیح میدهد: «صدا و سیما که روزی مروج سگستیزی و برنامههای سطحی در این مورد بود، اکنون استودیوهای خود را به روی این موجودات ارزشمند باز کرده است. صحبت از افزودن پنجاه سگ به ظرفیت سگهای آنست شده است.»
پایان یک نبرد سخت، آغاز فصلی نو
دکتر مرادی در پایان این گفتوگوی پربار، خستگیهای آن روزهای سخت را شیرینتر از عسل میداند: «این موارد است که وقتی به آنها مینگرم، خستگی کار طاقتفرسا در آن روزها را شیرین میسازد و نقش طب دامپزشکی جهت خدماترسانی در دوران جنگ را برایم پررنگتر میسازد. این موفقیتها نشان میدهد که علم، تعهد و همکاری ملی، حتی در سختترین شرایط نیز میتواند به پیروزی برسد.»







متاسفانه بعد از گذشت مدتی به روال قبل بر خواهند گشت
قیمتم رفت بالا ولی از رگ گردن به درب مجموعه های دامپزشکان نزدیک ترم
در اصل به تنظیمات کارخانه بر میگردند
سگ گله و زنده یاب و گارد و... هیچ کسی باهاش مشکلی نداشته !
بلانسبت خیلی از هموطنان عزیز ، مسئولان چند وقتی است که نگاه ابزاری به سگ و زن بی حجاب در کشور پیدا کرده اند! بعد از دوران اصطرار دوباره به تنظیمات کارخانه برمی گردند،لذا خیلی این توجهات مقطعی را جدی نگیرید!!!
سوالی که الان مطرح است این است که ایا حضور سگهای ولگرد که هر چند ماه یکبار یا باعث ابتلای حیوانات دیگر میشوند یا به اهالی حمله میکنند و متعاقب ان شبکه های دامپزشکی با وجود برنامه کاری سخت و فشرده مجبورند کلیه دامها در شعاع 5-3 کیلومتری را واکسینه کنند و گاها یک حیوان به خاطر قرار گرفتن در شعاع، در طول سال چند بار علیه هاری واکسینه میشود، هزینه ای به سازمان دامپزشکی تحمیل میکند؟ آیا واکسن هاری برای سازمان هزینه دار است؟
|
ممنون چقدر نوشته مختصر ولی جامع و راهگشاست
|
تمام مشکلاتی که در زمینه سگ های ولگرد داریم بحث حامی ها و غذارسانی های احساسی و افراطی است به دلیل جَهل و طرز فکر غلط و درآمدهای کلان آن ها از این کار بدون درک درست از پیامدهای این کار است. در فضای فجازی هم دُکان برای خودشان راه انداخته اند. در زمستان اسکلت و گردن گرغ در کیسه های به وزن ۵۰ کیلو و به وزن کلی ۲۰۰ الی ۳۰۰ کیلو را رها می کنند و سگ ها را با سوت صدا میزنند و جوری نمایش اجرا می کنند که کار خِیر انجام میدهند و سگ ها را از گرسنگی نجات می دهند و سگ ها برای فرد حامی دعا می کنند. خدای متعال آنقدر دارای عِلم است که فکر حیوانات ولگرد کرده است و نیازی به دخالت بشر نیست و در هیچ جای قرآن هم اشاره ای نشده است که ای انسان حیوانات ولگرد را در سرمای زمستان غذارسانی کنید تا به بهشت بروید. جمعیت آن ها را به طرز سینوسی تصاعدی با این کار افزایش می دهید و شیوع بیماری های مشترک بین انسان و حیوان هم افزایش میدهید.
سپاس بی کران از اقدامات تحسین برانگیز بیمارستان دامپزشکی مرکزی،جناب آقای دکتر مرادی و همکاران پرتلاش،توانمند و دلسوزشان
جای خوشحالی هست که در تاریک ترین روزهای ایران که صد البته برای سگ های بومی و بسیاری حیوانات دیگر همیشه تاریک بوده اخباری دلگرم کننده شنیده میشه و دوران سیاه ظلم و بی علمی وجهل وخرافه و شخصی سازی در حال اتمام هست .
|
یعنی کشور توی جنگه بچه های مردم مردن تو هنوزم واست مهم نیست و 4 تا سگ ولگرد برات مهمه؟
هنوز راه درازی در پیش است همین چند روز قبل جنگ فعلی تو قشم کشتار سگ ها با تیر انجام شده تو گرمای پنجاه درجه. خدا از این مردم نمی گذرد . مخلوق خدا را حتی تازه زایمان کرده شیرده را می کشن . فیلم سگی را دیدم که از ناحیه کمر تیر خورده و در آن گرمای سوزان خودش را روی زمین داغ می کشد این توهین و شرک به حقانیت خداست