
حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: مسیر موفقیت در علم، همیشه از کلاس درس و کتابهای دانشگاه آغاز نمیشود؛ گاهی از سالهای دبیرستان، از یک کنجکاوی ساده، یک علاقه به پژوهش یا حضور در المپیادهای علمی شکل میگیرد و به انتخاب مسیری منتهی میشود که سالها بعد، فرد را در جایگاه یک پژوهشگر، مدرس و متخصص قرار میدهد.
دکتر پویا هوشمند، دانشجوی دکتری تخصصی (PhD) ایمنیشناسی دامپزشکی دانشگاه تهران، مدرس المپیاد زیستشناسی و برگزیده استعداد درخشان دانشگاه تهران، از جمله افرادی است که مسیر علمی خود را از سالهای دانشآموزی و حضور در فضای پژوهش و المپیاد آغاز کرده و امروز علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی، در تربیت نسل جدید المپیادیهای کشور نیز نقش دارد.
در این گفتوگو، از چگونگی انتخاب رشته دامپزشکی، علاقهمندی به ایمنیشناسی، تجربه تدریس در المپیاد زیستشناسی، ظرفیتهای کمتر شناختهشده علوم پایه دامپزشکی، اهمیت پژوهش در کنار فعالیتهای بالینی، مفهوم «سلامت واحد « (One Health) و نقش آن در آینده سلامت انسان، جانوران و محیط زیست سخن گفتهایم. همچنین دکتر هوشمند، با نگاهی واقعبینانه، از چالشهای مسیر المپیاد، دغدغههای دانشآموزان، فرصتهای نهفته در مطالعات پژوهشمحور و ضرورت تقویت نگاه علمی و بینرشتهای در نسل آینده پژوهشگران کشور میگوید.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی حکیم مهر با دکتر پویا هوشمند است؛ گفتوگویی که فراتر از معرفی یک مسیر تحصیلی، به اهمیت پژوهش، تفکر علمی و نقش دامپزشکی در حل مسائل آینده سلامت میپردازد.
حکیم مهر: لطفاً برای شروع، کمی از خودتان بگویید. ورودی چه سالی و کدام دانشکده هستید؟
درود و احترام خدمت شما و مخاطبان محترم شما، من پویا هوشمند هستم؛ دانشجوی PhD ایمنیشناسی در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران. دوره عمومی دامپزشکی را هم در همین دانشکده، یعنی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، گذراندم. ورودی دوره عمومی سال ۱۳۹۳ بودم و دوره تخصص ایمنیشناسی را هم از سال ۱۴۰۱ شروع کردم. تخصص من ایمنیشناسی دامپزشکی است.
حکیم مهر: چه شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کردید؟ از قبل به این رشته علاقهمند بودید یا دست تقدیر شما را وارد این مسیر کرد؟
از دوران دبیرستان، چون در مدرسه علامه حلی 1 تحصیل میکردم، فضای پژوهشی در مدرسه بسیار پررنگ بود. همین فضا باعث شد از همان دوران به کارهای پژوهشی علاقهمند شوم. بهنوعی میتوان گفت کار من با میکروسکوپ و دنیای میکروسکوپی از همان زمان شروع شد. در آن دوره، اساتیدی هم بودند که واقعاً به ما لطف داشتند، وقت میگذاشتند و تلاش میکردند بچهها را به این حوزه علاقهمند کنند (جا دارد در همین فرصت پیش آمده از اساتید عزیزم آقایان علی احمدی، رضا شاه نظر، پیمان نجات و محسن امیدمعظم، و حمید حاجیان یاد کنم) . مجموعه این عوامل باعث شد علاقه به کارهای پژوهشی و آزمایشگاهی از همان دوران در من شکل بگیرد.
حکیم مهر: ورود شما به فضای المپیاد هم در شکلگیری این علاقه تأثیر داشت؟
بله. در دوران دبیرستان که وارد حیطه المپیاد شدم، مطالعه مباحث موجود در کتاب های بیولوژی کمپبل، بیولوژی سولومون و کتاب های مشابه تا حدی به من دید بینرشتهای و تکاملی داد؛ بهویژه در بحث جانورشناسی. آن زمان به این حوزه علاقه داشتم و قسمت شد که از همان دوران دبیرستان مطالعاتی در زمینه جانورشناسی داشته باشم. همین موضوع باعث شد کمکم علاقه به این حوزه در من شکل بگیرد.
حکیم مهر: در زمان انتخاب رشته، چطور به تصمیم نهایی برای ورود به دامپزشکی رسیدید؟
وقتی به سالهای کنکور و انتخاب رشته رسیدیم، با خانواده مشورت میکردم. قبل از انتخاب رشته، به همراه خانواده به چند مرکز مرتبط با دامپزشکی و همچنین ادارههای دامپزشکی در شهرستانها رفتیم. من اصالتاً اهل سنندج و شهر بیجار در کردستان هستم و در همان مناطق با دوستان دامپزشک صحبت کردیم تا برای انتخاب رشته دید بهتری داشته باشم. در نهایت تصمیم گرفته شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کنم و وارد این رشته شدم. ورود من به حوزه دامپزشکی به این شکل بود.
حکیم مهر: علاقه شما به ایمنیشناسی از کجا آغاز شد؟
در دوره عمومی، مثل همه دانشجویانی که وارد دانشگاه میشوند، کلاسها برگزار میشد. در آن دوره، دکتر غلامرضا نیکبخت بروجنی، از اساتید محترم دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، درس ایمنیشناسی را به ما تدریس میکردند. مدتی که با ایشان کلاس داشتم، هم از فن بیان ایشان و هم از خود درس ایمنیشناسی که تدریس میکردند، بسیار خوشم آمد. این موضوع زمینهساز این شد که تصمیم بگیرم در دوره تخصص وارد حیطه ایمنیشناسی شوم.
حکیم مهر: مطالعات قبلی شما در حوزه تکامل و جانورشناسی چه نقشی در این انتخاب داشت؟
چون در دوران المپیاد، در زمینه تکامل و جانورشناسی مطالعه داشتم، مجموعه این فرایندها باعث شد بیشتر به ایمنیشناسی تکاملی و ایمنیشناسی مقایسهای علاقهمند شوم. در این حوزه، سیستم ایمنی در جانوران مختلف از نظر عملکرد، ساختار، روند تکامل و اینکه چگونه به وجود آمده است، با یکدیگر مقایسه میشود. همین موضوع باعث شد علاقه زیادی به حیطه ایمنیشناسی پیدا کنم و در دوران عمومی، مطالعه ایمنیشناسی را جدیتر دنبال کردم.
خدا را شکر، هم از طریق کنکور تخصص توانستم رتبه پنج را کسب کنم و هم بهواسطه مقالاتی که منتشر کرده بودم، از طریق سهمیه استعداد درخشان دانشگاه تهران توانستم بهصورت مستقیم و بدون کنکور وارد دوره تخصص ایمنیشناسی شوم.
حکیم مهر: به بحث المپیاد اشاره کردید. لطفاً در اینباره بیشتر توضیح دهید.
المپیاد نوعی رقابت دانشآموزی است که دانشآموزان دوره متوسطه میتوانند در آن شرکت کنند. المپیادها در رشتههای مختلف برگزار میشوند؛ از جمله جغرافیا، زیستشناسی، شیمی، ریاضی، کامپیوتر، هوش مصنوعی، نانو و رشتههای دیگر. المپیاد زیستشناسی هم یکی از المپیادهای اصلی برای دانشآموزان رشته علوم تجربی است که مخاطبان زیادی دارد و دانشآموزان زیادی در آن شرکت میکنند.
حکیم مهر: المپیاد زیستشناسی از نظر حجم مطالعه و منابع، چه ویژگیای دارد؟
المپیاد زیستشناسی مجموعهای از منابع را شامل میشود که واقعاً حجم زیادی دارند. شما تصور کنید دانشآموزان باید بخشهایی از دروس چند سال اول دانشگاه را در همان دوره دبیرستان مطالعه کنند تا بتوانند در این المپیاد شرکت کنند. حتی برخی منابعی که در دوران المپیاد توسط دانش آموزان مطالعه می شود، تنها در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها تدریس میشود.
حکیم مهر: روند انتخاب دانشآموزان در المپیاد زیستشناسی چگونه است؟
المپیاد زیستشناسی دو مرحله آزمون کتبی دارد. پس از این دو مرحله، یک دوره سهماهه کلاس در باشگاه دانشپژوهان جوان برگزار میشود. بهطور معمول، در مرحله اول از بین چند ده هزار دانش آموزی که شرکت میکنند، حدود ۵۰۰ نفر پذیرفته میشوند (البته رقم دقیق پذیرفته شدگان مرحله اول هر سال ممکن است تغییر کند). در مرحله دوم، مجدداً از میان این ۵۰۰ نفر، حدود ۴۰ نفر انتخاب میشوند. این ۴۰ نفر وارد دوره سهماههای میشوند که معمولاً در تابستان در باشگاه دانشپژوهان جوان برگزار میشود. از میان این ۴۰ نفر، هشت نفر برتر مدال طلا میگیرند. دانشآموزانی که مدال طلا کسب میکنند، میتوانند بدون کنکور مستقیماً وارد هر رشتهای در دانشگاه شوند. سایر افراد نیز مدالهای نقره و برنز دریافت میکنند.
حکیم مهر: دارندگان مدال نقره و برنز چه امتیازی دریافت میکنند؟
دارندگان مدالهای نقره و برنز، ۲۰ درصد سهمیه کنکور دریافت میکنند. این سهمیه باعث میشود هر رتبهای که در کنکور کسب کنند، بهواسطه این امتیاز، رتبه آنها بهطور قابل توجهی پایینتر بیاید و بتوانند از این طریق وارد رشتههای خوب، بهویژه چند رشته اصلی گروه علوم تجربی شوند. هشت نفری که مدال طلا گرفتهاند و بدون کنکور وارد دانشگاه میشوند، دوباره یک دوره چندماهه را میگذرانند. از میان این هشت نفر، چهار نفر انتخاب میشوند که اعضای تیم جهانی المپیاد را تشکیل میدهند.
این چهار نفر به مسابقات جهانی اعزام میشوند. احتمالاً تصاویر و خبرهای آنها را در بیلبوردهای مترو، شبکه های اجتماعی یا رسانههای دیگر دیدهاید که هر سال اعلام میشود فردی مدال طلای جهانی المپیاد کامپیوتر، ریاضی، زیستشناسی یا رشتههای دیگر را کسب کرده است. در واقع، آن چهار نفری که عضو تیم جهانی میشوند، از میان هزاران نفری انتخاب شدهاند که در مرحله اول شرکت کردهاند، سپس از میان حدود ۵۰۰ نفری که مرحله دوم را دادهاند و بعد از میان ۴۰ نفری که وارد باشگاه شدهاند. در نهایت، چهار نفر انتخاب میشوند و به مسابقات جهانی میروند تا مدالهای جهانی را کسب کنند.
در طبقهبندیهایی هم که بنیاد ملی نخبگان برای نخبگان کشور ارائه میدهد، افرادی که مدال جهانی طلا، نقره یا برنز کسب میکنند، بالاترین سطح نخبگی را در کشور دریافت میکنند.
چون در دوران المپیاد، در زمینه تکامل و جانورشناسی مطالعه داشتم، مجموعه این فرایندها باعث شد بیشتر به ایمنیشناسی تکاملی و ایمنیشناسی مقایسهای علاقهمند شوم. در این حوزه، سیستم ایمنی در جانوران مختلف از نظر عملکرد، ساختار، روند تکامل و اینکه چگونه به وجود آمده است، با یکدیگر مقایسه میشود. همین موضوع باعث شد علاقه زیادی به حیطه ایمنیشناسی پیدا کنم و در دوران عمومی، مطالعه ایمنیشناسی را جدیتر دنبال کردم.
خدا را شکر، هم از طریق کنکور تخصص توانستم رتبه پنج را کسب کنم و هم بهواسطه مقالاتی که منتشر کرده بودم، از طریق سهمیه استعداد درخشان دانشگاه تهران توانستم بهصورت مستقیم و بدون کنکور وارد دوره تخصص ایمنیشناسی شوم.
حکیم مهر: به بحث المپیاد اشاره کردید. لطفاً در اینباره بیشتر توضیح دهید.
المپیاد نوعی رقابت دانشآموزی است که دانشآموزان دوره متوسطه میتوانند در آن شرکت کنند. المپیادها در رشتههای مختلف برگزار میشوند؛ از جمله جغرافیا، زیستشناسی، شیمی، ریاضی، کامپیوتر، هوش مصنوعی، نانو و رشتههای دیگر. المپیاد زیستشناسی هم یکی از المپیادهای اصلی برای دانشآموزان رشته علوم تجربی است که مخاطبان زیادی دارد و دانشآموزان زیادی در آن شرکت میکنند.
حکیم مهر: المپیاد زیستشناسی از نظر حجم مطالعه و منابع، چه ویژگیای دارد؟
المپیاد زیستشناسی مجموعهای از منابع را شامل میشود که واقعاً حجم زیادی دارند. شما تصور کنید دانشآموزان باید بخشهایی از دروس چند سال اول دانشگاه را در همان دوره دبیرستان مطالعه کنند تا بتوانند در این المپیاد شرکت کنند. حتی برخی منابعی که در دوران المپیاد توسط دانش آموزان مطالعه می شود، تنها در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها تدریس میشود.
حکیم مهر: روند انتخاب دانشآموزان در المپیاد زیستشناسی چگونه است؟
المپیاد زیستشناسی دو مرحله آزمون کتبی دارد. پس از این دو مرحله، یک دوره سهماهه کلاس در باشگاه دانشپژوهان جوان برگزار میشود. بهطور معمول، در مرحله اول از بین چند ده هزار دانش آموزی که شرکت میکنند، حدود ۵۰۰ نفر پذیرفته میشوند (البته رقم دقیق پذیرفته شدگان مرحله اول هر سال ممکن است تغییر کند). در مرحله دوم، مجدداً از میان این ۵۰۰ نفر، حدود ۴۰ نفر انتخاب میشوند. این ۴۰ نفر وارد دوره سهماههای میشوند که معمولاً در تابستان در باشگاه دانشپژوهان جوان برگزار میشود. از میان این ۴۰ نفر، هشت نفر برتر مدال طلا میگیرند. دانشآموزانی که مدال طلا کسب میکنند، میتوانند بدون کنکور مستقیماً وارد هر رشتهای در دانشگاه شوند. سایر افراد نیز مدالهای نقره و برنز دریافت میکنند.
حکیم مهر: دارندگان مدال نقره و برنز چه امتیازی دریافت میکنند؟
دارندگان مدالهای نقره و برنز، ۲۰ درصد سهمیه کنکور دریافت میکنند. این سهمیه باعث میشود هر رتبهای که در کنکور کسب کنند، بهواسطه این امتیاز، رتبه آنها بهطور قابل توجهی پایینتر بیاید و بتوانند از این طریق وارد رشتههای خوب، بهویژه چند رشته اصلی گروه علوم تجربی شوند. هشت نفری که مدال طلا گرفتهاند و بدون کنکور وارد دانشگاه میشوند، دوباره یک دوره چندماهه را میگذرانند. از میان این هشت نفر، چهار نفر انتخاب میشوند که اعضای تیم جهانی المپیاد را تشکیل میدهند.
این چهار نفر به مسابقات جهانی اعزام میشوند. احتمالاً تصاویر و خبرهای آنها را در بیلبوردهای مترو، شبکه های اجتماعی یا رسانههای دیگر دیدهاید که هر سال اعلام میشود فردی مدال طلای جهانی المپیاد کامپیوتر، ریاضی، زیستشناسی یا رشتههای دیگر را کسب کرده است. در واقع، آن چهار نفری که عضو تیم جهانی میشوند، از میان هزاران نفری انتخاب شدهاند که در مرحله اول شرکت کردهاند، سپس از میان حدود ۵۰۰ نفری که مرحله دوم را دادهاند و بعد از میان ۴۰ نفری که وارد باشگاه شدهاند. در نهایت، چهار نفر انتخاب میشوند و به مسابقات جهانی میروند تا مدالهای جهانی را کسب کنند.
در طبقهبندیهایی هم که بنیاد ملی نخبگان برای نخبگان کشور ارائه میدهد، افرادی که مدال جهانی طلا، نقره یا برنز کسب میکنند، بالاترین سطح نخبگی را در کشور دریافت میکنند.
حکیم مهر: گویا خودتان هم در این حوزه در حال تدریس هستید؟
بله. همان سالی که وارد دانشگاه شدم، یعنی سال ۱۳۹۳، تدریس المپیاد را شروع کردم. ابتدا در مدرسه خودم و بعد در مدارس دیگر مثل مدارس علامه حلی 3، فرزانگان های تهران و شهرستان ها، انرژی اتمی، سلام و مراکز دیگر تدریس داشتم. تمرکز اصلی من روی درسهایی بود که خودم به آنها علاقه داشتم؛ مثل جانورشناسی، تکامل و ایمنیشناسی. از همان سال این مسیر را پیگیری کردم و جلو بردم. خدا را شکر در سال گذشته فرصت شد که در دوره طلاها هم تدریس میکنم؛ یعنی همان هشت نفری که مدال طلا گرفتهاند و همانطور که عرض کردم، یک دوره سهچهارماهه برای آنها برگزار میشود تا از میانشان چهار نفر برای تیم جهانی انتخاب شوند.
در این دوره، من درس ایمنیشناسی تکاملی را در خدمت این عزیزان بودهام. امسال این دانشآموزان به کشور لیتوانی اعزام میشوند و چهار نفر به عنوان تیم اعزامی از ایران انتخاب شدهاند.
حکیم مهر: اشاره کردید که بعضی از دارندگان مدال کشوری و جهانی المپیاد زیست شناسی به دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران هم آمدهاند. این ارتباط چگونه شکل گرفت؟
بله. آقایان امیرحسین نصرتی، علی سلیمان زاده، امیرحسین ظهیرالاسلام و همچنین از دخترها، سرکار خانم یاشیل محمدخانی و چند نفر دیگر از عزیزان (که همگی دارای مدال کشوری یا جهانی هستند) برای گذراندن یک دوره عملی به دانشکده دامپزشکی آمدند. در این دوره، دکتر ایرج اشرافی هم زحمت کشیدند و مباحث مولکولی و بیوتکنولوژی را به بچهها به صورت عملی آموزش دادند. میخواهم بگویم بچههایی که امسال یا سال های گذشته مدال کشوری یا جهانی زیست شناسی کسب کرده اند چند نفرشان قبلاً به دانشکده دامپزشکی آمدهاند و اینجا دوره دیدهاند. من سعی کردم ارتباطی میان دانشکده دامپزشکی و دانشآموزانی که در فضای المپیاد و تیم جهانی هستند ایجاد کنم. خدا را شکر امیدوارم این ارتباط در آینده هم تأثیرگذار باشد و بتوانیم بچه ها را به سمت رشته دامپزشکی جذب کنیم.
حکیم مهر: در کنار درسهای نظری، دانشآموزان المپیادی آموزش عملی هم دارند؟
بله. در کنار درسهای تئوری، بچهها درسهای عملی هم دارند. بچهها در آن دورهای که در تابستان میگذرانند ( همان دوره ۴۰ نفره)، درسهای بسیار سنگینی دارند؛ از هوش مصنوعی و کامپیوتر گرفته (ریاضیات زیستی و بیوانفورماتیک) تا تشریح حیوانات کمیابی مثل صدفهای دوکفهای، اختاپوس، اسکویید و انواع بندپایان. آنها باید قسمتهای مختلف بدن این جانوران را یاد بگیرند و آموزش ببینند. همچنین دوره های عملی در زمینه بیوشیمی، گیاه شناسی و... هم در دوره 40 نفر برگزار می شود. به همین دلیل، کلاسهای آمادگی عملی برایشان برگزار میشود و تکنیکهای تشریح جانوری، محاسبه سرعت آنزیم و... به آنها آموزش داده میشود. من هم در این موارد در خدمت بچهها هستم. از سال ۱۳۹۳ تا امروز، حدود ۱۰ تا ۱۲ سال است که در این زمینه فعالیت دارم و در خدمت دانشآموزان هستم.
حکیم مهر: از دیدگاه شما، بزرگترین چالش علمی یا انگیزشی که دانشآموزان المپیادی امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند چیست؟
یکی از مشکلات اساسی در این زمینه، سایه کنکور است. کنکور برای بسیاری از دانشآموزان موضوعی ترسناک است و همیشه نسبت به آن نگرانی دارند. کسی هم که مسیر المپیاد را انتخاب میکند، در واقع یک ریسک اضافه را میپذیرد. این ریسک از این جهت است که ممکن است دانشآموز به هر علتی در مرحله دوم پذیرفته نشود و سهمیه مدال به او تعلق نگیرد. بنابراین همیشه این ترس در ذهن بچهها وجود دارد که اگر یک یا دو سال از وقتشان را بهجای کنکور، صرف المپیاد کنند، ممکن است در نهایت به هر دلیلی در المپیاد موفق نشوند و از همسنوسالهای خود که برای کنکور مطالعه کردهاند، عقب بیفتند.
حکیم مهر: این نگرانی در میان دانشآموزان المپیادی چقدر جدی است؟
این موضوع همیشه برای بچهها مطرح است. متأسفانه حتی برای بسیاری از دانشآموزانی که هم تلاش زیادی دارند و هم بهره هوشی خوبی دارند، پیش میآید که روز آزمون مرحله المپیاد، روزشان نیست؛ یا آمادگی لازم را ندارند، یا استرسشان زیاد است و همین باعث میشود پذیرفته نشوند. بعد از آن، این احساس برایشان ایجاد میشود که یک یا دو سال را از دست دادهاند و حالا باید دوباره برای کنکور مطالعه کنند. میخواهم بگویم سایه کنکور همیشه چیزی است که بچهها را در این مسیر آزار میدهد.
بله. همان سالی که وارد دانشگاه شدم، یعنی سال ۱۳۹۳، تدریس المپیاد را شروع کردم. ابتدا در مدرسه خودم و بعد در مدارس دیگر مثل مدارس علامه حلی 3، فرزانگان های تهران و شهرستان ها، انرژی اتمی، سلام و مراکز دیگر تدریس داشتم. تمرکز اصلی من روی درسهایی بود که خودم به آنها علاقه داشتم؛ مثل جانورشناسی، تکامل و ایمنیشناسی. از همان سال این مسیر را پیگیری کردم و جلو بردم. خدا را شکر در سال گذشته فرصت شد که در دوره طلاها هم تدریس میکنم؛ یعنی همان هشت نفری که مدال طلا گرفتهاند و همانطور که عرض کردم، یک دوره سهچهارماهه برای آنها برگزار میشود تا از میانشان چهار نفر برای تیم جهانی انتخاب شوند.
در این دوره، من درس ایمنیشناسی تکاملی را در خدمت این عزیزان بودهام. امسال این دانشآموزان به کشور لیتوانی اعزام میشوند و چهار نفر به عنوان تیم اعزامی از ایران انتخاب شدهاند.
حکیم مهر: اشاره کردید که بعضی از دارندگان مدال کشوری و جهانی المپیاد زیست شناسی به دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران هم آمدهاند. این ارتباط چگونه شکل گرفت؟
بله. آقایان امیرحسین نصرتی، علی سلیمان زاده، امیرحسین ظهیرالاسلام و همچنین از دخترها، سرکار خانم یاشیل محمدخانی و چند نفر دیگر از عزیزان (که همگی دارای مدال کشوری یا جهانی هستند) برای گذراندن یک دوره عملی به دانشکده دامپزشکی آمدند. در این دوره، دکتر ایرج اشرافی هم زحمت کشیدند و مباحث مولکولی و بیوتکنولوژی را به بچهها به صورت عملی آموزش دادند. میخواهم بگویم بچههایی که امسال یا سال های گذشته مدال کشوری یا جهانی زیست شناسی کسب کرده اند چند نفرشان قبلاً به دانشکده دامپزشکی آمدهاند و اینجا دوره دیدهاند. من سعی کردم ارتباطی میان دانشکده دامپزشکی و دانشآموزانی که در فضای المپیاد و تیم جهانی هستند ایجاد کنم. خدا را شکر امیدوارم این ارتباط در آینده هم تأثیرگذار باشد و بتوانیم بچه ها را به سمت رشته دامپزشکی جذب کنیم.
حکیم مهر: در کنار درسهای نظری، دانشآموزان المپیادی آموزش عملی هم دارند؟
بله. در کنار درسهای تئوری، بچهها درسهای عملی هم دارند. بچهها در آن دورهای که در تابستان میگذرانند ( همان دوره ۴۰ نفره)، درسهای بسیار سنگینی دارند؛ از هوش مصنوعی و کامپیوتر گرفته (ریاضیات زیستی و بیوانفورماتیک) تا تشریح حیوانات کمیابی مثل صدفهای دوکفهای، اختاپوس، اسکویید و انواع بندپایان. آنها باید قسمتهای مختلف بدن این جانوران را یاد بگیرند و آموزش ببینند. همچنین دوره های عملی در زمینه بیوشیمی، گیاه شناسی و... هم در دوره 40 نفر برگزار می شود. به همین دلیل، کلاسهای آمادگی عملی برایشان برگزار میشود و تکنیکهای تشریح جانوری، محاسبه سرعت آنزیم و... به آنها آموزش داده میشود. من هم در این موارد در خدمت بچهها هستم. از سال ۱۳۹۳ تا امروز، حدود ۱۰ تا ۱۲ سال است که در این زمینه فعالیت دارم و در خدمت دانشآموزان هستم.
حکیم مهر: از دیدگاه شما، بزرگترین چالش علمی یا انگیزشی که دانشآموزان المپیادی امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند چیست؟
یکی از مشکلات اساسی در این زمینه، سایه کنکور است. کنکور برای بسیاری از دانشآموزان موضوعی ترسناک است و همیشه نسبت به آن نگرانی دارند. کسی هم که مسیر المپیاد را انتخاب میکند، در واقع یک ریسک اضافه را میپذیرد. این ریسک از این جهت است که ممکن است دانشآموز به هر علتی در مرحله دوم پذیرفته نشود و سهمیه مدال به او تعلق نگیرد. بنابراین همیشه این ترس در ذهن بچهها وجود دارد که اگر یک یا دو سال از وقتشان را بهجای کنکور، صرف المپیاد کنند، ممکن است در نهایت به هر دلیلی در المپیاد موفق نشوند و از همسنوسالهای خود که برای کنکور مطالعه کردهاند، عقب بیفتند.
حکیم مهر: این نگرانی در میان دانشآموزان المپیادی چقدر جدی است؟
این موضوع همیشه برای بچهها مطرح است. متأسفانه حتی برای بسیاری از دانشآموزانی که هم تلاش زیادی دارند و هم بهره هوشی خوبی دارند، پیش میآید که روز آزمون مرحله المپیاد، روزشان نیست؛ یا آمادگی لازم را ندارند، یا استرسشان زیاد است و همین باعث میشود پذیرفته نشوند. بعد از آن، این احساس برایشان ایجاد میشود که یک یا دو سال را از دست دادهاند و حالا باید دوباره برای کنکور مطالعه کنند. میخواهم بگویم سایه کنکور همیشه چیزی است که بچهها را در این مسیر آزار میدهد.
حکیم مهر: شما برای کاهش این نگرانی به دانشآموزان چه توصیهای میکنید؟
توصیه که نه، اما اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، همیشه به بچهها میگویم ورود به المپیاد، بهنوعی یک مسیر دو سر برد است. اگر در مرحله اول و دوم قبول شوید و وارد دوره ۴۰ نفره شوید، در نهایت یا مدال طلا میگیرید یا نقره و برنز. در هر صورت یا مستقیم وارد دانشگاه میشوید یا سهمیه ۲۰ درصدی کنکور دریافت میکنید. اما اگر خدای نکرده قبول نشوید، دروسی که در المپیاد مطالعه کردهاید، واقعاً در دوره دانشجویی شما اثرگذار خواهد بود.
حکیم مهر: منظورتان این است که مطالعه المپیاد، حتی بدون کسب مدال هم در آینده تحصیلی دانشآموز مؤثر است؟
بله. برای مثال کتابهایی مثل فیزیولوژی گایتون یا بیوشیمی لنینجر، کتابهایی هستند که دانشجویان در سالهای اول دامپزشکی، پزشکی یا رشتههای دیگر علوم تجربی، در دوره علوم پایه خود مطالعه میکنند. وقتی دانشآموز در دوره المپیاد این منابع را مطالعه میکند، عملاً در دو سه سال اول دانشگاه از بسیاری از همورودیهای خود جلو میافتد؛ چون مطالب را قبل از ورود به دانشگاه خوانده است. به همین دلیل، همیشه به بچهها میگویم برای اینکه استرس کنکور کمتر شود و کمتر نگران این موضوع باشند، به این فکر کنند که حتی اگر بعداً هم در المپیاد پذیرفته نشوند، درسهایی که اکنون میخوانند، سالهای اول دانشگاهشان را از همین حالا پشتیبانی میکند و باعث میشود بعداً در دانشگاه مسیر راحتتری داشته باشند. البته دانش آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که ذات "یادگیری" و "پژوهش" هم بسیار ارزشمند و حتی مقدس است.
حکیم مهر: بسیاری از دانشآموزان علاقهمند به پژوهشهای بنیادی، گرایشهای علوم پایه دامپزشکی مثل ایمنیشناسی و ویروسشناسی را نادیده میگیرند. به نظر شما این رشتهها چه پتانسیلهای دستنخوردهای برای یک پژوهشگر جوان دارند؟
ببینید، در رشته ای مثل رشته پزشکی، دروس بیشتر محدود به یک گونه خاص هستند و عمدتاً انسان را بررسی میکنند. وقتی از منظر تحقیقات به آنها نگاه میکنیم، از دو جهت میتوانند محدودیت داشته باشند. یکی اینکه در پزشکی، بخش زیادی از وقت افراد صرف کارهای بالینی می شود. بنابراین به نسبت دامپزشکان یا رشتههایی که درگیری بالینی به نسبت کمتری دارند، زمان کافی برای ورود به بحث پژوهش کمتر است. البته دامپزشکی هم رشتهای بالینی محسوب میشود، اما به نسبت، فشار کار بالینی آن سبکتر است. البته شاید بهتر باشد این طور بیان کنیم که در دامپزشکی مستقیما با انسان سروکار نداریم و این مسئله کمی از فشار روانی کار میکاهد، اما در عوض فشار بدنی کار، استرس ناشی از واکنش حیوان به مداخلات درمانی و... نسبت به رشته پزشکی بیشتر است.
مزیت بسیار مهم دیگر این است که در حیطه دامپزشکی، حوزه مطالعه ما محدود به یک گونه نیست. ما فقط انسان را مطالعه نمیکنیم؛ هرچند ممکن است در بسیاری از درسها گریزی هم به انسان زده شود. در کنار آن، نشخوارکنندگان، حیوانات اگزوتیک، طیور، بیمهرگان و طیف وسیعی از گونههای جانوری بررسی میشوند. همین موضوع باعث میشود بتوانیم در تحقیقات، طیف وسیعی از گونهها را مطالعه کنیم.
حکیم مهر: این نگاه چندگونهای چه تأثیری در پژوهشهای نوین دارد؟
این دید مقایسهای در اینجا بسیار به کار میآید. در طول تاریخ، در موارد زیادی ابتدا یک مکانیسم را در یک جانور یا گونه دیگر کشف کردهایم و بعد معادل آن را در انسان پیدا کردهایم. بنابراین مطالعه روی گونههای مختلف و داشتن دید مقایسهای باعث میشود شانس پیدا کردن چیزهای جدید، یا پیدا کردن روشها و تکنیکهایی که بعداً میتوانند به سلامت بیشتر حیوانات و حتی سلامت بیشتر انسان کمک کنند، بسیار بالاتر برود. به همین دلیل فکر میکنم چندگونهای بودن دامپزشکی و طیف وسیع گونههایی که با آنها سروکار داریم، پتانسیل بسیار بیشتری برای وقوع کشف های علمی ایجاد میکند.
حکیم مهر: میتوانید مثالی از این ظرفیتهای کمتر کارشده در دامپزشکی بزنید؟
برای مثال، در کشور ما تا امروز روی پتانسیل حشرات مفید خیلی کم کار شده است. اگر در دانشگاهها و مراکز پژوهشی مختلف به حشرات مفید، مثل زنبور عسل، نگاه کنید، میبینید بیشتر تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، محدود به شناسایی گونههای باکتریها یا ویروسهایی بوده که زنبور عسل را تهدید میکنند. یا مثلاً از نظر اپیدمیولوژیک، شیوع بیماریهای مختلف را در این حوزه بررسی کردهاند. اما در کنار اینها، استاد عزیزم جناب آقای دکتر محرمی در مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، کارهای بسیار خوبی را در زمینه ایمنیشناسی حشرات شروع کردهاند که زیر نظر ایشان در حال انجام است و فکر میکنم طی یکی دو سال آینده، اخبار خوبی از مؤسسه رازی در این زمینه بشنویم. عمده این کارها کاملا نو و جدید هستند.
توصیه که نه، اما اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، همیشه به بچهها میگویم ورود به المپیاد، بهنوعی یک مسیر دو سر برد است. اگر در مرحله اول و دوم قبول شوید و وارد دوره ۴۰ نفره شوید، در نهایت یا مدال طلا میگیرید یا نقره و برنز. در هر صورت یا مستقیم وارد دانشگاه میشوید یا سهمیه ۲۰ درصدی کنکور دریافت میکنید. اما اگر خدای نکرده قبول نشوید، دروسی که در المپیاد مطالعه کردهاید، واقعاً در دوره دانشجویی شما اثرگذار خواهد بود.
حکیم مهر: منظورتان این است که مطالعه المپیاد، حتی بدون کسب مدال هم در آینده تحصیلی دانشآموز مؤثر است؟
بله. برای مثال کتابهایی مثل فیزیولوژی گایتون یا بیوشیمی لنینجر، کتابهایی هستند که دانشجویان در سالهای اول دامپزشکی، پزشکی یا رشتههای دیگر علوم تجربی، در دوره علوم پایه خود مطالعه میکنند. وقتی دانشآموز در دوره المپیاد این منابع را مطالعه میکند، عملاً در دو سه سال اول دانشگاه از بسیاری از همورودیهای خود جلو میافتد؛ چون مطالب را قبل از ورود به دانشگاه خوانده است. به همین دلیل، همیشه به بچهها میگویم برای اینکه استرس کنکور کمتر شود و کمتر نگران این موضوع باشند، به این فکر کنند که حتی اگر بعداً هم در المپیاد پذیرفته نشوند، درسهایی که اکنون میخوانند، سالهای اول دانشگاهشان را از همین حالا پشتیبانی میکند و باعث میشود بعداً در دانشگاه مسیر راحتتری داشته باشند. البته دانش آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که ذات "یادگیری" و "پژوهش" هم بسیار ارزشمند و حتی مقدس است.
حکیم مهر: بسیاری از دانشآموزان علاقهمند به پژوهشهای بنیادی، گرایشهای علوم پایه دامپزشکی مثل ایمنیشناسی و ویروسشناسی را نادیده میگیرند. به نظر شما این رشتهها چه پتانسیلهای دستنخوردهای برای یک پژوهشگر جوان دارند؟
ببینید، در رشته ای مثل رشته پزشکی، دروس بیشتر محدود به یک گونه خاص هستند و عمدتاً انسان را بررسی میکنند. وقتی از منظر تحقیقات به آنها نگاه میکنیم، از دو جهت میتوانند محدودیت داشته باشند. یکی اینکه در پزشکی، بخش زیادی از وقت افراد صرف کارهای بالینی می شود. بنابراین به نسبت دامپزشکان یا رشتههایی که درگیری بالینی به نسبت کمتری دارند، زمان کافی برای ورود به بحث پژوهش کمتر است. البته دامپزشکی هم رشتهای بالینی محسوب میشود، اما به نسبت، فشار کار بالینی آن سبکتر است. البته شاید بهتر باشد این طور بیان کنیم که در دامپزشکی مستقیما با انسان سروکار نداریم و این مسئله کمی از فشار روانی کار میکاهد، اما در عوض فشار بدنی کار، استرس ناشی از واکنش حیوان به مداخلات درمانی و... نسبت به رشته پزشکی بیشتر است.
مزیت بسیار مهم دیگر این است که در حیطه دامپزشکی، حوزه مطالعه ما محدود به یک گونه نیست. ما فقط انسان را مطالعه نمیکنیم؛ هرچند ممکن است در بسیاری از درسها گریزی هم به انسان زده شود. در کنار آن، نشخوارکنندگان، حیوانات اگزوتیک، طیور، بیمهرگان و طیف وسیعی از گونههای جانوری بررسی میشوند. همین موضوع باعث میشود بتوانیم در تحقیقات، طیف وسیعی از گونهها را مطالعه کنیم.
حکیم مهر: این نگاه چندگونهای چه تأثیری در پژوهشهای نوین دارد؟
این دید مقایسهای در اینجا بسیار به کار میآید. در طول تاریخ، در موارد زیادی ابتدا یک مکانیسم را در یک جانور یا گونه دیگر کشف کردهایم و بعد معادل آن را در انسان پیدا کردهایم. بنابراین مطالعه روی گونههای مختلف و داشتن دید مقایسهای باعث میشود شانس پیدا کردن چیزهای جدید، یا پیدا کردن روشها و تکنیکهایی که بعداً میتوانند به سلامت بیشتر حیوانات و حتی سلامت بیشتر انسان کمک کنند، بسیار بالاتر برود. به همین دلیل فکر میکنم چندگونهای بودن دامپزشکی و طیف وسیع گونههایی که با آنها سروکار داریم، پتانسیل بسیار بیشتری برای وقوع کشف های علمی ایجاد میکند.
حکیم مهر: میتوانید مثالی از این ظرفیتهای کمتر کارشده در دامپزشکی بزنید؟
برای مثال، در کشور ما تا امروز روی پتانسیل حشرات مفید خیلی کم کار شده است. اگر در دانشگاهها و مراکز پژوهشی مختلف به حشرات مفید، مثل زنبور عسل، نگاه کنید، میبینید بیشتر تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، محدود به شناسایی گونههای باکتریها یا ویروسهایی بوده که زنبور عسل را تهدید میکنند. یا مثلاً از نظر اپیدمیولوژیک، شیوع بیماریهای مختلف را در این حوزه بررسی کردهاند. اما در کنار اینها، استاد عزیزم جناب آقای دکتر محرمی در مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، کارهای بسیار خوبی را در زمینه ایمنیشناسی حشرات شروع کردهاند که زیر نظر ایشان در حال انجام است و فکر میکنم طی یکی دو سال آینده، اخبار خوبی از مؤسسه رازی در این زمینه بشنویم. عمده این کارها کاملا نو و جدید هستند.
حکیم مهر: ایمنیشناسی حشرات چه کمکی به توسعه پژوهش در سایر حوزهها میکند؟
این چندگونهای بودن باعث میشود بتوانیم وارد حوزههایی مثل ایمنیشناسی حشرات شویم، از آنجا مطالبی یاد بگیریم و بعد آن مطالب را در حوزههای دیگر استفاده کنیم؛ یا حتی برای همان زنبور عسل به کار ببریم تا باعث افزایش مقاومت بدن آنها نسبت به بیماریها شود یا کاربردهای دیگری پیدا کند. میخواهم بگویم این بینرشتهای بودن و چندگونهای بودن، دست ما را برای تحقیقات بسیار باز میکند و کمک میکند بتوانیم از نتایجی که به دست میآید، در حوزههای دیگر هم استفاده کنیم. مثلا پروتئین های خانواده Toll که امروزه میدانیم نقش مهمی در بروز پاسخ های ایمنی دارند، اولین بار در مگس سرکه کشف شدند و بعدا توانستیم از اصولی که از ساختار و عملکرد ایمنی حشرات یاد گرفتیم، ایمنی انسان و جانوران پستاندار را هم بهتر درک کنیم.
حکیم مهر: آقای دکتر، گویا شما روی مفهوم سلامت واحد هم کار کردهاید. همانطور که میدانیم، سلامت واحد بر پیوند ناگسستنی سلامت انسان، حیوان و محیط زیست تأکید دارد. به نظر شما چقدر اهمیت دارد که دانشآموزان نسل امروز این دیدگاه سیستمی و جامع را درک کنند؟
خواهش میکنم. البته خیلی روی این حوزه به طور مستقیم کار نکردهام، اما بهواسطه اینکه درس ایمنیشناسی و بهطور کلی حوزه ایمنیشناسی با بحث سلامت واحد یا One Health ارتباط زیادی دارد، از همان ابتدا استاد عزیزم جناب آقای دکتر اکبرین در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و جناب آقای دکتر نیکبخت در این زمینه با ما صحبتهای زیادی داشتند. بنابراین میتوانم توضیحاتی در اینباره خدمتتان عرض کنم.
برای پاسخ به این سؤال، ابتدا یک مثال مطرح میکنم. اگر روند تغییرات و تکامل زندگی انسان را نگاه کنیم، میبینیم انسانها در دورهای یکجانشین شدند و دامپروری را آغاز کردند. دامپروری باعث شد تماس انسان با حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و سایر حیوانات بیشتر شود. این تماس بیشتر با حیواناتی که به آنها حیوانات مولد یا تولیدکننده میگوییم، باعث شد برخی بیماریها شانس انتقال از حیوان به انسان را پیدا کنند. به این بیماریها زئونوز یا بیماریهای قابل انتقال از حیوان به انسان گفته میشود؛ البته گاهی نیز امکان انتقال از انسان به حیوان وجود دارد.
حکیم مهر: بنابراین یکی از پایههای مفهوم سلامت واحد، توجه به بیماریهای مشترک انسان و حیوان است؟
بله. مفهوم سلامت واحد به ما میگوید احتمال دارد بسیاری از بیماریها از حیوانات به انسان منتقل شوند. نمونه آن را چند سال پیش در ماجرای بیماری کووید-19 دیدیم. اگر اخبار مرتبط با کووید-19 را دنبال کرده باشید، بارها این احتمال مطرح شد که ویروس ایجادکننده این بیماری ممکن است از خفاش، مینک یا جانوران دیگر به انسان منتقل شده باشد. این مسئله نشان میدهد بررسی روشهای انتقال بیماریها از حیوانات به انسان چقدر اهمیت دارد.
حکیم مهر: غیر از تماس انسان با دامها، چه تغییرات دیگری در سبک زندگی انسان باعث اهمیت بیشتر سلامت واحد شده است؟
دو اتفاق مهم دیگر هم در این زمینه رخ داده است. پس از دوره یکجانشینی و دامپرور شدن انسان، تغییر دیگری هم اتفاق افتاد و آن زندگی انسانها با تراکم بالا بود. امروز ساختمانهایی را میبینیم که تعداد زیادی انسان در آنها زندگی میکنند. وقتی افراد تا این اندازه به هم نزدیک میشوند، احتمال انتقال بیماری بین آنها افزایش پیدا میکند. فاصله افراد از یکدیگر کمتر میشود و مدت زمانی که در مجاورت هم هستند، بیشتر میشود. این موضوع ریسک انتقال بیماری را بالا میبرد.
حکیم مهر: نقش حیوانات خانگی در این میان چیست؟
اتفاق مهم دیگر، که در کشور خودمان هم شاهد آن هستیم، افزایش نگهداری از حیوانات خانگی است. باید بپذیریم که اکنون بخش زیادی از مردم از انواع حیوانات خانگی در خانههای خود نگهداری میکنند. ورود حیوانات خانگی به فضای خانه، اتفاقی شبیه همان تجربه دامپروری ایجاد میکند؛ یعنی تماس انسان با حیوانات بیشتر میشود. این بار، گروه دیگری از حیوانات را به خودمان نزدیک کردهایم و همین مسئله میتواند احتمال بروز بیماریهایی را که از حیوانات همراه یا پتها به انسان منتقل میشوند، افزایش دهد.
این چندگونهای بودن باعث میشود بتوانیم وارد حوزههایی مثل ایمنیشناسی حشرات شویم، از آنجا مطالبی یاد بگیریم و بعد آن مطالب را در حوزههای دیگر استفاده کنیم؛ یا حتی برای همان زنبور عسل به کار ببریم تا باعث افزایش مقاومت بدن آنها نسبت به بیماریها شود یا کاربردهای دیگری پیدا کند. میخواهم بگویم این بینرشتهای بودن و چندگونهای بودن، دست ما را برای تحقیقات بسیار باز میکند و کمک میکند بتوانیم از نتایجی که به دست میآید، در حوزههای دیگر هم استفاده کنیم. مثلا پروتئین های خانواده Toll که امروزه میدانیم نقش مهمی در بروز پاسخ های ایمنی دارند، اولین بار در مگس سرکه کشف شدند و بعدا توانستیم از اصولی که از ساختار و عملکرد ایمنی حشرات یاد گرفتیم، ایمنی انسان و جانوران پستاندار را هم بهتر درک کنیم.
حکیم مهر: آقای دکتر، گویا شما روی مفهوم سلامت واحد هم کار کردهاید. همانطور که میدانیم، سلامت واحد بر پیوند ناگسستنی سلامت انسان، حیوان و محیط زیست تأکید دارد. به نظر شما چقدر اهمیت دارد که دانشآموزان نسل امروز این دیدگاه سیستمی و جامع را درک کنند؟
خواهش میکنم. البته خیلی روی این حوزه به طور مستقیم کار نکردهام، اما بهواسطه اینکه درس ایمنیشناسی و بهطور کلی حوزه ایمنیشناسی با بحث سلامت واحد یا One Health ارتباط زیادی دارد، از همان ابتدا استاد عزیزم جناب آقای دکتر اکبرین در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و جناب آقای دکتر نیکبخت در این زمینه با ما صحبتهای زیادی داشتند. بنابراین میتوانم توضیحاتی در اینباره خدمتتان عرض کنم.
برای پاسخ به این سؤال، ابتدا یک مثال مطرح میکنم. اگر روند تغییرات و تکامل زندگی انسان را نگاه کنیم، میبینیم انسانها در دورهای یکجانشین شدند و دامپروری را آغاز کردند. دامپروری باعث شد تماس انسان با حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و سایر حیوانات بیشتر شود. این تماس بیشتر با حیواناتی که به آنها حیوانات مولد یا تولیدکننده میگوییم، باعث شد برخی بیماریها شانس انتقال از حیوان به انسان را پیدا کنند. به این بیماریها زئونوز یا بیماریهای قابل انتقال از حیوان به انسان گفته میشود؛ البته گاهی نیز امکان انتقال از انسان به حیوان وجود دارد.
حکیم مهر: بنابراین یکی از پایههای مفهوم سلامت واحد، توجه به بیماریهای مشترک انسان و حیوان است؟
بله. مفهوم سلامت واحد به ما میگوید احتمال دارد بسیاری از بیماریها از حیوانات به انسان منتقل شوند. نمونه آن را چند سال پیش در ماجرای بیماری کووید-19 دیدیم. اگر اخبار مرتبط با کووید-19 را دنبال کرده باشید، بارها این احتمال مطرح شد که ویروس ایجادکننده این بیماری ممکن است از خفاش، مینک یا جانوران دیگر به انسان منتقل شده باشد. این مسئله نشان میدهد بررسی روشهای انتقال بیماریها از حیوانات به انسان چقدر اهمیت دارد.
حکیم مهر: غیر از تماس انسان با دامها، چه تغییرات دیگری در سبک زندگی انسان باعث اهمیت بیشتر سلامت واحد شده است؟
دو اتفاق مهم دیگر هم در این زمینه رخ داده است. پس از دوره یکجانشینی و دامپرور شدن انسان، تغییر دیگری هم اتفاق افتاد و آن زندگی انسانها با تراکم بالا بود. امروز ساختمانهایی را میبینیم که تعداد زیادی انسان در آنها زندگی میکنند. وقتی افراد تا این اندازه به هم نزدیک میشوند، احتمال انتقال بیماری بین آنها افزایش پیدا میکند. فاصله افراد از یکدیگر کمتر میشود و مدت زمانی که در مجاورت هم هستند، بیشتر میشود. این موضوع ریسک انتقال بیماری را بالا میبرد.
حکیم مهر: نقش حیوانات خانگی در این میان چیست؟
اتفاق مهم دیگر، که در کشور خودمان هم شاهد آن هستیم، افزایش نگهداری از حیوانات خانگی است. باید بپذیریم که اکنون بخش زیادی از مردم از انواع حیوانات خانگی در خانههای خود نگهداری میکنند. ورود حیوانات خانگی به فضای خانه، اتفاقی شبیه همان تجربه دامپروری ایجاد میکند؛ یعنی تماس انسان با حیوانات بیشتر میشود. این بار، گروه دیگری از حیوانات را به خودمان نزدیک کردهایم و همین مسئله میتواند احتمال بروز بیماریهایی را که از حیوانات همراه یا پتها به انسان منتقل میشوند، افزایش دهد.
حکیم مهر: یعنی ممکن است در آینده با بیماریهای بیشتری از منشأ حیوانات خانگی مواجه شویم؟
بله. میتوانیم پیشبینی کنیم که اگر موارد مرتبط با دامپزشکی رعایت نشود و عزیزانی که از حیوانات خانگی نگهداری میکنند، مسائل بهداشتی و دامپزشکی را بهدرستی رعایت نکنند، ممکن است در آینده با بیماریهای دیگری مواجه شویم که از حیوانات به انسان منتقل میشوند؛ از جمله بیماریهای تنفسی یا انواع دیگری از بیماریها. البته با نظارت های صحیح دامپزشک ها و رعایت اصول نگهداری از حیوانات خانگی توسط صاحبان پت ها، تا حد زیادی میتوان جلوی این روند را گرفت و به عنوان یک دامپزشک مخالف نگهداری از حیوانات خانگی نیستم.
این موارد را عرض کردم تا بگویم مفهومی که شما فرمودید، یعنی سلامت واحد و اینکه انسانها تحت تأثیر محیط و حیوانات دیگر هستند، موضوعی بسیار مهم است و باید به آن توجه جدی شود.
حکیم مهر: برای توضیح این ارتباط میان بیماریهای انسانی و حیوانی و همچنین اثر محیط بر بروز بیماری ها، مثال مشخصی هم وجود دارد؟
بله. مثلا همه ما در اخبار شنیده ایم که افزایش جمعیت سگ های ولگرد علاوه بر آسیب به حیوانات وحشی، میتواند منجر به افزایش موارد حیوانگزیدگی انسان ها شود و ریسک انتقال برخی بیماری ها مثل هاری به انسان را افزایش دهد. در رابطه با اثر محیط بر بروز بیماری ها هم میتوان یک مثال بسیار معروف در این زمینه را یادآور شد. همان طور که میدانید، بیماری برونشیت عفونی یکی از بیماری های مهم صنعت طیور است. این بیماری ویروسی از حدود سالهای ۱۹۳۰ یا ۱۹۴۰ در پرندگان و مرغداریها باعث تلفات شده و میلیونها تلفات ایجاد کرده است. کرونایی هم که در انسان ایجاد شد، همخانواده همان ویروس برونشیت عفونی است که از سال ۱۹۳۰ در مرغداریها شاهد آن بودهایم، هر دو ویروس ذکر شده به خانواده ویروسی کروناویریده تعلق دارند (البته جنس های متفاوتی دارند و نباید تصور شود که منشا این دو بیماری یکی است)
حکیم مهر: این مثال چه ارتباطی با سبک زندگی امروز انسان دارد؟
در مرغداری، تراکم زیادی از ماکیان و پرندگان در یک فضای بسیار کوچک نگهداری میشوند. این تراکم، احتمال انتقال ویروس را بین آنها بالا میبرد. در نتیجه میبینیم که حدود یک قرن است این بیماری در پرندگان و مرغداری ها وجود داشته است. اکنون سبک زندگی انسان نیز به سمت تراکم بالاتر میرود. وقتی به شهرها و کشورهایی مانند هنگکنگ، چین، هند و حتی الگوهای شهرنشینی در سایر نقاط نگاه میکنیم، میبینیم این مسئله ما را به سمتی میبرد که باید در آینده بیشتر مراقب بیماریهای عفونی و به خصوص بیماریهای تنفسی در انسان باشیم. به بیان دیگر، میتوانیم از ارتباط مستقیم میان تراکم بالای پرندگان در مرغداری ها و افزایش شیوع ویروس برونشیت عفونی درس بگیریم و پیشبینی کنیم که با روند فعلی تغییر سبک زندگی انسان، میتوان پیشبینی کرد که در آینده احتمالا شیوع بیماری های تنفسی در انسان افزایش پیدا خواهد کرد، مگر اینکه به شکل دیگری در این روند مداخله کنیم.
حکیم مهر: آیا این نگاه میتواند کلید حل معضلات بزرگ سلامت در آینده باشد؟
بله. مفهوم سلامت واحد بسیار لازم و ضروری است و باید از دوران دانشآموزی به بچهها آموزش داده شود. دانشآموزان باید بدانند که ما به سمتی حرکت میکنیم که احتمال انتقال بیماری از حیوانات و محیط اطراف به انسان، نسبت به گذشته، بیشتر میشود. دلیل این موضوع هم تغییر سبک زندگی است؛ تغییری که نمیتوان بهطور کامل جلوی آن را گرفت. بخشی از آن قابل کنترل است، اما بخشی از آن به هر حال اتفاق میافتد.
حکیم مهر: آموزش سلامت واحد از سنین پایین چه کمکی میکند؟
ما باید نسبت به این موضوع گوشبهزنگ باشیم و به دانشآموزان آموزش دهیم که بسیاری از عوامل عفونی که در آینده قرار است با آنها سروکار داشته باشیم، میتوانند ریشه در حیوانات یا محیط اطراف داشته باشند. بهتر است این آموزش از همین حالا آغاز شود تا دانشآموزان بتوانند دید مقایسهای پیدا کنند و از سن کم متوجه شوند که برای مقابله با چنین بیماریهایی، نیاز به مطالعه چندوجهی داریم.
یعنی باید عامل عفونی را در حیوانات بررسی کنیم و ببینیم چگونه گسترش پیدا میکند؛ در محیط هم بررسی کنیم که چگونه انتشار مییابد. مجموعه این بررسیها میتواند کمک کند تا استراتژی درمانی یا پیشگیرانه مناسبتری برای کنترل بیماریها در آینده تنظیم شود.
بله. میتوانیم پیشبینی کنیم که اگر موارد مرتبط با دامپزشکی رعایت نشود و عزیزانی که از حیوانات خانگی نگهداری میکنند، مسائل بهداشتی و دامپزشکی را بهدرستی رعایت نکنند، ممکن است در آینده با بیماریهای دیگری مواجه شویم که از حیوانات به انسان منتقل میشوند؛ از جمله بیماریهای تنفسی یا انواع دیگری از بیماریها. البته با نظارت های صحیح دامپزشک ها و رعایت اصول نگهداری از حیوانات خانگی توسط صاحبان پت ها، تا حد زیادی میتوان جلوی این روند را گرفت و به عنوان یک دامپزشک مخالف نگهداری از حیوانات خانگی نیستم.
این موارد را عرض کردم تا بگویم مفهومی که شما فرمودید، یعنی سلامت واحد و اینکه انسانها تحت تأثیر محیط و حیوانات دیگر هستند، موضوعی بسیار مهم است و باید به آن توجه جدی شود.
حکیم مهر: برای توضیح این ارتباط میان بیماریهای انسانی و حیوانی و همچنین اثر محیط بر بروز بیماری ها، مثال مشخصی هم وجود دارد؟
بله. مثلا همه ما در اخبار شنیده ایم که افزایش جمعیت سگ های ولگرد علاوه بر آسیب به حیوانات وحشی، میتواند منجر به افزایش موارد حیوانگزیدگی انسان ها شود و ریسک انتقال برخی بیماری ها مثل هاری به انسان را افزایش دهد. در رابطه با اثر محیط بر بروز بیماری ها هم میتوان یک مثال بسیار معروف در این زمینه را یادآور شد. همان طور که میدانید، بیماری برونشیت عفونی یکی از بیماری های مهم صنعت طیور است. این بیماری ویروسی از حدود سالهای ۱۹۳۰ یا ۱۹۴۰ در پرندگان و مرغداریها باعث تلفات شده و میلیونها تلفات ایجاد کرده است. کرونایی هم که در انسان ایجاد شد، همخانواده همان ویروس برونشیت عفونی است که از سال ۱۹۳۰ در مرغداریها شاهد آن بودهایم، هر دو ویروس ذکر شده به خانواده ویروسی کروناویریده تعلق دارند (البته جنس های متفاوتی دارند و نباید تصور شود که منشا این دو بیماری یکی است)
حکیم مهر: این مثال چه ارتباطی با سبک زندگی امروز انسان دارد؟
در مرغداری، تراکم زیادی از ماکیان و پرندگان در یک فضای بسیار کوچک نگهداری میشوند. این تراکم، احتمال انتقال ویروس را بین آنها بالا میبرد. در نتیجه میبینیم که حدود یک قرن است این بیماری در پرندگان و مرغداری ها وجود داشته است. اکنون سبک زندگی انسان نیز به سمت تراکم بالاتر میرود. وقتی به شهرها و کشورهایی مانند هنگکنگ، چین، هند و حتی الگوهای شهرنشینی در سایر نقاط نگاه میکنیم، میبینیم این مسئله ما را به سمتی میبرد که باید در آینده بیشتر مراقب بیماریهای عفونی و به خصوص بیماریهای تنفسی در انسان باشیم. به بیان دیگر، میتوانیم از ارتباط مستقیم میان تراکم بالای پرندگان در مرغداری ها و افزایش شیوع ویروس برونشیت عفونی درس بگیریم و پیشبینی کنیم که با روند فعلی تغییر سبک زندگی انسان، میتوان پیشبینی کرد که در آینده احتمالا شیوع بیماری های تنفسی در انسان افزایش پیدا خواهد کرد، مگر اینکه به شکل دیگری در این روند مداخله کنیم.
حکیم مهر: آیا این نگاه میتواند کلید حل معضلات بزرگ سلامت در آینده باشد؟
بله. مفهوم سلامت واحد بسیار لازم و ضروری است و باید از دوران دانشآموزی به بچهها آموزش داده شود. دانشآموزان باید بدانند که ما به سمتی حرکت میکنیم که احتمال انتقال بیماری از حیوانات و محیط اطراف به انسان، نسبت به گذشته، بیشتر میشود. دلیل این موضوع هم تغییر سبک زندگی است؛ تغییری که نمیتوان بهطور کامل جلوی آن را گرفت. بخشی از آن قابل کنترل است، اما بخشی از آن به هر حال اتفاق میافتد.
حکیم مهر: آموزش سلامت واحد از سنین پایین چه کمکی میکند؟
ما باید نسبت به این موضوع گوشبهزنگ باشیم و به دانشآموزان آموزش دهیم که بسیاری از عوامل عفونی که در آینده قرار است با آنها سروکار داشته باشیم، میتوانند ریشه در حیوانات یا محیط اطراف داشته باشند. بهتر است این آموزش از همین حالا آغاز شود تا دانشآموزان بتوانند دید مقایسهای پیدا کنند و از سن کم متوجه شوند که برای مقابله با چنین بیماریهایی، نیاز به مطالعه چندوجهی داریم.
یعنی باید عامل عفونی را در حیوانات بررسی کنیم و ببینیم چگونه گسترش پیدا میکند؛ در محیط هم بررسی کنیم که چگونه انتشار مییابد. مجموعه این بررسیها میتواند کمک کند تا استراتژی درمانی یا پیشگیرانه مناسبتری برای کنترل بیماریها در آینده تنظیم شود.
حکیم مهر: اگر میتوانستید زمان را به عقب برگردانید و با آگاهی امروزتان مسیر شغلی خود را از نو انتخاب کنید، آیا باز هم همین مسیر پرچالش اما لذتبخش را پیش میگرفتید؟
تحقیقات، همانطور که خودتان فرمودید، نسبت به کارهای بالینی چالشهای زیادی دارد. یکی از چالشهای مهم این است که وقتی فرد کار بالینی را در دامپزشکی یا پزشکی شروع میکند، میتواند خیلی زودتر به استقلال مالی و منبع درآمد نسبتاً مناسب برسد. یعنی بازده پول، سرمایه و انرژیای که در دوران تحصیل صرف کرده، زودتر برمیگردد. اما رشتههای تحقیقاتی اینطور نیستند. فرد باید چندین سال تحصیل کند، یک پایاننامه سنگین را بگذراند و بعد از آن تازه اقدام کند تا بهعنوان پژوهشگر، عضو هیئت علمی یا عناوین مشابه، در مؤسسات تحقیقاتی یا دانشگاهها مشغول به کار شود. بنابراین یکی از چالشهای مهم کارهای تحقیقاتی و علوم پایه این است که ممکن است فرد دیرتر به استقلال مالی برسد. از این جهت، حرف شما را تأیید میکنم که این مسیر، چالشبرانگیز است.
حکیم مهر: با وجود این چالشها، چرا همچنان کار پژوهشی را ارزشمند میدانید؟
من همیشه این نکته را در کلاسهای المپیاد هم به بچهها میگویم. به آنها میگویم باید دقت کنید که بالین و پژوهش دو روی یک سکه هستند و بسیار به هم وابسته اند. برای اینکه بتوانیم در بالین جان بیماران را نجات دهیم، ابتدا باید با پژوهش روش های جدید درمان را کشف کنیم، چون باید دقت کنیم که میکروارگانیسم ها دوره تولیدمثلی بسیار کوتاه تری نسبت به انسان دارند و مثلا ای کُلای حدود هر 20 دقیقه یک بار تقسیم می شود و میدانیم که جهش ها (که عامل ایجاد تنوع هستند) عمدتا حین همانندسازی ماده ژنتیکی رخ می دهند. بنابراین میکروب ها با سرعت بسیار بالاتری نسبت به ما در حال سازگاری با محیط هستند و امروزه می بینیم که مثلا استینوباکتر پان رزیستنت در بیمارستان ها شایع شده که تقریبا هیچ آنتی بیوتیک معمولی روی آن تاثیر ندارد. این مسئله ما را مجبور میکند تا به تحقیقات و پژوهش بها دهیم، چون اگر این کار را نکنیم، شایستگی تکاملی خود را از دست خواهیم داد و ممکن است از محیط حذف شویم. ضمن اینکه من به واسطه اساتید عزیزی که در دوران دبیرستان و دوره عمومی دانشگاه داشتم، یک تعصب شخصی هم نسبت به پژوهش و تحقیق دارم.
حکیم مهر: البته این به معنای کماهمیت دانستن کار بالینی نیست؟
قطعاً نه. کار بالینی هم فوقالعاده ارزشمند است. برای خودم هم اینطور نیست که کار بالینی را کاملاً رها کرده باشم. گاهی به بیمارستان، پیش بچهها و دوستان میروم و اگر نیاز به کمکی باشد، کمک میکنم. ضمن اینکه برای اینکه یک محقق متوجه شود که مشکل فعلی در بالین چیست، باید ارتباط خود را با بالین حفظ کند تا سراغ یافتن راه حل آن ها برود.
جا دارد همین جا اشاره کنم که ورودی 93 دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران تعداد زیادی از کلینیسین های موفق حوزه دامپزشکی را تقدیم جامعه دامپزشکی کرده که در اینجا سعی میکنم از برخی از این عزیزان هم یاد کنم و به همه آن ها خسته نباشید میگویم. خانم ها و آقایان دکتر علی یادگاری، احمد رجبی، امیرمحمد رمضانعلی، نیما ابراهیمی، صدف صدری، نهال بابالی، آرزو رمضانی، دینا سرکش، سجاد رضائی، محمدرضا سلیمانی، احمد جهانیان، محمد منتظری و نازنین سمیعی و بسیاری دیگر از عزیزان. اما بهصورت کلی، چون نسبت به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی تعصب دارم، فکر میکنم اگر کسی واقعاً به این حیطه علاقهمند باشد، با وجود چالشهایی که شما هم فرمودید، میتواند اثر بسیار مثبتی بر علم دامپزشکی و پزشکی داشته باشد.
حکیم مهر: شما این نگاه پژوهشی را به دانشآموزان هم منتقل میکنید؟
بله. وقتی سر کلاس میروم، حتماً به بچهها توصیه میکنم که به کارهای تحقیقاتی فکر کنند. البته بخشی از فشار انتخاب رشته و حوزه کاری از طرف خانوادههاست. به همین دلیل، باید در این زمینه برای خانوادهها هم فرهنگسازی شود تا فشار زیادی به فرزندانشان وارد نکنند و بچهها بتوانند با آزادی عمل بیشتری رشتههای مورد نظرشان را انتخاب کنند. اگر دانشآموزان بتوانند از سن کم و قبل از ورود به دانشگاه با حوزههای تحقیقاتی آشنا شوند و بعد وارد رشتههای پژوهشی شوند، فکر میکنم میتوانند دستاوردهای زیادی برای کشور داشته باشند. همچنین میتوانند زمینه توسعه انواع محصولات جدید یا روشهای جدید را فراهم کنند که در پیشگیری یا درمان بسیاری از بیماریها مؤثر باشد. من همیشه تلاش میکنم بچهها را به سمت کارهای تحقیقاتی سوق بدهم، اما در عین حال چالشهای این مسیر را هم به آنها گوشزد میکنم.
تحقیقات، همانطور که خودتان فرمودید، نسبت به کارهای بالینی چالشهای زیادی دارد. یکی از چالشهای مهم این است که وقتی فرد کار بالینی را در دامپزشکی یا پزشکی شروع میکند، میتواند خیلی زودتر به استقلال مالی و منبع درآمد نسبتاً مناسب برسد. یعنی بازده پول، سرمایه و انرژیای که در دوران تحصیل صرف کرده، زودتر برمیگردد. اما رشتههای تحقیقاتی اینطور نیستند. فرد باید چندین سال تحصیل کند، یک پایاننامه سنگین را بگذراند و بعد از آن تازه اقدام کند تا بهعنوان پژوهشگر، عضو هیئت علمی یا عناوین مشابه، در مؤسسات تحقیقاتی یا دانشگاهها مشغول به کار شود. بنابراین یکی از چالشهای مهم کارهای تحقیقاتی و علوم پایه این است که ممکن است فرد دیرتر به استقلال مالی برسد. از این جهت، حرف شما را تأیید میکنم که این مسیر، چالشبرانگیز است.
حکیم مهر: با وجود این چالشها، چرا همچنان کار پژوهشی را ارزشمند میدانید؟
من همیشه این نکته را در کلاسهای المپیاد هم به بچهها میگویم. به آنها میگویم باید دقت کنید که بالین و پژوهش دو روی یک سکه هستند و بسیار به هم وابسته اند. برای اینکه بتوانیم در بالین جان بیماران را نجات دهیم، ابتدا باید با پژوهش روش های جدید درمان را کشف کنیم، چون باید دقت کنیم که میکروارگانیسم ها دوره تولیدمثلی بسیار کوتاه تری نسبت به انسان دارند و مثلا ای کُلای حدود هر 20 دقیقه یک بار تقسیم می شود و میدانیم که جهش ها (که عامل ایجاد تنوع هستند) عمدتا حین همانندسازی ماده ژنتیکی رخ می دهند. بنابراین میکروب ها با سرعت بسیار بالاتری نسبت به ما در حال سازگاری با محیط هستند و امروزه می بینیم که مثلا استینوباکتر پان رزیستنت در بیمارستان ها شایع شده که تقریبا هیچ آنتی بیوتیک معمولی روی آن تاثیر ندارد. این مسئله ما را مجبور میکند تا به تحقیقات و پژوهش بها دهیم، چون اگر این کار را نکنیم، شایستگی تکاملی خود را از دست خواهیم داد و ممکن است از محیط حذف شویم. ضمن اینکه من به واسطه اساتید عزیزی که در دوران دبیرستان و دوره عمومی دانشگاه داشتم، یک تعصب شخصی هم نسبت به پژوهش و تحقیق دارم.
حکیم مهر: البته این به معنای کماهمیت دانستن کار بالینی نیست؟
قطعاً نه. کار بالینی هم فوقالعاده ارزشمند است. برای خودم هم اینطور نیست که کار بالینی را کاملاً رها کرده باشم. گاهی به بیمارستان، پیش بچهها و دوستان میروم و اگر نیاز به کمکی باشد، کمک میکنم. ضمن اینکه برای اینکه یک محقق متوجه شود که مشکل فعلی در بالین چیست، باید ارتباط خود را با بالین حفظ کند تا سراغ یافتن راه حل آن ها برود.
جا دارد همین جا اشاره کنم که ورودی 93 دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران تعداد زیادی از کلینیسین های موفق حوزه دامپزشکی را تقدیم جامعه دامپزشکی کرده که در اینجا سعی میکنم از برخی از این عزیزان هم یاد کنم و به همه آن ها خسته نباشید میگویم. خانم ها و آقایان دکتر علی یادگاری، احمد رجبی، امیرمحمد رمضانعلی، نیما ابراهیمی، صدف صدری، نهال بابالی، آرزو رمضانی، دینا سرکش، سجاد رضائی، محمدرضا سلیمانی، احمد جهانیان، محمد منتظری و نازنین سمیعی و بسیاری دیگر از عزیزان. اما بهصورت کلی، چون نسبت به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی تعصب دارم، فکر میکنم اگر کسی واقعاً به این حیطه علاقهمند باشد، با وجود چالشهایی که شما هم فرمودید، میتواند اثر بسیار مثبتی بر علم دامپزشکی و پزشکی داشته باشد.
حکیم مهر: شما این نگاه پژوهشی را به دانشآموزان هم منتقل میکنید؟
بله. وقتی سر کلاس میروم، حتماً به بچهها توصیه میکنم که به کارهای تحقیقاتی فکر کنند. البته بخشی از فشار انتخاب رشته و حوزه کاری از طرف خانوادههاست. به همین دلیل، باید در این زمینه برای خانوادهها هم فرهنگسازی شود تا فشار زیادی به فرزندانشان وارد نکنند و بچهها بتوانند با آزادی عمل بیشتری رشتههای مورد نظرشان را انتخاب کنند. اگر دانشآموزان بتوانند از سن کم و قبل از ورود به دانشگاه با حوزههای تحقیقاتی آشنا شوند و بعد وارد رشتههای پژوهشی شوند، فکر میکنم میتوانند دستاوردهای زیادی برای کشور داشته باشند. همچنین میتوانند زمینه توسعه انواع محصولات جدید یا روشهای جدید را فراهم کنند که در پیشگیری یا درمان بسیاری از بیماریها مؤثر باشد. من همیشه تلاش میکنم بچهها را به سمت کارهای تحقیقاتی سوق بدهم، اما در عین حال چالشهای این مسیر را هم به آنها گوشزد میکنم.
حکیم مهر: در نهایت، به دانشآموز المپیادی که در میانه راه خسته یا ناامید شده، چه توصیهای میکنید؟
مسیر المپیاد واقعاً مسیر سختی است و بچههایی که در این مسیر هستند، سختی زیادی را تحمل میکنند. حجم مطالب، بهویژه در ایمنیشناسی و حوزه تکامل، بسیار بالاست. شاید دانشآموزان مجبور باشند چند هزار صفحه کتاب را مطالعه کنند که بیشتر آنها هم انگلیسی است. طبیعی است که مطالعه این منابع در سن پایین فشار زیادی به آنها وارد میکند. اما اگر بخواهیم جنبه مثبت آن را ببینیم، همانطور که عرض کردم، اگر این عزیزان بتوانند در مرحله دوم پذیرفته شوند و جزو ۴۰ نفر برتر کشور در آن سال قرار بگیرند، حداقل از بابت سهمیه ۲۰ درصدی خیالشان راحت میشود. اگر هم انشاءالله جزو هشت نفر اول شوند، مدال طلا میگیرند و مستقیم وارد دانشگاه میشوند. حتی اگر خدای نکرده این اتفاق نیفتد و دانشآموز در آزمون کتبی مرحله دوم قبول نشود، باز هم به دلیل اینکه درسهای چند سال اول دانشگاه و دوره علوم پایه را مطالعه کرده، این مسیر میتواند خیلی به او کمک کند. ضمن اینکه مجددا یادآوری میکنم که ذات مطالعه و یادگیری بسیار ارزشمند و مقدس است.
اگر بخواهم خودم را مثال بزنم، بعد از پایان دوره المپیاد، کتابهایی مثل بیوشیمی و فیزیولوژی گایتون که مطالعه کرده بودیم، واقعاً در دوره دانشگاه به من کمک کرد. در ترمهای اول، بسیاری از مطالب را از قبل و پیش از ورود به دانشگاه مطالعه کرده بودم. در نهایت همین موضوع به من کمک کرد که خدا را شکر در دوره عمومی، که ورودی سال ۱۳۹۳ بودم، بتوانم دوره شش، هفتساله عمومی را از نظر معدل کل بهعنوان شاگرد اول تمام کنم. همچنین در دوره تخصص هم توانستم در سال تحصیلی 1403-1404 و سال تحصیلی 1404-1405 برگزیده طرح بنیاد نخبگان شوم. بخش زیادی از مواردی که ذکر شد، بهخاطر اثرات مطالعاتی بود که در دوران دبیرستان، در درسهایی مثل بیوشیمی و فیزیولوژی داشتم.
در نهایت میخواهم بگویم اثرات مثبت المپیاد در دورههای بعدی زندگی همراه دانشآموز میماند. به همین دلیل فکر میکنم درست است که مسیر المپیاد مسیر پرریسکی است، اما در نهایت یک مسیر دو سر برد محسوب میشود و هر کسی که وارد این مسیر شود، در نهایت از آن سود خواهد برد.
حکیم مهر: ممون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
مسیر المپیاد واقعاً مسیر سختی است و بچههایی که در این مسیر هستند، سختی زیادی را تحمل میکنند. حجم مطالب، بهویژه در ایمنیشناسی و حوزه تکامل، بسیار بالاست. شاید دانشآموزان مجبور باشند چند هزار صفحه کتاب را مطالعه کنند که بیشتر آنها هم انگلیسی است. طبیعی است که مطالعه این منابع در سن پایین فشار زیادی به آنها وارد میکند. اما اگر بخواهیم جنبه مثبت آن را ببینیم، همانطور که عرض کردم، اگر این عزیزان بتوانند در مرحله دوم پذیرفته شوند و جزو ۴۰ نفر برتر کشور در آن سال قرار بگیرند، حداقل از بابت سهمیه ۲۰ درصدی خیالشان راحت میشود. اگر هم انشاءالله جزو هشت نفر اول شوند، مدال طلا میگیرند و مستقیم وارد دانشگاه میشوند. حتی اگر خدای نکرده این اتفاق نیفتد و دانشآموز در آزمون کتبی مرحله دوم قبول نشود، باز هم به دلیل اینکه درسهای چند سال اول دانشگاه و دوره علوم پایه را مطالعه کرده، این مسیر میتواند خیلی به او کمک کند. ضمن اینکه مجددا یادآوری میکنم که ذات مطالعه و یادگیری بسیار ارزشمند و مقدس است.
اگر بخواهم خودم را مثال بزنم، بعد از پایان دوره المپیاد، کتابهایی مثل بیوشیمی و فیزیولوژی گایتون که مطالعه کرده بودیم، واقعاً در دوره دانشگاه به من کمک کرد. در ترمهای اول، بسیاری از مطالب را از قبل و پیش از ورود به دانشگاه مطالعه کرده بودم. در نهایت همین موضوع به من کمک کرد که خدا را شکر در دوره عمومی، که ورودی سال ۱۳۹۳ بودم، بتوانم دوره شش، هفتساله عمومی را از نظر معدل کل بهعنوان شاگرد اول تمام کنم. همچنین در دوره تخصص هم توانستم در سال تحصیلی 1403-1404 و سال تحصیلی 1404-1405 برگزیده طرح بنیاد نخبگان شوم. بخش زیادی از مواردی که ذکر شد، بهخاطر اثرات مطالعاتی بود که در دوران دبیرستان، در درسهایی مثل بیوشیمی و فیزیولوژی داشتم.
در نهایت میخواهم بگویم اثرات مثبت المپیاد در دورههای بعدی زندگی همراه دانشآموز میماند. به همین دلیل فکر میکنم درست است که مسیر المپیاد مسیر پرریسکی است، اما در نهایت یک مسیر دو سر برد محسوب میشود و هر کسی که وارد این مسیر شود، در نهایت از آن سود خواهد برد.
حکیم مهر: ممون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

همین که یه دامپزشک المپیاد تدریس میکنه خیلی عالیه و سطح علمی بالای دامپزشکی رو میرسونه
با توجه به ترکیب مخاطبان حکیم مهر که شامل دانشجویان، دامپزشکان و فعالان حوزه علوم زیستی است، شاید جای یک بخش کوتاه درباره خودِ پژوهش های مهمان هم خالی بود، سؤالاتی درباره مهمترین پروژهای که تاکنون روی آن کار کردهاند، بزرگ ترین چالش یا بن بست پژوهشی شان، یا اینکه یافته های ایشان در عمل چه کاربردی برای سلامت دام یا مفهوم سلامت واحد میتواند داشته باشد. چنین بخشی نه از ارزش روایت انگیزشی مصاحبه کم میکرد، نه فضای صمیمی آن را بر هم میزد، بلکه میتوانست پلی باشد میان مسیر رسیدن به علم و خودِ علم.
یک نکته دیگر هم در همین راستا قابل بررسی است، جایی که درباره ظرفیت بیشتر دامپزشکی برای کشف علمی نسبت به پزشکی صحبت شده و دلیل آن محدود بودن پزشکی به مطالعه یک گونه، یعنی انسان، عنوان شده است. این مقایسه به همان شکل کلی که بیان شده، چندان دقیق نیست، چون بخش بسیار بزرگی از پژوهشهای پایه در پزشکی و ایمنی شناسی انسانی هم اساسا روی گونههای غیرانسانی انجام میشود، از موش و رت گرفته تا زبرافیش، پریمات ها و حتی همان مگس سرکهای که خودشان به درستی به کشف خانواده پروتئینهای Toll در آن اشاره کردند. آنچه واقعا محدود به گونه انسان میماند، کاربرد نهایی بالینی پزشکی است، نه لزوماً دامنه پژوهشی آن. به همین دلیل شاید دقیقتر این باشد که بگوییم دامپزشکی در کاربرد بالینی دامنه گونهای وسیعتری دارد، نه اینکه بهطور کلی ظرفیت کشف علمی بیشتری نسبت به پزشکی داشته باشد؛ تمایزی که در متن مصاحبه کمی مبهم مانده است.
نکته دیگری هم درباره بخشی از توضیحات علمی مصاحبه قابل ذکر است، چون این بخش دیگر روایت شخصی نیست و ادعای علمی به شمار میرود. در توضیح مربوط به مقاومت آنتیبیوتیکی و مثال باکتریهای پانرزیستنت، جهش و فشار انتخابی ناشی از سرعت بالای تولیدمثل میکروارگانیسمها قطعاً بخشی از واقعیت را نشان میدهد، اما در بسیاری از پاتوژنهای بیمارستانی، بهویژه در باکتریهایی مانند Acinetobacter baumannii، انتقال افقی ژن از طریق پلاسمیدها و عناصر ژنتیکی متحرک نقش بسیار مهمی، و در بسیاری موارد تعیینکننده تری، در گسترش سریع مقاومت دارد. طرح این نکته در کنار توضیح مربوط به سرعت جهش، تصویر کامل تر و دقیق تری از پدیده به مخاطب میداد، بهویژه که خود ایشان در جای دیگری از مصاحبه، در تمایز میان ویروس برونشیت عفونی طیور و کرونای انسانی، دقت علمی قابل تحسینی نشان داده اند.
در مجموع، این مصاحبه در چارچوبی که برایش طراحی شده، یعنی معرفی یک پژوهشگر جوان و روایت مسیر علمی او، موفق عمل کرده است. آنچه مطرح شد نه نقدی بر اصل این گفتوگو، بلکه پیشنهادی برای غنی تر شدن نسخه های آینده این سلسلهمصاحبه هاست ، شاید در ادامه این مسیر، ترکیب روایت زندگی علمی با چند سؤال تخصصی کوتاه بتواند ارزش افزوده بیشتری برای مخاطبان حرفهایتر این رسانه ایجاد کند.