صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۶۶۰۱
تعداد نظرات: ۷ نظر
از تاتامی قهرمانی جهان تا بیمارستان دامپزشکی دانشگاه تهران، روایت بانوی تاریخ‌ساز کاراته ایران در گفت‌وگو با حکیم مهر:

با لباس‌های قرضی تاریخ‌ساز شدیم / تاتامی به من آموخت برای دامپزشک‌شدن تسلیم نشوم / امروز هم کاراته و هم دامپزشکی حال مرا خوب می‌کنند

این قهرمان جوان امروز در کنار تحصیل، انجام پایان‌نامه و کارورزی در بیمارستان دامپزشکی دانشگاه تهران، در مسابقات مهمی همچون انتخابی تیم ملی به قضاوت می‌پردازد، تمرینات ورزشکاران را از راه دور تحلیل می‌کند و همچنان با کسب سهمیه المپیاد ورزشی دانشجویان کشور، حضور خود روی تاتامی را نیز ادامه می‌دهد ...

حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: «عرفانه مساح» قهرمان کاراته و دانشجوی سال پایانی دامپزشکی دانشگاه تهران، از چهره‌هایی است که مسیر زندگی‌اش در نقطه تلاقی دو عرصه دشوار و پررقابت شکل گرفته است؛ ورزش قهرمانی و طبابت حیوانات. او از سال‌های کودکی وارد دنیای کاراته شد و پس از پشت سر گذاشتن تمرین‌های طاقت‌فرسا، آسیب‌دیدگی‌ها، شکست‌ها و رقابت‌های متعدد، همراه با تیم کاتای دختران ایران راهی مسابقات جهانی تنریف اسپانیا شد؛ رقابت‌هایی که تیم ایران در آن، بدون حضور مربی در کنار ورزشکاران، با لباس‌های قرضی و در شرایطی دشوار مقابل قدرت‌های مطرح جهان قرار گرفت و با شکست تیم‌هایی چون ایتالیا، کرواسی، یونان و صربستان، مدال برنز و عنوان «بانوان تاریخ‌ساز» کاراته ایران را به دست آورد.
 
به گزارش حکیم مهر، اما بازگشت از سکوی جهانی، آغاز مرحله‌ای متفاوت و به‌مراتب دشوارتر در زندگی این ورزشکار جوان بود. مساح در ۱۷سالگی و در آستانه ورود به پایه دوازدهم تحصیلی، ناچار شد میان ادامه ورزش قهرمانی و آینده تحصیلی خود تصمیم بگیرد؛ انتخابی که او را از فضای پرتحرک تاتامی به سال‌های سخت و فرساینده کنکور کشاند. او پس از سه سال تلاش، ناکامی و ایستادگی، سرانجام در رشته دامپزشکی پذیرفته شد و با توجه به سوابق قهرمانی و ضرورت حضور در برنامه‌های ورزشی پایتخت، تحصیل خود را در دانشگاه تهران ادامه داد.

این قهرمان جوان اگرچه به دلیل سنگینی تحصیل در رشته دامپزشکی از ورزش حرفه‌ای فاصله گرفت، هیچ‌گاه کاراته را کنار نگذاشت و با دریافت مدرک مربیگری درجه دو و ورود به حوزه داوری کاتا و کومیته، فصل تازه‌ای از فعالیت ورزشی خود را آغاز کرد. او امروز در کنار تحصیل، انجام پایان‌نامه و کارورزی در بیمارستان دامپزشکی دانشگاه تهران، در مسابقات مهمی همچون انتخابی تیم ملی به قضاوت می‌پردازد، تمرینات ورزشکاران را از راه دور تحلیل می‌کند و همچنان با کسب سهمیه المپیاد ورزشی دانشجویان کشور، حضور خود روی تاتامی را نیز ادامه می‌دهد.
 
عرفانه مساح در گفت‌وگوی تفصیلی با «حکیم مهر»، از سال‌های آغازین حضورش در کاراته، مسیر دشوار رسیدن به مدال جهانی، حاشیه‌ها و ناگفته‌های اعزام به اسپانیا، بحران روحی دوران کنکور، انتخاب دامپزشکی و تلاش برای ادامه هم‌زمان دو علاقه بزرگ زندگی‌اش سخن گفته است؛ روایتی از دختری که روحیه جنگندگی آموخته‌شده در ورزش را به عرصه تحصیل و طبابت آورد و نشان داد گاهی پایان یک دوره قهرمانی، نه نقطه توقف، بلکه آغاز مسیری تازه برای ساختن موفقیتی دیگر است.

حکیم مهر: برای شروع، از خودتان بگویید؛ ورودی چه سالی و کدام دانشکده دامپزشکی هستید؟
 
من ورودی سال ۱۴۰۰ رشته دامپزشکی دانشگاه تهران هستم. پیش از ورود به رشته دامپزشکی، ورزش را به‌صورت جدی آغاز کرده و وارد تیم ملی شده بودم. فعالیت ورزشی‌ام را از سه‌سالگی با شنا شروع کردم و تا حدود ۹سالگی نیز این رشته را ادامه دادم. در آن دوران دو یا سه مدال شنا هم کسب کردم. پس از مدتی، خانواده‌ام به این نتیجه رسیدند که شنا در کشور ما، به‌ویژه از نظر امکان حضور در رقابت‌های بین‌المللی، مسیر محدودی دارد و نهایتاً ممکن است به مسابقات کشورهای اسلامی ختم شود. با توجه به فیزیک بدنی‌ام نیز تصمیم گرفتند رشته ورزشی من را تغییر دهند.

حکیم مهر: کاراته چگونه وارد زندگی شما شد؟
 
حدود هشت یا ۹ سال داشتم که محل سکونتمان تغییر کرد. دقیقاً در ابتدای کوچه‌ای که به آنجا نقل مکان کرده بودیم، زیرزمینی وجود داشت که در آن کلاس کاراته برگزار می‌شد. به همین شکل، سال ۱۳۸۹ کاراته را زیر نظر استاد مرتضی زمانی آغاز کردم.

آن زمان سن کمی داشتم، مربی‌مان آقا بود و تعداد دختران کلاس نیز از پسران کمتر بود. کمربند زرد را زیر نظر استاد زمانی گرفتم و پس از آن، کلاسمان به مجموعه خانم رواخواه منتقل شد. ما در کاراته به مربی و استاد «سنسی» می‌گوییم؛ به همین دلیل ایشان را «سنسی رواخواه» خطاب می‌کنیم. از آن زمان، کاراته را زیر نظر خانم رواخواه ادامه دادم تا به کمربند قهوه‌ای رسیدم.

حکیم مهر: نخستین تجربه حضور شما در یک مسابقه برون‌مرزی چه زمانی رقم خورد؟
 
سال ۲۰۱۲ نخستین دوره مسابقات جهانی سبکی در کشور مالزی برگزار شد. آن زمان حدود ۱۱ یا ۱۲ سال داشتم و دانش‌آموز کلاس پنجم بودم. در آن سن هنوز بحث حضورم در تیم ملی مطرح نبود و شرکت در چنین مسابقاتی نیز هزینه‌های زیادی داشت. از طرفی، خانواده‌ام به‌تازگی خانه خود را جابه‌جا کرده بودند؛ بااین‌حال، با وجود تمام دشواری‌ها از من حمایت کردند و هزینه قابل‌توجهی را برای حضورم در مسابقات پرداختند. من هم تمریناتم را افزایش دادم تا بتوانم به آن رقابت برسم. سرانجام در کوالالامپور نخستین مدال برون‌مرزی خود را که مدال نقره بود، کسب کردم.

حکیم مهر: آیا از همان ابتدا به کاراته علاقه داشتید؟
 
خیر؛ زمانی که وارد این رشته شدم، علاقه چندانی به آن نداشتم. تمرینات ابتدایی برایم بسیار خسته‌کننده بود؛ زیرا باید یک حرکت یا تکنیک را بارها و گاهی طی چندین روز تکرار می‌کردم. تمرینات تنوع کمی داشت و به همین دلیل در ابتدا چندان به این ورزش علاقه‌مند نبودم.

با گذشت زمان، خانواده‌ام بسیار تشویقم کردند که تمرینات و حضور در باشگاه را ادامه دهم. مربی‌ام نیز به‌شدت پیگیر بود. واقعاً معتقدم یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیتم، مربی‌ام بود که در تمام این مسیر پای کار ایستاد.

هرچه جلوتر رفتم، حرکات، تکنیک‌ها و کاتاهایی که اجرا می‌کردیم پیشرفته‌تر شد و من نیز به کاراته علاقه بیشتری پیدا کردم. این علاقه تا جایی پیش رفت که خانواده‌ام برای تنبیه یا تهدید من می‌گفتند: «اجازه نمی‌دهیم به باشگاه بروی!» من از کسی که در ابتدا علاقه‌ای به کاراته نداشت، به جایی رسیدم که تمرین به تمام زندگی‌ام تبدیل شده بود.

حکیم مهر: این میزان از تمرکز بر ورزش حرفه‌ای، چه تأثیری بر زندگی شخصی و خانوادگی شما گذاشت؟
 
برنامه زندگی‌ام کاملاً تحت تأثیر تمرینات قرار گرفته بود. اگر خانواده‌ام می‌خواستند برای تفریح، مهمانی، باغ یا مسافرت بروند، من تمرین داشتم و نمی‌توانستم همراهشان باشم. حتی در سال‌هایی که ورزش می‌کردم، پدر و مادرم به حج واجب رفتند؛ اما من نه هنگام رفتنشان حضور داشتم که آن‌ها را بدرقه کنم و نه زمان بازگشتشان توانستم برای استقبال به فرودگاه بروم، چون درگیر تمرین و اردو بودم. یادم هست برای بازگشتشان از حج مراسمی برگزار کرده بودند. من به همراه مربی و هم‌تیمی‌هایم به تالار رفتیم، ناهار خوردیم و بلافاصله به باشگاه برگشتیم. واقعاً در طول چندین سال، از بسیاری از برنامه‌ها و بخش‌های زندگی‌مان گذشتیم تا بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم.

حکیم مهر: وقتی امروز به آن سال‌ها نگاه می‌کنید، نسبت به چیزهایی که برای ورزش از دست دادید چه احساسی دارید؟
 
امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم هم‌سن‌وسالانم درباره بعضی از تجربه‌های دوران کودکی و نوجوانی خود صحبت می‌کنند که من واقعاً آن‌ها را نداشتم. برای مثال، از برخی برنامه‌های کودک، انیمیشن‌ها یا بازی‌هایی حرف می‌زنند که در دوره‌ای میان بچه‌ها بسیار رایج بوده است؛ اما من اکنون در ۲۵سالگی خیلی از آن‌ها را نمی‌شناسم و حتی متوجه نمی‌شوم درباره چه چیزی صحبت می‌کنند.

این موضوع برایم هم جالب است و هم احساس عجیب و دوگانه‌ای در من ایجاد می‌کند. از یک طرف خوشحالم که در آن دوران ورزش را انتخاب کردم، برای هدف مشخصی تلاش کردم، جنگیدم و به چیزی که می‌خواستم رسیدم؛ اما از طرف دیگر، گاهی به تجربه‌هایی فکر می‌کنم که در دوران کودکی و نوجوانی نداشتم. بیان دقیق این حس برایم دشوار است؛ احساسی متفاوت، جالب و درعین‌حال عجیب است.

حکیم مهر: پس از بازگشت از مسابقات مالزی، مسیر حرفه‌ای شما چگونه ادامه پیدا کرد؟
 
زمانی که به مسابقات مالزی رفتم، کمربند قهوه‌ای داشتم. پس از بازگشت از آن مسابقات، با توجه به سن کمی که داشتیم، هنوز نمی‌توانستیم تمرینات بدنسازی سنگینی انجام دهیم. انتخابی تیم ملی از ۱۴سالگی آغاز می‌شود؛ به این ترتیب که رده نوجوانان شامل ۱۴ و ۱۵ سال، جوانان شامل ۱۶ و ۱۷ سال، امید شامل ۱۸ تا ۲۱ سال و بزرگسالان نیز شامل ورزشکاران بالای ۲۱ سال است.

بنابراین نخستین سالی که می‌توانستم برای حضور در تیم ملی وارد رقابت‌های انتخابی شوم، ۱۴سالگی بود. تقریباً پس از بازگشت از مالزی، به‌تدریج تمرینات بدنسازی را در کنار تمرینات کاراته آغاز کردیم و این رشته را بسیار جدی‌تر دنبال کردیم.

حکیم مهر: در مسابقات مالزی به مدال نقره رسیدید؛ بااین‌حال، اشاره کردید که در همان رقابت نیز شکستی را تجربه کردید. آن شکست چه تأثیری بر شما گذاشت؟
 
من در این مسیر شکست‌های زیادی را تجربه کردم. حتی در همان مسابقات مالزی، از دو فرصتی که داشتم، تنها توانستم یکی را به مدال تبدیل کنم و شکستی که در فرصت دیگر متحمل شدم، برایم بسیار سنگین بود.

به یاد دارم در ۱۱سالگی روی سکو نشسته بودم و بچه‌هایی را که برای دریافت مدال روی سکوی قهرمانی می‌رفتند، تماشا می‌کردم. با خودم فکر می‌کردم باید چه کاری انجام دهم تا در دوره بعد، من نیز بتوانم این افتخار و حس حضور روی سکو را تجربه کنم.

حکیم مهر: پیش از ورود به رقابت‌های انتخابی تیم ملی، تجربه برون‌مرزی دیگری هم داشتید؟
 
بله؛ پس از آن، در سال ۲۰۱۵ مسابقات جایزه بزرگ امارات برگزار شد که آن رقابت نیز پیش از ورود من به تیم ملی بود. هزینه حضور در مسابقه مجدداً بر عهده خودمان بود و خانواده‌ها باید همه‌چیز را تدارک می‌دیدند.

پدر من استاد دانشگاه است و ما زندگی معمولی‌ای داشتیم؛ اما خانواده‌ام به هر شکلی که امکان داشت، در این مسیر از من حمایت کردند. در آن مسابقات نیز شرکت کردم و توانستیم مقام سوم را به دست بیاوریم.

حکیم مهر: مسیر شما برای عضویت ثابت در تیم ملی چگونه طی شد؟
 
پس از مسابقات امارات، وارد رقابت‌های انتخابی تیم ملی شدیم. در این سال‌ها چندین ترکیب مختلف داشتیم؛ زیرا با ورود یکی از اعضا به رده سنی بالاتر، ترکیب تیم تغییر می‌کرد. سرانجام در سال ۱۳۹۶، پس از چهار یا پنج بار شکست در انتخابی‌های تیم ملی، توانستیم به ترکیب ثابت تیم ملی برسیم.

حکیم مهر: رقابت‌های انتخابی تیم ملی در رشته شما با چه سازوکاری برگزار می‌شود؟
 
ابتدا مسابقات قهرمانی کشور برگزار می‌شود و نفرات اول تا سوم مشخص می‌شوند. این نفرات به مرحله بعد راه پیدا می‌کنند و تعدادی ورزشکار نیز به‌صورت دعوتی به آن‌ها اضافه می‌شوند. سپس دوباره میان این افراد رقابت برگزار می‌شود و برگزیدگان وارد مرحله بعدی می‌شوند.
پس از آن اردوهای تیم ملی برگزار می‌شود و در نهایت نفر اول برای حضور در مسابقه‌ای که در آن سال پیش رو است، اعزام می‌شود؛ این رقابت ممکن است مسابقات آسیایی یا جهانی باشد.

حکیم مهر: پیش از آنکه به عضویت ثابت تیم ملی درآیید، چند بار تا مرحله نهایی پیش رفتید؟
 
پیش از آن، چند مسابقه و فرصت را از دست داده بودم. تا مرحله آخر انتخابی پیش می‌رفتیم، اما اول نمی‌شدیم و در جایگاه دوم قرار می‌گرفتیم. روزهای بسیار سختی داشتیم. من اصالتاً اصفهانی هستم و انتخابی‌های تیم ملی در تهران برگزار می‌شد. بارها در مسیر پنج یا شش‌ساعته تهران به اصفهان، سه یا چهار نفری در خودرو می‌نشستیم و واقعاً تمام مسیر را گریه می‌کردیم.

حکیم مهر: پس از هر شکست، چگونه خودتان را برای رقابت بعدی آماده می‌کردید؟
 
همه‌جانبه زحمت می‌کشیدیم و هر بار تلاش می‌کردیم قوی‌تر از دوره قبل بازگردیم. اگر احساس می‌کردیم میزان تمرینمان کم بوده است، برای مثال تمرین پنج‌ساعته را به شش ساعت افزایش می‌دادیم. اگر به این نتیجه می‌رسیدیم که از نظر تغذیه‌ای شرایط مناسبی نداریم، سعی می‌کردیم آن را اصلاح کنیم. اگر مشکل به مسائل روانی مربوط بود، از تراپی و مشاوره کمک می‌گرفتیم و با ما صحبت می‌کردند.

حکیم مهر: مربی شما در عبور از این شکست‌ها و ادامه مسیر چه نقشی داشت؟
 
مربی من، خانم رواخواه، فردی تحصیل‌کرده، وکیل پایه‌یک دادگستری و یک چهره علمی هستند. ایشان در تمام این مسیر همراه ما بودند و بسیار تشویقمان می‌کردند.

یکی از تمرینات جالبی که برای ما در نظر گرفته بودند، تمرینات ذهنی بود. جدا از تمریناتی که در باشگاه انجام می‌دادیم، از ما می‌خواستند شب‌ها پیش از خواب، اجرای فرم را در ذهنمان مرور کنیم؛ تصور کنیم ناممان را می‌خوانند، روی سکو می‌رویم و مدال را بر گردنمان می‌اندازند و بعد بخوابیم. صبح‌ها نیز پس از بیدارشدن همین تمرین ذهنی را انجام می‌دادیم.

آن زمان دانش‌آموز دبیرستان بودم و حتی در سرویس مدرسه، پیش از رسیدن به مدرسه، تمرینات ذهنی‌ام را انجام می‌دادم و سپس وارد مدرسه می‌شدم و درس‌خواندن را آغاز می‌کردم.

حکیم مهر: مهم‌ترین آسیب‌دیدگی دوران ورزشی شما چه زمانی اتفاق افتاد؟
 
پیش از آخرین مرحله انتخابی که در نهایت به عضویت ثابت ما در تیم ملی منجر شد، اتفاق مهمی برایم افتاد. آن زمان کلاس دهم بودم. یک روز پیش از تمرین، وزنه زده بودم و کمرم به‌شدت گرفته بود. روز بعد تمرین «بونکای» داشتیم. در بونکای، کاربرد حرکات فرمی را که در کاتا اجرا می‌کنیم، نشان می‌دهیم؛ یعنی مشخص می‌کنیم هر حرکت روی حریف، بیانگر اجرای چه فنی است. در حین تمرین بونکای، زمانی که مربی‌مان در حال تذکردادن به ما بود، وزن هم‌تیمی‌ام را روی کمرم انداختم و کمرم آسیب دید. آسیب به‌اندازه‌ای شدید بود که کمرم ورم کرد.

حکیم مهر: شرایط روحی شما پس از این آسیب‌دیدگی چگونه بود؟
 
پس از آن، یک ماه کامل در استراحت مطلق بودم. نزدیک عید بود و واقعاً شب تا صبح گریه می‌کردم، چون احساس می‌کردم دیگر دنیای ورزشی‌ام به پایان رسیده است. از طرف دیگر، مدام درگیر مراجعه به پزشک و انجام فیزیوتراپی بودم.

وقتی مدرسه دوباره شروع شد، نمی‌توانستم به دلیل آسیب‌دیدگی از حضور در کلاس‌ها صرف‌نظر کنم. به همین دلیل یک حصیر، پتو و بالش به مدرسه برده بودم و کف کلاس دراز می‌کشیدم؛ در همان شرایط معلم درس می‌داد. یکی از معلمانم بعدها این خاطره را برای شاگردان دیگرش تعریف می‌کرد و صحبت‌هایش از طریق بچه‌ها به گوش من می‌رسید. می‌گفت: «شاگردی داشتم که کمرش آسیب دیده بود و می‌آمد کف کلاس دراز می‌کشید.» گاهی نیز به دلیل داروهایی که مصرف می‌کردم، وسط کلاس خوابم می‌برد؛ اما با هر سختی‌ای که بود، تلاش کردم ورزش و تحصیل را در کنار یکدیگر پیش ببرم.

حکیم مهر: پس از آن آسیب‌دیدگی و دوره سخت درمان، توانستید به شرایط مسابقه بازگردید؟
 
بله؛ پس از آن دوره استراحت، درمان، مراجعه به پزشک و فیزیوتراپی، خوشبختانه کمرم بهبود پیدا کرد. با همان انگیزه و روحیه‌ای که پیش از آسیب‌دیدگی داشتیم، به تمرینات برگشتیم. مسابقات انتخابی برگزار شد و سرانجام توانستیم به ترکیب ثابت تیم ملی برای حضور در مسابقات جهانی سال ۲۰۱۷ اسپانیا برسیم. این رقابت‌ها در شهر سانتا کروز دِ تنریف، مرکز جزیره تنریف در مجمع‌الجزایر قناری اسپانیا، برگزار شد.

حکیم مهر: مهم‌ترین دشواری شما پیش از اعزام به مسابقات جهانی اسپانیا چه بود؟
 
اعزام تیم به کشورهای اروپایی و به‌ویژه اسپانیا، هزینه زیادی برای فدراسیون داشت و بودجه نیز محدود بود. به همین دلیل، ما بدون مربی اعزام شدیم و خانم رواخواه نتوانستند همراه ما باشند.

حضور مربی برای ورزشکار اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا مربی و بازیکنان از نظر ذهنی با یکدیگر هماهنگ هستند و تمرینات پیش از مسابقه، نحوه آماده‌سازی، کنترل استرس و بسیاری از مسائل دیگر زیر نظر او انجام می‌شود. ما در یکی از مهم‌ترین مسابقات زندگی‌مان، از همراهی مربی خود محروم بودیم و این موضوع شرایط را برایمان بسیار دشوارتر می‌کرد.

حکیم مهر: در زمینه تجهیزات و لباس رسمی مسابقه نیز با مشکل مواجه شدید؟
 
بله؛ مسابقات جهانی ضوابط خاصی دارد و ورزشکار باید با لباس مورد تأیید فدراسیون جهانی در رقابت حاضر شود. به‌عنوان مثال، شبیه این است که اعلام کنند ورزشکار فقط اجازه دارد از یک برند مشخص مانند آدیداس یا نایکی استفاده کند. در کاراته نیز تعدادی برند خاص مورد تأیید بود؛ اما ما آن لباس‌ها را در اختیار نداشتیم.

ما ورزشکارانی بودیم که با امکانات شخصی تمرین می‌کردیم و بودجه قابل‌توجهی نداشتیم. لباس‌های مورد تأیید نیز بسیار گران بود و اسپانسری هم وجود نداشت که از ما حمایت کند. از طرف دیگر، آن سال تیم ملی نیز لباسی در اختیار ما قرار نداد. خودمان لباس سفارش داده بودیم که باید از ژاپن ارسال می‌شد؛ اما لباس‌ها به‌موقع نرسید. در نهایت، گروهی که تعدادی از این لباس‌ها را در اختیار داشتند، لطف کردند و لباس‌هایشان را به ما قرض دادند.

حکیم مهر: با توجه به تفاوت اندام اعضای تیم، لباس‌های قرضی برای هر سه نفر شما مناسب بود؟
 
خیر؛ ما سه نفر بودیم و از نظر قد و جثه با یکدیگر تفاوت داشتیم. یکی از اعضای تیم قدبلند و لاغر بود و دو نفر دیگر نیز اندام متفاوتی داشتند. مجبور شدیم اجزای لباس‌ها را با یکدیگر ترکیب کنیم تا برای هر سه نفر قابل‌استفاده باشد.

در کاراته به بالاپوش لباس «گی» می‌گوییم. برای مثال، یکی از بچه‌ها شلوار یک لباس بزرگ‌تر را پوشید، اما گیِ لباس کوچک‌تر را استفاده کرد. من نیز بخش دیگری از لباس بزرگ‌تر را پوشیدم. خلاصه برای آماده‌کردن همین لباس‌های مسابقه هم ماجراهای زیادی داشتیم.

در آن سال‌ها، مدت زیادی از فراهم‌شدن امکان حضور بانوان ایرانی در مسابقات برون‌مرزی نمی‌گذشت؛ زیرا پیش از آن، پوشش حجاب در مقررات مسابقات تأیید نشده بود. پس از مدتی، نوعی پوشش مخصوص حجاب به تأیید رسید و بانوان ایرانی توانستند با استفاده از آن در رقابت‌های رسمی شرکت کنند. ما نیز با همان پوشش در مسابقات جهانی حاضر شدیم.

حکیم مهر: مسیر رسیدن شما به جزیره تنریف چگونه بود؟
 
مسیر بسیار طولانی و خسته‌کننده‌ای داشتیم. ابتدا به دوحه قطر رفتیم، از آنجا وارد بارسلون شدیم و سپس با پرواز دیگری خودمان را به تنریف رساندیم. طولانی‌بودن مسیر، خستگی سفر و اختلاف ساعت، شرایط جسمی و ذهنی ما را تحت تأثیر قرار داده بود.

قرعه‌کشی معمولاً پیش از مسابقه انجام می‌شود و در آن زمان مشخص می‌کنند هر تیم باید با چه حریفانی روبه‌رو شود. جدول رقابت ما ۳۲تیمی بود و برای رسیدن به مراحل پایانی باید پنج مسابقه انجام می‌دادیم. به دلیل کامل‌نبودن تعداد تیم‌های حاضر، تعدادی از کشورها در دور نخست استراحت داشتند؛ اما از میان همه تیم‌ها فقط چهار کشور استراحت نخوردند که ایران یکی از آن‌ها بود. در همان دور نخست نیز باید مقابل ایتالیا قرار می‌گرفتیم؛ تیمی که نایب‌قهرمان دوره پیشین مسابقات جهانی بود.
 
حکیم مهر: رویارویی با نایب‌قهرمان دوره قبل، چه فشار روانی‌ای برای شما ایجاد کرده بود؟
 
استرس و فشار زیادی به ما وارد شده بود. از اطرافیان نیز دائماً می‌شنیدیم که ایتالیا تیم بسیار قدرتمندی است و سابقه نایب‌قهرمانی جهان را دارد. تقریباً کسی روی مدال‌آوری ما حساب نمی‌کرد و تصور نمی‌شد بتوانیم به چنین مقامی برسیم. از طرف دیگر، مربی‌مان نیز کنار ما نبود.

بااین‌حال، روز مسابقه پس از گرم‌کردن، تیم‌های دیگر را دیدیم و وارد فضای رقابت شدیم. ما به خودمان اطمینان داشتیم و می‌دانستیم برای رسیدن به آنجا چقدر تمرین کرده و زحمت کشیده‌ایم. بدون آنکه به نام و سابقه تیم مقابل فکر کنیم، وارد تاتامی شدیم و بهترین عملکردمان را ارائه دادیم. در نهایت نیز ایتالیا را با نتیجه چهار بر یک شکست دادیم.

حکیم مهر: پس از پیروزی مقابل ایتالیا، مسیر شما تا کسب مدال چگونه ادامه پیدا کرد؟
 
پس از ایتالیا، تیم‌های کرواسی و یونان را نیز با نتیجه چهار بر یک شکست دادیم و به مرحله نیمه‌نهایی رسیدیم. در نیمه‌نهایی مقابل مصر قرار گرفتیم و با نتیجه پنج بر صفر شکست خوردیم. پس از آن، برای کسب مدال برنز باید مقابل صربستان قرار می‌گرفتیم. در دیدار رده‌بندی، صربستان را با نتیجه پنج بر صفر شکست دادیم و توانستیم مدال برنز مسابقات جهانی را به دست بیاوریم.

حکیم مهر: کسب این مدال چه جایگاهی در تاریخ کاراته بانوان ایران داشت؟
 
پیش از ما، کاتای تیمی دختران ایران در این رقابت‌های جهانی موفق به کسب مدال نشده بود. به همین دلیل، پس از کسب مدال برنز، از ما با عنوان «بانوان تاریخ‌ساز» یاد کردند. این مدال نتیجه سال‌ها تمرین، شکست، آسیب‌دیدگی، دوری از خانواده و گذشتن از بسیاری از خواسته‌ها بود. ما بدون همراهی مربی، با لباس‌های قرضی و در شرایطی که تقریباً کسی روی مدال‌آوری‌مان حساب نمی‌کرد، به مسابقات رفتیم؛ اما توانستیم یکی از مهم‌ترین نتایج تاریخ کاتای تیمی دختران ایران را رقم بزنیم.

حکیم مهر: پس از بازگشت از مسابقات جهانی اسپانیا، چگونه میان ورزش قهرمانی و ادامه تحصیل تعادل برقرار کردید؟
 
زمانی که از مسابقات جهانی بازگشتم، تقریباً ۱۷ساله بودم و باید وارد پایه دوازدهم می‌شدم. پیش از آن نیز به دلیل حضور در تمرینات و مسابقات، چند ماه مرخصی تحصیلی گرفته بودم و تصمیم داشتم امتحاناتم را در شهریورماه بدهم؛ اما مدیر و معلمان مدرسه با توجه به وضعیت تحصیلی‌ام گفتند بهتر است درس‌هایم را ادامه بدهم و همراه سایر دانش‌آموزان پیش بروم.
به دلیل مشغله‌های ورزشی، پایه‌های دهم و یازدهم را آن‌گونه که باید و شاید کامل و منظم نخوانده بودم و با همین شرایط وارد پایه دوازدهم شدم. از طرف دیگر، تحصیل برای خانواده من اهمیت بسیار زیادی داشت و می‌دانستم در مقطعی باید تمرکزم را از ورزش قهرمانی به سمت درس و آینده تحصیلی‌ام تغییر بدهم.

حکیم مهر: آیا در ابتدای سال دوازدهم همچنان تمرینات ورزشی را ادامه می‌دادید؟
 
بله؛ اوایل هم به مدرسه می‌رفتم و درس می‌خواندم و هم در تمرینات باشگاه شرکت می‌کردم؛ اما به‌تدریج متوجه شدم ادامه‌دادن هم‌زمان این دو مسیر با آن شدت واقعاً امکان‌پذیر نیست. از مدرسه مستقیماً به باشگاه می‌رفتم و زمانی که به خانه می‌رسیدم، آن‌قدر خسته بودم که فقط می‌خوابیدم. دیگر فرصتی برای مطالعه و تست‌زدن باقی نمی‌ماند؛ آن هم برای من که به دلیل شرایط سال‌های قبل، از نظر درسی عقب‌ماندگی‌هایی داشتم.

از طرفی، مدال جهانی را کسب کرده بودم و می‌توانستم با استفاده از سهمیه قهرمانی، بدون شرکت در کنکور در رشته تربیت‌بدنی یکی از دانشگاه‌های کشور تحصیل کنم؛ اما دوست داشتم در هر دو بُعد ورزش و تحصیل، به بهترین جایگاهی که در توانم بود برسم. فکر می‌کنم آبان یا آذرماه بود که تصمیم گرفتم حضورم در باشگاه را به حداقل برسانم و تمرکزم را روی کنکور بگذارم.

حکیم مهر: فاصله‌گرفتن از ورزش چه تأثیری بر وضعیت روحی شما داشت؟
 
آن تصمیم آغاز دوره‌ای از حال بد، افسردگی و فشارهای دوران کنکور بود. واقعاً دوران بسیار سخت و آزاردهنده‌ای را پشت سر گذاشتم. در تمام سال‌هایی که زندگی کرده‌ام، سال‌های کنکور سخت‌ترین سال‌های زندگی‌ام بوده‌اند و هیچ‌وقت دوست ندارم به آن دوران بازگردم.

برای فردی مثل من که سال‌ها ورزش کرده، تمرینات فشرده داشته و دائماً در حرکت و رقابت بوده است، بسیار دشوار بود که ناگهان از آن فضا فاصله بگیرد، در خانه بماند و ساعت‌های طولانی مطالعه کند. بااین‌حال، هدف مشخصی برای خودم تعیین کرده بودم و می‌خواستم مسیر ورزش و تحصیلم را به شکلی در امتداد یکدیگر قرار بدهم؛ بنابراین با هر سختی‌ای که بود، پای تصمیمم ایستادم.
 
حکیم مهر: در نخستین سال کنکور به نتیجه موردنظرتان رسیدید؟
 
سال اول در کنکور شرکت کردم و رتبه نسبتاً قابل‌قبولی به دست آوردم. امکان ورود به دانشگاه را داشتم؛ اما آن رتبه برای رشته‌ای که مدنظر داشتم و هدفی که برای خودم تعیین کرده بودم، کافی نبود. به همین دلیل تصمیم گرفتم یک سال دیگر پشت کنکور بمانم.

با توجه به اینکه در دوران دبیرستان فرصت نکرده بودم درس‌ها را به‌خوبی و به‌صورت کامل بخوانم، باید بخش زیادی از مطالب را دوباره و از پایه مطالعه می‌کردم. پس از آن نیز همه‌گیری کرونا آغاز شد و دومین سال کنکور من با دوران کرونا هم‌زمان شد.

حکیم مهر: شرایط شما در دومین سال کنکور چگونه بود؟
 
در سال دوم بسیار زیاد درس خواندم. دیگر تا حدودی از فضای ورزش حرفه‌ای فاصله گرفته و وارد روند منظم مطالعه شده بودم و با جدیت زیادی برای آزمون آماده شدم؛ اما متأسفانه نتیجه‌ای که به دست آوردم، اصلاً رضایت‌بخش نبود. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای سومین سال نیز در کنکور شرکت کنم.

حکیم مهر: پس از دو بار نرسیدن به نتیجه مطلوب، انگیزه ادامه‌دادن را چگونه حفظ کردید؟
 
در سال سوم هم علاقه‌ام به این مسیر بیشتر شده بود و هم انگیزه بیشتری داشتم. روحیه جنگندگی‌ای که از ورزش آموخته بودم، در تمام مراحل زندگی به کمکم آمد. دائماً با خودم می‌گفتم: «عرفانه، تو حتماً باید بتوانی این کار را انجام بدهی. وقتی دیگران توانسته‌اند، تو هم می‌توانی.» در نهایت، هر قدر مسیر دشوار بود، ادامه دادم تا نتایج کنکور اعلام شد و در رشته دامپزشکی پذیرفته شدم.

حکیم مهر: تحصیل شما در دانشگاه چگونه آغاز شد؟
 
به دلیل شرایط کرونا، کلاس‌های دانشگاه در ترم‌های نخست به‌صورت مجازی برگزار می‌شد. در ادامه، بخشی از کلاس‌ها حضوری شد. با ورود به دانشگاه تهران، مدرک مربیگری فدراسیون را دریافت کردم و در حال حاضر مدرک مربیگری درجه دو دارم. ادامه‌دادن ورزش قهرمانی در کنار رشته سنگینی مانند دامپزشکی تقریباً غیرممکن بود؛ اما نمی‌خواستم به‌طور کامل از فضای کاراته فاصله بگیرم. به همین دلیل، علاوه بر مربیگری، وارد حوزه داوری نیز شدم.

در هر دو بخش کاتا و کومیته دوره‌های داوری را گذرانده‌ام. درجات داوری کاتای من در داخل کشور تکمیل شده است و در بخش کومیته هنوز یک درجه دیگر باقی مانده که البته دریافت آن محدودیت سنی دارد. امیدوارم در زمان مناسب بتوانم مدارک داوری آسیایی و جهانی را نیز دریافت کنم.

حکیم مهر: در حال حاضر به‌صورت مستقیم مربیگری هم می‌کنید؟
 
در حال حاضر به این شکل نیست که در باشگاهی حضور داشته باشم و شاگردان مستقلی را آموزش بدهم؛ اما با باشگاه خودمان در اصفهان و شاگردان مربی‌ام همکاری دارم. آن‌ها فیلم تمرینات و اجراهایشان را برای من می‌فرستند و من ویدئوها را آنالیز می‌کنم. بنابراین فعالیت مربیگری‌ام بیشتر به‌صورت مجازی و از راه دور ادامه دارد.

حکیم مهر: فعالیت شما در حوزه داوری تا چه اندازه جدی است؟
 
در حوزه داوری فعال‌تر هستم. هر چند هفته یک‌بار، اگر مسابقه‌ای برگزار شود، لطف می‌کنند و از من برای قضاوت دعوت می‌شود. در رقابت‌های مهمی مانند مسابقات انتخابی تیم ملی نیز حضور داشته‌ام و قضاوت کرده‌ام. خوشبختانه در این مسیر نیز عملکرد موفقی داشته‌ام. فکر می‌کنم تجربه سال‌ها حضورم به‌عنوان ورزشکار، شناخت و تسلط زیادی به من داده و در داوری بسیار کمک‌کننده بوده است. امیدوارم در آینده نیز بتوانم این مسیر را با قدرت ادامه بدهم.

حکیم مهر: ورود به رشته دامپزشکی چه جایگاهی در زندگی شما پیدا کرده است؟
 
پیش از ورود به دانشگاه، ورزش تنها فضایی بود که وقتی وارد آن می‌شدم، می‌توانستم به هیچ‌چیز دیگری فکر نکنم و حالم خوب شود؛ اما اکنون دو فضای آرامش‌بخش در زندگی‌ام دارم: ورزش و دامپزشکی.

واقعاً هر روز بیشتر از روز قبل خدا را شکر می‌کنم که وارد این رشته شدم. دامپزشکی رشته‌ای بسیار سخت، اما در عین حال فوق‌العاده لذت‌بخش است. از طبابت حیوانات، یادگیری مطالب این حوزه و فعالیت‌های عملی آن بسیار لذت می‌برم و حضور در این مسیر برایم حس بسیار خوبی دارد.

حکیم مهر: اکنون در چه مرحله‌ای از تحصیل و فعالیت حرفه‌ای قرار دارید؟
 
امسال سال پایانی دوره دامپزشکی من است و در مرحله «سنتر» قرار دارم. تقریباً مشغول انجام پایان‌نامه هستم و پس از آن نیز امیدوارم در آزمون تخصص شرکت کنم. در حال حاضر به‌عنوان کارورز در بیمارستان دامپزشکی دانشگاه تهران فعالیت می‌کنم و امیدوارم ادامه این مسیر نیز به بهترین شکل رقم بخورد.

حکیم مهر: آیا در سال‌های تحصیل دانشگاهی نیز در مسابقات کاراته حضور داشته‌اید؟
 
در این سال‌ها به‌جز مسابقاتی که برای دانشگاه تهران برگزار می‌شد، تقریباً در رقابت دیگری شرکت نکردم. در همین مسابقات نیز توانستم چند مقام برای دانشگاه تهران کسب کنم. به‌تازگی مسابقات انتخابی سهمیه المپیاد ورزشی دانشجویان کشور برگزار شد و توانستم سهمیه حضور در این رقابت‌ها را به دست بیاورم. قرار است مسابقات المپیاد کشوری در شهریورماه و به میزبانی مشهد برگزار شود و من نیز یکی از ورزشکاران دانشگاه تهران در این مسابقات خواهم بود. این تازه‌ترین خبر از وضعیت ورزشی من است.

حکیم مهر: به‌عنوان حرف آخر..
 
در پایان از پدر و مادرم و همچنین مربی‌ام، خانم رواخواه، صمیمانه تشکر می‌کنم. آن‌ها در تمام فراز و نشیب‌های این مسیر کنار من بودند و من موفقیت‌هایم را مدیون حمایت‌ها، همراهی‌ها و زحمات این عزیزان هستم.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
 
ل
 
ل
 
ل
 
ل
 
ل
 
ل
 
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۲
همکلاسیت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
0
8
موفق باشی و بدرخشی عزیزم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
0
8
درود بر دامپزشک ورزشکار،ان شا لله همیشه موفق باشید
Academic Auditor
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
0
3
در ژاپن اصطلاحی داریم که میگه ناناکوروبی یائوکی
یعنی هفت بار زمین بخوری، هشت بار بلند شوی

osu
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۴
2
2
اشتباه بزرگی انجام دادید آمدید رشته دامپزشکی.همان کاراته را ادامه میدادی بهتربود تا اینکه روی کنکور وقت بزاری
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۵
0
2
دختر عزیزم
انشاالله با همان رشته ورزشی به تمام افتخارات ممکن خواهی رسید این بزرگترین موفقیت توست اما دامپزشکی خواندن ...
امین اکبری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۵
0
0
اقامن نفهمیدم معنی لباس قرضی چیه.اخه الان دیگه ضعیف ترین قشرهای جامعه هم میتونن حداقل یه لباس ورزشی ازخودشون داشته باشن واحتمالا برای ایشون هم خریدن یه لباس کاراته نباید خیلی سخت باشه.چرااین قدر قلو میکنید.
علیرضا قهرمان تکواندو اصفهان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۶
0
0
قدر شناس نیستن/ انشالله بدرخشی
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه