
حکیم مهر: یک ظرف غذا برای سگها و گربههای پرسهزن شاید نشانه مهربانی باشد، اما وقتی در یک سال حدود ۴۴۵ هزار مورد حیوانگزیدگی ثبت میشود و ۲۰ نفر بر اثر هاری جان میبازند، یک سؤال جدی شکل میگیرد: مرز میان دلسوزی برای حیوانات و حفظ سلامت عمومی کجاست؟
به گزارش حکیم مهر به نقل از فارس، یک کاسه غذا کنار نیمکت پارک، چند گربه که دور آن جمع شدهاند یا سگی که هر روز در گوشهای از بوستان منتظر غذای شهروندان است؛ رفتاری که برای بسیاری از مردم معنای مهربانی دارد، اما وقتی پای سلامت عمومی به میان میآید، همین صحنه ساده میتواند بخشی از یک مسئله بزرگتر باشد؛ مسئلهای که حالا با صدها هزار مورد حیوان گزیدگی و مرگ ناشی از هاری، بیش از گذشته نیازمند مدیریت و سیاستگذاری دقیق است.
«دکتر محمد زینلی»، رئیس اداره بیماریهای زئونوز وزارت بهداشت، با اشاره به افزایش حیوان گزیدگی در کشور اعلام کرده است که غذادادن به حیوانات پرسهزن در فضاهای عمومی از نگاه وزارت بهداشت، سازمان دامپزشکی و شهرداریها اقدام مناسبی نیست و لازم است مقررات این حوزه مورد بازنگری قرار گیرد.
اما یک نکته مهم در این میان وجود دارد؛ آیا میتوان افزایش ۴۴۵ هزار مورد حیوان گزیدگی را مستقیماً به غذارسانی به حیوانات نسبت داد؟ پاسخ به این سؤال نیازمند تفکیک میان «همزمانی» و «رابطه علت و معلولی» است. آمار موجود چنین رابطه مستقیمی را اثبات نمیکند، اما میتوان درباره نقش غذارسانی بیضابطه در افزایش تجمع حیوانات و در نتیجه افزایش تماس انسان و حیوان پرسش کرد.
۴۴۵ هزار گزش؛ ۲۰ مرگ
پشت عدد ۴۴۵ هزار فقط یک آمار پزشکی قرار ندارد؛ در سال ۱۴۰۴، ۲۰ نفر نیز بر اثر ابتلا به هاری جان خود را از دست دادهاند. کنار هم قرار گرفتن این ۲ عدد نشان میدهد حیوانگزیدگی صرفاً یک آسیب مقطعی یا یک مراجعه پزشکی ساده نیست و در مواردی میتواند به بیماری مرگباری منجر شود که پیشگیری از آن مستقیماً به زمان مراجعه و دریافت مراقبتهای لازم پس از مواجهه بستگی دارد.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی وزارت بهداشت، حدود ۴۴۵ هزار مورد حیوان گزیدگی در سال ۱۴۰۴ در کشور ثبت شده است؛ آماری که در مقایسه با حدود ۴۱۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳، افزایش حدود ۸.۵ درصدی را نشان میدهد.هاری پس از بروز علائم بالینی تقریباً همیشه کشنده است، اما با شستوشوی فوری محل گزش و دریافت بهموقع مراقبتهای پیشگیرانه پس از مواجهه میتوان از بروز بیماری و مرگ جلوگیری کرد.
بنابراین مسئله فقط شمار گزشها نیست؛ پشت هر گزش، یک مواجهه انسانی با حیوان و در مواردی خطر ابتلا به بیماری قرار دارد. از همین منظر، پیشگیری باید یک گام عقبتر از درمان و مراقبت پس از گزش قرار بگیرد؛ یعنی کاهش موقعیتهایی که تماس پرخطر میان انسان و حیوان را بیشتر میکنند.
۱۴۰۵ هم با زنگ خطر آغاز شد
روند افزایشی حیوانگزیدگی به سال ۱۴۰۴ محدود نمانده است. محمد زینلی، رئیس اداره بیماریهای زئونوز وزارت بهداشت، در تیرماه ۱۴۰۵ اعلام کرد که از ابتدای سال جاری تاکنون حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار مورد حیوانگزیدگی در کشور ثبت شده و پنج مورد ابتلا به هاری نیز گزارش شده است.
این آمار نشان میدهد مسئله حیوانگزیدگی همچنان در شمار چالشهای جدی حوزه سلامت قرار دارد؛ بهویژه آنکه بخش قابل توجهی از این موارد در پی تماس با سگها و گربهها رخ میدهد.
همزمان، رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت نیز در تیرماه امسال نسبت به افزایش موارد حیوانگزیدگی هشدار داده و بر ضرورت تقویت همکاری میان وزارت بهداشت، سازمان دامپزشکی، شهرداریها و سایر دستگاههای مسئول برای کنترل این روند تأکید کرده است.
در همین راستا، موضوع تدوین و اجرای برنامه جامع مدیریت سگهای پرسهزن و سند ملی حذف مرگ انسانی ناشی از هاری نیز در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گرفته است؛ برنامهای که قرار است بخشی از خلأهای موجود در مدیریت حیوانات پرسهزن و پیشگیری از هاری را پوشش دهد.
سگها در صدر، گربهها هم بیسهم نیستند
اگرچه در نگاه نخست، سگها مهمترین عامل حیوانگزیدگی به شمار میروند، اما گربهها نیز سهم قابل توجهی در این آمار دارند.بر اساس آمار اعلامشده از سوی وزارت بهداشت، حدود ۶۷ درصد حیوانگزیدگیها توسط سگها و ۳۰ درصد توسط گربهها رخ میدهد و سهم حیوانات اهلی و وحوش در مجموع حدود ۳ درصد است.
در این میان، رئیس اداره بیماریهای زئونوز وزارت بهداشت از افزایش گربهگزیدگی در سال ۱۴۰۴ خبر داده است؛ به گفته او، موارد گربهگزیدگی از حدود ۳۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به نزدیک ۳۸ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
این اعداد یک نکته مهم را روشن میکنند؛ مسئله حیوانگزیدگی در محیط شهری را نمیتوان فقط به سگهای پرسهزن تقلیل داد. هر سیاستی که با هدف کاهش تماس انسان و حیوان طراحی میشود، باید همزمان سگها، گربهها و سایر حیوانات درگیر در این چرخه را نیز مورد توجه قرار دهد.
خطر همیشه در خیابان نیست
اما همه گزشها از حیوانات پرسهزن نیست. بخشی از مواجهه انسان و حیوان میتواند در خانه و در تماس با سگها و گربههای صاحبدار اتفاق بیفتد؛ حیواناتی که آشنایی با آنها نباید باعث بیاحتیاطی شود. واکسیناسیون بهموقع، نگهداری مسئولانه و نظارت بر حیوان خانگی، همانقدر در پیشگیری اهمیت دارد که مدیریت حیوانات پرسهزن. بنابراین، وقتی از ۴۴۵ هزار مورد حیوانگزیدگی حرف میزنیم، باید تمام این زنجیره را دید؛ از حیوانی که در خیابان غذا میگیرد تا حیوانی که در خانه زندگی میکند.
وقتی یک کاسه غذا، محل تجمع میشود
مسئله، مخالفت با مهربانی و دلسوزی مردم نسبت به حیوانات نیست؛ بحث بر سر محل، شیوه و پیامد این رفتار در فضای عمومی است. غذارسانی در یک فضای عمومی ممکن است حیوانات را به نقطهای مشخص جذب کند. اگر این اتفاق در بوستان، کنار محل بازی کودکان، معابر پرتردد یا دیگر فضاهای عمومی رخ دهد، میزان مواجهه میان انسان و حیوان نیز میتواند افزایش پیدا کند.
اما اینجا باید یک مرز علمی را حفظ کرد: افزایش تماس، مساوی با افزایش قطعی گزش نیست و از آمار موجود نمیتوان نتیجه گرفت که غذارسانی عامل مستقیم ۴۴۵ هزار مورد حیوانگزیدگی بوده است.
به بیان روشنتر، نمیتوان گفت «۴۴۵ هزار گزش، هزینه غذا دادن مردم به حیوانات است»؛ چنین رابطه مستقیمی از آمار موجود به دست نمیآید. آنچه بر اساس اظهارات وزارت بهداشت میتوان گفت این است که غذارسانی بیضابطه در فضاهای عمومی میتواند یکی از موضوعات مورد توجه در مدیریت تماس انسان و حیوان باشد و به همین دلیل، وزارت بهداشت خواستار بازنگری در مقررات این حوزه شده است.
همین تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر قرار است برای غذارسانی در فضاهای عمومی محدودیت یا مقرراتی وضع شود، این تصمیم باید بر پایه شواهد، تعریف دقیق رفتارهای پرخطر و در نظر گرفتن پیامدهای آن باشد، نه صرفاً بر اساس یک همزمانی آماری.
یک مسئله، چند مسؤول
اگر قانون و مقرراتی برای غذارسانی به حیوانات پرسهزن در فضاهای عمومی در نظر گرفته شود، این قانون تنها یک حلقه از زنجیره مدیریت خواهد بود.نمیتوان انتظار داشت صرفاً با محدود کردن غذارسانی، جمعیت حیوانات پرسهزن کنترل شود. منابع غذایی دیگری مانند پسماندهای شهری همچنان میتوانند حیوانات را به محیطهای شهری جذب کنند. از سوی دیگر، واکسیناسیون، کنترل جمعیت، ساماندهی حیوانات، مسئولیت صاحبان حیوانات خانگی و آموزش شهروندان نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز در بررسیهای خود، نبود داده دقیق درباره جمعیت و پراکندگی سگهای پرسهزن را یکی از چالشهای مدیریت این حیوانات دانسته است.بنابراین، اگر قرار است درباره غذارسانی در پارکها و معابر تصمیمگیری شود، این تصمیم باید بخشی از یک برنامه جامع مدیریت حیوانات شهری باشد؛ برنامهای که از یک سو سلامت شهروندان را در نظر بگیرد و از سوی دیگر، مسئولیت دستگاههای متولی در قبال حیوانات و محیط شهری را مشخص کند.
اگر قانون میخواهیم، مدیریت هم باید باشد
کنترل حیوانات پرسهزن تنها وظیفه وزارت بهداشت نیست.طبق اظهارات وزارت بهداشت، واکسیناسیون سگهای خانگی و گله در حوزه وظایف دامپزشکی قرار دارد و مدیریت و کنترل سگهای پرسهزن نیز بر عهده سازمان شهرداریها و دهیاریهاست. در مقابل، وزارت بهداشت عمدتاً زمانی وارد عمل میشود که تماس و گزش اتفاق افتاده و فرد به خدمات پیشگیری از هاری نیاز دارد.
در همین راستا، موضوع برنامه جامع مدیریت سگهای پرسهزن و سند ملی حذف مرگ انسانی ناشی از هاری نیز در سطح دستگاههای مسئول در حال پیگیری است.در نشست اخیر شورای عالی سلامت و امنیت غذایی نیز اجرای جزء ۲ بند «ث» ماده ۲۲ قانون برنامه هفتم درباره تهیه برنامه جامع مدیریت سگهای پرسهزن و دلایل تأخیر در نهایی شدن آن بررسی شده است.
این یعنی مسئلهای که شهروند ممکن است آن را در قالب یک سگ یا گربه در گوشه پارک ببیند، در سطح سیاستگذاری به موضوعی چنددستگاهی تبدیل شده است؛ موضوعی که برای حل آن، همکاری میان سلامت، دامپزشکی، مدیریت شهری و سایر دستگاههای مسئول ضروری است.
مهربانی، اما با مسوولیت
۴۴۵ هزار گزش در یک سال، عددی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. از طرف دیگر، نمیتوان دلسوزی مردم نسبت به حیوانات را نیز نادیده گرفت. مسئله، انتخاب میان «مهربانی با حیوانات» و «سلامت مردم» نیست؛ مسئله این است که مهربانی در فضای عمومی نیز باید مسئولانه باشد.اگر غذارسانی در یک نقطه باعث تجمع حیوانات و افزایش تماس آنها با شهروندان شود، باید برای آن ضابطه مشخصی وجود داشته باشد؛ اما در کنار آن، دستگاههای مسئول نیز باید پاسخ روشنی برای مدیریت جمعیت حیوانات، واکسیناسیون، پسماند، ساماندهی و کنترل منابع غذایی در دسترس آنها داشته باشند.
نمیتوان تمام بار این مسئله را بر دوش شهروندی گذاشت که یک ظرف غذا برای حیوانی گرسنه میگذارد؛ همانطور که نمیتوان سلامت عمومی را در برابر هر نوع رفتار عاطفی نادیده گرفت. راهحل، نه بیمهری به حیوانات است و نه رها کردن مسئله به نام مهربانی؛ راهحل، مدیریت مسئولانه رابطه انسان و حیوان در شهر است.
یک کاسه غذا، یک سؤال بزرگتر
در نهایت، شاید مسئله از همان کاسه غذا شروع شود، اما به همان کاسه ختم نمیشود.پشت ۴۴۵ هزار مورد حیوانگزیدگی و ۲۰ مرگ ناشی از هاری، مجموعهای از مسائل به هم پیوسته قرار دارد؛ از جمعیت حیوانات پرسهزن و واکسیناسیون گرفته تا پسماند شهری، رفتار شهروندان، مسئولیت صاحبان حیوانات و نحوه مدیریت فضاهای عمومی.پس سؤال اصلی این نیست که «غذا بدهیم یا ندهیم؟»
سؤال بزرگتر این است که چگونه میتوان هم برای حیوان گرسنه چارهای اندیشید و هم سلامت انسانی را قربانی نکرد؟یک کاسه غذا شاید کوچک باشد، اما اگر قرار است درباره آن قانون بنویسیم، باید تمام زنجیرهای را ببینیم که از آن کاسه تا یک تماس، از تماس تا گزش و از گزش تا خطر هاری امتداد پیدا میکند.مهربانی زمانی ماندگار است که مسئولانه باشد؛ و سلامت عمومی زمانی حفظ میشود که پیشگیری، پیش از گزش آغاز شده باشد.
آیا تا به حال شهرداری و ... به طور اصولی برای عقیم سازی و واکسیناسیون حتی در یک منطقه کوچک گامی برداشته است؟، چرا عملی که بعضی افراد از سر دلسوزی انجام میدهند همیشه نکوهیده میشود ولی عمل نکردن شهرداری و دامپزشکی به وظایفش هیچ وقت زیر سوال نمیرود، اشکال آن یک ظرف کوچک غذاست یا کارشکنی ارگان های ذیربط؟
مسئولان کشور به دنبال تصویب قانون برای مدیریت غذا رسانی به حیوانات شهری هستند اما بدنبال تصویب قانون حمایت از حیوانات نیستند و ما هر ساله شاهد صحنه های وحشیانه شکنجه حیوانات یا حتی شکار حیوانات حیات وحش هستیم اما دریغ از رسیدگی . حیوانات اهلی شهروندان اجتماعی هستند و با نگاه کوچکی به کشور همسایه ترکیه که از نظر اقلیم جغرافیایی و مذهبی با ما تفاوت چندانی ندارند ، اما با ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و همکاری شهرداری و اداره دامپزشکی چقدر در این زمینه موفق عمل کرده اند . ما در این سال ها یاد گرفتیم که انگشت اتهام رو صرفا به سمت شهروندان بگیریم و نهاد های زیربط هیچ مشکلی رو گردن نمیگیرند. اگر شهرداری طی سال های گذشته وظیفه عقیم سازی و سازمان دامپزشکی واکسیناسیون هاری رو به درستی اجرا میکردند قطعا با چنین معضلاتی روبرو نمیشدیم