کد خبر: ۸۶۱۱۸
تعداد نظرات: ۲ نظر

رنجی که دیده نمی‌شود؛ روایت یک دانشجوی دکتری از کار با حیوانات آزمایشگاهی

حکیم مهر: مجله نیچر در گزارشی با روایت تجربه یک دانشجوی دکتری، به اضطراب، احساس تنهایی و فرسودگی روانی پژوهشگرانی پرداخته که ناچارند در جریان تحقیقات، حیوانات آزمایشگاهی را معدوم کنند.

به گزارش حکیم مهر به نقل از ایسنا، پژوهش روی حیوانات آزمایشگاهی همواره یکی از بحث‌برانگیزترین حوزه‌های علم است. در این بحث‌ها معمولاً به ضرورت‌ علمی این پژوهش‌ها یا ملاحظات اخلاقی مربوط به استفاده از حیوانات پرداخته می‌شود، ولی در مورد اثرات روانی این نوع پژوهش‌ها بر افرادی که هر روز با حیوانات کار می‌کنند، کم‌تر صحبت می‌شود.

مجله نیچر اخیراً در یکی از گزارش‌های خود، تجربه یک دانشجوی دکتری را روایت کرده که می‌گوید معدوم‌سازی موش‌های آزمایشگاهی با روش «دررفتگی مهره‌های گردن» (cervical dislocation)، یعنی شکستن سریع گردن حیوان به گونه‌ای که تا حد امکان بدون درد باشد؛ به بخشی از کار روزانه او تبدیل شده، اما این تجربه به مرور اضطراب، کاهش اشتها و احساسات متناقضی را در او ایجاد کرده است.

پژوهش این دانشجو مستلزم معدوم‌سازی موش‌های سالم است. این دانشجو در نامه‌ای به نیچر نوشته از همان آغاز ورود به دوره دکتری می‌دانسته کار با حیوانات بخشی از مسیر حرفه‌ای او خواهد بود. او تأکید کرده که به حوزه تخصصی خود علاقه‌مند است و همواره تلاش کرده بهترین شرایط ممکن را برای حیوانات فراهم کند. همچنین این باور که نتایج پژوهش‌ها در نهایت می‌تواند به درمان بیماران کمک کند، یکی از دلایلی است که ادامه کار را برایش ممکن کرده است.

با این حال، او می‌گوید هر بار که می‌داند قرار است تعداد زیادی موش را معدوم کند، دچار اضطراب می‌شود. در روزهای عادی شاید دو یا سه موش را از بین ببرد، اما زمانی که مطالعه بر روی یک رده ژنتیکی از موش‌ها تمام می‌شود و دیگر نیازی به آن‌ها نیست، این تعداد به ۵۰ موش یا بیشتر می‌رسد. او نوشته که بوی خون و مواجهه مداوم با آن باعث شده اشتهایش را از دست بدهد و حتی وزنش کاهش پیدا کند. به گفته او، تکرار این تجربه‌ها نگاهش به حیوانات را نیز تغییر داده و حتی باعث شده رابطه‌اش با سگ خانگی‌اش را دوباره مرور کند.

این دانشجو در نامه خود نوشته است که احساس تنهایی این فشار روانی را شدیدتر کرده است. او می‌گوید جرأت ندارد درباره احساساتش با دیگر پژوهشگران صحبت کند، چون نگران است او را بیش از حد احساساتی بدانند یا مورد تمسخر قرار دهند. او نمونه‌ای را نیز نقل کرده؛ دانشجویی که هنگام کالبدشکافی گربه کرده بود و بعدتر شنیده بود برخی پژوهشگران ارشد در جمع‌های خصوصی این واکنش را «مضحک» توصیف کرده‌ بودند. به گفته او، در دانشگاه محل تحصیلش نیز دسترسی آسانی به خدمات سلامت روان وجود ندارد و اگر چنین امکانی فراهم بود، احتمالاً از آن استفاده می‌کرد.

نیچر برای بررسی این دغدغه با سه پژوهشگر گفت‌وگو کرده است. آنان در نخستین واکنش تأکید می‌کنند که چنین احساساتی غیرعادی نیست. در این گزارش همچنین به مطالعه‌ای در اسپانیا در سال ۲۰۲۱ اشاره شده که نشان می‌دهد دانشجویان دکتری در میان گروه‌های مختلفی که با حیوانات آزمایشگاهی کار می‌کنند، پایین‌ترین امتیاز را از نظر کیفیت زندگی حرفه‌ای داشته‌اند.

یک پژوهشگر پسادکتری مرکز پزشکی دانشگاه ماینتس آلمان، در مورد این موضوع گفته است: بسیاری از پژوهشگران، به‌ویژه در آغاز مسیر حرفه‌ای خود، تجربه‌ای مشابه دارند و احساسات این دانشجو کاملاً معتبر است. او معتقد است مسئله فقط فردی نیست، بلکه به فرهنگ برخی محیط‌های پژوهشی هم مربوط می‌شود. یک زیست‌شناس شورای ملی پژوهش‌های علمی و فنی آرژانتین نیز عنوان کرده که در بسیاری از محیط‌ها هنوز فرهنگی وجود دارد که ابراز آسیب‌پذیری به‌ویژه در ارتباط با آزمایش روی حیوانات را تشویق نمی‌کند؛ فرهنگی که می‌تواند پژوهشگران را منزوی کند.

این پژوهشگر پسادکتری مرکز پزشکی دانشگاه ماینتس آلمان تأکید می‌کند : تمسخر دانشجویی که احساساتش را نشان می‌دهد، نشانه ضعف او نیست، بلکه از مشکل در فرهنگ پژوهش خبر می‌دهد. او ارتباط مناسب میان اعضای گروه را یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش فشار روانی می‌داند و می‌گوید اگر صحبت با استاد راهنما دشوار باشد، می‌توان از دانشجویان دیگر یا پژوهشگران باتجربه کمک گرفت. به باور او، آموزش درست درباره کار با حیوانات نیز می‌تواند استرس را کاهش دهد و اعتمادبه‌نفس را بالا ببرد.

یک روان‌شناس بالینی نیز در این گزارش از پدیده «فرسودگی ناشی از همدلی» سخن می‌گوید؛ وضعیتی که در اثر مواجهه مداوم با رنج و مرگ انسان‌ها یا حیوانات ایجاد می‌شود و می‌تواند با خستگی، عصبانیت، سردرد و تغییرات جسمی و روانی همراه باشد. او توصیه می‌کند پژوهشگران باید وضعیت خود را مرتب ارزیابی کنند و به مراقبت از خود از جمله خواب کافی، تغذیه مناسب، ورزش، حفظ ارتباط با دیگران و استفاده از خدمات در صورت نیاز سلامت روان اهمیت بدهند.

کارشناسان در پایان تأکید کرده‌اند عادت کردن به این فرایندها لزوماً به معنای از دست رفتن همدلی نیست. از نگاه آنان، آنچه این دانشجو تجربه می‌کند، بیش از آنکه نشانه نامناسب بودن او برای پژوهش باشد، نتیجه کمبود حمایت در محیط‌های علمی است؛ این حمایت هم برای سلامت روان پژوهشگران ضروری است و هم می‌تواند به رعایت بهتر اصول اخلاقی و ارتقای کیفیت پژوهش کمک کند.

 

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
اناری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۲
0
3
حقوق و رفاه حیوانات آزمایشگاهی یکی از پیچیده ترین و در عین حال پربحث ترین و قانون مند ترین فرایند های پژوهشی در دنیا است بنده به عنوان فردی که سالها در این زمینه کار کرده ام با رنج روانی ناشی از اتانازی هر روزه حیوانات آشنا هستم و این رنج گاهی باعث از دست دادن اشتیاق کار میشود .
قوانین کشور های پیشرفته در مورد حیوانات آزمایشگاهی بسیار سختگیرانه و بر اساس حقوق و رفاه حیوانات آزمایشگاهی پایه ریزی شده است . متأسفانه و افسوس که در این مقوله ایران بسیار عقب تر از دیگران است و به یک حد اقلی بسنده شده است و همان حد اقل هم اگر نیاز به کد اخلاق برای چاپ مقالات نبود هم پایه گذاری نمیشد .
پس از بیست سال تلاش برای حفظ حقوق و رفاه حیوانات آزمایشگاهی باید اعلام کنم تمام تلاش های من و دوستانی که در این موضوع مشغولیم تنها کمک خیلی کوچکی بوده و گام های موثری برداشته نشده است.
از همین تریبون اعلام میکنم برای ایجاد حقوق و رفاه حیوانات آزمایشگاهی و رعایت اخلاق در کار با حیوانات آزمایشگاهی نیاز به یک حرکت دسته جمعی شامل دانشجویان و اساتید دانشگاه و محققین و دغدغه مندان حقوق حیوانات است تا شاید قوانینی در ایران برای نظارت بر استفاده از حیوانات آزمایشگاهی تدوین شود.
شهاب الدین صافی
|
Germany
|
۱۶:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۳
0
0
از منظر رویکرد حقوق‌محور در اخلاق زیستی، گزارش مجله «نیچر» اگرچه به مسئله حائز اهمیتی چون «فشار روانی پژوهشگران» می‌پردازد، اما در ذات خود در چارچوبی «انسان‌محور» (Anthropocentric) باقی مانده و مسئله بنیادین را به حاشیه رانده است. در سراسر این گزارش، محور تحلیل بر رنج، اضطراب و فرسودگی شغلیِ عاملانِ کشتار متمرکز است، نه رنج و حق حیات موجوداتی که ابژه این فرآیند هستند. در واقع، حیوانات در این گزارش همچنان به عنوان «ابزاری برای پژوهش» و «منشأ فشار روانی برای انسان» بازنمایی شده‌اند، نه موجوداتی دارای منافع (Interests) و حقوق مستقل.

از دیدگاه مدافعان حقوق حیوانات، واکنش‌های عاطفی دانشجوی دکتری در این گزارش را نمی‌توان صرفاً یک «پاتولوژی فردی» یا پیامد «کمبود حمایت‌های روان‌شناختی» دانست. اضطراب، اندوه و تعارض اخلاقیِ تجربه شده در اینجا، در واقع بازتابی از یک بحران اخلاقی بنیادین است: تضاد میان وجدان انسانی و عمل مکررِ کشتار حیوانات سالم برای اهداف پژوهشی. از این منظر، تلاش برای کاهش این ناراحتی از طریق آموزش‌های تکمیلی یا خدمات مشاوره‌ای، ریسک آن را دارد که به جای «حل مسئله»، منجر به «سازگار کردن» (Adaptation) فرد با شرایطی شود که ذاتاً موجب رنج اخلاقی است.

علاوه بر این، توصیه‌های روان‌شناس بالینی در این گزارش (نظیر مدیریت خواب، تغذیه و ورزش)، هرچند در سطح سلامت عمومی مفیدند، اما از منظر اخلاق حیوانات، پاسخی به پرسش هستی‌شناختی و اخلاقی مسئله نیستند. این رویکرد، در واقع «مدیریت علائم» (Symptom Management) است تا «تحلیل علت» (Causal Analysis). زمانی که منبع اضطراب، مشارکت در کشتن موجودات زنده باشد، پرداختن به بهداشت خواب و فعالیت بدنی، بدون بازنگری در مشروعیت اخلاقیِ آن فعالیت، مصدااق پرداختن به معلول به جای علت است.

نقد دیگر متوجه استدلال غایت‌گرایانه‌ای است که بر «منافع آینده برای درمان بیماران انسانی» تأکید می‌کنند. از منظر حقوق حیوانات، این استدلال به تنهایی برای توجیه آسیب رساندن یا سلب حیات از موجودات دارای احساس (Sentiency)، کفایت نمی‌کند. منافع بالقوه انسان‌ها نباید به‌طور خودکار بر حق بنیادین حیوانات برای زندگی و رهایی از رنج اولویت یابد.
باید اذعان داشت که این چالش، سال‌هاست توسط مدافعان حقوق حیوانات با دقت شناسایی و طرح شده است؛ اما متأسفانه توسط کسانی که از استثمار نظام‌مند حیوانات منافع مستقیم می‌برند، یا آنان که با تدوین قوانین در مجامع بین‌المللی سعی در تداوم این وضعیت دارند، نادیده گرفته شده است. این نادیده انگاشتن، ریشه در نوعی «فقر فلسفی» و فقدان دیدگاهی کل‌نگر به اکوسیستم دارد؛ دیدگاهی که تحت تأثیر رویکردهای ابزارانگارانه و فایده‌گرایی (Utilitarianism) کلاسیک، با ریشه در اندیشه‌های بنتام و استوارت میل، شکل گرفته است. در این پارادایم، موجودات زنده تنها به عنوان «سرمایه‌ای برای سود» یا «ابزاری برای پیشرفت» دیده می‌شوند. تلخ‌ترین پیامد این دیدگاه ابزارانگارانه را می‌توان در تاریخچه پزشکی مدرن یافت؛ جایی که انسان با تکیه بر مدل‌های حیوانی نادرست، در مسیر درمان بیماری‌ها، تاوان سنگینی داده و هزاران نفر در اثر درمان‌های شکست‌خورده یا عوارض ناشی از مدل‌های زیستی نادرست، جان خود را از دست داده‌اند. افزون بر این، شواهد علمی متعددی حاکی از آن است که به دلیل تفاوت‌های فیزیولوژیک و زیستی میان گونه‌ها، بسیاری از نتایج مطالعات حیوانی لزوماً به موفقیت‌های درمانی در انسان منجر نمی‌شوند و در نتیجه، حتی توجیه «سودمند بودن» نیز با چالش‌های جدی روبروست.

یکی از غایبان اصلی این گزارش، تحلیل جامع روش‌های جایگزین (Alternatives) است. در عصر حاضر، پیشرفت‌های شگرفی در جایگزین‌های آزمایش حیوانی رخ داده است؛ از جمله کشت سلولی پیشرفته، اندام‌های روی تراشه (Organ-on-a-Chip)، مدل‌های سه‌بعدی بافتی، ارگانوئیدها و مدل‌های شبیه‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی. سازمان‌های پیشرو معتقدند به جای تمرکز بر «تسهیل تحمل» فشار روانی پژوهشگران، باید سرمایه‌گذاری‌های کلان بر روی توسعه و به‌کارگیری این متدها صورت گیرد تا نیاز به استفاده از حیوانات اساساً مرتفع گردد.
این جایگزینی در حوزه آموزش نیز به طور مشابه قابل تعمیم است. فناوری‌های نوین نظیر نرم‌افزارهای شبیه‌سازی، مدل‌های آناتومیکی پیشرفته و واقعیت مجازی (VR)، امکان حذف تدریجی کالبدشکافی و استفاده از حیوانات زنده را فراهم کرده‌اند؛ رویکردی که در بسیاری از مراکز پیشرو آموزشی جهان در حال گسترش است و متاسفانه در نظام آموزشی ایران، مورد غفلت قرار گرفته است.
جامعه دامپزشکی ایران باید با برگزاری منظم کارگاه‌های جایگزین و بهره‌گیری از متخصصان این حوزه، پیش‌گام ارتقای فرهنگ حرفه‌ای دامپزشکان شود تا مسیر استفاده از روش‌های مؤثرتر، علمی‌تر و اخلاقی‌تر هموار گردد. سپاس
دکتر شهاب الدین صافی، مرداد ۱۴۰۵
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه