او توضیح داد که خون از بطن راست قلب به سمت ریه میرود و پس از ارتباط با ریه، از مسیر دیگری به بطن چپ بازمیگردد.
این نظریه بعدها در تاریخ پزشکی به عنوان توصیفی از گردش خون ریوی یا گردش کوچک خون اهمیت پیدا کرد.
این قسمت از تاریخ قانون یک درس بسیار مهم برای ما دارد: بزرگداشت ابنسینا به معنای مقدس شمردن همه گفتههای او نیست. یک اثر علمی زمانی زنده میماند که نسلهای بعد بتوانند آن را بخوانند، نقد کنند، اشتباهاتش را نشان دهند و بخشهای درست آن را توسعه دهند.
در واقع، خود سنتی که قانون ایجاد کرد، زمینهای برای ادامه گفتوگو و پیشرفت پزشکی فراهم کرد.
شرحهای متعدد بر قانون
پس از ابنسینا، قانون بارها مورد شرح و تفسیر قرار گرفت. پزشکان و دانشمندانی مانند ابن نفیس و دیگران به سراغ این کتاب رفتند و تلاش کردند مطالب آن را بهتر بفهمند، توضیح دهند یا در مواردی نقد کنند.
در میان این افراد، قطبالدین رازی کازرونی نیز جایگاه مهمی دارد.
در سخنرانی به داستانی از زندگی او اشاره شد که بسیار جالب است. او از کودکی و نوجوانی وارد محیط پزشکی شد و بعدها برای فهم بهتر قانون نزد استادان مختلف رفت و حتی دریافت که صرف دانستن حکمت و فلسفه برای فهم پزشکی کافی نیست؛ پزشک باید در عمل نیز با بیماران و کار پزشکی مواجه باشد.
این نکته در واقع با همان دیدگاه اولیه ابنسینا ارتباط پیدا میکند: پزشکی هم دانش نظری است و هم دانش عملی.
انتشار و چاپ قانون
قانون قرنها پس از ابنسینا همچنان مورد استفاده و توجه قرار داشت. ترجمهها و چاپهای مختلفی از آن منتشر شد و در ایران و خارج از ایران نیز به چاپ رسید. در سخنرانی به چاپهای مختلف قانون در مصر، تهران و هند اشاره شد و همچنین از تصحیح علمی جدیدتر این اثر توسط دکتر نجفقلی حبیبی یاد شد.
این استمرار نشان میدهد که قانون صرفاً یک کتاب تاریخی نیست که در قفسه کتابخانه باقی مانده باشد؛ بلکه اثری است که در طول قرنها بارها خوانده، تفسیر و تصحیح شده است.
یک نکته جالب درباره تجربه پزشکی ابنسینا
در بخش پایانی سخنرانی، به نمونهای جالب از مطالب قانون درباره هاری اشاره شد.
در قانون گزارشی درباره استفاده از خون سگ هار در ارتباط با درمان زخم ناشی از گزش مطرح شده است. اما نکته بسیار مهم این است که ابنسینا در همان بحث، نسبت به این ادعا موضع انتقادی دارد و آن را به سادگی نمیپذیرد. این نکته نشان میدهد که حتی در متون پزشکی قدیم نیز گاهی میان نقل یک تجربه یا باور پزشکی و پذیرش قطعی آن تفاوت گذاشته میشده است.
البته نباید این مطلب را با روشهای درمانی پزشکی امروز یکی دانست؛ اهمیت آن بیشتر در نشان دادن نوع نگاه و شیوه برخورد ابنسینا با گزارشهای پزشکی است.
جمعبندی
اگر بخواهیم تمام این بحث را در چند نکته خلاصه کنیم، باید بگوییم:
اول اینکه ابنسینا فقط یک پزشک نبود؛ او دانشمندی چندوجهی بود که پزشکی، فلسفه و علوم مختلف را در کنار یکدیگر دنبال میکرد.
دوم اینکه قانون فقط مجموعهای از نسخههای پزشکی نیست. این کتاب تلاشی برای سازماندهی دانش پزشکی زمان خود و ارائه یک نظام منسجم از شناخت بدن، بیماری، تشخیص و درمان است.
سوم اینکه ارزش قانون را باید در بستر تاریخی خودش سنجید. ممکن است بسیاری از نظریههای آن امروز پذیرفته نباشند، اما این مسئله از اهمیت تاریخی و فکری آن کم نمیکند.
چهارم اینکه تاریخ پزشکی جهان اسلام، تاریخ تقلید صرف از گذشتگان نیست. دانشمندانی مانند رازی و ابن نفیس نهتنها از میراث پیشین استفاده کردند، بلکه آن را نقد و در مواردی اصلاح کردند.
و در نهایت، شاید مهمترین درس قانون این باشد که علم یک فرایند پیوسته است.
هر نسل دانش نسل قبل را میگیرد، آن را بررسی میکند، بخشی را میپذیرد، بخشی را کنار میگذارد و چیزهای تازهای به آن اضافه میکند. بنابراین، وقتی امروز درباره ابنسینا و قانون صحبت میکنیم، قرار نیست تمام نظریههای پزشکی او را مطابق علم امروز بدانیم. قرار است بفهمیم که او و دانشمندان همعصر و پس از او چگونه درباره بدن انسان، بیماری و درمان اندیشیدهاند و چگونه این اندیشهها بخشی از تاریخ علم را ساختهاند.
قانون امروز برای ما بیش از آنکه یک کتاب پزشکی برای درمان بیماران باشد، سندی بزرگ از تاریخ علم، اندیشه و تمدن است. و شاید به همین دلیل است که با وجود گذشت حدود هزار سال، هنوز درباره ابنسینا و آثار او صحبت میکنیم، هنوز قانون را تصحیح و مطالعه میکنیم و هنوز میتوانیم از آن برای شناخت تاریخ پزشکی و تاریخ اندیشه بهره ببریم.
در پایان، به تعبیر زیبایی که در ابتدای سخنرانی آمد، میتوان گفت که با ابنسینا آغاز کردیم و با ابنسینا به پایان میرسیم؛ دانشمندی که میراثش بسیار گستردهتر از یک کتاب و حتی گستردهتر از یک رشته علمی است.
در زمینه داروسازی نیز ابوریحان بیرونی به دلیل پایه گذاری داروسازی مدرن و نگاه علمی و نظاممند به داروشناسی، گزینهٔ مناسب برای روز داروساز است بویژه آنکه بنا بر گزارش ها، ۵۶ اثر او به منابع زکریای رازی استناد داده شده است و همین پیوند، نقطه گذار از داروسازی سنتی به داروسازی مدرن محسوب میشود. بنابراین ابن سینا را نباید شایسته روز پزشک دانست؛ میتوان برای او روزی مستقل با عنوان روز آموزش پزشکی در نظر گرفت که همهٔ گروه های مرتبط را دربرگیرد. در مقابل، شخصیت بزرگ زکریای رازی را نیز نباید به حوزهٔ داروسازی فروکاست یا محدود کرد.