صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۶۶۳۶
تعداد نظرات: ۶ نظر
اختصاصی حکیم مهر:

متن سخنرانی پروفسور حسن تاج‌بخش در مراسم روز پزشک در فرهنگستان علوم (+ تصاویر)

ابن‌سینا در طول تاریخ، چهره‌ای بوده که درباره او دیدگاه‌های متفاوت و حتی متضادی وجود داشته است. گروهی او را به دلیل گرایش‌های فلسفی‌اش مورد انتقاد قرار داده‌اند و حتی او را متهم به کفر کرده‌اند؛ از سوی دیگر، در تاریخ فلسفه اسلامی چنان جایگاه بزرگی پیدا کرده که گاهی از او به عنوان «ارسطوی جهان اسلام» یاد شده است...
 
ببب
 
متن سخنرانی پروفسور حسن تاج‌بخش در مراسم روز پزشک در فرهنگستان علوم
 
منبع: فایل صوتی منتشر شده در کاتال تلگرام «دکتر رضا کسروی»
 
سلام و عرض ادب دارم خدمت استادان، پژوهشگران و دوستان گرامی.

صحبت امروز من درباره یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های علمی تاریخ ایران و جهان اسلام، یعنی ابوعلی سینا، و به‌طور مشخص درباره مهم‌ترین اثر پزشکی او، یعنی کتاب قانون در طب است.

پیش از ورود به بحث، بد نیست به نکته‌ای اشاره کنم که در ابتدای سخنرانی نیز مطرح شد. ابن‌سینا در طول تاریخ، چهره‌ای بوده که درباره او دیدگاه‌های متفاوت و حتی متضادی وجود داشته است. گروهی او را به دلیل گرایش‌های فلسفی‌اش مورد انتقاد قرار داده‌اند و حتی او را متهم به کفر کرده‌اند؛ از سوی دیگر، در تاریخ فلسفه اسلامی چنان جایگاه بزرگی پیدا کرده که گاهی از او به عنوان «ارسطوی جهان اسلام» یاد شده است. بنابراین، ابن‌سینا شخصیتی نیست که بتوان او را فقط در یک حوزه یا با یک عنوان تعریف کرد. او هم فیلسوف بود، هم پزشک، هم دانشمند و هم صاحب تألیفاتی گسترده در حوزه‌های مختلف دانش.

اما امروز می‌خواهیم بیشتر بر روی ابن‌سینا به عنوان پزشک و بر کتاب قانون تمرکز کنیم.

جایگاه کتاب قانون

کتاب قانون را می‌توان یکی از مهم‌ترین آثار پزشکی تاریخ دانست. البته طبیعی است که امروز بخش‌هایی از مطالب پزشکی آن با دانش پزشکی جدید سازگار نباشد و بسیاری از نظریه‌های آن کنار گذاشته شده باشند؛ اما اگر کتاب را در زمان و شرایط تاریخی خودش بررسی کنیم، اهمیت آن کاملاً روشن می‌شود.

قانون در حقیقت مجموعه‌ای از دانش پزشکی پیش از ابن‌سینا و دوران اسلامی است که ابن‌سینا آن را گردآوری، طبقه‌بندی و منظم کرده و در کنار آن، از تجربه‌ها و یافته‌های خودش نیز استفاده کرده است. به همین دلیل، قانون صرفاً یک کتاب درباره بیماری‌ها و داروها نیست؛ بلکه نوعی دایرةالمعارف پزشکی است که دانش پزشکی زمان خود را در یک نظام منسجم قرار داده است.

در سخنرانی اشاره شد که رازی نیز از نظر پزشکی جایگاهی بسیار بلند دارد و حتی در بعضی زمینه‌های پزشکی ممکن است از ابن‌سینا برجسته‌تر باشد؛ اما تفاوت مهم این است که آثار رازی، به‌خصوص کتاب «الحاوی»، بسیار گسترده، پراکنده و دشوار است، در حالی که ابن‌سینا توانسته مطالب پزشکی را با نظم و ساختار بسیار مشخصی ارائه کند. و شاید یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری قانون همین نظم و انسجام باشد.

زمان و مکان نگارش قانون

بر اساس مطالبی که در این سخنرانی مطرح شد، قانون در یک نقطه و در یک زمان نوشته نشده است. بخشی از آن در گرگان، بخشی در ری و بخش‌های دیگری در همدان نوشته شده است. این نکته جالب است، زیرا نشان می‌دهد قانون حاصل یک دوره کوتاه مطالعه و تألیف نبوده، بلکه در طول سال‌های مختلف زندگی ابن‌سینا شکل گرفته است.

ابن‌سینا خود نیز به تدریس اشتغال داشته و قانون در کنار فعالیت‌های علمی و آموزشی او شکل گرفته است. حتی در خود کتاب قانون به نمونه‌هایی از بیماران و تجربه‌های پزشکی اشاره شده است؛ از جمله مواردی که در آن از درمان بیماران توسط خود ابن‌سینا یا شاگردان مدرسه پزشکی او سخن گفته می‌شود. این موضوع یک نکته مهم را به ما یادآوری می‌کند: پزشکی ابن‌سینا فقط حاصل مطالعه کتاب‌های پیشینیان نبوده، بلکه تجربه و مشاهده بیمار نیز در آن جایگاه داشته است.

پنج کتاب قانون

قانون در پنج کتاب تنظیم شده است و در میان آنها، کتاب نخست اهمیت ویژه‌ای دارد. در کتاب نخست، ابن‌سینا درباره اصول کلی پزشکی صحبت می‌کند. نکته جالب این است که او برای پزشک تنها دانستن پزشکی را کافی نمی‌داند.

از دید او، پزشک باید با علوم دیگری نیز آشنا باشد.

برای مثال، پزشک باید هندسه بداند تا بتواند تغییرات و روند ترمیم زخم‌ها را بهتر درک کند.

باید ریاضیات بداند تا بتواند اندازه و مقدار داروها را تعیین کند.

همچنین باید با موسیقی و علم صوت آشنا باشد تا بتواند نبض و ویژگی‌های آن را بهتر بشناسد.

حتی آشنایی با نجوم و فلکیات نیز در نگاه پزشکی آن دوره مطرح بوده است؛ زیرا در طب قدیم، زمان و شرایط مختلف و تأثیر عوامل طبیعی بر بدن اهمیت داشت.

در کنار همه اینها، ابن‌سینا بر استدلال و توانایی تشخیص تأکید می‌کند. این نگاه بسیار قابل توجه است؛ زیرا نشان می‌دهد از دید ابن‌سینا پزشک صرفاً کسی نیست که فهرستی از بیماری‌ها و داروها را حفظ کرده باشد؛ بلکه پزشک باید بتواند مشاهده کند، مقایسه کند، استدلال کند و از نشانه‌ها به علت بیماری برسد.

فلسفه و پزشکی

در اینجا به رابطه جالب میان فلسفه و پزشکی در اندیشه ابن‌سینا می‌رسیم. ابن‌سینا فیلسوف بزرگی بود و فلسفه در تمام اندیشه او حضور داشت؛ اما در سخنرانی نکته ظریفی مطرح شد: فلسفه برای فیلسوف بسیار مهم است، اما وارد کردن مباحث پیچیده فلسفی به سر بیمار می‌تواند زیان‌آور باشد. یعنی پزشک باید از فلسفه برای درست اندیشیدن و استدلال استفاده کند، اما در برخورد با بیمار، باید اولویت را به درمان و نیازهای بیمار بدهد.
این تفکیک میان «اندیشه» و «عمل» یکی از نکات قابل توجه در نگاه ابن‌سیناست.

نظریه ارکان و مزاج‌ها

یکی از مهم‌ترین بخش‌های قانون، به‌ویژه در کتاب نخست، بحث درباره ارکان، کیفیت‌ها و مزاج‌ها است. امروز بخش زیادی از این نظریه‌ها از نظر پزشکی علمی پذیرفته نیستند؛ اما برای فهم تاریخ پزشکی و ساختار فکری ابن‌سینا اهمیت دارند.
بر اساس این نظریه، چهار رکن اصلی مطرح می‌شود: خاک، آب، هوا و آتش.

خاک سنگین‌ترین و آتش سبک‌ترین دانسته می‌شود و میان این عناصر، ویژگی‌هایی مانند گرمی، سردی، تری و خشکی مطرح است. از ترکیب این ویژگی‌ها، مفهوم مزاج شکل می‌گیرد.

چهار حالت اصلی عبارت‌اند از:
گرم و خشک
گرم و تر
سرد و خشک
سرد و تر

از دید طب سنتی، هر فرد دارای مزاجی است و سلامت زمانی برقرار است که میان این ویژگی‌ها نوعی تعادل وجود داشته باشد. اگر این تعادل برهم بخورد، زمینه بیماری فراهم می‌شود.
 
البته تأکید می‌کنم که این نظریه را باید در چارچوب تاریخی خودش فهمید. ما امروز درباره عملکرد بدن، بیماری و علت‌های آن بر اساس فیزیولوژی، میکروب‌شناسی، ژنتیک و علوم پزشکی جدید صحبت می‌کنیم؛ بنابراین نمی‌توان تمام این نظریه‌ها را با معیارهای پزشکی امروز تأیید کرد.
اما اهمیت تاریخی آنها در این است که نشان می‌دهند پزشکان گذشته چگونه تلاش می‌کردند برای سلامت و بیماری یک نظام توضیحی منسجم ایجاد کنند.

اخلاط چهارگانه

در ادامه این نظام، بحث چهار خلط مطرح می‌شود:
خون، بلغم، صفرا و سودا.

در این نگاه، این اخلاط با وضعیت‌های مختلف بدن ارتباط داشتند و عدم تعادل آنها می‌توانست موجب بیماری شود.

خون دارای طبیعت گرم و تر دانسته می‌شد، بلغم سرد و تر، صفرا گرم و خشک و سودا سرد و خشک.

از اینجا ارتباط میان مزاج، اخلاط و بیماری شکل می‌گیرد.

ممکن است امروز این توضیحات از نظر علمی برای ما قابل قبول نباشد، اما نکته مهم این است که ابن‌سینا تلاش می‌کرد بیماری را بر اساس یک نظام علت و معلولی توضیح دهد و میان وضعیت طبیعی بدن و بیماری ارتباط برقرار کند.

منابع ابن‌سینا

یکی دیگر از نکات مهم درباره قانون، منابع آن است. ابن‌سینا از آثار بقراط و جالینوس بسیار استفاده کرده است. همچنین از پزشکان یونانی و رومی و از پزشکان دوره اسلامی بهره برده است.

در میان این منابع، نام‌های متعددی دیده می‌شود؛ از جمله پزشکان و دانشمندانی که در سنت پزشکی جندی‌شاپور و جهان اسلام فعالیت داشته‌اند.
بنابراین قانون را نباید اثری دانست که از هیچ و بدون پیشینه پدید آمده باشد.

ارزش ابن‌سینا در اینجا در این است که این میراث گسترده را دریافت کرده، مطالعه کرده، با یکدیگر ترکیب کرده و در قالب یک نظام منظم ارائه داده است. به همین دلیل می‌توان قانون را پلی میان پزشکی یونان و روم، پزشکی ایران و پزشکی جهان اسلام دانست.

ابن‌سینا و رازی

در اینجا مناسب است کمی بیشتر درباره رازی صحبت کنیم. محمد بن زکریای رازی نیز از بزرگ‌ترین پزشکان تاریخ پزشکی است.
 
در سخنرانی به این نکته اشاره شد که رازی در زمینه بیماری‌های واگیر، به‌خصوص آبله، دیدگاه مهمی داشته است. رازی درباره آبله توضیحاتی ارائه می‌کند که در آن تلاش می‌شود پیدایش بیماری و تغییرات بدن در هنگام بیماری توضیح داده شود.

در این بحث، نکته‌ای که اهمیت تاریخی دارد این است که رازی تلاش کرده بود بیماری واگیر را به صورت یک پدیده مشخص و قابل بررسی توضیح دهد و حتی احتمال ورود عامل بیماری از بیرون بدن را مطرح کند. البته نباید این مطالب را دقیقاً با نظریه میکروبی مدرن یکی دانست؛ اما از نظر تاریخ اندیشه پزشکی، چنین تلاش‌هایی برای پیدا کردن علت مشخص بیماری اهمیت زیادی دارند.

در عین حال، میان رازی و ابن‌سینا اختلافات فلسفی و فکری وجود داشته است. اما این اختلافات نباید باعث شود ارزش هیچ‌کدام از این دو دانشمند را نادیده بگیریم.

اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، تمدن علمی ما شخصیت‌های بزرگی مانند رازی، ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا را در اختیار دارد که هر یک در جایگاه خود اهمیت بسیار زیادی دارند.

ابن نفیس و نقد ابن‌سینا

یکی از زیباترین ویژگی‌های سنت علمی این است که دانشمندان فقط آثار پیشینیان را حفظ نمی‌کردند؛ بلکه آنها را نقد و اصلاح نیز می‌کردند.
نمونه بسیار مهم آن ابن نفیس قرشی است.

ابن نفیس شرحی بر قانون نوشت و در یکی از مهم‌ترین موارد، دیدگاه جالینوس و ابن‌سینا درباره عبور خون از یک بخش قلب به بخش دیگر را نقد کرد.
 
او توضیح داد که خون از بطن راست قلب به سمت ریه می‌رود و پس از ارتباط با ریه، از مسیر دیگری به بطن چپ بازمی‌گردد.

این نظریه بعدها در تاریخ پزشکی به عنوان توصیفی از گردش خون ریوی یا گردش کوچک خون اهمیت پیدا کرد.

این قسمت از تاریخ قانون یک درس بسیار مهم برای ما دارد: بزرگداشت ابن‌سینا به معنای مقدس شمردن همه گفته‌های او نیست. یک اثر علمی زمانی زنده می‌ماند که نسل‌های بعد بتوانند آن را بخوانند، نقد کنند، اشتباهاتش را نشان دهند و بخش‌های درست آن را توسعه دهند.

در واقع، خود سنتی که قانون ایجاد کرد، زمینه‌ای برای ادامه گفت‌وگو و پیشرفت پزشکی فراهم کرد.

شرح‌های متعدد بر قانون

پس از ابن‌سینا، قانون بارها مورد شرح و تفسیر قرار گرفت. پزشکان و دانشمندانی مانند ابن نفیس و دیگران به سراغ این کتاب رفتند و تلاش کردند مطالب آن را بهتر بفهمند، توضیح دهند یا در مواردی نقد کنند.

در میان این افراد، قطب‌الدین رازی کازرونی نیز جایگاه مهمی دارد.
 
در سخنرانی به داستانی از زندگی او اشاره شد که بسیار جالب است. او از کودکی و نوجوانی وارد محیط پزشکی شد و بعدها برای فهم بهتر قانون نزد استادان مختلف رفت و حتی دریافت که صرف دانستن حکمت و فلسفه برای فهم پزشکی کافی نیست؛ پزشک باید در عمل نیز با بیماران و کار پزشکی مواجه باشد.

این نکته در واقع با همان دیدگاه اولیه ابن‌سینا ارتباط پیدا می‌کند: پزشکی هم دانش نظری است و هم دانش عملی.

انتشار و چاپ قانون

قانون قرن‌ها پس از ابن‌سینا همچنان مورد استفاده و توجه قرار داشت. ترجمه‌ها و چاپ‌های مختلفی از آن منتشر شد و در ایران و خارج از ایران نیز به چاپ رسید. در سخنرانی به چاپ‌های مختلف قانون در مصر، تهران و هند اشاره شد و همچنین از تصحیح علمی جدیدتر این اثر توسط دکتر نجفقلی حبیبی یاد شد.

این استمرار نشان می‌دهد که قانون صرفاً یک کتاب تاریخی نیست که در قفسه کتابخانه باقی مانده باشد؛ بلکه اثری است که در طول قرن‌ها بارها خوانده، تفسیر و تصحیح شده است.

یک نکته جالب درباره تجربه پزشکی ابن‌سینا

در بخش پایانی سخنرانی، به نمونه‌ای جالب از مطالب قانون درباره هاری اشاره شد.

در قانون گزارشی درباره استفاده از خون سگ هار در ارتباط با درمان زخم ناشی از گزش مطرح شده است. اما نکته بسیار مهم این است که ابن‌سینا در همان بحث، نسبت به این ادعا موضع انتقادی دارد و آن را به سادگی نمی‌پذیرد. این نکته نشان می‌دهد که حتی در متون پزشکی قدیم نیز گاهی میان نقل یک تجربه یا باور پزشکی و پذیرش قطعی آن تفاوت گذاشته می‌شده است.

البته نباید این مطلب را با روش‌های درمانی پزشکی امروز یکی دانست؛ اهمیت آن بیشتر در نشان دادن نوع نگاه و شیوه برخورد ابن‌سینا با گزارش‌های پزشکی است.

جمع‌بندی

اگر بخواهیم تمام این بحث را در چند نکته خلاصه کنیم، باید بگوییم:

اول اینکه ابن‌سینا فقط یک پزشک نبود؛ او دانشمندی چندوجهی بود که پزشکی، فلسفه و علوم مختلف را در کنار یکدیگر دنبال می‌کرد.

دوم اینکه قانون فقط مجموعه‌ای از نسخه‌های پزشکی نیست. این کتاب تلاشی برای سازمان‌دهی دانش پزشکی زمان خود و ارائه یک نظام منسجم از شناخت بدن، بیماری، تشخیص و درمان است.

سوم اینکه ارزش قانون را باید در بستر تاریخی خودش سنجید. ممکن است بسیاری از نظریه‌های آن امروز پذیرفته نباشند، اما این مسئله از اهمیت تاریخی و فکری آن کم نمی‌کند.

چهارم اینکه تاریخ پزشکی جهان اسلام، تاریخ تقلید صرف از گذشتگان نیست. دانشمندانی مانند رازی و ابن نفیس نه‌تنها از میراث پیشین استفاده کردند، بلکه آن را نقد و در مواردی اصلاح کردند.

و در نهایت، شاید مهم‌ترین درس قانون این باشد که علم یک فرایند پیوسته است.

هر نسل دانش نسل قبل را می‌گیرد، آن را بررسی می‌کند، بخشی را می‌پذیرد، بخشی را کنار می‌گذارد و چیزهای تازه‌ای به آن اضافه می‌کند. بنابراین، وقتی امروز درباره ابن‌سینا و قانون صحبت می‌کنیم، قرار نیست تمام نظریه‌های پزشکی او را مطابق علم امروز بدانیم. قرار است بفهمیم که او و دانشمندان هم‌عصر و پس از او چگونه درباره بدن انسان، بیماری و درمان اندیشیده‌اند و چگونه این اندیشه‌ها بخشی از تاریخ علم را ساخته‌اند.

قانون امروز برای ما بیش از آنکه یک کتاب پزشکی برای درمان بیماران باشد، سندی بزرگ از تاریخ علم، اندیشه و تمدن است. و شاید به همین دلیل است که با وجود گذشت حدود هزار سال، هنوز درباره ابن‌سینا و آثار او صحبت می‌کنیم، هنوز قانون را تصحیح و مطالعه می‌کنیم و هنوز می‌توانیم از آن برای شناخت تاریخ پزشکی و تاریخ اندیشه بهره ببریم.

در پایان، به تعبیر زیبایی که در ابتدای سخنرانی آمد، می‌توان گفت که با ابن‌سینا آغاز کردیم و با ابن‌سینا به پایان می‌رسیم؛ دانشمندی که میراثش بسیار گسترده‌تر از یک کتاب و حتی گسترده‌تر از یک رشته علمی است.
 

ببب

ببب

ببب

 

انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۴
بع
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۶
5
3
در عظمت و جایگاه علمی ابن‌سینا تردیدی نیست با این حال، اختصاص روز پزشک به او از این منظر دقیق و قابل دفاع به نظر نمیرسد که خدمات بالینی و مدیریت بیمارستانی زکریای رازی نادیده گرفته شده است. رازی افزون بر سابقه طبابت بالینی و اداره بیمارستان، چنان حضوری در تاریخ پزشکی دارد که با وجود تلاش‌ های چندقرنی برای حذف او، همچنان ماندگار مانده است. در برابر او، نقش تاریخی ابن‌سینا عمدتا نظام‌ مندسازی و تدوین منابع پزشکی، یعنی آموزش پزشکی، بوده است نه پزشکی بالینی به معنای مورد اشاره. همچنین از رازی بیش از صد اثر از میان رفته است که حتی از ماهیت بسیاری از آن‌ ها اطلاعی در دست نیست. همین امر گستره و عمق آثار او را نشان میدهد. بنابراین زکریای رازی شایستگی نام‌گذاری روز پزشک را دارد.

در زمینه داروسازی نیز ابوریحان بیرونی به دلیل پایه‌ گذاری داروسازی مدرن و نگاه علمی و نظاممند به داروشناسی، گزینهٔ مناسب برای روز داروساز است بویژه آنکه بنا بر گزارش‌ ها، ۵۶ اثر او به منابع زکریای رازی استناد داده شده است و همین پیوند، نقطه گذار از داروسازی سنتی به داروسازی مدرن محسوب میشود. بنابراین ابن‌ سینا را نباید شایسته روز پزشک دانست؛ میتوان برای او روزی مستقل با عنوان روز آموزش پزشکی در نظر گرفت که همهٔ گروه‌ های مرتبط را دربرگیرد. در مقابل، شخصیت بزرگ زکریای رازی را نیز نباید به حوزهٔ داروسازی فروکاست یا محدود کرد.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۷
0
1
جناب آقای دکتر تاجبخش محبت کنید به این سوال که ذهن بنده را سال‌هاست اشغال کرده است پاسخی صحیح و منطقی ارائه فرمایید. چرا ابوعلی سینا برای کتاب خود، که سرشار از مطالب پزشکی و دارویی است، نام «قانون » را برگزیده است و برای کتاب دیگرش که سرشار از فلسفه، حکمت، عرفان و مطالب علوم انسانی است نام «شفا » را انتخاب کرده است؟
پاسخ ها
بع
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۲:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۸
ایشون درسته مخاطب هستند ولی تصور نمیکنم پاسخی به شما بدند، بنده هم گذری دیدم
برای قانون خیلی ابهامی وجود نداره خود ابن‌سینا توی مقدمه کتاب میگه میخواد اثری در پزشکی بنویسه که قوانین کلی و جزئی طب رو جمع کنه

اما درباره شفا ترجمه رایجش همون شفا یا درمانه و از همینجا این برداشت شکل گرفته که منظورش شفای نفس و جهل از راه معرفته ولی در ابن‌ سینا شناسی جدید این برداشت قطعی نیست
مثلا سری نسیبه پیشنهاد کرده شفا رو در این عنوان بیشتر به معنای کفایت و بسندگی بفهمیم یعنی کتابی که یک دستگاه کامل و بسنده از فلسفه رو ارائه میده جالب اینکه در قرون وسطی هم مترجمان لاتین عنوانش رو Sufficientia ترجمه کردند نه Healing یا Cure
این یعنی ما با یک بازی لفظی ساده طرف نیستیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
0
0
با سلام
مخاطب ۲۲:۴۳
شما موضوع را توضیح ندادید ،توجیه کردید. اگر بخواهیم در مورد هر موضوعی این‌گونه قضاوت کنیم ‌هر عملی را می‌توان با بازی کردن با کلمات و تفسیر به رأی، توجیه و تفسیر کرد. توضیح باید منطقی، عقلایی و قابل دفاع باشد که مطلب شما از این صفت‌ها برخوردار نیست. من قانع نشدم. بعید می‌دانم خود دکتر تاجبخش هم پاسخ مناسبی داشته باشد. به هر حال منتظر می مانم، ......
پاسخ ها
بع
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
تفسیر بنده نبود
DOI: 10.1515/islam-2017-0026

در این لینک منابع مشابه را می‌توانید مرور نمایید
https://ixtheo.de/Record/1565007921

یا علی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
0
1
پاسخ به ۱۴:۳۱
بزرگوار به نظر من موضوع چندان پیچیده نیست. با مرور زندگی ابوعلی سینا ، در دربار سامانیان، و تهی کردن ذهن از هرگونه پیش‌داوری چه مثبت و چه منفی، بسیاری از مطالب در مورد زندگی ابوعلی سینا مشخص خواهد شد و در می‌یابیم که ابو علی سینا، آن فردی نیست که مورخان درباری و ناصالح به ملت ایران به عنوان حکیم ،فیلسوف، طبیعی‌دان، پزشک و ...نشان داده‌اند ، همینطور است معرفی دکتر محمود حسابی و پروفسور مجید سمیعی به عنوان نخبگان و مردان علمی ایران و در کنار آنها ابوعلی سینا، برای جبران حقارت و سرشکستگی تاریخی که دست کم ۱۵۰ سال است که بر گرده ملت ایران سنگینی می‌کند . برتولت برشت متفکر آلمانی می‌گوید: «بیچاره ملتی که قهرمان ندارد و بیچاره‌تر ملتی که نیاز به قهرمان دارد.»
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه