کد خبر: ۸۵۹۶۴
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
اختصاصی حکیم مهر:

«بیطارباشی» از راه رسید!

از این هفته، «بیطارباشی» زبان باز می‌کند؛ شخصیتی که نه اهل تعارف است، نه اهل حاشیه. با نگاهی طنزآمیز، اما ریشه‌دار، قرار است سراغ دردها و دغدغه‌های دامپزشکی ایران برود.

رزرر

حکیم مهر- بیطارباشی: از این هفته، «بیطارباشی» زبان باز می‌کند؛ شخصیتی که نه اهل تعارف است، نه اهل حاشیه. با نگاهی طنزآمیز، اما ریشه‌دار، قرار است سراغ دردها و دغدغه‌های دامپزشکی ایران برود.

بیطارباشی نه قاضی است، نه سیاستمدار؛ فقط یک دامپزشک کهنه‌کار است که سال‌ها نسخه نوشته، درد دیده و حالا تصمیم گرفته به جای دارو، کمی طنز تجویز کند.

در هر قسمت، یکی از چالش‌های دامپزشکی ایران روی میز بیطارباشی قرار می‌گیرد؛ از تعرفه‌ها و معیشت دامپزشکان گرفته تا مشکلات آموزش، مسئولین فنی، نسخه‌نویسی، بروکراسی، کمبود امکانات، نگاه جامعه به دامپزشکی و هر آنچه سال‌هاست حرفش زده می‌شود اما کمتر شنیده می‌شود.

اگر جایی خندیدید، بدانید پشت آن خنده، دردی واقعی پنهان است؛ و اگر جایی تلخ بود، بدانید هدف، نقد یک مشکل است نه تخریب یک شخص.

بیطارباشی آمده تا با زبان طنز، حرف‌های جدی بزند؛ شاید خنده، آغاز تغییر باشد.

 

انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
2
چقدر شبیه یکی از مسولانه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۲:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
دقیقا شبیه ...........
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۵:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
🎭 **بیطارباشی مبارک!**

بالاخره شخصیتی متولد شد که قرار است بدون تعارف، دردهای دامپزشکی را با زبان طنز بگوید.

ما هم مثل خیلی‌ها بی‌صبرانه منتظریم...

منتظریم ببینیم قسمت اول از کجا شروع می‌شود؟

🔸 از تعرفه‌هایی که بیش از صد روز از سال گذشته و هنوز انگار در قرنطینه هستند؟

🔸 از سازمانی که هر مدیری با کوچک‌ترین دلخوری، به جای حل مشکل، یک «سامانه» جدید افتتاح می‌کند؟! تا جایی که اگر گاو هم بخواهد عطسه کند، باید اول در سه سامانه ثبت شود و بعد اجازه عطسه بگیرد!

🔸 از نظام دامپزشکی که قبل از اعلام تعرفه خدمات، افزایش حق عضویت را با سرعت نور ابلاغ می‌کند؛ انگار تعرفه برای دامپزشک اختیاری است، اما حق عضویت واجب شرعی!

🔸 از مدیرانی که آن‌قدر به صندلی خدمت علاقه‌مندند که اگر روزی بخواهند از آن جدا شوند، احتمالاً باید با جرثقیل و تأیید کمیسیون فنی انجام شود؟

🔸 از مأموریت‌های دلاری بازرسی گوشت که همیشه بودجه‌شان جور می‌شود، اما وقتی نوبت به معیشت دامپزشک می‌رسد، ناگهان همه یاد صرفه‌جویی می‌افتند؟

و البته از همه جالب‌تر...

خالق «بیطارباشی» سال‌هاست هر کامنتی که بوی نقد بدهد، با سرعتی مثال‌زدنی راهی سطل زباله می‌کند؛ حالا خودش پرچم‌دار آزادی بیان و نقد شده است!

واقعاً این قسمت را بیشتر از همه دوست داریم.

اگر قرار است بیطارباشی حرف بزند، امیدواریم اول جلوی آینه بایستد؛ چون بعضی از دردهای دامپزشکی، سال‌هاست از همان جایی شروع شده که امروز قرار است درباره‌شان طنز ساخته شود.

به هر حال...
ما منتظریم.

فقط امیدواریم این بار **منتقدها سانسور نشوند و خودِ طنز، قربانی طنز نشود!**
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
11
جالبه حکیم مهر که تا الان همه نظرات نقادانه رو زیر خبراش غیر قابل انتشار میدونسته حالا خودش میخواد نقد کنه.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
4
نسخه ای هم برای گوشت های آلوده هرمزگان تجویز کند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
3
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است.
حسن امتحانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
4
تقدیم به بیطار باشی

تقدیم به میز دوست، پست طلب

میز من را بدهید
میز من را بخدا پس بدهید
میز من  پر شده  از میخ ریاست
شیشه اش حرص و طمع
چوب آن از تنه ی پیچ و خم  پوچی دنیا طلبی است
دست بر آن نزنی
می گیرد
زرق و برقش نه نه
برق شهری که بر آن وصل شده دستت را

پست من را بدهید
پس بدهید

پست من دین بزرگی است که بر گردنتان می ماند
پست من ارثیه ی من بوده است
که ز اجداد ریاست طلبم حاصل شد
جد من گفته که روزی برسد پست به من
پس چرا می گیرید
ارث من را از من

من به تودیع خودم مشکوکم
راستی صندلی ام
طاقت دوری آنجای مرا کی دارد
او به نرمای تنم خو کرده است
گوییا دوخته اند
تحت مرا بر تختش

ننشینی بر آن
می سوزی
نه ز گرمای تنم
بلکه از آتش خشمم که شده شکل پونز


پست من حاصل بوسیدن دست و پا  نیست
پاچه خواری، بله قربان گویی
زد و بند
نردبان من نیست

رشوه باید بدهی
و بمالی دائم
شانه ها را کج فهم
این و آن  را بخری
تا تو را بر سر پستی بگذارند شریف
پیش چشمان حریف
این دروغ است دروغ
پست من ارث من است

میز من را به خدا پس بدهید
من بدون میزم
می میرم
خون من می گیرد
پاچه تان را یک روز
و  به  نفرین آمون باز گرفتار شوید

طناز
میرزا حسن پرحرف خراسانی متخلص به حسن امتحانی

از مجله گل آقای نیمایی
پاسخ ها
هرمزگان بیدار
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۶:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
الان کسی از مدیران کل هست یا نی شناسند که روز اول با چسب یک دو سه خودش رو به صندلیش نچسبونده باشه
بیطارباشی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
5
صبح رفتم گاوداری، گاو تا منو دید خودش اومد جلو؛ انگار می‌گفت: دکتر، قبل از معاینه یه چیزی بپرسم... تعرفه امسال بالاخره درمان شد یا هنوز ICUـه؟
گفتم: نه عزیزم، هنوز همون نسخه پارساله رو دارن براش تمدید می‌کنن!
گاو یه آهی کشید و گفت: پس من سالمم... این شما دامپزشکا هستید که نیاز به درمان دارید!
همون موقع گوسفند از ته آغل داد زد: دکتر! اگه قراره همه‌چی گرون بشه، لطفاً واکسن ناامیدی هم بزن، مجانی باشه!
مرغ هم از اون طرف گفت: من کاری به آنفلوانزا ندارم، فقط بگید حقوق مسئول فنی بالاخره پرواز کرد یا هنوز بال‌هاش قیچی شده؟
آخرش نشستم روی یه گونی خوراک دام، دیدم امروز فقط یک موجود واقعاً بیمار پیدا نکردم...
همه سالم بودند...
جز جیب دامپزشک!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
0
3
حکیم مهر اول از خودت شروع کن.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
0
1
اگر مطالب - مشکلات - خیانت ها در حوزه سلامت جامعه ، پوست کنده و شفاف گفته شود می توان امیدوار شد .
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه