
حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: در دنیای امروز، مدیریت بحرانهای بهداشتی تنها به معنای مبارزه با ویروسها و باکتریها نیست؛ بلکه نیمی از این معادله، «مدیریت افکار عمومی» و «شفافیت علمی» است. در همین راستا، «دکتر شهرام موحدی» مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان در گفتوگو با حکیم مهر، یک چالش ساختاری در رسانههای ایران را تحلیل عمیق و کارشناسی میکند: «چرا گزارش وقوع بیماری در حوزه پزشکی «پایش» تلقی میشود، اما در حوزه دامپزشکی مقصوره (سرزنش و نقد شدید) است؟»
تفاوت نگاه: پایش فعال یا شکست مدیریتی؟
دکتر موحدی با طرح این سؤال که چرا وقتی وزارت بهداشت از افزایش چندبرابری یک بیماری واگیردار سخن میگوید، افکار عمومی آن را بخشی از واقعیت پیچیده نظام سلامت و نشانهای از شفافیت و تقویت تشخیص میدانند، اما در حوزه دامپزشکی رخدادهای مشابه با هجمه قضاوتهای شتابزده و نادیده گرفتن پیچیدگیهای علمی مواجه میشود، بر یک شکاف عمیق در درک عمومی تأکید میکند.
به گفته مدیرکل دامپزشکی اصفهان، این تفاوت نگاه صرفاً یک مسئله احساسی یا صنفی نیست؛ بلکه نشاندهنده بیاطلاعی جامعه از مفهوم کلیدی «مدیریت ریسک بیماریها» است.
علم در مقابل انتظارِ «صفرِ مطلق»
در علم اپیدمیولوژی، وقوع بیماری لزوماً به معنای ناکارآمدی سیستم نیست. دکتر موحدی توضیح میدهد که حتی پیشرفتهترین نظامهای سلامت پزشکی و دامپزشکی جهان نیز با ظهور بیماریهای نوپدید، سویههای جدید، تغییرات اقلیمی و تهدیدات فرامرزی دستوپنج نرم میکنند.
وی تأکید میکند: «معیار موفقیت در دامپزشکی، حذف مطلق بیماری نیست؛ بلکه معیارهای اصلی عبارتند از: سرعت پایش، کیفیت تشخیص، مهار کانونها، کاهش تلفات و جلوگیری از گسترش وسیع بحران.»
نمونه عینی: معمای تب برفکی
یکی از روشنترین نمونههای این چالش، رخدادهای مربوط به «تب برفکی» است. مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان اشاره میکند که ظهور سویههای جدید این بیماری، حتی در کشورهایی با زیرساختهای قوی دامپزشکی نیز چالشبرانگیز است. تغییر سویه میتواند اثرگذاری واکسنها، الگوی انتشار و سرعت انتقال بیماری را کاملاً دستخوش تغییر کند. در چنین وضعیتی، اقدامات دامپزشکی ماهیتی «مدیریت بحران» دارد، نه معجزه حذف کامل ریسک.
قربانیِ سکوت؛ وقتی موفقیت دیده نمیشود
یک واقعیت تلخ و پنهان در صنعت دامپزشکی وجود دارد: موفقیتهای این حوزه کمتر دیده میشوند. دکتر موحدی بیان میکند: «اگر بیماری مهار شود، اگر انتقال گسترده رخ ندهد، اگر تلفات کنترل شود و اگر بحران ملی شکل نگیرد، این دستاوردها به چشم نمیآیند. اما وقوع چند کانون بیماری، فورا به تیتر انتقاد تبدیل میشود.»
وی با اشاره به نقش حیاتی دامپزشکی در امنیت ملی یادآور میشود که بخش بزرگی از ایمنی سلامت جامعه، حاصل بحرانی است که دامپزشکی اجازه وقوعشان را نداده است. نظارت بر امنیت غذایی، سلامت فرآوردههای دامی، کنترل کشتارگاهها و پیشگیری از اپیدمیهای دامی، مسئولیتهایی هستند که اغلب در سکوت و بدون سروصدا انجام میشوند. دامپزشکی معمولاً تنها زمانی دیده میشود که بحرانی رخ داده باشد، نه زمانی که با اقدامات پیشگیرانه از وقوع آن جلوگیری شده است.
راهحل: تحول در روایتسازی و ادبیات حرفهای
دکتر موحدی معتقد است بخشی از این مشکل به ضعف تاریخی در روایتسازی رسانهای بازمیگردد. دامپزشکی غالبا از زبان فنی و اداری استفاده میکند، در حالی که افکار عمومی نیازمند توضیحات ساده، شفاف و قابل فهم است.
وی تفاوت اثرگذاری دو جمله را مثال میزند:
- جمله اول: «بیماری افزایش یافته است.» (ایجاد نگرانی)
- جمله دوم: «افزایش شناسایی موارد، نتیجه تقویت نظام پایش و تشخیص سریعتر در مناطق درگیر است.» (ایجاد حس اعتماد و آگاهی)
به باور مدیرکل دامپزشکی اصفهان، امروز این حوزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحول در ارتباطات عمومی است تا از یک سازمان صرفاً فنی به یک «مرجع اجتماعی سلامت» تبدیل شود. این تحول بر پایه مفهوم «سلامت واحد» (One Health) استوار است؛ مفهومی که تأکید میکند سلامت انسان، حیوان و محیط زیست از یکدیگر جدا نیستند.
سخن پایانی: عدالت حرفهای و پایان هیجانات کاذب
در جمعبندی این تحلیل کارشناسی، دکتر شهرام موحدی بر لزوم عبور از قضاوتهای هیجانی و حرکت به سمت «فهم علمی، واقعبینی و عدالت حرفهای» تأکید میکند. وی خاطرنشان میسازد که شفافیت نباید تنبیه شود و مدیریت بحران نباید با انتظاری غیرواقعی مانند «صفر شدن مطلق بیماری» سنجیده شود.
«دامپزشکی، همانند پزشکی، در خط مقدم مقابله با تهدیدهای زیستی قرار دارد؛ با این تفاوت که بسیاری از موفقیتهایش در سکوت اتفاق میافتد. زمان آن رسیده است که ادبیاتی حرفهای، آرام، مستند و علمی جایگزین فضای هیجانی شود تا اعتماد عمومی ایجاد گردد و معنای واقعی مدیریت علمی ریسک برای جامعه تبیین شود.»
از آقای دکتر موحدی به خاطر طرح موضوع تشکر می کنم. اما نباید صورت بندی مسئله، تک وجهی باشه. شاید یکی از مهم ترین دلایل این وضعیت این است که آقایان مسئول، دوام میزهای خود را به نرخ پایین و کنترل بیماریهای دامی گره می زنتد و این گونه نعل وارونه می زنند. پیامد این رویکرد این است که به انحای مختلف آمار بیماریها بسیار کمتر از نرخ واقعی گزارش می شود (حتی با توسل به روشهایی مانند اعمال محدودیت در ارسال تامپون تب برفکی و ...) اگر به جای این کار در داخل سیستم شرایط وقوع بیماری به روش علمی کاملا جا بیفتد و در مخیط خارج سازمانی هم با نگاه اپیدمیولوژیک به مسئولان بالادست توضیح داده شود نیازی به روشهای غیراخلاقی و غیرعلمی برای پایین نشان دادن نرخ بیماریها نیست. در ضمن میز مدیریتی آقایان هم به وقوع بیماری گره زده نمی شود. ولی در شرایطی که بنا به دلایل مختلف، امکان مواجهه اصولی با بیماری به حداقل می زسد توسل به روشهای غیراصولی رایج می شود. راهکار اصلی، بازگشت به اصول علمی، شایسته سالاری به جای توصیه سالاری و توجه به کارآمدی سیستم به جای کارمدی افراد است.
|
تفاوت برخورد مدیران وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی در این است که برای پزشکان در خارج از وزارتخانه کار و درآمد کافی وجود دارد. این در حالی است که قریب به اتفاق دامپزشکان سازمان دامپزشکی امکانی برای کسب درآمد در خارج از سازمان برای خود نمی بینند. بنابراین به هر نحوی شده تلاش می کنند خود را کارآمد نشان دهند تا منصبشان به خطر نیفتد. اینجاست که علم، شایسته سالاری و واقعیت فدای منافع شخصی می شود و در این میان منافع ملی قربانی می شود.
|
از نقش وزارت جهاد هم نباید غافل شد. رویکرد این وزارتخانه تولید محور است نه سلامت محور. بنابراین درک چندانی از مباحث مرتبط با سلامت ندارد. وزارت بهداشت چنین سلسله مراتبی ندارد . بنابراین به راحتی کارهایش را پیش می برد.
اولا) چرا همکاران سازمان دامپزشکی فکر می کنند واقعا عملکرد وزارت بهداشت مورد تایید است؟
دامپزشکی و بهداشت باید ادغام شوند
با سلام و عرض ادب.کافی است به مصاحبه های سال گذشته رئیس محترم سازمان نظزی بیندازید.
طرح این موضوع در کل خوب است اما
بدون انتشار داده هایی مانند روند بروز، پوشش واکسیناسیون، زمان کشف کانون، نرخ انتشار ثانویه و میزان تحقق اهداف برنامه کنترل، نمیتوان هر افزایش گزارش بیماری را به تقویت نظام پایش نسبت داد. در اپیدمیولوژی، تبیین عملکرد با داده انجام میشود، نه با روایت
موفق و پیروز باشید دکتر