
یک روز بدون دامپزشکی...
اگر دامپزشکی فقط برای درمان حیوانات بود، نبودنش چندان مهم نبود...
دکتر وحید قاسمآبادی – کارشناس بخش دولتی استان کردستان
ساعت هفت صبح است. یک خانواده دور سفره صبحانه نشستهاند. نان، پنیر، تخممرغ و یک لیوان شیر روی میز است. کودک خانواده، بیخبر از آنچه پیش از رسیدن این مواد غذایی به سفره اتفاق افتاده، صبحانهاش را میخورد و آماده رفتن به مدرسه میشود. هیچکس در آن لحظه به دامپزشکی فکر نمیکند.
و شاید این، طبیعیترین اتفاق ممکن باشد.
حالا فقط برای یک روز تصور کنیم دامپزشکی وجود نداشته باشد. نه برای همیشه؛ فقط برای ۲۴ ساعت. نه خبری از تشخیص و درمان بیماریهای دام و طیور باشد، نه واکسیناسیونی انجام شود، نه آزمایشگاهی فعالیت کند، نه نظارتی بر جابهجایی دام و فرآوردههای خام دامی وجود داشته باشد و نه کسی در کشتارگاه، مرغداری، دامداری، مراکز عرضه و دیگر حلقههای این زنجیره، وظیفهای را که بر عهده دارد انجام دهد. در ساعات نخست، احتمالاً اتفاق خاصی رخ نمیدهد. همان خانواده صبحانهاش را میخورد. خیابانها شلوغ میشوند. مغازهها باز میشوند. دامدار به دامهایش سر میزند. مرغداری به کار خود ادامه میدهد و زندگی، ظاهراً همان مسیر همیشگی را طی میکند. اما مشکل دقیقاً همینجاست. وقتی هیچ اتفاقی نمیافتد.
بخش مهمی از کار دامپزشکی برای آن انجام میشود که اتفاقی نیفتد. بیماریای شیوع پیدا نکند. یک بیماری از حیوان به انسان منتقل نشود. محمولهای ناسالم وارد چرخه مصرف نشود. بیماری در یک گله یا واحد پرورشی گسترش پیدا نکند. تلفات سنگین رخ ندهد. تولید یک واحد دامی متوقف نشود و غذایی که به سفره مردم میرسد، مسیر مطمئنی را از نظر سلامت طی کرده باشد. به همین دلیل، نبودن دامپزشکی شاید در نخستین ساعتها چندان به چشم نیاید؛ همانطور که نبودن بسیاری از سیستمهای پیشگیرانه تا زمانی که مشکلی ایجاد نشده، دیده نمیشود. اما ساعتها که میگذرند، نخستین حلقههای این زنجیره آرامآرام از هم فاصله میگیرند. در یک واحد دامداری، دام بیماری وجود دارد که کسی برای تشخیص آن اقدام نکرده است. در یک مرغداری، افزایش تلفات آغاز شده، اما کسی برای بررسی علت آن حضور ندارد. محمولهای جابهجا میشود که بررسیهای لازم درباره وضعیت بهداشتی آن انجام نشده است. در آزمایشگاهی، نمونهای که میتوانست هشدار یک بیماری را پیش از گسترش آن آشکار کند، بررسی نمیشود. در نقطهای دیگر، واکسیناسیونی که باید انجام میشد، انجام نشده است. هیچکدام بهتنهایی شاید یک فاجعه نباشند. اما سلامت عمومی، دقیقاً از کنار هم قرار گرفتن همین جزئیات کوچک ساخته میشود.
اینجاست که یک واقعیت مهم خود را نشان میدهد: دامپزشکی فقط درمان حیوان بیمار نیست. دامپزشکی مجموعهای از دانش، تجربه، نظارت، پیشگیری، تشخیص، آزمایش، مراقبت و اقدام است که از دامداری و مرغداری آغاز میشود و در نهایت میتواند به سلامت انسان برسد. در این مسیر نیز یک نفر بهتنهایی همه کارها را انجام نمیدهد. دامپزشکی یک کار تیمی است. دامپزشکی که تشخیص میدهد، کارشناس و نیرویی که برنامهریزی و نظارت میکند، تکنسین و کاردانی که در میدان حضور دارد، واکسیناتوری که در روستاها و واحدهای پرورشی فعالیت میکند، نیروهای آزمایشگاهی که گاهی پیش از آنکه بیماری دیده شود نشانههای آن را پیدا میکنند، نیروهای اجرایی و اداری که چرخ این مجموعه را میچرخانند و بسیاری از نیروهای دیگری که شاید نامشان کمتر شنیده شود، هر کدام بخشی از این زنجیرهاند. هیچکدام بهتنهایی «دامپزشکی» نیستند؛ اما بدون مجموعه آنها، دامپزشکی نیز آن چیزی نخواهد بود که باید باشد. شاید یکی از خطاهای رایج ما این باشد که وقتی از دامپزشکی صحبت میکنیم، تصویر یک فرد را در ذهن بیاوریم؛ در حالی که پشت بسیاری از خدماتی که با عنوان دامپزشکی شناخته میشوند، یک بدنه بزرگ و متنوع حرفهای ایستاده است. بدنهای که بخشی از آن در مطب و کلینیک دیده میشود، بخشی در دامداری و مرغداری، بخشی در آزمایشگاه، بخشی در کشتارگاه، بخشی در روستاها و مناطق دورافتاده، بخشی در مراکز تحقیقاتی و آموزشی و بخشی پشت میزهای اداری و نظارتی. ممکن است مردم بعضی از این افراد را هرگز نبینند اما ندیدن، به معنای نبودن نیست. وقتی واکسیناسیون بهموقع انجام میشود و بیماری گسترش پیدا نمیکند، خبر خاصی ساخته نمیشود. وقتی یک بیماری در مراحل اولیه شناسایی و کنترل میشود، شاید کسی متوجه نشود چه اتفاقی میتوانست رخ دهد. وقتی زنجیره تولید و عرضه فرآوردههای خام دامی با نظارت صحیح ادامه پیدا میکند، مردم فقط محصول سالم را میبینند، نه مجموعه اقداماتی را که پشت آن قرار داشته است. وقتی یک بیماری مشترک میان انسان و حیوان پیش از آنکه به یک بحران تبدیل شود، شناسایی و کنترل میشود، شاید کمتر کسی بپرسد چه کسانی مانع وقوع آن شدند. موفقیت در بسیاری از بخشهای دامپزشکی شبیه نگهبانی است که وقتی وظیفهاش را بهخوبی انجام داده، اتفاقی برای تعریف کردن ندارد. اما اگر همان نگهبان یک شب سر پست نباشد، ممکن است صبح، همه متوجه اهمیت حضورش شوند.
اینجاست که دامپزشکی از مرز حیوان عبور میکند. بیماریها مرزهای اداری و عنوانهای شغلی را نمیشناسند. غذا نیز چنین مرزی ندارد. سلامت انسان، حیوان و محیطزیست به یکدیگر متصلاند. به همین دلیل، دامپزشکی در دنیای امروز فقط درباره حیوانات نیست؛ بخشی از منظومه بزرگتر سلامت جامعه است. البته قرار نیست با حذف دامپزشکی برای ۲۴ ساعت، فردای آن روز جهان با یک فاجعه روبهرو شود. مسئله این نیست. مسئله این است که زندگی امروز ما بر مجموعهای از مراقبتهای روزانه، پیشگیرانه و گاه نامرئی بنا شده است؛ مراقبتهایی که تا زمانی که درست انجام میشوند، کمتر به چشم میآیند. دامپزشکی یکی از همین مراقبتهای نامرئی است و شاید به همین دلیل است که جامعه هنوز آنگونه که باید، با گستره واقعی این حرفه آشنا نیست.
دامپزشکی یک نفر نیست. بسیاری هنوز وقتی نام دامپزشکی را میشنوند، نخستین تصویرشان حیوان بیماری است که برای درمان نزد دامپزشک آورده شده است. این تصویر اشتباه نیست اما کامل هم نیست. پشت آن حیوان، یک دامدار قرار دارد؛ پشت دامدار، یک واحد تولیدی؛ پشت آن واحد، زنجیرهای از خدمات بهداشتی و نظارتی؛ پشت فرآوردهای که به بازار میرسد، مجموعهای از کنترلها؛ و پشت همه اینها، انسانهایی قرار دارند که هر کدام در جای خود بخشی از مسئولیت سلامت را بر عهده گرفتهاند پس شاید بهتر باشد در روز ملی دامپزشکی، فقط از یک عنوان شغلی تقدیر نکنیم. از یک مجموعه انسانی یاد کنیم؛
از کسانی که در گرمای تابستان و سرمای زمستان به واحدهای دام و طیور میروند.
از کسانی که در آزمایشگاه، نمونهای را بررسی میکنند که شاید نتیجه آن مسیر یک بیماری را تغییر دهد.
از کسانی که در روستاها و مناطق دوردست، برای واکسیناسیون و پیشگیری فعالیت میکنند.
از کسانی که در کشتارگاهها و مراکز مرتبط با زنجیره غذا، مسئولیتی بر عهده دارند که شاید مصرفکننده هرگز آن را نبیند.
از کارشناسان، تکنسینها، کاردانها، واکسیناتورها، نیروهای اجرایی، آزمایشگاهی، اداری.
و همه کسانی که بخشی از این زنجیرهاند.
و البته از دامپزشکان نیز؛ بهعنوان بخشی مهم از این مجموعه.
دوباره به همان سفره برگردیم
حالا به همان صبح برگردیم. خانواده هنوز دور همان سفره نشستهاند. کودک، بدون اینکه چیزی درباره این زنجیره طولانی بداند، آخرین جرعه شیرش را مینوشد و از خانه بیرون میرود. همه چیز عادی است. همان چیزی که باید باشد و شاید این بار، اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، بفهمیم که عادی بودن همیشه به معنای ساده بودن نیست. گاهی پشت یک روز عادی، هزاران اقدام کوچک و بزرگ قرار دارد که برای جلوگیری از یک روز غیرعادی انجام شدهاند و شاید یکی از مهمترین موفقیتهای دامپزشکی همین باشد: اتفاقی نیفتد که کسی مجبور شود بپرسد چه کسی باید جلوی آن را میگرفت.
۱۴ مهر، روز ملی دامپزشکی، فرصتی است برای دیدن کسانی که سالهاست بخشی از سلامت جامعه را پاس میدارند؛ حتی وقتی جامعه، آنها را نمیبیند.
روز ملی دامپزشکی بر همه اعضای خانواده بزرگ دامپزشکی گرامی باد.
مهر ماه ۱۴۰۵
متاسفم که یک دامپزشک اینقدر بخش پایه و اساسی دامپزشکی رو که پیشگیری و درمان بیماریهاست کم اهمیت و کوچک ترسیم میکنه.
اولین مسئولیت و مهمترین مسئولیت دامپزشکی، همان پیشگیری از بیماری حیوانات و درمان حیوانات بیمار است. یعنی کاری که هیچکس غیر از دامپزشک نمیتواند مدعی آن باشد.
بسیار زیبا نوشتید احسنت
ایشون هم از خیل عظیم دامپزشکانی هست که در کنکور پزشکی قبول نشد و آمد دامپزشکی و حالا میخواد زورکی بحث بهداشتی و نظارتی فرآورده های خام دامی رو بزرگنمایی بی انتها بکنه.
|
در تایید و تکمیل فرمایش شما، مشکل ما دقیقا چنین دامپزشکانی هستند که بخش وظیفه ذاتی دامپزشکی در دام زنده (قبل کشتار) رو تعمداً نادیده می گیرند و فقط می چسبند به بخش فراورده (بعد کشتار) که متولی های دیگری هم داره و بخش تمیز کاره ؛ چون از کار کلینیکی دامپزشکی، به دلیل سختی کار و دشواری تشخیص بیماری براشون، بیزار هستند!!
سلام
انصافاً قلم به زیباترین حالت ممکن به رشته تحریر درآمده است و متن گویای همه چیز است. بطور خلاصه اما غنی و پرمعنا صفر تا صد تلاشهای مجموعه دامپزشکی را بیان نمودهاید تا همگان بدانند سازمانی کوچک ولی حرفهای و پرمشغله، تا چه اندازه حافظ سلامت عمومی جامعه است. امیدوارم روابط عمومی سازمان دامپزشکی چنین متون زیبا و گویایی را در رسانههای کثیرالانتشار نشر دهد و حق مطلب ادا شود.
درود بر شما عالی بود👏👏👌👌
کاملا بیمعنیست؛ مثل این است که بگوییم »اگر پزشکی فقط برای درمان انسانها بود، نبودنش چندان مهم نبود«!!
حالا دامپزشکی تمرکزش روی چی هستش؟ پیشگیری، مدیرتی ریسک، تولید و بهرهوری درسته؟
اگر سوال کنیم دامپزشکی در شرایط عادی چه مقدار ارزش و تولید برای جامعه حفظ میکنه جواب چی میتونه باشه؟