
حکیم مهر - بیطارباشی: این روزها اگر وارد فضای مجازی شوی، فکر میکنی حیوانات از درد بیماری رنج نمیبرند؛ از کمبود محتوا رنج میبرند!
قبلاً دامپزشک دنبال رگ میگشت تا سرم وصل کند، حالا اول دنبال نور مناسب میگردد که ویدئو «اکسپلورپسند» از آب دربیاید.
قبل از معاینه:
«صبر کنید... دوربین روشن نیست!»
قبل از جراحی:
«بچهها، حتماً این ویدئو رو سیو کنید، ممکنه یک روز به دردتون بخوره... البته امیدوارم هیچوقت به دردتون نخوره!»
بعد از جراحی:
«اگر این ویدئو ۱۰ هزار لایک بخوره، قسمت دومش رو هم میذاریم!»
انگار بعضی حیوانات به جای پرونده پزشکی، پرونده تولید محتوا دارند.
گربه بیچاره هنوز از بیهوشی کامل بیدار نشده، کپشنش آماده است:
«وقتی همه گفتند امیدی نیست، ما تسلیم نشدیم...»
واقعاً چه کسی این همه دیالوگ انگیزشی را برای یک جرم گوش نوشته است؟
یک زمانی افتخار دامپزشک این بود که صاحب حیوان، او را به دیگران معرفی کند.
امروز افتخار این است که الگوریتم اینستاگرام او را معرفی کند.
قبلاً میگفتند:
«دکتر خیلی حاذقیه.»
حالا میگویند:
«دکتر همونه که اون ریلزش سه میلیون بازدید خورد؟»
یعنی معیار تخصص، از مقاله علمی رسیده به تعداد اشتراکگذاری!
برخی از ویدئوها هم ساختار ثابتی دارند:
ثانیه اول:
«اگر حیوان داری، این ویدئو میتونه جونش رو نجات بده!»
ثانیه پنجم:
«قبلش حتماً پیج رو فالو کن...»
ثانیه پانزدهم:
«این کیس خیلی نادره...»
ثانیه چهل:
تبلیغ غذای حیوانات.
ثانیه شصت:
«ادامه در قسمت بعد...»
و تو تا آخر هم نمیفهمی حیوان دقیقاً چه مشکلی داشت!
یک ژانر دیگر هم هست؛ ژانر «شوکهکننده».
«باورم نمیشد داخل معده سگ چی پیدا کردیم!»
«دامپزشکها نمیخوان این راز رو بدونی!»
«این اشتباه رو ۹۹ درصد صاحبان حیوانات انجام میدن!»
آخر ویدئو هم معلوم میشود سگ، جوراب خورده است؛ اتفاقی که تقریباً هر دامپزشکی چند بار دیده!
بعضیها هم آنقدر از واژه «اورژانس» استفاده میکنند که اگر روزی واقعاً یک اورژانس واقعی پیش بیاید، مخاطب فکر میکند باز هم تیزر قسمت بعد است.
«فاجعه!»
«وحشتناک!»
«باورنکردنی!»
برادر من... گربه فقط ناخنش شکسته!
البته انصاف هم خوب چیزی است. فضای مجازی اگر درست استفاده شود، میتواند جان حیوانات زیادی را نجات دهد؛ آموزش واکسیناسیون، تغذیه، پیشگیری از بیماریها، رفتارشناسی و آگاهیبخشی، همه ارزشمندند.
اما مشکل از جایی شروع میشود که هدف، دیگر آموزش نیست؛ بلکه هر اتفاق سادهای باید تبدیل به سناریوی هالیوودی شود.
گاهی احساس میکنی حیوان بیچاره بین دو نگرانی گیر کرده:
«دکتر منو درمان میکنه؟»
یا
«اول ازم تامبنیل میسازه؟»
و یک پیشنهاد دوستانه:
شاید بد نباشد هر از گاهی به جای این جمله:
«حتماً تا آخر ببین...»
بگوییم:
«اگر حیوانت بیمار است، به جای دیدن این ویدئو، او را نزد دامپزشک ببر.»
چون هیچ ریلزی، جای معاینه واقعی را نمیگیرد؛ و هیچ تعداد فالووری هم نمیتواند جای اعتماد، اخلاق حرفهای و علم را پر کند.
ما تصور میکنیم الگوریتم محتوا را انتخاب میکند ولی شاید واقعیت این باشد که الگوریتم، انسان ها را بازطراحی میکند.
الهی که بروسلوز نگیری
همه ما در یک انحطاط شرمناک در حال غوطه ور شدنیم. فقط دامپزشک ها نیستند. چطور یک پزشک جراح به جای مداوای بیماران فکر و ذکرش شده بزرگ کردن ایجا و آنجای چند دختر بچه معصوم. اما وضع دامپزشکی بدتر هم هست. آن زمان که امثال دکتر بازرگانی را به زور بازنشسته میکردند و به مقاله های دیتا سازی شده امتیاز میدادند باید فکر اینجایش را هم میکردند که دانشجو دیگر از استادش تقلید نمیکند به اساتید اینستاگرام فرادانشگاهی امید میبندد. تازه اولش هست
|
عالی
بیطار نباشی طنزش کجاش بود
خسته ام. تعرفه های غیر واقعی هستند، کسی واسش مهم نیست.