
رأی اخیر شورای رقابت؛ فرصتی برای بازنگری در مبانی حقوقی صدور پروانه مسئول فنی بهداشتی دامپزشکی
دکتر وحید قاسمآبادی
کارشناس بخش دولتی
انتشار رأی اخیر شورای رقابت درباره صدور پروانه مسئول فنی بهداشتی برای یکی از دانشآموختگان دکتری تخصصی بهداشت مواد غذایی، واکنشهای متعددی را در جامعه دامپزشکی برانگیخته است. صرفنظر از موافقت یا مخالفت با نتیجه این پرونده، آنچه اهمیت بیشتری دارد، پرسشهای حقوقی بنیادینی است که این رأی پیش روی نظام دامپزشکی کشور قرار داده است؛ پرسشهایی درباره حدود صلاحیت مراجع اداری، مفهوم صلاحیت حرفهای و میزان شفافیت مقررات حاکم بر صدور پروانههای مسئول فنی بهداشتی.
نخست باید توجه داشت که رأی شورای رقابت، دستکم در وضعیت فعلی، یک قاعده عام و فراگیر محسوب نمیشود. این تصمیم در پاسخ به شکایت یک شخص مشخص صادر شده و مطابق مقررات مربوط، همچنان امکان اعتراض و رسیدگی در مراجع بعدی را دارد. بنابراین، نه میتوان آن را پایان اختلاف دانست و نه آغاز یک رویه قطعی. با این وجود، این پرونده یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ اینکه برخی مقررات موجود ظرفیت برداشتهای متفاوت را دارند و همین ابهام میتواند زمینه اختلاف میان دستگاههای اجرایی را فراهم کند.
مطابق قانون تأسیس سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران، صدور پروانههای اشتغال حرفهای در حوزه دامپزشکی تابع ضوابط و شرایط قانونی مشخصی است و صرف برخورداری از مدرک دانشگاهی، به تنهایی برای احراز صلاحیت حرفهای کفایت نمیکند. همین تفکیک میان «تحصیلات دانشگاهی» و «صلاحیت حرفهای» یکی از ارکان اصلی نظامهای حرفهای در حوزه سلامت به شمار میرود.
از سوی دیگر، آییننامه اجرایی نظارت بهداشتی دامپزشکی نیز شرایط احراز مسئول فنی بهداشتی را مشخص کرده است. هرچند در برخی عبارات این آییننامه، از اصطلاح «دکترای عمومی یا تخصصی دامپزشکی» استفاده شده است، اما همین عبارت میتواند محل دو برداشت متفاوت باشد؛ آیا مقصود هر دارنده مدرک دکتری تخصصی در رشتههای مرتبط است یا صرفاً افرادی که پس از اخذ دکترای حرفهای دامپزشکی، دوره تخصصی دامپزشکی را طی کردهاند؟ به نظر میرسد ریشه اصلی اختلاف نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز شده است.
در متن منتشرشده از رأی شورای رقابت، استدلال اصلی بر این مبنا استوار شده که وقتی در شرایط درج شده در درگاه ملی مجوزها، داشتن «حداقل دکترای عمومی دامپزشکی» ذکر شده است، دارنده دکتری تخصصی بهداشت مواد غذایی نیز به طریق اولی واجد شرایط خواهد بود. این استدلال، هرچند از منظر ظاهری قابل فهم است، اما تنها در صورتی میتواند کامل تلقی شود که میان «مدرک تحصیلی» و «صلاحیت حرفهای» تفاوتی وجود نداشته باشد؛ در حالی که فلسفه قوانین حرفهای در حوزه سلامت دقیقاً بر تفکیک این دو مفهوم استوار است.
در اغلب نظامهای حرفهای، مدرک تحصیلی شرط لازم محسوب میشود، اما شرط کافی نیست. برای نمونه، داشتن مدرک دکتری تخصصی در بسیاری از رشتههای علوم پزشکی، به خودی خود مجوز انجام اعمال حرفهای پزشکی را ایجاد نمیکند. در دامپزشکی نیز مسئولیتهایی مانند مسئول فنی بهداشتی، علاوه بر دانش تخصصی، مستلزم برخورداری از صلاحیت حرفهای تعریفشده در قوانین و مقررات اختصاصی این حوزه است.
از همین منظر، به نظر میرسد دفاع حقوقی سازمان دامپزشکی نیز میتوانست با تمرکز بیشتری بر همین مفهوم استوار شود. اگر استدلال اصلی صرفاً بر این مبنا باشد که «نام رشته مورد نظر در مقررات ذکر نشده است»، طبیعی است که چنین دفاعی در برابر استدلال مبتنی بر تبعیض یا محدودیت دسترسی به مجوز، قدرت اقناعی کمتری خواهد داشت. در حالی که اگر مبنای دفاع، تفاوت میان صلاحیت حرفهای و صلاحیت علمی و جایگاه مسئول فنی در نظام سلامت عمومی باشد، موضوع وارد سطح متفاوتی از تحلیل حقوقی خواهد شد.
البته این پرونده صرفاً از زاویه عملکرد شورای رقابت قابل بررسی نیست. بخشی از مسئولیت نیز متوجه ساختار مقرراتگذاری در حوزه دامپزشکی است. مطابق مکاتبات منتشر شده در همین پرونده، موضوع تعیین و اعلام شفاف رشتههای مجاز برای صدور برخی مجوزها، طی سالهای گذشته به طور کامل نهایی نشده است. هرگاه مقررات با ابهام همراه باشند، مراجع مختلف ناگزیر از تفسیر خواهند شد و طبیعی است که این تفاسیر همیشه یکسان نباشد. به همین دلیل، شاید مهمترین پیام این پرونده نه تأیید یا رد یک شخص، بلکه ضرورت بازنگری در مقررات باشد.
به نظر میرسد امروز بیش از هر زمان دیگری، نظام دامپزشکی کشور به بازتعریف دقیق برخی مفاهیم حقوقی نیاز دارد؛ مفاهیمی مانند «دامپزشک»، «دامپزشک متخصص»، «رشته تخصصی دامپزشکی»، «صلاحیت حرفهای» و حدود اختیارات هر یک از دارندگان مدارک دانشگاهی. هرچه این مفاهیم شفافتر باشند، احتمال شکلگیری اختلافات مشابه نیز کاهش خواهد یافت.
از سوی دیگر، تعامل فعالتر میان سازمان دامپزشکی، سازمان نظام دامپزشکی، هیئت مقرراتزدایی و سایر مراجع مرتبط میتواند از تبدیل اختلافات کارشناسی به پروندههای حقوقی جلوگیری کند. تجربه نشان داده است که اصلاح مقررات، بسیار کمهزینهتر و مؤثرتر از حل اختلاف در مراجع قضایی یا شبهقضایی است.
در کنار این موارد، بازنگری در آییننامه اجرایی نظارت بهداشتی و دستورالعملهای اجرایی مرتبط نیز ضروری به نظر میرسد؛ به گونهای که شرایط احراز مسئولین فنی بهداشتی با ادبیاتی روشن، بدون ابهام و با قابلیت تفسیر واحد تنظیم شود. شفافیت مقررات، علاوه بر حفظ حقوق متقاضیان، قدرت دفاع حقوقی سازمان دامپزشکی را نیز در مواجهه با پروندههای مشابه افزایش خواهد داد.
در نهایت، فارغ از نتیجه نهایی این پرونده، آنچه اهمیت دارد حفظ انسجام نظام نظارت بهداشتی کشور است. مسئول فنی بهداشتی صرفاً یک عنوان شغلی نیست؛ بلکه یکی از ارکان تضمین سلامت فرآوردههای با منشأ دامی و صیانت از سلامت عمومی جامعه محسوب میشود. از این رو، هرگونه توسعه یا محدودسازی شرایط احراز این مسئولیت باید بر پایه قوانین شفاف، مستند و مبتنی بر فلسفه حقوقی نظام سلامت صورت گیرد.
شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد این پرونده آن است که بار دیگر ضرورت بازنگری در برخی مقررات دامپزشکی را یادآوری کرد. اگر این فرصت به اصلاح قوانین، رفع ابهامها و تقویت مبانی حقوقی نظام دامپزشکی منجر شود، حتی اختلافهای امروز نیز میتوانند زمینهساز استحکام بیشتر نظام حرفهای دامپزشکی در آینده باشند.
گذشت ان زمان 50سال پیش یه دکتری عمومی .... بود و یه تکنسین دامپزشکی
|
الان به خودت میگی متخصص که برای هر مقطع کنکور دادی؟😂
|
حالا اگر احیانا این عزیزان کنکور داده باشند. جدیدا که دانشگاه ازاد از اول لیست شروع میکند به تماس گرفتن تا کسانی که پول تحصیل دارند را جذب نماید یا با فراخوان ثبت نام بدون آزمون. امتحانات هم که همه مجازی، اصلا خودشان امتحان نمیدهند.
|
بنظرم نظام دامپزشکی آمار تعداد دامپزشکان متخصصش را منتشر نماید تا بعضی ها خیال خام نکنند.
|
دانشگاه آزاد اطلاعیه داده که داشتن گوشی همراه سر جلسه و استفاده از هوش مصنوعی آزاد هست.
|
همین دانشگاه آزادی که شما میگید برای خود شما هم همینه خودتون جدا ندونید
|
جناب ناشناس اتفاقا همکلاسی دامپزشک زیاد داشتیم همه در حد استاد تمام دانشگاه تهران بودند
|
دامپزشک ۲۲.۲۹ در حد استاد تمام دانشگاه تهرانتم دیدیم
بیانیه منتشرشده، اگرچه با ادبیاتی حقوقی تنظیم شده است، اما در عمل بیش از آنکه بر نص قانون استوار باشد، بر برداشتها و تفسیرهای شخصی تکیه دارد.
|
میر معینی انشاالله سواد که دارید لطفا آيين نامه اجرايي بند (ث) ماده (7) قانون احكام دائمي برنامه هاي توسعه كشور در حوزه سلامت را بخوانید تا مدام تکرار نکنید که ماده قانونی وجود ندارد.
|
دکتر ناشناس محترم
|
۲۰.۲۳ تو این قانون حداقل مدرک رو گفته کلا عادت دارید قانون رو به نفع خودتون تفسیر کنید یا هم از قانون سر در نمیاری
|
سلسله مراتب ارجحیت و اعتبار برای اجرای یک دستور
|
سرکار خانم دکتر میرمعینی
|
درود بیپایان خانم میر معینی
|
قانون جامع دامپروری ؟؟؟!!!!
|
ناشناس ۲۱:۴۰
|
ناشناس ۰۱.۰۰ فقط موقع ملغی کردن حواست باشه خودتم ملغی نشی
دوستان قبول کنید که با شاید هفته ای یکروز، نمیشود متخصص شد. دقیقا به همین خاطر است که دکتری عمومی دامپزشکی معادل ۷,۸-۱۰ تا کارشناسی ارشد ارزش دارد.
|
دکترای عمومیت که طبق قانون معادل کارشناسی ارشد هست حالا ۱۰ تا کارشناسی ارشد پیشکش
|
بالاخره شما به قانون پایبندی یا نه؟
........... دامپزشکان عمومی ...... چشم دیدن متخصصان رو ندارن ایین نامه و قانونی هم که نوشته شده هم همین عمومیا نوشتن به نفع خودشون ایه قران که نیست و قابل تغییر هست با پیگیری نمیدونم چرا اینا همه چیز رو حق خودشون میدونن
|
بنده دامپزشک متخصص بهداشت مواد غذایی هستم.میدانم این متخصصین بدون پایه دکتری عمومی عقده دکتر نامیده شدن و دامپزشک شدن داشته اند ، در کنکور خوب درس نخوندن لیسانس کشاورزی یا شیلات از یک دانشگاه آزاد گرفتند حالا پله پله اومدن تا دکتر دامپزشک نامیده بشوند شاید مدرک در سفره عقد بدرد بخوره اما در کار بدرد نمیخوره چون علم و دانش بیماریها و بهداشت عمومی را ندارند
|
جناب ناشناس ۲۱:۴۹
|
دامپزشک متخصص عقده دکتر شدن و دکتر نامیده شدن رو که شما ۱۰۰ برابرشو نسبت به بقیه دارین چون مدرکتون معادل کارشناسی ارشد هست
|
همین متخصصین بهداشت مواد غذایی با پایه ارشد بهداشت مواد غذایی همکلاسی همین دامپزشکها بودند و نمراتی آموزشی و فعالیتهای تحقیقی بالاتر از دامپزشکها داشتند
|
دقیقا با ۶:۵۲ موافقم
واقعا حماقته که چندین بار درمقاطع مختلف کنکور بدی و بعد با هزار زور وبدبختی بخوای مسئول فنی بشی.بجای این همه زحمت آدم یه فن وحرفه ای یادبگیره بهترنیست؟
لطفا دامپزشکان عمومی به بچه های تخصص حسادت نکنند
|
دوست عزیز با خوندن ی phd توهم دامپزشک شدن داری
. پزشک عمومی باید باشی که بتوانید تخصص چشم و پوست و مغز واعصاب و .... امتحان بدین. برای تخصص دامپزشکی که حتما نباید دامپزشکی بود اگر مهم بود قطعا نمی شد غیر دامپزشکی عمومی اجازه ورود بهدوره تخصص داشته باشد. مثلا بهداشت مواد غذایی جدا از درمان و جراحی حیوانات است
درود بر خانم دکتر میرمعینی عزیز
|
حق در جامعه ای که به حقوحقوق پایبندن گرفتنیه و در دامپزشکی متاسفانه اینطور نیست
با سلام
سلام
|
آیا در آزمایشگاه ها و بیمارستان های پزشکی هیچ دکترای پرستاری یا دکترای میکروبیولوژی کار نمیکند؟
|
بسیاری از اعضای کاردان عضو نظام در حال خدمت به عنوان واکسیناتور در کلینیکها و مایه کوبی های بخش خصوصی هستند.
بخدا اگر سایر رده ها مسئول فنی شوند
|
کاملا موافقم چون براساس نظریه امام سجاد (ع)
سلام طبق رای دیوان عدالت اداری قرار بود شوراهای استانی نظام دامپزشکی منحل و غیرقانونی قلمداد گردد که نشد !
من از این مملکت میرم
|
وای نرو نخبه
حالا وایسین ببینین چطور کم توجهی به دامپزشک و دامپزشکی ضررهای مالی جبران ناپذیری رو به بدنه کشور وارد کنه
انقدر واسه یه جایگاه شغلی مسئول فنی از خجالت هم درنیاید
با عرض سلام و احترام
|
اجازه کار دارید منتها نه به عنوان مسئول فنی بلکه زیر نظر دامپزشک
|
شما از بچه های تخصص نیستی دوست عزیز،
کسی که آگاهانه رشتهای را انتخاب کرده که از ابتدا چنین مجوزی برای آن تعریف نشده، نمیتواند بعداً با شکایت، حدود حرفهای یک رشته دیگر را تغییر دهد. دانشجوی دامپزشکی عمومی با تحمل یکی از طولانیترین و سنگینترین دورههای آموزشی، به امید فرصتهای شغلی تعریفشده برای همین حرفه درس میخواند. اگر قرار باشد هر بار با یک رأی، مشاغل اختصاصی دامپزشکان میان رشتههای دیگر توزیع شود، دیگر امنیت شغلی، عدالت آموزشی و حتی فلسفه وجودی دامپزشکی عمومی چه معنایی خواهد داشت؟ اگر این منطق درست است، آیا همین مداخله را درباره مشاغل اختصاصی پزشکی، دندانپزشکی یا داروسازی هم میپذیرند؟
«دکتری تخصصی دامپزشکی» باید صریحاً به **دکتری تخصصی (PhD) ویژه دامپزشکان دارای دکتری عمومی (DVM/DVSc) یا دستیاری (رزیدنتی)** اطلاق شود؛ در غیر این صورت، این رأی به رویهای خطرناک تبدیل خواهد شد و راه را برای مطالبه سایر دارندگان PhDهای دامپزشکیِ فاقد دکتری عمومی باز میکند؛ اتفاقی که در نهایت به نابودی هویت دامپزشکی، تضییع حقوق دامپزشکان و آسیب به سلامت عمومی منجر خواهد شد.
باسلام خدمت همکاران، دوستان دارای دکتری عمومی دامپزشکی شما پاسخ بدید مگردرهمه حوزه ها قراراست کار دارو ودرمان صورت بگیرد(که این امرهم صرف گرفتن مدرک خالی امکان پذیرنیست، چندین سال نیازبه کاروتجربه دارد) مگر درکارخانه خوراک دام وطیوروآبزیان، مراکزعمل آوری آبزیان یا تولیدپودرماهی چه کارکلینیکی و درمانگاهی قرار هست انجام بشه که دکتری تخصصی بهداشت صلاحیت مسئول فنی این مراکز رو نداشته باشه. وقتی دکتر دامپزشک ما، تو عمرش میگو ازنزدیک ندیده ودرمراکز تکثیرمیگو، درجایگاه مسئول فنی بچه قورباغه را از پست لارو میگو تشخیص نداده با کدوم علم و تجربه میخواد ازنظربهداشتی ایفای نقش بکنه....
|
چقدر ادبیات بدی؟
ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم
سلام همکاران و دوستان گرامی
|
آقای دکتر اولا ما نگران موقعیت شغلی مان نیستیم. ما شغل خودمان را داریم.
|
«اگر این عزیزان اجازه کار نداشته باشند که طبق قانون باید داشته باشند و نظام و سازمان دامپزشکی برای این عزیزان سنگ اندازی کنه به مرور با زیاد شدن این عزیزان و تقاضای زیاد در این حوزه احتمالش هست که در آینده حتی مسئول فنی شدن را مشروط به داشتن تخصص حتی برای بچه های عمومی کنند و این یک فاجعه میشه.»
|
دوست عزیز
|
تو عضو خانواده ما نیستی. مطمئن باش
|
فارغ التحصیل علوم آزمایشگاهی یا بهداشت و بازرسی گوشت؟
|
چشم حتما کشش نمیدیم بیشتر از اینا برای خودتان بد نشود
.....................