حکیم مهر - دکتر پریسا قلوبی- دامپزشک و فعال حوزه دانشجویی
چالش اول؛
فاصلهی بسیار زیاد آموزش تئوری و عملی در این رشته و همچنین وجود تنها دو واحد کارآموزی در چارت اعلام شده در طول شش سال تحصیل دانشجویان رشتهی دامپزشکی مقطع دکتری حرفهای، همچنین سختگیریهای مربوط به کسب رسمی نامهی معرفی توسط مسئولین در زمان نظارت و بازرسی کلینیکها، این امکان را از دانشجویان و حتی کلینیکهایی که تمایل به همکاری گرفتهاند، سلب نموده است.
کلینیکها و کار عملی بسیاری از واحدهای دانشکدههای دامپزشکی دچار اختلالات زیادی است؛ تعداد بالای دانشجویان، محدود بودن امکانات و یا حتی نبود تعداد کافی مراجعین و یا تنوع کافی در کیسهای بالینی. تعداد کم دام کوچک در شهرستانها امکان آموزش موارد مربوط به دام کوچک در فضای دانشگاهی را کاهش داده و از بازخورد آموزشی به شدت می کاهد. دانشجوی علاقمند به دام کوچک یا اگزوتیک و حتی طیور، قطعا نیازمند حضور در فضایی فراتر از مراکز درمانی دانشگاهها خواهد بود. عدم توانایی کسب اجازهی رسمی از طرف دانشگاه و سازمان دامپزشکی در صورت نداشتن واحد درسی کارآموزی در ترم جاری، مسیر را سختتر خواهد کرد.
چالش دوم
عدم در نظر گرفتن دریافتی و حقوق مناسب جهت رعایت حق کارآموزان و کارورزان دامپزشکی در طی گذران واحدهای عملی و شیفت.
این نکته را وظیفهی مرکز خصوصی نمیدانیم و نیازمند همکاری مسئولین بالادست هستیم. همچنین توقع میرود با در نظر گرفتن بودجهای برای مراکز دانشگاهی و کلینیکهای درمانی این امکان را برای دانشجویان فراهم کنند که حداقل توانایی پرداخت هزینههای شخصی (رفت و آمد، اسکان دانشجویان غیر بومی، تهیهی لباس مناسب کار…) خود را داشته باشند.
چالش سوم
انتخاب مکان و فضای مناسب که دلسوزانه تعلیمات لازم را منتقل کنند.
طبیعتا کسب اجازه جهت همکاری با همچین فضایی متاسفانه خود مشمول طی کردن مراحل زیاد و خستهکننده است. بسیاری از مراکز به هیچ عنوان پذیرای دانشجو نبوده و برخی مراکز نوبتهای تخیلی برای فصلهای آینده را اعلام میکنند. اندک مراکزی که در این زمینه همکاری میکنند، متاسفانه برخورد در شان و مناسبی با دانشجو نداشته و فرد مجبور به گذران این دوره همراه با انجام اعمالی ورای وظایف تعیینشده بدون بازخورد مناسب خواهد بود.
از جمله شروط غیرمنطقی در جهت پذیرش:
- پرداخت هزینههای هنگفت در شرایطی که بهخوبی واقفیم افراد چگونه با فشار اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند؛ مخصوصا دانشجویان واحدهای آزاد که شهریههای بسیار زیادی را پرداخت مینمایند.
- شرط عدم همکاری در مراکز دیگر
- لزوم نزدیک بودن محل زندگی و…
چالش چهارم
همکارانی که این فضا را در اختیار دانشجو قرار میدهند، گاها با خساست و قطرهچکانی آموزش را پیش میگیرند و شروطی غیرمنطقی پیش پای دانشجو قرار میدهند. متاسفانه آموزش مراکز دانشگاهی در زمینهی عملی بسیار ناقص و نیازمند ترمیم میباشد و شاید همین دورهی کارآموزی تنها امید دانشجوی جویای تجربه است. در ادامه طی مصاحبه با برخی دانشجویان کارآموز، نکاتی را بررسی خواهیم کرد.
در مصاحبه با (فرانک) دانشجوی دامپزشکی دانشگاه تهران متوجه شدیم که در طی گذران دورهی کارآموزی، وی ملزم به انجام امورات نظافتی کلینیک و موارد مربوط به نیروهای خدماتی بوده است.
هر دامپزشکی در هر مقام و تخصصی باید نسبت به بهداشت محیط کار خود مسئول و سختگیر باشد، اما آیا انتقال وظایف ریز و درشت و بیربط نظافتی بار علمی دانشجوی جویای تجربه را هم بالا میبرد؟
(علی) دانشجوی کارآموز از واحد علوم و تحقیقات ذکر کرده است که:
- سپردن لیست خرید و انجام امورات شخصی مربوط به مدیریت کلینیک نیز به وی واگذار شده است.
آیا این مساله بصورت ثابت و در نقش وظیفه سپردن امورات شخصی به کاراموز قابل قبول است؟
(صبا) دانشجوی کارآموز واحد گرمسار میگوید:
- عدم آموزش مکفی و قرار دادن کارآموز صرفا در جایگاه تماشاگر بدون کوچکترین اقدام عملی وی را از ادامهی مسیر دلسرد کرده است.
قطعا که همکاران با انصاف و عالم در این صنف کم نیستند و شاهد آموزشهای گسترده و در شان توسط این اساتید هستیم؛ این سوال را از سایر همکاران میپرسیم که آیا پاسخدهی به سوالات کارآموز بار علمی شما را کاهش میدهد؟ از مقام و منزلت شما کم میکند؟