
حکیم مهر: اظهارات اخیر رئیسجمهور در نشست با رؤسای دانشگاهها از تغییر رویکرد دولت نسبت به آموزش عالی حکایت دارد؛ رویکردی که بر پیوند دانشگاه با مسائل واقعی کشور، ارتقای نقش استادان و دانشجویان در حل چالشهای ملی و بهرهگیری از ظرفیت علمی برای افزایش بهرهوری و اصلاح ساختارهای اقتصادی تأکید دارد. در یادداشت پیشرو، «مهدی شیردلیان»، پژوهشگر حوزه آموزش عالی، ابعاد این تحول و الزامات تحقق آن را بررسی کرده است.
به گزارش حکیم مهر به نقل از ایسنا، آموزش عالی در ایران طی سالهای گذشته همواره با این انتقاد روبرو بوده است که بخش قابل توجهی از ظرفیت علمی دانشگاهها در حل مسائل کشور به کار گرفته نمیشود و فاصله میان دانشگاه، صنعت و نظام اجرایی همچنان پابرجاست.
از سوی دیگر، موضوعاتی همچون وضعیت معیشتی اعضای هیئت علمی، کیفیت زیرساختهای پژوهشی، ارتباط آموزش با نیازهای بازار کار و نقش دانشگاه در تصمیمسازیهای کلان، از مهمترین چالشهای این حوزه به شمار میرود. در چنین شرایطی، سخنان اخیر رئیسجمهور در جمع رؤسای دانشگاهها، نشانههایی از یک تغییر رویکرد در سیاستگذاری آموزش عالی را نمایان کرد؛ رویکردی که به جای تأکید صرف بر تولید علم، بر کارآمدسازی دانشگاه، تقویت ارتباط آن با بخشهای اقتصادی و اجرایی و تبدیل دانش به راهحل برای مسائل واقعی کشور تمرکز دارد. یادداشت مهدی شیردلیان، پژوهشگر حوزه آموزش عالی با واکاوی این دیدگاه، فرصتها، چالشها و الزامات تحقق چنین تحولی را مورد بررسی قرار میدهد.
از «قلعه تئوریزهشده» تا «کارخانه واقعی حل مسئله»
"نشست رئیسجمهور با رؤسای دانشگاهها، فراتر از یک دیدار معمول بود. در میان صحبتهایی که مطرح شد، یک تغییر نگاه به آموزش عالی به چشم میخورد؛ تغییری که اگر به مرحله اجرا برسد، میتواند مسیر دانشگاه را تا حد زیادی تغییر دهد.
دکتر پزشکیان این بار به جای تکرار شعارهای همیشگی، از سه محور مشخص صحبت کرد؛ اینکه معیشت و انگیزه اساتید باید با میزان اثرگذاری و ارزشآفرینی آنها گره بخورد، بنگاههای زیانده دولتی به میدان تجربه و یادگیری دانشجویان تبدیل شوند و تجهیز آزمایشگاهها هم نه یک هزینه اضافی، بلکه سرمایهگذاری برای آینده کشور دیده شود.
اما شاید مهمتر از همه اینها، نگاهی بود که به نقش دانشگاه داشت. سالها است دانشگاهها در یک سو مشغول تولید مقاله و پایاننامه هستند و در سوی دیگر، صنعت، بانکها، بیمهها و بسیاری از دستگاههای اجرایی با مسائل و مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند که همچنان بیپاسخ مانده است. این دو دنیا، با وجود آنکه به هم نیاز دارند، کمتر با یکدیگر ارتباط مؤثری برقرار کردهاند.
آنچه رئیسجمهور دنبال میکند، کم کردن همین فاصله است؛ اینکه دانشگاه فقط محل آموزش و نظریهپردازی نباشد، بلکه به جایی تبدیل شود که برای مسائل واقعی کشور راهحل ارائه کند. در چنین نگاهی، استاد فقط در کلاس درس نقشآفرین نیست، بلکه میتواند دانش و تجربه خود را در مدیریت و اصلاح بنگاههای اقتصادی به کار بگیرد. دانشجو هم صرفاً دریافتکننده مطالب درسی نیست، بلکه از همان دوران تحصیل درگیر حل مسائل واقعی میشود و نتیجه کارش را در میدان عمل میبیند.
البته رسیدن به این نقطه آسان نخواهد بود. ساختارهای اداری پیچیده، مقاومتهایی که در برابر تغییر وجود دارد و رویههایی که سالها به همان شکل ادامه پیدا کردهاند، موانع کوچکی نیستند. طبیعی است که چنین تغییری بدون پیگیری مستمر و همراهی بخشهای مختلف دولت و سایر قوا به نتیجه نرسد.
با این حال، به نظر میرسد دکتر پزشکیان این بار قصد دارد دانشگاه را از حاشیه تصمیمسازی خارج کند و آن را به یکی از بازیگران اصلی حل مسائل کشور تبدیل کند. اگر این نگاه در عمل هم دنبال شود، دانشگاه دیگر فقط محلی برای تولید دانش نخواهد بود؛ بلکه میتواند به موتور تولید راهحل، تصمیمسازی علمی و افزایش بهرهوری در اقتصاد و حکمرانی کشور تبدیل شود."
والا لینا یادشون رفته دانشگاه آزاد واسه چی ایجاد شد.... هرچقدر دانشگاه آزاد تونست،................
این چه دستگاه آموزش عالیست که حتی حاضر نیست صدای دانشجوی دکتری حرفه ای دامپزشکی رو که به دنبال رفع تبعیض و اجرای عدالت آموزشیست،بشنوه؟چرا بین دانشجویان وزارت علوم و دانشجویان وزارت بهداشت تبعیض قائل میشوید؟
|
سکوت
آموزش عالی در ایران بسیار ناکارآمد است.صرفا به دستگاه اداری تبدیل شده است که اساتید با دریافتن راه ارتقا رتبه از مربی به استاد به تعداد مقالات و اینجور کارهای شکلی و کپی برداری پایان نامه ها و مقالات سایر دانشگاههای داخلی و خارجی و تغییرات جزئی در آن و افزایش امتیاز ، ارتقا رتبه گرفته و دنبال حقوق و مزایای رتبه استاد تمامی هستند در حالی که بخشی که در آن استاد شده اند در جامعه خارج دانشگاه ، هیچ ما به ازائی ندارد و هیچ مشکلی را جامعه نمی توانند برطرف کنند.صرفا دنبال مزایای راحت و زیاد هستند.اینکه پزشکیان بتواند یا نتواند این تغییر را ایجاد کند ، مشخص نیست اما آنچه مسلم است درصورت عدم تغییر وضعیت موجود ، دانشگاههای ایران به چنان بی کفایتی در سطح جهانی دچار خواهند شد و شده اند و دولت هم بتدریج از زیر تامین هزینه آنها ، خواهد کشید و تقریبا همه دانشگاهها ، پولی خواهند شد مانند دنیا.اینجاست که دیگر دانشگاه برای افزایش کارایی و مطرح شدن مجبور می شود از بکارگرفتن اساتید قلابی خودداری نماید و اساتید موجود نیز بر کارآیی واقعی خود بیافزایند.
|
فساد پژوهشی اگر در همین قدر که توصیف کردید میموند قابل تحمل بود
فکری به حال دانشگاه آزاد کنید،چرا که از لحاظ آموزشی،پژوهشی،مالی و اداری هیچ نظارتی روش نیست!