
حکیم مهر- دکتر وحید قاسمآبادی، دامپزشک و فعال صنفی: در بسیاری از حرفهها، بهویژه در حوزههای تخصصی و خدماتی، مطالبات صنفی معمولاً از دل گفتگوهای روزمره، جلسات غیررسمی و تجربیات شخصی اعضا شکل میگیرد. این فرآیند اگرچه ارزشمند است، اما یک ضعف اساسی دارد؛ صدای بلندترها بیشتر شنیده میشود و الزاماً صدای اکثریت منعکس نمیشود.
در سالهای اخیر، جامعه دامپزشکی کشور با چالشهای متعددی مواجه بوده است؛ از مسائل مرتبط با تعرفهها و هزینههای ارائه خدمات گرفته تا رقابتهای ناسالم، مشکلات ناشی از برخی ضوابط اجرایی، مسائل مربوط به صدور و تمدید مجوزها، کمبود حمایتهای صنفی و دغدغههای متعدد دیگر. در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی مطرح میشود: چگونه میتوان تشخیص داد که کدام مسئله واقعاً اولویت اصلی اعضای صنف است؟
واقعیت این است که تصمیمگیری مؤثر بدون شناخت دقیق مسئله امکانپذیر نیست. بسیاری از تشکلهای حرفهای در جهان سالهاست که از روشهای مبتنی بر داده برای شناسایی نیازها و تعیین اولویتهای اعضای خود استفاده میکنند. در این رویکرد، پیش از هرگونه مطالبهگری، مذاکره یا ارائه پیشنهاد به نهادهای تصمیمگیر، ابتدا تلاش میشود تصویری واقعی و مستند از وضعیت موجود به دست آید.
برای مثال، زمانی که موضوع تعرفهها مطرح میشود، صرف بیان این گزاره که «تعرفهها پایین است» نمیتواند مبنای تصمیمگیری باشد. آنچه اهمیت دارد، مستندسازی هزینههای واقعی فعالیت، بررسی شرایط اقتصادی مراکز مختلف، مقایسه وضعیت مناطق گوناگون و ارائه شواهد قابل استناد به مراجع تصمیمگیر است. در غیر این صورت، حتی درستترین مطالبات نیز ممکن است فاقد پشتوانه لازم برای پیگیری مؤثر باشند.
همین موضوع درباره بسیاری از مسائل دیگر نیز صادق است. گاهی ممکن است گروهی از همکاران یک مشکل را مهمترین دغدغه صنفی بدانند، در حالی که بررسی گستردهتر نشان دهد اکثریت اعضا اولویتهای متفاوتی دارند. تشکل صنفی زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که بتواند میان برداشتهای فردی و واقعیتهای جمعی تمایز قائل شود.
از این منظر، شاید بتوان گفت مهمترین سرمایه هر انجمن صنفی نه ساختمان، نه بودجه و نه حتی تعداد اعضا، بلکه کیفیت شناخت آن از مسائل واقعی اعضای خود است. انجمنی که از خواستهها، مشکلات و اولویتهای اعضایش شناخت دقیقی داشته باشد، در مذاکرات، مکاتبات و پیگیریهای صنفی از قدرت و اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند حرکت از تصمیمگیریهای مبتنی بر حدس و گمان به سمت تصمیمگیریهای مبتنی بر شواهد هستیم. آینده تشکلهای حرفهای را نه کسانی که بلندتر سخن میگویند، بلکه کسانی رقم خواهند زد که بهتر میشنوند، دقیقتر تحلیل میکنند و بر پایه دادههای واقعی تصمیم میگیرند.
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار مطالبهگری صنفی، فرهنگ «شنیدن صدای اعضا» و «تصمیمسازی مبتنی بر داده» نیز به یکی از ارزشهای اصلی تشکلهای دامپزشکی کشور تبدیل شود؛ زیرا هیچ برنامهای بدون شناخت درست مسئله و هیچ مطالبهای بدون پشتوانه مستند، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.