
حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: در سالهای اخیر، سازمان دامپزشکی کشور با درک عمیق از این واقعیت که چالشهای حوزه سلامت عمومی و دامی دیگر با روشهای سنتی قابل حل نیستند، رویکردی استراتژیک اتخاذ کرده است: تبدیل پژوهشهای دانشگاهی به راهکارهای اجرایی و عملیاتی. دکتر حمیدرضا حسینی، رئیس مرکز دارو درمان و ایمنی خوراک سازمان دامپزشکی کشور، در اقدامی تازه و با هدف بهرهگیری از ظرفیت عظیم نخبگان علمی، اعضای هیئت علمی و شرکتهای دانشبنیان، فراخوانی گسترده برای دریافت پروپوزالهای پژوهشی در سال جاری منتشر کرده است. این فراخوان نه تنها یک دعوت ساده برای ارائه طرح، بلکه پاسخی مستقیم به نیازهای حیاتی کشور در حوزههای حساسی مانند «مقاومت میکروبی»، «تولید واکسنهای نوترکیب» و «استانداردسازی داروهای ژنریک» است.
مرکز دارو درمان و ایمنی خوراک با تعیین ۵ محور کلیدی و تشکیل شوراهای تخصصی، مسیری شفاف را برای پژوهشگران ترسیم کرده است تا با حل معضلات ملی، ضمن ارتقای امنیت غذایی، گامی مؤثر در جهت کاهش وابستگی و افزایش خودکفایی دارویی بردارند. در این گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبری حکیم مهر، «دکتر حمیدرضا حسینی» به تشریح جزئیات این اولویتها، چالشهای پیشرو و انتظارات این مرکز از جامعه علمی کشور میپردازد.
حکیم مهر: سازمان دامپزشکی امسال با یک فراخوان پژوهشی گسترده مواجه شده است. پیام اصلی شما به پژوهشگران و متخصصان چیست و چرا این پیوند میان دانشگاه و صنعت/دستگاه اجرایی اهمیت حیاتی دارد؟
پیام اصلی ما بسیار صریح است: ما نیازمند شکستن دیوار بین پژوهشهای تئوریک و نیازهای واقعی کشور هستیم. سازمان دامپزشکی در سالهای اخیر با ارائه راهکارهای مناسب و رفع مشکلات پیچیده، تنها به دانش داخلی اکتفا نکرده و از این رو، با تشکیل «شورای پژوهشی» متشکل از رئیس سازمان، رییس و نمایندگانی از موسسه رازی، مرکز تحقیقات جهاد کشاورزی و مدیران دفاتر تخصصی، بستری فراهم گردیده که در آن طرحهای پژوهشی بررسی و پس از تایید و تصویب بودجه اجرا و نتایج آن مستقیماً توسط دفاتر تخصصی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. هدف ما ایجاد انگیزه با هدف بهره مندی از ظرفیت علمی پژوهشگران، دانشجویان دوره تخصصی و اساتید دانشگاه است تا طرحهایی ارائه دهند که خروجی آنها کیفیت ارائه خدمات را افزایش دهند. ما میخواهیم نخبگان و شرکتهای دانشبنیان احساس کنند که صدایشان شنیده شده و پژوهششان در خط مقدم سلامت جامعه و دام کشور قرار میگیرد.
حکیم مهر: شما از ۵ محور کلیدی به عنوان اولویتهای تحقیقاتی سال جاری نام بردید. اگر بخواهیم اولویت اول یعنی «مقاومت میکروبی» را با جزئیات بیشتر بررسی کنیم، چرا این موضوع در صدر اولویتهای سازمان قرار دارد و چه انتظاری از پژوهشگران در این بخش دارید؟
موضوع مقاومت میکروبی یکی از بزرگترین تهدیدهای سلامت جهانی و ملی است و برای سازمان دامپزشکی یک اولویت بسیار استراتژیک محسوب میشود. ما دو محور اصلی را در این زمینه تعریف کردهایم:
اول، «بررسی الگوی اپیدمیولوژیک رخداد مقاومت میکروبی». یعنی ما نیاز داریم بدانیم دقیقاً کجا، در کدام گونههای دامی و با چه شاخصهایی مقاومت میکروبی در حال گسترش است.
دوم، «بررسی الگوی ژنوتیپی و فنوتیپی مقاومت» است. این بخش بسیار فنی و کاربردی است. هدف نهایی ما این است که بتوانیم با استناد به دادههای علمی و مستند، آنتیبیوتیکهائی که کم اثر شده اند را شناسایی و حذف کنیم. ما میخواهیم با دادههای پژوهشی دقیق، سیاستگذاری کنیم تا استفاده از آنتیبیوتیکهایی که دیگر اثربخشی مناسبی ندارند متوقف شده و از گسترش مقاومت های آنتیبیوتیکی جلوگیری شود.
حکیم مهر: در بخش واکسنسازی نیز صحبت از فناوریهای نوین کردید. وضعیت تولید واکسن در کشور چگونه است و سازمان دامپزشکی چه انتظاری از شرکتهای دانشبنیان در این زمینه دارد؟
ما به شدت روی «استفاده از فناوریهای نوین در ساخت واکسن» تمرکز داریم. به طور خاص، تولید واکسنهای کمخطر با تکنولوژی نوترکیب یکی از اهداف ماست. مطابق با منابع علمی موجود واکسنهای نوترکیب با ایمنی بالاتر عوارض کمتری برای دام و انسان دارند. همچنین، ما نیازمند «تولید دانش فنی و تحقیقات کاربردی» در زمینه بررسی اثربخشی واکسنهای دامی در کنترل بیماریهای مشترک هستیم. یعنی واکسنهایی که نه تنها دام را بیمه میکنند، بلکه مانع انتقال بیماری به انسان نیز میشوند. پژوهشگران میتوانند طرحهای خود را در مسیر تولید این واکسنهای پیشرفته ارسال کنند.
حکیم مهر: یکی دیگر از محورهای مهم شما «مطالعات همارزی زیستی» بود. این مفهوم برای بسیاری از فعالان صنعت دارو شاید تخصصی باشد. میتوانید به زبان ساده توضیح دهید که چرا این موضوع برای سازمان دامپزشکی و شرکتهای تولیدکننده داروهای ژنریک حیاتی است؟
حتماً. در مارکت جهانی دارو،ما شرکتهای «صاحب برند» یا نوآور را داریم که داروی اصلی را میسازند و صاحب دانش فنی مولکول و فرمولاسیون دارو هستن و شرکتهای دیگری که داروهای «ژنریک» (مشابه) را با فرمولاسیون مشابه تولید میکنند. سوال اصلی اینجاست: آیا داروی ژنریک تولید شده در کشور، از نظر اثربخشی، ایمنی (Safety) و پتانسیل درمانی، کاملاً همتراز با داروی برند اصلی است؟
ما نیازمند «طراحی و مدیریت مطالعات همارزی زیستی» هستیم تا مطمئن شویم داروهایی که در کشور تولید میشوند، دقیقاً همان اثر دارویی را ایجاد میکنند. اگر نتایج این پژوهشها نشان دهد که داروی ژنریک واحد همارز زیستی مورد نظر است، سازمان میتواند با اطمینان خاطر از آن در برنامههای درمانی استفاده کند. این موضوع مستقیماً به کاهش هزینههای درمان و افزایش خودکفایی کمک میکند. بنابراین، پژوهشگران و متخصصان آمار و داروسازی میتوانند طرحهای خود را در این حوزه ارائه دهند.
حکیم مهر: جمعبندی کنیم؛ شرایط ارسال پروپوزال چگونه است و پژوهشگران چگونه میتوانند از این فرصت استفاده کنند؟
ما از تمامی پروپوزالهایی که در راستای حل معضلات ملی در حوزه دارو، واکسن و مقاومت میکروبی باشند، استقبال میکنیم. این پروپوزالها میتوانند توسط دانشگاهیان، پژوهشگران مستقل یا شرکتهای دانشبنیان ارسال شوند. برای کسب اطلاعات تکمیلی، دریافت فرمهای مربوطه و آگاهی از شرایط دقیق ارسال طرحها، پیشنهاد میکنم حتماً به وبسایت مرجع مراجعه نمایید:
ما مشتاقانه منتظر همکاری با نخبگان کشور هستیم تا با همافزایی علم و اجرا، گامهای مؤثری در جهت سلامت عمومی و امنیت غذایی برداریم.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید
خندم گرفت از ناشناس دوم که زیر یک پیش کسوت سازمانی نظر دادند
این چارچوب طوری نوشته شده که آدم چند جا مجبور میشه مکث کنه و از خودش بپرسه دقیقاً کدام بخش از زنجیره علمی قراره این جهش تصمیمگیری رو توجیه کنه؟
مثلا چطور ممکن هستش از ژنوتیپ/فنوتیپ مقاومت بدون هیچ اشاره ای به AMU، بدون مدل فشار انتخابی و بدون حتی یک لایه PK/PD، مستقیم به حذف آنتیبیوتیک کماثر برسیم؟ کم اثر دقیقا یعنی چه؟ در کدوم guideline از Ema یا woah چنین categoryای بعنوان یک معیار سیاستی تعریف شده که بتونه بر اساس اون دارو رو ما از چرخه درمان حذف کنیم؟ آیا داریم درباره MIC shift صحبت میکنیم؟ یا نه صرفا یک برچسب توصیفی که قابلیت تبدیل به تصمیم رگولاتوری پیدا کرده؟
و عجیب تر اینکه چطور یک نتیجه گیری سیاستی اینقدر مستقیم روی یک داده ژنوتیپی سوار میشه، در حالی که میدونیم وجود ژن مقاومت ب تنهایی نه بیان ژن را تضمین میکنه، نه phenotype را، و نه clinical failure رگ؟ اینجا دقیقا کدوم حلقه از زنجیره AMR نادیده گرفته شده که خروجی، یهویی policy deletion شده؟
یه جا صحبت شده هم ارزی زیستی، اونجاهم یک پرش مشابه میبینم،
آیا واقعا BE در دامپزشکی با این ناهمگنی گونه ای و فرمولاسیون (از feed additive تا depot injection) قرار شده به تنهایی معادل therapeutic equivalence تلقی بشه؟ در حالیکه در استانداردهای VICH و EMA، BE فقط یک شرط لازم است و بدون PK/PD bridging عملاً نمیتونید کفایت بالینی را تضمین کنید
پس این اعتماد مطلق به BE دقیقا از کدام سطح evidence اومده؟
واکسن هم که ای دیگه تخصص منه، آیا صرف نوترکیب بودن واکسنی قرار هستش بطور ضمنی به معنی ایمنی و اثربخشی بالاتر باشه؟ اینو از کجاتون اوردین؟ در vaccinology مدرن، پلتفرم فقط delivery system هستش و هیچ چیز درباره correlates of protection، immunogenicity واقعی یا field effectiveness در سطح herd outcome صحبت نمیکنه. اینجا دقیقا با این تفکری که آقایون دارند کدوم داده قراره جایگزین این فاصله مفهومی بشه؟
شما میخواید داده توصیفی رو مستقیم به تصمیم مداخلهی ای برسونید
قلبمون گرفت از دستتون