
از جلسه هماهنگی تا ضرورت همافزایی و شکلگیری «زنجیره اقتدار در امنیت غذایی» استان تهران:
از کشف تخلف تا دادگاه؛ چرا مستندسازی دامپزشکی به یک مطالبه جدی و حقوق عامه تبدیل شده است؟
دکتر جواد شایانخواه
یک جمله در جلسه ری که نباید زیر تشریفات گم شود
جلسه هماهنگی مدیر کل دامپزشکی استان تهران به همراه مدیران ستادی و شهرستانی، در شهرستان ری، از آن دست خبرهایی است که معمولاً یک نگاه سرسری میخورد و رد میشود. تقدیر و تشکر، حضور مسئولان، عکس یادگاری، لوح تقدیر. اما وسط همه این ادبیات رسمی، دادستان شهرستان ری یک جمله گفته که به نظرم ارزشش از کل باقی جلسه بیشتر است: همکاری دامپزشکی و دستگاه قضا تا الان جواب داده، اما برای ادامهاش، مستندسازی باید قویتر شود.
این جمله را نباید سرسری رد کرد. کسی که سالها در این حوزه کار کرده میداند این دقیقاً همان نقطهای است که خیلی از پروندههای خوب، در دادگاه از بین میروند.
چرا این هشدار مهم است؟
فرض کنید یک تیم بازرسی دامپزشکی یک محموله گوشت بدون مجوز کشف میکند. تا اینجا کار سختی نیست؛ کارشناس با تجربه معمولاً از فاصله دور هم میفهمد کجا مشکل دارد. مشکل از جایی شروع میشود که این کشف باید تبدیل شود به یک پرونده که در دادگاه قابل دفاع باشد.
نمونهبرداری چطور انجام شده؟ زنجیره نگهداری نمونه تا آزمایشگاه قطع نشده؟ عکس و مدرک به اندازه کافی هست؟ هویت افراد درگیر ثبت شده؟ اگر جواب هرکدام از اینها ضعیف باشد، وکیل مدافع طرف مقابل همانجا پرونده را سوراخ میکند. و آن وقت، تخلفی که با چشم مشخص بود، در کاغذبازی دادگاه از بین میرود.
دادستان ری همین را گفته، فقط با ادبیات رسمیتر. و این تعارف نیست؛ این یک تلنگر واقعی به کل نحوه سیستم بازرسی عملیاتی بازرسان و کارشناسان حوزه دامپزشکی کشور است، نه فقط تهران.
چیزی که در این جلسه درست بوده
باید انصاف را رعایت کرد. حضور همزمان معاون دادستان تهران، دادستان و رئیس دادگستری ری، و رئیس دادگستری کهریزک در یک جلسه دامپزشکی، اتفاق کوچکی نیست. در خیلی از استانها، ارتباط دامپزشکی و قوه قضاییه محدود میشود به یک نامه رسمی یا یک دیدار سالانه. اینجا حداقل یک تلاش برای ساختن یک زنجیره واقعی از استان تا شهرستان دیده میشود.
نکته دیگر، حرف رئیس دادگستری ری بود که گفت حمایت از تولیدکننده هم باید در کنار برخورد با متخلف باشد. این تعادل مهم است. یک دامدار یا کشتارگاهدار قانونی که هزینه مجوز، بهداشت، حمل استاندارد را میدهد، نباید در بازار با کسی رقابت کند که با دور زدن همین قوانین محصول ارزانتر میفروشد. اگر فقط برخورد باشد بدون حمایت از فعال قانونی، نتیجهاش این میشود که آدمهای درستکار هم کمکم به سمت حاشیه بازار کشیده میشوند.
و اشارهای که رئیس دادگستری کهریزک به اردوهای جهادی در مناطق کمبرخوردار کرد، جای تحسین دارد؛ چون معمولاً همین مناطق حاشیهایاند که نظارت در آنها کمرنگ میشود و بازار غیررسمی گوشت همانجا رشد میکند.
چیزی که هنوز جای سوال دارد
حالا سوالهای سختتر. در این خبر، از «عملکرد پنجماهه» و «جلوگیری از بسیاری تخلفات» حرف زده شده، اما یک عدد، یک درصد، یک رقم دیده نمیشود. چند پرونده تشکیل شده؟ چند مورد به حکم رسیده؟ چقدر گوشت بدون هویت جمعآوری شده؟
این را نمیگویم که خرده بگیرم. میگویم چون بدون عدد، این جلسات همیشه در حد یک گزارش خوشبینانه باقی میمانند و نه ابزار واقعی برای ارزیابی خودِ سیستم. مدیرکل دامپزشکی استان، خودش بیشتر از هرکس دیگری به این آمار نیاز دارد؛ چون بدون آن نمیتواند بفهمد کجای کار قوی است و کجا باید نیرو و بودجه بیشتری بگذارد.
سوال دوم این است: بعد از اینکه دادستان ری گفت مستندسازی باید قویتر شود، قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ آیا قرار است یک دستورالعمل مشترک بین دامپزشکی و دادستانی نوشته شود؟ یک کارگاه آموزشی برگزار شود؟ یا این حرف فقط در همین جلسه گفته میشود و در جلسه پنجم دوباره تکرار خواهد شد؟
سوال سوم هم این است که پلیس کجاست؟ تعزیرات حکومتی کجاست؟ وقتی صحبت از قاچاق گوشت و دام است، این نهادها معمولاً بازیگرهای اصلی میداناند، اما در فهرست حاضران این جلسه نامی از آنها دیده نمیشود. شاید حضور داشتهاند و در خبر نیامده؛ اما اگر واقعاً نبودهاند، این یک خلأ جدی است، چون مبارزه با قاچاق فرآوردههای دامی بهندرت با همکاری فقط دو نهاد به نتیجه میرسد.
پیشنهاد ساده، نه پیچیده
با همه اینها، فکر میکنم راهحل چندان پیچیده نیست. سه کار مشخص میتواند این جلسه را از یک نشست تشریفاتی به یک نقطه عطف واقعی تبدیل کند.
اول، یک فرم یا پروتکل مشترک بین دامپزشکی و دادستانی نوشته شود که دقیقاً بگوید هنگام کشف تخلف، بازرس چه مدارکی باید جمع کند و چطور به دادستانی تحویل دهد. این کار نه هزینه سنگینی دارد و نه زمان طولانی میبرد؛ فقط نیاز به یک جلسه کاری مشترک دارد.
دوم، در جلسه بعدی، بهجای جملههای کلی مثل «همکاری مؤثر بوده»، چند عدد ساده روی میز بیاید: تعداد پرونده، نتیجه پروندهها، حجم کشفیات. همین کافی است تا این جلسات از حالت گزارش خوشبینانه به ابزار واقعی مدیریتی تبدیل شوند.
سوم، نیروی انتظامی و تعزیرات بهطور رسمی وارد این شورا شوند، نه فقط در موارد خاص و مقطعی.
این گونه جلسات و هماهنگی ها میتواند الگو کشوری باشد، اگر...
تهران به خاطر جمعیت زیاد و حجم بالای رفتوآمد دام و گوشت، طبیعتاً یکی از سختترین میدانهای کار دامپزشکی کشور است. اگر همینجا یک الگوی واقعی برای همکاری با دستگاه قضایی شکل بگیرد، منطقی است که سایر استانها هم از آن استفاده کنند.
اما الگو بودن با ادعای الگو بودن فرق دارد. الگو زمانی واقعی میشود که بشود آن را با عدد نشان داد، به جای دیگری منتقل کرد و در صورت نیاز اصلاحش کرد. تا آن موقع، این جلسه یک شروع خوب است، نه یک نتیجه.
ارائه گزارش عملکرد واحدهای تخصصی در کنار حضور دستگاه قضایی، اگر در جلسات بعدی با شاخصهای کمی همراه شود، میتواند شورای هماهنگی را از یک نشست اداری به یک ابزار واقعی پایش عملکرد تبدیل کند.
شاید یکی از نقاط قوت این رویکرد آن باشد که دامپزشکی استان تهران تلاش کرده مسئله سلامت غذا را از محدوده وظایف درونسازمانی خارج کرده و آن را به یک دغدغه مشترک میان دستگاههای مسئول تبدیل کند که خود قابل تقدیر است.
سوال آخر هم همینی است که باید هر بار از خودمان بپرسیم: آیا بعد از تشکیل این جلسه، احتمال اینکه یک تکه گوشت بیهویت سر سفره یک خانواده تهرانی برسد، واقعاً کمتر شده یا نه؟ جواب همین سوال، مهمتر از هر جمله تشریفاتی در این خبر است.
دکتر بازپرس خوب لزوما پرونده خوب تولید نمیکنه، طراح پرونده قابل بازسازی هستش همین
دکتر عزیز به عنوان یک همکار تون تشکر میکنم کارتون منو به کرنش وا میدارد انسان حقیقت دوست و با شرفی هستید.
من خودم با اداره شهرستان .............. به مشکل خوردم تمام ارگانهای قضایی رو رفتم و دارم میرم و خواهم رفت .
پس بترسند رشوهگیران و کارشکنان روزی که حقیقت برملا شود.
من طبق اسنادی که دستمه دقیقاً میدونم تب برفک چه جوری وارد ایران شد و چه کسانی سر سودجویی این کارو کردن چه کسانی دقیقاً با اسم و شماره ملی دارند ولی کجا رو گرفتیم؟
به قول امام خمینی فاتحه این دولت و ملت باید خوند