کد خبر: ۸۶۹۵۷
تعداد نظرات: ۱۸ نظر
پرونده ویژه خبری: گفت‌وگوی حکیم مهر با مدیرکل دامپزشکی مازندران درخصوص معمای مرگ فوک‌های خزری در دریای خزر

لاشه‌ها زمانی به ساحل می‌رسند که دیگر چیزی برای آزمایش باقی نمانده است

افزایش تلفات فوک‌های خزری در سواحل مازندران بار دیگر نگرانی‌ها درباره وضعیت تنها پستاندار دریای خزر را افزایش داده است؛ اما درحالی‌که شمار لاشه‌های کشف‌شده از ابتدای سال به ۲۸ قلاده رسیده، یک مانع مهم همچنان در برابر یافتن علت این مرگ‌ها قرار دارد: بیشتر لاشه‌ها زمانی به سواحل ایران می‌رسند که آن‌قدر دچار فساد شده‌اند که امکان کالبدگشایی و نمونه‌برداری مؤثر از آنها وجود ندارد

ff

حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: افزایش تلفات فوک‌های خزری در سواحل مازندران بار دیگر نگرانی‌ها درباره وضعیت تنها پستاندار دریای خزر را افزایش داده است؛ اما درحالی‌که شمار لاشه‌های کشف‌شده از ابتدای سال به ۲۸ قلاده رسیده، یک مانع مهم همچنان در برابر یافتن علت این مرگ‌ها قرار دارد: بیشتر لاشه‌ها زمانی به سواحل ایران می‌رسند که آن‌قدر دچار فساد شده‌اند که امکان کالبدگشایی و نمونه‌برداری مؤثر از آنها وجود ندارد. محیط زیست مازندران نیز پس از کشف سه لاشه جدید در چاکسر، سرخرود و بابلسر اعلام کرده است که فساد پیشرفته لاشه‌ها، امکان تشخیص دقیق علت مرگ را از کارشناسان گرفته است.
دکتر حمزه آقاپور کاظمی، مدیرکل دامپزشکی استان مازندران، در گفت‌وگو با حکیم مهر می‌گوید موضوع تلفات حیات‌وحش دریایی از طریق همکاری مشترک دامپزشکی و محیط زیست پیگیری می‌شود و این نخستین سالی نیست که لاشه فوک‌های خزری به سواحل استان می‌رسد.
او توضیح می‌دهد: «در زمینه مسائل حیات‌وحش، کمیته‌ای با همکاری دوستان سازمان حفاظت محیط زیست داریم و این موارد را به‌صورت مشترک بررسی می‌کنیم. سال گذشته هم با چنین مواردی مواجه بودیم.»

لاشه‌ها احتمالا مدت‌ها پیش از رسیدن به ساحل تلف شده‌اند
یکی از نکات مهم در اظهارات مدیرکل دامپزشکی مازندران، فاصله زمانی احتمالی میان مرگ حیوان و رسیدن لاشه به سواحل ایران است؛ موضوعی که عملاً امکان بررسی آزمایشگاهی علت مرگ را محدود می‌کند.
دکتر آقاپور کاظمی می‌گوید: «لاشه‌هایی که به ساحل دریای خزر می‌رسند، در بسیاری از موارد به نظر می‌رسد مربوط به تلفاتی باشند که مدت قابل توجهی قبل و در قسمت دیگری از دریا اتفاق افتاده‌اند. زمانی که لاشه به ساحل ما می‌رسد، دیگر عملاً شرایط مناسبی برای نمونه‌برداری یا کالبدگشایی ندارد.»
به گفته او، وضعیت ظاهری لاشه‌ها نیز مؤید آن است که زمان زیادی از مرگ گذشته است: «لاشه‌هایی که به دست ما می‌رسند به‌شدت متورم و دچار فساد شده‌اند و اندام‌ها و احشای داخلی دیگر شرایط لازم برای نمونه‌برداری و انجام بررسی‌های تشخیصی را ندارند.»
این مسئله با یافته‌های اخیر محیط زیست مازندران نیز همخوانی دارد؛ جایی که درباره سه لاشه اخیر اعلام شد شدت فساد به حدی بوده که امکان کالبدگشایی و تعیین دقیق علت مرگ وجود نداشته است.

کالبدگشایی چند لاشه؛ اما هنوز علت مشخص نیست
مدیرکل دامپزشکی مازندران با اشاره به اقداماتی که طی سال گذشته و امسال انجام شده است، می‌گوید چند مورد از لاشه‌های فوک‌های خزری با همکاری محیط زیست مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
وی می‌افزاید: «حدود پنج تا شش لاشه را در سال گذشته و امسال با همکاری دوستان محیط زیست که آنها را شناسایی می‌کنند، کالبدگشایی کرده‌ایم. حتی برخی موارد با همکاری همکاران سازمان دامپزشکی در سطح ملی نیز پیگیری شده است، اما متأسفانه در مورد لاشه‌هایی که با این میزان فساد به ساحل می‌رسند، امکان دستیابی به نمونه مناسب برای بررسی بیماری وجود ندارد.»
در چنین شرایطی تعیین اینکه مرگ فوک‌ها ناشی از یک عامل عفونی، مسمومیت، آلاینده‌های محیطی یا عامل دیگری بوده است، بدون دسترسی به لاشه تازه و نمونه‌های قابل آزمایش دشوار خواهد بود.

آیا فوک‌ها در بخش دیگری از دریای خزر تلف می‌شوند؟
آقاپور کاظمی احتمال می‌دهد نقطه اصلی وقوع این تلفات لزوماً در سواحل ایران نباشد. به اعتقاد او، وضعیت فساد لاشه‌ها و مدت زمانی که ظاهراً از مرگ حیوانات گذشته است، ضرورت بررسی بخش‌های دیگر دریای خزر را مطرح می‌کند.
او می‌گوید: «اگر این حیوانات در محدوده نزدیک به حوزه استحفاظی ما تلف شده بودند، انتظار می‌رفت در مدت یک یا دو روز به ساحل برسند؛ اما وضعیت لاشه‌هایی که مشاهده می‌کنیم نشان می‌دهد زمان بسیار بیشتری از مرگ آنها گذشته است.»
مدیرکل دامپزشکی مازندران البته این موضوع را به‌عنوان نتیجه قطعی مطرح نمی‌کند و تأکید دارد که برای مشخص‌شدن محل وقوع تلفات و عامل آن، بررسی مشترک کشورهای حاشیه خزر ضروری است.
به گفته او، سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه مکاتبات و پیگیری‌هایی را با کشورهای همسایه آغاز کرده است: «موضوع در حال بررسی است و پیگیری‌هایی از کشورهای همسایه انجام شده تا مشخص شود این تلفات در کدام بخش دریای خزر رخ می‌دهد و عامل آن چیست.»

کلید حل معما؛ پیدا کردن یک لاشه تازه
از مجموع صحبت‌های مدیرکل دامپزشکی مازندران می‌توان دریافت که مسئله اصلی در شرایط کنونی نه فقدان امکان آزمایش، بلکه نداشتن نمونه مناسب برای آزمایش است. تا زمانی که لاشه فوک پس از مدت طولانی شناوربودن در آب و در مرحله پیشرفته فساد به ساحل برسد، بسیاری از روش‌های تشخیصی ارزش خود را از دست می‌دهند.

 

خبرهای مرتبط
انتشار یافته: ۱۸
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
0
5
بشنو و باور نکن
مصطفی قلاوند
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
2
7
جناب دکتر، فساد لاشه یک محدودیت تشخیصی هستش، نه وضعیت صفر و یک. ارزش شواهد باید کیس به‌ کیس بررسی بشه، در این مورد هم حتی از دندان برای سن‌ سنجی و از چربی زیرپوستی برای پایش تجمعی آلاینده‌ها استفاده شده، هرچند وجود آلاینده به تنهایی علت مرگ رو ثابت نمی‌کنه.
محل کشف لایشه هم محل مرگ نیست اما درجه فساد لاشه هم چیزی رو ثابت نمی‌کنه که حیوان در بخش دیگری از خزر تلف شده باشه برای همچین استنتاجی باید فاصله زمانی پس از مرگ، مدت شناوری و جابه‌ جایی لاشه و اثر باد و جریان بر مسیرش جدا بازسازی بشه.
در خصوص چند لاشه ای که قبلا کالبدگشایی شده‌ از این موارد چه شواهد قابل اتکایی به دست اومده؟ چه اطلاعاتی بر اثر فساد از دست رفته؟دنبال تصویری هستیم که نشون بده که کدوم فرضیه‌ هامون تقویت یا تضعیف شدند
پاسخ ها
سیده سمانه نقیبی
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
آقای دکتر فساد شدید لاشه مدت زمان گذشت از زمان مرگ را تعیین میکند. وقتی لاشه کامل فاسد شده در محیط نمکی دریا پیدا میشود یعنی حداقل یک ماه از زمان مرگش گذشته.
حتی گاهی لاشه مومیایی فک به ساحل می‌رسد که مسلما از زمان مرگش بیش از پنج ماه گذشته.
و البته جریان آب دریا هم یکنواخت است و مسلما لاشه فاسدتر در فاصله دورتری از ساحل تلف شده و این جمله مدیرکل: که اگر در حوزه استحفاظی ما بودند ظرف ۴۸ ساعت به ساحل می‌رسیدند کاملا منطقی است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
1
4
چه لاشه های هوشمندی مثلاً تو آبهای آذربایجان می میرند ولی سواحل ایران رو برای به ساحل اومدن انتخاب می کنند ، اول باید مکانیسم اینقدر هوشمند بودن لاشه ها رو بررسی کنید آقای مدیر کل و بعد چرا افعال شما اول شخص مفرد است چرا به کسانی که این زحمت ها رو می کشند اشاره نمی کنید t7cj
سیده سمانه نقیبی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
7
6
اینکه در هیچکدام از سواحل کشورهای همسایه لاشه قابل نمونه برداری به دست نیامده و به دلیل گذشت بیش از یک ماه از زمان مرگ، لاشه حیوان کاملا فاسد شده میتوان نتیجه گرفت که محل مرگ در منطقه ای در وسط دریاچه خزر رخ میده که از همه سواحل فاصله دارد بنابراین عامل بیماریزا یا مسمومیت زا نمی‌تواند در مرگ حیوان دخیل باشد. چون در این صورت ممکن بود برخی از حیوانات در نقطه ای نزدیکتر به ساحل تلف شوند و با جریان آب و باد در کمتر از ۴۸ ساعت به یکی از سواحل برسند یا اینکه برخی از حیوانات بیمار یا در حال مرگ در سواحل پیدا شوند.
به نظر شما چه بیماری یا چه سمی می‌تواند سبب مرگ ناگهانی فکها در کیلومترها وسط دریا شود بدون باقی گذاشتن هیچ فک بیمار یا در حال مرگ؟ اگر سمومی در وسط دریا باعث تلفات فک میشود چه عاملی مانع مسمومیت سایر جانوران دریایی یا فوکهای نزدیکتر به سواحل میشود؟
پس باید دنبال یک عامل محیطی ویژه وسط دریا بگردیم که فقط باعث مرگ یک پستاندار غیرابزی شود بدون تاثیر خاص بر ابزیان!
مثلا انتشار گازهایی مثل متان در گسل‌های وسط دریا در اثر زمین لرزه
پاسخ ها
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۶:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
دکتر نقیبی به نظرم نقطه شروع بحث رو باید عوض کنیم. الان دقیقا کدوم داده به ما اجازه میده از میزان فساد به فاصله پس از مرگ برسیم و بعد از اون به مدت دریفت برسیم و بعد از اینا درباره محل مرگ و علت مرگ حرف بزنیم؟
بنده خود لایشه‌ های این پرونده رو ندیدم و درباره کیس مشخص هم نمیتونم ادعای مشاهده مستقیم داشته باشم ولی از نظر تجربه انسانی روش های مرسوم صحبت میکنم. چون زمان مرگ فاصله پس از مرگ در آب مدت دریفت محل مرگ مکانیسم مرگ و علت زمینه‌ای مرگ، اینا یکی نیستن.
مثلاً اگر گفته می‌شه لاشه کاملاً فاسد شده، یعنی دست‌کم یک ماه از مرگش گذشته پس مبنای کارشناسی این عدد باید روشن باشه. درجه تجزیه تنها مولفه ما نیست که زمان مرگ رو به ما بگه. در حال حاضر برای اجسادی که در آب غوطه‌ورن، چارت امتیازدهی استانداردی داریم که تجزیه رو کنار دمای آب، شوری، وضعیت شناوری و درجه ‌روز تجمعی تحلیل و سنجش میشه و از ترکیبشون یه بازه ‌ای برای فاصله پس از مرگ در آب بدست میاد. ولی PMSI با PMI یکی نیستند. یعنی مدتی که لاشه تو آب بوده لزوما همون مدتی نیست که از زمان مرگ گذشته درسته؟ اگر حیوان مدتی بیرون از آب مرده باشه و بعد وارد آب شده باشه برآورد صرفا بر مبنای وضعیت آبی میتونه زمان واقعی مرگ رو کم ‌برآورد کنه. از اون طرف لاشه‌ ای که شناور میمونه و بخشی از بدنش در تماس با هواست میتونه روند تجزیه متفاوتی از لاشه کاملا غوطه ‌ور داشته باشه. میزان بیرون‌ زدگی از آب باز شدن حفره‌ ها بدن روز و شب، شوری و شرایط محیطی همه روی سرعت تجزیه اثر دارن در ضمن اون مومیایی شدن لایشه هم روند تجزیه تحت شرایط خاصی منحرف شده
حتی اگر تونستیم PMSI رو هم درست برآورد کنیم هنوز از اون به محل مرگ نمیرسیم. زمان مرگ با مدت دریفت یکی نیستش و محل پیدا شدن لاشه هم الزاما محل مرگ نیست. خب برای این قسمت ما باید باد جریان موج شناوری میزان بیرون ‌زدگی لایشه، احتمال غرق شدن و دوباره شناور شدن و شرایط هیدرودینامیکی همون بازه زمانی وارد مدل بشه. اینجا اتفاقا میشه از مدل مستقیم رفت به مدل معکوس دریفت کنیم یعنی از محل به ‌ساحل ‌رسیدن شروع کنیم و ببینیم با داده واقعی باد و جریان چه محدوده ‌هایی میتونن منشا احتمالی لایشه بوده باشن. ممکنه نشه یک نقطه دقیق تعیین کرد ولی میشه بخشی از دریا رو از نظر منشا احتمالی حذف کرد

برای خزر این مسئله جدی ‌تره چون ضریب ثابت نداره چون گردش آب یکنواخت و یک ‌جهته نیست. جریان ساحلی گردش حوضه ‌ای گرداب و تغییر فصلی داریم. بنابراین این استدلال که جریان آب دریا یکنواخته و لاشه فاسدتر مسلما در فاصله دورتری تلف شده استنتاج قابل دفاعی نیست مگر اینکه مسیر دریفت همون لاشه با داده واقعی بازسازی شده باشه
نکته ای که در منابع باز دارم میبینم و ساده ازش گذشتند این بوده که گفته شده که لاشه تازه یا فوک بیمار نزدیک ساحل ندیدن، این ندیدن با نبودن یکی نیست چون نبود لاشه تازه یک قرینه اپیدمیولوژیکه نه یک تست منفی. برای رسیدن یک لاشه به داده قابل مشاهده حداقل سه احتمال جدا داریم. احتمال اینکه تو آب شناور بمونه احتمال اینکه به ساحل برسه و احتمال اینکه اصلا توسط انسان دیده و گزارش بشه. اگه یکی از این حلقه‌ ها ضعیف باشه دیگه نمیشه گفت نبود لایشه توی ساحل حتما مرگ تازه توی دریا رخ نداده
مکانیسم مرگ با علت مرگ یکی نمیتونیم بگیریم. آسفکسی یک مکانیسمه پس سوال بعدی اینه که چه چیزی اون رو ایجاد کرده. حالا هزار تا دلیل داریم، غرق ‌شدگی بوده یا بیماری شدید داشته یا ریوی یا گیر افتادن توی تور و حتی آسیب محیط کم ‌اکسیژن و عامل سمی یا ترکیبی از چند عامل با هم. حتی یافته ‌ای مثل اِدم ریه یا آسفکسی هم نمیتوه علت نهایی مرگ رو تعیین نمیکنه خب دیاتومه هم اگر قراره وارد پرونده بشه باید درست استفاده کنیمش. نمونه ‌برداری از بافت ‌های بسته ‌تر مثل مغز استخوان، استخوان بلند یا دنده نسبت به ریه از نظر آلودگی ثانویه مزیت داره ولی تست دیاتومه حکم مستقل و قطعی نیست. آلودگی حین کالبدگشایی و آزمایش و تفسیر گونه ‌ای هم نباید کنار بذاریم این هم در نظر داشته باشید که ارزشش وقتی بیشتر میشه که نمونه بافت کنار نمونه آب و کنترل مناسب دیده بشه و به‌عنوان شاهد پشتیبان تو مجموعه شواهد استفاده بشه نه اینکه فقط محل غرق شدن یا حتی اصل غرق‌شدگی رو قطعی اعلام کنه.
فساد شدید مساوی صفر شدن ارزش تشخیصی لاشه نیستش حالا سوالهایی که میشه جواب داد عوض میشن و نوع نمونه ‌ای که برای هر سوال لازمه عوض میشه. اگر بافت تازه از بین رفته باشه هنوز استخوان و دندان برای شناسایی برآورد سن و بعضی بررسی‌های شیمیایی ارزش دارن. پوست و عضله عمقی میتونن برای استخراج ماده ژنتیکی استفاده بشن. چربی زیرپوستی و بعضی اندام‌ها برای بررسی بعضی آلاینده‌ های آلی هم قابل استفاده ‌ان. ریه مغز کبد کلیه و بافتهایی که قبلا درست تثبیت شدن ممکنه هنوز برای آسیب ‌شناسی و بعضی بررسیهای مولکولی قابل استفاده باشن. حتی اگر بافت تازه دیگه مناسب نباشه ولی باید پرسید آیا از اون بافت بلوک پارافینی آرشیوی باقی مونده یا نه چون تو بعضی بررسی‌های DNA و pcr هدفمند همین بلوک‌ها هنوز ارزش دارن. البته محدودیت رو هم باید گفت داریم چون هرچه فساد و مدت تثبیت و نگهداری بیشتر باشه کیفیت اسید نوکلئیک محدودتر میشه و برای RNA معمولا نمونه تازه یا منجمد ارزش بیشتری داره.
از طرف عفونی هم باید دقیق باشیم. وجود توالی ویروسی هم مساوی علت مرگ نمیتونیم در نظر بگیریم. از اون طرف اگر یک نمونه فاسد باشه یا تست روی بافت نامناسب انجام شده باشه و نتیجه ‌ای که به دست نیاد این به معنی رد بیماری نمیتونه باشه خب باید دقیقا مشخص باشه چه عامل یا پاتوژن در چه بافتی با چه روش و با چه کیفیت نمونه ‌ای بررسی شده. در سم‌ شناسی هم همین منطق بخوایم بررسی کنیم هم باید معلوم باشه چه آنالیت ‌هایی بررسی شدن، در چه بافتی با چه روش تحلیلی با چه حد تشخیص و با چه کنترل آلودگی.
حتی اگر سم یا عامل عفونی پیدا نشه باز باید معلوم باشه نتیجه واقعا منفی بوده یا نمونه اساسا غیرقابل ‌تفسیر بوده. اینا از نظر علمی زمین تا آسمان فرق دارن چون اگر نمونه به علت فساد شدید حجم ناکافی آلودگی یا تخریب ماده ژنتیکی توان تشخیصی نداشته باشه ما منفی نداریم ما غیرقابل ‌تشخیص داریم و نباید اینا رو تو گزارش یکی کنیم.
در خصوص بازسازی سابقه حیوان هم ایزوتوپهای پایدار مثل کربن و نیتروژن تو کلاژن استخوان محل دقیق مرگ رو به ما نمیدن ولی میتونن درباره رژیم غذایی جایگاه تغذیه‌ای و سابقه تغذیه‌ ای بلندمدتش اطلاعات بدن و کنار داده‌ های زیستی و مکانی برای تفکیک الگوهای جمعیتیشون یا فضایی مفید باشن.

اگر همه این صحبت هایی که کردیم نبود باید رفت سراغ یک عامل محیطی ویژه وسط دریا مثل انتشار متان از گسل که فرمودین. این یک فرضیه قابل طرحه ولی فعلا از خود این شواهد نتیجه نمیشه. برای فرضیه بیماری باید گفت چه داده‌ای اون رو تقویت میکنه چه داده‌ای رد میکنه و چه داده‌ای صرفا نامشخصه. برای فرضیه مسمومیت همین‌طور. برای غرق‌شدگی همین‌طور. برای محل منشأ لاشه هم همین‌ طور. هر فرضیه باید مجموعه شواهد مخصوص خودش رو داشته باشه نه اینکه از یک یافته واحد چند نتیجه مختلف استخراج کنیم.
و برای من مهمترین سؤال درباره اون چند لاشه‌ ای که تو ایران کالبدگشایی شدن اینه که برای هر کیس دقیقا چه چیزی ثبت و حفظ شده. چه بافت‌هایی برداشته شده. چه چیزی واقعا مثبت بوده. چه چیزی واقعا منفی بوده. چه چیزی به علت فساد غیرقابل‌تفسیر بوده. آیا ریه مغز کبد و کلیه تو بلوک آرشیو شدن. آیا پوست و عضله عمقی حفظ شده. آیا دندان و استخوان نگهداری شده. آیا نمونه آب هم‌زمان از محل کشف گرفته شده. آیا زنجیره نگهداری و انتقال نمونه ثبت شده. آیا عکس و مختصات و زمان دقیق کشف ثبت شده. دمای آب و شوری چطور. وضعیت شناوری یا غوطه‌وری چطور. امتیاز استاندارد تجزیه برای هر لاشه ثبت شده یا نه.

اگر اینا وجود داشته باشه حتی یک لاشه بسیار فاسد هم هنوز میتونه چند سؤال مستقل رو جواب بده.
اگر وجود نداشته باشه دیگه بخشی از داده اولیه‌ای که باید برای بازسازی واقعه ثبت میشده از دست رفته.

البته من با این گزاره که فساد شدید کار رو سخت کرده کاملا موافقم ولی با اینکه فساد شدید رو مساوی اینکه دیگه چیزی قابل فهم نیست، بدونم موافق نیستم. اتفاقا در همچین پرونده ‌ای با این میزان ابهام باید از چیزهایی که دیرتر از بین میرن استفاده کرد.
سیده سمانه نقیبی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۹:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
با تشکر از توضیحات کامل شما
راستش در مورد ارتباط بین میزان فساد و تخمین زمان مرگ که یک علم ثابت شده است و من حرفی برای گفتن ندارم. مدت زمان حداقل یک ماهه رو هم بنده از خودم نگفتم در مقالات خواندم.
ببینید فوکها پستانداران مهاجری هستند که در فصل بهار و تابستان در قسمت‌های عمیق‌تر و جنوبی دریای خزر تغذیه میکنند یعنی در سواحل ما و از پاییز و زمستان به سمت سواحل کم عمق و سرد شمالی برای زایمان و جفت گیری میروند. اگر یک سرچی بکنید هیچ تلفاتی از سواحل شمالی گزارش نشده. جایی که تعداد زیادی فوک در تماس نزدیک با هم روی صفحات یخی مشغول جفت گیری یا پوست اندازی هستند. قبول کنید که اگر عامل بیماری بود در آن جمعیت در معرض دید حتما گزارش میشد. اگر در سواحل ما هم بود همینطور .
جانور کوچکی هم نیست که طبق فرمایش شما لاشه دیده یا گزارش نشود و حیوان در راس هرم غذایی است و احتمال خورده شدن لاشه توسط حیوان دیگر تقریباً صفر است.
از طرفی زمان مرگ اغلب با زمان مهاجرت حیوان همخوانی دارد یعنی مرگ در منطقه ای دور از سواحل شمالی و جنوبی و در زمان مهاجرت رخ میده و لاشه هایی که با جریان آب به هر ساحل میرسند فاسد هستند و به طبع هر چه به انتهای تابستان نزدیکتر می‌شویم احتمال افزایش فساد لاشه بیشتر میشه.
اگر علاقمند هستید لطفاً مقاله «بررسی علل احتمالی مرگ فک‌های خزری» را از لینک زیر مطالعه بفرمایید در خدمتتان هستم
https://hakimemehr.ir/fa/news/86030
سیده سمانه نقیبی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۹:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
آقای دکتر اینکه عرض کردم در سواحل شمالی هیچگونه تلفاتی گزارش نشده منظورم مرگ و میر ناشی از بیماری که لاشه تازه فک تلف شده روی صفحات یخی در دسترس باشد بود وگرنه در تمام کشورهای همسایه وجود لاشه های فاسد فوک خزری در سواحل گزارش شده. به همین خاطر احتمال وقوع مرگ در نقطه ای دور از همه سواحل حدس زده شده
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
دکتر، بله بحث شده
الان شما اطلاع از وضعیت گزارشهای مؤسسه اکولوژی قزاقستان دارید؟ الان این رو داریم
https://kaspika.org/en/2026/01/05/on-death-of-caspian-seals-at-end-of-2025/

فرمودید داده نداریم الان اینجا تلفات وسیع در شمال و میانه خزر گزارش شده، در بررسی‌ های انجام‌ شده هم تعدادی از بیماریهای عفونی بررسی و منفی شده، ولی خب همون‌ طور که خود گزارشها میگن، این به معنی rule out کردن همه بیماریها در همه شرایط نیست.
از طرف دیگه الان گزارش رسمی قزاقستان از تلفات آکتائو رو هم داریم
https://www.fbrk.kz/en-gb/news/preliminary-causes-seal-deaths-coast-aktau-have-been-announced

اونجا preliminary cause رو آسفکسی اعلام کردند و ارتباط احتمالی با زلزله‌ های زیرابی و آزاد شدن گاز طبیعی رو مطرح کردند، ولی خودشون هم علت نهایی و اثبات‌ شده اعلامش نکردند. ضمن اینکه مشخص گفتند فکی که لاشه اش در آکتائو پیدا میشه هم معلوم نیست محل مرگ کجاست و همون جا نمرده و ممکنه از بخش دیگه ای از خزر با باد به ساحل رسیده باشه.
اینها هم یک سری از لاشه هاشون بسیار فاسد بوده نتونستند روی همه نمونه ها کار کنند

الان با روس ها صحبتی شده؟
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۸:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
اوه... من تازه کامنت دومتون رو دیدم، اوکی
ولی هنوز موضوع بحثمون سر جاش باقیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
4
1
در دنیایی که real time pcr پاتوژن های پوسیده ترین لاشه ها را هم شناسایی می کند، این بهانه دلیل محکمی بر بی سوادی های خیره سرانه است! بگویید نمی دانیم و با احترام خلاص شوید! کاری که دانشمندان روسی و کشورهای حاشیه دریای خزر هم می کنند ،شما که فارغ التحصیل دانشگاه های آزاد هستید بماند!!!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
ناشناس محترم، یا شما از تشخیص مولکولی (انواع PCR) چیزی نمی دانید یا مغرض هستید!!؛ در ضمن جناب آقای دکتر آقاپور، مدیرکل محترم دامپزشکی مازندان، دانش آموخته دوره روزانه دانشگاه دولتی شیراز هستند و همه دانش آموختگان دانشگاه آزاد، الزاماً آن گونه که شما توهین کردید، بی سواد نیستند!! با سوادی یا بی سوادی در دامپزشکی، فارغ از نوع دانشگاه، بیشتر به دانش جویی، دانش کاوی، مهارت آموزی عملی افراد، بستگی دارد.
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
الان ممیزها و سر ممیزهای پزشک قانونی بعد از 20اندی سال تجربه یک سری موضع ها رو miss میکنند، آیا بی سوادند؟ نه
براتون بذار یک مثال بزنم، گراف برای دانشجو رادیولوژیستمون میذاریم میگیم تشخیص بده چی میبینی، همه چیز رو میگه گونه جنس سال نوع شکستگی ولی یه چیز رو نمیگه
میگم بهش چرخه بیماری دیستمپر رو برای من توضیح بده، ببینم اصلا این عزیز دل بند بیماری رو میشناسه
میبینیم بله اشراف داره
حالا میگیم یه بار دیگه گرافی رو تحلیل کن، تازه موضع درگیر رو میبینه
این بچه بی سواد نبود، فقط نمیدید
مدیر هم قرار نیست پکیج کامل باشه
ناشناس
| Poland |
۱۸:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶
ناشناس|Iran (Islamic Republic of)|۱۴:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶به احترام جواب منطقی مصطفی قلاوند|Iran (Islamic Republic of)|۱۶:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶، بحث نمی کنم! در موضوع مدرک خریدن های مدیران دولتی هم چند ماه دیگر بادفاع از پایان نامه حضرات از دانشگاه آزاد و پیام نور مطلب بر شما هم آشکار خواهد شد!
در خصوص پاسخ مصطفی قلاوند|Iran (Islamic Republic of)|۱۷:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۶ هم بنا را بر حسن نیت ایشان می گذارم و نه دفاع ماستمالی کننده‌ای که امیدوارم نتایجش بعدا تاسفبارتر از امروز نشده باشد!!!! چون بنده هم معتقدم که باسوادی به کامل بودن نیست ! اما به اظهار نظر غلط و نسنجیده برای خودنمایی ،البته که باید گفت: هست!!
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
دکتر جان، فکر میکنم خطای شناختی اصلی شما اینجاست که اینکه PCR گاهی حتی از لاشه فاسد هم میتونه پاتوژن رو پیدا کنه، به این معنی نیست که اگر جواب PCR منفی شد پس بیماری حتما وجود نداشته، درسته؟
بنده ارجاع تون میدم به گایدلاین، هرچند برخی اوقات به دوستان میگم که مقالات رو هم بخونید چون از گایدلاین جلوتر میتونه باشه
https://www.woah.org/app/uploads/2025/03/en-2024-guidelines-disease-pathogen-toxin-surv-wildlife.pdf

ضمیمه 4 و 5
بخصوص جدول 5 صفحه 53 پاسخ به صحبتتون هستش

امیدوارم سلامت باشید
یا علی
ناشناس
| United States of America |
۱۴:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
مصطفی قلاوند|Iran (Islamic Republic of)|۰۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷،با احترام یادم نمی آیدکه جایی در باره نتیجه پی سی آر منفی چیزی نوشته باشم چون بسته به پرایمر و پروب و نوع پیی سی آر و البته پاتوژن ،تفاسیر نتایج و حساسیت و اختصاصیت این تست متفاوت خواهد بود! پس کمی درباره خطای شناختی بنده تجدید نظر بفرمایید،شایسته تر خواهد بود. اما این اختلاف نظر جزئی باعث نمی شود از نکته بینی های علمی و ارجاعات فنی شما به متون و گایدلاین های بروز و تخصصی تقدیر نکنم. ممنون از مطالب شما🙏
ف
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
0
0
به نظرم برای ادامه بحث همکارها میتونن از هوش مصنوعی برای ادامه نتیجه گیری مباحث بالا استفاده کنن ،البته به نظرم میشه
پاسخ ها
سیده سمانه نقیبی
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۸:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۸
به نظر من کاری از هوش مصنوعی برنمی‌آید متاسفانه.
نهایت کاری که میشه کرد اینه که همه کشورها با مشارکت هم یک منطقه امن برای مهاجرت فکها طراحی کنند یا بخشهای پرخطر را شناسایی و مانع ایجاد کنند که بسیار پرهزینه هست و حتما نیاز به تامین منابع مالی دارد
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه