
حکیم مهر – محسن طاهرمیرزایی: در ذهن بسیاری از ما، دامپزشک دام بزرگ با چکمههایی خاکآلود، دستانی درگیر معاینه در دل یک گاوداری و تصمیمهایی فوری در میان اضطراب دامدار و بیقراری دام تصویر میشود؛ حرفهای سخت، میدانی و بهظاهر دور از ظرافتهای جهان هنر. اما این تصویر، همه واقعیت نیست. برای «نگیسا زمان» دامپزشک متخصص داخلی دامهای بزرگ و دانشآموخته دانشگاه تهران، طبابت و هنر نه دو جهان جدا، بلکه دو روایت از یک زیست واحد هستند؛ زیستی که در آن، معاینه یک گاو بیمار میتواند همانقدر به حضور ذهن، بداههپردازی و مدیریت صحنه نیاز داشته باشد که اجرای یک نمایش.
به گزارش حکیم مهر، او که سالها در میدان واقعی طبابت دام بزرگ فعالیت کرده و همزمان بهطور جدی وارد عرصه تئاتر، سینما و نوشتن شده، معتقد است دامپزشکی بدون هنر، چیزی از روح خود کم دارد؛ همانطور که هنر بدون تجربه زیسته، از حقیقت تهی میشود. تجربههای او از روایت بیماریها در قالب داستان، نگارش نمایشنامه با الهام از بحرانهای دامی، و تلاش برای وارد کردن عنصر زیبایی و فرهنگ به حرفهای که کمتر با این مفاهیم شناخته میشود، نشان میدهد مرز میان علم و هنر، آنقدرها هم که تصور میکنیم صلب و نفوذناپذیر نیست.
زمان در این گفتوگو، از مسیر پرپیچوخم خود از کلاسهای تخصصی دامپزشکی تا کارگاههای بازیگری میگوید؛ از چالشهای یک زن دامپزشک در میدانهای سخت و مردانه دام بزرگ تا خلأ فرهنگی این حرفه و از این باور عمیق که دامپزشکان، اگر روایتگر تجربههای خود نباشند، بخش مهمی از هویت حرفهایشان نادیده خواهد ماند.
این گفتوگو، روایت تلاقی دو جهان است؛ جایی که درمان و نمایش، هر دو، به یک مهارت مشترک نیاز دارند: توانایی «حضور کامل در لحظه».
حکیم مهر: ورودی چه سالی و کدام دانشکده هستید و مسیر تحصیلیتان چگونه طی شد؟
دوره عمومی دامپزشکی را بهمنماه ۱۳۹۲ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز آغاز کردم و در سال ۱۳۹۸ به پایان رساندم. بلافاصله پس از آن، در مهرماه ۱۳۹۹ وارد دوره تخصصی داخلی دامهای بزرگ در دانشگاه تهران شده و انشالله در اردیبهشت سال جاری فارغالتحصیل خواهم شد.
حکیم مهر: چه شد که وارد رشته دامپزشکی شدید؟ آیا این انتخاب از ابتدا آگاهانه و مبتنی بر علاقه بود یا بیشتر مسیر زندگی شما را به این سمت هدایت کرد؟
در سالهای کودکی علاقه بسیار زیادی به جانوران، بهویژه کرمها و گیاهان داشتم. کشف جنبههای مختلف حیات در خاک و زمین برایم بسیار جذاب بود و حتی فیلمهایی از دوران کودکیام وجود دارد که در حال کشف و مشاهده حشرات و جوجههای رنگی هستم. البته در کنار این علاقه، ریاضی و فیزیکم هم بهطرز حیرتانگیزی قوی بود؛ بهطوری که همین چند وقت پیش یک دوره کامل مثلثات و هندسه را بهصورت آنلاین تهیه و مرور کردم، چون احساس کردم ذهنم همچنان به ریاضی تحلیلی نیاز دارد.
با این حال، به دلیل همان علاقه به محیط زیست، وارد رشته علوم تجربی شدم. اگرچه در مدرسه تیزهوشان تحصیل میکردم، اما در سال چهارم دبیرستان درس را تقریباً بهطور کامل رها کردم. امروز میدانم که این مسئله بخشی از فعلوانفعالات و تحولات دوران جوانی بود. در نهایت نتیجه دلخواهم را به دست نیاوردم و ابتدا وارد رشته روانشناسی بالینی در یک دانشگاه دولتی شدم و دو ترم هم تحصیل کردم، اما بعد متوجه شدم که با روحیه ناآرام من، جهان پیشبینیناپذیر حیوانات تناسب بیشتری دارد.
در نهایت، با وجود اینکه خیلی هم درس نخوانده بودم، شانس آوردم و در رشته دامپزشکی پذیرفته شدم. در ابتدای ورود، تصویر دقیقی از آینده نداشتم، اما چیزی که مطمئن بودم این بود که این رشته میتواند پاسخ بسیاری از پرسشهای ذهنی من را در خود داشته باشد.
حکیم مهر: از چه زمانی تصمیم گرفتید بهصورت جدی وارد حوزه طبابت دامهای بزرگ شوید و بعد از فارغالتحصیلی چه مسیری را طی کردید؟
چند ماه پیش از فارغالتحصیلی، در یک کارخانه خوراک دام در تبریز و در بخش تولید مکملهای دامی فعالیت میکردم. پیش از آن هم در یک واحد گاوداری، ابتدا بهعنوان کارآموز و سپس بهعنوان مسئول بخش مشغول به کار بودم. این تجربهها بسیار ارزشمند بودند، اما دقیقاً روز دفاع از پایاننامه دوره عمومی، تصمیم جدی گرفتم که میخواهم وارد طبابت حرفهای و اصولی شوم. به همین دلیل، کارم را رها کردم.
از سال ۱۳۹۶ مطالعه برای آزمون تخصص را آغاز کرده بودم، اما پس از فارغالتحصیلی این روند را بسیار جدیتر دنبال کردم. همان سال، به دلیل شیوع کرونا، آزمون دکتری تخصصی پنج ماه به تعویق افتاد و من از این فرصت استفاده کردم و میزان مطالعهام را به روزی ۱۲ تا حتی ۱۴ ساعت رساندم تا بتوانم به هدفم برسم.
حکیم مهر: با توجه به تجربه و شناخت شما، مهمترین مشکلات و چالشهای حوزه دام بزرگ در ایران چیست؟
به نظر من، مهمترین مشکل طبابت دام بزرگ در ایران، ساختار اقتصادی فعلی این حوزه است. در بسیاری از مناطق، هزینههای رفتوآمد، استهلاک تجهیزات و خودرو، زمان طولانی صرفشده در مسیرها و در مقابل تعرفههای پایین خدمات، تناسب منطقی با یکدیگر ندارند و در عمل حاشیه سود قابلتوجهی برای دامپزشک باقی نمیگذارند. از سوی دیگر، فرهنگ استفاده منظم و پیشگیرانه از خدمات دامپزشکی هنوز بهطور کامل نهادینه نشده است و اغلب مراجعهها زمانی انجام میشود که بیماری به مراحل پیشرفته رسیده است. در چنین شرایطی، با وجود مسئولیت بالا و سختیهای فراوان، طبابت دام بزرگ از نظر اقتصادی برای بسیاری از همکاران چندان جذاب و پایدار نیست.
در کنار این مسئله، چالشهای دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله کمبود تجهیزات تشخیصی پیشرفته در بسیاری از مناطق، محدودیت دسترسی به آموزشهای بهروز، معضل مقاومت دارویی ناشی از مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها، ضعف در اجرای برنامههای پیشگیری و بهداشت مزرعه، نبود سیستمهای منسجم پایش و گزارش بیماریها، فشارهای اقتصادی بر دامداران، وجود بیماریهای بومی و واگیر منطقهای و همچنین برخی موانع فرهنگی در پذیرش توصیههای علمی. مجموع این عوامل باعث شده است که طبابت دام بزرگ، با وجود اهمیت حیاتی آن در امنیت غذایی، حرفهای پرزحمت و در عین حال نهچندان پرسود باشد.
حکیم مهر: بهعنوان یک بانوی دامپزشک فعال در حوزه دام بزرگ، چه چالشهایی را تجربه کردهاید؟ آیا این چالشها بیشتر ماهیت حرفهای دارند یا اجتماعی؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، سختیهای فیزیکی کار دام بزرگ، مسیرهای طولانی، انجام زایمانهای اورژانسی یا حتی مأموریتهای شبانه، هرگز برای من چالش اصلی نبودهاند. آنچه واقعاً دشوارتر و گاه فرسایندهتر بوده، نگرشهای سنتی و جنسیتی است؛ نگرشهایی که متأسفانه نهتنها در میان برخی دامداران، بلکه گاهی حتی در میان افراد تحصیلکرده هم دیده میشود.
همچنین پذیرش یک دامپزشک زن در ساختارهای مدیریتی سنتی و سپردن مسئولیتهای تصمیمگیری، مسیری بوده که بیش از توان جسمی، به صبر، پشتکار و اثبات مداوم شایستگی نیاز داشته است. بهجرأت میتوانم بگویم این مسائل در بسیاری از مواقع حتی از نگرانیهای مربوط به امنیت یا تردد شبانه هم سنگینتر و اثرگذارتر بودهاند.
با این حال، نسبت به آینده امیدوارم. همکاران نسلهای قبل عمدتاً متولد دهههای چهل بودند، اما امروز نسل جدیدی از دامپزشکان، از جمله دهه هفتادیها، وارد این عرصه شدهاند و این تغییر نسلی میتواند نویدبخش فضایی حرفهایتر، برابرتر و مبتنی بر توانمندی واقعی افراد باشد.
حکیم مهر: شما همزمان در حوزه دام بزرگ فعالیت میکنید و در عرصه هنر و نمایش هم حضور دارید. از چه زمانی وارد این فضا شدید و این دو مسیر ظاهراً متفاوت چگونه در زندگی شما به هم رسیدند؟
پس از امتحان بُرد تخصصی تصمیم گرفتم به یکی از علایق دوران کودکی و نوجوانیام، یعنی تئاتر و سینما، بازگردم. واقعیت این است که از درس خواندنِ فشرده کاملاً خسته شده بودم و نیاز به یک تفریح جدی و در عین حال ارزشمند داشتم. به همین دلیل، ابتدا در مؤسسه هشت میلیمتری دوره مقدماتی بازیگری را گذراندم. همانجا بود که تازه فهمیدم آموزش تا چه اندازه میتواند هنری و لذتبخش باشد. کلاسهای فن بیان و بدنِ بازیگر در آن دوره به من نشان داد که تحصیل در رشتههای علوم سخت، تا چه اندازه ما را از کلام و حتی بدن خودمان جدا میکند.
پس از آن، دوره کارگردانی را نزد استاد مسعود کیمیایی آغاز کردم. این دوره نقش بسیار مهمی در شیوه فیلم دیدن و حتی نگاه من به زندگی داشت. همچنین شناخت تاریخ هنر را نزد استاد محمدرضا اصلانی، کارگردان فیلم شطرنج باد، گذراندم. این دوره بهطور ویژه بر نقش تخیل در زندگی هنرمند تمرکز داشت و مزیت مهم آن این بود که بهصورت کارگاهی، مدام فیلم میساختیم و درباره آثار یکدیگر و سایر هنرمندان گفتوگو میکردیم.
در این مسیر، دو استاد دیگر نیز تأثیر بسیار جدی بر من داشتند؛ یکی استاد سعید قطبیزاده که نزد ایشان تاریخ سینما آموختم و نوع تفکر انتقادیشان در این دو سال اخیر حتی در مسیر حرفهای دامپزشکی من هم بسیار راهگشا بوده است و دیگری استاد سعید عقیقی، فیلمنامهنویس برجسته که اصول و آناتومی داستان را به من آموختند. جالب است بگویم این بخش بسیار در دامپزشکی هم به کارم آمد. تقریباً همه دوستانی که من را از نزدیک میشناسند میدانند که حتی سختترین بیماریها را به شیوه داستان روایت میکنم و این کار برای خودم هم بسیار لذتبخش است.
در حال حاضر تمرکز اصلیام بر سینمای مستند است و آثاری هم در این زمینه، به شرط حیات، در دست تولید دارم. بهطور خلاصه، تازه به این درک رسیدهام که اساساً آموزش و کار بدون هنر کامل نیست. روح انسان همیشه جستوجوگر زیبایی است و هنر همان زیبایی و در واقع داروی روح است.
حکیم مهر: کار در حوزه دام بزرگ معمولاً با فشارهای جسمی و روانی زیادی همراه است. هنر و فعالیتهای نمایشی چه نقشی در حفظ تعادل روحی و ذهنی شما داشته است؟
با ورود به دورههای هنری، ناگهان با یک حقیقت تلخ مواجه شدم و حتی باید بگویم از درک آن ضربه روحی خوردم؛ اینکه کار ما در حوزه دام بزرگ، جاذبه فرهنگی چندانی ندارد. در تمام سالهای قبل از آن، تلاش میکردم با کارهایی مثل پوشیدن لباسهای شیک هنگام ورود به گاوداری، استفاده از عطر، توجه به جلوههای بصری و حتی همراه کردن شعر و نمایشنامه با کار، نوعی جذابیت فرهنگی به این حرفه اضافه کنم. اما واقعیت این بود که این یک تلاش یکنفره بود؛ نهتنها چندان نتیجهای نداشت، بلکه گاهی حتی عجیب یا نامتعارف به نظر میرسید.
وقتی وارد جمعهای هنری شدم و دیدم افرادی هستند که دغدغههایی مشابه من دارند، بیشتر متوجه شدم که فضای حرفهای ما هنوز فاصله زیادی تا ورود عناصر فرهنگی و هنری دارد. شاید در آینده شرایط تغییر کند، اما چیزی که با اطمینان میتوانم بگویم این است که باید هنر را از دانشگاه آغاز کنیم. دامپزشکی که در دوران تحصیل با شعر، موسیقی، نمایش و سینما آشنا شود، بهتدریج این فرهنگ را وارد حرفه خود و جامعه پیرامونش نیز خواهد کرد.
در تمام این سالها، جامعه دامپروری تأثیرات زیادی از دامپزشکان گرفته است، اما این بُعد فرهنگی هنوز جای کار بسیار دارد و بهنظر من یکی از خلأهای مهم حرفه ماست.
حکیم مهر: آیا تجربههای شما در دامپزشکی و طبابت دام بزرگ، مستقیماً الهامبخش خلق آثار هنری یا نمایشی هم شده است؟
بله، قطعاً همینطور است. یکی از این نمونهها «داستانهای امین و رعنا» است که بخشی از آن در مجله جامعه دامپزشکان ایران هم منتشر شد. این داستان درباره دو نفر از کارآموزان من است و به مواجهه اولیه آنها با بیماریهای دام بزرگ و همچنین شکلگیری دیالوگ میان ما میپردازد. این تجربهها بهمرور به یک مجموعه داستان تبدیل شد. واقعاً دوست داشتم این مجموعه بهصورت سریالی در مجله منتشر شود، اما متأسفانه انتشار مجله فعلاً متوقف شده است.
اثر دیگر، «هفتخان رستم» است که به هفت بیماری مهلک در گاو شیری میپردازد و با الهام از نبردهای هفتگانه کتاب شاهنامه اثر ابوالقاسم فردوسی نوشته شده است. این اثر با همکاری دو نفر از دانشجویان دامپزشکی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در حال اصلاح و ویرایش است؛ البته با یک وقفه نسبتاً طولانی.
اثر دیگر، نمایشنامه «تب برفکی» است که پس از بحرانهای اخیر این بیماری نوشتم. داستان درباره دادگاهی است که در آن دوازده نفر بهدنبال یافتن مقصر اصلی شیوع تب برفکی و خسارات ناشی از آن هستند. این اثر اقتباسی از فیلم دوازده مرد خشمگین نوشته رجینالد رز و ساخته سیدنی لومت ۱۹۵۷ و ویلیام فردکین ۱۹۹۷ است. واقعاً علاقه دارم اگر دامپزشکان علاقهمند به تئاتر را پیدا کنم، این نمایشنامه را روی صحنه ببرم.
همه این برنامهها البته مستلزم این است که ابتدا از دفاع پایاننامه تخصصی فارغ شوم. امیدوارم پس از آن، اگر فرصت و شرایط فراهم شود، بتوانم این پروژهها را بهطور جدیتری دنبال کنم.
حکیم مهر: برخی تصور میکنند دامپزشکی، بهویژه در حوزه دام بزرگ، با فعالیتهای هنری همخوانی ندارد. شما با توجه به تجربه شخصیتان، این نگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
ورود به هنر از آن تجربههایی است که تا زمانی که آن را انجام ندهید، متوجه ارزش واقعیاش نمیشوید. البته باید واقعبین هم بود؛ مشکلات اقتصادی، بحرانهای سیاسی و حتی چالشهای حرفهای، واقعاً زمان و انرژی زیادی از دامپزشک میگیرند و گاهی فرصت پرداختن به حوزههای دیگر را محدود میکنند. از طرفی، بسیاری از امکانات آموزشی هنر هم عمدتاً در مراکز استانها، بهویژه در تهران، متمرکز هستند. بنابراین اگر چنین اتفاقی برای بسیاری از همکاران نیفتد، کاملاً قابل درک است.
با این حال، من همکاران زیادی در شهرهای مختلف دارم که در کنار حرفه دامپزشکی، به فعالیتهای هنری و فردی میپردازند؛ برخی کلاس موسیقی یا آواز میروند، برخی ورزش حرفهای انجام میدهند و حتی بعضی کلاس آشپزی شرکت میکنند و نتایج کارشان را برایم میفرستند. این موضوع برای من بسیار لذتبخش است، چون معتقدم انسان باید بخشی از زمان خود را کاملاً به خودش اختصاص دهد. تجربه نشان داده است که فرآیند صنعتی شدن، گاهی حتی به خودِ افرادی که در خط مقدم آن فعالیت میکنند هم آسیب میزند. بنابراین بهتر است هرکدام از ما اندوختهای معنوی برای خود داشته باشیم تا در مواجهه با دشواریهای حرفهای، کمتر فرسوده شویم.
حکیم مهر: بهعنوان یک دامپزشک فعال در میدان عمل، فکر میکنید هنر و نمایش چه نقشی میتواند در ارتقای فرهنگ عمومی نسبت به دامپزشکی و جایگاه دامپزشکان داشته باشد؟
به نظر من نقش هنر در این زمینه بسیار مهم است. کافی است نگاه کنیم که در همین سالهای اخیر، تولید مستندهای مرتبط با محیط زیست و حیات وحش چگونه توانسته نگاه بخش بزرگی از جامعه را نسبت به اهمیت زیستگاهها و ذخایر ژنتیکی تغییر دهد. هنر قدرت این را دارد که مفاهیم تخصصی را به زبان قابلفهم و اثرگذار برای عموم مردم ترجمه کند.
از سوی دیگر، نسل جدید با فضای شبکههای اجتماعی و محتوای کوتاه و سریع مواجه است و طبیعی است که یادگیری را هم در قالبهای جذابتر دنبال کند. با ابزارهای قدیمی نمیتوان در میدانهای جدید موفق بود. به همین نسبت، محیطهای آکادمیک و حرفهای هم باید از نظر فرهنگی و ارتباطی جذابتر شوند. دامپزشک نباید صرفاً تابع شرایط باشد، بلکه باید در شکلدادن به فرهنگ جدید نقش ایفا کند. در این زمینه، بهنظر من یک میدان بکر و ارزشمند وجود دارد و اگر سرمایهگذاری فکری و فرهنگی در آن انجام شود، میتواند تأثیرات بسیار مثبتی داشته باشد.
حکیم مهر: اگر بخواهید یک شباهت عمیق میان درمان دام بزرگ و اجرای یک نمایش پیدا کنید، آن شباهت چیست؟
یکبار در کلاس بیان بازیگر، مسابقهای برای بداههپردازی برگزار شد. حدود سی نفر بودیم و بهصورت دو نفره روی صحنه میرفتیم. هر بار یک موقعیت ناگهانی اعلام میشد و ما باید بدون هیچ آمادگی قبلی، دیالوگ میساختیم، واکنش نشان میدادیم و صحنه را پیش میبردیم. مرحلهبهمرحله جلو رفتیم تا به فینال رسیدیم. وقتی نوبت اجرای من میشد، احساس میکردم ذهنم از قبل تمرین کرده است؛ جملهها منسجم بودند، پاسخها سریع و مرتبط شکل میگرفتند و حتی مکثها هم حسابشده بودند.
بعد از یکی از اجراها، استاد من را صدا زد و پرسید: «تو قبلاً چه کار میکردی که اینقدر ذهنت آماده و منسجم است؟» من خندیدم و گفتم: «دامپزشک دام بزرگ هستم.» بعد برایش توضیح دادم که طبابت دام بزرگ خودش یک صحنه زنده است. وقتی در موقعیت معاینه قرار میگیری، هیچکس فیلمنامهای به دستت نمیدهد. نور کم است، امکانات محدود است، دام بیقرار است، دامدار مضطرب است و زمان هم به سرعت میگذرد. باید همانجا تصمیم بگیری، با دامدار ارتباط برقرار کنی، فضای متشنج را مدیریت کنی و در عین حال دقیقترین اقدام درمانی را انجام دهی. اگر تردید کنی، صحنه را از دست میدهی و اگر آرامش نداشته باشی، کل فضا دچار آشفتگی میشود.
بهنظر من، شباهت عمیق میان درمان دام بزرگ و اجرای نمایش همین است؛ حضور کامل در لحظه، تصمیمگیری تحت فشار و ساختن بهترین روایت ممکن در شرایطی که هیچچیز از قبل نوشته نشده است.
حکیم مهر: تا چه حد معتقدید دامپزشکان باید فراتر از درمان، در حوزههایی مانند رسانه، هنر و ارتباط با جامعه هم فعال باشند؟
اگر دامپزشکان در رسانه، هنر و ارتباط با جامعه حضور نداشته باشند، صدای تخصصی ما بهدرستی شنیده نمیشود و تصویر این حرفه ناقص باقی میماند. بهنظر من، حضور در این حوزهها بهمعنای حاشیهپردازی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت حرفهای ماست. این حضور میتواند به افزایش آگاهی عمومی، تقویت فرهنگ پیشگیری، و ارتقای جایگاه دامپزشکی در جامعه کمک کند.
حکیم مهر: واکنش همکاران دامپزشک و همچنین فعالان هنری نسبت به این مسیر دوگانه شما چه بوده است؟ آیا بیشتر با حمایت مواجه شدهاید یا با تردید و مقاومت؟
واقعیت این است که قبل از ورود به این مسیر، خیلی با کسی مشورت نکردم و بهنوعی یکباره وارد آن شدم. شاید اگر از قبل نظرات مختلف را میشنیدم، برخی مخالفتها باعث میشد که این مسیر را آغاز نکنم. اما پس از ورود، خوشبختانه با استقبال و حمایت زیادی مواجه شدم، بهویژه از سوی نسل جوان دامپزشکان که نسبت به این سبک زندگی نگاه مثبتی دارند و بازخوردهای بسیار خوبی به من دادهاند.
در میان هنرمندان هم واکنشها متفاوت بوده است. برخی تصور میکنند من از سر بینیازی وارد هنر شدهام و برخی دیگر ایدهها و پیشنهادهای بسیار ارزشمندی ارائه میدهند. اما در مجموع، در آن فضا هم بیشتر با حمایت و همراهی مواجه بودهام. با این حال، فکر میکنم هنوز زمان بیشتری لازم است تا نتایج این مسیر بهطور کامل مشخص شود.
حکیم مهر: اگر یک دامپزشک جوان امروز میان علاقه به دامپزشکی و علاقه به هنر مردد باشد، شما چه توصیهای به او میکنید؟
به او میگویم زندگی نه آنقدر کوتاه است که فرصت تجربه نداشته باشیم و نه آنقدر بلند که بتوانیم تجربهها را بینهایت به تعویق بیندازیم. این یک فرصت محدود برای دیدن، آزمودن و زیستن است. اگر میان دامپزشکی و هنر مردد هستی، خودت را از یکی محروم نکن. میتوانی یکی را ستون اصلی زندگیات قرار دهی و دیگری را بهعنوان هوای تنفس حفظ کنی. هیچ تجربه صادقانهای در زندگی هدر نمیرود.
حکیم مهر: و بهعنوان حرف آخر...
سوالات بسیار عمیق و تأملبرانگیزی بود و من شخصاً از مواجهه با این چالشهای فکری لذت بردم. از شما و مجموعه پایگاه خبری حکیم مهر بابت این گفتوگو صمیمانه تشکر میکنم.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
هر چقدر بیشتر دکتر زمان رو دنبال میکنم علاقم نسبت بهشون بیشتر میشه ، و به آینده رشته دامپزشکی در ایران امیدوار تر میشم ...
|
حکیم مهر با سلام خسته نباشی ارزوی سلامتی دارم انشالع موفق باشی این کار ارزشمند خدا خیرتون باشع
|
بایاس حکیم مهر خیلی بالا رفته
دکتر همون هنر بهتره
|
منم همین رو میگم بچسبید به هنر و گرنه تا آخر عمر در دامپزشک مجرد می مونید
احسنت بر خانم دکتر عزیز و هنرمند گرامی موفق باشید در کارت
دامپزشکی نوین ایران به افرادی همچون خانم دکتر زمان نیاز دارد.
خانم دکتر موفق و موید باشید. فقط اگر ممکن هست با کمک شهرداری برای حیوانات غیر اهلی کوچه و خیابان مناطق خاصی در نظر گرفته بشه و از همان مجاری غذا و آب در اختیارشان قرار بگیره. ما خیلی رستوران و کشتارگاه داریم که میشه از مانده های انها مواد غذایی به این مخلوقات دوست داشتنی برسانیم
|
تغذیه سازمانیافته حیوانات با پسماند رستورانها و کشتارگاهها یک خطای مدیریتی است؛ چون تراکم حیوانات را بالا میبرد، چرخه انتقال بیماری را تقویت میکند، جمعیت حیوانات بیصاحب را افزایش میدهد و جوندگان و سایر گونههای ناقل را جذب میکند. از طرف دیگر، پسماندهای کشتارگاهی تحت ضوابط سختگیرانه بهداشتی قرار دارند و رهاسازی یا مصرف آنها خارج از مسیرهای مجاز میتواند تبعات بهداشتی و حقوقی داشته باشد.
اینقدر در دامپزشکی سرخوردگی و خستگی روحی و محرومیت های مالی کشیدیم، از این همه امید و سرزندگی در یکی از سخت تمرین قسمت های دامپزشکی متعجب می شویم!
|
چه اسبی چه پیروزی.
بنده هم دامپزشک هستم
|
سلام.با شما موافقم .
یادی کنیم از دکتر قادری با حوادث حاشیه کار - کد خبر ۷۱۸۷۸
|
قصد خط دهی ندارم چون شما دلی جلو رفتید، در حوزه پیشگیری، ادبیات و هنر هم شامل میشه
قریب به سی سال درمانگر حوزۀ دامهای نشخوارکننده و تک سمی هستم؛ در دل شبهای سرد و یخبندان زمستانها در کوه ها و دره ها، و در گرمای طاقت فرسای تابستانها در دشت ها و صحراها برای نجات یک گوساله یا یک کره یا یک بره در زایمانهای سخت سر از پا نشناخته ام و گاهی یک تنه مجبور به انجام عمل طاقت فرسا و طولانی سزارین در دل شب شده ام؛ اما نه تنها دریغ از قدرشناسی زحمتهای نفسگیر، بلکه حتی در مواردی همان دستمزد ناچیز هم بالا کشیده شد و در طلب آن نه تنها هیچ حمایت قانونی یا عرفی هم ندیدم بلکه از پشت مورد اصابت خنجر هم قرار گرفتم! با این حال، درد و فشار روحی و جسمی همۀ این قدرنشناسی ها و بی توجهی های شغلی و حرفه ای، وقتی با هزاران کامنت به به و چه چه زیر پست اینستاگرامی یک متخصص زنان و زایمان که بعد از یک عمل سزارین عکسی از خود به همراه نوزاد مربوطه انداخته مواحه میشوم صد چندان میشود و تازه عمق بی انتهای ناسپاسی ها و قدرنشناسی ها نسبت به حرفۀ دامپزشکی را می بینم و اینجاست که گونه هایم خیس و دلم به حال خودم بدجوری کباب میشود!
تشکر خانم دکتر زمان برای به اشتراک گذاشتن تجارب سودمندتون، امیدوارم امکان فراهم بشه و دانش خودتون رو در اختیار کارآموزان و علاقمندان در محل فارم هم قرار بدید.