
دلنوشتهی یک فارغالتحصیل دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت
دانشجویان واحد بافت بدون کوچکترین مکث و دستاندازی موفق به کسب نظام دامپزشکی شدند و ضمن حضور در حوزههای متفاوت دامپزشکی در قبولیهای آزمون تخصص نیز درخشیدهاند. سال ۹۷ دانشجویان ورودی ۹۵-۹۶ دانشکدهی دامپزشکی واحد آزاد بافت که روزها و هفتهها با تکرار تماشای اخباری از قبیل (فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد بافت از عضویت در سازمان نظام دامپزشکی محروم شدهاند) شب را با استرس و صبح را در مسیر اعتصاب گذرانده بودند.
اصلا مگر میشود رویایی که برای رسیدن داشتی، زحمتی که برای شدن کشیدی، و جایگاهی که سالها تصورش کردی، با یک جمله اینچنین زیر علامت سوال خم شود؟ مگر میشود دانشکدهای در دفترچهی انتخاب رشته اعلام ظرفیت کرده باشد ولی مورد قبول هیچ سازمانی قرار نگیرد؟ مگر میشود دامپزشک فارغالتحصیل باشی، بدون شمارهی نظام؟ اصلا مگر میشود فارغالتحصیل شد؟
از که میتوانست جواب بخواهد دکتر (ص) که نامه را نوشته بود؟دانشگاه آزاد که چرا برای حق دانشجو شفافسازی نمیکرد و یا وزارت علوم که چگونه اجازهی همچین نامهای را صادر کرده است؟ از نظر او تنها یک قربانی در این ماجراست: رویاهایش!
عواقب و اثرات پیگیریهای ظاهری آقایان بالادست
امروز که نزدیک به سه سال از تاریخ فارغالتحصیلیام میگذرد و نزدیک به سه سال سابقهی کار در زمینهی دامپزشکی را دارم، به این فکر فرو رفتم که دغدغهی سالهای دور، گاهی حتی باعث ثانیهای مکث و کوچکترین دستاندازی در مسیر تو نخواهند بود؛ اما به عنوان دانشجوی سابق با اثرات زخم قبلی به سرپرستی از همکلاسیهای سابق و همکارهای اکنونم، وظیفهی خود دانستم که نقل کنم که ما جنگیدن را بلد بودیم و رسیدن را عمیق میخواستیم؛ شما اما مراقب کلمات نبودید؛ تحمل بار کلمات برای شانههای ظریف ممکن نیست و قوی کردن آن شانهها نیز وظیفهی ما نیست.
از سطحیترین عواقب مستقیم آن روزها، استرس و حال بد شروع میکنم که به عمق ماجرا انصراف و عدم ورود و صرفنظر از رویاها برسم.
روزهایی که چشمها استرس هماتاقی، حال بد همکلاسی، بلاتکلیفی بچههای جدیدالورود و حتی فکر به انصراف دانشجویان را بارها و بارها از نزدیک دیده است. دانشجویی که برای ثبتنام آمده و بعد از لمس این اخبار از جانب خانواده مشروط شد که رویایش را بفروشد، حتی اجازهی ورود را در این رشته را از دست داد و بار را برای همیشه از این صنف بست. رویاهایی که اجبارا به مسیر دیگری ختم شدند را چه کسی پاسخ میداد؟
حتی اگر حق با عزیزانی بود که رسالت خود را بستن ظرفیت میدانستند، حتی اگر دانشکدهای صلاحیت ادامه دادن نداشت، حتی اگر نیاز به انحلال و رسیدگی به پذیرشهای مازاد بود، اقدامات و تیترهای منتشره صرفا یک چیز را پررنگ میکردند؛ عدم هماهنگی وزارت علوم و عدم دفاع واضح دانشگاه آزاد از حق دانشجویانش. گناهکار اصلی را نمیدانم اما بیگناه اصلی دانشجویی بود که فقط میخواست در مسیر خواستهاش قدم بردارد.
وضعیت کنونی بعد از کنار آمدن آقایان بالادست
ضمن تاکید بر این موضوع که دانشگاههای دامپزشکی ایران از نظر شخص بنده و استانداردهای جهانی همچنان بسیار و بسیار و بسیار جای خالی دارند که با هیچ کلمهی مناسبی پرنخواهد شد، اما اکنون که موفقیت خودم و همکلاسیهایم را میبینم، با تمسخر به آن روزها نگاه میکنم؛ چه میگفتند و چه شدیم.
ما در روند گرفتن نظام به اختلال نخورده بودیم؛ حتی یک مرکز با دیدن عملکردمان محل تحصیل را زیر سوال نبرد (مراکز تحت نظر افراد آگاه به دور از دهنبینی و کوتهنگری)؛ و حتی یک لحظه مانعی برای ورود به این صنف نداشتیم و چه نابهجا درد کشیده بودیم. بله تعریف موفقیت از زبان هرکس متفاوت اما برای هر دامپزشکی در ابتدا ورود به صنف و رشتهی مورد علاقهاش و بعد استقلال کاری در آن زمینه، تاسیس کلینیک و مدیریت بیماری در مراکز طیور، زنبور و آبزیان، نظارت بر کشتارگاهها و کارخانههای بستهبندی، ورود به سازمانهای دولتی، تدریس و غیره و غیره موفقیت به حساب میآید.
و ما رسیدیم اما شما ماندید و شاید با خواندن این مطلب ثانیهای عذاب وجدان، که اگر به جای هجمه وارد کردن اصولیتر اقدام میکردید و به جای استرس دادن به دانشجوی با استعداد، مستقیمتر موضوع را به بالادستیها مطرح میکردید، اکنون شما مخاطب قرار نمیگرفتید!
شاید هم بهتر باشد دو واحد با نام تحمل بار ایرادهای وارده به مدیریت تاسیس اصولی دانشگاهها و کنترل ظرفیت آن را دانشجو هم پاس کند بلکه میزان شوک را بتوانیم به حداقل برسانیم.
پینوشت از حکیم مهر:
موضع حکیم مهر همچنان بر عدم افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی دامپزشکی و تاسیس دانشکدههای دامپزشکی جدید استوار است ولیکن با توجه به فارغالتحصیلی این عزیزان و اینکه در حال حاضر به عضویت این صنف درآمدهاند، انتظار است از فرصت برابر در اشتغال و ادامه تحصیل برخوردار شوند و مورد حمایت سازمانهای ذیربط قرار گیرند.
ما دانشجویان دکتری حرفه ای دامپزشکی خواستار عدالت آموزشی در خصوص آزمون پره اینترنی (پیش کارورزی) میباشیم،وزارت بهداشت برای سایر رشته های مقطع دکتری حرفه ای،اعم از پزشکی،دندانپزشکی و داروسازی،آزمون پره اینترنی (پیش کارورزی)را با معدل کل جایگزین کرد،در صورتی که ما دانشجویان دکتری حرفه ای دامپزشکی توسط وزارت علوم به فراموشی سپرده شدیم ! ما خواهان امتیاز ویژه نیستیم بلکه خواستار رفع تبعیض و اجرای عدالت آموزشی هستیم،رسیدگی فوری نمایید
متاسفانه در اغلب مواقع کارگروه دامپزشکی وزارت علوم و همچنین سازمان نظام دامپزشکی،حزیاد میزن و هیچ کارکرد مثبتی برای دانشگاه و دانشجو نداشته اند!
از سال 1402 به صورت ظاهری ظرفیت مندرج در دفترچه انتخاب رشته رو کاهش دادن،اما در واقعیت هنگام اعلام نتایج کنکور،تعداد داوطلبان پذیرفته شده که جهت ثبت نام به دانشگاه محل قبولی مراجعه میکنند بسیار بیشتر از ظرفیت اعلامی در دفترچه است! بسیاری از مسئولان اعم از ریاست سازمان نظام دامپزشکی،ریاست کارگروه دامپزشکی وزارت علوم،مدیر کل وقت دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم که خودشون از اساتید دامپزشکی بودند و...از این موضوع به عنوان یک دستاورد بزرگ در رسانه ها یاد کردند،در حالی که هیچ دستاوردی در زمینه کاهش ظرفیت نداشته اند و دانشگاه ها مانند گذشته،اقدام به پذیرش گسترده میکنند!
امتحان مهمترین مرحله برای دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی و دامپزشکی است نه معدل
|
چرا خودتون با پزشکی جمع می بندین؟
ده ها دامپزشک عمومی و متخصص که DVM در این دانشکده بودیم هیچ گاه حس خلا آموزشی نداشتیم
|
حتما همه جا با افتخار رتبه کنکور و واحدی که ازش فارغ التحصیل شدین اعلامکنین
|
جناب عظیمی شما هم اعلام کن ، تا کمد افتخارات شما رو هم ببینیم و حظ کنیم
تا زندهایم، خاکسترِ آن روزها را در ناخنهای یاد میساییم،
|
اینکه سالها بر دانشجویان و دانشآموختگان این دانشکده، زخمِ زبان، خوارشماری و دلهره روا داشته شد و آینده شغلی و حرفهای آنان با سخنان نسنجیده و داوریهای شتابزده به پرسش گرفته شد، چیزی نیست که با یک «حق با شما بود» ساده به فراموشی سپرده شود. آنان که بهجای پشتیبانی از دانشجو، او را قربانی کشمکشها، کینهتوزیها و حسابکشیهای خود کردند، باید در برابر رنج و اضطرابی که بر جوانی و آرامش این افراد روا داشتند، پاسخگو باشند.
«دو قرن سکوت» زرینکوب؛ و اینبار نه دو قرن، که یک دهه سکوت؛ دههای که بر دانشجویان، دانشآموختگان و استادان این دانشکده گذشت و به غمنامهای خاموش از اضطراب، بیمهری و ناگفتهها بدل شد. اما سکوت همواره نشانه رضایت نیست؛ گاه، تاریخ بلندترین فریادهای خود را از دل سکوتشدگان روایت میکند. و امروز، ایستادگی، دانش و سربلندی این فرزندان ، گواه آن است که هیچ طوفان و بیمهریای نتوانست عزم آنان را در پیمودن راه دانش و خدمت به دامپزشکی درهم بشکند؛ به احترام این پایداری، باید کلاه تعظیم از سر برداشت.
|
انشاء الله فتح قله های بافت شناسی
چقدر این متن قشنگ بود درود به همه دامپزشکان این دانشکده
امیدوارم هیچوقت پشبمون نشید .
از دوستان دانشگاه بافت یک سوال داشتم با چه رتبه ای در کنکور سراسری در این دانشگاه قبول شدید؟
|
ی سوال از شما دوست عزیز دارم
|
شما هم رتبه و افتخاراتت رو اعلام کن تا قیاس منطقی تر باشه
|
جناب متین عزیز بنده شما رو میشناسم افتخار بزرگ شما این بوده که زیر پست یک استاد جراحی از دانشگاه خودتون بنویسید (جانا سخن از دل ما میگویی ) و لایک کنه برات
با رتبه پانزده هزار و دویست و پنجاه و سهمیه ایثارگری و خانواده شهید قبول شدم 👏👏👏
|
بزرگوار کسی که سهمیه داشته باشه ترم اول رو بگذرونه جا به جایی می گیره هر جا دلش بخواد کسی هم نمی تونه جلوش رو بگیره
|
علی داری اشتباه یم زنی!
|
محمودی این رتبه که گفتی اگر در سهمیه 25 درصد باشه یعنی تو پزشکی دولتی هم می اوردی! تا 100 هزار پزشکی میاره تو اون سهمیه
واقعا به عنوان کسی که در دانشگاه شهید باهنر کرمان در دوره روزانه دامپزشکی خوندم و حتی تخصصمم در باهنر کرمان گرفتم ..و بار ها پیشنهاداتی به من میشد در زمان تخصص برم بافت تدریس کنم باید بگم بنده برای علم و عالم حرمت ویژه ای قائل هستم هیچ وقت راضی نشدم برم در بافت تدریس کنم چون متاسفانه هیچ پروتکل درستی رعایت نمیشه برای آموزش و دانشجوها با رتبه های خیلی خیلی زیاد میان در اون دانشکده درس بخونن..هیچ غربالگری درست اولیه ای نداره ضمن اینکه این دانشکده کیفیت درستی در تربیت دامپزشک حرفه ای نداره دلایلی هست خب اینجا نمیشه توضیحح داد ولی یادمه دانشگاه باهنر هم هرگونه ارتباط وهمکاری علمی خودشو با بادانشگاه ازاد بافت قطع کرد و از همه دانشجو ها هم خواست هیچ همکاری علمی باهاش نکنن...متاسفانه باید منحل بشه..جالب اینجاست مدام دکترای حرفه ای میده بیرون بدون رعایت استاندارد ها..و همین به اصطلاح دکترهای فارغ النحصیل بافت میان و رقیب کاری افراد نخبه و پر تلاشی میشن که در دانشگاه های رنک وتیپ یک با بهترین معدل وچاپ بهترین مقالات فارغ التحصیل شدن..این عدالت آموزشی نیست..کاملا تباه کردن تلاش های یک نخبه است..نمیشع در کفه ترازو فارغ التحصیل بافت با فارغالتحصیلان مثلا دانشگاهی آزاد علوم تحقیقات در یک کفه قرار بگیرن..این عدم تدبیر حساب میشه لطفاً چاره ای اندیشیده بشه..
|
شما خودتون به خودتون می گید نخبه
|
واقعا متاسفم برای شما که خودتون رو با همچین طرز فکری نخبه میدونید،اینکه یکسری امکانات اموزشی رو دانشجوهای بافت در سال اول نداشتن دلیل بر این نمیشه که دانشجوهای اون دانشگاه از سواد علمی برخوردار نباشن یا تلاش نکرده باشن،اتفاقا کاملا بر عکس با تمام سختی ها با تمام مشکلات و استرس ها و با تمام نا ملایمات همه سخت تلاش کردن و خداروشکر داریم میبینیم که داخل خیلی از مراکز کرمان بچه ها فعال هستن و خداروشکر از عملکردشون هم راضی هستن.قبولی بچه ها در مقاطع تخصصی گویای تلاش و زحمت و موفقیت این دانشجوهاست.
|
جناب دکتر عزیز رقابت در فضای کاری با رتبه دانشگاه و مقاله و این حرف ها انجام نمیشه دامداری که دنبال درمان دام بیمار خود و کاهش ضرر های خودش هست به این فکر نمی کنه که شما فارغالتحصیل چه دانشگاهی هستید یا چه رتبه ای داشتید بحث مشکلات دانشگاه باهنر با واحد بافت هم رتبه و فلان و بهمان نبوده و نیست این حرف ها دیگه منقضی شده اما درباره قسمت اول صحبت تون که گفتید راضی نشدید در واحد بافت تدریس کنید به شخصه به تمام دانشجویان واحد بافت تبریک میگم خدا خیلی دوستشون داشته که اجازه نداده فردی با چنین طرز فکر بچگانه ای مسئولیت آموزش آن ها رو بر عهده بگیره
|
یک جوری دارید راجب باهنر صحبت میکنید اگر کسی ندونه فکر میکنه دارید راجب آکسفورد صحبت میکنید مورد داشتیم رزیدنت از باهنر اومده درس بده گفته فقط چکمه مشکی میپوشم و نمیتونم وچکمه سفید پام کنم..... بعد هم مگه شما نخبه نیستید؟؟؟ چه ترسی دارین؟
|
پس خانم دکتر رحمانی استاد فیزیولوژی دانشگاه باهنر کرمان از کدوم دانشگاه اومده بافت داره تدریس می کنه احتمالا شما در بعد دیگری زندگی می کنی😂😂
|
اینجا جایی بود که رزیدنتهای بااستعداد کرمان برای تدریس التماس میکردن، صف میکشیدن، سر و دست میشکستن تا بیان دانشکدهی بافت. دکتر محمودی، دکتر فاطمی، دکتر سیاهکوهی، دکتر مصطفوی... همه اومدن و درس دادن.
|
از «تباه شدن نخبگان» نگرانید، اما نخبهی واقعی از رقابت با یک فارغالتحصیل بافت واهمه ندارد. نتیجه را ببینید.
|
منم کرمان خوندم و اساتید عالی داشت. ولی جدیدا شنیدم سطح علمی دانشکده متاسفانه پایین آمده و تعداد کیس خیلی کمه. و با توجه به تعداد زیاد فارغ التحصیل رزیدنت ها شاهد التماس این دوستانیم که در بافت درس بدن حتی بدون هیت علمی شدن. درس همه تموم میشه باید در بازار کار دید چه کاره هستیم.
|
نخبه؟
|
یعنی این رفیق فنلاندی مون قشنگ پرونده ها دستشه
|
بچه خود فنلاند یا اطراف فنلاند
متاسفم برای دکتری مثل شما که دوچینی وارد دانشگاه ها می شید در انتها خودتان را با دانشجوهای دانشگاهی برتر مقایسه می کنید ............ یکی از مشکلات مدرک زدایی در ایران همینه یکی بدون رتبه علمی و آزمون وارد دانشگاهی می شه که حتی ظرفیتش کامل نیست و دعوت نامه دانشجو می پذیرد فردا اون شخص فکر می کنی واقعا با سواد شد ومدرک گرفته تازه نظر و تز هم می ده و وارد سیاست و دنبال پست مقام هست ...................
|
دانشگاه برتر؟؟؟؟؟؟؟
دانشجوهای واحد بافت
|
فرغ التحصیل های باهنر پایشون در چی قویه؟
خواهشمندم
|
گریه نکن
|
مگه سازمان نظام پزشکی برای مطب و داروخانه پزشکان و داروسازان قید میکنه!
|
والا عزیزان دولتی خودشون تنها افتخارشون همون دانشگاهه و در سر در می نویسن و به دلیل فالت های زیاد معمولا هم در بازار کار جایی ندارن!
|
اینجا سایت مربوط به رشته دامپزشکی و اخبار دامپزشکی
|
معلوم که افتخار داره
|
اساتید قدی رو خوب نوشتی ناشناس ۲۳:۱۰ 🙃
|
سازمان نظام پزشکی چنین کاری نمیکنه
|
معدل هم بزنن توی پروانه
کاش دفترچه انتخاب رشته دکتری تخصصی سال آینده
|
کلاس شوخی میری شما؟
|
شما هم در رشته های هنر شرکت کن!
دانشگاههای دولتی هم دیگر مثل سابق نیستند اکثرا جو غیر علمی در دانشگاههای دولتی حاکم هست.پذیرش دانشجویان دانشگاههای دولتی عمدتا وابسته به سهمیه های مختلف هست که بار علمی دانشگاهها را به شدت پایین آورده هست
دانشگاه دولتی زمانی ارزش و منزلت و قرب و ارج داشت و در زمان فعلی دانشگاههای دولتی علوم پزشکی و غیر پزشکی اکثرا سهمیه ای هستن فقط با سهمیه ناعادلانه وارد دانشگاههای دولتی کشور می شوند.و این با عدالت منافات دارد.سهمیه نباید وارد جریان علمی شود چون علم و دانشگاه آسیب می بیند.
|
سلام
|
همه سهمیه ای ها دولتی نیستن عزیز
رزیدنتهای باهنر، لطفاً از آن برند دهههای پیش فاصله بگیرید. شما در دورهای زندگی میکنید که سیستم آموزشی دچار بحرانهای متعددی است و خروجیهایش تفاوت چندانی با هم ندارند. به جای تحقیر یک دانشجوی دانشگاه آزاد، به فکر ارتقای مهارتهای عملی خود باشید و اجازه دهید عدالت آموزشی به رسمیت شناخته شود. تلاش یک دانشجوی دانشگاه آزاد، به اندازه تلاش یک دانشجوی باهنر ارزش دارد؛ چراکه در نهایت، عملکرد در مطب با کلینیک است که ارزش یک دامپزشک را مشخص میکند، نه نام دانشگاهی که روی دیوار کلاسش نوشته شده است. و نه درصد ریاضی و عربی کنکور سراسری اش...
الان ادامه تحصیل در رشته های تخصصی دام÷زشکی اصلا کار سختی نیست و بسیاری از همکاران بدلایل مختلف از قبیل عدم توجیه اقتصادی و بیشتر نشدن فرصت های شغلی تخصص نمیخوانند و ابدا تحصیل در این رشته ها نشانه نبوغ شخص نیست ، واقعا احداث دانشگاه بافت و دانشگاه های مشابه نیر خلاصی بر پیکر نحیف آموزش دامپزشکی کشور بود اگر استاندارد ها سنچیده شود این دانشگاه حتی نباید دانشچوی کاردانی بگیرد چه برسه به دکترا ، دانشچوی با استعداد هم باید درس بخونه یه دانشگاه واقعی بره والا برای تحصیل در بافت استعدادی لازم نیست
|
تنها تیر خلاص بر پیکره نحیف آموزش دامپزشکی دانشکده باهنر است که فقط خودش فارغالتحصیلان خود را تکریم میکند.
|
پس تکلیف رشته های بافت شناسی
|
15:58 والا کاش حداقل هنر داشتید بر خلاف اسم دانشگاهتون که با هنر هست شما بی هنر و بیکارید
درست میگویی؛ آن استرسها و بلاتکلیفیها، شاید امروز به چشممان کوچک بیاید، اما برای آن دانشجوی ۱۹/۲۰ ساله، تمام دنیایش بود. خوشبختانه هم ما و هم شما ثابت کردیم که به فضل پروردگار، خواستن، توانستن است، حتی وقتی برخی نهادها نخواهند باور کنند.
پینوشت حکیممهر هم نشان میدهد که بالاخره واقعیت بر حاشیهها غلبه کرد. به امید روزی که هیچ دانشجویی به خاطر بیتدبیری برخی مدیران، مجبور به ترک رویایش نشود.
موفق و پیروز باشید.
مثلا مدرک دانشگاه تهران بنده خدایی که با رتبه ۱۰۰۰منطقه ۱ قبول شده با آزاد واحد بافت هیچ تفاوتی نداره
بحث ما مشخص است. وقتی میگویم دانشجوی دانشگاه سراسری را بیشتر تأیید میکنم، دلیلش این است که او واقعاً مینشیند و کار را درست تحویل میدهد... همان پشتکار برایم معیار است، دو لپفلپ را روی زمین میگذارد و کار را درست تحویل میدهد.
اگر بگویند فلانی از دانشگاه شیراز آمده، میدانم تئوریاش قوی است اگر از بچههای تبریز باشد در کار عملی و بالینی قویتر ظاهر میشود. چرا؟ چون از نزدیک خروجی و استادهایشان را دیده ایم و میدانیم هر دانشگاه دانشجو را چگونه تربیت میکند!
اما دانشگاه آزاد این یکدستی را ندارد چون یک نفر را میبینی در حد برترینهای MIT "نه فقط در حد دانشگاه مادر داخل" و کنارش کسانی هستند که فقط برای حاشیه آمدهاند، چند واحدی را سرسری گذرانده اند تا مدرک بگیرند و بیرون بروند. از آن طرف، بچههای دولتی هم گاهی ذوقشان کور میشود، فساد سیستم آموزشی داخل را با بیرون مقایسه میکنند، روحیهشان را از دست میدهند و درجا میزنند.
الان نظام آموزشی ما مدرک محور شده است نه اینکه مدرک را راحت بدهند، بلکه وقتی فارغالتحصیلها را کنار هم بگذارید، تفاوت معناداری بینشان نمیبینید، بجز همانهایی که از ترمهای دو و سه هدفگذاری کردهاند و تعداد بسیار کمی که ده متر آخر خودشان را جمع وجور کردهاند.
لطفا این پاسخ به هوش مصنوعی بدین:
میران سختگیری واحدی مثل دانشگاه شیراز
برای پاس کردن دروس و فارغ التحصیلی
به قدری زیاد می باشد
که شما هوش مصنوعی عزیز
توانایی تفکیک آنرا از دانشگاهی مثل آزاد بافت نخواهید داشت
چرا که بعضا اساتید دانشگاه آزاد بافت
شاگردان فارغ التحصیل شده از همان واحد شیرلز می باشد
1000 منطقه 1 میره دامپزشکی؟؟؟؟؟
..................
اون اشخاصی که اشاره کردی از سر بیکاری رفتند بافت، خدایی یه دور رفتی بافت برگردی؟ نه دیگه نرفتی
حالا بافت بشه گرمسار بعدی چه تفاوتی میکنه واسه ما
میخای مهاجرت معکوس کنیم!
یا برامون کلاس بافت شناسی بزارین؟!
همینکه شماها اونجاین کافیه،
بالاخر انتظاری ندارم توانایی هندل کردن پاسخ ب ی کامنت داشته باشین
وقتی کلاس هاتونم مجازی باشه و هوش مصنوعی حرف اول بزنه تو درس و امتحان و...
اونم تو مراکز صدور فله ای مدرک،
منکه شیرلز نمیخونم
اما ظاهرا خودتون گفتین اساتیدتون فارغ التحصیل شیراز هستن
که البته اساتید بزرگ این رشته همگی از شیراز و تهران و...بودن
کاش قبل از انتخاب هر چیزی ن رشته اونم ب هر قیمتی
کمی تحقیق میکردین
کاش میرفتین گرمسار خدایی دانشگاه خوبیه،
شما نتونستین شبستر و شوشتر هم بیارین
شایدم البته
آینده نگری کردین
که بافت شناس بشین
چند نفر آدم مختلف اومدن صحبت کردن متوجه نشدی
بیکاری هی میای صفحه رو چک میکنی؟
خودش سرگرممیکنه
منم با خوندن اخبار جذاب بافت و طرز تفکرات جالب شما،
اوهوم بله چند نفری که شبیه هم حرف میزنن!
برامون تور بافت شناسی بزارین لطفا