بله؛ پس از آن، در سال ۲۰۱۵ مسابقات جایزه بزرگ امارات برگزار شد که آن رقابت نیز پیش از ورود من به تیم ملی بود. هزینه حضور در مسابقه مجدداً بر عهده خودمان بود و خانوادهها باید همهچیز را تدارک میدیدند.
پدر من استاد دانشگاه است و ما زندگی معمولیای داشتیم؛ اما خانوادهام به هر شکلی که امکان داشت، در این مسیر از من حمایت کردند. در آن مسابقات نیز شرکت کردم و توانستیم مقام سوم را به دست بیاوریم.
حکیم مهر: مسیر شما برای عضویت ثابت در تیم ملی چگونه طی شد؟
پس از مسابقات امارات، وارد رقابتهای انتخابی تیم ملی شدیم. در این سالها چندین ترکیب مختلف داشتیم؛ زیرا با ورود یکی از اعضا به رده سنی بالاتر، ترکیب تیم تغییر میکرد. سرانجام در سال ۱۳۹۶، پس از چهار یا پنج بار شکست در انتخابیهای تیم ملی، توانستیم به ترکیب ثابت تیم ملی برسیم.
حکیم مهر: رقابتهای انتخابی تیم ملی در رشته شما با چه سازوکاری برگزار میشود؟
ابتدا مسابقات قهرمانی کشور برگزار میشود و نفرات اول تا سوم مشخص میشوند. این نفرات به مرحله بعد راه پیدا میکنند و تعدادی ورزشکار نیز بهصورت دعوتی به آنها اضافه میشوند. سپس دوباره میان این افراد رقابت برگزار میشود و برگزیدگان وارد مرحله بعدی میشوند.
پس از آن اردوهای تیم ملی برگزار میشود و در نهایت نفر اول برای حضور در مسابقهای که در آن سال پیش رو است، اعزام میشود؛ این رقابت ممکن است مسابقات آسیایی یا جهانی باشد.
حکیم مهر: پیش از آنکه به عضویت ثابت تیم ملی درآیید، چند بار تا مرحله نهایی پیش رفتید؟
پیش از آن، چند مسابقه و فرصت را از دست داده بودم. تا مرحله آخر انتخابی پیش میرفتیم، اما اول نمیشدیم و در جایگاه دوم قرار میگرفتیم. روزهای بسیار سختی داشتیم. من اصالتاً اصفهانی هستم و انتخابیهای تیم ملی در تهران برگزار میشد. بارها در مسیر پنج یا ششساعته تهران به اصفهان، سه یا چهار نفری در خودرو مینشستیم و واقعاً تمام مسیر را گریه میکردیم.
حکیم مهر: پس از هر شکست، چگونه خودتان را برای رقابت بعدی آماده میکردید؟
همهجانبه زحمت میکشیدیم و هر بار تلاش میکردیم قویتر از دوره قبل بازگردیم. اگر احساس میکردیم میزان تمرینمان کم بوده است، برای مثال تمرین پنجساعته را به شش ساعت افزایش میدادیم. اگر به این نتیجه میرسیدیم که از نظر تغذیهای شرایط مناسبی نداریم، سعی میکردیم آن را اصلاح کنیم. اگر مشکل به مسائل روانی مربوط بود، از تراپی و مشاوره کمک میگرفتیم و با ما صحبت میکردند.
حکیم مهر: مربی شما در عبور از این شکستها و ادامه مسیر چه نقشی داشت؟
مربی من، خانم رواخواه، فردی تحصیلکرده، وکیل پایهیک دادگستری و یک چهره علمی هستند. ایشان در تمام این مسیر همراه ما بودند و بسیار تشویقمان میکردند.
یکی از تمرینات جالبی که برای ما در نظر گرفته بودند، تمرینات ذهنی بود. جدا از تمریناتی که در باشگاه انجام میدادیم، از ما میخواستند شبها پیش از خواب، اجرای فرم را در ذهنمان مرور کنیم؛ تصور کنیم ناممان را میخوانند، روی سکو میرویم و مدال را بر گردنمان میاندازند و بعد بخوابیم. صبحها نیز پس از بیدارشدن همین تمرین ذهنی را انجام میدادیم.
آن زمان دانشآموز دبیرستان بودم و حتی در سرویس مدرسه، پیش از رسیدن به مدرسه، تمرینات ذهنیام را انجام میدادم و سپس وارد مدرسه میشدم و درسخواندن را آغاز میکردم.
حکیم مهر: مهمترین آسیبدیدگی دوران ورزشی شما چه زمانی اتفاق افتاد؟
پیش از آخرین مرحله انتخابی که در نهایت به عضویت ثابت ما در تیم ملی منجر شد، اتفاق مهمی برایم افتاد. آن زمان کلاس دهم بودم. یک روز پیش از تمرین، وزنه زده بودم و کمرم بهشدت گرفته بود. روز بعد تمرین «بونکای» داشتیم. در بونکای، کاربرد حرکات فرمی را که در کاتا اجرا میکنیم، نشان میدهیم؛ یعنی مشخص میکنیم هر حرکت روی حریف، بیانگر اجرای چه فنی است. در حین تمرین بونکای، زمانی که مربیمان در حال تذکردادن به ما بود، وزن همتیمیام را روی کمرم انداختم و کمرم آسیب دید. آسیب بهاندازهای شدید بود که کمرم ورم کرد.
حکیم مهر: شرایط روحی شما پس از این آسیبدیدگی چگونه بود؟
پس از آن، یک ماه کامل در استراحت مطلق بودم. نزدیک عید بود و واقعاً شب تا صبح گریه میکردم، چون احساس میکردم دیگر دنیای ورزشیام به پایان رسیده است. از طرف دیگر، مدام درگیر مراجعه به پزشک و انجام فیزیوتراپی بودم.
وقتی مدرسه دوباره شروع شد، نمیتوانستم به دلیل آسیبدیدگی از حضور در کلاسها صرفنظر کنم. به همین دلیل یک حصیر، پتو و بالش به مدرسه برده بودم و کف کلاس دراز میکشیدم؛ در همان شرایط معلم درس میداد. یکی از معلمانم بعدها این خاطره را برای شاگردان دیگرش تعریف میکرد و صحبتهایش از طریق بچهها به گوش من میرسید. میگفت: «شاگردی داشتم که کمرش آسیب دیده بود و میآمد کف کلاس دراز میکشید.» گاهی نیز به دلیل داروهایی که مصرف میکردم، وسط کلاس خوابم میبرد؛ اما با هر سختیای که بود، تلاش کردم ورزش و تحصیل را در کنار یکدیگر پیش ببرم.
حکیم مهر: پس از آن آسیبدیدگی و دوره سخت درمان، توانستید به شرایط مسابقه بازگردید؟
بله؛ پس از آن دوره استراحت، درمان، مراجعه به پزشک و فیزیوتراپی، خوشبختانه کمرم بهبود پیدا کرد. با همان انگیزه و روحیهای که پیش از آسیبدیدگی داشتیم، به تمرینات برگشتیم. مسابقات انتخابی برگزار شد و سرانجام توانستیم به ترکیب ثابت تیم ملی برای حضور در مسابقات جهانی سال ۲۰۱۷ اسپانیا برسیم. این رقابتها در شهر سانتا کروز دِ تنریف، مرکز جزیره تنریف در مجمعالجزایر قناری اسپانیا، برگزار شد.
حکیم مهر: مهمترین دشواری شما پیش از اعزام به مسابقات جهانی اسپانیا چه بود؟
اعزام تیم به کشورهای اروپایی و بهویژه اسپانیا، هزینه زیادی برای فدراسیون داشت و بودجه نیز محدود بود. به همین دلیل، ما بدون مربی اعزام شدیم و خانم رواخواه نتوانستند همراه ما باشند.
حضور مربی برای ورزشکار اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا مربی و بازیکنان از نظر ذهنی با یکدیگر هماهنگ هستند و تمرینات پیش از مسابقه، نحوه آمادهسازی، کنترل استرس و بسیاری از مسائل دیگر زیر نظر او انجام میشود. ما در یکی از مهمترین مسابقات زندگیمان، از همراهی مربی خود محروم بودیم و این موضوع شرایط را برایمان بسیار دشوارتر میکرد.
حکیم مهر: در زمینه تجهیزات و لباس رسمی مسابقه نیز با مشکل مواجه شدید؟
بله؛ مسابقات جهانی ضوابط خاصی دارد و ورزشکار باید با لباس مورد تأیید فدراسیون جهانی در رقابت حاضر شود. بهعنوان مثال، شبیه این است که اعلام کنند ورزشکار فقط اجازه دارد از یک برند مشخص مانند آدیداس یا نایکی استفاده کند. در کاراته نیز تعدادی برند خاص مورد تأیید بود؛ اما ما آن لباسها را در اختیار نداشتیم.
ما ورزشکارانی بودیم که با امکانات شخصی تمرین میکردیم و بودجه قابلتوجهی نداشتیم. لباسهای مورد تأیید نیز بسیار گران بود و اسپانسری هم وجود نداشت که از ما حمایت کند. از طرف دیگر، آن سال تیم ملی نیز لباسی در اختیار ما قرار نداد. خودمان لباس سفارش داده بودیم که باید از ژاپن ارسال میشد؛ اما لباسها بهموقع نرسید. در نهایت، گروهی که تعدادی از این لباسها را در اختیار داشتند، لطف کردند و لباسهایشان را به ما قرض دادند.
حکیم مهر: با توجه به تفاوت اندام اعضای تیم، لباسهای قرضی برای هر سه نفر شما مناسب بود؟
خیر؛ ما سه نفر بودیم و از نظر قد و جثه با یکدیگر تفاوت داشتیم. یکی از اعضای تیم قدبلند و لاغر بود و دو نفر دیگر نیز اندام متفاوتی داشتند. مجبور شدیم اجزای لباسها را با یکدیگر ترکیب کنیم تا برای هر سه نفر قابلاستفاده باشد.
در کاراته به بالاپوش لباس «گی» میگوییم. برای مثال، یکی از بچهها شلوار یک لباس بزرگتر را پوشید، اما گیِ لباس کوچکتر را استفاده کرد. من نیز بخش دیگری از لباس بزرگتر را پوشیدم. خلاصه برای آمادهکردن همین لباسهای مسابقه هم ماجراهای زیادی داشتیم.
در آن سالها، مدت زیادی از فراهمشدن امکان حضور بانوان ایرانی در مسابقات برونمرزی نمیگذشت؛ زیرا پیش از آن، پوشش حجاب در مقررات مسابقات تأیید نشده بود. پس از مدتی، نوعی پوشش مخصوص حجاب به تأیید رسید و بانوان ایرانی توانستند با استفاده از آن در رقابتهای رسمی شرکت کنند. ما نیز با همان پوشش در مسابقات جهانی حاضر شدیم.
حکیم مهر: مسیر رسیدن شما به جزیره تنریف چگونه بود؟
مسیر بسیار طولانی و خستهکنندهای داشتیم. ابتدا به دوحه قطر رفتیم، از آنجا وارد بارسلون شدیم و سپس با پرواز دیگری خودمان را به تنریف رساندیم. طولانیبودن مسیر، خستگی سفر و اختلاف ساعت، شرایط جسمی و ذهنی ما را تحت تأثیر قرار داده بود.
قرعهکشی معمولاً پیش از مسابقه انجام میشود و در آن زمان مشخص میکنند هر تیم باید با چه حریفانی روبهرو شود. جدول رقابت ما ۳۲تیمی بود و برای رسیدن به مراحل پایانی باید پنج مسابقه انجام میدادیم. به دلیل کاملنبودن تعداد تیمهای حاضر، تعدادی از کشورها در دور نخست استراحت داشتند؛ اما از میان همه تیمها فقط چهار کشور استراحت نخوردند که ایران یکی از آنها بود. در همان دور نخست نیز باید مقابل ایتالیا قرار میگرفتیم؛ تیمی که نایبقهرمان دوره پیشین مسابقات جهانی بود.