
حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: بندرعباس، سایت پسماند مرکزی؛ مکانی که قرار بود پایان زندگی محمولهای آلوده باشد، اما به آغاز یک بحران اعتماد عمومی تبدیل شد. داستان از آنجا آغاز شد که در برخی اخبار ادعا شد، چندین تن گوشت فاسد، پس از آنکه باید در عمق خاک مدفون و از چرخه مصرف خارج میشد، نه تنها از خاک بیرون کشیده شدند، بلکه شائبهای سنگین بر دوش دستگاههای نظارتی استان انداخته شد: آیا گوشت فاسد، دوباره به سفرههای مردم بازگشت؟
اخباری مبنی بر خروج دهها تن گوشت مدفون و فروش آن به رستورانهای بینراهی، فضای استان را به شدت ملتهب کرد. اما آنچه در این میان حیرتانگیزتر از خودِ جرم، واکنشهای متوالی و گاه متناقض مراجع ذیصلاح بود. از سوی یکی، ادعای «سرقت ۷۰ تن گوشت» مطرح شد و از سوی دیگر، دادستانی بندرعباس با تکذیب صریح این ادعا، بر «عدم شواهد میدانی» و «احتمال خطای محاسباتی در حجم محموله» تأکید ورزید.
در این میان، سوال اصلی اینجاست: چگونه یک محموله ۷۰ تنی، هم «غیرقابل انکار» در شایعات است و هم «نامشخص» در ادعاهای رسمی؟
اما فراتر از ابهامات عددی، یک سکوت استراتژیک و فرار از پاسخگویی در میان بود. «حکیم مهر» برای شفافسازی این پرونده پیچیده و ردیابی زنجیره مسئولیت، مستقیماً به سراغ متولی اصلی نظارت بر فرآوردههای دامی، یعنی اداره کل دامپزشکی استان هرمزگان رفت. «دکتر مصطفی فخرآبادیپور» مدیرکل دامپزشکی استان در اولین تماس تلفنی، به جای پاسخگویی شفاف، با بهانهگیریهای اداری و شک و تردید در هویت خبرنگار، از پذیرش مسئولیت روایتگریِ این پرونده طفره رفت. او وعده «بررسی هویت» را داد و دیگر تماس را پاسخ نداد.
این سکوت و گریز، سوالات حیاتی و بنیادینی را بیپاسخ رها کرده است؛ سوالاتی که پاسخ آنها تنها میتواند حلقههای مفقوده این زنجیره را آشکار کند. این گزارش تلاش دارد تا با واکاوی دقیق این سوالات، نشان دهد که آیا «نظارت» در هرمزگان، تنها یک فرآیند کاغذی بوده است یا خط قرمزی برای سلامت مردم؟
دیوار سکوت؛ وقتی نظارت، به بازی با زمان تبدیل میشود
در حالی که سایهی شائبهی بازگشت گوشتهای فاسد به سفرهی مردم، فضای استان هرمزگان را پر کرده بود، انتظار میرفت متولی اصلی سلامت غذایی استان، یعنی «اداره کل دامپزشکی استان هرمزگان»، با شفافیت کامل در میدان باشد. اما آنچه رخ داد، فراتر از یک تأخیر اداری بود؛ نوعی «فرار از پاسخگویی» که خود، بزرگترین سوالات پرونده را پررنگتر کرد.
«حکیم مهر» پیش از انتشار این گزارش، مستقیماً با دکتر مصطفی فخرآبادیپور، مدیرکل دامپزشکی استان هرمزگان تماس گرفت. هدف، فراتر از یک مصاحبه خبری ساده بود؛ هدف، دریافت توضیحات فنی و قانونی درباره چرایی ورود این محموله و نحوه نظارت بر آن بود. اما پاسخ مدیرکل دامپزشکی، نه یک پاسخ فنی بود و نه یک عذرخواهی؛ بلکه ترکیبی از بیاعتمادی به هویت خبرنگار و وعدهای توخالی برای «بررسی و تماس در آینده» بود. او حتی پیش از پاسخ به ماهیت سوال، هویت ما را زیر سوال برد و پس از آن، دیگر تماسی پاسخ داده نشد. این سکوت، در حالی رخ داد که سوالات حیاتی و فنی وجود داشت که تنها اداره دامپزشکی توانایی پاسخگویی به آنها را داشت. سوالاتی که بیپاسخ ماندن آنها، شکاف عمیقی میان «ادعای نظارت» و «واقعیت اجرایی» ایجاد کرده است:
۱. اولویتبندی غلط در نظارت: چرا دانشگاه علوم پزشکی؟
در پروندههای مربوط به فرآوردههای خام دامی، طبق قوانین جاری کشور، «سازمان دامپزشکی کشور» متولی اصلی تشخیص فساد، صدور مجوز معدومسازی و نظارت بر زنجیره تولید تا عرضه است. اما در این پرونده، گویی ابتدا «دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان» به عنوان مرجع تصمیمگیرنده مطرح شد. سوال اینجاست: چرا نهادی که نظارت مستقیم بر فرآورده خام دامی ندارد، وارد عمل شد و «دامپزشکی» به عنوان نهاد نظارتی اصلی در موضع دفاعی و انفعالی قرار گرفت؟ آیا این جابجایی نقشها، نشاندهنده خلأ نظارتی در بدنه دامپزشکی است؟
۲. رمزگشایی از مجوز قرنطینه: چگونه ۷۰ تن گوشت فاسد مجوز گرفت؟
چگونه ممکن است ۷۰ تن گوشت در مرز یا انبار، از نظر فنی «فسادیافته» تشخیص داده شود، اما همزمان مجوزهای لازم را داشته باشد؟ سوال اصلی درباره «ابعاد صدور مجوز و قرنطینه» است. آیا آزمایشگاههای دامپزشکی در لحظه ورود یا قرنطینه، نشانههای فساد را نادیده گرفتهاند؟ یا اینکه فرآیند بازرسی اولیه، به صورت صوری و بدون نمونهبرداری واقعی انجام شده است؟
۳. تشخیص فساد: چه چیزی گوشت را «غیرقابل مصرف» کرد؟
علت فساد این محموله چیست؟ آیا فساد ناشی از شرایط نگهداری نامناسب در حملونقل بوده، یا اینکه گوشت از همان ابتدا کیفیت لازم را نداشته است؟ آیا «آزمایشگاه مرکزی اداره کل دامپزشکی» گزارشی مبنی بر کشتهای میکروبی غیرقابل تحمل یا وجود سموم باکتریایی صادر کرده است؟ بدون دانستن «علت فساد»، نمیتوان فهمید که آیا این یک خطای انسانی در نظارت بوده یا یک تخلف سیستماتیک در واردات؟
۴. غیبت نظارت در لحظه امحا: آیا دامپزشکی آنجا نبود؟
یکی از حساسترین نقاط پرونده، لحظه «دفن» است. گزارشها حاکی از آن است که عملیات دفن در سایت پسماند انجام شده. سوال حیاتی اینجاست: آیا نمایندگان و بازرسان دامپزشکی در لحظه دفن، در سایت حضور داشتند؟ آیا از نزدیک نظارت کردند که گوشتها در عمق استاندارد (۲.۵ تا ۳ متر) دفن شوند و توسط ماشینآلات سنگین کاملاً پوشانده شوند؟ غیبت نظارت در لحظه امحا، میتواند یکی از ریشههای اصلی «خروج گوشت از خاک» باشد.
۵. انتخاب روش امحا: دفن در برابر رندرینگ
چرا برای امحای این حجم از گوشت فاسد، از روش «رندرینگ» (تبدیل به پودر گوشت و چربی در دمای بالا) استفاده نشد؟ روش رندرینگ استانداردترین و ایمنترین روش جهانی برای معدومسازی فرآوردههای دامی آلوده است که در آن تمامی پاتوژنها و ویروسها در دمای بالا نابود میشوند و گوشت به یک ماده غیرقابل مصرف برای انسان تبدیل میگردد. اما چرا استان هرمزگان به روش پرریسک و قدیمی «دفن در خاک» اکتفا کرد؟ آیا کمبود تجهیزات رندرینگ در استان دخیل است یا صرفاً انتخابی ارزانتر و بیدقتتر بوده است؟
در استانداردهای بینالمللی مدیریت پسماند عفونی و دامی، روش رندرینگ (Rendering) به عنوان ایمنترین و کاملترین روش برای معدومسازی فرآوردههای خام دامی آلوده شناخته میشود. در این فرآیند، گوشتها در دمای بالا (معمولاً بالای ۱۳۰ درجه سانتیگراد) تحت فشار قرار میگیرند تا تمامی پاتوژنها، ویروسها و باکتریهای بیماریزا نابود شوند. محصول نهایی این فرآیند، پودر گوشت (مخاطب دام) و چربی خالص است که دیگر هیچگونه خطر زیستی برای انسان ندارد و حتی میتواند به عنوان کود یا منبع انرژی استفاده شود.
اما در هرمزگان، چرا به جای استفاده از این تکنولوژی ایمن، به روش پرریسک و قدیمی «دفن در خاک» اکتفا شد؟ به نظر میرسد عدم استفاده از روش رندرینگ، نشاندهنده دو ضعف اساسی است: یا کمبود تجهیزات و زیرساختهای فنی در استان برای اجرای روشهای مدرن، و یا عدم آگاهی کافی کارشناسان دامپزشکی در مورد استانداردهای روز مدیریت بحران بهداشتی.
۶. اصالت محموله: قاچاق یا رسمی؟
آیا این ۷۰ تن گوشت، از طریق مبادی رسمی گمرکی وارد کشور شده و مجوزهای آن تکمیل بوده است، یا اینکه محمولهای «قاچاق» بوده که توسط گمرک یا بازرسیهای مرزی توقیف شده است؟ اگر محموله قاچاق بوده، چرا تا لحظه دفن در سایت پسماند، در چرخه نظارتی دامپزشکی جا خوش کرده بود؟ و اگر رسمی بوده، چگونه از نظر بهداشتی رد شده است؟ این سوال، حلقه مفقوده زنجیره ورود کالا به کشور را نشان میدهد.
معمای امحا؛ وقتی «دفن» جایگزین «ایمنی» میشود
در پروندههای سلامت عمومی، انتخاب روش معدومسازی آلودگیها، تنها یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه بازتابی از سطح دانش فنی و تعهد اخلاقی نهادهای نظارتی است. در ماجرای گوشتهای فاسد هرمزگان، انتخاب روش «دفن در سایت پسماند» در مقابل روش استاندارد جهانی «رندرینگ»، یکی از بزرگترین سوالات فنی این پرونده را ایجاد کرده است.
بازی جابجایی توپ: کدام نهاد مسئول است؟
یکی از جنبههای حیرتانگیز این پرونده، سردرگمی در مسئولیتهای نظارتی است. اداره کل دامپزشکی مدعی است که نظارت بر فرآورده خام دامی بر عهده آنهاست و محموله را به درستی از چرخه مصرف خارج کردهاند. دانشگاه علوم پزشکی در اطلاعیههای خود تأکید میکند که نظارت بر «بهداشت محیطی رستورانها» بر عهده آن است، اما تشخیص فساد گوشت خام در صلاحیت دامپزشکی است و شهرداری بندرعباس مسئولیت نظارت بر سایت پسماند و عملیات دفن را بر عهده دارد.
این تقسیم کار مبهم، منجر به آن شد که وقتی گوشتها از خاک خارج شدند، هر نهاد سعی کرد مسئولیت را به گردن دیگری بیندازد. دامپزشکی میگوید «ما محموله را از چرخه خارج کردیم»، شهرداری میگوید «ما فقط محل دفن را فراهم کردیم»، و دانشگاه علوم پزشکی میگوید «ما فقط رستورانها را بررسی کردیم». این «پراکندگی مسئولیت»، دقیقاً همان حفرهای است که مجرمان از آن سوءاستفاده کردند. اگر نظارت دامپزشکی در لحظه دفن در سایت پسماند (تحت نظارت شهرداری) دقیق و مستمر بود، ورود خودروهای مشکوک و حفاری گوشتها هرگز اتفاق نمیافتاد.
سوالهای بیجواب مدیرکل دامپزشکی
با وجود این شکافهای نظارتی آشکار، وقتی «حکیم مهر» برای دریافت توضیحات فنی درباره چرایی انتخاب روش دفن و غیبت نظارت در لحظه امحا، با دکتر مصطفی فخرآبادیپور، مدیرکل دامپزشکی استان هرمزگان تماس گرفت، با دیواری از سکوت و بهانهگیری مواجه شد.
مدیرکل دامپزشکی به جای ارائه مستندات فنی مبنی بر «ضرورت انتخاب روش دفن در آن شرایط خاص» یا «بررسی دلایل عدم استفاده از رندرینگ»، حتی حاضر به شنیدن سوالات پایهای درباره فرآیند نظارت خود نشد. این رفتار، نه تنها اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، بلکه این شائبه را تقویت میکند که شاید پاسخها در دسترس نبودهاند، یا بدتر از آن، شاید پاسخها به نفع نهادهای نظارتی نبودهاند.
پرونده گوشتهای فاسد هرمزگان، فراتر از یک تخلف بهداشتی، به یک «بحران روانی و اجتماعی» برای مردم این استان تبدیل شده است. وقتی متولیان امر (دامپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، دادستانی) نتوانند با شفافیت کامل و ارائه مستندات فنی، ترس مردم را برطرف کنند، فضای خالی اطلاعاتی توسط «شایعات» پر میشود.
ادعاهای منتشر شده در فضای مجازی و برخی رسانههای محلی مبنی بر «فروش ۷۰ تن گوشت فاسد به رستورانهای بینراهی»، ضربهای جبرانناپذیر به کاسبان و رستورانداران سالم هرمزگان وارد کرد. حتی اگر دادستانی تکذیب کند که «هیچ دلیل قضایی برای اثبات فروش گوشت به رستورانها وجود ندارد»، اما اثر روانی این شایعه بر رفتار مصرفکننده باقی میماند. مردم دیگر به رستورانهای بینراهی اعتماد نمیکنند و این یعنی ورشکستگی تدریجی کسبوکارهای کوچک و آسیب به معیشت خانوادههای رستوراندار.
سوال اینجاست: چرا نهادهای نظارتی در روزهای اول، به جای ارائه «اطلاعات شفاف و مستند» برای آرام کردن افکار عمومی، دست به «تکذیبهای کلی و بدون ارائه مدرک» زدند؟
تکذیب بدون ارائه مستندات (مانند گزارشهای آزمایشگاهی دقیق از رستورانها یا تصاویر بازرسیهای میدانی)، نه تنها اعتماد را برنمیگرداند، بلکه شک مردم را عمیقتر میکند.
پرونده گوشتهای فاسد دفنشده در هرمزگان، با بازداشت پنج متهم و توقیف ۱۹ خودرو، در ظاهر به یک «برخورد قضایی» محدود میشود. اما اگر عمیقتر بنگریم، این پرونده نشاندهنده یک «فشار نظارتی سیستماتیک» در لایههای مدیریتی و فنی استان است.
سلامت مردم، خط قرمزی است که با «بازداشت چند راننده» یا «توقیف چند خودرو» تامین نمیشود. این پرونده، زنگ خطری است برای تمام نهادهای نظارتی استان. اگر «نظارت» فقط یک فرآیند کاغذی باشد و «پاسخگویی» به معنای «فرار از مصاحبه» تفسیر شود، هزینهاش را همه ما، به ویژه قشر آسیبپذیر جامعه، با جان و مال خود خواهیم پرداخت.
«حکیم مهر» در پیگیری این پرونده و شفافسازی حقایق، متوقف نخواهد شد تا زمانی که تمام سوالات ششگانهی مطرح شده، پاسخهای مستند و قانعکننده دریافت کنند.
حکیم مهر اگه راست میگی به جریان توزیع مرغ های منجمد آلوده در .......... و کشور که توسط .......... و دفتر .......... انجام داره میشه ورود کن
|
مدارک بده
طی چند سال گذشته مدیران کل دامپزشکی خصوصا در هرمزگان عملا هیچ کاره هستند و تصمیم گیرنده اصلی حراست ه . این محموله از کشوری با بالاترین استاندارد بهداشتی وارد کشور شده و متاسفانه بدلایلی که ذکر اون سودی نداره به طور کاملا غیر استاندارد رد میشه درحالی کهمحموله همه ضوابط رو داشته . تلاش بیش از حد دامپزشکی برای نامطلوب معرفیکردن بک محموله سالم جای سوال داره . کل ارز تخصیصی نابود شد . پول صاحب کالا بفنا رفت و درنهایت ، بجای تبدیل به پودر گوشت که اندکی از ضرر رو جبران میکرد و در چرخه تولید دام نقش داشت ، با روشی کانلاذغیراصولی معدوم شد و یک هزینه میلیاردی هم پسماند از صاحب کالا گرفت . هرجای دنیا بود مدیرکل رو اعدام میکردند .
عرض ادب و احترام خدمت همکاران محترم
گویا توقع دارید دامپزشکی تو سایت پسماند کشیک 24 ساعته بگذارد جهت جلوگیری از خروج گوشت های الوده دفن شده و وظایف سازمان پسماند را انجام بدهد !
|
اتفاقا این از وظایف ذاتی دامپزشکی ه که تا آخرین لحظه امحا باید حضور داشته باشه .
|
تا آخرین لحظه حضور داشتن. ولی شب اونجا نخوابیدن...
|
ناشناس ۲۰:۳۳ شما که میدونید تا لحظه اخر حضور داشتن پس در جریان چرایی ماجرا هم هستین
|
اگر دفن غیر اصولی باشه و براحتی بشه گوشت مدفون رو درآورد بله باید کشیک میداد دامپزشکی .
اتفاقا در نظارت اکیپ های تشکیل شده جهت محموله گوشت های آلوده از کبابی های سطح شهر بندعباس مواردی کشف ضبط شده است. که قطعا مستندات آن در اختیار مدیر کل ...... هست اگه لاپوشانی نشه.
|
اتفاقا برعکس ایشون از خیلی از امثال شما پرمدعایان محترم تر تشریف دارند!
|
درود به ناشناس مدافع
با سلام و تشکر از گزارشگر محترم حکیم مهر که وظیفه رسانه ای خود را به خوبی انجام دادند و بر خلاف تصور عده ای که حکیم مهر را زرد می دانند و سفارشی نویس ، نشان دادند که خط قرمز رسانه ویژه دامپزشکی بحث حیثیت صنف و سلامت و بهداشت جامعه انسانی و دامی کشور است و بس و هیچ تعارفی در این مورد با احدی ندارد.نکته مهم این بوده که اگر حتی قرار به معدوم سازی با شیوه قدیمی دفن و امحا بوده چرا بسته بندی و لفافه گوشت ها باز نشده و با گازوئیل یا فرمالین یا وایتکس یا کلر یا هر عامل ضدعفونی کننده یا عامل شیمیایی دیگر آغشته نشده تا حداقل از نظر ارگانولپتیکی محموله غیر قابل مصرف شود و بعد به معنی واقعی کلمه ، امحا نشده اند ؟!یعنی محو و ناپدید کردن که ابدا قابل دسترسی و استفاده مجدد نباشند و اصولا آیا عمق دفن همان دستورالعمل اجرایی سازمان بوده یا فقط عملیات خاکبازی بوده به جای حفر گودال عمیق .از سوی دیگر خیلی مهم است که به این نکته توجه شود که چگونه بلافاصله عده ای به سایت مراجعه کرده و اقدام به خروج گوشت ها کرده اند؟!آیا هماهنگی قبلی نبوده ؟!بعید است تصادفی در کار بوده باشه که بدون هماهنگی برای فراهم کردن امکانات لجستیکی و نیروی انسانی توانسته باشند گوشت ها را خارج کرده باشند.
|
از پشت دیوار های پنهان هر حرفی رو میشه زد جناب استاد. ولی اصلا این عرایض شما صحیح نیست.البته اگه راست میگه و تماس گرفته و جواب نگرفته باشه
درود و مهر
|
ما منتظر روشن شدن ماجرا هستیم
فاتحهنظارت بعداشتی سابهاشت خوانده شده. علی الاصول تمامی تصمیمات گرفته شده توسط هر مقامی دردستگاه ها از کانال مدیر ابلاغ میشه. تنها این محموله نبوده که بفنا رفته . در دامپزشکی هرمزگان محموله های زیادی دیدم که علی رغم سلامت ، نامنطبق اعلام شده. ......
|
همین تو درست میگی
بعضی از همکاران از فرهیخته و کاربلد بودن و شریف بودن آقای دکتر فخرآبادی صحبت میکنند ، خواستم تایید کنم که ایشان انسان بسیار شریف و فرهیخته و کاربلدی هستند ، اما این ویژگی ها در جای حساس باید مورد استفاده قرار گیرد...
|
قطعا دکتر فخرآبادی بهترین هستن. ولی خیلبها منصف نیستن. و چیزی نمونده جریان جنگ رمضان هم به گردن ایشون بندازن. البته والله خیر الماکرین
|
پاسخ ناشناس ۲۰:۲۶
|
بزرگوار عزیر؛ خواستم بگم اشتباه گرفتی. من چند ساله همکار و دو ساله زیر دست همون شخص منظور کار میکنم. چون از سلامت و وجدان کاریش اعتماد دارم. از فخرآبادی هم بدلیل اعتماد به این شخص حمایت میکنم.
|
و البته من مسئول برداشت شما از کامنت نیستم. بقول معروف شنونده باید منصف و همچنیت عاقل باشد.
|
خودت بهتر میدونی که اشتباه نگرفتم ، حداقل بیش از یک دهه میشناسمت ، هنوزم پست های خالی که هیچکس حاضر به همکاری با ایشون نیست و به همین دلیل خالی مونده زیاده ، بگو یکی دوتای دیگه رو هم بهت بده تا شاید جبران محبت هات بشه
جناب اقاي دكتر نوري وزير محترم كشاورزي
|
در بحث سلامت و امنیت غذایی تعارف با احدی نباید وجود داشته باشد و در این مورد قطعا و حقیقتا می بایست مدیر کل دامپزشکی استان بعنوان مقصر اصلی پاسخگو باشد چون بقول یکی از کامنت های دوستان مدیر کل دامپزشکی استان بالاترین مقام اجرایی و تصمیم گیرنده در استان هرمزگان می باشد بایستی در این موارد هم پاسخگو باشند نه تلفن را قطع کنند
حکیم مهر مسیر بسیار عالی و جالبی رو شروع کرده
|
این مسیر شروع خوبی دارد اما با سنگ اندازی و سنگلاخ هایی فراوان روبرو می شود
چرا یه مدیرکل که کارقانونی انجام داده باید جوابگوی یه نشریه اینترنتی مثل حکیم مهرباشه؟
|
صددرصد مدیرکل کار غیرقانونی انجام داده . همه مدیران ملزم به پاسخگویی به هرشخص یا دستگاهی هستند مگر اطلاعات طبقه بندی شده . قانون شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات و مطالعه کن دستت میاد . جواب خبرنگار روکه حتما باید بده .
خطاب به دامپزشکی آن اعلام می کنم که موضوع را از طریق شعب اجرای احکام دیوان عدالت اداری پیگیری و ایشان را ملزم به ابطال تصمیم غیر قانونی خواهند کرد
جای تاسف داره برخی همکاران به دلیل دشمنی و غرض شخصی حاضرند تیشه به ریشه دامپزشکی بزنند. در این پرونده دامپزشکی نه صاحب کالا بوده نه صادر کننده حکم معدوم سازی و نه مسئول و متولی معدوم سازی بلکه صرفا یکی از چندین اداره ناظر بر معدوم سازی بوده که مطابق بازدید شخص دادستان محترم از محل ، معدوم سازی و عمق چاله هیچ مشکلی نداشه. پس از عملیات امحا مطابق قانون حفظ آن بر عهده سازمان پسماند هست. جای تعجب داره برخی همکاران صرفا از روی غرض وجدان خود را زیر پا می گذارند. گذشت زمان همه چیز را مشخص می کنه. از بانک که دارای انواع سیستمهای امنیتی و دزدگیر و دوربین و نگهبان و گاوصندوف و دیوارهای بتنی هست دزدی میشه ولی رئیس بانک محاکمه نمیشه در اینجا همکاران برای جرمی که دامپزشکی هیچ نقش و قصوری در آن نداشته حکم صادر می کنند. البته این فرد معلوم الحال که بجز حاشیه درست کردن و فحاشی چیزی بلد نیست توقعی غیر از این نداریم
|
آفرین
|
تیشه به ریشه دامپزشکی رو دروغگوها میزنند . کسانی که محموله را ۵۶ تن و گوساله میگن درحالی که گوسفندی و بیش از ۷۰ تن بوده . تیشه را شمای مواجب بگیر میزنی . تیشه را ....... میزنه که در شرایط کمبود و تحریم ، گوشت سالم رو ناسالم معرفی میکنه و نگه میداره تا فاسد بشه . بازم بگم ؟
مشخصه متن این خبر توسط شخص معلوم الحال استان هرمزگان نوشته شده. به حکیم مهر توصیه می کنم دنباله رو کورکورانه شخصی نشود که بجز درگیری و تهمت زدن و جنجال چیزی بلد نیست
|
کاملا صحیح
|
بعنی سایت وزین حکیم مهر بدون سند نوشته یه نفر بقول شما معلوم الحال رو منعکس میکنه و برای خودش هزینه درست میکنه ؟تازه شم اگر کسی حقایق رو فاش کرد تهمت زن و جنجال برانگیزه ؟ کارتون رو درست انجام بدین تا مجبور به دروغگویی نشید
از سوالات و توضیحاتی که گفته اید کاملا مشخصه که غرض ورزی و کینه چشم شما را کور و گوشتان را کر کرده است. مثلا در سوال 1 صدور مجوز معدوم سازی را از وظایف دامپزشکی مطرح کرده اید در حالی که قاضی حکم معدوم سازی صادر می کند. و در مورد 4 چنان مطرح کرده اید غیبت نظارت در لحظه امحا .. که می خواهید به مخاطب القاء کنید نظارتی وجود نداشتهدر حالی که نماینده همه ارگانهای قانونی در محل حضور داشته اند و معدوم سازی برابر مقررات انجام شده است. و مطابق قانون پس از اتمام کار وظیفه حراست از آن با سازمان مدیریت پسماند است. لطفا طوری دشمنی کنید که بی اطلاعی از قوانین و مقررات برای همه نمایان نشه
|
واقعا همینجوره
|
شما که اینقد محقید خوب جوابیه صادر میکردید و خیلی به پشت گرمی خودتون مطمئن نباشید . فواره چوبالا رود سرنگون شود .
کینه و دشمنی با مدیرکل دامپزشکی استان هرمزگان در این نوشته موج میزنه. حقایق روشن خواهد شد و طبق معمول آقای دکتر فخرآبادی سربلندتر از همیشه به کارش ادامه میده. ....
|
مانند همیشه
|
ما منتظر روشن شدن حقایق هستیم . ولی متاسفم که این آرزو برآورده نمیشه. زدی ضربتهایی ، ضربه ای هم باید نوش کنی
حقایق روشن خواهد شد و امیدوارم کسانی که به راحتی تهمت می زنند و توهین می کنند رویه خود را اصلاح کنند پست و مقامی که به خاطر آن شروع به توطئه و دسیسه کردند هیچ ارزشی نداره
|
برو خبر توضیحات مدیرکل دامپزشکی استان هرمزگان و کامنت های زیر خبر را مطالعه کن تا حقایق رو متوجه شوید
چون مدیران همه سوار قطارند نه کشتی طوفان زده امنیت غذایی که سکاندار آن تخصص مرتبط ندارد.
اما قدرت یک عده فرای امنیت غذایی کشور است.
در تاریخ 1398 در یکی از کمیسیونهای همین اداره کل، بدون ارائه هیچگونه مستند در صورتجلسه، بدون اطلاع اینجانب و بدون طی مراحل قانونی از جمله رسیدگی در هیئت بدوی انتظامی، بهصورت کتبی تصمیم به ممنوعیت فعالیت اینجانب در استان گرفته شد؛ اما از ابلاغ این تصمیم به من خودداری کردند.
وقتی علت را از حراست جویا شدم، بهصورت شفاهی و صریح اعلام کردند که دلیل این تصمیم، «شائبه» تلاش اینجانب برای کشف تخلفات اداری بوده است. همچنین اظهار داشتند که اگر پیگیری قضایی کنم، برایم پروندهسازی خواهند کرد.
با وجود این، پس از پیگیری قانونی و ارائه مستندات به دیوان عدالت اداری، در نهایت رأی بر تقصیر و تخلف مسئولان مربوطه به دلیل صدور این تصمیم غیرقانونی صادر شد.
هدف از بیان این موضوع آن است که نشان دهم طفره رفتن از پاسخگویی و بیان واقعیت، در عملکرد این اداره کل سابقه داشته و به یک رویه تبدیل شده است.
به نظر من، برخلاف تصور برخی که بررسی این موضوع را حاشیهسازی برای ادارهکل دامپزشکی هرمزگان میدانند، رویکرد «حکیم مهر» در این پرونده نهتنها حاشیهسازانه نبوده، بلکه با نگاهی خوشبینانه و همراه با فرصت دادن برای شفافسازی و پاسخگویی انجام شده است.
این پاسکاری مسئولیتها و بهکارگیری اینگونه شیوهها، اتفاقی نیست؛ بلکه به نظر میرسد ریشه در یک رویه پنهان دارد که ادارهکل دامپزشکی هرمزگان در بسیاری از موارد برای پرهیز از پاسخگویی شفاف از آن بهره میگیرد.
همچنین در دو نوبت، از طریق ارسال اظهارنامه قضایی و با پیوست دادنامههای دیوان عدالت اداری که در آنها تخلف ادارهکل دامپزشکی هرمزگان و فقدان مبنای قانونی تصمیم کمیسیون مذکور احراز شده بود،
از مدیرکل فعلی درخواست کردم تصمیم کمیسیون مورخ سال ۱۳۹۸ را ابطال کند. با این حال، ایشان هیچ اقدام مؤثری در این خصوص انجام ندادند و صرفاً طی تماسهای تلفنی و بدون نتیجه عملی، موضوع را به تعویق انداختند.
تا این لحظه نیز، با وجود آرای قطعی دیوان عدالت اداری، هیچگونه اقدام قانونی یا برخورد مؤثری از سوی حراست یا سایر مراجع ذیربط نسبت به عملکرد این ادارهکل صورت نگرفته است.
امروز، هنگام مطالعه این خبر و پاسخهای ارائهشده، ناخودآگاه پرونده مبهم خودم برایم تداعی شد.
چرا در بسیاری از سازمانها پاسخها بهجای شفافیت، مبهم و غیرقابل اتکا شدهاند و چرا «توجیه» جای «توضیح» را گرفته است؟ ریشه این وضعیت در چیست؟
نقش حراست در ادارات،
نظارت، پیشگیری و برخورد مؤثر با تخلفات و رخدادهای مبهم است، یا اینکه در برخی موارد به جای شفافسازی و پیگیری دقیق، صرفاً به مدیریت ظاهری موضوع و توجیهسازی آن بسنده میشود؟