
حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: بحث درباره حقوق حیوانات در جامعه ایران، اغلب میان دو برداشت افراطی گرفتار میشود؛ از یکسو گروهی هرگونه بهرهبرداری انسان از حیوان را مغایر حقوق او میدانند و از سوی دیگر، برخی مالکیت، نجاست یا بدون صاحب بودن حیوان را مجوزی برای رفتار نامحدود، بیتوجهی یا حتی آزار و کشتن آن تلقی میکنند. در این میان، فقه اسلامی با پیوندزدن «حق» و «تکلیف»، ضمن بهرسمیتشناختن امکان بهرهبرداری مشروع از حیوانات، انسان را در برابر حیات، آب، غذا، نگهداری، درمان و مصونیت آنان از آزار مسئول میداند.
«دکتر محمد لطفیزاده»، دامپزشک و روحانی، در گفتوگویی تفصیلی با پایگاه خبری «حکیم مهر»، ابعاد فقهی و اخلاقی رابطه انسان و حیوان را بررسی کرد و تأکید داشت که مالکیت انسان بر حیوان مطلق نیست و نجسبودن یک حیوان نیز هیچ ارتباطی با جواز خشونت یا بیتوجهی به آن ندارد. وی در این مصاحبه درباره حدود شرعی مقابله با حیوانات بلاصاحب و زیانرسان، پیامدهای غذارسانی بیضابطه به حیوانات شهری، مسئولیت صاحب حیوان در تأمین درمان، الزامات اخلاقی پرورش صنعتی، حملونقل و ذبح دام و طیور و حکم شکار و ماهیگیری تفریحی سخن گفت.
لطفیزاده همچنین با اشاره به موضوعات نوپدیدی مانند کلونسازی، اصلاح ژنتیکی و پیوند اعضای حیوانات، بر پویایی اجتهاد در فقه شیعه و ضرورت مشارکت دامپزشکان در تبیین علمی مسائل جدید تأکید کرد؛ هرچند خاطرنشان ساخت که پاسخ قطعی به بسیاری از مصادیق جزئی، به استفتای دقیق از مراجع تقلید و بررسی از سوی نهادهای دینی ذیصلاح نیاز دارد.
حکیم مهر: از منظر فقه اسلامی، حیوان مستقلاً صاحب «حق» است یا آنچه حقوق حیوانات نامیده میشود، درواقع مجموعهای از تکالیف شرعی انسان در برابر حیوان است؟
اصولاً حق و تکلیف، دو سوی یک سکهاند. وقتی از حق سخن میگوییم، قاعدتاً طرف دیگری که با صاحب آن حق در تعامل است، تکلیفی دارد که باید آن را ادا کند.
درباره حیوانات نیز اگر برای آنها حقوقی قائل هستیم ــ که هستیم ــ در مقابل، انسانها نیز تکالیفی دارند. برای مثال، حیوان حق دارد مورد آزار قرار نگیرد و هنگامی که انسانی حیوانی را نگهداری میکند، باید آب، غذا و دیگر نیازهای او را تأمین کند. اینها حقوقی هستند که حیوان به اراده الهی از آنها برخوردار شده و در تعالیم اسلامی نیز برای ما تعریف شدهاند؛ بنابراین ما مکلفیم وظایف خود را در برابر این حقوق ادا کنیم.
حکیم مهر: مهمترین حقوقی که فقه برای حیوان به رسمیت شناخته، چیست؟ آیا حق حیات، آب و غذا، درمان، پناهگاه، استراحت و مصونیت از آزار را نیز شامل میشود؟
در مجموعه تعالیم اسلامی، حقوق مختلفی برای حیوانات در نظر گرفته شده است. یکی از آنها حق نگهداری صحیح است. وقتی فردی حیوانی را نگهداری میکند، باید این حق را به رسمیت بشناسد، در قبال آن حیوان مسئولیتپذیر باشد و نیازهای ضروری او، از جمله آب و غذا، را حتماً تأمین کند.
حتی برخی از بزرگان، تأمین این نیازها را در زمره نفقه حیوان دانستهاند؛ یعنی حقی واجب که باید حتماً ادا شود. حق حیات نیز حقی است که خداوند متعال به هر موجود زندهای عنایت فرموده و دیگر موجودات، بهویژه انسان، موظفاند آن را به رسمیت بشناسند.
حکیم مهر: فقه درباره آزار حیوانات چه حکمی دارد؟
ما انسانها درباره مصونیت حیوانات از آزار، تکلیف ویژهای داریم و بههیچوجه به لحاظ شرعی مجاز نیستیم به آنها آزار برسانیم. در تعالیم اسلامی حتی درباره جزئیاتی مانند نزدن ضربه به صورت حیوان نیز سفارش شده است. بنابراین، اگرچه انسان در مواردی که شرع اجازه داده است میتواند از منافع حیوان استفاده کند، این بهرهبرداری به معنای برخورداری از حق آزاررساندن به حیوان نیست.
حکیم مهر: آیا مالکیت حیوان به صاحب آن اجازه میدهد درباره نگهداری، تولیدمثل، فروش یا کشتن حیوان هر تصمیمی بگیرد، یا مالکیت در فقه با محدودیتهایی همراه است؟
انسان مالکیت مطلقی بر حیوان ندارد که براساس میل و خواسته شخصی خود، هر رفتاری با او انجام دهد. حیوان موجودی زنده است و ما باید حقوقی را که خداوند متعال برای او قرار داده است، به رسمیت بشناسیم.
درباره تولیدمثل حیوانات نیز مسائل و نکات بسیاری قابل طرح است. برخی کارشناسان دینی و فقها این پرسش را مطرح کردهاند که آیا در دامداری صنعتی، مجازیم حیوانات را در سامانهای متراکم نگهداری کنیم و با استفاده از تلقیح مصنوعی، صرفاً با هدف تأمین منفعت مادی انسان، تولیدمثل آنها را افزایش دهیم؟
حکیم مهر: این پرسش در حوزه حیوانات خانگی و عقیمسازی چگونه مطرح میشود؟
در حوزه حیوانات خانگی نیز این پرسش وجود دارد که آیا انسان میتواند صرفاً براساس تصمیم خود، اقدامی را به حیوان تحمیل و او را عقیم کند یا خیر. این موضوع از منظر فقهی و شرعی قابل بحث است و برخی فقها نیز درباره آن دیدگاههایی مطرح کردهاند. درمجموع، مالکیت انسان بر حیوان مطلق نیست و نمیتواند مجوزی برای رفتار براساس میل، خواسته یا هواوهوس شخصی باشد.
حکیم مهر: تفاوت میان «نجسبودن» یک حیوان و ممنوعیت آزار آن چیست؟ آیا نجاست سگ میتواند بهانهای برای خشونت، کشتار یا بیتوجهی به درمان آن باشد؟
نجسبودن هیچ ارتباطی با مجازبودن آزار حیوان ندارد. بههیچوجه نمیتوان نجاست یک حیوان را مجوزی برای اذیتکردن، خشونت یا بیتوجهی به آن دانست.
نجاست یک حکم فقهی است که در اموری نیازمند طهارت کاربرد دارد. اگر تماسی با شرایط تعریفشده در احکام فقهی صورت بگیرد، باید تطهیر انجام شود؛ اما این حکم هیچ حقی برای آزاررساندن به حیوان ایجاد نمیکند.
حکیم مهر: آیا نجاست یک حیوان به معنای مضربودن یا بیماریزابودن آن است؟
خیر؛ نجسبودن حتی ارتباط مستقیمی با مفید یا مضربودن حیوان ندارد. برخی بهاشتباه تصور میکنند هر حیوانی که نجس است، الزاماً زیانآور نیز هست؛ درحالیکه چنین ملازمهای وجود ندارد.
برای مثال، خون در بدن انسان مادهای حیاتی و بسیار مفید است، اما در احکام فقهی نجس محسوب میشود. همچنین نمیتوان نجاست را الزاماً معادل بیماریزایی دانست. برای نمونه، ادرار از نظر شرعی نجس است، اما ممکن است عاری از عامل بیماریزا باشد. بااینحال، پرهیز و تطهیر شرعی باید انجام شود و قطعاً حکمتی در احکام مربوط به نجاست وجود دارد.
حکیم مهر: بنابراین، آیا میتوان نجاست سگ را صرفاً با احتمال انتقال بیماری توجیه کرد؟
به نظر میرسد نجاست سگ را نمیتوان صرفاً به بیماریزایی مرتبط دانست؛ بهگونهای که تصور کنیم با واکسیناسیون یا حذف عوامل بیماریزا، حکم نجاست نیز از بین میرود.
ممکن است اگر تعداد بیماریهای قابلانتقال از سگ به انسان را با بیماریهای قابلانتقال از گاو به انسان مقایسه کنیم، تعداد بیماریهای مشترک میان گاو و انسان بیشتر باشد؛ اما گاو از نظر شرعی نجس نیست و سگ نجس محسوب میشود. بنابراین روشن است که حکم نجاست، موضوعی فراتر از ملاحظات مادی، بیماریزایی و مفید یا مضربودن حیوان است و حکمتی دارد که در تعالیم اسلامی تعیین شده است.
حکیم مهر: در موضوع سگهای بلاصاحب، مرز شرعی میان حفاظت از حیوان و صیانت از سلامت و امنیت عمومی کجاست؟ کشتار این حیوانات در چه شرایطی میتواند مجاز یا غیرمجاز باشد؟
وقتی به سیره بزرگان خود نگاه میکنیم، میبینیم برخی عارفان و فقهای بزرگ حتی اگر متوجه میشدند مورچهای روی عبایشان قرار گرفته است، مسیر طیشده را بازمیگشتند تا آن مورچه را به محل اولیهاش برگردانند و مبادا راه خود را گم کند. این رفتار نشاندهنده میزان توجه و مراقبتی است که در تعالیم و سنت ما نسبت به موجودات زنده وجود دارد. حال این نگاه را با کشتن حیوانات، صرفاً به دلیل بدون صاحب بودن آنها، مقایسه کنید. قاعدتاً در اینجا ملاحظات شرعی مهمی وجود دارد و مجوزی نداریم که بدون دلیل و بلاوجه، حیوانات را بکشیم.
حکیم مهر: آیا در صورت ایجاد خطر برای انسان، مقابله منجر به کشتن حیوان میتواند مجاز باشد؟
در این زمینه یک استثنا وجود دارد و آن، زمانی است که حیوانات موذی، ضرر قابلتوجهی به انسان وارد کنند. مقابله با چنین حیواناتی نیز باید براساس روش و ضابطه مشخصی انجام شود. اگر اقدام موردنظر اجتنابناپذیر باشد و میان حفظ مصلحت انسان و زنده نگهداشتن حیوان تعارض ایجاد شود، ممکن است ناچار به انتخاب شویم.
اما خارج از چنین شرایطی، بهآسانی مجاز به کشتن حیوانات نیستیم؛ بهویژه صرف اینکه حیوانات در خیابان رها هستند، مجوزی برای کشتن آنها محسوب نمیشود.
حکیم مهر: چه روشهایی میتوانند جایگزین کشتار حیوانات بلاصاحب شوند؟
جمعآوری و مدیریت این حیوانات باید با روشهای دیگری انجام شود. بهسازی محیط، دفع سریع و صحیح پسماند، خودداری از غذارسانی به حیوانات بدون صاحب و عادتندادن آنها به دریافت غذا در محیطهای شهری، از جمله اقداماتی است که میتوان انجام داد. روشهای دیگری نیز برای مدیریت اصولی این حیوانات وجود دارد که باید مورد استفاده قرار گیرد.
حکیم مهر: غذارسانی بدون برنامه به حیوانات شهری، اگر موجب افزایش جمعیت، انتقال بیماری یا تعارض با مردم شود، از نظر فقهی کمک به حیوان محسوب میشود یا اقدامی مسئولیتآفرین است؟
امروزه توصیه علمی و نظر کارشناسان محیطزیست این است که غذادهی به حیوانات بدون صاحب، کار درستی نیست؛ زیرا میتواند در محیطزیست اختلال ایجاد کند. این دیدگاه با عقل نیز سازگار به نظر میرسد و آنچه با عقل سازگار است، به لحاظ شرعی نیز مورد توجه قرار میگیرد.
البته باید میان دو وضعیت تفاوت قائل شویم. گاهی فردی از سر دلسوزی با حیوانی بدون صاحب و درمانده مواجه میشود و برای نجات او مقداری غذا در اختیارش قرار میدهد؛ این یک موضوع است. اما اینکه فردی در یک کوچه، حجم زیادی غذا تهیه و بهطور مستمر توزیع کند و در نتیجه، جمعیت گربههای آن محدوده بهصورت تصاعدی افزایش پیدا کند، موضوع دیگری است.
چنین اقدامی نهتنها الزاماً کمک به حیوانات محسوب نمیشود، بلکه ممکن است اکوسیستم و تعادل جمعیتی حیوانات را نیز بر هم بزند و به محیطزیست آسیب وارد کند.
حکیم مهر: آیا خودداری صاحب حیوان از درمان ضروری به دلیل هزینه بالا، از نظر شرعی پذیرفته است؟
اینکه فردی نگهداری از یک حیوان را بپذیرد، اما در قبال آن مسئولیتپذیر نباشد، مورد تأیید شرع نیست. هم وجدان انسانی و هم تعالیم شرعی حکم میکنند که انسان باید وظایف خود را در برابر حیوانی که مسئولیت نگهداری از او را پذیرفته است، بهدرستی انجام دهد.
اگر حیوانی که از او نگهداری میکنیم بیمار شود، نمیتوانیم بگوییم از این مرحله به بعد دیگر مسئولیتی نداریم. چنین رویکردی مورد تأیید شرع نیست. انسان باید تا زمانی که مسئولیت نگهداری حیوان را بر عهده دارد، تمام تلاش خود را برای انجام صحیح این وظیفه به کار گیرد. رسیدگی به بیماریها، دردها و رنجهای حیوان نیز یکی از همین مسئولیتهاست.
حکیم مهر: در پرورش صنعتی دام و طیور، حملونقل، کشتارگاه و ذبح شرعی، آیا صرفاً رعایت ضوابط ذبح کافی است؟
در مسئله پرورش صنعتی، ذبح دام و طیور و دیگر موضوعات مشابه، میتوان برای دین یک کف و یک سقف در نظر گرفت. کف دین، احکام و بایدها و نبایدهای شرعی است. برای مثال، ذبح شرعی باید با شرایط خاص خود انجام شود و رعایت این شرایط نیز واجب است.
اما دین سقفی هم دارد که میتوان آن را اخلاق نامید. بنابراین، ضمن آنکه باید احکام را رعایت کنیم، باید بکوشیم خود را به سقف دین، یعنی اخلاق، نیز نزدیک کنیم.
حکیم مهر: آیا شرایط پرورش، تغذیه و حملونقل حیوانات نیز بخشی از این مسئولیت اخلاقی و دینی است؟
بله؛ تعالیم اخلاقی اسلام اقتضا میکند که به شرایط پرورش و نگهداری حیوان، غذادهی، حملونقل و دیگر نیازهای او توجه شود. در متون دینی نیز توصیههایی در این زمینه وجود دارد. بنابراین، مسئولیت ما در قبال حیوانات صرفاً به رعایت شکل ظاهری ذبح محدود نمیشود.
حکیم مهر: شکار تفریحی از نظر فقهی چگونه ارزیابی میشود؟
در شرع مقدس و تعالیم اسلامی، مجوزی برای شکار حیوان، ماهی یا هر موجود زنده دیگری صرفاً با هدف تفریح وجود ندارد. این حکم نیز تنها به شکار حیوانات بزرگ محدود نمیشود و ماهیگیری تفریحی را هم در بر میگیرد.
گاهی زندگی و تأمین معاش فرد به شکار وابسته است و او حیوان حلالگوشت را با رعایت شرایط شرعی شکار میکند؛ این موضوع با شکار تفریحی تفاوت دارد. همچنین اگر صیادی و ماهیگیری شغل و منبع معیشت فرد باشد، بحث جداگانهای مطرح میشود.
حکیم مهر: صید ماهی با هدف ثبت رکورد و سپس رهاکردن آن چه حکمی دارد؟
اینکه شکار یا ماهیگیری را به یک ورزش تفریحی تبدیل کنیم، ماهی را از آب بیرون بیاوریم، رکوردی ثبت کنیم و سپس دوباره آن را رها کنیم، موجب تحمیل رنج و استرس به حیوان میشود و از نظر شرعی صحیح نیست. ظاهراً فقهای ما نیز عمدتاً شکار تفریحی را با چنین تعریفی جایز نمیدانند.
حکیم مهر: آیا فقه موجود پاسخ روشنی برای مسائل جدیدی مانند کلونسازی، اصلاح ژنتیکی، پیوند اعضای حیوانات، تولید نژادهای دارای نقص جسمانی و تکثیر تجاری حیوانات خانگی دارد یا به اجتهادهای تازه با مشارکت دامپزشکان نیازمندیم؟
خوشبختانه اجتهاد در مذهب تشیع بسیار پویاست و باب اجتهاد نیز باز است. به همین دلیل، درباره مسائل جدیدی مانند کلونسازی، پیوند اعضا و دیگر فناوریهای نوین، چه در پزشکی انسانی و چه در دامپزشکی، ظرفیت زیادی برای بحث و استخراج احکام وجود دارد.
اتفاقاً دامپزشکی و پزشکی حیوانات میتواند زمینهای برای دستیابی به افقهای جدید در پزشکی انسانی نیز باشد. بازبودن باب اجتهاد باعث میشود در مواجهه با این تحولات، با بنبست روبهرو نشویم و دستکم بتوانیم تکلیف شرعی موضوعات جدید را مشخص کنیم.
حکیم مهر: دامپزشکان در فرایند بررسی فقهی این موضوعات چه نقشی میتوانند داشته باشند؟
مشورت با دامپزشکان در موضوعاتی که به دانش تخصصی آنان نیاز دارد، حتماً مفید و ضروری است. البته هر مسئله باید بهصورت دقیق و متمرکز بررسی شود.
هرجا دامپزشکان احساس میکنند موضوعی جدید نیازمند تبیین فقهی است، میتوانند وارد بحث شوند، ابعاد علمی و تخصصی آن را بهدرستی توضیح دهند و مشورتهای لازم را در اختیار فقها قرار دهند. هنگامی که موضوع بهصورت صحیح تبیین شود، میتوان از دل احکام اسلامی و شرع مقدس، پاسخ روشنتری برای مسائل و افقهای تازه پیش رو استخراج کرد.
حکیم مهر: در پایان، اگر نکتهای باقی مانده است، بفرمایید.
ممکن است برخی پاسخهای من به دلیل گستردگی موضوع، قدری بدون تمرکز بیان شده باشند. بعضی پرسشها نیز بسیار جزئی و تخصصی بودند و هرکدام استثناها و اقتضائات خاص خود را دارند.
به نظر میرسد برای دریافت پاسخ قطعی درباره چنین مسائلی، باید استفتای دقیق و جزئی از دفاتر مراجع معظم تقلید انجام شود. همچنین میتوان از دفتر نمایندگی ولیفقیه در سازمان دامپزشکی کشور یا نمایندگی ولیفقیه در وزارت جهاد کشاورزی درخواست کرد که این پرسشها را بهصورت دقیق بررسی و پاسخ دهند.
ممکن است پاسخگویی قطعی به برخی از این موضوعات در محدوده صلاحیت، اختیار یا دانش من نباشد و حتی احتمال دارد بعضی از مطالبی که بیان کردم، نیازمند بررسی و اصلاح بیشتر باشد. بااینحال، چون شما این پرسشها را مطرح کردید، مجموعه مطالبی را که در این زمینه میدانستم، ارائه کردم و امیدوارم مفید واقع شده باشد.
ممنون بابت تبیین مسائل فقهی دامپزشکی. همین اقدامات خوب است که ماندگار خواهد شد.
|
فقه ترمینولوژی اصطلاحات است در مورد آیات الحکام قرآن مجید . اینکه همه چیز را به حلال و حرام تقسیم بندی کنید و دایره نفوذ و اظهار نظر را بدون حد و مرز رها سازید اسمش فقه نیست بلکه اسمش دخالت غیرمجاز در سایر علومی است
جناب دکتر در مسائلی مثل صید لهوی و اخصا الحیوان، آیا بهتر نیست بین حکم شرعی و دیدگاه اخلاقی تفکیک صریحتری داشته باشیم؟
مرغ را در یک قفس کوچک می اندازیم و مثل یک سلول دو سال زندانی می کنیم!؟!
|
قابل تامله
|
شما نخور!
حکیم مهر در کمال خونسردی کامل تمام کامنتهای توهین آمیز بنده را سانسور کرد .
|
بابا اگر مرد نیستی حداقل شرف داشته باش. من نوشتم کامنتهای بی ادبانه به همکاران دامپزشک و رسانه حکیم مهر شما ادیت کردی توهین آمیز .
اختلاف بین علما در مسائل زیاد است. هیچ اجماعی نیست
|
در بیش از ۹۵ درصد اختلافی نیست ... تفاوت نظر به روش علمی در ۵ درصد موارد و آنهم در جزئیات هست.