
افسانه «ریسک صفر» در بیماریهای دامی
بازاندیشی در نقش امنیت زیستی و واکسیناسیون در کنترل بیماریهای واگیر از منظر اپیدمیولوژی نوین
دکتر محمدرضا شعلهپاش
در پی هر موج شیوع بیماریهای واگیر دامی، معمولاً نمونههایی از واحدهای دامداری معرفی میشوند که علیرغم قرار گرفتن در مناطق درگیر، موفق به حفظ وضعیت عاری از بیماری شدهاند. این موفقیتها ارزشمند و قابل تقدیر هستند، اما گاهی در بیان نتایج آنها نوعی برداشت غیرعلمی شکل میگیرد، برداشتی که القا میکند اجرای کامل امنیت زیستی و واکسیناسیون قادر است احتمال وقوع بیماری را به صفر برساند.
این نگاه اگرچه در ظاهر امیدوارکننده است، اما با اصول شناختهشده اپیدمیولوژی بیماریهای عفونی سازگاری ندارد. در واقع، یکی از مهمترین تحولات علوم دامپزشکی طی دو دهه اخیر، عبور از رویکرد "پیشگیری مطلق بیماری" (Disease Prevention) به سمت "مدیریت ریسک بیماری" (Risk-Based Disease Management) بوده است. امروزه در اسناد سازمان جهانی بهداشت دام، بیماریهای فرامرزی نه به عنوان پدیدههایی قابل حذف کامل، بلکه به عنوان مخاطراتی قابل مدیریت تلقی میشوند.
این تغییر نگرش، حاصل دههها تجربه جهانی در مواجهه با بیماریهایی نظیر تب برفکی، آنفلوانزای فوق حاد پرندگان، تب خوکی آفریقایی و بیماریهای نوپدید است، بیماریهایی که نشان دادهاند حتی پیشرفتهترین مجموعه های دامپزشکی جهان نیز از خطر بروز مجدد آنها مصون نیستند.
امنیت زیستی؛ کاهش احتمال مواجهه، نه حذف مواجهه
در تعریف کلاسیک، امنیت زیستی مجموعهای از اقدامات مدیریتی، فیزیکی و رفتاری است که با هدف کاهش احتمال ورود، استقرار و انتشار عوامل بیماریزا طراحی میشوند. نکته کلیدی در این تعریف واژه "کاهش احتمال" است.
در دستورالعملهای بینالمللی، امنیت زیستی به عنوان ابزاری برای حذف کامل ریسک معرفی نشده است. دلیل این موضوع نیز روشن است؛ زیرا بسیاری از متغیرهای مؤثر بر انتقال بیماری خارج از کنترل مستقیم دامدار قرار دارند.
عامل بیماریزا، میزبان و محیط سه مؤلفه اصلی مثلث اپیدمیولوژیک بیماری را تشکیل میدهند. مدیریت بهداشتی و امنیت زیستی اگرچه جزئی از این مثلث نیستند، اما با تأثیرگذاری بر هر سه مؤلفه، نقش تعیینکنندهای در کاهش خطر بروز و انتشار بیماری ایفا میکنند. هرگونه تغییر در عامل بیماریزا، میزبان یا شرایط محیطی میتواند سطح خطر بیماری را تغییر دهد. در نتیجه، حتی در شرایطی که مدیریت دامداری در بهترین وضعیت قرار دارد، همچنان بخشی از ریسک ناشی از عوامل محیطی و منطقهای خارج از کنترل مستقیم بهرهبردار باقی میماند.

فشار عفونت؛ متغیری که اغلب نادیده گرفته میشود
در تحلیل موفقیت یا شکست برنامههای کنترل بیماری، معمولاً توجه اصلی بر اقدامات داخل دامداری متمرکز میشود؛ در حالی که یکی از مهمترین تعیینکنندههای خطر، "فشار عفونت"(Infection Pressure) است. فشار عفونت بیانگر میزان مواجهه بالقوه دامهای حساس با عامل بیماریزا در محیط پیرامونی است.
در مناطقی که تعداد کانونهای بیماری محدود است، تراکم دام پایین است و جابهجایی دام تحت کنترل قرار دارد، فشار عفونت نیز پایین خواهد بود و احتمال موفقیت برنامههای امنیت زیستی افزایش مییابد.
اما در شرایطی که ویروس به طور گسترده در منطقه در گردش است، تعداد زیادی دام حساس وجود دارد و ترددهای دام و فرآوردههای دامی افزایش یافته است، فشار عفونت به سطحی میرسد که حتی واحدهای دارای امنیت زیستی بالا نیز با خطر بیشتری روبهرو میشوند.
به بیان دیگر، موفقیت یک دامداری صرفاً محصول عملکرد داخلی آن نیست؛ بلکه بازتابی از وضعیت اپیدمیولوژیک منطقه نیز محسوب میشود.
بیماریهای هوابرد (Airborne) و محدودیتهای ذاتی کنترل
تب برفکی نمونهای کلاسیک از بیماریهایی است که محدودیتهای امنیت زیستی را به خوبی آشکار میسازد.
ویروس تب برفکی دارای قدرت تکثیر بسیار بالا و دوز عفونی پایین است. در برخی گونهها، به ویژه خوک، حجم عظیمی از ذرات ویروسی در هوا آزاد میشود. مطالعات انجامشده در اروپا پس از اپیدمیهای بزرگ نشان دادهاند که ویروس تحت شرایط مناسب اقلیمی قادر است تا کیلومترها در خشکی و فواصل بسیار بیشتری بر فراز آب جابهجا شود.
این ویژگی موجب شده است که تب برفکی از دیدگاه اپیدمیولوژیک صرفاً یک بیماری فارمی نباشد، بلکه یک بیماری منطقهای و حتی فرامنطقهای تلقی شود. در چنین شرایطی، ضدعفونی خودروها، کنترل تردد افراد و قرنطینه دامها اگرچه ضروری هستند، اما به تنهایی نمیتوانند تمام مسیرهای انتقال را مسدود کنند. این واقعیت یکی از دلایل اصلی شکست برخی برنامههای کنترل بیماری در کشورهای دارای زیرساختهای پیشرفته دامپزشکی بوده است.
واکسیناسیون؛ ابزاری برای کاهش پیامدها، نه حذف ویروس
شاید هیچ موضوعی به اندازه واکسیناسیون دچار برداشتهای سادهانگارانه نشده باشد.
در نگاه عمومی، واکسن اغلب به عنوان سدی نفوذناپذیر در برابر بیماری تصور میشود؛ در حالی که از دیدگاه ایمنیشناسی، عملکرد واکسن بسیار پیچیدهتر است. اکثر واکسنهای دامپزشکی، از جمله واکسنهای تب برفکی، الزاماً ایمنی استریل ایجاد نمیکنند. به عبارت دیگر، واکسیناسیون لزوماً مانع ورود ویروس به بدن یا تکثیر اولیه آن نمیشود.
آنچه واکسن انجام میدهد عبارت است از: کاهش احتمال بروز بیماری بالینی، کاهش شدت ضایعات، کاهش میزان دفع ویروس، کاهش سرعت انتشار در جمعیت و کاهش تلفات و خسارات اقتصادی.
بنابراین موفقیت برنامه واکسیناسیون را نباید بر اساس عدم ورود ویروس ارزیابی کرد، بلکه باید آن را بر اساس کاهش پیامدهای اپیدمیولوژیک و اقتصادی سنجید.
از پیشگیری مطلق تا تابآوری زیستی
یکی از مفاهیم جدید در مدیریت بیماریهای دامی، "تابآوری زیستی" (Biological Resilience) است.
در این رویکرد، هدف صرفاً جلوگیری از ورود عامل بیماریزا نیست، بلکه ایجاد سیستمی است که در صورت ورود بیماری نیز بتواند عملکرد خود را حفظ کند و با کمترین خسارت به وضعیت پایدار بازگردد.
تابآوری زیستی بر چهار مؤلفه استوار است:
پیشگیری از ورود عامل بیماریزا، کشف سریع بیماری، پاسخ سریع و مؤثر و بازیابی سریع پس از بحران
این رویکرد امروزه جایگزین نگاه سنتی مبتنی بر "عدم وقوع بیماری" شده است.
درسهایی از تجربه جهانی
بررسی تجربیات جهانی نشان میدهد که کشورهایی با پیشرفتهترین مجموعه های دامپزشکی نیز در برابر بیماریهای واگیر مصون نبودهاند.
اپیدمی تب برفکی در بریتانیا در سال ۲۰۰۱، شیوعهای گسترده در ژاپن و کره جنوبی و همچنین گسترش تب خوکی آفریقایی در اروپا، همگی نشان دادند که حتی نظامهای برخوردار از زیرساختهای قوی مراقبت، قرنطینه و امنیت زیستی نیز با خطر وقوع بیماری مواجه هستند. وجه مشترک این کشورها نه جلوگیری مطلق از بروز بیماری، بلکه توانایی آنها در کشف سریع، مهار مؤثر و بازگشت به وضعیت عادی بوده است.
نتیجه اینکه ...
یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی در مدیریت بیماریهای دامی، تصور امکان دستیابی به "ریسک صفر" است. بیماریهای عفونی بخشی از یک سامانه زیستی پیچیده هستند که تحت تأثیر عوامل متعدد محیطی، مدیریتی و بیولوژیک قرار دارند.
امنیت زیستی و واکسیناسیون بدون تردید مؤثرترین ابزارهای موجود برای کنترل بیماری هستند، اما نقش آنها در کاهش خطر است نه حذف آن. در بیماریهایی با قابلیت انتقال هوابرد مانند تب برفکی، هدف واقعبینانه نه جلوگیری مطلق از ورود ویروس، بلکه کاهش احتمال مواجهه، افزایش سطح ایمنی جمعیت دام، محدودسازی انتشار و کاهش خسارات اقتصادی است.
از این منظر، موفقترین دامداریها نه آنهایی هستند که ادعای "عدم امکان وقوع بیماری" دارند، بلکه واحدهایی هستند که با اتکا به امنیت زیستی چندلایه، واکسیناسیون هدفمند، مراقبت اپیدمیولوژیک فعال و آمادگی پاسخ به بحران توانستهاند ریسک را مدیریت و تابآوری خود را در برابر تهدیدات زیستی افزایش دهند. در واقع، مدیریت بیماریهای واگیر دام یکی از مصادیق عملی پدافند غیرعامل در بخش کشاورزی و امنیت زیستی کشور محسوب میشود؛ جایی که هدف، حذف کامل تهدید نیست، بلکه کاهش احتمال وقوع، محدودسازی آثار و حفظ تداوم کارکرد سیستم تولید است.
جناب اقای دکتر شعله پاش عرض سلام و احترام.
|
جناب آقای دکتر سید مسعود حسینی ، با سلام و احترام
دوستان توجه دارند که ریشهکنی جهانی Rinderpest حاصل یک برنامه چنددههای و ترکیبی از مراقبت، تشخیص، کنترل جابهجایی، واکسیناسیون گسترده، پاسخ سریع و همکاری بینالمللی بود و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که در هر بیماری و در هر سطحی از یک دامداری، میتوان احتمال ورود عامل را به صفر رساند
|
ماهیت بیماری طاعون گاوی به گونه ای بود که قابلیت ریشه کنی پیدا کرد. تلاش فراوانی شد اما آینده نگری تلاش ها مشخص بود به کجا می انجامد
سلام دکتر شعله پاش عزیز
|
سلام و ارادت دکتر عزیز، از محبت و نگاه ارزشمندتان سپاسگزارم. بدون شک سرمایه اصلی سازمان، دانش و تجربه مجموعه کارشناسان آن است و هرچه فرصت بیشتری برای بیان دیدگاههای کارشناسی و گفتوگوی علمی فراهم شود، قطعا به نفع مجموعه و نظام کنترل بیماریها خواهد بود. امیدوارم بتوانیم فارغ از حاشیهها، همین مسیر علمی و کارشناسی را ادامه دهیم. خدا قوت به شما و همه همکاران دغدغهمند.
خاطرنشان میسازد هدف مقاله مقابله با پیشگیری یا ایجاد نگرانی برای دامدار نیست، اتفاقا برعکس، تاکید بر این است که امنیت زیستی، واکسیناسیون، مراقبت و آمادگی پاسخ باید در بالاترین سطح ممکن اجرا شوند. بحث مقاله صرفا این است که بین "کاهش بسیار شدید احتمال وقوع بیماری" و "تضمین صفر شدن احتمال ورود عامل" تفاوت وجود دارد، بهویژه در بیماریهایی که مسیرهای انتقال آنها کاملا تحت کنترل واحد دامداری نیست.
|
دکتر با توضیحی که فرمودین بنظرم اختلاف نظرمون بیشتر در سطح تحلیل هستش تا اصل حرف مقاله چون بحث سر کاهش ریسکه
|
استاد محترم
همکار گرامی، جناب آقای دکتر شعلهپاش
|
همکار محترم ، سپاس از همراهی علمی و نکات ارزشمندتان، مشارکت شما به پربارتر شدن این بحث کمک کرد.
به نظرم این مقاله را نباید اینطور تفسیر کرد که:
شاید یک یا دو نفر دامدار وارد این سایت بشن.
نگاه متفاوت به مقوله کنترل بیماریها و بازنگری در انتظاراتی که از نتایج اقدامات پیشگیرانه و کنترلی داریم، از این دریچه بسیار نو و قابل تأمل بود. ممنون از طرح این موضوع.
یک سوال دیگه، Rinderpest مگه ریشه کنی نشد؟
ایمنی گله ای، فشار عفونت رو میتونه کم بکنه
در خصوص این کلیدواژه ها هم تحقیق کنید "Compartmentalization " و "Zoning "
مثل طاعون گاوی